گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:
الذُّنوبُ الدّاءُ، و الدَّواءُ الاستغِفارُ، و الشِّفاءُ أن لا تَعودَ.
گناهان بیماری‎اند و دارو استغفار است و شفایش به این است که به گناه باز نگردند.
با توجه به حدیث شریف بیماری جامعه ما و افراد آن گناه است و بدترین بیماری آن است که صاحب آن از وجودش مطلع نباشد یا آنرا بیماری نداند.
سعی بنده این است که به عنوان یک طلبه علوم دینی به انجام وظیفه در جبهه جهاد جنگ نرم به معرفی مصادیق، ریشه ها و علل بروز گناهان، آثار و عواقب دنیوی و اخروی، معرفی راه های پیشگیری و درمان گناه بپردازم.
در ضمن محوریت با بحثهای گناهان شایع و مبتلی به است.
باشد که مرضی رضای پروردگار متعال و باعث خشنودی مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.

جستجو با گوگل



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
ترجمه وبلاگ به سایر زبانها
كانال‌هاي ما

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
  • ۱۴۷۸ نمایش
  • همان قدر که بی حیایی زن ها در بی حجابی آنها تاثیر دارد دو چندان آن بی غیرتی مردها دخیل است!

    یکی از ویژگیهای شایسته و متعالی، «غیرت» است. این واژه در لغت یعنی «نَفْرَةُ طَبِیعَةٍ تَکونُ عَنْ بُخْلِ مُشَارِکَةِ الْغَیرِ فِی اَمْرِ مَحْبِوبٍ لَهُ؛[1] غیرت، یعنی آنکه سرشت و طبیعت انسان از مشارکت غیر، در امر مورد علاقه ‏اش نفرت داشته باشد».

    این لغت در اصطلاح، یعنی:

    آنکه کسی نسبت به ناموس خود و همسر خود، تا آنجا اهتمام ورزد که به دیگری اجازه تعرّض به حریم خویش ندهد.

    امیر مؤمنان‏ علیه السلام می‏فرماید: «اِنَّ اللّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَیمْقُتُ الرَّجُلَ یدْخَلُ عَلَیهِ فِی بَیتِهِ فَلاَ یقَاتِلُ؛[2]  خداوند تبارک و تعالی دشمن می‏دارد مردی را که به خانه ‏اش هجوم آورده ‏اند و او دفاع نکند.‌»

    امام صادق‏ علیه السلام نیز فرمود: «اِنَّ اللّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی غَیورٌ یحِبُّ کُلَّ غَیورٍ وَ لِغَیرَتِهِ حَرَّمَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ؛[3]  خداوند تبارک و تعالی غیرتمند است و هر غیرتمندی را دوست می‏دارد، و برای همین غیرت است که فواحش را حرام کرده است؛ چه ظاهر باشد و چه پنهان.‌»

    نمونه ای از اوج غیرتمندی سالار شهیدان‏ علیه السلام را در واپسین لحظه ‏های حیات پربار آن حضرت می‏بینیم. آن‏گاه که متوجه تعرّض لشکر دشمن به خیام حرم شد، بانگ برآورد و در خطاب به آنان فرمود:

    «وَیلَکُمْ یا شِیعَةَ آلِ اَبِی سُفْیانٍ اِنْ لَمْ یکُنْ لَکُمْ دِینٌ وَ کُنْتُمْ لاَ تَخَافُونَ الْمَعَادَ، فَکُونُوا اَحْرَاراً فِی دُنْیاکُمْ اِنِّی اُقَاتِلُکُمْ وَ تُقُاتِلُونَنِی وَ النِّسَاءُ لَیسَ عَلَیهِنَّ جُنَاحٌ فَامْنَعُوا عُتَاتِکُمْ وَ جُهَّالِکُمْ وَ طُغَاتِکُمْ مِنَ التَّعَرُّضِ لِحَرَمِی مَا دُمْتُ حَیاً؛[4]

