گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:
الذُّنوبُ الدّاءُ، و الدَّواءُ الاستغِفارُ، و الشِّفاءُ أن لا تَعودَ.
گناهان بیماری‎اند و دارو استغفار است و شفایش به این است که به گناه باز نگردند.
با توجه به حدیث شریف بیماری جامعه ما و افراد آن گناه است و بدترین بیماری آن است که صاحب آن از وجودش مطلع نباشد یا آنرا بیماری نداند.
سعی بنده این است که به عنوان یک طلبه علوم دینی به انجام وظیفه در جبهه جهاد جنگ نرم به معرفی مصادیق، ریشه ها و علل بروز گناهان، آثار و عواقب دنیوی و اخروی، معرفی راه های پیشگیری و درمان گناه بپردازم.
در ضمن محوریت با بحثهای گناهان شایع و مبتلی به است.
باشد که مرضی رضای پروردگار متعال و باعث خشنودی مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.

جستجو با گوگل



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
ترجمه وبلاگ به سایر زبانها
كانال‌هاي ما

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها

پای درد دل دختران مجرد !+عکس

پنجشنبه, ۵ دی ۱۳۹۲، ۰۸:۲۹ ق.ظ
  • ۶۸۷۴۱ نمایش
  • 1. «من یه دختر جوونم با ظاهر جذاب با تحصیلات عالی و البته مذهبی!!

    اما همین تحصیلات و ظاهرم شده بلای جونم! هر خواستگاری که برام میاد با متراژ تحصیلات سنجیده میشه و طبق معمول رد میشن از طرف خونوادم خودم بخدا مشکلی ندارم اما همیشه خونوادم که خیلی پرتوقع هستند تو دلم رو خالی می کنند
    و نمی ذارند تصمیم درستی بگیرم می دونم اشکال از منه اما منی که 25،26 سال با یه شیوه تربیتی خاص رشد کردم که نمی تونم یه شبه پا بزنم به همشون من که روم نمیشه بگم بابا مامان بخدا من به ازدواج نِِِِِِِِِِِِِِِِِِیــــــــــــــــــــــــــــــــــاز دارم حالمو ببینید دیگه چطور باید بگم همش میگن برای تو شوهر زیاده منم می دونم اما کــــــــــــــــی؟چه وقت؟ وقتی جوونی ام تموم شد و دیگه شوری برای زندگی نداشتم وقتی که اینقدر اعصابم ضعیف شد که دیگه نتونستم صدای شیر آب رو تحمل کنم چه رسد به صدای گریه بچم.. ولی کو گوش شنوا! من دختر نیاز عاطفی ام باید تامین بشه این روزا من خاک بر سر بی شعور درگیر یه گناه زشت و خانمان برانداز شدم:خودارضایی
    بخدا شرمنده خدا حضرت زهرا امام رئوفم امام زمان هستم نمی خوام توجیه کنم اما بخدا خسته ام به کی بگم منی که مذهبی ام کارم رسیده به جایی که اصلا حوصله جمع ندارم تو یه روز سه بار خودارضایی داشتم من خاک بر سر که ادعام میشه دارم عفتم رو از دست می دم به کی بگم..به خونواده ای که سفت و سخت میگن الان وقت ازدواج تو نیست به خونواده ای که میگن تو تمرکزت رو درست باشه..به کی شما بگید؟از دست هیچکس کاری برنمییاد می دونم..کاش یه دختر با ظاهر و زندگی معمولی بودم شاید اوضاعم خیلی بهتر بود خاک بر سرم کنند که رسیدم به اینجا.. می دونم ایمانم ضعیف شده خدایا تو دست همه ما جوونا رو بگیر اگر گناهی می کنیم به خودت قسم از سر جوونیه نه از سر عناد ..دلم خیلی گرفته دیگه روم نمیشه امام رئوفم رو صدا بزنم میدونم باید برگردم سمتشون یا بی بی فاطمه دستم رو بگیر-راحتم کن نمی دونم عاقبتم چی میشه روزی هزاربار از خدا مرگ رو میخوام میترسم اون دنیا روم نشه تو صورت بی بی فاطمه زهرا نگاه کنم میترسم بهم بگن فلانی تو دیگه چرا؟تو که پای سفره ما بزرگ شدی آی خدا دلم گرفته!

    دعا کنیم برای همه»

    2. «سلام
    ....کیه که جوابمونو بده؟؟؟
    درهرشرایطی سعی میکنیم مرزهای اخلاقی رو رعایت کنیم اما مگه میشه شهوتو کنترل کرد؟؟؟
    خیلی سخته به خدا خیلی سخته
    مخصوصا که از نظر قیافه و تحصیلات و اصالت خانوادگی و ایمان و اعتقاد هیچ مشکلی نداشته باشی...
    چرا باید از گفتن این نیاز به والدینمون خجالت بکشیم؟
    چرا نباید مراکز معتبر دینی برای برطرف کردن این سوالاتمون وجود داشته باشه؟
    چرا مراکز انتخاب همسر راه نمیندازین؟
    چرا؟
    چرا؟
    چرا؟
    من به خودم اونقدر اطمینان ندارم...
    شاید نتونم دیگه عفت پیشه کنم!
    میترسم ایمانمو از دست بدم!!!!
    میترسم مرتکب گناه بشم!
    من دارم به 30 سالگیم میرسم دارم شادابی و طراوت جوونیمو از دست میدم
    دیگه دارم خسته میشم...دارم افسرده میشم...تا کی میشه تحمل کرد؟
    بازم خدارو شکر که اینجا حرفمونو میزنیمو یه کوچولو تخلیه میشیم....
    موفق باشید!»

    نظر: من نمیخوام گناه این جوونارو توجیه کنم! چون هیچ توجیهی نداره ولی میخوام کمی با پدر و مادر ها و خودشون صحبت کنم!

    خیلی از پدر و مادرها تو ازدواج دختراشون خیلی سختگیری میکنن! یادشون رفته که خودشون با چه شرائطی ازدواج کرده اند! جهیزیه شون چقدر بوده ! خریدبازارشون چقدر بوده!؟ سربازی بوده ازدواج کرده و تا چند سال خرجشو پدرش میداده! یا اینکه چند سال تو عقد بودن! بعد از 30 سال زندگی تازه ماشین دار و خونه دار شده ! ولی از دامادی که سنش اندازه زندگی مشترکشون نیست توقع دارن که همه اینها رو داشته باشه! خودش سواد نداره یا ضمن خدمت و طی 20سال هنوز تازه تونسته لیسانس بگیره! ولی داماد باسواد میخواد!

    مشکل اینه که از سبک زندگی اسلامی هممون دوریم! از خدا و پیغمبر دوریم! این پدر و مادرها و جوونها خوبه که این احادیثو بخونن! دختر خانم ها هم نباید خیلی توی انتخاب سخت گیری کنند.

     امام رضا علیه السلام: جبرئیل بر پیامبر صلى الله علیه و آله فرود آمد و گفت: اى محمّد! پروردگارت تو را سلام مى‏ رساند و مى‏ فرماید: دوشیزگان همچون میوه روى درخت هستند. میوه چون برسد براى آن دارویى جز چیدن نباشد و گر نه بر اثر آفتاب و باد خراب مى‏شود. دوشیزگان نیز هرگاه به مرحله زنان برسند آنان را دارویى جز شوهر دادن نباشد و گر نه از گمراه  ى و فساد ایمن نخواهند بود. پس، رسول خدا صلى الله علیه و آله بر منبر رفت و مردم را جمع کرد و فرمان خداوند عزّ و جلّ را به آگاهى آنان رساند.
    میزان الحکمه    حدیث 8027.   


    متأسفانه خیلی از دخترها و والدین فقط به جیب و تیپ طرف نگاه میکنن نه به دین و ایمان او!

    پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: هرگاه کسى به خواستگارى نزد شما آمد و دیندارى و امانتدارى او را پسندیدید، به او زن دهید؛ که اگر چنین نکنید، در روى زمین تبهکارى و فساد بسیار پدید خواهد آمد.

    میزان الحکمه حدیث 8035.

    چه فسادی بالاتر از بالا رفتن سن  ازدواج جوانان
    چه فسادی بالاتر از خراب شدن اعصاب و روان جوانان و فرزندان ما
    چه فسادی بالاتر از خراب شدن دین و دنیا و آخرت خودمون و جوونهامون
    چه فسادی بالاتر از بالا رفتن آمار طلاق
    چه فسادی بالاتر از تولد فرزندان نامشروع!

    چه فسادی بالاتر ازخراب شدن نسل آینده! این جوونها چطور می خوان فرزندان سالمی رو تحویل جامعه بدن! خودشون فاسد! جامعه فاسد! سن بالا و بی حوصلگی!

    پناه بر خدا!

    لطفا به این پستها هم سر بزنید:

    آمار بالای حضور دختران در کنکور، معضل است نه افتخار/ لزوم تحصیل جوانان در رشته‌های مورد نیاز جامعه

    پای درد دل دختران فریب خورده!! قربانیان اصلی دوستی های خیابانی و اینترنتی

    توصیه میکنم حتما به این پستها هم مراجعه کنید:

    اولین قدم بانوان برای داشتن فرزند سالم و صالح

    عدم اجابت دعا برای ازدواج!

    استعجال (بی صبری در اجابت دعا)

    https://cafebazaar.ir/app/Ghunah.Shenasi/?l=fa

    social code

    كانال گناه شناسي در تلگرام

    توصيه مي كنم حتما در اين كانال عضو شويد!

    https://telegram.me/c313fadaii

    نظرات (۳۰۲)

    ۱۲ دی ۹۵ ، ۱۱:۱۹ امان از این اجرای عدالت

    خدا در قرآن دستور دادند عدالت را رعایت کنید در مورد زنان، عدالت را اینطور اجرا کردین:

    خورد و خوراک زن اول و بچه هاتون رو تامین کردین، پز زندگیتون را دادین و زیر ابی رفتین، زن صیغه کردین و بین خودتون از این مرد به مرد بعدی واگذار شد

    عدالت اجرا کردین پایبند به قانون تک همسری موندین و به زن و دختر مردم گفتین دیر دیدمت وگرنه زنم بودی، گفتین مجبورین بخاطر زن و بچه هاتون، بخاطر قانون وگرنه عقدش می کردین و ازش هزار جور سو استفاده کردین و بعد ولش کردین

    شما مردین، وجدان دارین، مسئولیت نسبت به زن و بچه اتون دارین، ناموس بقیه براتون مهم نیست مراقب ناموس خودتون هستین، زن صیغه کردن رو خیانت نمی دونین، خدا حقش رو براتون قرار داده، بالاخره تنوع لازمه.

    شما عدالت اجرا کردین با هزاران ضربه عاطفی که هر وقت فرصت کردین به زنان سرپرست خانوار، مطلقه و دختران سن بالا زدین.

    شما مردین و وجدان دارین زنان سرپرست خانوار رو به جای اینکه زیر بال و پر بگیرین کارگر ارزون قیمت گوشه ی کارخونه ها کردین

    شماها غیرت دارین، مردین، مسلمونین... شما و حواله ی قرآن با این انسانیت و عدالت اجرا کردنتون که بخاطر خودخواهی، زیاده طلبی و... یک زن که مادر بچه هاتون هست یا ترس از مهریه و .... دارین، اینطوری زنان و دختران جامعه رو به گناه و فساد کشیدین... خوشا به غیرتتون

    با سلام، قرائت قرآن معجزه میکند، برادران و خواهران گرامی قرائت قرآن مجید را هر روز انجام دهید و با معنی آن را بخوانید .خواندن سوره یاسین برای ازدواج بسیار راهگشا است.شب قبل از خواب خواندن سوره الرحمن و نازعات  را فراموش نکنید.
    ( الهی، من لی غیرک اسئله اکشف ضری و انظر فی امری) ترجمه:"خداوندا جز تو چه کسی را دارم که ناراحتیم را برطرف کند و نظری به امورم نماید" ( فرازی از دعای کمیل)، الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم، التماس دعا
    سلام ، چه جالب ...
     فکر میکردم تنهام !!! 
     پس همدرد زیاد دارم !!! 
    سلام به همه برادرا و خواهرای گرامی من۲۱ سالمه کاردانی حسابداری ام از بس فشار جنسی و احساسی و روحی تو دانشگاه بهم اومد بیخیال درس شدم و به همین کاردانی اکتفا کردم ، من تاحالا خیلی جلوی خودمو گرفتم که درگیر گناه نشم بقیه به من میگن آدم مذهبی ولی خودم ، خودمو مذهبی نمیدونم چون کسی که دوست داره یاره امام زمان باشه مث من روسیاه نیست بیخیال 
    من کار و شغل ندارم ولی اعتقاد دارم عشق واقعیم(خدا) برام میرسونه کافیه که من تلاش کنم و ازش بخوام .... 
    بخاطره اینکه کار ندارم و مدرکم کاردانی هس چند جایی که رفتم ردم کردن ،میگن کار و درآمد و مستقل بودن براشون مهمه تحصیلات بالا و کاره دولتی میخوان ... از بس فشار روم بود درسو تو دانشگاه رها کردم و به فوق دیپلم اکتفا کردم درحالیکه توقعات خیلی از من زیاد بوده و هست چون تو دوران بچگی و قبل از سن بلوغ یک نابغه بودم و متاسفانه با فشارهای روحی که به دلیل نیاز داشتن به جنس مخالف بود شاید دیگه نتونم مث قبل باشم چون الان ذهنم حسابی مشغله داره ... 
    سخته برای کسی مث من که یه روز زبان زد همه بود و اکثرا دوست داشتن بچه هاشون هم از نظر ایمان و هم درس خوندن به من بره حالا اینجور گوشه گیر و بی کار باشه ... گاهی برا اینکه به بچه هاشون انگیزه بدن منو مثال میزدن به مادرم میگفتن چطوری تونستی همچین بچه ای تربیت کنی ؟ ... به ماهم بگو .... ولی افسوس که الان اینطوریم !!!! ، شاید چشم زخم بوده شایدم نه نمیدونم ....
    من از سال سوم راهنمایی که وارد سن بلوغ شدم احساس نیاز کردم ولی همیشه سعی کردم جلوی خودمو بگیرم و ازاین لحاظ فشار روم زیاد بوده  
    بیخیال اکثره اوقات با خدا میگم خدا اگه این نیازه جنسی رو نداشتم یا احساسی نداشتم چقد خوب میشد بیشتره مشکلاتم حل میشد .... 
    اینارو گفتم تا درد و دلی هم کرده باشم 
    خدا ان شاءالله به حق امام حسین(ع) هممونو برطرف و کامل کنه ، التماس دعا از همه و حاجی آقا 
    کوچیکتون محمد 


    خدا یا این مسئولان بی غیرت را از روی زمین بردار

    ۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۹:۴۲ سید محمد باقر موسوی
    سلام حتما بخونید مخصوصا دخترها. به حضرت زهرا برای دخترا گریه ام گرفت آره خیلی سخته الهی بحق زهرا به همتون صبر بده ممنون از سایت خوبتون
    یه داستان واقعی میخوام براتون بگم تا یکم حواستون رو شاید بیشتر جمع کردم . ای کاش همه ابعاد رو درنظر میگرفتین بعد اینقدر به خاطر ازدواج نکردن از زندگی نا امید میشدین . درسته ازدواج چیز خوبیه اما همه چیز نیست ۰ تقریبا 6 ماه پیش بود که سر ظهر از خونه رفتم بیرون همسایمون داشت با جرثقیل برای آپارتمانش آهن میبرد بالا من هم از اطراف اونجا رد میشدم که یک دفعه تعادل جرثقیل به هم خورد و آهنها افتادن یکیش هم افتاد روی من الان تقریبا 6 ماهه که از سینه به پایین فلج کامل شدم  2 بار خودکشی کردم که متاسفانه خانوادم زود سر رسیدن حاضرم تمام عمر ازدواج نکنم و حتی به جنس مخالف فکر هم نکنم فقط دوباره سلامتی اول رو داشته باشم اما دیگه نمیشه . اینقدر برای مجرد بودن و نبود شرایط ازدواج غصه نخورین  درسته که ازدواج باعث میشه آدم بهتر زندگی کنه و در کل چیز خوبیه اما اینجوری نیست که ازدواج نکردن هم اینقدر بد و غیر قابل تحمل باشه توی دنیا دردهای دیگه ای هست که ازدواج نکردن پیش اونها هیچیه . در کل من برای ازدواج کردن شما دعا میکنم شما قول بدین برای زودتر مردن من دعا کنین
    خیلی بزرگ کردید مسئله رو والا
    ازدواجه دیگه نباشه هم مهم نیست
    اسلام گفته مستحب مؤکد
    خیلیا مجردن خوب و خوش و سلامت
    من هم دارم روانی میشه بدجور تو فشار هستم اصلا هیچ روزنه ای باز نمیشه آی خدا بریدم مرگم رو برسون من نمیخوام این زندگی رو دارم عذاب میکشم تا کی اخه خویشتن داری تا کی بلاخره باید راهی باشه نمیشه اینطور من مونده سرم رو بزنم دیوار افسرده میشه آدم ای خدااااااااااااااااااااااااا نجاتمون بده آگه نجات نمیدی مرگ برسون که از این شهوت نجات پیدا کنیم من 24سالمه سحر خواستی بگو مدیر سایت خواهشن کاری کنید بشه شماره گذاشت 
    سلام ،آی آدما خسته شدم بردیم از بس تنهایی ازبس گوشه نشینی،دارم روانی میشم ،😵😵😵
    بچه ها من20 سالمه و به پسر عمه ام علاقه دارم چیکار کنم که به چشم عمه و پسر عمم بیام در ضمن پسر عمه ام 25سالش است ومخوان براش زن بگیرن چیکارکنم اخه شما بوگو
    من 25 سالمه ارشدمم تموم کردم واقعا دوست دارم یه مرد خوب نصیبم شه ولی با این شرایط نمیدونم میشه یانه معمولا خونواده پسرا نمیان و از اطرافیانم میپرسن دخترشونو شوهر میدن بقیم میگن نه اینا دخترشونو به همه کس نمیدن این اتفاق به کررات افتاده و بقیه نظر میدن واقعا چرا مگه قراره پسر پادشاه بیاد برا من. و خونواده ها هم که به خودشون زحمت نمیدن رسمی پا پیش بذارن .مامانمم تا کسی چند وقتی نیست میگه وای امان اما اگه کسی حرفشم زد میگه نه دختر من میخاد دکترا بخونه یا فلانی اینجوری بدرد ما نمیخوره کلا از بین  تعداد افرادی که از اینور اونور شنیدیمو زنگ زدنو رد شدن فقط به یکی اجازه دادن که بیاد که ازش خوشم نیومد خونوادم اصا این فرصتو به من نمیدن که بتونم انتخاب کنم . پدر مادرای ما خودشون تو سن پایین ازدواج کردن فک میکنم واسه همینه درک نمیکنن سختی های مجرد بودنو تنهاییو.
    به طور خلاصه بگم
    دلیل اصلی بالا رفتن سن ازدواج و مشکلاتی که بدنبالش ظاهر میشه بی کفایتی دولت جمهوری اسلامی ایران هستش
    پاسخ:
    بهش اضافه کنید فرهنگ غلط و غیر دینی مردم را
    سلام
    من 30 ساله سه ساله ازدواج کردم 
    چرا همش دنبال ریشه ازدواج نکردن توی خانواده ی دختر میگردین
    من از 18 سالگلی قصد ازدواج داشتم ظاهری متوسط 26 سالگی لیسانس گرفتم و 23 سالگی شاغل شدم خانواده ای بسیار سرشناس دارم پدرم 17 سالم بود فوت کرد محلمون هم خیلی بالا یا پایین نبود ی محله ی متوسط نشین مادرم هم مادرشد برامون هم پدر مشکل مالی نداشتیم ابرودار هم بودیم با اینهمه هرکی زنگ میزد خواستگاری کنه اول میپرسید باباش چکارست وقتی می فهمید فوت کرده خدافظ و دیگه مفقودالاثر میشد بعضی ادرس خونه میپرسیدن و نمیومدن با اینکه من مذهبی بودم همین مذهبی ها دنبال پول بابام میگشتن 
    همین مذهبی ها بارها و بارها توی تحقیقات ناعادلانه ی محلی از همسایه ها پرسیده بودن ایا این خانواده به دخترشون جهاز ابرومندانه میدن ؟
    مادرها میومدن و بهم توهین میکردن 
    دلمو خونهکردن این خانواده ی پسرا
    از اون بدتر خود پسرا بودن که سوالهای احمقانه میپرسیدن 
    من همیشه تو خواستگاریام با چادر و روسری خداییش شیک و تمیز می نشستم ولی اخرین بار خسته شدم از دست این جماعت بریده بودم با مانتوی اداری و روسری نشستم همسرم تنها مردی بود که بهم فرصت داد که خودمو نشون بدم تنها کسی بود که 1000 جا بطور همزمان خواستگاری نرفت و ما باهم ازدواج کردیم البته شاید خیلی خوشبخت نیستم ولی از اینکه از دست بی شعورهای پسردار راحت شدم خدارو شکر میکنم حداقلش اینه همون بی شعورا وقتی منو کنار همسرم دیدن پشیمون شدن و فهمیدن وقتی اونا ناز کنن بهرحال کسایی هستن که منو بخاطر خودم بخان 
    با سلام بسیاری از پیام ها را خواندم از نظر من متاسفانه علت کاهش ازدواج توقع بالا هم دختر و هم پسر و عدم صداقت کامل بیش از عوامل دیگر است من 23 سالمه ، لیسانس حقوق و چادری هستم با وضع مالی متوسط چندین خواستگار داشتم که به دلایلی جواب منفی دادم که آخرین مورد آنها بسیار احساسات من رو تخریب کرد خواستگارم پسری بود روستایی ، که 5 ماه دیگه استخدام می شد از نظر جسمی سالم و اهل به قول معروف رفیق بازی نبود من هم اهل مادیات نیستم و واقعا اخلاق برام مهمه خانوادش و خودش از نظر مالی خیلی ضعیف بودن با این وجود با ادعای مذهبی بودن و با نماز بودن و ... واینکه توانایی برگزاری عروسی رو نداره و نهایت تلاش خودش رو کنه میتونه یه خونه ارزون و کوچیک اجاره کنه و با درس خواندن و کار کردن من در بیرون از منزل مخالف بود پیشنهادش رو قبول کردم و با اجازه خانوادم مدتی رو از راه دور صحبت می کردیم تا بعد ماه محرم و صفر نشون کنیم در این مدت متوجه شدم صداقت نداره و برخلاف ادعاش که عاشق منه و ... من رو به خاطر خودم دوست نداره و اصلا متوجه حرف های من نمیشه ، زود قضاوت میکنه، درک پایینی داره از خودش زیاد تعریف میکنه و انتظارات بالایی داره و بماند از بقیه حرف ها این ها را نوشتم که بگم همه چیز در لذت جنسی و پول و ... خلاصه نمیشه و ظاهر افراد میتونه خیلی با باطنشون متفاوت باشه و تفاهم ، صداقت ، علاقه واقعی ،درک یکدیگر   و احترام به علایق و نظرات طرف مقابل خیلی مهمه  . با آرزوی موفقیت برای همه
    اگر سنگهای کف رودخانه نباشند از آب صدایی بالا نمی آید.
    با سلام خدمن همه رفقای خوب و نازنین 
    من تقریبا اگثر کامنت هارو خوندم و متعجب شدم قسمت . میدونیم قسمت چیه پس این رو بدونین اگر در طالع شما قسمت ازدواج نوشته شده باشه حتما اتفاق میوفته و هرگز چیزی رو به زور از خدا نخواهید بلکه به مصلحت او راضی باشین من خودم 38 سالمه ازدواج هم نکردم یعنی نتونستم چون از زمانی که خودم رو یافتم کارکردم تابتونم کمک خرج پدرم باشم و بعدش هم تقدیر این بود که مخارج خانواده ام رو بدم ناراضی هم نیستم بلکه به اراده و مصلحت پروردگارم ایمان دارم حتما حکمت من در این شرایط بوده همین که سالم هستیم همین که دست نیاز به روی هیچ مردونامردی دراز نکردیم باید سپاسگذار و منت دار خداوند منان باشیم خودت رو و سرنوشتت رو دست اون بالایی بسپاروبهش بگو من راضیم به رضای تو قسمت بد صدالبته بدتر از بی هسمری میباشد
    پاسخ:
    سلام و درود بر شما
    در پاسخ به مهرانا، توکل کن به خدا خودش ارحم الراحمینه گناه یکی دیگرو خدا به پای تو نمینویسه نمیدونم تو این دو سال شوهر کردی یا نه ولی مطمئن باش همین زودیا میاد، و د پاسخ به اونایی که مانع ازدواج شما شدند نمیمیرند تا زمانی که این بلا سر خودشون یا دخترشون بیاد.....در پناه حضرت حق باشی گلم
    در جواب به آقا امید و آقا حمید رضا بهتون پیشنهاد میکنم در مساجد دختران نجیب و کم توقع پره ،من خودم مسجدی بودم و البته هستم  و مادر شوهرم منو تو مسجد دید ،شوهرمم گفته بود به مادرش که به دنبال دختر محجب چادری تو مسجد باش همینم شد ...
    پاسخ:
    پیشنهاد خیلی جالبی بود
    من خودم سی و یک سالمه ایا ازدواج با دختری که سی سالشه خوبه به نظرتون؟؟ از همه لحاظ دختر خوبیه فقط سنش زیاده. چیکار کنم به نظرتون؟؟ اخه همه دوستام میگن زن زود پیر میشه و داری اشتباه میکنی برو ی زن کوچکتر بگیر. میشه راهنماییم کنید؟؟
    پاسخ:
    سلام علیکم
    درست می گویند و بهتر است چند سال از شما کوچکتر باشد.
    اما در عین حال ممکن است ویژگی هایی داشته باشد که ازدواج با او برایتان بهتر باشد.
    موفق باشید
    سلام
    من 26 سالمه و بخاطر مسکلات مالی شدید نتونستم درس بخونم حتی پول خرید کتاب درس رو هم نداشتم به این دلیل که دو عضو خانواده ام معلول بودن
    خلاصه من تا دوم راهنمایی بیشتر نتونستم ادامه بدم،و افسرده هستم متاسفانه معتاد الکل شدم و هرشب باید مشروب بخورم و چطور باید خودم رو از این زندگی خلاص کنم هستم

    ای فلک گر من نمیزادی اوجاقت کور بود
    من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود

    پاسخ:
    سلام علیکم
    پناه ببر به خدای مهربان
    ایکاش خانمها و آقایان کمی زیباتر به زندگی نگاه کنند در اینصورت خیلی از افراد سروسامون میگیرند و ازدواج می کنند متاسفانه آنچه در فضای مجازی و حتی در جامعه واقعی می بینیم و میشنویم بخصوص از اقایون که باید پیشقدم در این امر مهم باشند خیلی جو بد و بی اعتمادی رو نه تنها بر علیه دخترخانمها بلکه متقابلا برعلیه خودشون ایجاد کردند که البته بیشتر میشه این جوسازی رو بهانه ای برای تجردگرایی شون و متاسفانه دوستی ها و روابط موقتی شون با بعضی خانمهای ... قرار دادند و با این تصور که تا سن پنجاه سالگی و یا تا ابد هم میتونند با چنین شرایطی زندگی سر کنند!!!
    حاج آقا سلام میخواستم بگم فقط باسمون دعا کنید التماس دعا شدید داریم به خدا دارم از دست میرم خسته شدم دوست دارم گریه کنم ای خدااااااااااااااااااااااااا مرگم رو برسون بریدم طاقت ندارم خیلی کلافه هستم و خودم رو دارم سرکوب میکنم اخه تا کی جهاد اکبر خسته شدم حاج آقا خسته بدجوری داغون شدم ریا نباشه عبادت زیاد میکنم مقید هستم ولی.... فقط مارو دعا کنید بتونیم سربلند بشیم همه کسایی که اینجا پیام دادن دختر و یا پسر خوب گیرشان بیاد بازم ممنون التماس دعا 
    پاسخ:
    سلام علیکم
    ان شاءالله به حق صاحب این ایام همه عاقبت به خیر بشن و از گرفتاری و افسردگی نجات پیدا کنند.
    خطاب به خسته از خودم . خانم محترم شما چرا خودتون رو نفرین میکنید و ارزوی مرگ. به خدا امید وار باشید. منم یه پسر 25 ساله که خیلی هم مشکل دارم پدر بیکار فقر مالی اما به سختی یه کنار اومدم و تو بی پولی و بدبختی درس خونرم و به خدمت سربازی تو بدترین جا اعزام شدم. منم بارها خودمو نفرین کردم اما در نهایت پشیمان شدم و به خدا توکل کردم. شما هم ناراحت نکنید خودتون رو/ حالا میشه بپرسم بیماری شما چیه که نا علاجه؟؟؟ تشکر
    دوستان عزیزم.یه چیز بهتون معرفی میکنم مطمنم دست خالی برنمیگردید.چله زیارت عاشورای آیت االه حق شناس رو بردارید .ظریقه ختمش تو نت هست سرچ کنید.واقعا کلید حل هر مشکلی هست.پیام منو سر سری نگیرید.چون من مطمن مطمن هستم به این چله.اول سعی کنید آیت االه حق شناس رو بشناسید با سرچ تو اینرنت بعد متوجه میشید چله عاشوراش رد خور نداره.حتما حتما سرچ کنید و انجام بدید.التماس دعا
    یه دختر مرد 27 ساله ام تحصیلاتم عالیه ولی خانواده عالی ندارم خیلی خوش تیپم ولی خوشگل نیستم در تمام زندگی خودمو حفظ کردم و با یک پسر هم دوست نبودم گذشته ام کاملا پاکه ولی میدونم شرایطی ندارم که پسری ازم خوشش بیاد با این حال از خدا شکایت نمیکنم همینه.. کاریش نمیشه کرد..
    ۰۴ آبان ۹۵ ، ۱۰:۲۲ مرتضی زمانی
    یکی از مشکلات بالا رفتن سن ازدواج موضوع استارت و انتخاب است که در جامعه این اتفاق باید از طرف جنس مذکر باشد این موضوع باعث شده با نگاه بر مبنای جذابیت و سن و هر فاکتور مثبت دیگر کار به گلچین کردن و انتخاب برتر بکشد و در این میان خانم هایی که سنشو.ن بالا رفت روز بروز از ویترین انتخاب دور تر میشوند و عامل اصلی این اتفاق هم اینست که مسئولیت مخارج و مدیریت مالی زندگی برا مردهاست ولی نمیشه منکر حساسیت ها و وسواس های بی مورد هم بود که از طرف اقایان هم هست و فقط بدنبال جذابیت هستند و با حداقل ها استارت نمیزنند
    در کل این مشکل نیاز به مشارکت دولت در زمینه تسهیل ازدواج و برطرف کردن نیازهای حداقلی هم هست که مسکن و شغل مهمترین انهاست
    جای شرم است که دختران اینقدر بی حیا باشند چون اگر پسری دختری را بخواهد نیاز به اعتراض دختران ندارد وبدون اینکه دختران بعث شوهر راپیش اورند مردان به ازدواج انها میروند و اگر دختران به اعتراض خود ادامه دهند دیگر کسی انها را نمی خواهد چون کسانی که اعتراض می کنند اسمشان در دنیا پخش میشود ودیگر کسی انها را نمیخواهد
    وقتی ب عمل برسه شما اقایون دنبال خوشکلی و بی حجابی هستین.همش از قد و قیافه ایراد میگیرد
    اکثر اقایون خانم محجب نمیخان .
    چ قد توقعات بیارییم پایین
    گفتیم طلا در حد یه حلقه و یه دسبند ارزون قیمت
    جشن عروسی نمیخواییم
    گفتیم فقط مرد اهل زندگی و خداترس و با وجدان
    دیگه کدوم توقع 
    چ کار کنیم .شما از خلقت خدا ایراد میگیرد .همه زیبا هستن
    ب قول اکثر اقایون ما خانمها محجب امول و بی فرهنگ 
    دستتون درد نکنه ممنون ک ما امول و بی فرهنگ میدونید
    اخه ما زینتهامون فقط واسه یه مرد میخواییم .نه همه .

    سلام کی گفته اقایون دنبال خوشگلی هستند فقط نه این اشتباه س خیلی ها هستند دنبال کسی هستند که معقول باشه مثلا یکیش خودم که دوست دارم نجیب باشه و خوشگل هم باشه در حد معقول کی گفته همش خانم ها دنبال فقط خوشگلی هستند من به شخصه 24ساله هستم و نظر هم چند تا قبل داده بودم که من شرایطش رو ندارم ازدواج کنم بدجوری هم تحت فشار و عذاب هستم و خیلی از این جوون ها مثل من هستند و لی داریم هی عذاب میکشیم حاج آقا فقط باسمون دعا کنید ولی بدونید خیلی ها فقط دنبال زیبایی نیستن اگر باشه در حد معقول حداقل با تشکر 
    یه حرف دارم با اقایونی ک دنبال اندام و هیکل و قیافه هستن
    اگر خانم شما بر اثر تصادف سوختگی و بیماری زیبایی اش از دست دهد چ میکنید
    اما عکس قضیه
    اگر شما همسر خوب و صالح و شایسته انتخاب کنید 
    و اتفاقی واسه شما افتاد نتوستید بر اثر تصادف بیماری دیگه روی پای خود بایستید  و این خانم تا اخر عمر شما کنار شما و همراه شما باشه 
    کدوم خانم انتخاب میکنید .اگر خانمی پیدا بشه و شما رو ترک کنه و بگه شما دیگه توانایی ندارین .موقعی ک سالم و روی پات بودی بدرد میخوردی نه الان ک علیل شدی
    ایا اگر ب گذشته برگردی باز ملاک بر چ میگذاری 
    زیبایی یا زن زندگی ؟؟
    زن محجب یا زن بی حجاب 
    نمیگم خانمهای بی حجاب اهل زندگی نیستن .این جسارت نمیکنم
    منظور من دنبال با وجدان باش .اگر خودت با وجدان و خدا ترس هستی
    اصل زندگی مشترک بر خداترس و ایمان و وجدان هست
    زندگی مشترک .یعنی شریک زندگی هم باشید در تمام شرایط زندگی
    زن دو نفر در دامن خود پرورش می دهد یکی فرزندش و دومی همسرش ک همانند فرزندش هست
    پس زن میتونه بهترین تربیت کننده و اداره کننده زندگی یک مرد باشه 
    خدا قدرت مدیریت ب زن داده .

    قابل توجه اقایون محترم
    شما اقایون کمی هم ب سیرت دختر نگاه کنید
    نه ب ظاهرش چون ظاهر انسان ماندگار نیست .و چیزی ک میمونه انسانیت و سیرت زن هست.زنی ک بتونی کنارش سالها زندگی با ارامش و شریک زندگیت باشه در تمام شرایط زندگی 

    این قد دنبال قد و هیکل و اندام نباشید.
    اخه من از شما اقایون سوال دارم ایا قد و هیکل خدا دادی است؟؟
    اگر خدادادی است پس چرا دنبال سیرت خانم نمیگردین
    چرا فک میکنید فقط دخترهای بی حجاب توی زندگی زناشوئی میتونند موفق بشند 
    بعنی دختر محجب و با خدا این طور نیست .
    یکم ب خودتون هم نگاه کنید اقایون محترم
    شما هم ب خودتون کمی انتقاد کنید

    با عرض سلام
    چرا همش خانها رو مقصر میدونید
    نمیگم همه خانمها اما اکثرن دنبال انسان شریف هستن و با وجدان
    و دنبال مادیات نیستن ..نه دنبال عروسی مجلل هستیم .نه طلا
    دنبال انسان شریف و مرد زندگی هستیم
    ک متاسفانه اولینی چیزی ک واسه اقایون مهم هس نه نجابت .تیپ و قیافه دختر و پدرش پول دار هست یا نه
    الان توقعات اقایوون بیشتر از خانمها 
    پس همش خانمها رو مقصر ندونید
    کسی دنبال دختر خوب و اهل زندگی و نجیب نیست

    پاسخ:
    با سلام
    اگر شما چنین هستید دلیلی وجود ندارد که بقیه یا خانواده شما و خانواده دختر خانم ها اینطور نباشند
    حق با شماست آقایان هم بیشتر ملاکهای مادی دارند
    اصلا به قول ابا عبدالله علیه السلام الناس عبیدالدنیا
    من 34 سالمه مجردم و فوق لیسانسم و میلیاردر.

    چند بار که پسر از طرف دخترها جواب رد بشنوه خوب دیگه جلو نمیره و بیخیال میشه. ضمنا توصیه میکنم خانواده ها به چشم تجارت به این قضیه نگاه نکنن و گرنه باید ترشی بندازن.

    بحث ازدواج چه ربطی به خدا و دین و این چیزا داره. آخه هر چیزی رو به دین گره میزنید میشه همین وضع خراب.
    faghat imane ghalbi be khoda dashte bashid dorost mishe khodam tajrobe kardam ke migam  nagid midonam khoda bozorgeha ama.. injori yani deli iman nari va shak dari,ma on hejabo be khatere khoda dashtam va behesh residam na be khatere shohar
    faghat ba tavakol vagheei be khoda miad ishalla on khastegar faghat hejab dashte bashid man khdam  az 24 salegi  chadori shodam va ye sal baed ezdevaj kardam,alanam 26 salame albate tavaghoatam moteadel bod pesara hamino mikhan kam tavaghoe va ba hejab dar panahe hagh
    سلام
    متن رو کلا نخوندم / نزدیک 4 تام نظر خوندم . بنده یه چیزی بگم اونم اینکه دختر خانوما تا کسی می خواد بیاد جلو باهاتون آشنا شه با دمپایی و کتک حرفای تند نرین سراغشون ممکنه بعدا پشیمون شین . 
    البته این گفته تائیری نداشتم خودم میدونم چون ایرانیا ( بیشتر مرداشون) خیلی حشرین و فقط به چیزای اونجوری فک می کنن 
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    با سلام و احترام
    این درد دل ها درد جامعه امروز ماست بعضی هامون جرات ابراز اونو داریم خیلی هامون هم نداریم
    مساله ازدواج نکردن جوانان این مرز و بوم واقعا شاید بشه گفت وحشت آوره، یکی مساله اخلاقیات برای آنهایی ک مقید هستن و دیگری بی بند وباری برای انهایی ک مقید نیستن،چرا ی دختر 35 سالش میشه ی پسر 40 سالش میشه مجرد میمونن؟ چرا جامعه براش راهکار نداره؟چرا دین مذهب براش راهکار ندارن؟حتما میخواین بگین داره، ولی هر راهکار بی نتیجه ای محکوم ب شکست هست.
    هیچ جوابی نیست!
    البته توقع دخترا و خونواده هاشون اغلب بالاست و انتظار دارن ی پسر جوون ب اندازه ای دادایی داشته باشه ک خودشون توی 50،60 سالگی دارن.
    منم هم جوونم هم قیافم خوبه(قد 180 وزن 80 پوست مایل ب سفید) و هم از لحاظاقتصادی در وضعیت معقولی هستم و دنبال ی دختر خوب و نجیب ام ولی فکر میکنم نیس، و ای کاش میشد با یکی ازین خانمای ک اعلام آمادگی برای ازدواج کردن ارتباط مجازی داشته باشم. ایمیلم هست وشماره ام هم میدونم ک توسط مدیریت محترم احتمالا پاک میشه.***********
    پاسخ:
    سلام علیکم
    دین و مذهب براش راهکار داره اهل عمل وجود نداره.
    همین دختر خانومهایی که سنشون شده بالای 30 سال (و والدینشون) تا خواستگار ندارن فقط آرزوی شوهر دارن
    اما وقتی یکی اومد بهانه ها و رسم و رسومات و ... شروع میشه.

