گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:
الذُّنوبُ الدّاءُ، و الدَّواءُ الاستغِفارُ، و الشِّفاءُ أن لا تَعودَ.
گناهان بیماری‎اند و دارو استغفار است و شفایش به این است که به گناه باز نگردند.
با توجه به حدیث شریف بیماری جامعه ما و افراد آن گناه است و بدترین بیماری آن است که صاحب آن از وجودش مطلع نباشد یا آنرا بیماری نداند.
سعی بنده این است که به عنوان یک طلبه علوم دینی به انجام وظیفه در جبهه جهاد جنگ نرم به معرفی مصادیق، ریشه ها و علل بروز گناهان، آثار و عواقب دنیوی و اخروی، معرفی راه های پیشگیری و درمان گناه بپردازم.
در ضمن محوریت با بحثهای گناهان شایع و مبتلی به است.
باشد که مرضی رضای پروردگار متعال و باعث خشنودی مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.

جستجو با گوگل



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
ترجمه وبلاگ به سایر زبانها
كانال‌هاي ما

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها

داستان واقعی تاجر چهار زنه

پنجشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۴، ۰۶:۲۹ ب.ظ
  • ۱۲۴۴ نمایش
  • روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت . زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می کرد. بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد.

    زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد . پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد.

    واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشکلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.

    اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود . با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.

    روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت :

    " من اکنون 4 زن دارم ، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت ، چه تنها و بیچاره خواهم شد !"

    بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند . اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت :

    " من تورا از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟"

    زن به سرعت گفت :" هرگز" همین یک کلمه و مرد را رها کرد.

    ناچاربا قلبی که به شدت شکسته بود نزد زن سوم رفت و گفت :

    " من در زندگی تو را بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟"

    زن گفت :" البته که نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است . تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم " قلب مرد یخ کرد.

    مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت :

    " تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر ، می توانی در مرگ همراه من باشی؟

    زن گفت :" این بار با دفعات دیگر فرق دارد . من نهایتا می توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ ،...متاسفم!" گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.

    در همین حین صدایی او را به خود آورد :

    " من با تو می مانم ، هرجا که بروی" تاجر نگاهش کرد ، زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ، انگار سوء تغذیه بیمارش کرده باشد .غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت :" باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت بودم ..."

    در حقیقت همه ما چهار زن داریم !

    الف : زن چهارم که بدن ماست . مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ ، اول از همه او ترا ترک می کند.

    ب: زن سوم که دارایی های ماست . هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.

    ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.

    د: زن اول که اعمال و توشه آخرت ماست. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می کنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است.

    این داستان واقعیی بسیاری از ما انسانهاست!!

    حضرت علی (علیه السلام) می‏فرمایند: هنگامی که کسی می‏میرد و در آخرین روز دنیا و اولین روز آخرت قرار می‏گیرد، و فرزند و مال و عملش در مقابل او تجسم و تمثل پیدا می‏کند، او متوجه به ماش می‏شود و می‏گوید: من خیلی نسبت به تو حریص بودم و با تمام حرص و ولع تو را جمع کردم اکنون که دستم از دنیا کوتاه شده سهم من از تو چه مقدار است؟ مال می‏گوید: به اندازه یک کفن، کفنت را از من بگیر و برو.
    سپس متوجه فرزندانش می‏شود و می‏گوید: والله من خیلی شماها را دوست می‏داشتم و خیلی از شما حمایت می‏کردم الان سهم و نصیب من در پیش شما چیست؟ می‏گویند: همین مقدار که تو را پیش قبرت ببریم و در قبر گذاریم. آنگاه به سوی عملش متوجه می‏شود و می‏گوید: والله من خیلی در مورد تو سختی و محرومیت کشیدم و تو برای من خیلی سنگین و دشوار بودی اکنون من در پیش تو چه دارم؟ می‏گوید: من قرین و رفیق تو هستم در قبرت و در روزی که محشور می‏شوی تا اینکه من و تو بر پروردگارت عرضه شویم. (کتاب «پس از مرگ چه می‏گذرد؟»/مهدی فربودی  به نقل از بحار، ج 6، ص 225)

    https://cafebazaar.ir/app/Ghunah.Shenasi/?l=fa

    social code

    كانال گناه شناسي در تلگرام

    توصيه مي كنم حتما در اين كانال عضو شويد!

    https://telegram.me/c313fadaii

    نظرات (۵)

    تشکر
    پاسخ:
    موفق باشید
    علیک سلام.حق با شماست جناب.به هر حال ممنون.من خیلی از مطالبتون رو چون ایمیل میاد برام میخونم.ولی خب اینترنت کنتور داره سریع می خونم رد میشم و اغلب نظر نمیذارم.اما گاهی تا نظری نذارم انگاری کامل یاد نمی گیرم.
    پاسخ:
    سلام و درود بر شما
    موفق و پیروز باشید
    من زن سومی ندارم.مگه میشه آدم زن چهارم رو داشته باشه ولی زن سوم نداشته باشه؟
    از مفهوم مطلب هم از ظاهرش که زن اول وفادار تره و هم از باطنش که فرمودید ممنون ام.
    اما در دسته بندی مفاهیم همتای مثالی که زدید زیاد دقت به خرج ندادید پول را همه ندارند.
    اما کس و کار را اکثریت انسانها دارند و بدن را هم همه دارند و ره توشه هم کم و بیش دارند.
    پس به ترتیب من بچینید:اول آن چیز که همه ممکن است نداشته باشند بعد آنچه همه دارند.
    پاسخ:
    با سلام و درود
    منظور از دارایی ثروت نیست، چه بسیارند افراد فقیری که به داشته هایشان بیشتر از افراد ثروتمند وابسته اند.
    یا علی
    ایول
    خیلی تاثیر داشت نتیجش
    ۲۳ آبان ۹۴ ، ۱۰:۰۳ محمد محمدی
    با سلام...
    مطلب شما با ذکر منبع انتشار داده شد. همچنین وبلاگ شما پیوند داده شده است. لطفا وبلاگ ما را پیوند نموده و با ما در تماس باشید.
    موفق و پیروز باشید.
    پاسخ:
    سلام
    با افتخار لینک شدید