     وای بر شما ای پیروان آل ابی سفیان! اگر دین ندارید و از روز معاد ترس ندارید، پس دست کم در دنیای خود آزادمرد باشید. من با شما جنگ می‏کنم و شما با من می‏جنگید. زنان که گناهی ندارند. تا من زنده هستم نگذارید سرکشان و نادانان و طاغیان شما، متعرّض حرم من شوند.‌»

    «باری، بنی هاشم، غیرتمندان روزگار خویش بودند، و جوانان بنی هاشم پیوسته اهل بیت امام حسین‏ علیه السلام را در طول سفر به کربلا محافظت می‏کردند. شبها نیز با حراست این جوانان به‏ویژه قمر بنی هاشم، زنان حرم آسوده و بی‏هراس می‏خفتند. امام حسین‏علیه السلام روز عاشورا خانواده و دختران و خواهران خود را توصیه کرد که پس از شهادتش گریبان ندرند و چهره مخراشند و پیش دشمنان صدایشان را به گریه بلند نکنند.

    همچنین این غیرت دینی او و یارانش بود که زمینه‏ساز آن حماسه بزرگ شد. یاران شهیدش نیز غیرتشان اجازه نداد که امام و اهل بیت ایشان را در صحرا و میان انبوه دشمن رها کنند و خود، در پی زندگی و عافیت خویش روند. پیروان عاشورا، هم درس عفاف و حجاب را به عنوان «غیرت ناموسی» از کربلا می‏آموزند، هم دفاع از مظلوم و نصرت حق و مبارزه با باطل و بدعت را به عنوان «غیرت دینی» از حماسه‏آفرینان کربلا الهام می‏گیرند.‌«[5]

    آن‏گاه که سالار شهیدان‏ علیه السلام با اهل حرم وداع فرمود و اراده رفتن به میدان کرد، دختر سه ساله خود را بوسید و آن طفل، از شدت تشنگی فریاد برآورد: «یا اَبَتَاهُ الْعَطَشَ» آن حضرت فرمود: «ای دختر کوچک من! صبر کن تا برایت آبی بیاورم.‌» پس آن حضرت روانه میدان شد و به سوی فرات رفت؛ اما در این هنگام، مردی از سپاه کوفه آمد و گفت: ای حسین! لشکر به خیمه‏ ها حمله کردند.‌»

    آن حضرت پیش از آنکه به فرات رود، برای حفاظت و دفاع از حریم اهل بیت و ساکنان خیمه‏ ها، خود را به سرعت به خیمه ‏ها رسانید. آن دختر کوچک به استقبال پدر آمد و گفت: «ای پدر مهربان! برای من آب آورده‏ای؟» امام از شنیدن این سخن، اشک از دیدگانش جاری شد و فرمود: «عزیزم! به خدا سوگند که تحمل تشنگی و بیقراری تو بر من دشوار است.‌»

    پس بر پیشانی او دست کشید و وی را تسلّی داد و چون امام خواست از خیمه‏ ها بیرون رود، آن طفل به سوی امام دوید و دامان پدر را گرفت. امام فرمود: «فرزندم به زودی نزد تو خواهم آمد.‌»[6]

     


    [1] . مجمع البحرین، طریحی، تهران، مرتضوی، دوم، 1362 ش، ج 3 و 4، ص 432 (واژه «غیر»).

    [2] . التهذیب، شیخ طوسی، بیروت، دار التعارف، اوّل، 1401 ق، ج 6، ص 157.

    [3] . مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، حسن بن فضل بن حسن طبرسی، قم، دار الثقلین، اوّل، 1379 ش، ص 489

    [4] . لهوف، ص 138.

    [5] . پیامهای عاشورا، جواد محدّثی، قم، زمزم هدایت، هفتم، 1385 ش، ص 96 و 97.

    [6] . مخزن البکاء، ملا صالح برغانی، (بدون شناسنامه)، ص 70 (مجلس نهم).

    https://cafebazaar.ir/app/Ghunah.Shenasi/?l=fa

    social code

    كانال گناه شناسي در تلگرام

    توصيه مي كنم حتما در اين كانال عضو شويد!

    https://telegram.me/c313fadaii