    هنوز مطمئن نیستم این شیوه همسریابی درست و مطمئن باشه، پس از تایید شماره ها معذوریم.
    با سلام و احترام

    پاسخ:
    سلام علیکم
    mohajabeh ha fereshteh and
    سلام به خانم محجبه بله دخترا خوب همیشه برای مردای خوب این دخترای به بند بار برای همون خیابان خوبند
    من یک جوان 24ساله هستم لیسانس هم دارم و پسر مقید مذهبی و تعریف نباشه زیبایی هستم و خیلی خیلی خیلی خجالتی که یعنی اسم زن نمیتونم بیارم ولی این فشار شهوت امانم را بریده به خدا خسته شدم خیلی خسته گریه من زیاد میکنم چون افسردگی هم دارم و قرص دارم میخورم فقط خدا آه ما جوان ها رو از این کسایی که باعث مشکلات این جوان ها شده رو بگیرد من خیلی خسته هستم خیلی افسرده هستم منتظر مرگ هستم تا ناکام از دنیا برم معلوم نیست احتمال 99درصد ناکام برم چون میدونم نمیشه شرایطش و منم بریدم خیلی بریدم و دوست دارم زار زار گریه کنم بدجوری تو عذاب هستم بدجوری فقط باسم حاج آقا دعا کنید دارم زره زره تلف میشم حالم خرابه الان اینو که دارم مینویسم اشک تو چشام جمع شده حرف آخر این که دعا کنید فقط دعا داریم تلف میشیم خدانگهدار دیدار به قیامت 
    ۲۳ مهر ۹۵ ، ۰۰:۵۷ اسم مستعار
    با عرض سلام
    نظرات دوستان خوندم همش خانمها رو مقصر میدونید
    شما اقایون توقعات تون بیشتر هست
    هم زیبا و قدبلند و خوشکل و خوش تیپ وپدر دختر پول دار 
    و بی حجابی میخوایین و بعداخر همه اخلاق 
    اما من ب عنوان خانم انسانیت واسم مهم هست خدا ترس .دیگه تحصیلات ملاک نیست .وجدان .مسئولیت پذیر 
    دوستدار اهل بیت
    کسی دختر نجیب و توی خانواده با درامد پایین نمیخاد

    کسی دنبال دختر اهل زندگی نیست البته بعضی از اقایون .استثنا وجود داره .نمیشه گفت همه
    پس نگین مشکل از ما خانمهاست
    ما خانم ها دنبال مرد زندگی هستیم .حلال و حرام خدا رو بدونه
    نه جشن عروس میخاییم نه ماشین .درامد حلال و مرد زندگی و مسئلیت پذیر

    سلام به همگی . من نزدیک سی و یک سالمه وکار دارم وضع مالی شکر خدا خوبه دنبال دختری هستم زیر بیستو پنج سال و قد بلندو خوشکل و چادری نجیب و باخدا و تحصیل کرده باشه خوش اخلاق و خانواده دار و آبرومند باشه و وضع مالیش هم خوب باشه و خوش اخلاق باشن و داماد دوست باشن 
    سلام به همه دوستای عزیزم. اکثر نظراتتون رو خوندم و الان به عنوان کسی که مشکلات شما رو داشتم و تجربه کردم باهاتون صحبت میکنم:
    دختری 29 ساله هستم که الان 8 ماهه عقد کردم. من سنین نوجوانی و جوانیم رو در سختی و مشکلات مالی فراوانی گذراندم. اما همیشه یه روحیه خوب داشتم و کلی آرزو که میخواستم بهشون برسم.
    دوستای گلم دخترای عزیز و اقا پسرای گل به جرات بهتون میگم که همه اتفاقاتی که براتون میفته آینه تمام نمای افکار و اون چیزیه که میخواید. اقا پسری که میگی شرایط اقتصادی خوب نیست ایا شما از من که یه دختر هستم توان کمتری داری برای پول دراوردن؟ من از زمانی که درس میخوندم در کنارش شروع کردم به تدریس  کردن و یادگرفتن چیزایی که میدونستم علاقمه و میتونه بهم کمک کنه. با وجود تمام مشکلات مالی که داشتم درس خوندم تا فوق لیسانس پیش رفتم در کنارش کار کردم و الانی که ازدواج کردم خودم به شخصه از نظر مالی میتونم از پس خودم بربیام . دختر خانم زیبایی که در کمال ناامیدی نشستی و فقط غر میزنی که چرا اقا پسرای گل شما رو نمیبینن و نمیان خواستگاریت، خودت چه تلاشی برای داشتن یه زندگی بهتر کردی؟ خودت چقدر روی پای خودت هستی؟ شمایی که هنوز نمیدونی با یه دونه مشکلت چطوری برخورد کنی، شمایی که هنوز نمیتونی وقتی به مشکلی برمیخوری ناامید نشی و به دنبال راه حلش بگردی چطوری میخوای پس فردا توی زندگیت با هزارتا مشکل روبرو بشی؟ چطوری میخوای امید به زندگی رو یاد بچت بدی وقتی خودت غرق ناامیدی هستی؟ متاسفانه ماها عادت کردیم که از زمین و زمان بنالیم و همه رو مقصر بدونیم اما ذره ای خودمون برای زندگیمون تلاش نکنیم. من نمیگم مملکت ما مملکت گل وبلبل هست. منم مثل شما اسیر مشکلاتی هستم که توی جامعه وجود داره و راه پیشرفت ما رو کند کرده. ولی توی همین جامعه خراب هم هممون زیاد دیدیم کسانی رو که خواستن موفق باشن و شدن. کسانی رو دیدیم که پول نداشتن درس خوندن و به جاهایی رسیدن کسانی رو هم دیدیم که بازم درس خوندن ولی به هیچ جا نرسیدن. مشکل کجاست؟ که یکی با درس خوندن موفق میشه یکی نمیشه؟ مشکل درس خوندنه هست؟ نه دوستان مشکل خودمونیم که یکی میخواد موفق بشه ویکی نمیخواد.کسی که میخواد موفق بشه راهشو پیدا میکنه. یکی با درس خوندن یکی با کار ازاد و ....  ولی چیزی که مشخصه اینه که هیچ کس با دست روی دست گذاشتن و غزر زدن و اینکه چرا شرایط رو برامون اسون نکرده دولت موفق نشده. ول کنید این حرفا رو اصلا فکر کنید هیچ کس قرار نیست به شما کمک کنه فقط و فقط خودتون هستید. فراموش کنیدکه توی ایران با این همه مشلات هستید فرض کنید توی یه نقطه دور از جهان هستید. بالاخره شما به این دنیا اومدید. چه خوشبخت باشید چه نباشید این عمر میگذره و میره . من وقتی بیست ساله بودم کلی خوشحال بودم که به سن جوانی رسیدم ولی الان میبینم مثل برق وباد اصلا نفهمیدم چطوری گذشت. پس چرا وقتی انقدر زودمیگذره شما انقدر کند پیش میاین؟ من یه دختر خانم با یه قیافه معمولیم که شرایط مالی خوبی هم نداشتم. ولی خواستم که ازدواج کنم. خواستم که خوب زندگی کنم. با فرد تحصیل کرده و فهمیده ازدواج کنم وزندگی مالی خوبی رو در کنارش بسازم. و موفق شدم همینی که میخوام رو بسازم. چون خواستم وبراش تلاش کردم و ذهنم رو از تمام حرفای منفی که میگید خالی کردم. من به واژه قسمت نیست اعتقادی ندارم . من معتقدم خدا  هیچ چیزی سر راهمون نمیذاره مگه اینکه خیر باشه. خداوند درقران به شما وعده داده که شما را زوج افریده.پس اگه غیر از باشه و جفت شما وجود نداشته باشه باید به حکمت خدا شک کنیم. پس مطمئن باشید که زوج شما وجود داره و منتظر شماست. فقط کافیه بخواید و پیداش کنید. یکی از کتابایی که خیلی به من کمک کرد و توصیه میکنم بخونیدش کتاب میخواهم ازدواج کنم نوشته خانم ستوده هست که خیلی جالب به این که چطوری اماده یک ازدواج خوب بشید پرداخته و کمک خوبی هست. لطفا دست بردارید از غر زدن و بجای اینکه فکرتون رو به کمی ها و کاستی ها متمرکز کنید فکرتون رو به خواستن موفقیت معطوف کنید مطمئن باشید راه بهتون نشون داده میشه. اگر کسی احتیاج به راهنمایی داشت خوشحال میشم بتونم تجربیات خودم رو باهاتون شریک بشم .چون خودم هم تجربه مجردی رو داشتم و هم الان تجربه متاهل بودن رو دارم و بهتون میگم که زندگی متاهلی هزاربرار بهتر از مجردی هست با تمام مشکلاتی که ممکنه وجود داشته باشه.
    اینم ایمیلم اگر کسی خواست میتونه با من درارتباط باشه.fgit125@yahoo.com
    تا وقتی که خانمها توقع افسار گسیخته خودشون را پایین نیاورند و مسئولین فکری برای شغل جوانان نکنند وضع همین است .
    من یک جوان سی ساله ام کارشناسی ارشدم را گرفته ام اما بی کارم به فرض من از امروز برم سر یک کاری حقوقی که می دن چقدره ؟ هشتصد هزار تومان

    من باید چهار کالای اساسی مثل یخچال و مبل و تلویزیون و ماشین لباس شویی خریداری کنم (رسم جدیده)
    من باید هزینه انگشتر نشان و هدایای اولیه را بپردازم
    من باید هزینه یک سرویس طلا را بپردازم
    من باید هزینه آینه و شمعدان و ساعت و ... را بپردازم
    من باید هزینه خرید با اجاره لباس عروس را بپردازم
    می باید هزینه اجاره تالار و خرج شام را بپردازم 
    من باید هزینه فیلم برداری و عکاسی را بپردازم
    من باید هزینه آرایشگاه را بپردازم 
    من باید خانه ای اجاره کنم
    و بسیاری از هزینه های جانبی دیگر هم خواهم داشت 
    تا همین جا هزینه من بالای یکصد میلیون تومان هزینه است فرض می کنیم عروس خانم خیلی قانع تشریف داشته باشند نهایت بشه خیلی کم کنیم نزدیک شصت میلیون تومان هزینه است .

    از اینها گذشته : باید زیر بار مهریه ای بروم که هرگز آن مبلغ را در عمرم یکجا ندیده ام و نخواهم دید
    و همچنین ظلمی که در عقد نامه های جدید برای آقا داماد ها روا دیده شده این است که خدای ناکرده بعد طلاق نیمی از اموال مرد برای زن است !!!!!

    خوب فرض کنیم قیمت ها ثابت بمانند که از محالات است . من هشتصد حقوق بگیرم و فقط سیصد هزینه کنم که خرج رفت و آمدم سر کار و آمدن به خانه در بیاد و پول تو جیبی داشته باشم باید ده سال سخت کار کنم تا بتوانم ازدواج کنم . یعنی در چهل سالگی.
    به نظر شما ازدواج در چنین شرایطی عاقلانه است ؟ هر چه در زندگی به دست آورده ای بدهی که زن بگیری اون هم در چهل سالگی ؟!! بعد باز هم همون کارگر قبلی باشی که باید علاوه بر خرج خودت خرج زندگی ات را هم بدهی ! 
    من ترجیح می دهم دنبال ازدواج هم نروم
    من نظر یکی از اعضارو خوندم که از تیپ و ظاهرش گفته بود

    منم میخوام یجوره دیگه عنوان کنم

    من یه پسر بیست و پنج ساله هستم . یه دفتر کوچیکی دارم با یه درامد خیلی خیلی کم . ظاهرم مردونست . نه موی لخت دارم نه مدل موهام امروزیه نه ابرو برداشتم نه بینی عمل کردم.
    دانشجوی کارشناسی معماریم . توی رشته ام جزو افراد خبره هستم.اهل مطالعه هستم.اهل رفیق بازی و تفریحات بی محتوا هم نیستم.به خدا ایمان دارم و سعی میکنم ادم خوب و سالمی باشم.

    اینارو گفتم نه واسه تعریف از خود . فقط خواستم بگم تقریبا شش ماهه تصمیم به ازدواج گرفتم
    اول اینکه روی هر دختری دست گذاشتم دیدم دخترای الان حالا تحت تاثیر اینستاگرام یا فیلم های ماهواره فازشون یچیز دیگه است.
    یعنی براشون مهم نیست که پسره خوبی باشی یا اصیل باشی یا مودب یا اهل علم و قلم و هنر
    فقط دنبال شکم سیکس پک و ابروی نازک و مدل موی ادمن .
    نمیدونم از یه مرد ایا زیبایی و ظاهر خوب میخوان انگار فقط

    کسایی رو که میخواستم هیچکدوم بهم اوکی ندادن و اکثرا دنبال یه پسر خوشگل و هیکلی بودن ظاهرا !

    این اولین مشکلیه که داشتم

    دومیش خانوادمه که تا اسم ازدواج میاد سریع :
    کار ثابت نداری
    سربازی نرفتی
    هنوز بچه ای !
    زودته حالا وقت هست و ازین حرفا 

    من اعتقاد دارم اونکه دندون میده نونم میده یعنی خدا روزی رو میرسونه بخاطر همین خودم از ازدواج نمیترسم

    اما خانوادم درک نمیکنن که این پسر مجرده امکان داره به گناه بیفته امکان داره به خلاف بیفته ممکنه هزارتا مار زشت بکنه 
    درک نمیکنن یا باید رابطه نامشروع داشت یا خود ارضایی کرد مه هر دوش از لحاظ روح و جسم خیلی دردناک و مضره.

    کاری به مسولین ندارم که ای کاش این کامنت هارو یکی یجا چاپ میکرد من موقع خوندن بعضیاش گریم گرفت
    مطمعنا دل امام زمانم میشکنه اینارو که بخونه

    خدا رحم کنه بهمون شرایطه سختی داریم

    امیدوارم اول فضای فرهنگی درست بشه که خانما درک کنن برای زندگی نیاز به مرد دارن نه بچه سوسول !
    مدل مو توی یه پدر خوب بودن واسه بچت تاثیر نمیذاره دختر خانم
    اصلا یکی نگفت اقا تو به چی اعتقاد داری تو چطور ادمی هستی چقد عرضه داری چقد پشتکار داری
    همه گفتن ظاهر مهمه !
    زشتم نیستما !فقط سوسول نیستم . خیلی از داداشا میفهمن چی میگم.
    دوم اینکه خانواده ها بفهمن یه جوون نیاز حسی و جنسی داره و اگه رفع نشه افسرده میشه
    سوم اینکه خدایا خودت کمک کن
    یا علی
    پاسخ:
    سلام علیکم
    خداوند بر بصیرتتان بیافزاید و مقدمات ازدواج شما همه نیازمندان به ازدواج را هر چه سریعتر فراهم نماید
    علی یارتان باشد برادر

    سلام خواهرای نازنینم، اینکه میگن از تو حرکت از من برکت بیجا نیست در واقع همون که خداوند ( که روی ماهشو با وجود همه گناهام میبوسم) می فرماید « بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا ». من فکر میکنم همه ما از خود من گرفته که به نسبت خیلی از شما که اینهمه گلایه هم میکنید سنم بیشتره ( 38 سال ) تا اون جوون 18 ساله، هیچکدوم یا واقعا چیزی رو که میگیم با تمام وجود نمی خواهیم یعنی همینطوری چون همه ازدواج میکنن می خواهیم ازدواج کنیم یا اینکه راه رسیدن بهش رو بلد نیستیم. من که مطمئنم اگه از راهش وارد بشیم خداوند یا خیلی زود جواب درخواستمون رو حالا ازدواج باشه یا هر چی میده یا اینکه اگر مصلحت ما در اون زمان رسیدن به اون خواسته نباشه صبرشو میده تا وقتی که وقتش بشه.

    - دوران مجردی مزایای خودش رو داره بهتره حداقل تا وقتی که به کسی متعهد نشدیم و وظایفمون چند برابر نشده اینقد گیر ندیم به خودمون و مسائلی مثل نیاز عاطفی یا جنسی رو بزرگش نکنیم چون در عین سخت بودنش واقعیت اینه که هر دوش رو میشه با ابراز محبت به خانواده ، صله رحم، درس و مطالعه، ورزش و تفریح کافی و کار و فعالیت های اجتماعی تا حد زیادی کنترل کرد تا انشاا... زمان ازدواج اگر تو تقدیر مای باشه که برسه. چون به قول قدیمی ها چیزی که برات مقدر شده گر نستانی به ستم می دهندت. این از این

     

    - بعضی درخواستها هست که یه مدت بعدش بخاطر برآورده نشدنش از خدا تشکر میکنیم یا بعد از رسیدن بهش میگیم خدایا کاش دعامو اجابت نکرده بودی. البته در مورد ازدواج بیشتر زمانش و ادمش مطرحه پس شاید گاهی  اینکه دیرتر از اون زمانی که ما انتظار داریم شده، مصلحت ما باشه البته اگه همه شرایط رو رعایت کرده باشیم نه اینکه خودمون بهانه الکی بیاریم بعد بگیم لابد مصلحت نبوده.

     

    - حالا می خواهیم دعا کنیم، من از شما یه سوال دارم به نظر شما تاوان یک لحظه خواب مرگه؟ معلومه که نه همه ما در شبانه روز حداقل 6 ساعت می خوابیم،البته تو رختخوابمون. ولی هزاران نفرم تا حالا به خاطر یه لحظه خواب پشت فرمون مردن. این یعنی این دنیا قائده و قانونی داره و اگر قوانینش رو رعایت نکنیم نه تنها به خواستمون نمی رسیم بلکه اون چیزی هم که داریم از دست می دیم.  این همونه که در مورد گناهانمون برای ما درکش یه ذره سخته، وقتی می شنویم گناه روزی ما رو کم میکنه و یا عمرمون رو کوتاه یا باعث به تاخیر افتادن حاجاتمون میشه یه چیزی شبیه اینه. پس ما اگه یه چیزی می خواهیم حالا نه اینکه معصوم بشیم ولی حداقل تلاشمون برای بهتر شدنو نشون بدیم.

     

    - بعد از تلاش برای دوری ا گناه (که خیلی از دخترای عفیف سالهاست اینکارو کردن ) نحوه درخواست خیلی خیلی مهمه. به نظرتون اگه من غیر از دکمه پاور چند هزار بار روی دکمه های دیگه بزنم کامپیوتر روشن میشه؟ معلومه که نه . آیا سیستم هستی از کامپیوتر قوانینش کم تره؟ باید اون گزینه رمز رو برای ارتباط پیدا کنیم ،که تو همین سایت یا جاهای دیگه، تو اینترت یا کتابهای معنوی بگردید خیلی راحت پیدا میشه مث همون توسل به بانو زهرا سلام ا... یا زیارت عاشورا و در کنارش دعا و گفتگوی بی واسطه با خودش که خیلی مهمه، باور کنیم که خیلی دوستمون داره و می خواد که باهاش حرف بزنیم و ازش درخواست کنیم. این حرف زدن بعد از هر نماز توی سجده آخر اینقد لذت بخشه که حتی  آدم گناهکاری مثل منم وقتی یه مدت انجامش میدم اونقدر پر آرامش میشم که خواستم یادم میره و آخرش برای خودشیرینی میگم هرطور که خودت دوست داری. حتما تجربش کنید. یعنی اون چیزی رو که میخواهیم باید بگیم،

    - خب شنونده که اوکی هست اما درخواست کننده که ما باشیم شاید سیم ارتباطمون پاره شده و خبر نداریم، کسی پشت خط نیست و ما همینطور برای خودمون حرف می زنیم . تداوم توی درخواست اون چیزیه که تقریبا همه ما اونجاست که کم میاریم ولی ازش غافلیم.  فکر کنید ما بریم توی مغازه یه عالمه سفارش بدیم و  سریع بیاییم بیرون، چیزی گیرمون میاد؟ باید اینقدر بگیم و درخواستمون رو تکرار کنیم که پاسخش رو بگیریم. این یعنی اگه سیم ازتباطمون هم پاره شده با تلاش ترمیمش میکنیم. ایا هیچکدوم از ما برای هیچ درخواست مهمی یکسال نماز اول وقت( در وقت فضیلت ) و در عین حال هر روز صبح زیارت عاشورا خوندیم و بدست نیاوردیم. قضیه اینه که ما حوصله اینکه وایستیم جواب بگیریم نداریم.

     

    - با انجام همه کارها بازم باید صبور باشیم و اخر همه دعاها از خدا بخواهیم که اگر مصلحت ما در اون هست براوردش کنه. به قول اون دوستی که« گفته ازدواج کردم اما همسرم نیازهام رو براورده نمیکه حالا به نظر شما مجرد باشی عفت پیشه کنی بهتره یا متاهل باشی مجبور باشی عفت پیشه کنی؟ » این واقعا خودش یه مساله مهمه گاهی تاخیر در براورده شدن یه حاجتی مثل ازدواج میتونه این باشه که اون کسی که مناسب ماست به اون کمال لازم خودش برای ازدواج نرسیده و یا خود ما با ینکه فکر میکنیم اماده ایم اما فقط نیازهامون رو میبینیم و در حقیقت امادگی لازم رو برای ورود به یک زندگی مشترک نداریم. مثل خیلیها که میگین اونموقه نمی فهمیدم زندگیمو سر هیچ و پوچ خراب کردم اگه دیرتر ازدواج کرده بودن زندگی بهتری داشتن.

    - بعدشم باید همه چیز رو سپرد به خدا و آرامش داشت چون به لحاظ علمی هم اضطراب داشتن نه تنها مفید نیست بلکه کارو خراب میکنه چون آرامش ما بعد از دعا  نشان از اعتماد و باور درونی و قلبی ما برای رسیدن به خواستمون هست . حضرت علی علیه السلام روایتی با این مضمون دارند که: « اگر فرد مومنی مقابل یک کوه بنشیند و چشمانش را ببندد و با تمام وجود ایمان داشته باشد که وقتی چشمانش را باز میکند کوهی مقابلش نیست همینطور می شود.» وقتی گفته میشه ایمان به غیب فقط ایمان به خدا منظور نیست بلکه وقتی ما مسلم می شویم باید به همه آنچه غیب است مومن باشیم و این هم یک قسمت غیب است.  

    - در آخر اینکه وظیفه ما خوب زندگی کردنه، و با وجود همه تلاشهامون روی هیچ مساله ای در زندگی نباید اونقدر سرمایه گذاری ذهنی کنیم که اگه نشد بقیه فرصتها رو هم باخته باشیم و مایوس بشیم.

    - چند تا کتاب خیلی خوب در زمینه دعا: هرچند ادعیه معتبر زیاد داریم ولی کتاب چهار اثر از اسکاول شین و کتاب قدرت دعا که نویسندش یادم نیست خیلی واضح همهچیزو درباره دعا توضیح دادن در واقع به زبان قابل درک

    - سخنرانی ازدواج موفق از دکتر شاهین فرهنگ رو حتما حتما گوش کنید عالیه و راهکار میده فکر کنم دانلودشم رایگان باشه.

    انشاا.. به همین ایام عزاداری سید و سالار شهیدان هممون عاقبت بخیر بشیم. از تک تکتون التماس دعا دارم. ببخشید که زیاد حرف زدم.

    پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر

    چون شیشه عطری که سرش گم شده باشد

    سلام خواهرای نازنینم، اینکه میگن از تو حرکت از من برکت بیجا نیست در واقع همون که خداوند ( که روی ماهشو با وجود همه گناهام میبوسم) می فرماید « بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا ». من فکر میکنم همه ما از خود من گرفته که به نسبت خیلی از شما که اینهمه گلایه هم میکنید سنم بیشتره ( 38 سال ) تا اون جوون 18 ساله، هیچکدوم یا واقعا چیزی رو که میگیم با تمام وجود نمی خواهیم یعنی همینطوری چون همه ازدواج میکنن می خواهیم ازدواج کنیم یا اینکه راه رسیدن بهش رو بلد نیستیم. من که مطمئنم اگه از راهش وارد بشیم خداوند یا خیلی زود جواب درخواستمون رو حالا ازدواج باشه یا هر چی میده یا اینکه اگر مصلحت ما در اون زمان رسیدن به اون خواسته نباشه صبرشو میده تا وقتی که وقتش بشه.

    - دوران مجردی مزایای خودش رو داره بهتره حداقل تا وقتی که به کسی متعهد نشدیم و وظایفمون چند برابر نشده اینقد گیر ندیم به خودمون و مسائلی مثل نیاز عاطفی یا جنسی رو بزرگش نکنیم چون در عین سخت بودنش واقعیت اینه که هر دوش رو میشه با ابراز محبت به خانواده ، صله رحم، درس و مطالعه، ورزش و تفریح کافی و کار و فعالیت های اجتماعی تا حد زیادی کنترل کرد تا انشاا... زمان ازدواج اگر تو تقدیر مای باشه که برسه. چون به قول قدیمی ها چیزی که برات مقدر شده گر نستانی به ستم می دهندت. این از این

     

    - بعضی درخواستها هست که یه مدت بعدش بخاطر برآورده نشدنش از خدا تشکر میکنیم یا بعد از رسیدن بهش میگیم خدایا کاش دعامو اجابت نکرده بودی. البته در مورد ازدواج بیشتر زمانش و ادمش مطرحه پس شاید گاهی  اینکه دیرتر از اون زمانی که ما انتظار داریم شده، مصلحت ما باشه البته اگه همه شرایط رو رعایت کرده باشیم نه اینکه خودمون بهانه الکی بیاریم بعد بگیم لابد مصلحت نبوده.

     

    - حالا می خواهیم دعا کنیم، من از شما یه سوال دارم به نظر شما تاوان یک لحظه خواب مرگه؟ معلومه که نه همه ما در شبانه روز حداقل 6 ساعت می خوابیم،البته تو رختخوابمون. ولی هزاران نفرم تا حالا به خاطر یه لحظه خواب پشت فرمون مردن. این یعنی این دنیا قائده و قانونی داره و اگر قوانینش رو رعایت نکنیم نه تنها به خواستمون نمی رسیم بلکه اون چیزی هم که داریم از دست می دیم.  این همونه که در مورد گناهانمون برای ما درکش یه ذره سخته، وقتی می شنویم گناه روزی ما رو کم میکنه و یا عمرمون رو کوتاه یا باعث به تاخیر افتادن حاجاتمون میشه یه چیزی شبیه اینه. پس ما اگه یه چیزی می خواهیم حالا نه اینکه معصوم بشیم ولی حداقل تلاشمون برای بهتر شدنو نشون بدیم.

     

    - بعد از تلاش برای دوری ا گناه (که خیلی از دخترای عفیف سالهاست اینکارو کردن ) نحوه درخواست خیلی خیلی مهمه. به نظرتون اگه من غیر از دکمه پاور چند هزار بار روی دکمه های دیگه بزنم کامپیوتر روشن میشه؟ معلومه که نه . آیا سیستم هستی از کامپیوتر قوانینش کم تره؟ باید اون گزینه رمز رو برای ارتباط پیدا کنیم ،که تو همین سایت یا جاهای دیگه، تو اینترت یا کتابهای معنوی بگردید خیلی راحت پیدا میشه مث همون توسل به بانو زهرا سلام ا... یا زیارت عاشورا و در کنارش دعا و گفتگوی بی واسطه با خودش که خیلی مهمه، باور کنیم که خیلی دوستمون داره و می خواد که باهاش حرف بزنیم و ازش درخواست کنیم. این حرف زدن بعد از هر نماز توی سجده آخر اینقد لذت بخشه که حتی  آدم گناهکاری مثل منم وقتی یه مدت انجامش میدم اونقدر پر آرامش میشم که خواستم یادم میره و آخرش برای خودشیرینی میگم هرطور که خودت دوست داری. حتما تجربش کنید. یعنی اون چیزی رو که میخواهیم باید بگیم،

    - خب شنونده که اوکی هست اما درخواست کننده که ما باشیم شاید سیم ارتباطمون پاره شده و خبر نداریم، کسی پشت خط نیست و ما همینطور برای خودمون حرف می زنیم . تداوم توی درخواست اون چیزیه که تقریبا همه ما اونجاست که کم میاریم ولی ازش غافلیم.  فکر کنید ما بریم توی مغازه یه عالمه سفارش بدیم و  سریع بیاییم بیرون، چیزی گیرمون میاد؟ باید اینقدر بگیم و درخواستمون رو تکرار کنیم که پاسخش رو بگیریم. این یعنی اگه سیم ازتباطمون هم پاره شده با تلاش ترمیمش میکنیم. ایا هیچکدوم از ما برای هیچ درخواست مهمی یکسال نماز اول وقت( در وقت فضیلت ) و در عین حال هر روز صبح زیارت عاشورا خوندیم و بدست نیاوردیم. قضیه اینه که ما حوصله اینکه وایستیم جواب بگیریم نداریم.

     

    - با انجام همه کارها بازم باید صبور باشیم و اخر همه دعاها از خدا بخواهیم که اگر مصلحت ما در اون هست براوردش کنه. به قول اون دوستی که« گفته ازدواج کردم اما همسرم نیازهام رو براورده نمیکه حالا به نظر شما مجرد باشی عفت پیشه کنی بهتره یا متاهل باشی مجبور باشی عفت پیشه کنی؟ » این واقعا خودش یه مساله مهمه گاهی تاخیر در براورده شدن یه حاجتی مثل ازدواج میتونه این باشه که اون کسی که مناسب ماست به اون کمال لازم خودش برای ازدواج نرسیده و یا خود ما با ینکه فکر میکنیم اماده ایم اما فقط نیازهامون رو میبینیم و در حقیقت امادگی لازم رو برای ورود به یک زندگی مشترک نداریم. مثل خیلیها که میگین اونموقه نمی فهمیدم زندگیمو سر هیچ و پوچ خراب کردم اگه دیرتر ازدواج کرده بودن زندگی بهتری داشتن.

    - در آخر باید همه چیز رو سپرد به خدا و آرامش داشت چون به لحاظ علمی هم اضطراب داشتن نه تنها مفید نیست بلکه کارو خراب میکنه چون آرامش ما بعد از دعا  نشان از اعتماد و باور درونی و قلبی ما برای رسیدن به خواستمون هست . حضرت علی علیه السلام روایتی با این مضمون دارند که: « اگر فرد مومنی مقابل یک کوه بنشیند و چشمانش را ببندد و با تمام وجود ایمان داشته باشد که وقتی چشمانش را باز میکند کوهی مقابلش نیست همینطور می شود.» وقتی گفته میشه ایمان به غیب فقط ایمان به خدا منظور نیست بلکه وقتی ما مسلم می شویم باید به همه آنچه غیب است مومن باشیم و این هم یک قسمت غیب است.  

    - در آخر اینکه وظیفه ما خوب زندگی کردنه، و با وجود همه تلاشهامون روی هیچ مساله ای در زندگی نباید اونقدر سرمایه گذاری ذهنی کنیم که اگه نشد بقیه فرصتها رو هم باخته باشیم و مایوس بشیم.

    انشاا.. به همین ایام عزاداری سید و سالار شهیدان هممون عاقبت بخیر بشیم. از تک تکتون التماس دعا دارم. ببخشید که زیاد حرف زدم.

    پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر

    چون شیشه عطری که سرش گم شده باشد

    سلام من سی و پنج سالمه و تا حالا رابطه جنسی بر قرار نکردم و خیلی تحت فشارم به خاطر مشکلات مالی دیگه اعتماد به نفسمو از دست دادم نمیدونم چیکار کنم وااقعا این نیاز لازمه برای هر کسی وگرنه نابود میشه طرف مثل منی که خیلی دوست دارم ولی نه روشو دارم نه پولشو 

    پاسخ:
    سلام علیکم
    برایتان آرزوی موفقیت دارم
    با سلام و احترام
    تقریبا تمامی کامنت ها رو خوندم.بیشتر گلایه دختر خانومها رو.
    خیلی برام جالبه که قریب به اتفاق همه شون فرصتهاشونو تو زندگی از دست دادن. در  جوونی دلهای زیادی رو شکستن با غرور و تکبر پسرا رو روندن حالا گلایه از زمین و زمان می کنن که چرا زندگیشون اینجوریه و چرا خواستگار ندارن و چرا پسرا خواستگاریشون نمیرن.
    اما از خودم بخوام بگم یه مرد چهل ساله ام که چند سالیه که با همسرم متارکه کردم و یه فرزند  6 ساله دارم که با  هم زندگی می کنیم .کارمند یکی از ادارات دولتیم.خونه دارم و ماشین مدل بالا دارم وکلا وضعیت مالیم خوبه. از نظر ظاهری هم پسر جذابی بودم  وهستم و در حال حاضر هم خیلی کمتر از سنم نشون می دم.
    3 سال قبل که  به محل جدیدمنتقل شدم در اداره به دختر خانم محترمی که تازه استخدام شده بود علاقه مند شدم و تصمیم  گرفتم که دوباره تشکیل زندگی بدم.و سایه ای  رو سر فرزندم بیارم و خودم سر و سامون بگیرم ولی با اجازه شما هنوز بنده اقدامی نکردم  ایشون  آب پاکی رو  روسر من ریخت.بدتر از همه اینکه درخواست محترمانه منو یه جوری توهین تلقی کرد و تو اداره منو  پیش همکارا بخصوص خانومها خوار و خفیف کرد.
    واقعا بنظر شما  یه  آدم برای ازدواج دیگه باید چی داشته باشه .خوب آدم که گناه که نکرده که تو زندگی اولش موفق نبوده.
    حالا بعد از سه سال که گذشته و سنش بالاتر رفته و حتما هم تو این مدت خواستگار  خوبی نداشته پشیمونی  از رفتار و کردارش کاملا مشهوده.  اومده بطرف من  و تو اداره وول کن من نیست. 
    حالا سوال من اینه، بنظر شما یه همچین خانمهایی با همچین نگرشی واقعا  لیاقت داشتن همسر رو دارن؟

    پاسخ:
    با سلام
    همینکه پشیمان شده کافیه
    برای یک زن بروز این رفتار بسیار سخته
    شما هم سخت نگیرید و از فرصت استفاده کنید
    زن مظهر نازه و مرد مظهر نیاز، توقع نداشته باشید هر جا که رفتید حتما جواب مثبت بدهند
    مردم دید خوبی نسبت به طلاقی ندارند.
    سلام وقت نکردم تمام پیام ها رو بخونم. 29 سالمه تا حالا فک می کردم فقط من مشکل ازدواج دارم و خجالت می کشیدم به کسی بگم بعد از کلی کلنجار با دفتر مرجعم  پیام دادم اونم گفت ذکر بگم و همبن کاش زودتر اینجا رو می دیدم. منم قربانی خانوادمم. پدر مادر شاغل میشه دنبال کارای خودشون بودن. تا حالا خاستگار نداشتم اما تو تمام جمع ها سر بودم و همیشه فک می کردم چرا من حتی یک گزینه انتخاب نباید داشته باشم. تو زندگیم فقط از این شاخه به اون شاخه پریدم رفتم سر کار، ارشدمو گرفتم اما هیچ کدوم اونی که دنبالش بودم نبود الان لا فوق لیسانس تو خونم دوست ندارم کار کنم چون اجتماع کار و دوس ندارم. دیگه ازدواج برام مهم نیس. از 18 سالگی می خواستم تیکم و اما هیچ اتفاقی نیفتاد تمام حس و شهوتم از بین رفنه حس مادریم و حسرت بچه دارم . نمی دونم چرا اینجوری شد... افسردگی گرفتم
    سلام
    من فکر میکنم سن ازدواج به خاطر این رفته بالا که بیشتر جوونا نمیدونن چرا ازدواج میکنن .باید بدونیم چرا ازدواج میکنیم و چی از زندگی میخوام .مثلا بعضی ها میگن چون همه ازدواج میکنن مام باید ازدواج کنیم یا مثلا اینکه فقط و فقط به خاطر نیاز های جنسی ازدواج می کنند درصورتی که ازدواج یه وسیله عالی برای رشد و بالندگی اینکه طرف مقابلمون رو همونجوری که هست با تمام خوبی ها و بدی هاش بپذیریم و سعی کنیم عیبای همدیگه رو بر طرف کنیم...
    پاسخ:
    سلام علیکم
    برای هر هدفی ازدواج بکنی خاصیتهایی که برای ازدواج شمردید خواهد داشت
    یعنی رشد و بالندگی و...
    منم میخام. 15 سالمه ها
    پاسخ:
    چی میخوای؟؟
    اگر زن می خوای هنوز زوده!!
    خخخخخخ
    سلام                
    من سه بار برویید شدم  بعد دو ماه یکم شورتم لکه شد اصلا نزدیکی هم نداشتم ایا امکان حاملگی هست
    پاسخ:
    سلام
    ببخشید چه ربطی داشت به درد دل دختران؟؟؟؟؟
    بعد سوالتونو فکر کنم خودتون هم نفهمیدید!
    خخخخخخ
    بزارید بگم دلیل بیدا نکردن خواستگار چیه زیاد بودن دخترها گرایش بسر ها به دختران بولدار و کار دار برید اعتراض کنید برید به خیابان ها حق تون از دولت بخواید همش کار دولته دولت باعث شده باید جواب گو باشه 
    سلام به همه دوستان. من درسم تموم شده و الان سرباز هستم. دوست دارم بعد از سربازی بلافاصله با یه دختر محجبه و خوش اخلاق ازدواج کنم که تو زندگی به هم آرامش بدیم و به هم محبت کنیم و هم نیازهایمون برطرف بشه. اما واقعا نمیدونم چطوری چنین دختری پیدا کنم. یه مقدار  هم خجالتی و خیلی مودب هستم.
    با عرض سلام خدمت دوستان
    مشکل بعضی پسرها دنبال دختر خوب نیستن
    دنبال ظاهر هستن
    الان شده قد و هیکل و اندام و تیپ هست
    شما اقایون فک میکنید دختر محجب دل نداره .دوست نداره تیپ بزنه
    اما این طور نیس .ما هم دل داریم .و دوست داریم واسه یه نفر تیپ بزنیم
    ب خدا دختر خوب زیاد هست .اما کسی. سراغ این دخترها نمیره
    زندگی شده ظاهر و تیپ و اندام

    ۰۶ مهر ۹۵ ، ۲۱:۵۹ سرباز گمنام امام زمان
    عفت پیشه کنیدونماز بخوانیدوبا ریاضت و پیروی نکردن از طلسم جادوگران شیاد وماهار به جمع سربازان گمنام بپیوندیدوباشد که در پناه ایزد یکتا و در سایه ی رحمت امام زمان به مرادهای دلتان برسینودختر گوهر ارزشمندی در وجود دارد که حتی پدر مادرانشان هم از ان غافاندوقدر لحظات خودتونو بدانیدو...
    سلام.خانوم محترم همه ی ما تو زندگی سختی میکشیم من خودم بشخصه خیلی سختی کشیدم شب و روز دعامیکردم همیشه خدا رو ندا میدادم روزها میگذشت و چیزی تغییر نمیکرد من بدنبال جواب سوال هام که چرا اینطوریه و چرا باید زندگی اینجوری باشه میگشتم تا برحسب اتفاق یک کتاب بدسم رسید و با چند سال تحقیق به این نتیجه رسیدم که بزرگترین اشتباه زندگیم این بوده که همیشه منتظر کمک یک موجود خیالی بودم من نمیخام وارد بحث اعتقاد شما بشم اما لازم که شما بدونید زیرا باید حقیقت رو بپذیرد هیج وقت منتظر کمک بنی بشری یا موجود متافیزیکی نباشید مشکل شما یک چیز خجالت که میتونستید راحت وقتی خاستگار بیاد با دوستی عموی دایی فامیلی یا غیرمستقیم به پدرومادرتون بگید ومشکلتون رو حل کنید خوبه که خاستگاراتونم زیاده چرا منتظر فرج هستید؟ چرا منتظر کمک خیالی هستید؟ نمیبینید زندگیتون داغون شده؟ من نمیخام کافر بشید فقط سعی میکنم بعنوان یک همدرد حقیقت زندگی رو بهتون گوشزد کنم شما نباید بخاطر خودارضایی خودتون رو سرزنش کنید شما این کار رو بخاطر فاجعه بزرگتر و خیانتی غیرقابل جبران انجام میدهید و باید بگم که خوشحالم دختری به پاکی شما هم وجود داره نگران نباشید طرف شما هم حتما سابقه خودارضایی داشته چون طبق روال طبیعت بایدم اینکارو انجام بدن تا بفهم که اندام جنسی چیه و بجکاری میاد و 
    ..... خلاصه بگم که حقیقت رو بپذیرد اگرخجالت میکشید راهی براش پیدا کنید و منتظر کمک نباشید شما فردی تحصیل کرده هستید دین ما باعث شده اونقد خجالت بکشیم که حاضریم زندگیمون رو با دستای خودمون نابود کنید چون خدا گفته شما منتظر همون خدای هستید که باعث خراب شدن  زندگی خودتون شده برید باحقیقت روبه رو شید و منتظرکمک نباشید فقط خودتون میتونید بخودتون کمک کنید.امیدوارم زندگی خوبی براخودتون بسازید
    تف به این زندگی
    من قبلا برای اینکه شدت نیازم رو به خدا نشون بدم مثل احمقا دست به گناه میزدم .....اما الان یاد گرفتم اینجوری نمیشه از خدا حاجت گرفت یاد گرفتم موقع هوس و شهوت مودب و آروم باشم جلوی خدا و نگذارم شهوتم منو ناآروم کنه .....الان احساس میکنم کم کم داره گره هام باز میشه .....برام دعا کنید .....منم بعد نماز همیشه برای خواهرا وبرادرای گلم دعا میکنم ....انشاءا.... خدا به حق محمد وآل محمد ص  گره هممون رو باز کنه به فضل و کرمش
    سلام.دوستان مطالب جالبی بود .البته منم مثل شماهام.امیدوارم تمام مشکلات عزیزان برطرف شود.
    واقعیت منم دنبال ی  دختر خوب ونجیب میگردم.کمکم کنید ممنون میشم.
    سلام دوستان منم 35 سالمه مجردم
    خواستگار زیاد داشتم. همکلاسیام ازم زیاد درخواست دوستی یا خواستگاری می کردن. اما من سختگیر بودم.

