گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:
الذُّنوبُ الدّاءُ، و الدَّواءُ الاستغِفارُ، و الشِّفاءُ أن لا تَعودَ.
گناهان بیماری‎اند و دارو استغفار است و شفایش به این است که به گناه باز نگردند.
با توجه به حدیث شریف بیماری جامعه ما و افراد آن گناه است و بدترین بیماری آن است که صاحب آن از وجودش مطلع نباشد یا آنرا بیماری نداند.
سعی بنده این است که به عنوان یک طلبه علوم دینی به انجام وظیفه در جبهه جهاد جنگ نرم به معرفی مصادیق، ریشه ها و علل بروز گناهان، آثار و عواقب دنیوی و اخروی، معرفی راه های پیشگیری و درمان گناه بپردازم.
در ضمن محوریت با بحثهای گناهان شایع و مبتلی به است.
باشد که مرضی رضای پروردگار متعال و باعث خشنودی مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.

جستجو با گوگل



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
ترجمه وبلاگ به سایر زبانها
كانال‌هاي ما

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
  • ۱۱۰۱ نمایش
  • مدینه، شبى را به یاد مى ‏آورد که کاروان حیا با تمام شکوه و جلال به سوى مکه روانه شد. آن شب از شبهاى ماه رجب بود که کاروانى مجلل از مدینه بیرون رفت; در حالى که دو بانوى «حیا» و عفت را جوانان بنى‏ هاشم و در راس همه سید جوانان اهل بهشت احاطه نموده بودند . در قطعه‏اى تاریخى، راوى چنین نقل مى‏کند:

    «چهل محمل را دیدم که با پارچه‏ هاى حریر [ابریشم] و دیباج زینت‏ شده بودند . در این وقت امام حسین علیه السلام دستور داد بنى هاشم زنهاى محرم خود را سوار بر محملها نمایند، پس در این حال من نظاره مى‏ کردم که ناگهان جوانى از منزل حسین علیه السلام بیرون آمد در حالى که قامت‏ بلندى داشت و بر گونه او علامتى بود و صورتش مانند ماه مى‏ درخشید و مى‏فرمود: بنى ‏هاشم کنار روید و آن‏گاه دو زن از خانه حسین علیه السلام خارج شدند، در حالى که دامانشان بر اثر حیاى از مردم به زمین کشیده مى‏ شد و دور آن دو را کنیزانشان احاطه نموده بودند . پس آن جوان به سوى یکى از محملها پیش رفت و زانوى خود را تکیه قرار داد و بازوى آنها را گرفت و بر محمل سوار نمود .

    من از بعضى پرسیدم; آن دو بانو کیستند؟ ! جواب دادند: یکى از آنها زینب علیها السلام و دیگرى ام‏ کلثوم; دختران امیرالمؤمنین علیه السلام . پس گفتم: این جوان کیست؟ ! گفته شد: او قمر بنى هاشم، عباس فرزند امیرالمؤمنین علیه السلام است . سپس دو دختر صغیر را دیدم که گویا امثال آنها آفریده نشده است . پس یکى را همراه زینب و دیگرى را همراه ام‏ کلثوم سوار نمود . پس از [اسم] آن دو دختر پرسیدم . گفته شد: یکى سکینه و دیگرى فاطمه; دختران حسین مى‏ باشند .

    آن‏گاه بقیه بانوان به همین جلالت و عظمت و حیا و متانت‏ سوار شدند و حسین علیه السلام ندا داد: کجاست عباس، قمر بنى هاشم! عباس عرض کرد: لبیک، لبیک، اى آقاى من! فرمود: اسبم را بیاور . اسب آقا را حاضر کرد . آنگاه حضرت بر آن سوار شد و بدینسان کاروان حیا، عفت، متانت و نجابت مدینه را ترک گفت.

    موسوعة کلمات الامام حسین علیه السلام، معهد تحقیقات باقرالعلوم، قم، مؤسسه الهادى، چاپ اول، صص‏297 298 .

    https://cafebazaar.ir/app/Ghunah.Shenasi/?l=fa

    social code

    كانال گناه شناسي در تلگرام

    توصيه مي كنم حتما در اين كانال عضو شويد!

    https://telegram.me/c313fadaii

    نظرات (۱)

    سلام سلام سلام دوباره اومدم ولی تو یه بارم نیومدی اگه ایندفه بهم سرنزنی دیگه بهت سر نمیزنم
    پاسخ:
    سلام برادر
    اومدم ولی نمیشه ارتباط برقرار کرد!
    یا حق