    و حتی از ترس اینکه گناه نکنم همینجور مجرد موندم.
    شاید مسخره باشه اما از روابط جنسی هم زیاد خوشم نمیاد احساس میکنم دردسره ! احساس شرم دارم نسبت بهش . هر خواستگاری هم که در موردش حرف میزنه ازش بیشتر بدم میاد. ولی از مجردی هم بدم میاد!!!
    یکی به من یه راهکار بده
    ۱۸ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۴۸ یه دختر عاقل
    به نظر من باید سیستمی یا مراکزی یه جایی باشه برا این که افراد همتاشونو پیدا کنن. می تونم بپرسم چرا برا دختر بی حیاییه بخواد بگه می خواد ازدواج کنه؟ خب کی می خوایم بفهمیم همه دوست و آشنا و در و همسایه ندارن که بخوان با اینا ازدواج کنن و گیرم هم باشن ممکنه همتاشون نباشه . این طوری می شه که یه عده هیچ وقت همرده شونو پیدا نمی کنن .
    اگر هم جوابتون سخت نگرفتنه بگم که پدر و مادر تحصیل کرده من سخت نگرفتن و الان ما تو جهنم زندگی می کنیم .
    ۱۸ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۲۸ یه دختر عاقل
    مشکل اینه که آدمتو پیدا نمی کنی ، اونی که درکت کنه و همیشه دوست داشته باشه. من 25 ام و خونواده م تحصیلات عالی دارن ولی جو خونه ما باعث افسردگی شدید من شده به طوری که سرزنده نیستم و دل و دماغ یکی دیگه رو هم ندارم وارد این خونواده ی به ظاهر خوب بکنم. ازدواج رو سپردم به خدا با هر کی و هر وقت که صلاح دید. یعنی دیگه به تنهایی عادت کردم و تا به حال هم هیچ کس نه مادرم پای درد دل من ننشسته . گفتم که ببینین چه قدر تنهام. خیلی راغب ازدواج نیستم چون معلوم نیس زندگی بهتر بشه الان رو باید دریابی. علاوه بر این ها فرهنگ من با مردم ظاهر پرست ایرانی جور در نمیاد . این مردم محبت ها و علاقه شونم شرطیه و ازدواج با ادم ظاهر بین جز قبول ذلت نیست برای من .
    انقدر نباید گدای محبت کسی بود که به خاطرش هر کاری کرد.
    هرچند من خودمو کم نمی بینم ولی انقدر مشکلات منو برده تو خودم که جرات نمی کنم با کسی آشنا شم چون با این روحیه مطمئنا انتخاب درستی نخواهم داشت! هرچی پیش بیاد ایشالا که راضیم چون تنهایی( اونم نه تنهایی ناشی از ازدواج که من تو زندگی هم تنهام ) شرف داره به با هم بودنی که آرامش نداشته باشه مثل خونه ما که مثل قبرستون می مونه و تنهایی محض توش حاکمه :( 
    زن خوب  فرشته نجات مرد میشه، ولی زن بد خدا نصیب گرگ بیابون هم نکنه، 
    مشکل اصلی خود دخترا و خانواده هاشونه.....
    اولا توقع دخترا خیلی بالاست، همه دنبال ی پسر داری مدرک ارشد یا دکترا، موقعیت اجتماعی بالا، درامد بالا، خوشتیپ و قد بلند و... می گردن، خب طبیعیه همه این ویژگی ها تو ی نفر جمع نمیشه. 
    دوما ی سری رسم و رسومات چرت و پرت از قبیل بله برون، مراسم عقد، و از همه بدتر عروسی های آنچنانیه، همه این رسم و رسومات باید حذف بشه، فقط ی عقد خشک و خالی تو محضر کفایت میکنه، اخه ی پسر از کجا بیاره صد میلیون پول بی زبونو در عرض ی روز هدر بده؟!!
    سوما جهیزیه و تهیه مسکن رو هم دختر و پسر به کمک هم تهیه کنن، البته بستگی به شرایط مالی دو طرف داره، هرکی وضع مالیش خوب بود ترجیحا بهتره بیشتر مخارج رو هم اون  بده. 
    به نظرم نیازی نیست از همون اول همه‌ی جهیزیه رو کامل تهیه کنن، فقط چیزای ضروری از قبیل یخچال و تلویزیون و... وسایلی از قبیل مبل و ماشین ظرفشویی و... ظرورتی نداره همون اول باشه.
    چهارما، دخترا فکر میکنن مردها باید کلفتی و نوکریشون رو بکنن و همه جوره درخدمتشون باشن، درحالیکه زندگی مشترک معناش رو خودشه، قرار نیست کسی درخدمت دیگری باشه، بلکه هردو باید باهم و درکنار هم در جهت پیشبرد زندگی کمک کنن.
    به نظرم خانواده دختر مهمترین مانع ازدواج بشمار میاد، سخت گیری های بیش ازحد، انتظارات غیرمنطقی، چشم و هم چشمی خانواده دختر از جمله دلایلی است که باعث عدم رغبت پسرها برای ازدواج  می شود.
    سلام به همه 
    منم ی دختر مجردم.25 سالمه.مث خیلیا ظاهر خوب و خانواده خوب و تحصیلات خوب و .. اما کو شوهر . من تا الان 37 تا خواستگار داشتم ولی نمیدونم چه سریه که هیچکدومش به سرانجام نمیرسه . اصلا توقع ندارم . الان کاری ب این بحثا ندارم . فقط یه چیزی ک خیلی اذیتم میکنه یکی نیاز عاطفیه یکی نیاز جنسی . ادم از تنهایی خسته میشه و نیاز ب همصحبت داره تا کی اخه . از ی طرفم نیاز جنسی که الان اکثر جوونا به سمت استمنا کشیده شدن . خب دختری ک 9 سالگی بلوغ میشه و گیریم ک اصن 12 . 13 سالگی نیتز جنسی میدا کنه خب حساب کنید از 12 سالگی تا 25 سالگی میشه 13 سااال . خدایی انصافه ادم 13 سال خودشو کنترل کنه . واقعا دارم اذیت میشم . از یه طرفم چون مومن و چادری هستم اهل دوست شدن با پسر نیستم . از همه طرف تو فشاریم . فقط خواهشا نگید که جنبه های دیگه زندگیتو ببین و لذت ببر . من الان ارشد قبول شدم اما انقدر از لحاظ روحی بی حوصله و افسردم ک هیچ ذوقی ندارم حتی شاید اصن ثبتنامم نکنم . اگه هر کسی اینو وظیفه خودش بدونه ک توی عمرش حداقل یه نفرو به کسی برای ازدواج معرفی کنه اینهمه جوون مجرد باقی نمیموند . حرف زیاده اما خب چه فایده . امشب شهادت امام جواده . به حق امام جواد همه جوونا متاهل شن ک عاقبت بخیر . امام جواد امشب به هممون نظر کنه و پیش خدا شفاعتمونو کنه و گره از کارمون برداشته شه . التماس دعا دارم . یاحق
    پاسخ:
    سلام علیکم
    فرمودید"خدایی انصافه ادم 13 سال خودشو کنترل کنه"
    خیلی قشنگ بود
    متاسفانه تو دنیای امروز انجمن های
    حمایت از حیوانات هست
    حمایت از زنان هست
    حمایت از امراض مختلف هست
    حمایت از همجنس بازان هست و ...
    اما هیچ کس به فکر ارضاء نیازهای جوانان نیست.
    اگر یک دختری مثلا 12 یا 13 ساله ازدواج کند و به گوش مدعیان حقوق بشر غربی برسد، کلی غوغا بپا می کنند که حقوق بشر زیر سؤال رفته و یک کودک ازدواج کرده و متاسفانه داخلی ها هم پیرو آنها هستند.
    ان شاءالله هر چه زودتر مشکل ازدواج جوانان برطرف بشه به حق امام جوان حضرت جوادالائمه علیه السلام
    من محجبه هستم واز نظر مردم خیلیم مهربانم من دوست دارم همسری مهربان و متشخص داشته باشم که فقط و فقط منو دوست داشته باشه واصلا هیچ چیزی از او نمیخواهم 
    سلام من 29سالمه قد 180سانت وزن 80کیلوگرم نمیگم تیپم عالیه ولی خوش تیپ حساب میشم از نظر خوب حساب میشم رنگ پوست سبزه روشن روشن سفید حساب نمیشم .کارمند.تحصیلات کارشناسی رشته حقوق اینارو گفتم که این مطلب رو بگم. متاسفانه دخترای جامعه ما دچار یه نوع توهم شدن که تحت تاثیر ماهواره و بدتر از اون این فیلما و تبلیغات تلویزیونی خودمون قرار گرفتن که انتظار دارن شاهزاده با اسب سفید و جیب های پر پول بیاد خواستگاریشون واقعیت جامعه امروز ما این نیست که تو رسانه های جمعی نشون میدن کدوم جوون کار داره؟ +اگرم شاغل باشه چطور میخواد با این حقوقهای کم سریع پولدار بشه و بیاد خواستگاری شما. من خودم دو بار خواستگاری کردم که هر دو بارش به من گفتن شرایطتت عالیه بجز بخش درآمد و محل کارت (1300)در ماه. حالا که منم کلا بی خیال ازدواج شدم. حالا هی این خانمای مجرد میگن ما شوهر میخوایم. شما قضاوت کنید. 

    اینروزا همه دنبال دختر کارمند یا پول دار هستند و مابقی احتملا بی شوهر می مونند. اوضاع خیلی خرابه چون پسر ها نمی تونن شغل پیدا کنند
    دختران مذهبی که بیگناه مورد تجاوز قرار می گیرن باید چیکار کنن که دوباره به زندگی برگردن لطفا از لحاظ ارتباط با خدا جواب دهید

    پاسخ:
    سلام علیکم
    اگر در این اتفاق نقشی نداشته باشند هیچ گناهی مرتکب نشده اند.
    سلام من تا االان طاقت اوردم اما میخوام خودکشی کنم این چه زندگ ایه نه پول نه ثروت نه کار سنم که داره میره بالا کدوم پسر میاد سراغ من
    پاسخ:
    سلام
    شما دیدتان را نسبت به زندگی دنیا عوض کنید زندگیتان عوض خواهد شد.
    سلام
    پاسخ:
    سلام علیکم
    ۲۳ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۳۷ امیر حسین مقدم
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    امیر حسین 24ساله از قاین دنبال یک خانم معلم مجرد می گر دم برای ادواج تلفن***********
    سلام به همه خواهر برادرای مجرد و گلم.
    یه سوال مهم داشتم:
    بهترین سن برای ازدواج دخترا و پسرا کی هستش؟
    و اینکه اختلاف سنی برای ازدواج بهتره  چند سال باشه؟
    ممنون از سایت خوبتون
    پاسخ:
    سلام
     به نظر ما بسته به عقل و درایت و بلوغ
     دخترها از 13 تا 18 سال
    البته در روایت هست که از سعادت مرد این است که دخترش در خانه اش خون نبیند(پریود نشود)
    پسرها از 17 تا 21 سال
    اختلاف 3 تا 6 سال
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    سلام بر همگی  یکی از بهترین روش ها: بعد از نماز صبح 10 مرتبه به نیت ازدواج سوره قدر پشت سر هم بخوان و بینش با کسی صحبت نکن. ******************** ***
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

    *** با نام خداوندگار دل ها ****

    ****با عرض سلام و احترام***

    “”اینجانب پسری مجرد و 28 ساله هستم که قصد ازدواج دارم اما واقعا موفق نشده ام همسری مهربان و فهمیده برای زندگی آینده ام پیدا بکنم. البته علت آن هم مشخص می باشد. وضعیت مالی من متاسفانه زیاد خوب نیست. ولی باور کنید از نظر اخلاقی و سلامت روانی اجتماعی مشکل خاصی ندارم (البته خدا خودش بهتر می داند).””
    حقیقتش
    “”رو بخواهید دلم میخاد همسری داشته باشم که فهمیده و مهربان باشه و بتونم سالهای سال کنارش با خوشبختی زندگی بکنم اما کسی رو نمیشناسم و واقعا ومطمیئن نیستم دختری حاضر باشه با شرایط مالی من کنار بیاد””.

    “”دنبال خانم های زیبا نیستم. همینکه درستکار و راستگو باشه برام کافیه.
    اگه کسی رو در فامیل آشناهاتون سراغ دارید که علاقمند باشه ازدواج بکنه و شرایط مالی من رو قبول بکنه خوشحال میشم به حضور خانواده یشان شرفیاب بشوم، البته بعد از اشنایی کافی.””

    بهر حال همه چیز هم که پول نیست امیدوارم روزی بیاد که هرچ خانمی ارزش والای عشق رو به پول نفروشه.
    اگه کسی علاقمند بود با من ازدواج بکنه خوشحال میشم آشنا بشیم … ممنونم

    *******************

    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    محسنم۲۳ایدی تلگرامم********ab
    سلام من دختری 25ساله هستم تاالان چندتاتاخواستگارداشتم که متاسفانه وبدشانسی وبداقبالی من جورنشدموقعت ازدواج البته من چندین سال هست که  مشکل کم کاری کلیه پیداکردم وهفته ایی سه جلسه دیالیزمیشم ازلحاظ ظاهری خداراشکرهیچ چیزکم ندارم وهمبن بدهست که بیماریم مزاحم ازدواجم شده الانم 5ماهه هست که عقدصیغه حاج اقاشدم اوخیلی هم عاشق هم شدیم قلبادوستش دارم چون خداییش درکم میکنه وقراره بیادعقددایم بشیم زن هم داره خودش معتقده که بابیماریم کنارمیادلطفاکمکم کنیدحاج اقاتکلیف من چیست؟
    پاسخ:
    سلام علیکم
    اگر دختر هستید و پدر یا پدربزرگ پدریتون زنده اند به فتوای اکثر مراجع باید با اجازه او عقد می کردید.
    در مورد انتخاب شریک زندگیتان مخیرید و اما بعد از 5 ماه که دست گل به آب داده اید در مورد آیندتان می پرسید.
    ان شاءالله که راست بگوید و همسرش مانع نباشد.
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    سلام من پسر26ساله ای هستم ازدشت مغان
    دنبال یک دخترپاک ونجیب ***********
    ممنون لطفانظرمنو عمومی کنید
    پاسخ:
    سلام
    اینجا سایت همسریابی نیست آقا پسر
    داداش گلم تورو خدا راهنماییم کن من جوان 20 ساله ای هستم به خاطر مشکلات خانوادگی از خونه فرار کردم و الان در مشهد مقدس ساکن هستم جنابعالی دارم واسه لیسانس کامپیوتر درس میخونم در کنارشم شغل آزاد دارم خدارو شکر تا الان مثل یه مرد رو پای خودم واستادم من از 18 سالگی مجبور به فرار شدم داداش بخدا من آدم خوبیم اهل دودم نیستم پاک پاکم یه بچه باادب ولی کسی نیس باهام دوس بشه و ازدواج کنه چون خانواده ندارم من چه گناهی کردم که همچین خانواده ای گیرم اوفتاد داداش راهنماییم کن خیلی تنهام تو رو خدا دیگه طاقتشو ندارم
    پاسخ:
    متاسفانه بنده در توانم نیست
    بهتره به طرف خانواده برگردید
    اگر قابل تحمل نیستند حداقل بهشون خبر بدید از جا و مکانتان
    به نظر من باید یکم اسلام کار رو ساده تر میکرد و چند راه دیگه هم میزاشتن چون این هم عاقبت این یک راهشه خودتون میبینید وضعیت جامعه اسلامی رو انتظارات تا دلت بخواد هم بالا اصلا ازدواج راهش نیست چون پدر و مادرا نمیزارن آدم دل خوشی داشته باشه همه چی گناهه ولی هیچ راهی هم ندارن
    پاسخ:
    به همین راه هایی که گذاشته شده عمل بشه اگر جواب نداد آرزو کنید ای کاش راه های دیگری هم بود.
    ۲۹ تیر ۹۵ ، ۱۹:۵۷ زهرا از رشت
    من چندساله که به این اعتقاد راسخ رسیدم: ازدواج زودهنگام به از ازدواج دیرهنگام.
    کاش خدا به من چند پسر و دختر بدهد آنگاه همه می بینند که 18 سال دیگر من به عقایدی که بر زبانم هست عمل می کنم همان عقایدی که وقتی می گفتم با کلی مخالفت رو به رو میشدم. من اگر پسردار شوم به شیوه زیرکانه مثل بعضی از مادرشوهرها پسرم را علاقه مند به مجردی نگه نمی داشتم بعضی مادرشوهر ها به پسرشان گفته بودند هر وقت ازدواج کنی من قبولت دارم اما پس از ازدواج پسر با رفتارشان نشان می دهند که به شیوه های متعدد چقدر تلاش کرده اند تا پسرشان دیرتر ازدواج کند. وا اسفا بر جامعه ای که اسم مسلمان روی آن است و از زنان حسود و زنانی که  به شوهر خود راضی نمی شوند ، خالی نیست. انتظار بی جا از پسر داشتن سوء استفاده از احساس عروس است.من از همین حالا زبانم را کنترل می کنم تا اگر مادر شوهر شدم مثل گیاه سانسوریا نباشم. خدا مرا مرگ دهد اگر به شیوه متعددی که پسرم متوجه نمی شود بیایم و عروس را ازار دهم و با به هم ریختن اعصاب عروس ،خوبی خود را به رخ پسر بکشم.
    یادتان باشد زن برای شوهرش برکت می آورد پس به یک عروس یا عروس فامیل خانه دارتان  تیکه نپرانید که شوهرت سر کار میره تو در خانه چه کار میکنی؟
    عزیزم درسته هنوز مجردی ولی سعی کن خود......رو کنار بزاریو خودتو سرگرم کنی تا این مشکل ازت دور شه
    توبه کن تا عذاب وجدان نداشته باشی....حبفه بخدا
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    منم به خاطر همین مشکل آرزو میکنم ای کاش متولد نمیشدم.خدایا دیگه ****** منو پس کی روی آرامش میبینم. 
    پاسخ:
    با این ادب و عفت کلام هیچ وقت روی آرامش نمیبینید
    ۱۹ تیر ۹۵ ، ۱۸:۳۹ تنهای تنها
    باسلام و درود
    ازدواج خوبه
    ولی دختر خوب هم کمه
    منکه ب هیچکی نمیتونم اعتماد کنم هرکی بهم پیشنهاد داده با یه تماس آمارش در اومده
    حتی اقواممون از بس چیزها شنیدم ودیدم خداروشکر تاالان با کسی هم دوست نبودم
    البته از حق نگذریم پسر خوب هم کم پیدا میشه

    ان شاالله خدا درست کنه برای همه


    یاحق
    من هم عقدکرده ام و هیچی رو به اندازه ایمان و اخلاق مد نظر قرار نمیدادم،خداروشکر همون طوری هست همسرم.
    پاسخ:
    الحمدلله
    ان شاءالله به حق این ماه مبارک همه جوانها از هر چه زودتر دیگه دغدغه ازدواج نداشته باشند
    سلام .من کاملا درکت میکنم.من در 29سالگی ازدواج کردم و الان زندگی خوبی دارم و عاشق همسرم هستم.وواقعا ادم در زندگی مشترک ارامش و رضایت رو پیدا میکنه.اما این دلیل نمیشه که اگر امکان ازدواج براش فراهم نشد فکر کنه که دنیا به اخر رسیده. خیلی جنبه های دیگه هم توی زندگی هست .من گاهی حسرت راحتی که دوران مجردی داشتم رو میخورم.پس زیاد به خودتون سخت نگیرید .از شرایط فعلیتون استفاده کنید ولذت ببرید.وزیاد به خودتون سخت نگیرید.خدا هم راضی نیست اینقدر به خودتون سخت بگیرید. کمی راحت تر با مسایل برخورد کنید وانقدر با عذاب وجدان خودتون رواذیت نکنید. این حالات شما طبیعی است .با خودتان مهربان باشید.      
    اینجا اینارو گفتن فایده نداره.هر گناهی که انجام میدیم به گردن اونایی باشه که باعث ازدواج نکردنمونن.البته تا اونجایی که میتونیم دور از گناه میمونیم.
    سلام بر همگی
    همه صحبت هارو خوندم 
    جامعه ای که در اون بزرگترین نیازش یعنی تکامل با همسر اغنا نشه یعنی رو به سقوط و انهدام هست .
    پسران جوانی که در اوج جوانی بزرگترین دغدغه شان به جای فعالیت شده رضایت جنسی.
    دختران جوانی که در اوج زیبایی بزرگترین خواسته شان پر کردن خلا احساسی و عاطفی است.
    آنقدر که ما سخت گرفته ایم خدا بر ما سخت نگرفته است.
    روزی خواهد رسید که تمامی آن دسته دولت مردان بی کفایت که موجب ایجاد فساد و بالارفتن سن ازدواج جوانان شدند باید به درگاه الهی پاسخ بدهند ؛ چه چیزی مهم تر از آرامش فکر و روح جوان ؟؟؟ چه چیزی مهم تر از تقرب به درگاه الهی در کنار همسر ؟؟؟؟ به کجا چنین شتابان؟؟؟ 
    تا زمانی که مشکل ازدواج در جامعه حل نشد
    فقر حل نمیشود/فساد حل نمیشود/جرم و جنایت هر روز بیشتر/ دروغ فراگیر تر 
    اینجاست که باید به داد برسند بزرگان 
    کجایند اونایی که ادعای خداپرستیشون گوش فلک رو کر کرده .
    پسران ما گرسنگی جنسی بکشند و آقایان با شکم های پر بخوابند.
    دختران ما از خلا عاطفی آسیب روانی ببینند .
    بخداوندی خدا همه مسببین این شرایط به درگاه الهی پاسخ خواهید داد .
    پاسخی سخت 
    الهم الجعل عوابق امورنا خیرا

    پاسخ:
    سلام علیکم
    احسنت بر شما
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    سلام
    آرش هستم 24 ساله
    دنبال یه دختر واسه دوستی هستم
    ***********

    پاسخ:
    سلام
    یک حرف هم از مادر عروس!!!


    داداش اشتباه اومدی
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    با سلام جوانی 27 ساله هستم شاغل دولتی و سالم از تهران دنبال یک همسر محجبه و متدین میگردم لطفا اگر کسی هست با شماره زیر تماس بگیره ***********
    پاسخ:
    سلام
    اینجا سایت همسر یابی نیست.
    پس لطفا شماره ندید.
    البته شاید در آینده فکری کردیم.
    سلام.آیا تو این سایت دختر خوب هم پیدا میشه پسری 29 ساله از تهران دنبال دختر خانم ایده آل میگردم. دیپلمه هستم.
    جناب حاجی اقا میگی با خدا دوست شو اما خدا نمی تونه توغم هات دلداریت بده درسته که حواسش به ماست اما یه کسی که کنارت باشه بهت امید بده خیلی خوبه
    تا وقتی تنها نباشی نمی فهمی من چی میگم حاجی اقا
    دختری هستم که تواین سن کمم خاستگار دارم .پسر های زیادی ازم خاستن باهاشون دوست شم اما من امتنا کردم
    اما دختر خالم با پسرای زیادی دوست شده الان یه پسری است که حد اقل باهاش حرف میزنه و اونو میفهمه خودمم شاهدم
    خیلی پسر خوبیه
    خیلی هم خوش حاله حالش خیلی بتر از منه در حالی که من تنهام
    حاجی چی جواب داری بدی
    بفرما
    پاسخ:
    سلام علیکم
    ماهم تنهایی کشیدیم ولی خودمونو نباختیم.
    اون پسر اگر خوب بود باهاش دوست نمی شد
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    ۱۳ ساله همسرم فوت کرده فاقد همسر میباشم شغلم کارگردان تلویزیون و سینما وآژانس هواپیمایی خشرو و خوش تیپ سن ۵۵ ساله تحصیلات فوق لیسانس کارگردانی ودکترای مدیریت بدنبال همس ۴۰ تا ۴۵ ساله سبزه رو تا حدوی خوشگل با شخصیت عاشق خودم باشه نه پول تماس ۰۹۱۲*******منتظرم
    ۲۱ خرداد ۹۵ ، ۱۷:۰۹ حسین جعفری
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    سلام ودرود بر دختران پاک کشورم درود بر عفت وشرفتان که تمایل به ازدواج و این موضوع حساس وانسانی توجه دارید به نظر بنده اعلام اینکه من شوهر یا زن میخواهم هیچ ایرادی ندارد وتا حدود زیادی نشانه بلوغ فکری .جنسی واجتماعی میباشد وتشکیل خانواده که ابرومندانه ترین انتخاب است .برای تمام جوانان کشورم خصوصا دختران پاک ومحترم دعا میکنم وبراب تک تک شما ارزوی خوشبختی دارم .***********
    ای بابا
    نمیخوام توهین کنم ولی خدایی این کاره داد بزنی بگی من شوهر میخام

    غرورت کو متانتت کجاس؟{

    منم دخترم مث همه شما ولی اخه چرا ؟چرا این کارو بکنیم شوهر میخام حرفه واقعا اونی که ادعاش میشه تو 18سالگی سه تا خواستگار داشته هه

    ربطی نداره ...از 13سالگی خواستگار بوده واسه دخترا

    تویی که شوهر میخای نر داد بزن نیا این ور وانور بگو خسته شدم نیاز دارم فلانه چیه وچیه

    پسری که جلوش خار و ذلیل بشی ومحتاجش بشی نمیاد بگیرتت ازت سو ء استفاده میکنه

    تمام غرورتو نشکن یه کلام ختم کلام
    پاسخ:
    لایک
    یه دختر مجرد 33 ساله هستم، خسته شدم از این تنهایی و بی کسی دلم یه همدم میخاد یه مرد یه تکیه گاه یکی که پشت و پناهم باشه یکی که چراغ خونش باشم به خاطر فرار از تنهایی خودم رو فقط سرگرم کار کردم زندگیم شده اینکه صبح برم مغازم شب بیام خونه دیگه نه حوصله خودم دارم نه هیچ، کجایی خدا جون چرا هرچی صدات میکنم جوابم نمیدی خدایا چرا این نیاز رو وجودم گذاشتی نیاز به جنس مخالف چرا وقتی نمخاستی براوردش کنی منو با این نیاز خلق کردی خدایا کجایی ها مگه نمیشنوی نکنه دوس داری برم دختر بدی بشم، چه فایده گفتن این حرفا چه دردی از ادم دوا میکنه اونیکه باید بشنوه اون بالاسری که اصلا ما رو نمیبینه
    سلام آخه یکی امده باهاش نامزد کرده اون وقت که خواستگار نداشت به من ندادنش حالام من همش سراغ باباش میرم باباش ازم تعریف میکنه دوستم داره میگه مادرش راضی نیست

    خود دختر هم لاغر شده از فشار عصبی ولی همش میگه چاره ای ندارم
    سلام.ببخشید هستی خانم فرهنگ سازی یعنی چی؟این اسمش بی حیاییه نه فرهنگ سازی،که دختر بره خیابون
    دادبزنه من شوهر میخوام.شما غرورنداری عزیزم؟دختر باید مغرورباشه جوری که خواستگاراش پاشنه درو ازجا
    بکنن.تازه کی گفته شوهر نیست؟والا من خودم ۱۸سالمه تا الان ۳تا خواستگار داشتم.از نظر من دخترباید مغرور باشه..والا.
    دعا میکنم ایشالا همه شماها(ابجیا و داداشای گلم)ازدواج کنین و خوشبخت شین.
    پاسخ:
    سلام علیکم
    احسنت
    البته غرور نسبت به مردهای بیگانه
    مرد باید طالب باشه و زن مطلوب این در فطرت آنهاست نوع مردها از زن طالب خوششون نمیاد
    سلام بعد حدود هشت سال مخالفت فقط مادر دختر برای ازدواج و وجود عشق زیاد و تفاهم دختر در حال ازدواج با شخص دیگه شده فقط بخاطر خسته شدنش

    منم بعد ۸ سال جنگیدن و فشار عصبی حالا شاهد یک ضربه دیگه شدم ازم دور شد و سریعا در حال ازدواج با شخص دیگه شده و خودش اول مسیر بهم گفت بجنگیم تا به هم برسیم ما عهد بستیم

    حالا من خیلی تحت فشار هستم اون داره ازدواج میکنه و با خواستگارش بیرون میره هم حس ترد شدگی دارم هم باور ندارم و هم غیرتم اذیتم میکنه چند بار میخواستم بر به خواستگارش داستان را بگم ولی ترسیدم خدا راضی نباشه من نمیخوام کار اشتباه و حرام بکنم ولی حس انتقام اذیتم میکنه
    بیشتر از انچه فکر کنید تحت فشار روحی هستم شما میتونید راهنماییم کنید? یکهو ترد شدم تحقیر شدم و غیرتم بهش دارم و از همه بدتر خیلی دوستش دارم شبا با تیک عصبی از خواب میپرم نفرین هم هی میکنم دست خودم نیست گریه میکنم عصبی شدم بدجور سریع نزدیک میشه با مشتری دعوام بشه زوری خودم را کنترل میکنم غذا از گلوم پایین نمیره ده کیلو کم کردم حالم بده احساس نا توانی و بی ارزشی شدید پیدا کردم وقتی تصور میکنم که ی مرد غریبه شوهرش بشه تا آستانه ی روانی شدن به مغزم فشار میاد همیشه خدا قلبم تپش داره و هی نفس عمیق میکشم تو این هشت سال خیلی صمیمی بودیم و همین باعث شد من انقدر ضربه بخورم اگه راه حلی به ذهنتون میرسه کمکم کنید ممنون
    پاسخ:
    سلام
    اولا هیچ معلوم نیست که خیر و صلاح شما در با او بودن باشد
    ثانیا صمیمی بودن و ارتباط شما با او اشتباه بوده و نتیجه اش این است که می بینید
    ثالثا هنوز که دیر نشده شما مجدد می توانید بروید خواستگاری
    بزرگان و معتمدین محل، امام جماعت و... را واسطه قرار بدید

    خیلی دلم گرفته از خیلیا
    کاش منم عشقو تجربه کنم کاش
    سلام من پسری هستم 25ساله از قم مجرد هیچ رفیقی هم ندارم به دلایلی شرایط ازدواج هم ندارم یه دوستی همجنس تقریبا همسن خودم میخام که صادق و پاک باشه پایبند به اصول و شئونات اسلامی باشه تا برای گذراندن اوقات فراقت منو از تنهایی در بیاره منم اونو خواهشا افرادبا اهداف و مقاصد دیگر با من تماس نگیرند اگر کسی حاضر بود پیام بذاره شماره بده تا خودم باهاش تماس بگیرم
    پاسخ:
    سلام
    ببخشید مگر اینجا سایت دوست یابیه؟؟
    سلام مجدد من همونم که امروز پیام گذاشتم(من 19 سالمه ...پسرعموم خواستگارمه ...)خب بنظرتون موقعیت یه پزشک (اگه بشم)باموقعیت یه بیکارودیپلمه میخونه!؟
    پاسخ:
    سلام علیکم
    هم کفو بودن در اسلام فقط به ایمان است.
    در ضمن معروف است که می گویند اگر با مگر ازدواج کرد و شاید  متولد شد.
    در ضمن پسر عمویتان هم می تواند ادامه تحصیل بدهد.

    این طرز فکری هم که شما دارید اصلا خوش یمن نیست
    چون هنوز پزشکی قبول نشده اید بوی تکبر از گفتارتان می آید و این در آینده اصلا برای زندگی مشترکتان خوب نیست.
    خاک تو سرتون زنها تو دنیا دارن ریس جمهور میشن و ازدواج یه کار فرعی براشون به حساب میاد اونوقت دخترای ایرانی هنوز تو کف شوهرن اونوقت میگن چرا حقومون تو کشور پایمال میشه شما که اینقدر طالب شوهرید و وابسته به جنس مخالفید و نمیتونید چند صباحی جلوی خودتون رو بگیرید تا وقتش بشه اینقدر،غرور ندارید که جایی شکایت نکنید و همه وبلاگها و سایتها رو پر کردید از گله های بی شوهری حق ندارید شکایت کنید که چرا با ما دنا اینطور رفتار میشه کمی غرور وقار داشته باشید ابرومون رو همه جا بردید والله من یه دختر دهه،شصتیم الان سی وسه ساله امه ولی هیچ جا اینقدر برای شوهر کردن گله و شکایت نکردم چون تو این سی وسه سال عمرم هیچ زنی رو ندیدم از شوهرش خوبی بگه همه مینالن چو اون که با عشق ازدواج کرده چه سنتی چه اجبار .اخه چیه شوهر کردن،خوبه بده مجردید هر وقت میخواید میخوابید هروقت میخواید پا میشید هر وقت میخواید میرید بیرون اگه میلتون بکشه کار خونه میکنید نخواد میزنید بیرون مهم نیست نهار امادهست یا نه غذا یه وقت خراب نشه نق اقا رو تحمل کنید کسی نیست گوشیتون زو چک کنه و هی بهتون مشکوک باشه مجبور نیستید مواظب باشید یوقت از ریخت بیافتید اقاتون رو بدزدن مثل هفت دولت ازادها زندگی کنید حالش رو ببرید
    پاسخ:
    کمی یواشتر!!
    شعارهای فمینیستی ندید که غالبا غیر دینی و شیطانیه.
    جنس زن از نظر عاطفی وابسته به شوهره و این تو طبیعت و فطرتشه
    همه اش حرفهای بیخود و دور از واقعیت ،تا کی بیخود خودتون رو دلخوش می کنی د واقعیت اینه که خدا برای بعضیها تقدیر ازدواج تعیین نکرده ، به زور دعا و نذر و جادو جنبل هم نمیشه ،تلاش بی ثم
    سلام لطفا جواب منوبدید.من،یه دختر 19ساله هستم دیپلمموگرفتم دارم واسه کنکور پزشکی میخونم ان شاء ا...ازنظرمالی درسطحی متوسط روبه بالا.مذهبی.پسرعموم خواستگارمه پسر خیییلی محجوب،سربه زیر،باادب،باحیا،وباایمانه ولی کارنداره ودیپلمس بنظرتون میتونه دانشگاه ازادبره و یه کارپیدا کنه.بنظرتون ردش کنم؟؟؟؟
    پاسخ:
    سلام علیکم
    اگر پسر خوبیه و مومنه هرگز ردش نکنید
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    دانشجوی روانشناسی بالینی ,,,,,*** ********* *** ** **** *** * ** ******
    پاسخ:
    ببخشید اینجا سایت همسریابی نیست
    برنامه ای هم برای معرفی نداریم!
    آقایون لطفا شماره نذارن

    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    سلام من دانشجوی روانشناسی بالینی ,,,,,23سالمه علاقه زیادی به ازدواج دارم منتهی وضعیت مالی ما نه چندان خوب نیست مجبورم هم کار کنم هم پول اجاره خونمون بدم پدرم پیرهستش من پسر بزرگ خانواده ام زندگیمون خیلی داره سخت میگذره ولی هرگز نا امید نشدم بقول دکتر قریب زیباترین باران ها از سیاه ترین ابرها می بارد,,,وهیچ وقت خدا روازیاد نبرد م الان یه دختری با وضعیت مالی برای ازدواج میخوام سن برام مهم نیس حاضرم ازدواج کنم 0921*******اسمم الیاس هستش
    سلام .منم دختری ۳۹ساله تاحالا شرایط ازدواج واسم پیش نیومده.همه دنبال پول ودارایی پدر دخترن. باور کنید اهل مادیات نبوده ونیستم .ولی چه میشه کرد دخترانی که توخانواده فقیر یا کم درامد بدنیا میان واگه از نظر چهره هم بهرهای نبرده باشن باید بخدا پناه ببرن از دست ادمای ظاهر بین این دنیا.ان شاءالله که همه دختروپسرای مجردشرایط ازدواج ‌واسشون مهیا بشه وبرن سرخونه زندگیشون .امین.
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    سلام من رضام. به خداوندی خدای که خیلی قبولش دارمو میدونمو ایمان دارم به بودنش همیشه و هرجا بزرگترین ارزوی منه جوون نه پوله نه ماشینه نه خونه بلکه فقط و فقط تنها ارزومه که ازدواج کنم و از این مجردی لعنتی که هر دقیقش با گناه همراه میشه راحتشم. اما با این شرایط جامعه ما فک کنم این ارزو فقط یه رویای نشدنی بشه برام.... چرا نباید یه مکان یا سایت معتبر برای ازدواج اسان داشته باشیم هااا ،. چرااا . دخترای خیابونی که الان شدن خیابونی اینا تو خیابون بدنیا نیومدنااا پدرو مادردارن اما چون به نیازشون اهمیتی داده نشده الان شدن هرزهههه خب حق دارن چیکار کنن .،
    من ۲۲ سالمه ، لابد میگین کمه سنم ها ، نه کم نیس یه نگاهی به جامعه بکنین تو این جامعه سن ازدواج باید ۲۰ باشه شایدم کمتر. ***********. .موافقای نظرم بیاین تو تلگرامم تا یه کاری واسه خودمون خودموننن انجام بدیم.
    پاسخ:
    سلام علیکم حق با شماست به نظر بنده هم سن شما کم نیست و بلکه زیاد هم هست.
    اما شمارتون نمیتونم تایید کنم.
    سلام
    پسری ۲۶ ساله هستم از کرج.
    دنبال یک دختر پاک و نجیب
    ۰۹۱۲۶۶۲۸۵۶۰
    ممنون
    لطفا نظر من رو عمومی کنید
    پاسخ:
    سلام علیکم
    متاسفانه شمارتون نمیتونم تایید کنم.
    من همجنسبازم و 30 سالمه خیلی سعی کردم خودمو درومن کنم ولی نشد خواهشا راهنماییم کنید
    باسلام.دربین کامنت ها همه جور کامنتی دیدم.پسر مجرد .دختر مجرد.ای کاش یه مرد پیدا میشدواسطه آشنایی این آقایان وخانمها میشد.من خودم دانشجوی فوق لیسانسم۳۳ ساله.به معلم نیروی آزاد مدرسه.تو این دنیا دنبال همسری محجبه ومتدین هستم.والله دنبال تحصیلات عالیه نبستم.سیکل باشه ولی آدم باشه.یه چهره معمولی.ولی آدم باشه.دنبال زرق و برق وچشم وهم چشمی نباشه.خیلیا میگن پسرای امروز پر توقعن.به پیر به پیغمبر خیلیاشون اینطور نیستن.تورو خدا فضایی مهیا بشه که پسرا ودخترای متدین وکم توقع باهم بتونن آشنا بشن.
    دورد!شما گفتید که خداوند در سن پایین تر پسران برای شما فرستاد ولی رد کردید اما من زیاد توبه کردم وزیاد پشیمان استم. وبسسسسسیار دعاء ونذر کردم اینکه شما فرمودید که بخاطر ازدواج به پسرا خودنمای وابراز علاقه نکنم خو در خانه پیر میشوم تمام اقارب مااز سن من با خبر است ومن را خوش نمی کند اگر به نیت ازدواج هم به پسرا تمایل نشان بدهم کار درست نیست؟خیره برادرمسلمانم برایم دعاء نماید.. ...
    پاسخ:
    سلام علیکم
    گشایش  همه گره ها به دست خداست.
    تنها سرمایه ما امید به فضل و کرم و رحمت بی کران خداوند است.

    خداوند توجهش را با گناه به ما جلب نمی کند.
    سلام من دختری 28ساله استم از نظرقیافه متواسط،دارای تحصیلات عالی در ریشته حقوق می باشم. قبلا زیاد خواستگارداشتم که به دلایل گوناگون همه آنها را رد کردم اما مدت2سال میشود که هیچ یکی دری خانه مارا نمیزدند اگر بیاید دوباره برنمی گردد .من واقعا دبگرخسته شدم امروز همه دردهایم را جزبه به خدایم به هیچ کس نگفتم به شما می نوسم لطفا رهنمای نماید ازاین که سن من بلند رفته من زیادزیاد خجالت میکشم حتا در بین اجتماع بوده نمی توانم همه من را طعنه میدهد وقتی خواستگارمیاید خواهران کوچکم را خوش میکند فعلا خانواده نصمیم نکاح شغار را گرفته اما من بخاطریکه در اسلام نکاح شغار منع است بسیاردعا وکوشش کردم که نجات بیابم نمی دانم که خداوند چرا کمکم نمی کند.. سالهاست که دعا وتوبه می کنم دیگرنا امید شدم .آنقدرگریههههههههههههه که شاید کس باورنکند دگرافسرده شده ام توان مبارزه با این غم ها را ندارم دختربسیارباشخصیت و باعفت وباحجاب هستم که قعبلا در دانشگاه هرکی خوششم میکرد به آبروی فامیل وغرور خودم همرایشان دوستی نمیکردم اما فعلا خودم درتلاش استم که پسری خوبی پیدا کنم همرایش دوستی نمایم تا با من ازدواج نماید البته بعضی پسرا کمی علاقه نشان میدهد ولی هچکدام ابراز دوستی نکرده من می خواهم که با که مناسب من باشه ازدواج نمایم خودم ازنظر استعداد بلند هستم . نمی دانم خداوند بنده نیک را چرا اینقدر زجر میدهد آخرم من یک شوهر وزندگی حلال می خواهم وبس....بخاطرفشار زیاد قصد خودکشی کردم بسسسسسسسیار دلشکسته گشته ام .همه خانواده بخاطرمن رنج می برد دیگرهمه من را خانه مانده میگویند. با اینکه چهره ام متواسط و استعداد بلند دارم نمی دانم که چرا من را خواستگار خوش نمیکند چندی پیش پسری که دارای مدرک بلند تحصیلی بود کمی علاقه نشان میداد هر کوشش کردم ولی ابراز دوستی نکرد که من سخت نا امید گشتم حالا از زندگی دل سرد شده ام فکر نکنم که شخص مناسب بی یافم خیره دعاء نماید
    پاسخ:
    سلام علیکم
    متاسفانه مشکل شما را بسیاری از دختران دارند!
    خود کرده را تدبیر نیست.
    شما وقتی خداوند پسران خوب را در سن پایینتر برایتان به عنوان روزی می فرستاد آنها را رد میکردید! حال خدا را مقصر میدانید!؟
    به هر حال اینکه خودنمایی بکنید برای پسران، التماس محبت و ابراز علاقه بکنید تا با شما ازدواج کنند هم کار درستی نیست نه شرعا و نه عقلا.
    ترک گناه، نذر و دعا بهترین راه برای شماست.
    البته ذکر استغفار هم بسیار راه گشا و جلب کننده برکت رزق و روزی حلال(از جمله همسر هم کفو)است.
    این را فراموش نکنید که قانون طبیعت این است:
    ان مع العسر یسرا
    پایان شب سیه سپید است.
    البته اینم بگم من خواستگارداشتم ولی از خودم پایین تر بوده شرایطشون بخاطر همین تو سن 25 سالگی هنوزم باید منتظر بمونم اونم معلوم نیست چجوری باشه دعا کنین برام حداقل توقعم اینه همسر ایندم به دلم بشینه تا حالا که اینجوری نبوده
    گریههههههههههههههههههه من خستمممم اخه شدید حوصله ندارم انگیزه ندارم من شوور میخام یالاااااااااااااااا خب من ی سوالی دارم خدا وقتی نیازی رو تو وجود ادم قرار میده چرا باید انقد دچار استرس بشیم بخاطر براورده نشدنش نیاز ب همدم عشق تو وجودمونه ولی باید سرکوب کنیم اخه چرا هیچی قانعم نمیکنه مگه گناه ما چیه که تو این دوران زندگی میکنیم چرا باید بسوزیم در حالی که این جوونیه ما باید پر از خاطره های خوب باشه .تا کی میشه تحمل کرد اخهههههههههههههههه
    ۱۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۳:۵۴ کوروش صفری غریبوند
    سلام مجدد حاجی میگم میشه یه پیام بزارم اینجا برا انتخاب همسر ؟!
    پاسخ:
    سلام علیکم
    فعلا نه
    سلام حاجی خسته نباشی تشکر از سایت خوبت و تشکر از همه این دختر وپسرای خوب که اینجا مطالب خوب آموزند گذاشتن .پسری 28 ساله هستم از اصفهان به دلایلی نتونسم ازدواج کنم تا الان .الانم دیگه دختر تو فامیل نیست برا ازدواج غریبهاهم که دیگه با کسی که نمی شناسن ازدواج نمی کنن .الان بنظرت چیکار کنم .تو این سایتم بخوای از خودتمون آدرس بزاریم برا پیدا کردن یه دختر خوب اجازه نداریم بنظرت چیکار کنم
    پاسخ:
    سلام علیکم
    متاسفانه فعلا بخاطر مشغله های بسیار و مشکلات احتمالی نمیتونم.
    موفق و پیروز باشید
    سلام بچه ها ... مطالب رو خوندم... و واقعن هیچکی ندارم بگم بجز هیییییی روزگاررررررررررر....چرا با ما اینگونه کردی؟؟؟
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    با سلام .اغلب مشکلات رو خوندم در دوبخش عرف و شرایط اقتصادی خراب کشورمون خلاصه می شوند. اگه همه جوان ها از حداقل امکانات برای یه زندگی مشترک برخوردار باشند، فکر نمی کنم دیگه کسی دنبال خانم یا آقای ثروتمند صرفا برای ازدواج بگرده. اطرافیان بنده به کشورهای پیشرفته غرب سفر کردن و راجع آداب و رسوم ازدواج اونجا حرف زدن و ظاهرا شمادوستان هم مطلعید. بسیاری از رسوماتی که نه شرع گفته و نه عقل می پذیره ولی در کشور اسلامی ما از حرف پیغمبر هم مهمتره و اجرا می شه در بلاد کفر وجود نداره. بزرگترین مانع ازدواج در ایران همین مزخرفات هستش. چه اوضاع اقتصادی خوب باشه و چه نه، این هزینه ها هیچ توجیهی نداره. ولی در کشور ما حتی به قیمت چند سال بدهی این هزینه ها صورت می گیره. و زمانی دست از این هزینه های بی جا برمی داریم که دیگه کسی به سمت ازدواج نمی ره و ***** ******* ** ****** **** **** **** **** **** **** **** ** **** ** *** ******* ***** ** ** ***** ******* ** ****** **** ***** **** ** ***** *** *** ******* ** ** ***** **** **** اگرچه بنده وضع مالی خوبی دارم ولی اصلا این هزینه های فاقد پشتوانه عقلی و شرعی رو نمی پذیرم وباید برداشته بشه تا دیگران هم بتونن تشکیل خانواده بدن.
    سلام به همه من ۲۰ سالمه سه سال سر کار میرم درآمدم هم خوبه به لطف خدا خونه و خرج عروسی هم دارم ولی یه مشکل بزرگ اینه که الان خیلی از دختر ها رو زیر ۲۰ سال شوهر نمیدن تا حالا خیلی گشتیم ولی میگن برن دانشگاه تحصیل کنند آخه این درسته یه جوان مثل من باید ۵تا ۱۰ سال دیگه صبر کنه اصلا انقدر سخت میگیرند که آدم پشیمون میشه ولی من توکل به خدا و نا امید نمیشم همه موفق باشد
    سلام من دختری 28ساله هستم از نظر قیافه متواسط هستم دارای تحصیلات عالی می باشم قبلا خواستگار داشتم به دلاییل گوناگون آنها را رد کردم اما اکنون مدت دوسال میشود که هیچ خواستگار ندارم در دختری کاملا مذهبی هستم بعضی پسرا کمی علاقه نشان میدهد ولی هیچ کدام شان ابراز دوستی نکرده لطفا رهنمای کنید .
    پاسخ:
    سلام علیکم
    ممنون از اعتمادتان به گناه شناسی
    شما قبلا خواستگار داشتید و به دلایل گوناگون آنها را رد کرده اید که یقینا برخی از دلایل واهی بوده اند.
    خودکرده را تدبیر نیست!!!
    و البته سخت گیری را کنار بگذارید و با دعا، استغفار و صدقه و توسل به بزرگان از خداوند طلب همسر صالح بکنید.
    با سلام به همه دوستان، ازدواج فقط برای پولدارهاست ما فقیر بیچاره ها با پدر کارگر رو چه کسی نگاه میکنه قیافه مون هم معمولیه گناه که نکردیم خوشگل نشدیم، من دیگه قید ازدواج رو زدم حاضر بودم با پایینتر از خودم هم ازدواج کنم نشد حتی پسرای زاغارت بی سواد بی پول هم دنبال دختر خوشگل پولدار می گرده، الان 36 سالمه لیسانسم به لطف خدا کار هم میکنم ولی مرد باغیرت و با عرضه ای که خودش هم زحمت کش باشه من که نیافتم... اهل قرتی بازی و دوست پسر بازی نیستم نمیگم با ایمان و پاکم ولی در منطقه ما کوچکترین خطایی باعث سرزنش و یا قتل دختر میشه.. بنابراین ما دیگه مجرد و دست نخورده از دنیا میریم...
    پاسخ:
    سلام علیکم
    اینقدر نا امید نباشید
    خداوند واسع الرزق و المغفره است.
    خداوند رحمن است و حتی مشکل و نیازهای طبیعی حیوانات و کفار را هم برطرف میکند چه برسد به مومنین که مشمول رحمت خاصه خداوند هستند.
    یقینا با صبوری و شکر نعمات خداوند به مقصود خواهید رسید.
    ۰۹ فروردين ۹۵ ، ۰۲:۲۰ خسته از خودم
    سلام. دختری ٢٨ سالم. زیبا، خوش قد و هیکل... با تحصیلات بالا از بهترین دانشگاه. ولی یه بیماری لاعلاج دارم و نمیتونم ازدواج کنم. از خودم متنفرم... از زندگیم خستم... فقط نشستم منتظر مرگ... برام دعا کنید زودتر بمیرم و به آرامش برسم.
    پاسخ:
    سلام علیکم
    اللهمصل علی محمد و آل محمد
    اللهم اشف کل مریض بحق محمد و آل محمد
    بچه ها من تا حالا دوبا ر خواستگاری رفتم اما به خاطر بیپولی اینهو با سینی زدن توسرم چار سال پیش عاشق دختر خالم بودم که بخاطر پول منو رد کرد وشد زن یه پول دار یک سال افسردگی گرفتم به خودم گفتم حالا با افسردگی من اون برمیگرده نه،سه سال بعد از افسردگیم چسبیدم به کار والان خداروشکر خدا ون بزرگ لطف کرد ومن روکمک کرد واوضام داره خوب میشه ولی دیگه از ازدواج متنفرم،شما دخترا کهاینقدر دوست دارید ازدواج کنید یه ادم پاکی که میاد خواستگاریتون طرف رو سکه پول میکنید اصلا نمیپرسید میتونید یه زندگی روبا الگو گرفتن از فاطمه زهرا شروع کنیم نمیپرسید که ایا جوانی که پول داره ایا پاک هست ایابا حیا هست ایامسولیت پذیر هست نمیدونم بزارم به پای قسمتم یا بزارم به پای بیپولیم
    ازدواج خیلی سخته
    خیلی خیلی ممنون از سایت جذابتون . خ
    سلام چطور مطوری خوب خوش ؟راستش من هی اومدم سراز اینجا درآوردم حالا یه نظریم بدم بد نیس خخخخ ←←خاک بر سر پسری که دمبال دختر کارمند پول دار میگرده↓→→اصلا کی زنتو ببینی زنا ظرفیت کارای سخت وزیاد وندارن حالا تصور کن زنخسته وو کوفته با هزارتا ادم اونم تو این دور زمونه جر و بحث کنه برگرد خونه کارای خونه بچه داری تواین وسط کمترین وقت وداره به سرووضع خودش برسه وبه شوهر از ما گفتن بود ایمان ملاک ازدواج هم برا پسر هم برا دختر بقیه چیزای باایمانارو خدا میحله عزت زیاد یاعلی راستی واسم دعا کنید شهید شم مخلصیم
    فردی که گذشته سویی داشته ولی سالهاست ترک کرده است
    آیا نامردی یا خیانت نیست دنبال یک همسر سالم باشد
    یا باید دنبال یکی مثل خودش باشد
    پاسخ:
    سلام
    نامردی نیست
    مردانگی ترک است که انجام گرفته
    بنظرمن این همه سخت گیری فقط قانونایی که توجامع داریم
    ۱۷ اسفند ۹۴ ، ۰۶:۵۳ عطاءالله از بندرماهشهر
    السلام علیکم جمیعأ : من چهل سالمه!‏ الآن شش سال مجردم تو خونه ام تنها زندگی میکنم!‏ زن سابقم خیلی آذارم داد در حدی ک از ازدواج بدم میاد!‏ میدونم ک همه زنها مثل هم نیستن و مجردی در این سن خلاف شرع الهی است اما چ کنم ک مار گزیده ام!‏ آرزو دارم هیچ دختر پسری مجرد نماند وازدواج کنند وخوشبخت، موفق باشید، من الله توفیق
    1394/12/14
    سلام خدمت دوستان من بیشتر نظر ها رو دیدم ولی بیشتر شونم دختر بودن من رفیق داشتم که از بچگی بزرگ شدیم من بعد سال ها اکه خیلی با این دوستم رفیق بودیم خانواد هم از خواهر ش خواستگاری کردن با اینکه شناخت کامل هم از من داشتن ولی به دلیلی دختر راضی نبود من جوان هستم بیست شش بخاطر اینکه خانواده خوبی داشتن خواستم از نظر مالی وضعیتمون خوبه و کار مون هم عالی ولی متسفانه دختر امروز بیشتر شون خیلی دوست دارن شوهر شون جیمزباند باشه همه خوشگله باشه درصد شم صد کار عالی و درس عالی البته من خواستگاری کسی که رفتم تو رنج خودمون بودن اینجا می خوام بگم من خودم بشخص خیلی سخت گیرم و مذهبی هم نیستم حالا باید صبر کنم تا کی کیس مناسب پیدا بشه و اون دختر هم دنبال اینده خودش باشه اینجا می خوام این بگهم !!!! من سن م بره بالاتر سختگیر تر میشم وأین میشه که خیلی دختر منتظر میمونن کسی هم پیدا نمیشه پس سعی کنید درصد گذینه ها تون ماکسیمام نباشه ایشالا که همه موفق باشن در طی همه مراحل زندگی
    ۱۴ اسفند ۹۴ ، ۰۳:۳۱ خانوم ملکه زیبایی بخونن
    واقعا جای تاسفه که یه طلبه بخواد این حرفارو بزنه شما هم بدگویی هم کلاسیتو کردی هم کاملا معلومه بهش حسادت می کنی هم خیلی مغرور و خود شیفته تشریف دارین شمایی که به خواستگاراتونم یه نگاهم نمی کنید پس چطور زیبایی شوهر هم کلاسیتو دیدی پس خودت ازهمه بیشتر داری جانماز اب می کشی به جای غیبت و حسادت و غرورو خود شیفتگی برو واسه دیگران ارزوی خوشبختی بکن تا خدا هم شمارا خوشبخت کنه
    مطمان باش همچین دخترایی با پسرای همسطح خودشون ازدواج میکنند فک میکنم اگه شما دنبال ازدواجین باید خیلی از این معیاراتون پایین بیایین
    ۱۰ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۴۱ ملکه زیبایی و تنها ملکه بخونه
    نمیدونم دیگه به این سایت سر میزنی یانه اما من پیاماتونو خوندم . شما فوق االعاده مغرور و از خود راضی هستی به چی مینازی به چهره زیبا و اندام خووووب!!!!!!!!!!!!!!!!!! چقد خودت تو داشتنش تاثیر داشتی؟؟؟؟ هیچی پس به چیزی که خودت توش نقشی نداشتی نناز. این لطف خدا در حقت بوده دلیل حرفام اینه که منم مث شما بودم اما الان میدونم هیچی نیستم عزیزم اگر ذره ای از اون بالا پایین بیایی اتفاقای خیلی خوبی برات میفته مطمان باش مردان دنبال زن زیبا نیستن دنبال زندگی زیبان.
    سراغ دارم اما چند سالی هست که دیگه اینجور معیارها رو کسی نمیپسنده
    سلام چرا اینهمه دانشگاه رفتم بازار رفتم مثل فیلمهای تلوزیونی یکی با نگاه اول عاشقم نشد
    پاسخ:
    سلام
    همانطور که گفتید اونا همش فیلم هستند!
    سلام ا من شوهرم خیلی فخش به امواتم میده آنقدر که از زندگی سیر میشم بهش میگم آخه مرده چه گناهی کرده انقدر تنشون رو نلرزون انقدر گریه میکنم به پسر عموی جوون مرگ 25سالم که از قضا نامزد قبل خودم بوده دشنام میدهگوشش بدهکار نیست اونفدر فحش میده من برای شادی روح پدرش هر پنجشنبه سوره مبارکه یاسین رو میخونم فقط خدا به راه راست هدایت کنه
    مجردی یه چیز دیگه است باید قدرشو بدونیم.
    سلام به خواهران و برادران عزیز برای همه ی شما ارزوی خوشبختی میکنم یاحق
    با سلام ببخشید حاج اقا بنده دختری 25 ساله ام که زمینه از دواجم فراهم نمی شه دو سال پیش شروع کردم به دعا و نماز اول وقت و خلاصه خیلی از نظر دینی پیشرفت کردم به این امید که خدا حاجتمو بده اما خدا بعد یک سال نه تنها حاجتمو نداد بلکه کلیه های پدرم رو هم گرفت وپدرم دیالیزی شد (من تو دنیا فقط پدرم رو دارم برادر هام خیلی خود خواهن اصلا به فکر ما و پدرم نیستن) بعد از بیماری پدرم من خیلی نا راحتم شدم ومیلم به معنویات رو ز به روز کم شد والان دیگه احساس می کنم کاملا با خدا غریبه شدم احساس می کنم دوستی با خدا بهم ضرر می رسونه من یه چیز از خدا می خواستم اما خدا یه مشکل بهم داد دو سوال ازتو ن دارم حاج اقا من درسته که تو اون یک سال خیلی نماز می خوندم ودعا می کردم اما اخلاق ام تو خونه خیلی بد بود وزود اعصبانی می شدم ممکنه این موضوع باعث عدم استجابت دعای من شده باشه و یه سوال دیگه این که درسته که می گن چله زیارت عاشورا مشکل ازدواج رو برطرف می کنه واگه درسته لطفا بگین که تو چه زمانی باید خونده بشه یا اینکه زمانش مهم نیست؟من منتظر جوابم خواهشا جواب بدید
    پاسخ:
    سلام علیکم
    ببخشید دیر شد جوابتون!
    ﴿إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً * إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً * وَإِذَا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً * إِلَّا الْمُصَلِّینَ* الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ)

    ۱۹ - انسان حریص و کم طاقت آفریده شده . ۲۰ - هنگامى که بدى به او رسد بیتابى مى کند. ۲۱ - و هنگامى که خوبى به او رسد مانع دیگران مى شود. ۲۲ - مگر نمازگزاران . ۲۳ - آنها که نمازها را مرتبا بجا مى آورند (المعارج)
     در جای دیگری آمده که بندگان  با خیر و شر امتحان می شوند. (انبیاء، آیه ۳۵) و متاسفانه تا به حال نمره قبولی نگرفته اید.
    اما در مورد سؤالات شما:
    1. بله ممکن است، چون داشتن اخلاق بد از بزرگترین گناهان و باعث سلب توفیق است و همچنین بد زبانی که معمولا با بد خلقی عجین است.
    2. درسته بعد از نماز صبح در سحرگاه بهترین موقع است برای خواندن زیارت.
    سلام من یه دختر 26 ساله ام که تحصیلات عالی وخونواده پولدار دارم ولی یا خواستگارام نر گدان یا معتاد خلاصه خواستگار مناسبی ندارم ادم سخت گیری هم نیستم اما نمی دونم چرا خدا حرفامو نمی شنوه من فقط یه شوهر سالم و پاکی از خدا می خوام اما انگار این خواسته ی زیادی یه واقعا موندم خدا چه هدفی از خلقت من داشته
    اره بلوچا خیلی به ازدواج اهمیت میدن بیخود نیس جشن عروسی بلوچ یک هفته طول میکشه .وقتی براتون خواستگار میاد ازتون میپرسن یا خود پدر مادر براتون تصمیم میگیرن؟! قیامت نزدیکه 😯
    خخخ پس خوش به حال من که یک بلوچ هستم
    تو شانزده سالگی نامزد دارم خخخ
    امیدوارم همتون ازدواج کنید و خوشبخت بشین
    سلام داداش پول همیشه جاش میاد ولی مهم اخلاق و رفتار مذهبی بودنه
    سلام برادر میشه بپرسم شغلتون چی هست
    پاسخ:
    اگر منظورتان بنده است(مدییر وبلاگ)
    بنده اگر مولا قبول کند طلبه هستم و قصدم نوکری ایشان است. و با وسایل و اببزار جدید سعی در تبلیغ دین دارم.
    سلام
    خیلی جالبه که وقتی یه پسر دلش میخواد زن بگیره راحت همه جا میگه که دنبال ازدواجه،ولی دختر بیچاره چرا نباید راحت حرف دلش رو بگه که دلش شوهر میخواد چرا همیشه دخترا قضاوت مبشن؟؟؟ لطفاً یکم فرهنگ سازی کنید.
    پاسخ:
    سلام
    بی حیایی سازی فرهنگ سازیه!؟؟؟
    من ی پسر هستم امروزه معیار انتخاب دختر ها به ترتیب اینه اول دختر هایی که شغل دارند دوم اونایی که شغل ندارند اما بابای پول دار دارند و در رده سوم اونایی که نه شغل دارند و نه بابای پول دار اما ادمای فعالی هستند و پسرا احساس می کنن که در اینده به در امد خوبی میرسند. اگر شما در یکی از این سه دسته نیستی احتمال شوهر دار شدنت خیلی کمه اینم بگم که حساب دخترای خوشکل جداست اونا نون خوشگلیشونو می خورن
    پاسخ:
    با سلام
    امثال شما اشتباتون تو همینه
    در روایت هست که اگر کسی بخاطر زیبایی یا ثروت زنی (مسائل مادی) با او ازدواج کند هرگز بدان نخواهد رسید.
    سلام مجبوریم ازدواج نکنیم با این اوضاع
    سلام خواهران وبردران عزیز نگران نباشید قسمت باشه ازدواج میکنید انشالله منم الان 19 سالمه یه دختر مجبه و مذهبی و با ایمان هستم ولی یه مشکل کوچیک که دارم چشمام ضعیفن واسم دعا کنید حضرت زهرا شفا بده
    خانوادی من یه دختر که البته همسایمون بود را برام خواستگاری کرد خانوادهی اون دخترموافقت کردن ولی گفتند که یه مدت باید صبر کنید من دوسال بارویای رسیدن به او زندگی کردم وواقعا ضجر کشیدم چون خیلی دوستش داشتم وتو این مدت بخاطر اون از خیلی دختر ها که خدایی همشونم دخترهای خوب چه از نظر اخلاق وزیبایی ایدال من بودن وخوانوادم پیشنهاد می کردن که بریم خواستگاری ولی من قبول نمیکردم وهمیشه به اون وفادار بودم و بحیچ دختری حتی نگاهم نکردم ولی اون دختر همیشه به بهانه ی نداشتن شرایط من را سردرگم میکرد تا این که یه ماه پیش این مسعله بکلی منتفی شد و اون دختر های ایدال همشون پریدند هالا منمو یدنیا تنهایسنم بالا رفته العان 28 سالمه واون موردی که میخوام پیدا نمیشه من پسر سربزیری هستم والبته مومن وخدا ترس کار دارمو خونه هم دارم میسازم ولی یه مدته برای رهایی از تنهاییام رو به خیابونها اوردم تا بلکه همدمی برای خودم پیداکنم وواقعا تنهایی داره ازابم میده حالا از شما میخوام که منو راهنمایی کنید
    سلام..میشه کمکم کنین؟؟؟ دعاتون میکنم.من پسری 26 ساله ام با تیپ و قیافه نسبتا خوب و شغل و درآمد دارم و کارم آینده داره ولی خانه و ماشین ندارم... دنبال یه دختر چادری نجیب و خداترس و باایمان هستم که درکم کنه که دارم رو پای خودم زندگی میکنم...خانواده خوب و خوش اخلاقی دارم ولی از نظر اقتصادی در حد خودشان دارن.... خوش اخلاق و خوش ذاتم و اهل دود و هیچی نیستم ... من اصفهان زندگی میکنم...کمکم کنین تا از طریق یه واسطه یا معرف به همسر خوب برسم برای من زیبایی و تحصیلات دختر مهم نیست و فقط میخوام به دلم بشینه و پر از عشق و احساس باشه.... از تنهایی دارم عذاب میکشم...سایت های همسریابی فایده نداره و کسی رو معرف نمیشناسم یا هر کی پیدامیشه خونه نداشتنم براش مهمه ... لطفا بم ایمیل بدین و کمکم کنین.ممنون

    یه نفر یه واسطه یا معرف تو شهر اصفهان بم معرفی کنه که برم پیشش برام یه دختر ساده و کم توقع و پر از احساس پیداکنه و قیافه شم معمولی باشه و به دلم بشینه و خداترس و باایمان باشه..sajadi69751@gmail.com بم واسطه و معرف معرفی کنین ممنون میشم و دعاتون میکنم.
    سلام من یه دختر 24 هستم. خیلی مذهبی ام و تو یه دانشگاه خوب تهران درس خوندم. لیسانس فیزیک دارم و دارم میخونم برای شرکت در کنکور فوق لیسانس. از وقتی که به دانشگاه وارد شدم کلا به نیت این اومدم که تو یه کار تحقیقاتی همسر آینده امو پیدا کنم. هر سال که می گذشت ناراحت تر از سال قبل می شدم. به یکی از پسرای هم کلاسی ام دل بستم با اون تو انجمن علمی کار میکردیم و هنوز هم ادامه داره کارامون و هنوزم دوستش دارم ولی نه مثل قبل. این عشق باعث شد من دو ترم آخزمو که زیباترین درسا رو داشتم رو از دست بدم و معدلم حالا نه خیلی بد ولی نسبت به خودم بد شد و در کل به خاطر شش ترم قبلش که درس میخوندم ولی تو فکر ازدواج بودم یه سره باعث شد من نتونم فوق به راحتی قبول شم. اون پسر الآن داره همونجا فوق میخونه ولی من...
    اینو میخوام بگم و تموم حرفم اینه!! بچه ها من خیلی احساساتی فکر میکردم بعضی وقتا هم دچار گناه خودارضایی میشدم و خییییلی زیاد به ازدواج فکر میکردم. از طرفی دعا هم زیاد میخوندم. مخصوصا تو حرم امام رضا واس ترک گناهم خیبیییلی دعا میکردم. و تو حرم امام حسین و نجف و کاظمین و سامرا... الآن حدود یه هفته اس که یه حس خوبی دارم. تصمیم گرفتم دیگه واقعا واقعا این گناه رو انجام ندم. تا وقتی که کنکورمو ندادم به ازدواج فکر نکنم و واقعا هم از سرم بیرون رفته. حس میکنم خدا همه دعاهام رو با این احساسی که الآن دارم اجابت کرده. خیلی نمازام رو راحت تر میخونم و با عشق و علاقه به خدایی که همیشه هست دارم میخونم.
    بچه ها! بدونید که خدا بهترین تقدیر رو برای ما در نظر گرفته؛ همون وقتی که خودش قرار داده ازدواج ما رخ میده و اون میشه بهترین لحظه ای که داریم. این آیه به عنوان حسن ختام بحثم خیلی بم آرامش میده: عسی ان تکرهوا شیءا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیءا و هو شر لکم ...
    پاسخ:
    سلام
    بهتر اینه که تو همه کارها توکل کنیم به خدا.
    شما همسر خوب رو از دانشگاه رفتن و تو کار تحقیقاتی تو دانشگاه می خواستید اما واقعیت اینه که همه چیز به دست خداست.
    یا علی
    سلام به تمام دوستان عزیز
    منم دخت ر29 ساله لیسانس دارم دختر خیلی کم توقعی هستم اما تا الان قسمت نشده ازدواج کنم خیلی وقت ها از این مسئله ناراحت میشم خیلی هم دعا کردم ولی نمیدونم چرا تا الان نتیجه ای ندیدم
    با سلام.منم اعتقاد دارم باید خانواده ها شرایط رو برای ازدواج زود تر آماده کنند‌ دختر باید تا ۱۸سالگی ازدواج کند.پسران هم باید تا ۲۵سالگی ازدواج کند ؟
    سلام من یه دخترم که خواستم پاک زندگی کنم و باوجود مخالفت خانوادم بایه اقای که فکرمیکردم مذهبیه ازدواج کردم اما توی دوران عقد متوجه شدم این اقا مذهبی که نیست هیچی انسان هم نیست الان هم توی عقد دارم طلاق میگیرم والا بخدا دخترای خوب منو شماکه سعی میکنیم پاک زندگی کنیم حیفه خودمون رو بندازیم تو دامن گرگها تصمیم گرفتم دیگه ازدواج نکنم عزیزمن راههای زیادی هست که التذاذ معنوی رو تجربه کنید طوری که سمت گناه نرید ماشاله الان هرخانمی هم که مثل یک مرد میتونه زندگی کنه چادرمو سفت میچسبم خوشگل زندگی میکنم برای خدا زندگی میکنم مجرد و راحت اون زمان که ازدواج سنت پیغمبر بود مرد خوب هم بود الان که نیست بشینید راحت زندگیتونو بکنید دو نفر رو به راه خدا بیارید از من که یک بار عقد کردم به شما نصیحت توی ازدواج بااین اقایون امروزی چه مذهبی چه غیر مذهبی هیچی نیست جز لگد مال کردن حقوق ما خانمها
    پاسخ:
    سلام
    اشتباه میکنید خواهرم!
    اینکه اون آقا خوب نبوده دلیل بر این نیست که مثل ایشون باشن.
    یا اینکه شاید شما بتونید تنها زندگی کنید اما این هم دلیل نمیشه همه مثل شما باشن.
    سلام ۸ سال برای راضی کردن مادر دختر مورد علاقم تلاش کردم و آخرش هیچی فایده نداشت اون دختر هم ی مریضی بی درمان گرفته
    هنوزم مادرش میگه نه
    جالبه میدونید دلیلی که میاره چیه?
    میگه چون از اول نه گفتم باید نه باشه
    تو رو خدا یکم نفستونو ادب کنید این چه نوع فکر کردنه دخترش مریضی لا علاج گرفته اون به فکر اینه که لجبازی کنه
    واسه من دختر زیاده ولی این دختر چند سالی به پای من نشست و حالا مریضه من فقط میخواستم بهش آرامش بدم که مادرش نگذاشت
    وضع درامدم خوبه مسلمانم و پای دینم ایستادم تا الان ولی مادرش به همه تو خانوادشون زور میگه
    منم رفتم دیگه تا روزگار ادب کنه این مادر را
    منم موافقم با این حرف یه جوون وقتی تو خیابون یه دختر خوشگل و می بینه ممکنه دلش بخواد اون وقت اگه نتونه برای خودش فراهم کنه مجبوره با احساساتش بجنگه یه روز دو روز یه ماه دو ماه هر چقدر که بتونه دوام میاره ولی یه جایی میرسه که دیگه نمیتونه کاریش کنه مجبوره این اتیش و خاموش کنه چکار میکنه میزه سراغ سیگار قلیون مشروب اینا هم برای یه مدتی جواب میده اگه دیگه زورش نرسید میره با این دختر و اون دختر و این زن و اون زن سرشون و شیره میماله و به هزار راه نرفته میره و ممکنه بعد یه مدتی معتاد بشه و شوخی شوخی سرنوشت اون پسر عوض میشه با یه جرقه کوچیک که اصلا به چشم نمیاد که شاید خیلی از خواهرا باورشون نشه همه چی عوض میشه و اون پسر وقتی به این وضع دچار شد 4تا دیگه رو هم به روز خودش میندازه شهوت خانمان سوزه من نظرم اینه که یه مقدار مراعات همدیگرو کنیم بخدا هیچ مشکلی پیش نمیاد
    پاسخ:
    سلام
    بله حق با شماست اما همه اینها توجیه گناه نیست.
    اگر از اول مراقب چشماش باشه و اون دختر خوشکلو نبینه این همه اتفاق نمی افته!؟
    ۰۱ بهمن ۹۴ ، ۰۳:۲۸ یاران حسین(ع)
    این حرف سعید و که میگه خونواده ها مقصرن و قبول دارم خیلی از ماها چوب ندونم کاری های خونوادمو نو میخوریم خیلی جاها باید پدر خونواده بالا سرمون بود که اون موقع نبود نو زندگی هرکی فکر خودشه به نظرم باید به بچه ها بیشتر توجه بشه اگه مثلا من تویه راهی قرار بگیرم با چهارتا ادم ناباب بگردم و رفاقت کنم ممکنه مسیر زندگیم به طور کلی عوض شه و تا بیام به خودم بیام و برگردم یهو می بینم تا نصف عمرم رفته اون وقت اون خاطرات لعنتی تا زنده ام تو سرم میمونن و اگرم همه کارای بدم و کنار بزارم ولی دیگه هرکاری هم کنم نمیشم اون ادم اولی.بخدا همون سنی که خود خدا گفته واسه ازدواج بهترین موقع است چون دیگه ادم هزار جور اسیب نمی بینه تو جامعه دختر و پسر زود باید برن سر خونه زندگیشون و ایندشون و بسازن و به فکر خودشون باشن دوره پیامبرا و اماما پسر و دختر همدیگه رو زیاد نمی دیدن اگرم می دیدن اینطوری با این لباس ها و ارایش نمی دیدن تازه اون موقع که انقدر پوشیده بودن و ساده بودن تا به بلوغ میرسیدن با سن کم ازدواج میکردن حالا همه چی همه لباس ها و پوشش ها یه جوری شده که من خودم تا یه دختری رو می بینم تو خیابون که فرم بدنش پیداست شهوتی میشم حالا نه اونجوری که خودمو نتونم کنترل کنم منظورم اینه که دیگه تحمل کردن اون تصویر برام سخت میشه و مجبورم فکرمو به یه چیز دیگه مشغول کنم و همش عذاب میکشم امثال من خیلی زیادن خواهرا مراعات کنید شاید برای شما عادی شده ولی جوونایی مثل من اگه به یه راه دیگه بیوفتن گناهشون گردن شماست خیلی ها دیگه تحمل دیدن همچین چیزایی رو شاید نداشته یاشن نمیشه شما بگید من اینطوری میام بیزون اون نگاه نکنه مثل این میمونه غذا رو بزارن جلو ادم گشنه بهش بگن نخور
    خیلی وقتا خونواده مقصرند. که باعث فساد فرد و جامعه میشن. نمونش خود من. شدم یه آشغاله کثافت. فقط بخاطر کوتاهی خونواده لعنتیم

    سلام
    به نظر من یک نکته بالاخره در جامعه ایرانی باید حل بشه اون هم نیاز جنسی هیچ کس حق نداره به بهانه های مذهبی یا اخلاقی دیگران رو تحت فشار بزاره که رفع این نیاز بده . گناه و.... اگر این نیاز و زمان ایجادش در انسان درست نیست پس باید تو کار خدا شک کرد اگر هم کار خدا بی اشکاله پس باید تو حرف خلق خدا شک کرد. متاسفانه بخاطر رفع نشدن این نیاز ، باعث شده ساعت ها و ساعت ها از بهتربن لحظات عمر جوانان ایرانی بجای تلاش و کوشش و درس متوجه رفع این نیاز باشه که باعث میشه هم حال و آیندشون تباه بشه
    بنده خودم مجرد هستم، سال های سال از سن ازدواجم گذشته و لذت در کنار یکنفر دیگر بودن و بچه داشتن و .... رو تجربه نکردم البته نزاشتن که تجربه کنم ، زندگی من که تباه شد اما امیدورام دخترها و پسرهای دیگر مواظب باشند که راست گفتند این غافله عمر عجب می گذرد
    ۲۳ دی ۹۴ ، ۱۳:۵۲ به ملکه تنها
    ببخشید شما به چهره خواستگار ت نگاه نمی کنی اونوقت متوجه چهره زیبای شوهر همکلاسیت شدی؟به گفته خودت یوسف زمانه

    دختر جان منم یک دختر سن بالا هستم خیلی راحت از حرفات متوجه حسادتت شدم خوب حقم داری بقول خودت خوشگلی اما مجرد

    والله عجیبه خوشگلها را در هوا می زنند ما خودمون یک دختر در فامیل داریم چند سال پیش با داشتن یک دختر بیوه شد دختر 8 ساله داشت سن خودش هم 32 بود کمتر از یک سال دوباره ازدواجی بهتر از اولی قسمتش شد

    فقط وفقط بخاطر خوشگلیش

    بله عزیزم شما که خوشکلی خدا را شکر من چی بگم که معمولیم چهرمو میگما

    یک چیز خنده دار دیگه اینکه میگش ما در حوزه آب و گاز صرفه جویی مثیکنیم برای آبادی کشور وقتی حاجی سایت جوابی غیر باب دلت را میده می توپی و میگی بی عدالتی بیداد میکنه

    بخدا خندم گرفت ببخشید عزیزم منم مثل شما دیگه اعصاب درست حسابی ندارم اما بازم میگم احساس میکنم جانماز آبکشی

    منم با اینکه قریب به 30 سال سنمه اما تا کنون چشمم ریمل به خودش ندیده ابروم را هم بر نداشتم اما ظاهرم متناسب و شیکم

    من حجابم را رعایت می کنم چادری نیستم اما منظمم

    خواستگار باب دل هم تا کنون نداشتم نه اینکه نبوده یا خوب نبوده بوده اما خونوادش بد بوده مثلا خوارش قبل و بعد از ازدواجش خبر داشتم دنبال فساده-برادرشم دنبال فساده-یکی دیگه از برادرشاش سابقه دار معتاد دزد بود

    حالا خود پسر خوب باشه کار زندگی خونه ماشین خوش قیافه اما میگم نزدیکان میدونند بی آبرویند
    منم گفتم نه

    نمی دونم خیلی نا امیدم خدا کمکمان کن تا بد نشیم دختران خوش قلب باقی بمانیم
    ۲۳ دی ۹۴ ، ۱۲:۲۰ به ملکه برفی به ملکه برفی
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    من دایم مثل هندی ها بود
    یک دختر سیاه بندرعباسی عاشقش شد
    با دعا صاحبش شد
    در چشم دایی من کم از آشواریارای نداره
    نزدیک35 ساله با جادو جمبل داره کیف دنیا را میبره

    اون خانمه احتمال زیاد دعای محکمی داره

    وگرنه همه می دونن مرد با چشم ** میخوره زن با گوش بنابراین زنان آرایش میکنند و آقایون دروغ خوب میگن

    هر کی باشه حرصش میگیره

    اما اینم خوب بدون اگه خوشگلی اول آخرش شوهر خوب گیرت میاد
    اما احساس میکنم جانماز آبکشی ببخشیدا یعنی چی نگاه خواستگار نمی کنم؟در دین ما میگه حتی مرد می تونه یک نظ بی حجاب طرف را ببینه

    شما دیگه نوبری والله

    منم29 صسالمه با لطف مادرم خواستگارات خوب را پروند حالا موندم رو دلش
    بدبختی یعنی اینکه به سن ازدواج برسی و یکی از فامیل های نزدیکت قاتل بشه و ماجرای قتلش در شهرتون ورد زبان بشه

    کی میره خواستگاری دختر خوب اما فامیل قاتل؟؟؟30 سالم شد

    چند سال از اون ماجرا میگذره اما.......
    همه قسمته

    حضرت معصومه هم مجرد بودن
    28 سالی فوت شدن

    پس لطفا اونایی که میگن طاقچه بالا میزاریم لال بشن

    خدا بایذ بخواد
    به نظرم ازدواج می تونه خیلی سخت باشه می تونه خیلی راحت صورت بگیره، من واقعا عاشق خانواده و بچه و عشق هستم ولی به هر قیمتی نه، من در خانواده ای بزرگ شدم که پدرم از مادرم تحصیلاتش بیشتر بود و با اینکه مادرم بسیار انسان محترم و مومن و معتقدی است ولی پدرم بارها و بارها با لقب های بد با مادرم صحبت می کند، و من از کودکی به دنبال درس خواندن بودم، یک ضرب به بالاترین مدراج علمی در 28 سالگی رسیدم، الان 29 ساله ام، نمی گم مورد برای ازدواج ندارم پیشنهاد می شود ولی هیچکدام به من نمی خورند مثلا طرف بسیار خوب و خانواده دار است و سنش هم به من می خورد ولی دیپلم یا فوق دیپلم دارد. راستش دنیای من با آن ها فرق می کند، من از زاویه دیگری به این دنیا نگاه می کنم، شاید اگر همان موقع که لیسانس یا کمتر بودم با این افراد مشکلی نداشتم ولی الان دیگر واقعا افکارم با آنها فرق دارد، در طول تحصیل هم چون شهرستان درس می خواندم همه فرصت ها را رد کردم چون یکی از ازدواج های اقوام نزدیکمان شهرستانی بود و با وجود بیست سال که از این ازدواج گذشته ولی هنوز سر مکان زندگی با هم مشکل دارند. خودم به دست خودم شرایطم را سخت کردم. به نظر من جامعه ای می تواند روی پای خود بایستد و محتاج این و آن نباشد که اکثرا تحصیل کرده باشند، مادر خانواده کاملا باید بر شرایط جامعه واقف باشد، دختری را می شناسم که صبح تا شب کارش شده این که با تلگرام و واتساپ و ... با پسرها چت کند و مادرش با وجود بسیار مومن و مذهبی بودنش با افتخار تعریف دخترش را می کند و اصلا نمی توان برایش توضیح داد که در گوشی این چه خبر است. نمی خواهم چنین مادری باشم، نسل الان با نسل قبلی بسیار متفاوت است. یک مادر هم باید هم معتقد باشد و هم جامعه دیده، راستش چند وقتی است دیگر مثل قبل دنیا را زیبا نمی بینم، من هر چه می خواستم خدا به من داده، در امتحانات بسیار سخت من رتبه اول را می گرفتم ولی خیلی بی حوصله شدم، افرادی مثل من فقط چون پسر بودند پیشنهاد به بهترین دختران دادند و الان سر خونه زندگیشون هستد ولی من به جرم اینکه دخترم نمی توانم ازدواج کنم، برایم بسیار دعا کنید چون خیلی دیدم نسبت به هستی تفاوت کرده، این تفاوت دید به خصوص از وقتی که فهمیدم در جامعه ای زندگی می کنم که اصلا به علم ارزشی قائل نیستند بیشتر است من یک سال از فارغ التحصیلیم با بهترین رزومه می گذرد و همچنان بیکارم.
    الهه 29سالمه فوق دیپلم دارم متاسفانه دوبار نامزد کردم اما جداشدم.الان هرکی میاد تا میفهمن دوبار نامزد کردم میرن درصورتی که الان طلاق تو جامعه زیاد شده ونمیشه گفت کی مقصره طرف نجابت واصالت خانوادگی طرفو ول میکنه میچسبه به متاکارکه کردنش البته حقم دارن ولی بالاخره تحقیقو برای این چیزا گذاشتن ولی متاسفانه میانخیلی راحت درمورد طرف قضاوت میکنن میرن انگ بهش میچسبونن میرن انگار یه دخترمجرد تو این جامعه حق زندگی نداره خداراشکر دختر هستم که نه اهل دوستی هستم نه به قول بعضیا پولکیو دنبال مادیاتمفقط دنبال یه مرد خوبو چشم پاک ونجیبی هستم که خوشبختانه الان کم پیدا میشه همه یادنبال رابطه قبل ازدواجن
    سلام
    کامنتهای زیادی را مشاهده کردم وچندبار هم من کامنت گذاشتم
    ولی متاسفانه اکثرا از اسلام خارج و تفکرهای اسلامی آمیخته به تفکر غربی است
    هیچکدام لحظه ای فکر نمیکنیم که هدف خلقت چیست. لحظه ای تفکر نمیکنیم که ازدواج یعنی چی ؟آیاگناه کردن فقط گناه جنسی است و چار ه اش ازدواج است ؟آیا پناه برخدا خداوند بشر را خلق کرد برای خوردن و خوابیدن و عمل جنسی وتولید مثل ؟ آیا کسانی که ازدواج کردند دیگر گناه نکردند؟ ووو......
    ما انسانها آنقدر از خدا دور شده ایم که نعوذ بالله خدا را با رییس کمیته امداد و یا رییس صنف اتحادیه اشتباه گرفته ایم
    معنای (من عرفه نفسه ) را به شکل لیبرال ترجمه میکنیم ، غربیها میگویند خودت باش و اسیر دنیا باش ولی امامان معصوم ما ما میگویند اشرف مخلوقات باش و خودت را اسیر دنیایی نکن که. قرار است به تو خدمت کند تا بتوانی به هدف عبادت و لقاء الله برسی
    التماس دعا
    پاسخ:
    سلام علیکم
    استفاده کردیم
    اینم بگم هیچ پسری با دوست دخترش ازدواج نمیکنه یه پسر اهل هرجور فرقه ای هم که باشه هرچندتا دوست دختر هم که داشته باشه یکیشون و واسه زندگی قبول نمیکنه چون نظر کلی ما پسرا اینه که کسی که با ما دوست میشه با مثلا 4تا دیگه هم یواشکی دوست میشه و من خودم دوست دارم همسرم چادری باشه ببینید مثلا تو مسجد هم آدمای خراب هستن ولی هر صدتا آدمی که میرن مسجد شاید یکی دوتا نخاله توشون پیدا شه دخترا چادری هم توشون خراب هست ولی خیلی کم چون توی چادر محافظت شده اند در کل همه میگن چادری ها بهترن منظورم اصلا این نیست که دختری که مانتو میپوشه قابل اعتماد نیست ولی این دیگه ثابت شده است که مثلا من پسر وقتی میرم تو خیابون با چندتا دوستام وقتی یه دختری می بینیم که هفت قلم آرایش کرده حالا محلمونم که نده می افتیم دنبالش اگه شد یه شماره بهش میدیم که مخش و بزنیم ولی اونیکه سر و سنگین داره میره خودشو پوشونده ابالفضلی هیچ پسری دنبالش نمیره کسی که خودش و انقدر آرایش میکنه داره با زبون بی زبونی همه چیزو میرسونه که منو نگاه کنید بدنم و ببینید و..... الان دخترای امروزی نسبت به نسل های قبل زمین تا آسمون فرق کردند اگه یادتون باشه زن و مردای قدیمی تر مرده یه تیکه نون خالی هم جلو زنش میزاشت زنه هیچی نمیگفت کتک هم که میخورد هیچی نمیگفت صداش در نمی اومد سرش و مینداخت پایین زندگیشو میکرد کم کم به مرور زمان هی زندگیشون بالاخره شیرین میشد مشکلاتشون حل میشد چون به قصد زندگی اومده بودن الان 4بار زنه توقع بیجا داشته باشه مرده نتونه براش انجام بده زنه طلبکار میشه و هی توسر شوهرش میزنه هی خوردش میکنه هی شوهرش و با آقای فلانی مقایسه میکنه زندگی های الان چشم و هم چشمی شده واسه همین پسرا دیگه تن به زن گرفتن نمیدن
    ۰۴ دی ۹۴ ، ۰۱:۰۵ سیما به سید
    سلام اقا سید فکرتون واقعا اشتباهه خود من الان نزدیک ٣٠ هستم و مجردم اینکه میگید تا دختری رو معرفی میکنند بهتون فکرتون میره سمت چیزای منفی واقعا درست نیست ،اینکه میگید چرا ازدواج نکرده تا این سن ،به این هم فک کنید شاید موقعیت خوب براش پیش نیومده،والا منم یه دخترم که از لحاظ ظاهر و خانواده خوبم و خدا رو شکر پاک موندم تا الان وحرفتون اصلا درست نیست که اگه کسی ازدواج نکرده دلیل بر بد بودن باشه
    سلام به همه خواهرا و برادرا.(من خودم پسرم سنم هم بالاست الانم سی سالمه خیلی دلم میخواد ازدواج کنم ولی تا یه دختری رو بهم نشون که ببینمش همون موقع جواب منفی رو بهشون میدم منظور به اینکه نه بحث من یکی باشه والا به امام حسین دارم راست میگم اکثر پسرا همینطورن وقتی یه دخترو می بینن هزار جور فکر میاد سراغشون که این دختره تا حالا با چند تا دوست بوده تو این مدت چرا ازدواج نکرده خدامیدونه چه کارایی میکرده حالا که میخواد ازدواج کنه داره جانماز اب میکشه که یکی بگیرش و ممکنه مثلا مثل زن فلان دوستم باشه که بعد از ازدواج هی توقعات بیجا داشت و بعدشم مهریش و خواست و رفت با چندتا دیگه و همشون روز اول خوبن و بعد خودشون و نم نم نشون میدن) البته بگم به خواهران محترم بر نخوره هنوزم دختران پاک هستن ولی منظورم این بود پسرا ترس برشون داشته جرآت نمیکنن اعتماد کنن
    سلام به اون نویسنده ایی که گفته متاسفانه به خودارضایی مبتلا شده دقیقامن هم مثل شما شرایط ازدواج نداشتم وبه این مشکل مبتلا بودم خدامیدونه چه عذاب وجدانی گرفته بودم هرکارمیکردم نمیتونستم تااین که تویک سایت خوندم این ذکری روکه برات مینویسم روزیادتکرار کن مخصوصا بعدازنمازصبح لاحول ولا قوت الا بالله العلی العظیم ایاک النعبد وایاک النستعین
    سلام اقا دلتون خوشه ها،ما که دوست نشدیم با کسی هم به گناه افتادیم دست خود ادم نیست چقد نیازو سرکوب کنیم یه روز دو روز سه روز یک ماه دو ماه ا سال دو سال چند سال؟؟؟وقتی یه جوون فرقی نمیکنه دختر یا پسر تا ٣٠ سالگی مجرد باشه دلش هم نمیخواد بره سمت هیچ دختر یا پسری چون گناهه ،چه فایده وقتی از درون داغونه به گناهه خودارضایی مبتلا شده،واقعا نمیدونم خدا کجاس؟؟!!!
    پاسخ:
    سلام
    باید به خدا پناه برد.
    سلام حاج اقا چرا اینقد میگند دوستی قبل از ازدواج خوب نیست ،من و دوستم هم سن هستیم دو تا دختر ٢٦ ساله اون با یه پسری دوسته الان دو ساله با هم هستند بعد دو سال ازش خواستگاری کردند و قراره عقد کنند تو تمام این مدت پسره همش قربون صدقش میرفت الانم که عاشقشه و پس چرا میگند دوستی قبل ازدواج درست نیست؟ما که دنبال دوستی نبودیم تنها موندیم خیلی وقتا خیلیا رو دیدم که با هم دوس شدن و بهترین زندکی رو دارند الان دیگه پسرا حجب و حیا و خجالت براشون مهم نیست
    پاسخ:
    سلام
    تمام این دوسال را گناه میکردند.
    البته هنوز قراره و اتفاقی نیافتاده!!
    حالا اینکه اومده خواستگاریش نشانه این است که آن پسر اهل سوء استفاده نبوده وگرنه مثل یک دستمال کاغذی استفاده می کرد و می انداخت دور.
    بعد چرا شما فکر میکنید تنهایید!؟؟ خدایی به اون بزرگی که کمکتون کرده دچار فساد و گناه نشید مطمئن باشید که دوستتون داشته که حفظتون کرده.
    صبر کنید که انشاءالله خداوند رحمتش را بزودی شامل حال شما خواهد کرد.
    یا علی
    سلام حاج اقا وقتی ما با خدا حرف میزنیم مگه مستقیم با خودش درد دل نمیکنیم؟پس چرا میگند خدا فرشته ها رو مسئول این کار قرار داده؟اگه اینجوری باشه ما به صورت مستقیم نمیتونیم با خدا حرف بزنیم ،خدا که میگه از رگ گردن به شما نزدیکترم نیازی به واسطه نیست،پس چرا اینطوری میگند پس تکلیف اون فرشته ها و مامورها چی میشه؟
    پاسخ:
    سلام علیکم
    ببخشید از اینکه جواب سوالتان دیر داده شد.
    اولا: در قرآن آمده است که  «نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید» (ق 16) نه انا اقرب الیکم... فرموده ما به شما از رگ گردن نزدیکتریم پس این می تواند شامل ملائکه هم بشود.
    ثانیا: خدا بی‌نیاز و غنی مطلق است،‌ همان طور که از هر گونه نیاز نسبت به هر چیز پیراسته است، از نیاز به فرشتگان نیز منزّه است، زیرا:
    اوّلاً: فرشتگان مثل سایر موجودات، مخلوق و آفریده خداوند هستند. هیچ‌گاه خالق و علت به مخلوق و معلول‌اش نیازی ندارد.
    دوم: قرآن کریم از فرشتگان به «بندگان با کرامت و فرمانبردار» یاد کرده و فرمود: «... بل عبادٌ مکرمون لا یسبقونه بالقول و هم بأمره یعملون؛ (1) فرشتگان بندگان ارجمندند، که در سخن بر او پیشی نمی‌گیرند، و خود به دستور او کار می‌کنند».
    بر اساس این آیه فرشتگان، بندگان، فرمانبردار خداوندند. روشن است که خداوند هیچ‌گاه به موجودی که بنده و فرمانبردار اوست، نیازی ندارد.
    اما اینکه چرا خداوند فرشتگان را در ساختار مدیریت عالم دارای نقش قرار داده است، سوالی است که قبل از آن باید به اصل فلسفه خلقت فرشتگان پاسخ داد؛ در خصوص فلسفه خلقت فرشتگان باید گفت:
    این امر همانند خلقت سایر موجودات، ناشی از فیاضیت مطلق خداوند است، یعنی فیّاضت و بخشندگی خدا که سبب آفرینش همه موجودات شده، خلقت فرشتگان را نیز رقم زده است و از این رو که چنین موجوداتی لیاقت و امکان خلقت را داشتند خداوند ایشان را از این امر محروم نساخت.
    اما این که چرا با قدرت نامحدود خداوند، برخی از کارها توسط فرشتگان انجام می‌شود، باید گفت:
    همه آنچه به عنوان کارهای فرشتگان برای ما تعریف شده، نوعی ساختار کامل ارتباط موجودات با یکدیگر و نظام مندی در هستی است که در اوج و قله خویش به قدرت و اراده و علم خداوند منتهی می گردد و این بالاترین جلوه از شکوهمندی نظام آفرینش است.
    خداوند در عین بی نیازی، سنت ها و قوانینی را در عالم مقرر نموده است. یکی از سنت های الهی آن است که نظام عالم را طبق اسباب و علل مقرر نموده و فرشتگان جزئی از مجموعه اسباب و علل هستند، همان گونه که تأثیر علت ها در عالم طبیعت، جزئی از نظام اسباب و عللی است که خداوند مقرر نموده است، مانند اثر دارو در شفا بخشی. وجود عوامل طبیعی، موجب نیازمندی خداوند نمی شود، پس وجود علل غیر طبیعی (از جمله فرشتگان) نشان نیازمندی خداوند نیست.
    هرچند خداوند بدون واسطه هیچ فرشته ای امکان ثبت و ضبط اعمال و رفتارهای آن ها را و ... اما بر اساس ساختار خاصی که در نظام خلقت تعریف نموده و بر اساس جریان یافتن فیض گسترده الهی به موجود محدود و ناقص، فرشتگانی را در انجام این امور به عنوان واسطه قرار داده است. در عین حال چون قدرت و امکان انجام این وظایف توسط آن ها از جانب خود اوست، می توان به طور قطع انجام همه این امور را مستقیما به خداوند هم استناد داد. با توجه به این بیان سر آنچه در پرسش آمده بخوبی روشن خواهد شد.
    نکته ی دیگر درباب ناظران وشاهدان اعمال این است که نه تنها خدا وفرشتگان بلکه زمین واعضا ی بدن انسان نیز ناظر و شاهد ماجرای اند ودر قیامت شهادت می دهند. قرآن کریم در این‌باره بیان روشنی دارد:
    « یومئذ تحدث اخبارها بان ربک اوحی لها » (2) در چنین روزی زمین از حوادثی که در آن رخ داده است خبر می‌دهد، زیرا پرودگارش به آن وحی نموده و او را آگاه ساخته است.
    در این آیه از خبر دادن زمین و گواهی او بر اعمال انسان خبر داده شده است و هم به سر به سخن آمدن زمین: « بان ربک اوحی لها » بنابراین معلوم می‌شود زمین به اذن الهی به سخن می‌آید،چه اینکه اعضا و جوارح انسان نیز به اذن الهی به سخن می‌آیند و در مورد انسان شهادت می‌دهند، قرآن کریم در این‌باره به صراحت فرمود:
    « و یوم یحشر اعداء الله الی النار فهم یوزعون حتی اذا ما جاؤها شهد علیهم سمعهم و ابصارهم و جلودهم بما کانوا یعملون و قالوا لجلودهم لم شهدتهم علینا قالوا انطقنا الله الذی انطق کل شیء ؛ (3) روزی که دشمنان خدا به سوی آتش به تدریج روانه می‌شوند. در کنار آتش می‌ایستند تا وقتی همگان به سوی آن آمدند. گوش‌ها و دیدگان و پوست‌های آنان بر کارهای زشت آنان گواهی می‌دهند. آنان به پوست‌های خود اعتراض کرده که چرا بر ضرر ما شهادت دادید؟ در این لحظه از جانب شاهدان پوست‌ها پاسخ می‌شنوند که: ما را خدائی که هر موجودی را به سخن در آورده است، به سخن آورد».
    بنا بر این پوست بدن و سایر اعضای بدن و زمین با زبان بی‌زبانی به اذن خداوند گویا می‌شوند و به سخن می‌آیند و درباره اعمال آدمی شهادت می‌دهند.
    در اینکه از دیدگاه قرآن و روایات اسلامی، یکی از شاهدان در قیامت، مکان انجام گرفتن عمل است ،جای تردید نیست.
    حال ممکن است این پرسش مطرح شود که مکان که فاقد حس و ادراک است ،چگونه می‌تواند اعمال انسان را درک نماید، و در سرای دیگر بر آن گواهی دهد؟
    این نوع آیات و روایات ما را به یک حقیقت رهنمون می‌گردند و آن اینکه تمام موجودات از نوعی ادراک برخوردارند. میزان درک و آگاهی آن ها بستگی به میزان درجه وجودی شان دارد. (4)
    مولوی می‌گوید:
    جمله ذرات عالم در نهان با تو می‌گویند روزان و شبان
    ما سمیعیم و بصیر و خوشیم با شما نامحرمان ما خاموشیم (5)
    گرچه ما از درک و شعور و گویایی زمین و سایر پدیده‌های زمینی نظیر جمادات بی‌اطلاع هستیم، ولی آنان در واقع هم شنوا و بینا و هم گویا هستند. از این رو اعمال آدمیان را می‌بینند و در قیامت بر آن گواهی می‌دهند.
    پی‌نوشت‌ :
    1. انبیاء (21) آیه 26 و 27.
    2. زلزله (99) آیه 4-5.
    3. فصلت (41) آیه 20-22.
    4. جعفر سبحانی منشور جاوید،نشر میقات، تهران 1369ش. ج9، ص336.
    5. مثنوی معنوی، نشر اقبال تهران 1377 ش . دفتر سوم، ص403.
    امیدوارم مادران ناراحت نشده باشند لحنم تند بود منظوری نداشتم بچه اگر خوب تربیت بشه خجالت نمی کشه از سواد مادرش بعدشم علم که به دانشگاه نیست به کتاب خوندنه و... در زمان گذشته که دانشگاه نبوده اما شاعران ونویسندگانی هستند که کتاب هایشان الان سرمشقه
    سلام من از اقا پسرا گله مندم چون دیگه خوب بودن باحیا بودن دخترا واسشون کم رنگ شده خیلیا عقلشون به چشمشونه ،من مذهبی نیستم اما یه سری چیزا برام مهمه مثلا اینکه وقتی میخوام برم بیرون دوست دارم ساده و مرتب باشم نه اینکه بزک کنم برم تو خیابون واسه اینکه یه نفر من و بپسنده خیلی از پسرا رو دیدم به جای اینکه دنبال خوب بودن دختر باشند دنبال ظاهر و ارایش و این چیزا هستند نه اینکه من بدم میاد از زیبایی ولی هر چیزی یه جایی داره ،خیلی از دخترای مذهبی رو میشناسم که به خاطر مذهبی بودن تو خونه موندند چون پسرا ملاک های اصلی رو از یاد بردن
    پاسخ:
    سلام
    بله تو خیابان و سوء استفاده ... بیشتر به دنبال ظاهر و دختران بزک کرده می روند، چون آنها را مناسب برای سوء استفاده می بینند.
    اما برای ازدواج غالب قریب به اتفاق مردان دنبال دختران پاک هستند.
    سلام.مخاطب پیامم خانما و دخترا هستن.امیدوارم که از حرفام ناراحت نشید.شماها که دنبال یه گزینه مناسب واسه ازدواج هستید و انقد سختگیری میکنید تا حالا به این فکر کردید که ایا شما هم گزینه مناسبی واسه طرف هستید؟چرا فکر میکنید که عالم و ادم باید دست به دست هم بدن تا شما رو خوشبخت کنن.فکر کردید که نقشتون تو زندگی چیه.و چه مسولیتی دارید.واقع بین باشید
    کاش می شد اعتماد کرد چقدر قشنگ نوشته شده بعضی چیزا در نهج البلاغه یا صحیفه سجادیه ما عارف ایرانی کم نداریم شاید نوشته اوناست خواندنشان لذت بخش است دمشون گرم به ادم آرامش می دن خدایا خودت همه چیز را می دانی درود خدا بر محمد و خاندانش
    یعنی چی بقیه طرز تفکر من رو داشته باشند مگر من کافرم ادیسون مسلمان نبود یعنی جهنمیه یا مادر ترزا مهمتر ین خوی بشریت انسانیت است حالا هر دینی باشه شما دارید توهین به ماها می کنید فراموش نکنید دین ما همون انسانیت است آره خوب بعضی ها چون نمی تونند جواب را بدهند به علت مطالعه کم یک حدیثی از خودشون در میارن و... قرآن آیه کم نداره چرا از قرآن نمی گویید شاید تا حالا نخواندید یا دانشمند م مثل ابن سینا و... کم نداریم چرا از کتاب های آنها استفاده نمی کنید؟ شاید مطالعه تون کمه یا تعصب بیجا دارید خوب نمی تونید کار بسپارید به اهلش نه هر کسی که راحت توهین کنه آقا شما مسلمون ما جهنمی نمی دونستم که شما خدایید چون قضاوت کار خدا ست که بینا وشنواست نه
    پاسخ:
    متوجه نمیشیم در مورد چی صحبت میکنید!؟؟
    از کجا معلوم این احادیث جعل حدیث نباشد؟ چطور کتاب انجیل وتورات را تحریف کنند بعد کتاب احادیث ما تحریف نشده باشد به خاطر همینم خدا قرآن رو آورد که تحریفی نباشه اعتماد به کتاب احادیث سخت شده همان قرآن رو مرجع قرار دهید که خیلی الان غریبه خیلی بهتر ه لازم نیست احادیث بیاورید من عاشق چهارده معصومم اما مومن باید زرنگ باشه تازه خودتون می گید جعل حدیث زیاد شده من عاشق اسلامم اما بعضی از سایت ها مردم از زرنگ بودن واسلام حقیقی دور می کنه
    پاسخ:
    سلام
    ده ها راه وجود دارد برای تشخیص حدیث جعلی از غیر جعلی! که علمای ما این کار را انجام داده و می دهند.
    نکته بعدی اینکه در احادیث شیعه درصد احادیث جعلی بسیار کم است بر خلاف اهل سنت در ضمن در احادیث اخلاقی تقریبا حدیث جعلی وجود ندارد .
    اگر بقیه طرز تفکرشما را داشته باشند دیگر چیزی از دین نمی ماند چون دین یعنی قرآن + سنت
    سلام حاج اقامنظورم این بود که اقایون هم فصل بهاروخزونی دارند اگردخترها روبراساس سن وزیبایی میسنجنند قطعا درجامعه ما پسرها روهم براساس میزان درامد ولیاقتشون وحتی سنشون میسنجنند ولی هستند اقاپسرهایی که باوجودبی لیاقتی وعدم کفایتشون بازهم کم نمیارند وپرمدعا هستند حداقل خانم ها بعدازاین که سرشون به سنگ خورد درست میشندولی اقایون چی
    من خودم اقا پسری ی رومیشناسم 38 ساله پولدار باایمان کارخوب خانواده دار خوش تیپ خوشگل توسن 29سالگی یه نامزدی ناموفق داشت دختره سطح بالایی داشت ازهمه جهت ولی متاسفانه به پسرخیانت کرد وباچندین نفردوست بود
    حالا بااین وجود بازهم دنبال دختری میگرده که خیلی خوشکل تعدادفرزند کم خانواده تحصیلکرده وفلان وفلان
    بازهم درس عبرت نگرفته که ملاکاش بایددردرجه اول چیز دیگه های باشه درضمن بااین وجود که میره خواستگاری همون دخترهای ایده الش جواب رد میشنوه فقط به این دلیل که چراتاحالا ازدواج نکرده
    پاسخ:
    سلام
    درست می فرمایید.
    سلام
    بعضی از افراد این سایت را یا اشتباهی آمده اند یا برای کوبیدن اسلام و جامعه روحانی به این سایت سرزده اند
    آموزه ها و جوابهایی که به سوال افراد داده میشود بر گرفته از آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت است و هیچکدام از خود فرد نیست در جواب خانم مهتاب خانم که میفرمایند پسری که خواستگاری آمد بی عرضه بود و زشت بود وفقط ایمان داشت
    خانم محترم مراجعه به روایات بکنید اولین ملاک انتخاب همسر از نظر قرآن کریم و روایات ایمان اوست
    شخصی نزد امام صادق (ع)آمد و گفت دخترم را به چه کسی شوهر بدهم ایشان فرمودند به شخص مومن
    شخص عرض کرد چرا مومن؟
    ایشان فرمودند اگر دخترت بد باشد با او مدارا خواهد کرد ولی اگر دخترت خوب باشد او را تکریم خواهد کرد
    مطلب دیگر در مورد کسانی که بعد از شنیدن جوابی که به مزاج محترمشان خوشایند نیست
    میگویند مجنون هر روز با کوزه ای سر چشمه ای که لیلی در آنجا حاضر بود میآمد و هر روز لیلی کوزه او را میشکست
    به او گفتند که دیوانه لیلی تو را دوست ندارد . مجنون جواب میدهد اگر با من نبودش میلی، چرا جام مرا بشکست لیلی
    غرض این است این همه منبع پاسخگویی وجود ندارد شما اگر از این جواب خوشتان نمیآید نیازی به برافروخته‌شدن نیست حاج آقا علوی هم مانند یک معلم خوب بدون درخواست چیزی مشغول تعلیم ماست و من هم مثل شما سوال کننده هستم خیلی راحت از جای دیگر بپرسید تا جواب دلخوتان را هم نگرفتید توقف نکنید چرا که نادانی بد نیست نادان ماندن بد است
    فقط مرقب باشید راه را به بیراهه تبدیل نکنید
    به فرموده آقا امیرالمومنین بهترین راهنما پیامبر ما نبی اکرم است و غیر از راه او همه بیراهه است
    شیطانها از جنس جن وانس در کمین نشته اند
    اگر روزی به این نتیجه رسیدید برای این برادر حقیرتان دعا کنید و اگر از راه دیگری به نتیجه رسیدید باز هم برای من طلب مغفرت کنید





    پاسخ:
    سلام علیکم
    مرحبا بناصرنا
    سلام حاجی من جواب سیما رو میدم مگر تو می دانی او چند سالش است که قضاوت می کنی؟ حالت خوبه قضاوت بیجا اونم اینجا زود باش عذر خواهی کن، بعدشم شاید تو پانزده سالگی خواستگار نداشته یا افرادی که آمدند شرایط شو نداشتند نه از لحاظ مادی بلکه فرهنگی و... شما میگی از ترس ترشیدگی تو پانزده سالگی هر کی اومد بگیم بله تو خودت دخترتون رو به مشروب خور ربا خوارو غیره می دید؟ البته از شما بر میاد که ظلم کنید به خانم ها، آخه دختر پانزده ساله یا کمتر از بیست اصلا می فهمه زندگی یعنی چی دختر تو این سن فقط از سر هیجانات نادرست جوانی ازدواج می کند اگر مادرش بگوید از شوهرت طلاق بگیر میگه چشم اگر شوهرش بگه.. چشم دوستش بگه با مادرشوهرت این طوری باش میگه چشم اگر پسری توخیابون بگه عاشقتم از شوهرت جدا شو باور میکنه و... دختر باید بالای بیست ازدواج کنه. تا بعدا حسرت این که جوانیم رفت رو نخوره حسرت مستقل بودن حسرت دانشگاه رفتن آخه خیلی از مردان ایرانی بعد ازدواج تمایلی ندارند همسرشان درس بخواند یا سر کار رود اصلا بحث به اونجاها نمی کشه به خاطر خام بودن باید بچه داری کنه اونجا هم به خاطر بچه به فنا دو روز دیگه بچش میگه مامان ابروم تومدرسه به خاطر سوادت رفت اگر به زبون هم نیاره تو دلش میگه مادری که باعث خجالت فرزندانش شود شوهرشم دو روز دیگه... یک زیبا تحصیل کرده وغیره را ترجیح می دهد اگر جرات داری بچاپ
    با سلام
    جملات زیر گزیده ای از فرمایشات آقا امیرالمومنین در نامه 31 نهج البلاغه در رابطه با لطف خدا و دعا است:
    نشانه‏ هاى رحمت الهى
    بدان، خدایى که گنج‏هاى آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را به عهده گرفته است. تو را فرمان داده که از او بخواهى تا عطا کند، درخواست رحمت کنى تا ببخشاید، و خداوند بین تو و خودش کسى را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند، و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه‏اى پناه ببرى، و در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است، در کیفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عیب نگرفته است، در آنجا که رسوایى سزاوار توست، رسوا نساخته، و براى بازگشت به خویش شرائط سنگینى مطرح نکرده است، در گناهان تو را به محاکمه نکشیده، و از رحمت خویش نا امیدت نکرده، بلکه بازگشت تو را از گناهان نیکى شمرده است. هر گناه تو را یکى، و هر نیکى تو را ده به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روى تو گشوده است. هر گاه او را بخوانى، ندایت را مى‏شنود، و چون با او راز دل گویى راز تو را مى‏داند، پس حاجت خود را با او بگوى، و آنچه در دل دارى نزد او باز گوى، غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن، تا غم‏هاى تو را بر طرف کند و در مشکلات تو را یارى رساند.
    آیا درسته ما بخاطر جهالت خودمان نسبت به خدای به این مهربانی نظر سوء داشته باشیم
    شرائط اجابت دعا
    و از گنجینه‏هاى رحمت او چیزهایى را درخواست کن که جز او کسى نمى‏تواند عطا کند، مانند
    عمر بیشتر، تندرستى بدن، و گشایش در روزى. سپس خداوند کلیدهاى گنجینه‏هاى خود را در دست تو قرار داده که به تو اجازه دعا کردن داد، پس هر گاه اراده کردى مى‏توانى با دعا، درهاى نعمت خدا را بگشایى، تا باران رحمت الهى بر تو ببارد. هرگز از تأخیر اجابت دعا نا امید مباش، زیرا بخشش الهى باندازه نیّت است، گاه، در اجابت دعا تأخیر مى‏شود تا پاداش درخواست کننده بیشتر و جزاى آرزومند کامل‏تر شود، گاهى درخواست مى‏کنى امّا پاسخ داده نمى‏شود، زیرا بهتر از آنچه خواستى به زودى یا در وقت مشخّص، به تو خواهد بخشید، یا به جهت اعطاء بهتر از آنچه خواستى، دعا به اجابت نمى‏رسد، زیرا چه بسا خواسته‏ هایى دارى که اگر داده شود مایه هلاکت دین تو خواهد بود، پس خواسته‏ هاى تو به گونه‏ اى باشد که جمال و زیبایى تو را تأمین، و رنج و سختى را از تو دور کند، پس نه مال دنیا براى تو پایدار، و نه تو براى مال دنیا باقى خواهى ماند.
    بیائید کمی آسمانی فکر کنیم و از زمین فکرمان را جدا کنیم
    برای من هم دعا کنید بتوانم
    پاسخ:
    سلام علیکم
    ممنون
    سلام خسته نباشیدمن 30سالمه حرف شمادرسته که هرچیزی بهاری داره به خداپسره اونقدربی عرضه وبی لیاقت بود که نگو زششت زشت تنهاخوبیش ایمانش بودنه تحصیلات خوب اقایون هم یه بهاری دارن این حرف شمامنطقی نیست
    پاسخ:
    سلام علیکم
    متوجه نشدم!!؟
    سلام به همه.من یه دختر 27 ساله ام.منم تحصیل کرده و دارای خانواده و ظاهر خوبی هستم.اما بیکارم چون کار مناسب پیدا نمیکنم.تو هر محیطی نمی تونم کار کنم.تورو خدا برام دعا کنید.از هر کی میشنوم برای پسرش میخاد زن بگیره فقط دنبال دختر کارمنده.خواهر و برادرم ازدواج کردن و بچه دارن.منم اهل دوستی و ارتباط با پسر نیستم.از طرفی وقتی یه خواستگار میاد میبینم اوضاعش از من بدتر چه اعتقادی و چه مالی.از بس همه چیز گرونه ادم میترسه چون خودمم بیکارم حداقل پسر باید کار مناسب داشته باشه.تا الان عفت پیشه کردم ولی منم از تنهایی خسته شدم یه مدت از بس گریه کرده بودم افسرده شدم.نمیدونم چیکار کنم تو رو خدا برام دعا کنید.
    فقط بلدید بگید دست از سخت گیری بردارین . من حتی به مردی ده پله از خودم پایین تر هم راضی شدم ولی ایشون منو نپسندیدن. قبول کنید که هیچ راهی وجود نداره و شما فقط بخاطر اینکه جوابی داده باشید میگید دست از سخت گیری بردارید و ازدواج کنید. وگرنه کو خواستگار که ما بخواهیم سخت گیر باشیم.
    پاسخ:
    سلام علیکم
    ببخشید رک میگم
    هر کسی یک بهاری داره
    یقینا موقع بهارتون طاقچه بالا میذاشتید!! و حالا که کار از کار گذشته اینطور میگید.
    بنده یک دختر بسیار خوب میشناسم حدود 35 سال که روزگاری حدود 20 خواستگار داشت اما پدر بهانه می آورد فقط باید سید باشد!!!
    برای خواهر بعدیش که حالا 29 سالشه خواستگار می اومد می گفت خواهر بزرگ داره حالا خواهر چهارم موقع ازدواجشه!!!
    سلام حاج اقا مگه خدا با ما سر دعوا و دشمنی داره؟چرا میگند چیزی رو با زور از خدا نخواید که بعدش پشیمان میشید،چرا اخه؟من دوس دارم ازدواج کنم هر چی دعا میکنم بی نتیجه است دیگران میگند با زور نباید خواست چون ممکنه بعدا به پشیمونی بیفتی چرا واسه من اینجوری باشه؟چرا بقیه با ازدواج به ارامش برسندو به من که رسید اینجوری بشه؟چرا اصلا تو قرانش میگه براتون از جنس خودتان همسرانی افریدم ،مگه من چی خواستم ازش ؟منم دوس دارم مث بقیه زندگی کنم منم نیاز دارم خسته شدم روانی شدم،
    پاسخ:
    با سلام و درود بر خواهر خوبم
    خداوند با هیچ کس سر دعوا نداره!
    هر چی دوست دارید از خدا بخواهید، انشاالله دعایتان مستجاب خواهد شد، البته اینو منوط کنید به اینکه اگر خیر و صلاحم باشه!
    موانع استجابت دعا را بر طرف کنید:
    به لینک ذیل وارد شوید(البته گناهان بیشتری هستند که مانع استجابت دعا میشوند که انشاءالله در وبلاگ ذکر خواهند شد):
    http://bit.ly/1lQKPbk

    گناهانی که موجب عدم استجابت دعا می شوند!!

    این را در نظر داشته باشید که استجابت دعا همیشه به معنی به سرعت برآورده شدن خواسته دعا کننده نیست! چه بسا مدتی طولانی بخاطر حکمت خداوند آن خواسته برآورده نشود ولی دعا مستجاب باشد.  معنی استجابت دعا به گوش خدا رسیدن دعاست و چه بسا دعایی مستجاب شود، و اجر پاداش بیشتر و بهتر از خواسته دعا کننده نصیب او شود ولی خواسته اش برآورده نگردد.

    رکن اصلی ایمان، صبر  است و تا نباشد ایمانی وجود نخواهد داشت، در ضمن این را هم در نظر داشته باشید که دنیا سرای امتحان و مزرعه آخرت است نه محل راحتی و آرامش، و مطمئن باشید که با ازدواج کردن  مشکلات جدیدتری برایتان ایجاد خواهد شد. افراد بسیاری را دیده ام که آرزو می کردند کاش هیچ وقت ازدواج نمی کردند!!

    آرامش واقعی و حقیقی فقط با یاد خدا صورت می گیرد،

    «أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ»(الرعد – 28)، آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرامش پیدا مى‏کند.

    اما آرامشی که با ازدواج به دست می آید را نمی شود انکار کرد، اما آن آرامش، آرامش واقعی و حقیقی نیست و فقط نوعی تسکین است همانطور که در قرآن آمده است:

    وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا (الروم - ۲۱)

    و از نشانه ‏هاى او اینکه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها تسکین یابید.

    البته بسیاری از مترجمین محترم اطمینان در «تَطْمَئِنُّ» و تسکین «لِّتَسْکُنُوا» را به  آرامش معنی کرده اند که در واقع چنین نیست.

    پس صبور باشید و با سعی کنید با تقویت ارتباطتتان با خدا به آرامش واقعی برسید.

    و البته ایمان داشته باشید به اجابت دعایتان که یکی از موانع استجابت دعا ایمان نداشتن به اجابت دعاست.

    ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکمْ (الغافر 60)

    خدای شما گفت وقت دعا

    به اخلاص خوانید حقا مرا

    که تا آن دعا را کنم مستجاب

    چند نظر پایین تر یکی از دوستان مطلبی گذاشته به بولد شده لطفا آن نظر را هم مطالعه بفرمایید.


    ۱۷ آذر ۹۴ ، ۱۶:۱۱ تنهاااای تنها
    سلام ممنون از نظرتون دوست گرامی situstabbakh بعضی اوقات تو زندگی هست که ادم کم میاره ،هر کسی یه ظرفیتی داره یه صبرو تحملی داره،بعضی وقتا ادم دلش میگیره و میاد درد دل میکنه چون واقعا کم اورده نه اینکه خدای نکرده از رحمت خدا نا امید شده باشه ولی این حس سراغ همه ادما میاد،ما نمیتونیم حکمت کاراشو درک کنیم خداکنه همه دوستانی که اینجا هستند به زودی حاجت روا بشند
    پاسخ:
    سلام
    انشاءالله
    با سلام
    کسی که اصرار بر استجابت ظاهری دعا دارد ، در دعا هم اگر استجابت ظاهری پیش نیامد ، گاهی برخی از رحمت خدا مأیوس می شود و یا کسانی بوده اند که نعوذ بالله کارشان به کفر کشیده شده است. در حالیکه اگر می دانستند که استجابت این دعا به خیرشان نیست هیچگاه این همه اصرار نمی کردند.
    البته عدم استجابت دعا همیشه ناشی از این نیست که به صلاح فرد نباشد. گاهی موانعی برای استجابت دعا وجود دارد، نظیر برخی گناهان که منجر به حبس دعا می شوند و دردعای کمیل به برخی از آنها اشاره شده است
    در سور مبارکه بقره اشاره ای شده است «عسی وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ » (سوره بقره آیه 216) ؛ چه بسا شما از چیزی کراهت داشته باشد در حالی که خیر شما در آن است و همین طور چه بسا چیزی را دوست می دارید در حالی که در حقیقت برای شما شر است و خدا می داند حقایق امور را و شما نمی دانید.
    تفکر شخصی من این است که کسی که خواسته ای دارد و اجابت نمیشود نزد خدا عزیز تر است چرا که اگر نا امید نشود ارتباطش با خدا وصل است ولی کسی که خواسته اش اجابت شده اگر نتواند شکرش را بجا بیاورد ارتباطش باخدا قطع خواهد شد
    شهید چمران در مناجاتش با خدا میگفت خداوندا شکر که به من رنج دادی خداوندا شکر که به من رنج دادی
    التماس دعا
    پاسخ:
    سلام علیکم
    ممنون از نظر زیبا و بجایتان
    توصیه می کنم خواهرانی که به این پست تشریف می آورند، این نظر را بخوانند.
    سلام من بیست و هفت سالمه.هشت سالی میشه که شاغلم.هیچ وقتم به ازدواج فکر نکردم ولی الان فکر میکنم که اشتباه کردم ازدواج اگه اشتباه باشه دیر ازدواج کردن یه اشتباه بزرگتره الان دنبال یه کیس مناسب میگردم.البته همیشه دوس داشتم که با یه پزشک زندگی کنم.ولی پزشک کو ما کو!!!!
    سلام به همه مجاهدین
    منظورم جهاد با نفسه
    خدا قوت جوونا
    ان شاالله تو این امتحان سربلند بیرون بیان
    پاسخ:
    سلام علیکم
    انشاءالله
    ۱۰ آذر ۹۴ ، ۱۶:۳۱ تنهاااای تنها
    سلام حاج اقا برادر بزرگوار واقعا عذر خواهی میکنم از اینکه زیاد مزاحمتون میشم یه دنیا ممنونم از جوابتون،ببخشید من مدت ٩ماهه که واسه ازدواج خوب دعا میکنم باور کنید ٨ ماه نماز اول وقت خوندم همزمان با اذان ولی هیچ جوابی دریافت نکردم واین ماهه اخیر نماز و ترک کردم ولی بازم دلم طاقت نیاوردو دوباره شروع کردم به نماز خوندن،خواستم بدونم میشه همزمان به دو تا از ائمه توسل کرد؟من که اون حرفا رو زدم چون واقعا کم اوردم دلم از کنایه ها گرفته از نگاه اطرافیان،خواهش میکنم ازتون واسه ازدواج خوب من و همه جوونا دعا کنید،،اگه خدا نگام کنه و به زوودی ازدواج کنم میام اینجا و میگم ،من نظرات بقیه رو هم خوندم واسه همشون اگه قابل باشم دعا میکنم،یا علی
    پاسخ:
    سلام
    امتحان خدا همینه دیگه
    فتنه ای که تو قرآن هست و بهش آزموده میشید همینه.
    بله میشه به همه اولیا متوسل شد.
    انشاالله حاجت روا بشید.
    عجله نکنید
    خبری نیست، بعد از ازدواج تازه امتحانها و مشکلات تازه شروع میشه. ازدواج فقط یک مرحله ای از زندگیست، شاید قسمتی از خوشبختی نه همه اون.
    خوشبختی و عزت و ... همه در دست خداست نه در دست ازدواج.
    انشاالله همه به حق امام حسین علیه السلام که امشب اربعین شهادشه حاجت روا بشن
    یا علی
    ۱۰ آذر ۹۴ ، ۱۲:۴۵ تنهای تنهاااا
    سلام ممنونم از جواب خوبتون،حاج اقا جناب محمد علی جاودان تو سایتشون برا ازدواج خوب میگند نماز استغاثه به حضرت زهرا بخونید و ذکر اسئل الله من فضله را بگویید و خیلی وقته که امکان پرسش از طریق کاربران امکان نداره خواستم بدونم این ذکر اسئل الله من فضله منبعش از کجاست؟؟و برا ازدواج خودتون اگه دعا یا ختم خاصی میدونید بگید لطفا،یا علی
    پاسخ:
    سلام علیکم
    به نام خدا

    زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ کَانَ رَجُلٌ بِالْمَدِینَةِ وَ کَانَ لَهُ جَارِیَةٌ نَفِیسَةٌ فَوَقَعَتْ فِی قَلْبِ رَجُلٍ وَ أُعْجِبَ بِهَا فَشَکَا ذَلِکَ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ :

    تَعَرَّضْ لِرُؤْیَتِهَا وَ کُلَّمَا رَأَیْتَهَا فَقُلْ

    أَسْأَلُ اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ

    فَفَعَلَ فَمَا لَبِثَ إِلَّا یَسِیراً حَتَّى عَرَضَ لِوَلِیِّهَا سَفَرٌ فَجَاءَ إِلَى الرَّجُلِ فَقَالَ یَا فُلَانُ أَنْتَ جَارِی وَ أَوْثَقُ النَّاسِ عِنْدِی وَ قَدْ عَرَضَ لِی سَفَرٌ وَ أَنَا أُحِبُّ أَنْ أُودِعَکَ فُلَانَةَ جَارِیَتِی تَکُونُ عِنْدَکَ فَقَالَ الرَّجُلُ لَیْسَ لِی امْرَأَةٌ وَ لَا مَعِی فِی مَنْزِلِی امْرَأَةٌ فَکَیْفَ تَکُونُ جَارِیَتُکَ عِنْدِی فَقَالَ أُقَوِّمُهَا عَلَیْکَ بِالثَّمَنِ وَ تَضْمَنُهُ لِی تَکُونُ عِنْدَکَ فَإِذَا أَنَا قَدِمْتُ فَبِعْنِیهَا أَشْتَرِیهَا مِنْکَ وَ إِنْ نِلْتَ مِنْهَا نِلْتَ مَا یَحِلُّ لَکَ فَفَعَلَ وَ غَلَّظَ عَلَیْهِ فِی الثَّمَنِ وَ خَرَجَ الرَّجُلُ

    فَمَکَثَتْ عِنْدَهُ مَا شَاءَ اللَّهُ حَتَّى قَضَى وَطَرَهُ مِنْهَا ثُمَّ قَدِمَ رَسُولٌ لِبَعْضِ خُلَفَاءِ بَنِی أُمَیَّةَ یَشْتَرِی لَهُ جَوَارِیَ فَکَانَتْ هِیَ فِیمَنْ سُمِّیَ أَنْ یُشْتَرَى فَبَعَثَ الْوَالِی إِلَیْهِ فَقَالَ لَهُ جَارِیَةَ فُلَانٍ قَالَ فُلَانٌ غَائِبٌ فَقَهَرَهُ عَلَى بَیْعِهَا وَ أَعْطَاهُ مِنَ الثَّمَنِ مَا کَانَ فِیهِ رِبْحٌ

    فَلَمَّا أُخِذَتِ الْجَارِیَةُ وَ أُخْرِجَ بِهَا مِنَ الْمَدِینَةِ قَدِمَ مَوْلَاهَا فَأَوَّلُ شَیْ‏ءٍ سَأَلَهُ سَأَلَهُ عَنِ الْجَارِیَةِ کَیْفَ هِیَ فَأَخْبَرَهُ بِخَبَرِهَا وَ أَخْرَجَ إِلَیْهِ الْمَالَ کُلَّهُ الَّذِی قَوَّمَهُ عَلَیْهِ وَ الَّذِی رَبِحَ فَقَالَ هَذَا ثَمَنُهَا فَخُذْهُ فَأَبَى الرَّجُلُ وَ قَالَ لَا آخُذُ إِلَّا مَا قَوَّمْتُ عَلَیْکَ وَ مَا کَانَ مِنْ فَضْلٍ فَخُذْهُ لَکَ هَنِیئاً فَصَنَعَ اللَّهُ لَهُ بِحُسْنِ نِیَّتِهِ

    الکافی ج : 5 ص : 559

    زرعه گفت: مردى در مدینه بود که کنیز زیبا و کم نظیرى داشت عشق این کنیز بدل شخصى قرار گرفت شکایت این عشق و محبت را بحضرت صادق علیه السّلام عرضکرد.

    حضرت فرمود: خود را در سر راه او قرار ده هر وقت او را دیدى بگو «اسأل اللَّه من فضله» از فضل خدا در خواست میکنم. این کار را کرد.
    چیزى نگذشت که براى صاحب کنیز سفرى پیش آمد بهمان مرد مراجعه نموده گفت: تو همسایه من هستى و از همه‏ى مردم بیشتر مورد اعتماد منى برایم سفرى پیش آمده من مایلم کنیز خود فلانى را پیش تو امانت بگذارم.

    آن مرد گفت: من زن ندارم و در خانه‏ام زنى وجود ندارد چطور ممکن است کنیز تو پیش من باشد. گفت: اشکالى ندارد من او را بتو میفروشم در ضمن تعهد میکنى که او را نگهدارى وقتى بر گشتم باز بخودم میفروشى اگر با او همبستر هم شدى برایت حلال خواهد بود.

    قبول کرد با بهاى گرانى کنیز را خرید. آن مرد بسفر رفت مدتى در مسافرت بود تا بالاخره کارش تمام شد. در این بین نماینده‏اى از طرف یکى از خلفاى بنى امیه آمد که براى خلیفه کنیز میخرید او را راهنمائى کردند براى خریدن کنیز فلانى.

    در جواب نماینده خلیفه گفت: صاحب کنیز بسفر رفته بزور کنیز را از او خرید از مبلغى که خریده بود بیشتر داد همین که کنیز را از مدینه خارج کرد، صاحب سابقش آمد اول چیزى که پرسید راجع بکنیز بود که حالش چطور است. جریان را براى او نقل کرد و تمام پولى که نماینده خلیفه داده بود در اختیار آن مرد گذاشت گفت: این پولى است که من گرفته‏ام.

    صاحب کنیز گفت من همان قدر که قیمت کرده‏ام براى تو مى‏گیرم زیادى مال تو است برادر حلالت باد خداوند بواسطه نیت خوب او هم کنیز را نصیبش کرد و هم سودى برد.

    انشاءالله مطلب فوق به یک پست مستقل تبدیل خواهد شد.
    و اما بنده برای ازدواج سه با چله زیارت عاشورا گرفتم که به طور اتفاق روز چهلم مصادف بود با روز عرفه که در شب آن روز همسر مهربانم به عقدم در آمد.
    اتفاقا همان روز مصادف بوده با چهلمین روز زیارت عاشورای کامله همسرم.

    پس بنده زیارت عاشورای کشتی نجات را توصیه می کنم.
    اگر نشد دوباره
    اگر نشد دوباره
    آنقدر در میزنم این خانه را تا ببینم روی صاحب خانه را.
    از خدا عاجزانه بخواهید که اگر مانع دعای شما گناه است آنرا ببخشد
    و..
    یا علی
    ۰۶ آذر ۹۴ ، ۱۵:۰۵ تنهاااای تنها
    سلام واقعا ادم داغون میشه از تنهایی ادمی که دوس نداره گناه کنه،حاج اقا شماها فقط بلدید خوب حرف بزنید تنهایی رو نکشیدید که بفهمید چقد سخته من یه دخترم که ٢٩ سالم شده از روابط پنهانی بدم میاد همیشه دوس داشتم ازدواج کنم،اون یکی تو سایت دید بینا مدام میگفت نماز اول وقت بخونید و ذکر بگید خدا خودش جوابتونو میده منم یکسال نماز اول وقت خوندم دعا کردم که خدا کمکم کنه،اما هیچ نشونه ای حتی ندیدم،گاهی وقتا فک میکنم خدا براش مهم نیست که بنده هاش به گناه بیفتن یا نه ،و گرنه اون خدایی که میگه ما پیرزن ٩٢ ساله را بارور کردیم حاجت تو رو نمیتونیم بدیم؟؟از این حرفی که مدام میگن عفت پیشه کنید حتما حکمتی توشه متنفرم چرا برا بقیه نیست چرا بقیه همه چیشون به موقع است؟؟؟خدا فقط خدای اوناس،بابا از طعنه دیگران داااغونم کلافم کرده،اگه شما رابطت با خدا خوبه برام دعا کن حاج اقا،از بقیه هم میخوام برام دعا کنند به خدا من دختر پاکیم ولی الان دیگه کم اوردم
    پاسخ:
    سلام
    ما هم تنهایی کشیدیم.
    معنی صبر همینه که اگر دعات مستجاب نشد نا امید نشی!!!
    شما که این فکرو کردیدچرا احتمال نمیدید که مشکل باز هم از خودتونه یا مصلحتتون در خواست خداست!؟؟؟
    به نوبه خودم برای شما و همه جوانها دعا می کنم که به حق محمد و آل محمد مشکل ازدواجشون برطرف بشه.
    اللهم صل علی محمد و آل محمد

    🌴 🌴 🌴 🌴
    سوال:چرا خداوند بعضی از دعاها را مستجاب نمی کند؟
    🌴🌴🌴🌴
    پاسخ:

    در قرآن مى‌خوانیم: «اُدعونى أستَجِب لکم» «٣»مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.

     اگر شخصى به دیگرى گفت: به هنگام برخورد با مشکل به من تلفن کن تا تو را کمک کنم، این جمله لوازم و شرایطى دارد از جمله:

     ١- رفاقتت را با من حفظ کنى.
    ٢- شماره تلفن مرا گم نکنى و شماره را درست بگیرى.
    ٣- به هنگام بازگو کردن مشکلات، حرف‌هاى بى ربط نزنى و توقّعات نابجا نداشته باشى و به وظیفۀ خود عمل کرده باشى.
     ٤- آنچه مى‌گویى واقعاً مشکل باشد، نه خیالات و توهّمات.
     ٥ - براى حلّ مشکل خود، انتظار نداشته باشى تمام مقرّرات و نظام را بهم بریزم.
    ٦- حلّ این مشکل، سبب پیدایش مشکل دیگرى براى شما یا دیگران نشود.
    ٧- در بازگو کردن مشکلات، صادق باشى و دروغ نگویى.
    🌴🌴🌴🌴
    آیا ما در دعا و طرح مشکلات خود با خدا، این شرایط را مراعات کرده‌ایم؟ آیا رفاقت و بندگى خود را با خدا حفظ کرده‌ایم؟

     قرآن مى‌فرماید: «و یَستَجیبُ الّذین آمنوا و عملوا الصّالحات» «١»پاسخ مثبت به کسانى داده مى‌شود که با ایمان و عمل شایسته رابطۀ خود را با خدا حفظ کرده باشند.
    آیا شماره تلفن را درست گرفته‌ایم؟ در روایات مى‌خوانیم: دعا آدابى دارد، از جمله: ابتدا « بسم اللّه » بگویید، با وضو و حضور قلب و در مکان مقدّس مثل مسجد باشید، قبل از دعا از خداوند با صفات و اسماءالحسنى تجلیل کنید، ده مرتبه « یا اللّه » ، « یا ربّ » بگویید، گوشه‌اى از نعمت‌هاى الهى را به زبان آورید، از خداوند تشکر کنید، بر محمّد و آل محمّد صلوات بفرستید، لغزش‌هاى خود را مطرح و استغفار کنید، دعا و خواستۀ خود را میان دو صلوات مطرح کنید و امیدوار باشید.
    آیا در دعاهاى خود توقّعات نابجا نداریم و به وظیفۀ خود عمل کرده‌ایم؟

     دانش‌آموز درس نخوانده، دعا مى‌کند که قبول شود.

    مى‌گویند: دانش آموزى به خانه آمد و وارد اتاق جلویى شد و مشغول دعا شد. به خدا گفت: پروردگارا! کوه هیمالیا را در فلان کشور قرار بده و دریاچه ارومیّه را در نیشابور قرار بده. مادرش گفت: این چه دعایى است که مى‌کنى؟ ! گفت: من در امتحان جغرافیا پاسخ سؤالات را اشتباه نوشته‌ام، حالا به خدا مى‌گویم کوه و دریا را جابجا کند تا من نمره بیاورم! آیا زمان دعا و شرایط دیگر را در نظر گرفته‌ایم؟

     در اسلام زمان‌هایى براى دعا سفارش شده است، از جمله:
    شب‌هاى جمعه،
    سحرها،
     بعد از نماز،
    غروب جمعه،
     بعد از خطبه‌هاى نماز جمعه،
    هنگام نزول باران و جارى شدن اشک و. . . .

     آیا مشکلات ما واقعاً مشکل است یا خیال مى‌کنیم که مشکل است؟

     بسیارى مشکلات، لازمه نظام طبیعت است و رفع آن، به معناى به هم زدن نظام عالم. همچون فقیرى که سقف خانه‌اش خراب است و باران که مى‌آید، سقفش چکّه مى‌کند. براى رفع مشکل او، یا باید خداوند باران نفرستد یا بر بام خانه او باران نبارد و یا آب باران در پشت‌بام خانه‌اش نفوذ نکند و یا. . . که هر کدام از اینها به معناى نادیده گرفتن قوانین حاکم بر طبیعت است.
    کتاب تمثیلات آقای قرائتی صفحه ١١٥
    ۰۱ آذر ۹۴ ، ۱۳:۴۴ زهرااااااااا
    سلام من یه دختر ٢٨ ساله هستم که همیشه سعی کردم پاک باشم با اینکه از لحاظ ظاهر و خانواده و تحصیلات در سطح خوبی هستم خدا رو شکر،ولی نمیدونم چه گره ای تو کار هست که ازدواجم جور نمیشه،از تنهایی خستم از بلاتکلیفی،ولی رابطه دختر و پسر رو هم قبول ندارم،دلم میخواد خدا خودش همسری رو که برام افریده بفرسته،مگه خودش نمیگه از جنس خودتان همسرانی افریدم تا با ان به ارامش برسید،پس کو؟چرا اینقد خدا رو صدا میزنیم اما دریغ از جواب؟؟؟!
    پاسخ:
    سلام
    انشاءالله موفق خواهی بود.
    سلام 26 سالمه کار دارم ماشین دارم
    دنبال یه دختر خوب میگردم واسه ازدواج هرکی میشناسه معرفی کنه فقط ازدواج
    من شوهر میخوام این اقایون رو معرفی کنید برای من
    ببین من همون مهتابم چطوری بشناسم اونم اومد بگه من بدم اونا صد تای ما رودرس میدن اون پسرای قدیم بود با چهار تا سوال فیتیله پیچ می کردی اینا همشون زرنگ شدند دروغشان را هم یادشان نمی رود تا سوتی ندهند اسلام گفته اگر عقل و حیا وعفت رعایت شود آشنا یی با پسر اشکالی ندارد چون مقصود ازدواج است بعدشم مگر من نگفتم جوابمو نده چرا دادی؟
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    با سلام در آرزوی ازدواج با یک دختر پاکدامن هستم مایل به ازدواج با خانم ملکه زیبایی به دلیل صداقت ایشان هستم فکر می کنم ایشان گمشده زندگی من هستند حاج آقا لطفا پیام مرا چاپ کنید شاید فرجی شد**************************
    پاسخ:
     با سلام خدمت شما و سایر آقایان مراجعه کننده!
    اینجا سایت همسریابی نیست!
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    خانم ملکه زیبایی ملکه تنها سلام :
    مطالبتان را خواندم استعداد نویسندگیه بالایی دارید بقول شما اهالی علم - قلم شیوایی دارید -
    خواهش میکنم با بنده به آدرس زیل ایمیل بزنید /متشکرم
    ******************
    پاسخ:
     با سلام خدمت شما و سایر آقایان مراجعه کننده!
    اینجا سایت همسریابی نیست!
    سلام
    36 سالمه همه اش درگیر کار بودم. دوستی نداشتم اهل خراسان 1javan75@gmail.com اگر مایلید
    دختر درجه این دوستان را نمیخوام اما خودش با کسی دوستی نداشته نباشد
    سلام.
    من خیلی به استخاره معتقدم و توی اکثر کارام استخاره میکنم و بهش عمل میکنم. نیت میکنم که خدایا تو که میدونی من آخرشو نمیدونم تو که اول و آخر همه چی رو میدونی راهنماییم کن.
    واسه ازدواجم تا کسی پیشنهاد میده من سریع استخاره میکنم بد بیاد به مامانم میگم بهشون بگه نه.
    1- حالا نمیدونم درسته که این اولش استخاره کنم یا باید چندجلسه بگذره بعد؟ به نظر خودم همین اولش باید استخاره گرفت نه اینکه بیان و کلی تعارف و خودشونو خوب نشون دادن و ...
    2 نمیدونم همین که "خوب "بیاد کافیه یا "خیلی خوب" باید باشه ؟
    فقط خواهشا بهم نگید اول شناخت و مشورت و ... بعد استخاره. خودم میدونم اینو آخه مشورت با کی؟ شناخت ظاهری هم که هیچ. اگه هم بخوای درست حسابی شناخت پیدا کنی که دیگه عالم و آدم میفهمن و فکر میکنن نامزدی .
    ممنون
    پاسخ:
    با سلام
    بنده هم اعتقاد دارم اما رد کردن خواستگار با استخاره کار درستی نیست.
    شما از ظواهر امر و شواهد موجود می تونید تصمیم بگیرید بیاد یا نه!
    بعد از آمدن و رفتن خواستگار و تحقیق و مشورت اگر باز مردد بودید بعد استخاره کنید.
    انشاءالله همیشه به خدا اعتماد و توکل داشته باشید
    یا حق
    ۱۶ آبان ۹۴ ، ۱۳:۵۸ زهرا سلیمانی
    با عرض سلام من دختری هستم 24 ساله که خواستگاران فراوانی دارم
    خواستگارهای من از 14 سالگی شروع شد تا به حالا قبل از سن 20 برادرانم اجازه اینکه حتی خواستگار به منزلمان بیاید را نمیدادند .
    حالا بعد از گذشت 4 سال که اجازه ورود خواستگاران به خانه ما صادر شده . خواستگاران زیاد و با شرایط خوبی دارم
    ولی نمی دانم چرا هر مادری که می آید مرا میبیند و میرود
    برای مثال در همین ایام سوگواری امام حسین در مراسمی خانمی مرا برای برادرش خواستگاری کرد . بسیار هم اصرار داشتند که هر چه سریع تر به منزلمان بیایند دقیقا 10 آبان به منزل ما آمدند البته فقط دختر و مادر .صحبتهایی کردند و قرار بر این شد که با ما تماس بگیرند و قرار بعدی رو مشخص کنند که پسرشان را بیاورند .ولی هنوز که هنوز است خبری نشد . از طریق رابطی خبر گرفتم . و ایشان گفتند پسر گفته دست نگه دارید ولی با این وجود من میدانم که مادر رای دختر را هم زده و آن رابط گفت که هر چه مصلحت خدا باشد شاید قسمت بر این بوده و من الان در برزخ به سر میبرم ونمیدانم آیا منتظر بمانم یا خیر ؟
    از نظر قیافه هم مشکلی ندارم به گفته دور و بریانم خوش سیما هم هستم .
    آنهایی هم که اصرار شدید برای آمدن مجدد دارن یا شرایطشان خوب نیست یا خانواده ام قبولشان ندارند .
    بسیار سخت در سردرگمی مانده ام .
    لطفا کمک و راهنمایی کنید
    پاسخ:
    سلام
    بنده با بالا آمدن سن ازدواج مخالفم و به نظرم برای دختران 20 هم سن بالایی است.
    انشاءالله هر چه زودتر این فرهنگ و سنت غلط برچیده شود.
    در حدیث هست که از سعادت مرد این است که دخترش در منزلش خون حیض نبیند، حالا ما مسلمان نما ها سن 17و 18 را خیلی زود می دانیم.
    به هر حال صبر و تقوا و عفت پیشه کنید که خدا با صابران است.
    امیدوارم به حق صاحب این ایام حضرت اباعبدالله علیه السلام شما و همه خواهران و برادران دینی که مشکل شما را دارند برایشان گشایش حاصل شود.
    یا حق
    میگم الان میگی مشکلی داری که خواستگارات یک ربع می نشینند می روند نه اتفاقا طبق اصول حرف می،زنم زیبا وتحصیل کرده هم هستم خواهشا جواب منو نده اصلا کی گفته تو جواب ما رو بدی مشکل جای دیگست ازدواج سنتی جواب گو نیست وجوانان مسلمان ما تمایلی به ازدواج مدرن ندارند پس باید یک راه وسط انتخاب شود و فرهنگ سازی آن هم انجام شود عرضه دارید به جای پاسخ دادن فکری به حال این قضیه کنید کاش به دنیا نمی آمدم کاش یک بمب بخوره تو سرمون تا این مرگ تدریجی انقلاب آره مرگ تدریجی انقلاب همین زادو ولد کمه همین مجردی است تا شما به خودتان بجنبید سن باروری در خانم ها از بین رفته خوب چه کاری آمریکا موشک وبزن تمومش کن
    اونایی که دوست می شوند و ازدواج می کنند خیلی موفق نرند چون ابتدا طرف را شناخته اند بعد ازدواج کردند اگر هم طلاق گرفتند به خاطر لوس بازی خودشونه مثل اینکه فلان دوست پسر دیگم یا دوست دختر دیگم اما ما چی حتی نمی تونیم با پسر یک مدتی حرف بزنیم ببینیم به درد هم می خوریم یا نه به خواستگارم گفتم با حضور خانواده ها یک مدت باهم دوست اسلامی یا خواهر برادری بشیم بعد ازدواج کنیم طرف پا پس کشید فکر کرد هرزه ام من ازدواج با شناخت کامل می خوام ازدواج سنتی بیشتر از پنج جلسه صحبت یک یا دوساعته اجازه آشنایی نمی دهد یک فکری به حال این قضیه بکنید چرا تن به ازدواجی که شناختی ندارم بدهم اونم با قانونی که حق کار طلاق و غیره به نفع مرده کدوم مرد حاضر میشه حق طلاق بده مهریه هم که اقساطه با این وجود اسم دیگه ازدواج اگر همسرت بد باشد تحمل وبردگی است تازه اگر خواستگاری پیدا  بشه اگر بپسندد اگر بابات با اعتبار باشه و پولدار شاید خواستگاری به این مرحله برسد که پنج جلسه صحبت باشد حالم داره از خواستگاری به هم می خوره همشون شدند مزاحم می خورند و یک ربع صحبت و دیگه خبری هم نمیشه انقلاب ما این است مجردی تمام  حتی خارج از کشور هم که مسلمان نیستند به فکر جوانان موردشان هستند مراکزی را دارند اما ما چی ما که مسلمانیم به جرم شیعه بودن باید مجرد بمانیم
    پاسخ:
    سلام
    شناخت کاملی که مد نظر شماست قبل از ازدواج غیر ممکن است و البته چنین شناختی هم لازم نیست.
    شما باید معیارها و ملاکهایی شرعی و عقلی داشته باشید و آنها را بسنجید که در طرف مقابل هست یا نه!؟؟
    یا اگر هست در چه حد است؟؟ قابل قبول است یا نه؟
    ۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۰:۳۰ فانوس دریا
    سلام من یه دختر 26 ساله ام که مدرک کازشناس علوم تربیتی دارم و بخاطر رشته تحصیلی ام تا حالا به خیلی از دوستانم مشاوره دادم ولی نمیدونم چی شد که یه جایی دلم لرزید و دل سپردم به کسی که فکر میکردم ادم خوبیه و باخداست اخه خیلی سربه زیر و مودبه. اما وقتی که خواست باهام دوست بشه قبول نکردم آخه من اونو به چشم همسر آیندم دوستش داشتم ولی افسوس که نفهمیدم توی روزهایی که مهرش رو توی دلم می پروروندم اون بخاطر لجبازی با من با دختر همسایه دوست شدو حالا که متوجه شدمد دارم از ناراحتی دیوونه میشم.بدبختی اینجاست که فراموش کردنش برام سخته آخه من بخاطرش به خواستگارم جواب منفی دادم.ما با هم همسایه ایم و دیدنش تموم روزهایی که فکر میکردم دوستم داره و کارهاش بخاطر منه رو برام زنده میکنه. من بخاطر اینکه گناه نکنم دست رد به دوستیش زدم اما حالا جز تنهایی و افسردگی نتیجه دیگه ای نگرفتم.
    پاسخ:
    سلام
    شما کار خوبی کردید که به دوستی وی جواب منفی دادید.
    مطمئن باشید که خدا با متقین و پرهیزگاران است.
    سلام من 26سالم کارمند ارگان دولتی ام خانواده ام تو شهرمون مشهورن چادری ام و ظاهرم معمولی.تو جایی هستم که یه همکار خانوم تو ادارمون نیس.شغلمم مردونست بعضی موقعا میگم نکنه به این خاطر نمیتونم شوهر کنم. از ترس بابام نمیتونم بشینم تو خونه.از خجالت تو جلسات شرکت نمیکنم.بچه ها حتی من کربلا رفتم عریضه نوشتم انداختم تو ضریح امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) ولی انگار نه انگار هیچ اتفاقی نیفتاد.خواهرام ازدواج کردن منم دلم می خواد ازدواج کنم چرا هیکس منو نمیخاد. چرا هیچکس منو نمیپسنده خیلی ها میبینم زشت هستن ولی الان دیگه بچه دارند.از 20سالگی التماس خدا کردم ازدواج کنم ولی...  مدیر عزیز دیگه دارم خسته میشم دیگه داره سنم بالا میره خواهش میکنم سرنمازهاتون واسم دعا کنید.خواهش میکنم
    پاسخ:
    با سلام و درود
    هیچ وقت نا امید و مایوس نشوید
    خدا هیچ وقت به بنده هاش نه نمیگه.
    در کل جواب خدا در مقابل درخواست شما 3 حالت داره

    1-بله
    2-الان وقتش نیست.به وقتش
    3-بهترش رو بهت میدم
    پس صبور باشید و شاکر
    لطفا شما هم برادر کوچکتان را دعا بفرمایید
    سلام حق با شماست چون دوستای خودم طلبه ان و خیلی هم خوب هستن. من عذر خواهم به خصوص از دوستام.

    سلام به کسی که خودش رو ملکه زیبایی میدونه.

    خواهرم این دنیا  نیستن که بیرحمه این شمایی که زیادی خودت رو برتر میبینی . هرچند که شما طلبه ها خودخواه تشریف دارین ولی کاش درسهایی که خونده بودی یک هم حدیث یاد میگرفتی . خانومی که شما در موردش حرف زدی قطعا در زندگیش یک کار خوب و خدایی نه بخاطر خودش انجام داده که خدا یه همچین لطف بزرگی در حقش کرده.

    قشنگ خودشیفتگی و غرور هرگز هرگز به نتیجه نرسیده که شما دومیش باشی . هر موقع یاد گرفتی واسه خدا تعیین تکلیف نکنی اون موقع طعم لطف های خدارو میچشی.

    شما که طلبه ای و باید اینطور چیزهارو خوب بدونی که دنیا به خاصت ما نچرخیده و نمی چرخه و همش به نگاه خداونده . کمش نگیر چون اگه این کار رو بکنی خدا هم تورو کم میگیره .

    دختر مجردا برین خداتون رو شکر کنین که فقط مجردین و جزو دختران یمن و سوریه و عراق نیستید................

    پاسخ:
    شما با این جملتون« هرچند که شما طلبه ها خودخواه تشریف دارین» به یک صنف بزرگی تهمت زدید!!
    این همه دختر و پسر اماده ازدواج هستند.چرای هیچ کس نیست اونا رو بهم وصل کنه.مگه نه اینکه پیامبر گفته هرکس موجبات ازدواج مومنی رو فراهم کنه فردای قیامت در سایه عرش اسوده خاطر می نشیند.
    البته بیشتر باید یک شخص تو فامیل محل و نهایتا تو شهر باشه که بتونه جوانهای یک فامیل یا یک محل و یا یک شهر رو بهم معرفی کنه
    من خودم احساس میکنم وقتی خسته از سر کار برمیگردم خونه و خونه خالی رو میبینم خستگی به تنم میمونه و وقتی تنهام نمیتونم زیبایهای زندگی رو تجربه کنم
    با سلام وعرضکلامی در خصوص اینکه دیگه خسته شدم

    از دست این روزگار،  از دست خودم،  از دست دخترای پرتوقع وطنم،  از طرز فکر مادرم و خواهرام

    بارها و بارها خداستگاری رفتم اما هیچکدوم جور نشده. .  مامانم میخواد بهترین دختر رو واسم بگیره، بارهذ و بارها بهش اعتراض کردم که اون دختر هنوز بدنیا نیومده که تو تونظرت هست.  همینطوری داره دستی دستی منو پیر میکنه البته بیشترش تقصیر دختراست.  همووایی که حتی با ندیدن من، جواب رد میدن. باور کنید یه بار مادر رفت واسه صحبت با خانواده یه دختری که خیلی ازمن پایین تر بود ولی اونم قبول نکرد.  نمیدونم آخه چرا بقیه شون هم با دیدن من انگار برق میگرشون.  جلسه اول همه چی خوبه جلسه دوم همه چی خراب میشه.  آخه مگه یه دختر غیر از یه جوون خداشناس و تحصیلکرده و خوش قیافه و کارمند میخواد. بابا بخدا من کارمند رسمی یه شرکت معتبرم.  مهندسم.  خوش قیافه ام   اینا رو به می بگم.  اصن حقشونه بزار پیرزن بشن تا قدر این روزهای ازدست رفته رو بفهمن. 
    پسرا ازدواج می کنند، دخترا چی؟ تا کی باید منتظر بمانند؟        
    پاسخ:
    با سلام و سپاس ارز حسن اعتماد شما
    همانطور که می دانید ازدواج یکی از مسائل مهم زندگی هر انسانی است زیرا در همه ابعاد زندگی تأثیر دارد و ازدواج موفق می تواند باعث پیشرفت انسان در زمینه های مختلف شود کما اینکه اگر ازدواج ناموفق باشد مشکلات زیادی را برای انسان به وجود می آورد و مانع رشد و ترقی می شود بنابراین باید با این امر مهم سنجیده برخورد کرد و از هر گونه شتابزدگی ، یک جانبه گرایی، ظاهر بینی و سطحی نگری اجتناب کرد.
    انتخاب همسر نیز باید بر اساس ملاک‌ها و معیارهای صحیح و عقل پسند باشد. کسی که می خواهد ازدواج کند ابتدا باید در مورد ویژگی های همسر آینده اش فکر کند و معیارهای اصلی را کشف کند؛ در مرحله بعد باید بکوشد تا افرادی را در نظر بگیرد که بهترین و بیشترین معیار همسر خوب را دارا هستند. این مراحل از اصول اساسی ازدواج است و باید رعایت شود.
    خواهر گرامی، معمولاً جامعه ما خواستگاری دختر از پسر را نمی پسندد، ولی اشکالی هم ندارد که در برخی موارد که دختر از فرد به خصوصی خوشش آمده و فکر می کند که با او تناسب دارد، این امر از طرف دختر صورت بگیرد. در اسلام هم منعی برای آن بیان نشده است و در تاریخ نیز مواردی برای آن ذکر شده است( مانند ازدواج پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و حضرت خدیجه)؛ منتهی برای آسیب زدایی، لازم است با درایت و کیاست عمل شود و از راهکاری که ارایه می شود استفاده گردد. اگر دختر از راه منطقی اش وارد شود و احساساتی با این قضیه برخورد نکند، مورد سرزنش و تمسخر دیگران قرار نمی گیرد. راه منطقی در این مسأله این است که اگر دختر به فردی علاقه دارد و او را برای همسری خویش مناسب می داند، با مشورت دیگران، فردى را واسطه کند تا مطلب را به طور محرمانه پیگیرى نماید. لازم است شخص واسطه انسانى متعهد و رازدار باشد تا به خوبى بتواند به وظیفه‏اش عمل کند و به طور غیرمستقیم مرد مورد نظر را به خواستگارى از شما تشویق و معرفى کند و به نحوی عمل کند که مشکلى ایجاد نشود. الآن هم در برخی خانواده ها چنین رسمی وجود دارد که وقتی می بینند پسری با شرایط مناسب در فامیل یا در میان آشنایان وجود دارد و می تواند دختر آنها را خوشبخت کند، از طریق یک واسطه پیغام می دهند و او را ترغیب به ازدواج با دخترشان می کنند.
    علاوه بر این، قبل از هر اقدامی باید خانواده‏ها به خصوص خانواده‏ دختر خانم از این موضوع اطلاع کافى داشته باشند و موافقت ضمنى آن‏ها جهت معرفى دخترها و پسرها به همدیگر جلب شده باشد که در آن صورت سرزنش خانواده‏ها را به دنبال نخواهد داشت و آنها هم خودشان را در این قضیه مسؤول می شمارند و کمک خواهند نمود.
    در پایان این نکته را نیز باید توجه داشت که اگر کسى چنین اقدامى کرد، باید خود را براى شنیدن پاسخ منفى طرف مقابل نیز آماده کند؛ خصوصاً که دختران در این زمینه حساس‏ترند و در صورتى که اقدام به خواستگارى کنند و با پاسخ مناسبى روبه‏رو نشوند، ممکن است از نظر روحى بسیار متألم گردند. بالاخره ازدواج نیاز به تمایل دو طرف به یکدیگر دارد و اگر دختر به پسر تمایل دارد باید این کشش و میل از طرف پسر هم باشد. بدیهی است همیشه این تمایل دو طرفه وجود ندارد و گاهی اوقات با جواب منفی پسر همراه است. پس دختری که چنین ریسکی می کند باید از لحاظ روحی خودش را آماده شنیدن جواب منفی هم بکند تا در این صورت خیلی آسیب نبیند.
    اکنون که روشن شد که دختر هم می تواند تمایل خود را نسبت به ازدواج با فرد مورد علاقه خود نشان دهد، به بررسی عوامل تاخیر در ازدواج دختران می پردازیم و در ادامه به بیان راهکارهای عملی رفع این موانع اشاره می کنیم:
    عوامل نداشتن خواستگار:
    در مورد نداشتن خواستگار، عوامل و موانعی دخیل هستند که عبارتند از:
    1- گاهی اوقات موانعی بر سر راه آمدن خواستگاران وجود دارد که یکی از این موانع در برخی از موارد خانواده ها هستند. یعنی اگر خانواده دختر به یک ویژگی یا صفت ناپسند اجتماعی، ظاهری، اخلاقی و یا مذهبی در بین فامیل، آشنایان و همسایه ها شناخته شوند، در این صورت طبیعی است که دیگران تمایلی به ارتباط برقرار کردن با چنین خانواده ای نداشته باشند. به عنوان نمونه از این ویژگی های ناپسند می شود این موارد را ذکر کرد:
    الف) رعایت نکردن احکام و آداب دینی.
    ب ) متکبر، خودپسند و تجملاتی بودن خانواده دختر.
    ج ) سخت گیر بودن خانواده دختر در امر ازدواج خصوصا مسائل مالی آن.
    د ) رعایت نکردن آداب اجتماعی.
    2- یکی دیگر از موانع آمدن خواستگاران وجود ویژگی های ناپسند در دختر می باشد. یک ویژگی اخلاقی زشت مثل حسود بودن، مغرور بودن، تند خویی یا ... سبب پا پس کشیدن خواستگاران و سطحی شدن روابط فرد با دیگران خواهد شد. رعایت نکردن آداب اجتماعی در گفتار و رفتار سبب بد جلوه کردن انسان در نظر دیگران خواهد شد. همچنین وضعیت ظاهری هر فرد نشانه و ملاکی است برای تشخیص دادن آنچه که در ذهن و قلب او می گذرد، بنابراین اگر خانمی با ظاهری شلخته و نامنظم و نامرتب در اجتماعات حاضرشود و یا اینکه شئونات دینی و عرفی را در پوشیدن لباس و آراستگی و آرایش رعایت نکند حتما برداشت های غلطی از او در فکر دیگران شکل خواهد گرفت، و این نیز مانع بزرگی بر سر راه ازدواج خواهد بود.
    3- گاهی اوقات هم موانعی ماورائی در این مساله دخالت دارد که ما از درک و برطرف کردن آنها عاجز هستیم. مثل اینکه گاهی اوقات مصلحت انسان در کاری که آن را می خواهد و بر آن اصرار دارد نیست، اما او متوجه نیست. قرآن کریم در این زمینه که انسان نمی تواند همیشه صلاح خود را درست تشخیص دهد و گاهی اوقات چیزی را می خواهد که به خیر و صلاح او نیست و گاهی اوقات چیزی را که خوب است نمی خواهد، می فرماید: چه بسا که چیزی را شما ناگوار شمارید ولی خیر وصلاح شما در آن بوده و چه بساکه دوستدار چیزی هستید و در واقع شر و فساد شما در آن است و خداوند به مصالح امور داناست و شما ناآگاه هستید ( سوره بقره آیه 216 ). در هر حال انسان نسبت به آینده خود نا آگاه است و در این گونه موارد تنها راه و بهترین راه، توکل بر خداوند و متوسل شدن به امامان معصوم (ع) به ویژه حضرت جوادالائمه است. چه موانع متعدد و بزرگی که با دعا کردن و توسل از پیش روی انسان برداشته می شود و مسیر زندگی انسان صاف و هموار می گردد. نقل است که حضرت آیه الله العظمی بهجت (ره) دراین گونه موارد نماز جعفر طیار ( که در مفاتیح الجنان آمده است) را سفارش می کردند.
    بیان چندراهکارعملی برای حل مشکل شما:
    1. درمجالس زنانه با ظاهری آراسته و زیبا حاضرشوید.
    2. روابط اجتماعی خود را افزایش دهید و سعی کنید در اینگونه روابط با دیگران با گرمی ومهربانی برخورد کنید.
    3. درگفت وگوهای خود به صورت غیرمستقیم علاقه ومیل خود را برای ازدواج با فرد مومن و متدین ابراز دارید.
    4. به جای تمرکز برنقاط ضعف خود بر ویژگی های مثبت شخصیتی خود تمرکز کنید. برای این کار لیستی از نکات مثبت خود تهیه کنید و هر روز آن را مرور کنید.
    5. مهارتهای زندگی خود را افزایش دهید. برای این کارمی توانید درکلاسهای خیاطی گلدوزی و...شرکت کنید.
    6. چنانچه دررفتار و کردارخود نقاط منفی مشاهده می کنید سعی کنید این نکات را برطرف کنید.
    7. با دقت به بررسی موانع ازدواج خود بپردازید و ازاین موانع لیستی تهیه کنید سپس با تمام وجود سعی در بر طرف کردن این موانع داشته باشید. چنانچه برطرف کردن این موانع را از توان خود خارج می دانید از افراد آگاه و دلسوز کمک بگیرید.
    8.ازوالدین خود بخواهید برای برطرف شدن مشکل شما دعا کنند.
    با سلام و احترام
    پسری 29 ساله هستم که همه شرایط ازدواج از قبیل مسکن، کار و ... رو دارم، اما تا به حال نتوانستم شریک زندگی مناسبی پیدا کنم. باورکنید ملاک های من ملاک هایی نیستند که بشه گفت من سخت پسند هستم اما دختر های این دوره و زمونه مثل اینکه قصد ازدواج ندارند. از یه طرف کنایه های فامیل، از یه طرف خانواده و از طرف دیگه هم بالا رفتن سنم منو تحت فشار قرار داده. لطفا کمکم کنید.         
    پاسخ:

    سلام علیکم و رحمةالله

    خوشحالیم شما مخاطب ما هستید امیدواریم راهنمای خوبی در رابطه با این موضوع برای شما باشیم.
    پرسشگر گرامی با نگاه به مسیر زندگی خود می توانید این نکته ما را تصدیق نمایید که در راه رسیدن به موفقیت، سعی و تلاش و آگاهی همراه با توکل به خداوند لازم است. مطمئنا همه خانواده ها به ازدواج بیشتر از هر موضوع دیگری توجه می نمایند و نسبت به موضوع ازدواج فرزند خود حساس تر بوده و آن را بیشتر مورد توجه قرار می دهند.
    یقینا این مسئله در مورد خانواده های دختردار هم صدق می کند و مطمئنا آنها هم مایل نیستند، دختران شان در خانه بمانند و برای یافتن همسر مناسب در انتظاری سخت بسر ببرند و چشم به راه خواستگاری باشند که به آنان آرامش و عشق هدیه دهد.
    اگر فکر می کنید خانم ها به دنبال مرد کامل و رویایی توی قصه ها هستند، بدانید که اشتباه می کنید. شما تصور درستی از خواسته های خانم ها ندارید. آنها به دنبال مهربانی و محبت، احترام و توجه و صداقت و ابتکار عمل هستند. آنها به دنبال آن مرد کاملی هستند که درون شما وجود دارد.
    شاید مشکل شما ایراد گرفتن های زیاد از دخترانی است که به خواستگاریشان می روید. البته هیچ کس در خودآگاهش خود را یک آدم سخت گیر نمی داند. پای صحبت بیشتر این افرادی که هنوز موفق به ازدواج نشده اند که بنشینید می شنوید: «مگر من چه توقعی دارم؟ من که قیافه جذاب و تحصیلات بالا و جهیزیه آن چنانی نخواستم. همین قدر که دختری زن زندگی باشد برای من کافی است.»
    اما خیلی از همین پسران پای انتخاب که می رسد، دچار وسواس های بیهوده می شوند: «نکند تک دختر بودنش باعث لوس شدن او شده باشد؟ نکند پرجمعیت بودن خانواده او بعدها برایم مشکل تراشی کند؟ این دختر را نمی پسندم چون چاق است... این یکی پدرش را از دست داده و حامی ندارد ... مگر می شود با دختری که دانشجو است ازدواج کرد؟ و...» همین وسواس هایی که به نظر خیلی از خانواده ها منطقی به نظر می رسد، باعث بالا رفتن سن ازدواج می شود.
    بنابراین مراقب باشید در انتخاب همسر کمال گرا نباشید و انتظار نداشته باشید که همسر آینده شما تمام ویژگی های یک انسان آیده آل را داشته باشد. شاید ملاکها و معیارهای شما در مورد یک همسر مناسب کمی سخت گیرانه و آرمان گرایانه است؛ پس سعی کنید در انتخاب همسر واقع نگر باشید و سطح توقعات خود را پایین بیاورید.
    این که شما به خواستگاری چند نفر رفته اید و بی نتیجه بوده چیز عجیبی نیست و دلیلی برای ناامیدی شما وجود ندارد. با کمى دقت و تفحص در بین همسایگان، فامیل و دیگران، مشاهده می کنید که فرآیند خواستگارى و ازدواج، معمولاً یک فرآیند طولانى مدت و نیازمند زمان و دقت کافى است و گاه ممکن است شما ناچار شوید به منزل ده ها نفر برای خواستگاری بروید تا همسر مناسبتان را بیابید. لذا از والدین، خواهر و برادران، و یا دیگر بستگان مثل خاله ها یا عمه هایتان بخواهید که به دنبال یافتن مورد مناسبی برای ازدواج شما باشند و در این مورد تردید یا ناامیدی را به خودتان راه ندهید.
    شما می توانید تا زمانی که مورد مناسبی برای ازدواج پیدا کنید با مطالعه و تحقیق، با ملاکها و شرایط یک همسر خوب آشنا شوید و بر آگاهی خود بیفزایید تا هنگام انتخاب، بتوانید تصمیم صحیحی بگیرید، زیرا اگر در گزینش همسر، اصول صحیح رعایت شود، بخش عظیمى از ناگوارى ‏ها و نابسامانى ‏ها و مشکلات از میان مى ‏رود و زندگى جوانان پربارتر و زیباتر مى ‏شود.
    به صورت مختصر به ملاک‌های کلی انتخاب همسر اشاره می کنیم :
    1. تدین و دین دار بودن فرد.
    2. اخلاق نیک داشتن، که منظور داشتن صفات و خلق و خوهای پسندیده در نظر عقل و شرع است .
    3. شرافت و اصالت خانوادگی، که منظور نجابت و پاکی خانواده است.
    4. عقل، که در واقع همان نور افکنی است که جاده زندگی را روشن می کند.
    5. کفویت و تناسب در زمینه های مختلف.
    مطالعه کتب زیر نیز می تواند برای شما سودمند باشد :
    1- جوانان و انتخاب همسر، على اکبر مظاهرى
    2- ازدواج آسان و شیوه همسردارى، محمد محمدى اشتهاردى
    3- ازدواج آسمانى، على اکبر مظاهرى
    4- ازدواج پایدار، کاظمى حقیقى
    همچنین دعا براى فراهم شدن زمینه ازدواج با همسری شایسته از کارهای مستحب و مورد ترغیب خداوند است. لذا در روایات متعدد حضرات ائمه علیهم السلام ما را به دعا کردن و نماز خواندن براى دست یافتن به یک ازدواج موفق توصیه و سفارش نموده‏اند. توجه شما را به روایت زیر جلب مى‏کنیم:
    ابو بصیر می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هر گاه یکی از شما [بخواهد] ازدواج کند، چه می کند؟ عرض کردم: نمی دانم قربانت گردم، فرمود: هرگاه [کسی] قصد ازدواج داشت پس:
    دو رکعت نماز به جا آورد و پس از نماز خداوند عزّوجلّ را سپاس گوید. آنگاه بگوید:« اللَّهُمَّ إِنِّی أُرِیدُ التَّزْوِیجَ فَقَدِّرْ لِی مِنَ النِّسَاءِ أَعَفَّهُنَّ فَرْجاً وَ أَحْفَظَهُنَّ لِی فِی نَفْسِهَا وَ مَالِی وَ أَوْسَعَهُنَّ رِزْقاً وَ أَعْظَمَهُنَّ بَرَکَةً وَ قَیِّضْ لِی مِنْهَا وَلَداً طَیِّباً تَجْعَلُهُ لِی خَلَفاً صَالِحاً فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَوْتِی.»
    ترجمه دعا این است : « پروردگارا من می خواهم زنی را به همسری گیرم، پس از میان زنان، پاکدامن ترین آنان و نگهدارنده ترین شان نسبت به جان و مالم و آن که روزیش فراوان تر و برکتش افزون تر باشد برایم مقدّر بفرما و از او فرزندی پاک و برومند نصیبم کن که در زندگی و مرگ من جانشینی صالح برایم باشد.»

    نکته پایانی :
    در صورتی که به خواستگاری رفتید ، ضمن در نظر گرفتن معیارها و ملاک های ازدواج موفق از وسواس و سخت گیری بیش از حد اجتناب کنید و اگر حدود 60 تا 70 درصد شرایط را داشت ، حتما اقدام کنید ، مطمئنا با هنرمندی دو طرف می توانید بقیه شرایط را نیز در ادامه زندگی خودتان تکمیل نمایید .
    امیدواریم با تلاش و استعانت از خداوند، بزودی همسرى شایسته بیابید و زندگى شاد و سعادتمندى در انتظارتان باشد.
    موفق و پیروز باشید.
     سلام ممنون از سایت خوبتون
    پاسخ:
    سلام
    ممنون از حضور گرمتون
    ازخدا خواستم یه همسر با ایمان در مسیر زندگیم قرار بگیره ولی تابه حال این اتفاق صورت نگرفته .خیلی دوست دارم زودتر تکلیفم مشخص بشه. چه راه حلی پیشنهاد می کنید؟        
    پاسخ:
    خواهر گرامی با سلام و سپاس از حسن اعتماد شما
    هر چند دغدغه ازدواج در سنین ازدواج برای جوانان عزیز و گرامی امری طبیعی است؛ ولی با توجه به عواملی که سن ازدواج را افزایش داده و موانعی که بر سر راه ازدواج برای جوانان وجود دارد ( و به تفصیل در مکاتبات قبلی در مورد آنها با شما سخن گفتیم)، نباید عدم توفیق در ازدواج موجب نگرانی و اضطراب شدید شود و نگرش فرد به جهان و نظام آفرینش را تغییر دهد یا موجب مشکلات روحی و بیماری گردد؛ زیرا نداشتن خواستگار یکی از مشکلات رایج در میان دختران امروزی است. این مشکل بسیار فراگیر شده و اختصاصی به شما ندارد. با توجه به شرایط موجود، نداشتن حتى یک خواستگار چیز بعیدی به نظر نمی‌رسد، چرا که همه ما در پیرامون خود شاهد دخترهای بسیار شایسته‌ای هستیم که به هر دلیلی حتى یک خواستگار نداشته‌اند.
    پس لازم است به نکات زیر توجه کنید .
    1- شاید بشود گفت این نوعی امتحان است و یا شاید شما تنها به دعا و نماز اکتفا کرده اید . ازدواج کردن مانند امور دیگر نیاز به مقدماتی دارد، مثلا باید در جمع زنان حضور یابید . خود را نشان دهید یا از واسطه ها استفاده کنید. نقش واسطه ها در معرفی دختران خوب و شایسته و دم بخت را کم نگیرید. بنابراین، ضمن حفظ کرامت و شخصیت و وقار ،انسانی بشاش و خوشرو و پر انرژی باشید، و در جلسات مذهبی و به طور کلی در جمع زنان حضور فعال داشته باشید.
    2- سن ازدواج در جامعه کنونی افزایش یافته است. این واقعیت اجتماعی مطلوب نیست و باید در پی کاهش آن بود؛ ولی باید به عنوان یک واقعیت تلخ و رنج آور پذیرفته شود. پس همواره به خود گوشزد نمایید که سن من برای ازدواج به هیچ عنوان دیر نشده، هنوز فرصت برای ازدواج موفق را دارم. این نکته را به هیچ‌ عنوان خود فریبی قلمداد نکنید و به یادآوری هر روزه این نکته ملتزم باشید و باور کنید که « کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور».
    3- همیشه زود ازدواج کردن به معنی زودتر به خوشبختی رسیدن نیست ، اگر در زندگی بسیاری از کسانی که زود ازدواج کردند - به خصوص در مواردی که آشنایی‏ها از طریق‏های غیر مشروع انجام گرفته - دقت و تأمل کافی صورت گیرد، آشکار می‏گردد زود ازدواج کردن همیشه به صلاح دختر و زندگی‏اش نبوده ، بلکه گاهی زود ازدواج کردن شرّی است که گریبانگیر فرد می گردد و مدت‏ها زندگی مشترک دختر و خانواده‏های دو طرف را تلخ می سازد. پس زود به خانه بخت رفتن همیشه به معنای خوشبختی نیست. اگر به حفظ پاکی و عفت خود استمرار بخشید و در امتحان الهی موفق و سرافراز شوید، خداوند از طریقی که هیچ کسی نمی‏داند، فرد صالح و شایسته و لایقی را به سراغ شما می‏فرستد.
    4- گمان نشود که تعدد خواستگار هم نشانه یا دلیل برترى یا داشتن کمال است و نداشتن آن نشانه نقص و ضعف. چنان نیست که همه دختران داراى خواستگارهاى متعدد چنین و چنان باشند. خیلى از خانم‏هاى متأهل که در زندگى مشترک خود نیز خوشبخت هستند، مى‏گویند شوهر من اولین و آخرین خواستگارم بود. پس کثرت خواستگاران خیلى مهم نیست.
    5- خانه بخت را منحصر در ازدواج ندانید . همه تخم مرغ های خوشبختی را در سبد ازدواج نچینید و همه برگه های زندگی را در موضوع ازدواج خرج نکنید .چه بسا زنان بسیار تأثیرگذاری در جامعه بوده اند که در پرتو تحصیل و کار و اشتغال مولد، به خانه بخت واقعی خود راه یافته اند. بنابراین ،تمرکز ذهنی خود را تا زمان مقتضی، و تا زمانى که کسى به خواستگارى شما نیامده، از ازدواج به امور مثبت دیگر ببرید. به هیچ عنوان اجازه ندهید ازدواج تمام فضای ذهنی شما را اشغال کند.
    6- - در حد امکان از هر گونه تلقین و بزرگ نمایی نیاز به شوهر و تأهل در خود بکاهید . تلقین های کارآمد دیگر را جایگزین آن نمایید. شتابزدگی و اشتغالات ذهنی شما در اطفای این نیاز، به شتابزدگی و اشتغالات عملی بی مورد و گاهی آسیب زا می‌انجامد.
    7- در ناکامی‌ها به جای بغرنج سازی به ساده‌سازی و عادی سازی بپردازید، چرا که ناکامی‌ها آن قدر هم فکر می‌کنیم ناکامی نیستند و بر عکس کامروایی‌های ما هم آن قدر هم کامروایی محسوب نمی‌گردد، نمونه‌اش همه دختران ازدواج کرده‌ای است که با هزار امید و آزرو راهی خانه بخت می شوند، ولی دیری نمی پاید که چیزی جز طلاق قانونی یا عاطفی نصیب آنان نمی‌گردد و‌ آرزو می کنند که ای کاش تن به ازدواج نمی دادند.
    8- آدم‌های خوشبین همواره از بدترین و غیر قابل تحمل‌ترین رخدادهای زندگی نیز نهایت بهره را می‌برند. چه بهتر که تا زمانی که ازدواج نکرده‌اید، با تغییر نگرش مثبت به دوران طلایی تجرد خود بنگرید و شبانه روز خواهان تغییر شرایط موجود نباشید.
    9- تفریحات و معاشرت های سالم خود را افزایش دهید.
    10 - مطمئن باشید که دعا و مناجات های شما نزد خداوند برای همیشه و تا ابد محفوظ مانده و موجب سعادت دنیوی و اخروی شما خواهد بود .
    دعا براى فراهم شدن زمینه ازدواج با همسری شایسته از کارهای مستحب و مورد ترغیب است .
    امّا اجابت دعا همیشه آن نیست که خواسته انسان به همان گونه و در همان زمانی که توقع دارد، برآورده شود . گاهی انسان‌خواسته‌هایی دارد که برآورده شدنی نیست، یا اگر مستجاب شود، به ضرر او یا دیگران است، و او نمی‌داند، یا اجابت دعا به مقدمات و شرایطی نیاز دارد که فراهم نیست، یا زمان آن هنوز فرا نرسیده و ده‌ها دلیل و احتمال دیگر. بنا بر این لازم است به نکات مهم زیر توجه نمایید و در آن تأمل کنید.
    1- چه بسا اتفاق می افتد که انسان برآورده شدن حاجتی و رسیدن به هدف و مقصدی را ایده آل و به نفع خویش می پندارد . چنان به پندار خود و خیر بودن خواسته و دعایش یقین دارد که آن را همانند دو، دو تا چهارتا واضح می داند، حال آن که واقعیت امر غیر از پندار ماست. عکس آن نیز صادق است، یعنی چه بسا امری را زشت و به ضرر خود می پنداریم، ولی از آثار و عواقب آن بی اطلاعیم . نمی دانیم آن چه رُخ داده، از الطاف خفیِّه و پنهان پروردگار است. قرآن کریم در این خصوص می فرماید: «عَسی أَنْ تُکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسی أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ ... »؛« چه بسا می شود که از امری اکراه داشته باشید و انجام آن را نا گوار و به ضرر خود بپندارید، در حالی که خیر و صلاح شما در آن است، و یا چیزی را دوست داشته باشید( و انجام و اجابت آن را از خدا بخواهید) و حال آن که بدبختی و شر شما در آن نهفته است. خدا (عواقب و نتایج کارها را )می داند و شما نمی دانید.»(1)
    پس دوست گرامی ! از خدای مهربان و عالم به همه چیز و آگاه از ظاهر و باطن ، و پیدا و پنهان انسان بخواه که انشاءالله همسری شایسته و لایق و با کمال نصیب شما شود و کسی را که او می پسندد، همسرتان گرداند.
    2- گاهی میزان ایمان و باور ،صداقت ، «اعتماد » و «حُسن ظن» انسان به خدا از طریق تأخیر استجابت و یا عدم استجابت دعاها مورد آزمایش قرار می گیرد، یعنی تأخیر در استجابت دعا برای این هدف است که فرد«حقیقت ایمان » و جوهر وجودی خود و میزان «حُسن ظن» خود به خدا را آشکار نماید و نشان دهد دلبستگی و علاقه و ایمان به حقانیت خدا را تا چه حد قبول دارد؟ تا چه حد به او و عملکردهایش اعتماد دارد ؟آیا تا آن جا با خداست و او را قبول دارد که خدا تابع او باشد و دعا ها و خواسته هایش را اجابت کند ؟
    امام صادق علیه السلام می فرماید: « اصل و اساس حُسن ظن به خدا، ریشه در «حُسن ایمان» و «سلامت دل» دارد . علامت و نشانه اش این است هر چیزی را که می بیند(و هر راحتی و گرفتاری به او می رسد) با چشم بصیرت و پاک، و نگاهی ارزشمند به آن نگرد.»(2)
    چه بسا یکی از مهم ترین آزمایش های خداوند برای بندگان خوبی چون شما تاخیر در اجابت ها و سنجش میزان صبر و حسن ظن شما به خداست.
    اگر به اوصاف الهی توجه کنیم و به صفات پروردگار ایمان بیاوریم و بدانیم خداوند رئوف و رحیم است، در می‌یابیم که اگر خواسته‌های انسان بر آورده نمی‌شود، دلیلش بخل نیست. خداوند با توجه به کمال و سعادت و مصلحت انسان خواسته‌های او را اجابت می‌کند. در دعای افتتاح می‌خوانیم : « خدایا! اگر حاجتم را دیر برآوردی، از سر نادانی بر تو عتاب و اشکال کردم (که چرا حاجتم را بر آورده نکردی یا دیر اجابت کردی)، در صورتی که تأخیر در اجابت حاجتم (یا عدم اجابت دعا ) برایم بهتر بوده است، زیرا تو به فرجام امور آگاهی».
    البته شیطان در یکی از مواردی که وسوسه می‌کند، تأخیر اجابت دعا است. از این راه انسان را مأیوس می‌کند تا او به خدا بدبین شود. ائمه اطهار علیهم السلام به این نکته توجه داشته و همگان را از افتادن به دام بدبینی و سوء ظن به خدا برحذر داشته‌اند.
    امیرمؤمنان علیه السلام می‌فرماید: «دیر اجابت نمودن خدا، ‌تو را ناامید نکند که بخشش، ‌بسته به مقدار درخواست است. چه بسا در اجابت دعای تو تأخیر رخ دهد تا درخواست تو طولانی‌تر گردد و بخشش خدا کامل‌تر شود. چه بسا چیزی را از خدا خواسته‌ای آن را به تو نداده ،ولی بهتر از آن را در دنیا یا آخرت به تو داده است و یا بهتر آن بوده که آن را از تو باز دارد. چه بسا چیزی را طلب نمودی که اگر به تو می‌داد، ‌تباهی دین و دنیای خود را در آن می‌دیدی». (3).
    3- هیچ دعایی بی اثر نیست. هر دعایی در دنیا و آخرت تأثیر مناسب خود را دارد. اما گونه‌های استجابت آن مختلف است.
    امام سجاد(ع) می‌فرماید «دعای مؤمن یکی از سه فایده را دارد : یا برای او ذخیره می‌گردد، یا در دنیا برآورده می‌شود، یا بلایی را که می‌خواست به او برسد، ‌از وی می‌گرداند». (4)
    عدم اجابت ظاهری دارای آثار و برکات بسیاری برای او خواهد بود. اگر کسی بداند خداوند در عوض عدم اجابت دعا در دنیا، چه پاداشی برای او در آخرت در نظر گرفته است، هرگز از آن ناراضی نمی‌شود. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «روز قیامت خداوند می‌فرماید: ای بنده من!‌ مرا خواندی و اجابتت را به تأخیر انداختم. اکنون ثواب و پاداش تو چنین و چنان است. پس مؤمن آرزو می‌کند که کاش هیچ دعایی از او در دنیا اجابت نمی‌شد، برای ثواب و پاداش نیک که می‌بیند». (5)
    بنابراین از خداوند همسری شایسته و لایق و با کمال طلب کن . از او بخواه آن کسی را که او می پسندد ، همسر تان گرداند، نه شخص خاصی . زیرا چه بسا اگر حجاب از روی «حقیقت باطنی» عالم کنار رود و آینده و نتیجه برخی خواسته‌ها برای ما روشن گردد، از تقاضا و درخواست خود منصرف ‌شویم . خدا را شکر ‌کنیم که خواسته و حاجت ما را آن گونه که می خواستیم برآورده نکرده است.
    در پایان نظرتان را به چند نکته جلب می کنیم .
    1- به دعا و توسل خود ادامه دهید. هر روز یا شب سوره یس را بخوان .
    2- نماز جعفر طیار را به کیفیتی که در مفاتیح آمده است، بخوان تا ان شاء الله در زمان مقرر همسر لایق، نصیب تان گردد.
    3ـ آیات 75 تا 82 سوره یونس را بخوانید.
    4ـ در صورت امکان در موقع آمدن خواستگار، سوره الرحمان را همراه داشته باشید.
    5ـ دعا و توسل به اهل بیت را فراموش نکنید.
    6- بعد از نماز صبح ده مرتبه این دعا را بخوانید و هر روز تکرار کنید تا خداوند گشایش عنایت فرماید:« لا حَول وَ لا قُوّةَ اِلا بِالله. تَوکَّلتُ عَلی الحَیِ الّذی لا یَموت وَ الحَمدُ لِله الَّذی لَم یَتَّخِذ وَلداً وَ لَم یَکُن لَهُ شَریکٌ فِی المُلک وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌ مِن الذُّلِّ وَ کَبِّرهُ تَکبیراً ».
    7- شب جمعه بعد از نماز عشا بگویید:« لا اِلهَ اِلا اَنت. سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظالِمین». اگر این ذکر را در سجده چهار صد مرتبه بگویید، به اجابت نزدیک تر است.
    8- نزدیک ظهر روز جمعه ، دو رکعت نماز بخوانید ، در رکعت اوّل بعد از حمد و توحید ، سه آیه اوّل سوره فتح(یعنی تا نصراً عزیزاً) را بخوان .در رکعت دوم بعد از حمد و توحید سوره الم نشرح را بخوان ،بعد از سلام نماز تسبیح حضرت فاطمه سلام الله علیها را بگویید و حاجت خود را از خدا بخواهید.
    9- هر روز به ویژه بعد از طلوع آفتاب زیارت عاشورا و سوره یس و الرحمن را تلاوت کنید.
    پی نوشت
    1. بقره، آیه 216.
    2.مستدرک الوسایل، ج2، ص110.
    3.نهج البلاغه، نامه 31.
    4.تحف العقول، ص 202.
    5 . اصول کافی، ج 4، ص 247
    یک چیز ذهنمو مشغول کرده. من خانواده خوبی دارم و در محله سرشناس هستیم. من تمام نگرانیم اینه که دعاهایم مستجاب نمیشه؛ من دعا کردم که هر چه زودتر ازدواج کنم ولی هنوز به خواستم نرسیدم؛ ماینه که می ترسم خدا با هام قهره یا توبه هامو قبول نکرده، چون تو بعضی از امتحانای الهی شکست خوردم. باور کنید خیلی سعی کردم جبران کنم، اما مدام ترسم اینه نکنه خدا باهام قهره، چون سه ساله هیچوقت دعاهایم مستجاب نشده، نه این دعا بلکه هر دعای دیگه حتی درخواسته های کوچیکم. من چکار کنم؟         
    پاسخ:
    باسلام و احترام
    پاسخ شما را در دو محور تقدیمتان می کنیم :
    1. امتحان الهی
    خواهر ارجمند؛ خدای رحمان و رحیم محال است بدخواه بنده خویش باشد. او که قبل از خلقت انسان، غذای او را در سینه مادرش قرار می دهد و مهر او را در دل والدینش می کارد تا مراقب و مواظب او باشند، چگونه ممکن است بدخواه انسان باشد؟! آن خدایی که بهترین بندگان خویش را برای راهنمایی بشر فرستاد و فرشتگان را واداشت که بر مقام والای انسان سجده کنند چگونه ممکن است راضی شود که بنده اش بی جهت سختی بکشد؟! آن خدایی که هنگام گناه بلافاصله بنده اش را مجازات نمی کند و به او فرصت توبه می دهد و توبه کنندگان را دوست می دارد، چه سان می تواند به بیهودگی او را در میان دشواری ها اندازد؟! آن خدایی که گناه را یک برابر می نویسد و ثواب را دست کم ده برابر و بلکه بیشتر ثبت می کند و حتّی به نیت هایی هم که به صحنه عمل نمی آیند ، ثواب می دهد ، چگونه به آزار بیهوده بشر رضایت می دهد؟! چگونه باور توان کرد که بنده اش را در سختی و رنج بی ثمر قرار دهد؟!
    هر اتّفاقی که برای ما رخ می دهد ـ چه خوشایند ما باشد و چه خوشایند نباشد ، چه خودمان در آن دخالت داشته باشیم و چه دخالت نداشته باشیم، چه نتیجه گناه ما باشد و چه نتیجه ی ثواب ما و ... ـ در هر حال، امتحان الهی است. امتحان، عنوانی عام و از جمله سنت های الهی است که شامل همه بندگان است و تمام اتّفاقات زندگی ما را زیر چتر خود دارد. هیچ گروهی از امتحان الهی استثناء نشده اند. دنیا سراسر دار امتحان است و هر که در آن وارد شود برای امتحان است. خداوند با سختی و گرسنگی و برخی محرومیت ها و محدودیت ها بندگانش را می آزماید تا میزان ایمان و باور و تکیه آنها به خداوند روشن شود. بر اساس آیات و روایات همه انسان ها و به خصوص انسان های مؤمن، در همه عمر در معرض امتحانات الهی هستند و پیوسته محک زده می شوند تا معلوم شود آیا ادعای ایمان از طرف آنها درست است و یا واقعیتی ندارد .
    لکن خیلی ها معنی امتحان را نمی دانند و خیال می کنند که امتحان فقط با سختی ها و مصیبتهاست در حالی که چنین نیست. غرض اصلی در امتحان الهی این است که استعدادهای وجودی انسان، به خصوص استعدادهای الهی او رشد کنند؛ لذا گاه خداوند متعال با امتحانی بنده خود را متوجّه ضعف خود می کند تا خودش آن ضعف را جبران کند؛ و گاه او را امتحان می کند امّا نه برای متوجّه نمودن او، بلکه برای اینکه خود آن امتحان باعث رشد وجودی شخص می شود.
    خداوند متعال می داند که مؤمنین و انبیاء علیهم السلام در برابر امتحانات او اعتراضی نخواهند نمود ولی باز آنها را امتحان می کند؛ چرا که با این امتحان ها درجه وجودی آنها بالا می رود. لذا امتحان خدا همواره از سر لطف است. گذشته از آن چطور ممکن است خدایی که خود فرموده توبه کاران را دوست دارد، با وجود توبه، از بنده اش نگذرد و به تلافی گناهانش با او قهر کرده و دعاهایش را مستجاب نکند!!!

    2. راز عدم استجابت دعا
    گاهی این سوال به ذهن انسان می رسد که اگر خداوند صدای ما را می شنود، به دعا و درخواست ما آگاه است، توانایی اجابت هم دارد و خودش فرموده : از من بخواهید تا اجابت کنم، و یا دعا در بعضی مواضع و مکان ها حتماً مستجاب می شود، پس چرا برخی اوقات شاهد اجابت (سریع) دعاهای خود نیستیم؟
    در پاسخ به این سوال نکات زیر را متذکر می شویم :
    انسان مرتبط با خدا مى‏کوشد از طریق دعا (راز و نیاز و مناجات و عبادت) به خدا نزدیک شود. وقتى با کسى آشنا شدى و ارتباط پیوسته شما زمینه اعتماد را فراهم ساخت و از دوستان صمیمى او به شمار آمدى، در هنگام نیاز به خانه‏اش مى‏روى. شرط دوستى را به جا مى‏آوری. میثاق و محبت را استوار مى‏سازی. او نیز در را باز مى‏کند. شما را در اندرون پذیرایى می‌نماید و مورد لطف و عنایت ویژه قرار خواهد داد. بر این اساس هر دعایی از انسان مورد اجابت خداست؛ زیرا خداوند به طور مطلق و بی هیچ قیدی فرمود : « مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم» ، اما از نظر تعالیم دینی ما، استجابت همواره به معنای برآورده شدن و عملی شدن آنچه ما خواسته ایم نیست. این امر معقول و پذیرفتنی نیست و با سایر سنت های قطعی الهی در عالم همخوانی ندارد. مثلاً فرض کنید اگر در شب قدری مادری برای سلامت و بازگشت فرزند رزمنده اش از میدان جنگ دعا کند، از آن سو فرزندش نیز برای شهادت و شهید شدن دعا کند، تکلیف چیست؟ آیا می شود این رزمنده هم شهید بشود و هم نشود؟ البته این یک مثال بسیار ساده و معمولی است. مثال های بسیاری از این دست می توان زد. تازه مثال ها و موارد تنها صورت های ظاهری است که برای ما قابل درک است. به علاوه اگر همه خواسته های انسان ها در دعاهاشان بر آورده شود، لازم می آید همه نظام دقیق عالم به واسطه دعاهای گوناگون بندگان در شرائط خاص استجابت به هم بریزد و ساختار عالم و حوادث آن هر روز بسته به دعاهای بندگان شکل جدیدی به خود بگیرد که این امر معقول و منطقی نیست.
    معنای درست استجابت همان است که از روایات استفاده می‌شود که به ما گفته شده : هیچ دعایی بی اثر نیست. هر دعایی در دنیا و آخرت تأثیر مناسب خود را دارد. هر دعای مقبولی یقیناً به استجابت می‌رسد، اما گونه‌های استجابت آن مختلف است.
    امام سجاد علیه السلام می‌فرماید: «دعای مؤمن یکی از سه فایده را دارد : یا برای او ذخیره می‌گردد، یا در دنیا برآورده می‌شود، یا بلایی را که می‌خواست به او برسد، ‌از وی برمی‌گرداند»(1).
    چنان که از روایات برمی آید، برخی از دعاها مورد توجه خداوند قرار نمی گیرند. از آن ها تعبیر به «دعای غیر مسموع » می شود. اما دعا با شرائط خاص و در موقعیت های ویژه مستجاب است . راز عدم استجابت آن جوری که باب میل ما باشد، در این واقعیت نهفته است که از باطن هستی و مصالح حقیقی خود و جهان بی خبریم. به همین دلیل گاهی می‌پنداریم خیر و مصلحت ما در تحقق و برآورده شدن حاجتی یا دفع و رفع مشکل و مانعی است. بر اساس این پیش فرض وقتی می‌بینیم خواستة ما برآورده نمی‌شود، رنجیده خاطر می‌شویم! در حالی که اگر حجاب از روی «حقیقت باطنی» عالم کنار رود و آینده و نتیجه برخی خواسته‌ها برای ما روشن گردد، از تقاضا و درخواست خود منصرف می‌شویم و خدا را شکر می‌کنیم که خواسته و حاجت جاهلانه ما را آن گونه که می خواستیم، برآورده نکرده است. به بیان دیگر: خداوند نسبت به بندگانش مهربان است. خیر و خوشبختی مؤمنان را می‌خواهد، از این رو اگر خواسته آنان به ضررشان است، اما آنان به جهت عدم اطلاع از باطن امور از خداوند آن را می‌خواهند، اجابت نمی‌کند. اما چنان که گفتیم اصل دعای او بی اجابت و بی اثر نخواهد بود. به علاوه عدم اجابت ظاهری دارای آثار و برکات بسیاری برای او خواهد بود. اگر کسی بداند خداوند در عوض عدم اجابت دعا در دنیا، چه پاداشی برای او در آخرت در نظر گرفته است، هرگز از آن ناراضی نمی‌شود. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند : «روز قیامت خداوند می‌فرماید: ای بنده من!‌ مرا خواندی و اجابتت را به تأخیر انداختم. اکنون ثواب و پاداش تو چنین و چنان است. پس مؤمن آرزو می‌کند که کاش هیچ دعایی از او در دنیا اجابت نمی‌شد، برای ثواب و پاداش نیک که می‌بیند»(2).
    مهم تر از هر دعا و اجابتی در دنیا سنت آزمایش خداوند از بندگان است. حقیقتی که همه بندگان خدا از بزرگ ترین انبیا تا کم ترین افراد از آن مستثنا نشده اند. چه بسا یکی از مهم ترین آزمایش های خداوند برای بندگان خوبی چون شما تأخیر در اجابت ها و سنجش میزان صبر و حسن ظن شما به خداست. البته شیطان در یکی از مواردی که وسوسه می‌کند، تأخیر اجابت دعا است. از این راه انسان را مأیوس می‌کند تا او به خدا بدبین شود. ائمه اطهار علیهم السلام به این نکته توجه داشته و همگان را از افتادن به دام بدبینی و سوء ظن به خدا برحذر داشته‌اند. امیرمؤمنان علی علیه السلام می‌فرمایند: «دیر اجابت نمودن خدا، ‌تو را ناامید نکند که بخشش، ‌بسته به مقدار درخواست است. چه بسا در اجابت دعای تو تأخیر رخ دهد تا درخواست تو طولانی‌تر گردد و بخشش خدا کامل‌تر شود. چه بسا چیزی را خواسته‌ای به تو نداده، ولی بهتر از آن را در این دنیا یا آن دنیا داده و یا بهتر آن بوده که آن را از تو باز دارد. چه بسا چیزی را طلب نمودی که اگر به تو می‌داد، ‌تباهی دین و دنیای خود را در آن می‌دیدی»(3).
    پس مراقب باشید شیطان با وسوسه هایش شما را در دام خود نکشد و از خدای رحیم و مهربان دورتان نکند. به این نکته هم توجه داشته باشید که قطعاً دعا یکی از ابزارهای تأثیرگذار در عالم هستی است اما این بدان معنا نیست که هر دعایی یا هر دعا کننده‌ای توان حل هر مشکلی را داشته باشد. وظیفه ماست که در کنار اعتقاد به مسائل ماورائی و معقول، دست از روش‌های معمول و متناسب برای حل مشکلات برنداریم. لذا با دقت تمام به بررسی موانع ازدواج تان ( موانع شخصیتی، اجتماعی، خانوادگی، و ...) بپردازید و با تمام وجود برای رفع آنها تلاش کنید و در کنار تلاش برای رفع موانع از دعا هم غافل نشوید. مطمئن باشید اگر به خداوند متعال توکل کنید و به او اعتماد کرده و تمام امور زندگى خود را به او واگذار کنید، خداوند به بهترین وجه و شکل به آن رسیدگى خواهد کرد.

    پی‌ نوشت‌ ها :
    1. تحف العقول، ص 202.
    2. اصول کافی، ج 4، ص 247.
    3. نهج البلاغه، نامه 31.

    موفق و پیروز باشید

    دختری 30 ساله هستم که در حال حاضر به عنوان دانشجوی دکترا مشغول تحصیل هستم. در خانواده و دانشگاه، فرد مناسب از نظر سنی برای ازدواجم وجود ندارد. نمی دانم چگونه می توانم فرد مناسب از نظر دینی و اخلاقی با خودم بیابم. راهنماییم کنید.        
    پاسخ:
    خواهرر محترم؛ هر چند دغدغه ازدواج در سنین جوانی برای جوانان عزیز و گرامی امری طبیعی است، ولی با توجه به عواملی که سن ازدواج را افزایش داده و موانعی که بر سر راه ازدواج برای جوانان وجود دارد، نباید عدم توفیق در ازدواج موجب نگرانی و اضطراب شدید شود و نگرش فرد به جهان و نظام آفرینش را تغییر دهد یا موجب مشکلات روحی و بیماری گردد؛ زیرا نداشتن خواستگار یکی از مشکلات رایج در میان دختران امروزی است. این مشکل بسیار فراگیر شده و اختصاصی به شما ندارد. با توجه به شرایط موجود، نداشتن حتى یک خواستگار چیز بعیدی به نظر نمی‌رسد، چرا که همه ما در پیرامون خود شاهد دخترهای بسیار شایسته‌ای هستیم که به هر دلیلی حتى یک خواستگار نداشته‌اند.

    همانطور که ذکر شد امروزه سن ازدواج در جامعه ما بالا رفته است و طبیعتاً دخترها هم دیرتر ازدواج می کنند. این واقعیت اجتماعی مطلوب نیست و باید در پی کاهش آن بود؛ اما باید به عنوان یک واقعیت تلخ و رنج آور پذیرفته شود. در جامعه ما برخی دختران حتی در سنین بالاتر از 30 سال ازدواج می کنند و ازدواج موفقی هم دارند. بنابراین، باید گفت: کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور.
    لذا با توجه به آنچه گفته شد گمان نکنید که تعدد خواستگار، نشانه یا دلیل برترى یا داشتن کمال است و نداشتن آن نشانه نقص و ضعف. چنان نیست که همه دختران داراى خواستگارهاى متعدد چنین و چنان باشند. خیلى از خانم‏هاى متأهل که در زندگى مشترک خود نیز خوشبخت هستند، مى‏گویند شوهر من اولین و آخرین خواستگارم بود. پس کثرت خواستگاران خیلى مهم نیست.

    *** نکاتی که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد توصیه های ما برای کاستن نگرانی شما از وضعیت پیش آمده و حل این مسئله است :
    1. اولین نکته ای که شایسته است بدان توجّه داشته باشید آن است که باید ببینید دلایل نداشتن خواستگار و موانع ازدواج شما چیست؟ و با دقت این موانع را شناسایی و برای رفع آنها تلاش کنید. گاهی وقتها راهی جز این نیست که شما یک تغییری در خود و یا در ساختار خانواده ایجاد کنید. یعنی بررسی کنید که علت این رخداد چیست؟ اگر خود یا خانواده تان مقصر هستید آن را مرتفع سازید؛ مثلاً ممکن است اگر بافت خانواده تغییر نکند همچنان این مشکل باقی باشد. برای ایجاد تغییر، باید راهکار مناسب پیدا کرد؛ مثلا اگر افرادی را در فامیل می شناسید که می توانند نقش مؤثر داشته باشند مشکل را با آنها در میان بگذارید تا مشکل گشایی کنند و با بصیرت دادن به پدر و مادرتان شرایط را تغییر دهند. گاهی اوقات نیز خانواده باید در رفتارهای اجتماعی خود تجدید نظر کنند؛ چه بسا برخی از اشتباهات گذشته به ساختار خانواده شما و همچنین به وجهه اجتماعی آن آسیب وارد کرده؛ باید نقاط ضعفی که باعث این آسیب ها شده شناسایی و سپس در صورت امکان جبران کرد.
    2. به اندازه دیده شوید. تصدیق می کنید که مردم که نمی توانند بیایند یکی یکی درب خانه ها را بزنند و دختران جوان دم بخت را جستجو کنند؛ پس لازم است شما در محافل و مجامعی که در آن شأن و حرمت تان حفظ می شود به اندازه لازم حضور داشته باشید؛ به ویژه در محافل مذهبی مثل مساجد و حسینیه ها، البته با نیت جلب رضایت خداوند نه صرفاً جهت دیده شدن. این را گفتم چون بعضی از دختر خانم ها یا در کنج خانه با تلویزیون و تلفن و اینترنت مشغولند یا برعکس دائما بدون رعایت شأن و منزلتشان در کوچه و خیابان و سلف سرویس دانشگاه و امثالهم مشغول جلوه نمائی هستند که در هر دو صورت مردم در موردشان قضاوت خوبی نخواهند داشت. پس برای حضور در اجتماع تعادل را حفظ کنید.
    3. درست دیده شوید. مطمئناً شما هم خوب می دانید که حتی ناپاک ترین پسران هم برای ازدواجشان به دنبال دخترانی پاک می گردند (که البته خدای متعال، به استناد آیه 26 سوره مبارکه نور مانع چنین ازدواجی می شود) لذا همچنان در انظار مردم، عفیف و پاک حاضر شوید و در صورتیکه مانتوئی یا چادری هستید، لطفاً کامل از این دو پوشش استفاده کنید، چون معنی ندارد دختر خانمی چادر را مثل شنل به سر کند در حالیکه مانتوی قرمزش زیر آن جلوه نمائی کند یا موهایش از زیر چادر به وضوح در معرض دید نامحرم باشد یا دخترخانمی مانتو تنگ و کوتاه و نامناسب به تن کند یا روسری را آنچنان به سر کند که نیمی از موی سرش را بیشتر نپوشاند. اینها را گفتم که بگویم مردم از کیفیت پوشش شما در موردتان قضاوت می کنند.
    4. مؤدب باشید. من که تا به حال کسی را ندیده ام که معتقد باشد که کم ادب است، اما حتماً شما هم اطرافتان انسان های مؤدب زیادی را دیده اید و از نوع کلام و برخوردشان لذت برده اید (آدمهای متملق را نمی گویم)؛ در هر صورت هر چقدر بیشتر مراقب اعمال و گفتارتان باشید خصوصاً اینکه تمرین کنید خوب و بجا و به اندازه سخن بگویید برایتان بهتر است. حالا برای اینکه متوجه شوید که چقدر مودب هستید کافیست نگاهی به رفتار و گفتارتان با پدر و مادر و اطرافیانتان بیاندازید. از خدا خواهیم توفیق ادب / بی ادب محروم ماند از لطف رب.
    5. سطح توقعات خود را پایین بیاورید. یکی از مشکلات اصلی برخی از دختران که سال ها از سن ازدواجشان می گذرد و گاهی به همین دلیل هرگز موفق به ازدواج نمی شوند ایراد گرفتن های زیاد از خواستگاران است. البته هیچ دختری در خودآگاهش خود را یک آدم سخت گیر نمی داند. پای صحبت بیشتر این دخترها که بنشینید می شنوید : «مگر من چه توقعی دارم؟ من که خانه و ویلا و مهریه و شیربها نخواستم. همین قدر که پسری مرد زندگی باشد برای من کافی است»؛ اما خیلی از همین دختران، پای انتخاب که می رسد، دچار وسواس های بیهوده می شوند: «نکند تک پسر بودنش باعث لوس شدن او شده باشد؟ نکند پرجمعیت بودن خانواده او بعدها برایم مشکل تراشی کند؟ این خواستگار را نمی پسندم چون چاق است و ...؛ این یکی پدرش را از دست داده و باید سرپرست خانواده خودش هم باشد ...؛ مگر می شود با پسری که دانشجو است ازدواج کرد؟ سطح تحصیلات این یکی با تحصیلات من جور در نمی آید! مگر می شود با کسی که تحصیلاتش پایین تر است ازدواج کرد؟ و...» همین وسواس هایی که به نظر خیلی از خانواده ها منطقی به نظر می رسد، باعث بالا رفتن سن دخترها و در نهایت نبود خواستگار می شود. بنابراین سعی کنید تا خواست‏ها و تمایلات خود را در سطح توانایى‏ها و امکانات تان تنزل داده و سطح توقعاتتان را اندکی پایین بیاورید و از بعضی معیارهای سخت گیرانه چشم پوشی کنید، مثل معیارهایی که بیشتر ذوقی و سلیقه ای هستند و خیلی برای ازدواج اولویت ندارند؛ مثلاً تحصیلات عالی؛ به این ترتیب دامنه انتخاب بزرگتر می شود. این مسئله را که سطح توقعات شما برای ازدواج بالا نیست در جمع ها و مناسبت های مختلف بیان کنید.
    6. مرد رؤیاهایتان را فراموش کنید. دختران معمولاً در خیالاتشان برای جزئیات زندگی آینده شان طرح و نقشه ها دارند، برعکس پسران، اما این خیالات خصوصاً در مورد مرد زندگی شان گاهی دردسر ساز می شود. این را گفتم که خواهش کنم اگر پسری از راه صحیح به خواستگاری تان آمد بی جهت و بدون تحقیق در احوالاتش جواب رد ندهید. صرفاً چون شبیه مرد رویاهایتان نیست. چون امکان دارد خیلی گزینه ها متعدد نباشد و بی همسر بمانید. بدانید هیچ زنی تا به حال با مرد رویاهایش ازدواج نکرده، شما هم منتظرش نباشید.
    7. اگر زیبارو هستید، زیبا خو هم باشید. خصوصیت منفی غرور و از خود راضی بودن بعضاً دامن گیر کسانی که چهره زیبائی دارند می شود (مرد و زن هم ندارد)؛ اما شایسته است دختر خانمی که از نعمت چهره زیبا برخوردار است مراقب باشد در دام غرور و تکبر بیجا گرفتار نشود، چون با این خصوصیت یا منزوی می شود یا دشمنان زیادی پیدا می کند و بالعکس چنین دختری اگر مسیر افتادگی و خضوع را در پیش گیرد به سرعت در بین خانم های دوست و فامیل محبوب و مورد احترام می شود. افتادگی آموز اگر طالب فیضی / هرگز نخورد آب زمینی که بلند است.
    8. هنر بیاموزید. خود شما هم اگر قرار باشد برای برادرتان به دنبال همسری شایسته باشید، دختری که فنون خانه داری اعم از خیاطی و آشپزی و ... را خوب فرا گرفته یا خط خوشی دارد و احیاناً نقاشی هم می کند در اولویت قرار می دهید تا دختری که بدون هیچ هنر و سررشته خاصی منتظر است پسرها درب منزلشان را از پاشنه در بیاورند. یادتان هست که : هنر برتر از گوهر آمد پدید.
    9. نباید از مسائلی که زمینه ساز خواستگاری است غفلت کنید؛ مثلاً پاکیزگی و نظافت، شادابی، خوش اخلاقی، خوش سخن بودن، شوخی های به جا میان همجنسان، رعایت کردن فرهنگ صحیح جامعه، و پرهیز از : گرفتگی چهره و عبوس بودن، ابتذال اخلاقی، ژولیدگی و اظهارات دلسرد کننده، حالات افسردگی و.... . بنابراین ضمن رعایت حجاب و مسائل شرعی ، سعی کنید با اقوام و خویشان و دوستان ارتباط بیشتری داشته باشید و در جلسات خانوادگی و خویشاوندی و دوستانه حضوری فعال داشته باشید؛ خصوصاً در مجالس زنانه با ظاهری آراسته و زیبا حاضر شوید، به سر و وضع و آراستگی ظاهری خود بیشتر برسید و از شلختگی اجتناب کنید، البته با رعایت حلال و حرام و اجتناب از خودآرایی در مقابل نامحرم.
    10. همواره این نکته را بخاطر داشته باشید که خوشبختی و عاقبت بخیری صرفاً در گروی ازدواج نیست. انسان باید قدر لحظه لحظه های عمر خود را بداند، به ویژه ایام مجردی را چون فردا روز حسرتش را می خورید. چون اگر توفیق ازدواج برایتان ممکن شد، پس از طی شدن دوران شیرین اول زندگی خیلی مسائل برایتان عادی می شود و طعم روزمرگی را خواهید چشید؛ آنگاه وظیفه همسرداری و تربیت اولاد و احیاناً کار و درس، شما را گاهی به این حسرت وا می دارد که ای کاش قدر آرامش مجردی را بیشتر می دانستم. تازه این در صورتی است که ازدواج موفقی داشته باشید و الّا خدای نکرده ازدواجی که منجر به جدائی بشود که هیچ. اگر هم ازدواج مقدر شما نباشد که باز پشیمان می شوید که چرا ایام خوش نوجوانی و جوانی ام را به جای اینکه به انجام وظائف و کارهای روزانه ام بپردازم به فکر و خیال و حرص و جوش ازدواج گذشت و البته تجربه نشان داده که دخترانی که با نظم فکری و روحی و به روال معمول زندگی می کنند در ازدواج هم موفق ترند. اگر به اطرافتان وسیعتر و دقیقتر نگاه کنید، می بینید دختران بسیاری هستند چون شما که هنوز همسر مناسبی نصیبشان نشده ولی آرام و نجیب، دوران تجرد خود را با رضایت و نشاط در سایه تسلیم به درگاه الهی می گذرانند و هیچ شکایتی هم ندارند. خواندن کتابهای خوب، انجام عبادات و ارتباط قلبی با خدا، رفتار خوب با پدر و مادر و اطرافیان، صرف وقت با دوستان شایسته و پاک، انجام ورزش های سالم، تفریحات شرعی و سالم، مسافرت و فراگیری هنر و علم را می توان از مصادیق یک زندگی مجردی خوب دانست .
    11. انتهای آیه دوم و آیه سوم سوره مبارکه طلاق ( و من یتق الله یجعل له مخرجا ... ) را بخوانید و به آن ایمان داشته باشید. مطمئن باشید که مجرد ماندن بسی بهتر است از ازدواجی ناموفق و نامناسب داشتن.
    12. برای همسریابی به جای اینکه منفعل باشید تا کسی بیاید و شما را بیابد، سعی کنید بر تلاش های فعالانه خود در جهت انتخاب بیفزائید. مثلاً استفاده از واسطه برای ازدواج امر پسندیده ای است؛ از این رو چنانچه در اطراف خود شخص متدینی را سراغ دارید که به او علاقمند هستید یا احساس می کنید می تواند همسر مناسبی برای شما باشد، از فردی آگاه، مورد اعتماد، با تجربه، رازدار و دارای نفوذ و موجه بخواهید که با آن شخص و یا خانواده او صحبت کند و به صورت غیر مستقیم (به گونه ای عمل کند که گویی شما اصلاً از این ماجرا خبر ندارید) شما را به عنوان یکی از گزینه های ازدواج به او معرفی کند.
    13. همچنین شما برای رسیدن به یک ازدواج خوب می توانید، در مکانهای سالم مثل مساجد در رفت و آمد باشید، در کانون های مذهبی فعالیت کنید و در مجالس مذهبی بیشتر شرکت کنید. افراد مؤمن اکثراً در این مکانها در رفت و آمد هستند. از این رو بستر مناسبی است، برای یک ازدواج مناسب انشاءالله.
    14. به این نکته هم توجه داشته باشید که درست است که در جامعه ما این فرهنگ جا افتاده که سن مرد در زمان ازدواج از زن بیشتر باشد و به دلایلی مشاروان ازدواج هم این امر را توصیه می کنند، اما باید گفت این یک قاعده و اصل اساسی در ازدواج نیست. لذا اگر خواستگاری داشتید که سنش از شما کمتر بود اما حدود 60 تا 70 درصد ملاکها و معیارهای یک همسر مناسب را داشت و تفاوت سنی برایش اهمیتی نداشت ( و البته خود شما هم بتوانید با این مسئله کنار بیایید) ازدواج با ایشان را قبول کنید و بقیه مسائل را با هنرمندی خود در طول زندگی مشترک با تفاهم و توافق حل کنید.

    *** نکته پایانی :
    خواهر گرامی؛ توصیه نهایی ما به شما این است که وسواس را کنار بگذارید. محافظه کاری های بی مورد را کنار بگذارید و با ازدواج، وسواس گونه برخورد نکنید. اگر خواستگارهایی دارید که حاضر نیستید حرف هایشان را بشنوید یا اگر گاهی فامیل و دوستان تان کسی را برای ازدواج به شما معرفی می کنند اما شما اهمیتی نمی دهید، باید کمی در نگاه تان تجدید نظر کنید. شاید یکی از همین موارد بتواند همسر ایده آلی برای شما باشد. از خواستگاران خود نترسید و تحت نظارت خانواده ها، چند جلسه ای با آنان صحبت کنید و بعد تصمیم بگیرید، مشکلات کوچک خواستگارانتان را ،بهانه «نه» گفتن نکنید. فراموش نکنید که هر کسی با هر شخصیتی هم که باشد، مشکلاتی دارد که می توان از آن ها ایراد گرفت. شما نمی توانید یک شخصیت بی عیب و نقص را به عنوان همسر تان انتخاب کنید چون اصلا چنین شخصیتی وجود ندارد؛ اما سعی کنید فردی را انتخاب کنید که بتوانید با مشکلاتش کنار بیایید و مدام به خاطرشان افسرده یا عصبانی نشوید.

    دختری هستم که به درس خواندن بسیار علاقه مند بودم و این علاقه مرا به درس و دانشگاه کشاند، اما تاکنون که 25 سال دارم هیچ خواستگاری نداشتم و حالا که سرشار از احساسات پاک هستم و نیاز به یک همدم دارم که خلأ های روحی ام را پر کند این موقعیت برایم پیش نمی آید. گاهی با دیدن دختران فامیل که از من کوچکترند و ازدواج به موقع کردند و دارای بچه هم هستند، آنقدر از خودم ناراحت می شوم که با خودم می گویم که با داشتن همه امتیازهایی که نسبت به آنها دارم، چرا من نباید مانند آنها به موقع ازدواج کنم و دارای همسر باشم. در اینکه تحصیلات باعث باز شدن فکر انسان می شود و او را از تاریکی به روشنایی می برد شکی نیست، اما نمی دانم چرا دختری که تحصیلات بالا دارد باید محکوم به تنهایی باشد. با وجود همه امید هایی که به خدا دارم گاهی تنهایی بر سرم سایه می افکند و فکر می کنم که تا لحظه مرگ باید تنها باشم. شاید مواردی را که من به عنوان یک دختر بیان کردم در پسری هم وجود داشته باشد، اما چرا باید اینگونه باشد؛ دختران و پسرانی که دوست دارند به عنوان همسر کنار هم باشند و باعث آرامش روحی هم شوند، مانند تشنه ای هستند که آبی را به لبهایش برسانند و از او دریغ کنند؟ انسان هرچند پدر و مادر و خواهر و برادر و دوست مهربان و دلسوز داشته باشد اما هرگز جای همسری مهربان و خداجو را نمی گیرد! باوجود همه این مسایل به دلیل نداشتن رابطه با پسری (به جز در مسایل درسی) اگرروزی برایم خواستگار آمد نمی دانم چطور برخورد کنم. خواهش می کنم به خاطر خدا هم شده مرا مفصل راهنمایی کنید (خواهش میکنم از بیان پاسخی تکراری بپرهیزید چرا که من تمام سایت شما را همیشه مطالعه می کنم). همین که بدانم بعد از خدا کسی هست که به احساساتم اهمیت می دهد بسیارخوشحال می شوم. با تشکر فراوان.        
    پاسخ:
    با سلام و درود خدمت خواهر گرامی و همه مراجعین محترم
    در قسمتی از نامه تان گفته اید «خواهش می کنم از بیان پاسخی تکراری بپرهیزید چرا که من تمام سایت شما را همیشه مطالعه می کنم»؛ اکنون اجازه بدهید از شما بپرسم چقدر از مطالب و راهکارهایی که در سایت پرسمان به آنها به عنوان موانع ازدواج و نداشتن خواستگار توضیح داده شده است را عمل کرده اید. بگذارید مثالی برایتان بزنم: فرض کنید کسی سرما بخورد، به پزشک مراجعه کند اما نسخه دکتر را گوشه جیبش بگذارد. آیا خوب می شود؟ مطمئنا نه!!!
    خواهر گرامی شما علم و آگاهی در مورد علل نداشتن خواستگار را با مطالعه مقاله ها و پرسش و پاسخهای موجود در سایت پیدا کرده اید ، اما راهکارها را به کار نگرفته اید! درست مثل همان نسخه!
    پس باید دست بکار شوید. از همین الان تصمیم بگیرید و مطالب زیر را ( هر چند به نظرتان تکراری بیاید) با دقت بخوانید و سعی کنید آنها را در زندگیتان بکار بگیرید.
    قبل از پرداختن به موضوع اصلی شما یعنی دلایل خواستگار نداشتن تذکر چند نکته ضروری است.
    خواهر گرامی؛ دغدغه شما برای ازدواج در سنین جوانی، امری طبیعی است؛ زیرا ازدواج یکی از مسائل اساسی زندگی است که در دوره جوانی اتفاق می‏افتد اما اهمیت این مسئله نباید موجب نگرانی شدید شده و زندگی شما را مختل سازد. نگران این که چرا تا به حال موفق به ازدواج نشده اید ،نباشید چرا که:
    1. نداشتن خواستگار یکی از مشکلات رایج در میان دختران امروزی است. این مشکل بسیار فراگیر شده و اختصاصی به شما ندارد. با توجه به شرایط موجود، نداشتن حتى یک خواستگار چیز بعیدی به نظر نمی‌رسد، چرا که همه ما در پیرامون خود شاهد دخترهای بسیار شایسته‌ای هستیم که به هر دلیلی حتى یک خواستگار نداشته‌اند.
    2. امروزه سن ازدواج در جامعه ما بالا رفته است و طبیعتاً دخترها هم دیرتر ازدواج می کنند. الآن مثل قدیم نیست که دختری که مثلاً به سن 20 سالگی رسیده دیگر امیدی به ازدواج و یافتن همسر نداشته باشد. در حال حاضر میانگین سن ازدواج در دختران حدود 24 سال است که شما فاصله چندانی با میانگین ندارید. گذشته ازآن در حال حاضر امتیازات فراوانی از جمله تحصیلات دانشگاهی، اعتقاد دینی سالم و ... دارید که بسیاری از دختران ندارند.
    3. شاید در سنین پایین تر موقعیت های بهتری برای ازدواج فراهم شود اما خداوند بهتر می داند صلاح هر فردی در ازدواج در چه سنی است. بى‏تردید خداوندى که شما را آفریده ، کفو و همسر مناسب و متناسب با شما را نیز در نظر گرفته است و به موقع او را روانه‏ منزل شما خواهد کرد ،به گونه ای که هیچ چیزى نخواهد توانست مانع ایجاد پیوند و ازدواج شما شود.
    و اما نداشتن خواستگار و علل آن:
    متاسفانه در جامعه ما قانون نانوشته ای در میان مردم باب شده که خوبی دختر را می توان از تعداد خواستگارانش فهمید. یعنی هر دختری که تعداد خواستگارانش زیاد باشد معلوم می شود که دختر خوبیست و اصل و نسب دار است اما اگر دختری در زمان متعارف جامعه ازدواج نکند یا خواستگار زیادی نداشته باشد این طور تعبیر می شود که حتماً مشکلی دارد که کسی سراغش نمی رود!
    آن وقت است که دختران و خانواده هایشان روز به روز نا امیدتر، نگران تر و دستپاچه تر می شوند و اعتماد به نفس خود را در زمینه ازدواج از دست می دهند.
    معمولاً افراد در مقابل این مساله (نداشتن خواستگار) به دو نحو برخورد می کنند. برخی با آن کنار آمده و منتظر فراهم شدن شرایط خوب می شوند ولی برخی دیگر مدام در تلاشند تا از طرق مختلفی چون برقراری آشنایی های نادرست، دعانویسی و... خود را از این مهلکه نجات دهند.
    اما به واقع علت اصلی نداشتن خواستگار چیست؟ به طور کلی علل و عوامل نداشتن خواستگار را می توان در دو دسته تقسیم کرد:
    ۱) عوامل فردی: عللی که خود فرد باعث ایجاد آنها شده است.
    ۲) عوامل بیرونی: عللی که عامل ایجاد آن ها خود فرد نبوده است.

    طبیعی است که اگر مانعی بر سر راه شما وجود دارد ابتدا باید سعی کنید آن را برطرف نمایید. ( از آنجا که ما در مورد بسیاری از مسایل زندگی شما اطلاعی نداریم مطالب زیر را بیان می کنیم و این خود شما هستید که باید با دقت در این مطالب و بررسی وضعیت خود پاسخ مناسب را بیابید).
    ۱) عوامل فردی
    - گاهی دختر دچار خطا یا انحراف اجتماعی، اخلاقی و... شده و یا یک صفت اخلاقی ناپسند دارد که تمام اهل محل آن را می دانند. این امر از سویی باعث سلب اعتماد مردم محل و از سوی دیگر باعث مردود شدن وی در تحقیقات محلی افراد غریبه می شود. به همین دلیل کسی به خواستگاری ایشان نمی رود که البته باید تا حدودی در این رابطه به مردم حق داد. تنها راه رهایی از این مشکل توبه حقیقی دختر به درگاه خداوند و کمک خواستن از او برای تغییر و اصلاح است. اگر فرد واقعاً توبه کرده و درستکار شود، مردم با دیدن رفتار تغییر یافته اش، به مرور زمان دوباره به وی اعتماد می کنند.
    - گاه برخی از دختر خانم ها به علل مختلفی چون خجالتی بودن، کمرویی، درونگرایی و... از حاضر شدن در جمع های خانوادگی یا دوستان سر باز می زنند و به قولی انزواجو می شوند. در این حالت نیز اولاً به دلیل این مشکل شخصیتی شان و ثانیاً به خاطر دیده نشدن توسط واسطه ها دچار تاخیر در ازدواج می شوند. راه چاره این مشکل، توسعه روابط اجتماعی دختر و خانواده او است. در چنین مواردی پیشنهاد می گردد چنین دخترانی با حفظ عفت و رعایت ضوابط اخلاقی و شرعی در مجامع و محافل زنانه نظیر روضه های خانگی، مراسم هیأت های مذهبی و ... حضور یابند تا زمینه آشنایی مادران نیازمند عروس و یا واسطه ها با چنین دختری مهیّا گردد.
    همچنین شرکت در جمع های جدید به شما فرصت دیده شدن می دهد و در محیط های جدید می توانید عقاید خود، شخصیت و ظرفیت اداره یک زندگی را به دیگران نشان دهید.
    به عبارتی، پختگی شما تا زمانی که پشت پرده باشد، کسی را به سوی شما جلب نمی کند. شما باید در محیط های اجتماعی سالم رفت و آمد داشته باشید و قابلیت های خود را نشان دهید. حتما منظورمان را از قابلیت متوجه می شوید. یعنی آن چه که احترام دیگران را نسبت به شما برمی انگیزد و نشان می دهد شما یک سر و گردن از دیگر دختران بالاترید و آمادگی یک زندگی واقعی را دارید.
    - مشکل دیگر برخی از دختران ایراد گرفتن های زیاد از خواستگاران است. البته هیچ دختری در خودآگاهش خود را یک آدم سخت گیر نمی داند. پای صحبت بیشتر این دخترها که بنشینید می شنوید: «مگر من چه توقعی دارم؟ من که خانه و ویلا و مهریه و شیربها نخواستم. همین قدر که پسری مرد زندگی باشد برای من کافی است»
    اما خیلی از همین دختران پای انتخاب که می رسد، دچار وسواس های بیهوده می شوند: «نکند تک پسر بودنش باعث لوس شدن او شده باشد؟ نکند پرجمعیت بودن خانواده او بعدها برایم مشکل تراشی کند؟ این خواستگار را نمی پسندم چون چاق است... این یکی پدرش را از دست داده و باید سرپرست خانواده خودش هم باشد ... مگر می شود با پسری که دانشجو است ازدواج کرد؟ و...» همین وسواس هایی که به نظر خیلی از خانواده ها منطقی به نظر می رسد، باعث بالا رفتن سن دخترها و در نهایت نبود خواستگار می شود.
    2) عوامل بیرونی
    - اما همه انتقادها به دختر خانم ها مربوط نمی شود. خیلی وقت ها این پسران و خانواده آنها هستند که این مشکلات را دامن می زنند. مثلا با عرض تاسف یکی از مهمترین ملاک های انتخاب همسر در این روزها چه از سوی پسر و چه از سوی خانواده او داشتن زیبایی بسیار دختر است. یک دختر همه چیز تمام دختری است که زیبا، خوش ظاهر، مقید باشد و خانواده داری او با تمکن مالی خانواده تعبیر می شود. همین امر باعث شده که دخترانی که از زیبایی کمتری برخوردارند یا متمکن نیستند با مشکل عدم خواستگار مواجه باشند.
    - گاهی مشاهده می شود که برخی از دخترها به دلیل وجود نقص عضو یا مشکل جسمی با این مشکل درگیر می شوند که یقیناً این امر نوعی آزمایش از جانب خداوند برای محک فرد می باشد. البته افراد این دو دسته می توانند با گسترش استعدادها و توانمندی های خود در زمینه های متفاوت علمی، هنری و... نواقص خود را جبران و توانمندی هایشان را به رخ دیگران بکشانند.
    - مشکل دیگر برخی از دخترهای جوان بزهکاری و شرایط نامساعد اخلاقی پدر، مادر، برادر و دیگر افراد خانواده شان است. والدین باید بدانند که اشتباه هر یک از اعضا و بدنامی خانواده ابتدا به پای جوانان در شرف ازدواج آن خانواده به خصوص دخترهایشان نوشته می شود. به همین دلیل باید تمام سعی خود را برای اجتناب خود و اعضای خانواده از مشکلات اجتماعی و اخلاقی بکنند.
    - نداشتن هم کفو و همتا معضل دیگر برخی از دختران است. مثلاً دختری تحصیل کرده که در محیطی کوچک و روستایی زندگی می کند و همتایی برایش وجود ندارد. در چنین مواردی یکی از راهکارها هجرت و نقل مکان کل خانواده به محله و یا شهر بزرگتر و یا میهمان شدن خود دختر( در صورت نبودن مانع و با رعایت ضوابط اخلاقی و شرعی) در منزل یکی از محارم در شهری بزرگتر است.
    - گاه دیده می شود که خانواده ای محترم در محله ای بدنام و یا معروف به فساد زندگی می کنند. یقیناً دختر این خانواده با مشکل نبود خواستگار مواجه می شود. زیرا هر کسی که قصد ازدواج با وی را داشته باشد ابتدا وارد محله می شود تا از همسایه ها تحقیق کند و اگر ببیند که محل سکونت دختر در محله ای بدنام می باشد گمان می کند که خانواده یا خود دختر نیز مشکل دارند. راهکار مقابله با این مشکل ترک محل است. هجرت حرکتی مقدسی است که شاید یکی از مصادیقش همین جا باشد.
    - فرهنگ های اشتباه و کوته نظرانه، عامل بیرونی دیگری است در ایجاد نبود خواستگار برای برخی از دختران. فرهنگ هایی چون «دختر کوچک ازدواج کرده و دختر بزرگتر مانده. حتماً ایراد و اشکالی دارد که کسی دختر اول را نگرفته است.»، «سطح مالی پایین خانواده دختر و عدم تامین جهیزیه از طرف آنها» و... همه و همه فرهنگ های غلطی هستند که متاسفانه مثل قارچ های سمی در جامعه ما رشد یافته اند و کسی به بیهودگی شان نمی اندیشد.
    حال چه کنیم؟ در شرایط کنونی چه کار باید کرد؟ دختر خانمی که خواستگار ندارد چگونه می تواند این آرامش فکری را داشته باشد؟ آیا می توان جایگزینی برای نیازهای ارضاء نشده معرفی کرد؟ آیا می توان این نیازها را مهار کرد؟

    انشاءالله توجه و عمل به نکات زیر بسیاری از مشکلات شما را حل خواهد کرد :
    1. شما تنها فردى نیستید که با این مساله مواجه هستید؛ لذا آن را به عنوان یک مساله ببینید نه یک معضل و مشکل لاینحل.
    2. زود ازدواج ‏کردن نشانه موفقیت در امر ازدواج و تأمین خوشبختى و سعادت همیشگى نیست. با کمى دقت و تفحص در بین همسایگان، فامیل و دیگران، مشاهده می کنید که فرآیند خواستگارى و ازدواج، معمولاً یک فرآیند طولانى مدت و نیازمند زمان و دقت کافى است. چه بسا همین تأخیر، شناخت و آگاهى‏تان را از موضوعات و معیارهاى ازدواج بیشتر و عمیق‏تر کند و موفقیت در این امر مهم و حیاتى را چندین برابر کند که در نتیجه به صلاح شما خواهد بود.
    3. ازدواج همه زندگی نیست ، بلکه تنها یک بعد از ابعاد زندگی است . پس تا زمانی که شرایط ازدواج برایتان فراهم نشده، از فرصت استفاده کنید و در سایر ابعاد مثل تحصیل در مقاطع بالاتر و ... بکوشید.
    4. از منفی بافی و افکار منفی باید اجتناب شود. اگر می خواهید سالم بمانید و جوانی خود را حفظ کنید ناراحتی و افکار مزاحم را از خود دور کنید و بدانید که آنچه باعث ناراحتی و مشکل می شود افکار منفی و نوع دید ما به دنیا و وقایع است. در بسیاری موارد ما از یک حادثه طبیعی، برداشتی داریم که کاملا متفاوت با واقعیت آن است. سعی کنید بدبینی را کنار بگذارید و به دنیا با عینک خوشبینی نگاه کنید اجازه ندهید افکار منفی بر شما پیروز شود، آرامش را در زندگی به خودتان هدیه دهید.
    5. طرز برخورد با خانواده و دوستان : رفتار مناسب ، با ادب و احترام و به دور از شوخی زیاد و جلف بودن می تواند برای یک خانم مناسب باشد و نظر یک آقا را جلب کند. طرز برخورد در جامعه نیز در این باره موثر است، بعضی خانم ها ممکن است فکر کنند، برخورد مناسب در مواجهه با یک آقای نامحرم، اخم کردن و بدخلقی است ولی این درست نیست، ما نباید با رفتار محرک، دیگران را تحریک کنیم، ولی اخم کردن و بدخلقی هم مناسب نیست.
    6. کم کردن توقعات: یکی از موانع مهم پیش روی ازدواج جوانان توقعات بالا می باشد که با کم کردن این توقعات و بیان این مساله در موقعیت های مناسب می توانند زمینه ازدواج را ایجاد کنند. همچنین یکی از مواردی که می تواند مانع ازدواج باشد و آقا را از اقدام به خواستگاری منصرف سازد موقعیت اقتصادی خوب خانواده خانم است یعنی آقا این جرات را ندارد که اقدام به ازدواج کند، که بیان کردن این مساله در جمع دوستان و بستگان که انتظارات من برای ازدواج بالا نیست می تواند راه حل مناسبی برای آن باشد.
    7. افزایش مهارتها: تلاش بیشتر و روزافزون برای شکوفایی استعدادها و توانایی‌های خود و یادگیری فنون و هنرهای مختلف و پر کردن اوقات فراغت داشته باشید. دخترانی که شایستگی های لازم در زمینه های اخلاقی، اجتماعی، مهارت های زندگی و امتیازات ویژه دیگر در جامعه کسب می کنند، نسبت به دیگر دختران خواهان بیشتری دارند.
    8. نیکو کردن اخلاق حسنه و خوش برخورد بودن: در محیط اطراف به خصوص در خانه سعی کنید با کمال متانت و گذشت و فداکاری رفتار کنید.
    9. صبور و بردبار بودن: چرا که صبر و شکیبایی کلید معنویات و گشایش‌های نعمت‌ها و الطاف الهی است.
    10. توجّه به ضعف‌ها و خصلت‌های ناپسند خود و رفع آنها: چه بسا به دلیل وجود یک صفت بد یا یک رذیله اخلاقی و رفتاری در ما، خداوند نعمتی و یا لطفی را از ما دور کند.
    11. توجه نکردن به حرف و حدیث های مردم و برخورد کردن با آنها به صورت سعه صدر و گذشت از آنها با کمال بزرگواری.
    12. حضور در جمع ها با شرکت کردن در مجالس مذهبی- فرهنگی- هنری و ... و نشان دادن توانمندی های و کمالات روحی و اخلاقی خود.
    13. توجه به این مطلب که دنیا به آخر نرسیده و اساساً هدف اصلی و نهایی زندگی که ازدواج کردن نیست. با ازدواج نکردن نیز می توان به آن اهداف متعالی دست یافت.
    14. برای تعجیل در ازدواج به حضرات ائمه اطهار علیهم السلام بویژه امام جواد علیه السلام متوسل شوید.
    15. آیه «رَبّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیاتِنا قُرّةَ أَعْینٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتّقینَ إِمامًا»(سوره فرقان آیه 74) را زیاد بخوانید.
    16. در مهمانی های خانوادگی و مراسم گوناگون در میان سخنان خود به صورت غیر مستقیم نسبت به ازدواج با جوان پاک و متدینی ابراز علاقه کنید.
    17. یک احتمال را هم نباید ندیده گرفت و آن اینکه شاید خواستگارانی برای شما آمده یا می آید اما چون در حال تحصیل هستید والدینتان چیزی در مورد آنها به شما نمی گویند و یا اینکه آنها دارای معیارهای لازم نیستند لذا والدینتان ترجیح می دهند صحبتی در مورد آنها نکنند تا شما با فکری آسوده به تحصیلتان بپردازید. لذا بدون خجالت با والدینتان در این مورد صحبت کنید و تمایلتان به ازدواج را به اطلاع آنها برسانید. اگر صحبت رودررو با آنها برایتان سخت است با شخص دیگری از خانواده یا بستگان که راحت ترید صحبت کنید تا نظر شما را به اطلاع والدینتان برساند. و حرف آخر این که:
    توجه به امتحانات و آزمایش های الهی داشته باشیم که مبادا با بی صبری، اجر خود را از دست داده و مشکلات را بیشتر نماییم. ضمن اینکه خداوند متعال کسانی را که به هر جهت اسباب و امکانات ازدواجشان فراهم نشده و نتوانسته‌اند ازدواج کنند، دستور داده که تقوی و پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز گرداند. «وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِکاحاً حَتّی یُغْنِیَهُم اللهُ مِنْ فَضْلِهِ»[ نور/33.]. پس آنچه که در زندگی در درجه اول اهمیّت دارد، بندگی و اطاعت خداوند و حفظ پاکدامنی و عفّت است.
    خواهر محترم، در پایان شاخه گلی از گلستان نبوی پیش کش شما می کنیم: پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) فرمودند: «آنچه از دنیا نصیب تو باشد، اگر ناتوان هم باشى، به تو مى رسد و آنچه به زیان تو باشد، به زور نمى توانى آن را از خود دور کنى. هرکس به آنچه از دستش رفته امید نداشته باشد، آسوده است و هر کس به آنچه خداوند روزى اش کرده، خرسند باشد، شادمان مى گردد ».
    خواهر گرامی به یاد داشته باشید که باد با شمع های خاموش کاری ندارد، اگر بر تو سخت می گذرد بدان که روشنی.
    تو شاهکار خالقی تحقیر را باور مکن
    بر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکش
    زیبا و زشتش پای توست، تقدیر را باور مکن
    تصویر اگر زیبا نبود نقاش خوبی نیستی
    از نو دوباره رسم کن، تصویر را باور مکن
    خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید
    پرواز کن تا آرزو، زنجیر را باور مکن
    لطفاً کمکم کنید. واقعاً تحت فشارم. واقعاً غمگینم. دیگه 26 سالمه پس کی وقت ازدواج من میشه؟ دختر خوب و نجیب و خوش ظاهری هستم. خسته شدم از شنیدن سرکوفت و احساس سربار بودن. چرا خدا صدامو نمی شنوه؟ چرا؟ خیلی خوشش میاد هی گریه کنم و عذاب بکشم؟ این چه قانونیه آخه؟ ازش دلگیرم. باید وقتش برسه؟ دیگه کی؟ باید دلم بشکنه؟ چقدر؟ خستم. خسته. تو رو خدا راهنماییم کنید. جوونیم داره میگذره تو این قفس . میخوام ازدواج کنم. چه طوری از خدا بخوام که اجابتم کنه؟ تو رو خدا بگید بهم. خواهش می کنم.        
    پاسخ:
    چنان که می دانید موضوعات مشاوره ای هر چند ممکن است در افراد گوناگون مشترک باشد ولی به دلیل این که دانستن نحوه پیدایش، سطح و اندازه مشکل و خصوصیات فردی شخص، در ارائه راه حل مناسب و مفید بسیار مؤثر است، کاش اشاره ای به علت تأخیر در ازدواج تان می کردید و برای ما روشن می کردید که آیا این تأخیر بدلیل نداشتن خواستگار است؟ یا اینکه خواستگارانی داشته و یا دارید اما به نتیجه نمی رسند؟ چون مطمئناً پاسخ دادن به هر یک از این دو مقوله متفاوت از دیگری خواهد بود. با این حال نکات و مطالب زیر به صورت کلی تقدیم تان می شود به این امید که اندکی از دغدغه های ذهنی شما بکاهد.
    1. قبل از هر چیز لازم است دو نکته را تذکر دهیم :
    - دختران، گل های محفل خانواده و میوه های زیبا و معطر زندگی اند که همانند گل ها و میوه های درختان طبیعت، هم زمان و با هم نمی رسند و غنچه هایشان خندان نمی گردند، بلکه برخی زودتر و بعضی دیرتر می رسند یا شکوفه می کنند. دیر رسیدن میوه ای دلیل بر نامرغوب بودن آن نیست، چنان که زود رسیدن نیز دلیل بر مرغوبیت آن نمی باشد. پس صبر پیشه ساز و بر اعصاب و روان خویش مسلط باش و توجه و عمل به مطالب زیر را با توکل و توسل و دعای همراه با شرایط لازم را همراه ساز. انشاءالله نتیجه خواهی گرفت.
    - خداوند نظام هستی را بر پایة حکمت آفرید و فرمان خود را تحت عنوان اوامر و نواهی، بر اساس مصالح و مفاسد قرار داد. با توجه به این اصل، هر چیزی را که آفرید، حکمتی در کار بود و هر فرمانی صادر کرد مصلحتی در بین است. گاهی انسان از راز آفرینش برخی موجودات آگاه می گردد و در بسیاری از امور به عللی بی اطلاع از آن است. گاهی آدمی چیزی را به منفعت و مصلحت خویش تشخیص می دهد، در حالی که چنین نیست و گاهی چیزی را بد و شرّ می پندارد، حال آن که روزنة رحمت الهی از همان جا به رویش گشوده می گردد. قرآن می فرماید: « چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آن که شرّ شما در آن است و خدا می داند و شما نمی دانید» (سوره مبارکه بقره ، آیه شریفه 216).
    بنابراین ممکن است خواسته شما اجابت شده باشد، اما خیر و صلاح شما در تأخیر آن باشد. امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید: « خداوند سرنوشت انسان و جریان امور هستی را بر اساس آن چیزی که مقتضای حکمتش است ، تقدیر و تنظیم می نماید، نه بر پایه ای که انسان دوست دارد و خوشحال می گردد» (غررالحکم، ج 2، ص 500).
    2. درست است که ازدواج برای همه جوانان خصوصاً ما خانم ها از اهمیت خاصی برخوردار است و معمولاً یک خانم دوست دارد با ازدواج و بعد مادر شدن به احساس آرامش و تکامل برسد، اما این مسئله نباید آنقدر بزرگ و مهم شود که تمام زندگی ما را تحت الشعاع قرار داده و مثل یک ابر سیاه و تیره بر سراسر وجود و زندگی ما سایه بیندازد. ازدواج بخشی از زندگی ما انسانهاست نه همه آن.
    آیا عاقلانه است که به خاطر بخشی از زندگی، همه آن را خراب کنیم؟ بنابراین در صورتی که به هر دری زدیم، ولی موفق به این کار نشدیم، نباید فکر کنیم نابود شده ایم. زندگی ما جنبه های دیگری هم دارد؛ کار، ورزش، هنر، تحصیل، فعالیت های فرهنگی و مذهبی، تفریح و ... که باید به آنها پرداخت و این مسأله را فراموش کرد، تا زمینه آن فراهم شود. بنابراین توصیه ما این است که دیگر به این مسأله فکر نکنید و به سایر ابعاد زندگی خود مشغول باشید. می دانیم که سخت است و هیچ گاه به طور کلی فراموش نخواهد شد؛ اما بی توجهی به آن، فشارها را کمتر می کند و تحمل زندگی را برای شما آسانتر می نماید. با این کار از زندگی بیشتر لذت خواهید برد. شما اگر میخواهید اندکی از حجم مشکلات بکاهید و تحمل آنها را برای خود آسان کنید چاره ای ندارید جز اینکه به این نکات دقت کنید و توجه داشته باشید که وقتی مشکل قابل حل نیست، باید خودمان را بزرگ کنیم تا مشکل کوچک شود و آن را ریز ببینیم. از همه اینها گذشته شما تنها دختری نیستید که با این مسئله مواجهید. دختران شایسته فراوانی هستند که هم از نظر ظاهری و شخصیتی و هم از نظر خانوادگی مشکلی ندارند اما سنشان بالا رفته و ازدواج نکرده اند و یا حتی یک خواستگار هم ندارند.
    3. این نکته را باور داشته باشید و همواره به خود و اطرافیانتان گوشزد نمایید که سن من برای ازدواج به هیچ عنوان دیر نشده و من تنها 26 سال سن دارم. این نکته را به هیچ‌ عنوان خود فریبی قلمداد نکنید. به یادآوری هر روزه این نکته ملتزم باشید و اگر احیاناً با گوشه و کنایه های دیگران روبرو شدید هیچ گاه به سرزنش های احتمالی آنان (خانواده و اطرافیانتان) اهمیت ندهید و صبور باشید، آن را به حساب ناآگاهی آن ها بگذارید و سعی کنید با آنها با سعه صدر برخورد کنید. به هر حال آنها هم از وضعیت موجود و تأخیری که در ازدواج شما پیش آمده نگران و ناراحتند و این نگرانی و ناراحتی را ممکن است به گونه ای ناخوشایند ابراز کنند؛ اما در همین مواقع هم شایسته است که شما زیر فشارهایی که به روح تان وارد می شود قوی باشید، لب به شکوه و شکایت از زمین و زمان نگشایید و به هیچ وجه اعتقادات خود را نه تنها زیر سوال نبرید، بلکه آن ها را تقویت کنید و هیچ تزلزلی به خود راه ندهید. متانت، عفت و پاکدامنی خود را همچنان به خوبی حفظ کنید که با ارزش ترین متاع در پیشگاه الهی همین ارزش ها است: «إن اکرمکم عندالله اتقکم». همواره در زندگی به خداوند مهربان - که از مادر به انسان مهربان تر است - امیدوار باشید. شخصیت خود را تخریب نکنید و نسبت به خود و خداوند منفی بافی نکنید، بلکه بیشتر به جنبه های مثبت زندگی و شخصیت خود فکر کنید. همیشه این فکر را به خود تلقین کنید که من خوشبخت هستم و خوشبخت تر نیز خواهم شد. خود را در تنهایی و انزوا قرار ندهید و سعی کنید در کارهای خانه و تمام کارهای اجتماعی که در خور شأن یک زن مسلمان است با حفظ حیا و پاکی، مشارکت کنید.
    4. خواهر خوبم! ما انسانها با مسایل و مشکلاتی که بر سر راهمان قرار می گیرند دوجور برخورد می کنیم. بعضی از ما از یک مسئله کوچک یک کوه بزرگ می سازیم و آن را برای خودمان تبدیل به یک مشکل لاینحل می کنیم. مدام غصه می خوریم و باعث ناراحتی اطرافیانمان می شویم و در یک جمله زندگی را برای خودمان و خانواده و اطرافیانمان تبدیل به جهنم می کنیم. اما نوع دوم برخورد که عده ای دیگر آن را انتخاب می کنند این است که وقتی با یک مشکل روبرو می شویم سعی می کنیم جوانب قضیه را خوب بسنجیم و ببینیم اشکال کار کجاست. اگر در بوجود آمدن مشکل خود یا خانواده مان مقصر بودیم سعی می کنیم با برطرف کردن اشکال، مسئله را حل کنیم. اما اگر دیدیم حل مسئله از توان ما خارج است و یا اصلاً اشکال از ما نیست، تمام تلاش مان را برای پذیرفتن مسئله و کنار آمدن با آن بکار می بریم. به این ترتیب هم از خود خوری بیهوده خلاص می شویم و هم از دیگر جلوه ها و جنبه های شیرین زندگی لذت می بریم.
    حال به نظر شما کار کدام گروه بهتر است؟ مطمئنا شما هم با ما هم عقیده اید که گروه اول همیشه نگران و ناراحت و غمگین و افسرده خواهند بود و گروه دوم با ابتکار و خلاقیت و بهره‏مند شدن از دیگر توانمندی هاى خود، شاد و با نشاط زندگى خواهند کرد و فعّال و سر زنده با همان امکانات و شرائط موجود، زندگى را بر خود سهل و آسان خواهند گرفت. حال شما می خواهید جزو کدام گروه باشید؟ انتخاب با خودتان است.
    5. خواهر گرامی، توجه داشته باشید که در فرآیند ازدواج عوامل متعددی دخیل هستند. نجابت دختر و خانواده اش، قیافه ظاهری او و یا سن وی هر کدام تنها یکی از آن چند عامل می باشد که باید در کنار سایر عوامل در نظر گرفته شوند. لذا شایسته است با دیدی واقع بینانه به مسأله ازدواج بنگریم. هرچند که شما در مکاتبه خود اشاره ای به دلایل تأخیر در ازدواج تان نکرده اید و ما از بسیاری از شرایط شما بی اطلاعیم ولی دلیل این تأخیر هر چه باشد شایسته است که به خوبی مورد بررسی قرار بگیرد و به رفع موانع موجود بپردازید.

    *** و اما در ارتباط با آداب دعا و درخواست حاجت از قدرت بی انتهای الهی و شرایط استجابت آن توجه به نکات زیر لازم و ضروری است :
    - انسان به هنگام دعا کردن، با قلب و زبان، فقط باید خدا را بخواند و از خدا طلب برآورده شدن حاجت را داشته باشد. گاه انسان در دعا با زبان، خدا را می خواند، ولی در قلب و ذهن، چشم امید به خلق خدا دارد. این خود مانعی است بر سر راه استجابت دعا.
    - در هنگام دعا باید «مضطر» بود. مضطر همچون کسی است که در دریا خود را در حال غرق شدن می بیند و برای خود پناهی جز خدا نمی یابد؛ در این صورت چگونه خدا را می خواند؟
    - ما باید به هنگام دعا یقین داشته باشیم که حق‏تعالى قادر است- اگر این دعا و خواسته به مصلحت ما باشد و منافات با حکمت الهى و نظام آفرینش و ربوبیت نداشته باشد- حاجت ما را برآورده مى‏نماید و اگر مصلحت نباشد به بهترین شکلى آنچه که خیر و صلاح ما را در آن مى‏بیند عنایت مى‏فرماید و تشخیص اینکه دعای ما به چه علتی در حال حاضر اجابت نشده است، به عهده ما نیست؛ بلکه آن چیزى که بر عهده ما و کار و وظیفه ما است تلاش و دعا نمودن و میل و نیت و قصد و یقین به اجابت آن است؛ مصلحت‏سنجى و محاسبه خیر و شر آن بر عهده رب‏العالمین است. مهم این است که بدانیم دعا خود عبادت مستقلى است و تنها براى خواستن و برآوردن حوائج نیست. دعا گفتگو با خدا و خواندن حق‏تعالى است که ممکن است در ضمن آن سؤال و تقاضا و درخواست نیز باشد و یا نباشد.
    - ممکن است خداوند برای امتحان بنده، حاجت او را ندهد، یا به تأخیر اندازد. اگر در دل، باور کنیم که همه نقص ها از ما است، مشکل حل می شود. حضرت یونس نبی (علیه السلام) گفت: «انی کنت من الظالمین» سپس دعایش مستجاب شد؛ «فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المومنین»
    - اگر به فرض، صلاح ما در برآورده شدن حاجتمان نباشد، خداوند جبران می کند. در روایت آمده که اگر اجابت دعا به صلاح بنده نباشد، گناهی از او برداشته می شود و یا اگر گناهی نداشته باشد، درجه ای بر درجات او افزوده می شود. براستی آیا این، خود اجابت دعا نیست!
    - نکته ای که گاهی برخی از جوانان علیرغم آشنایی داشتن با اهمیت آن به آن خیلی توجه نمی کنند که البته در بسیاری از مواقع برایشان تبدیل به یکی از بزرگترین موانع پیشرفت و عدم کسب موفقیت می شود عدم رضایت والدینشان از آنها و یا برخورد نامناسب آنها با پدر و مادرشان می باشد. در بسیاری از مشاوره ها از دوستانی که واقعاً علاقمند به رفع مشکل شان هستند می خواهیم که از پدر و مادرشان بخواهند تا برایشان دعا کنند و صد البته این درخواست به راحتی صورت نمی پذیرد، مگر با برقراری یک ارتباط صحیح عاطفی با والدین. مراقب باشید که در مقابل هر رفتاری از والدینتان، رفتار شما با ایشان آنقدر توأم با لطافت و مهربانی باشد که دعای خیرشان از اعماق وجودشان نثار لحظه لحظه زندگی تان شود و به این ترتیب از برکات این لطف خداوندی استفاده مفید کنید. از والدین تان بخواهید که برای گشایش در امر ازدواج تان برایتان دعا کنند. انشاالله اجابت می شود.
    * به دو نکته مهم زیر نیز توجه داشته باشید :
    1. اولاً اجابت دعا همیشه آن نیست که خواسته انسان به همان گونه و در همان زمانی که توقع دارد، برآورده شود؛ گاهی انسان ‌خواسته‌هایی دارد که برآورده شدنی نیست، یا اگر مستجاب شود، به ضرر او یا دیگران است، و او نمی‌داند، یا اجابت دعا به مقدمات و شرایطی نیاز دارد که فراهم نیست، یا زمان آن هنوز فرا نرسیده و ده‌ها دلیل و احتمال دیگر.
    2. ثانیاً درست است که دعا براى فراهم شدن زمینه ازدواج با همسری شایسته از کارهای مستحب و مورد ترغیب است اما با دست روی دست گذاشتن و در خانه نشستن و فقط دعا کردن مشکلی حل نمی شود بنابراین ابتدا باید موانع ازدواج تان را شناسایی کرده و با تمام توان برای رفع آنها تلاش کنید و آنگاه در کنار آن از دعا هم غافل نشوید.

    *** در پایان، نظرتان را به چند دعا و راهکار عملی برای فراهم کردن شرایط ازدواج نیز جلب می کنیم :
    1. به دعا و توسل خود ادامه دهید. هر روز یا شب سوره یس را بخوانید .
    2. از حضرت آیت الله بهجت (ره) نقل شده است برای برطرف شدن این مشکل، نماز جعفر طیار بخوانید و پس از آن دعایی که در کتاب زاد المعاد مجلسی آمده بخوانید ( این دعا در کتاب شریف مفاتیح الجنان در ضمن نماز جعفر طیار ذکر شده است ) و در پی آن به سجده روید و تلاش کنید که حتماً گریه کنید، گرچه به مقدار کم؛ همین که چشمتان را اشک گرفت حاجت تان را از خدا بخواهید. این عمل را تا زمانی که حاجت تان روا شود انجام دهید و اگر نشد بدانید یا کم خوانده اید و یا با اعتقاد کامل نخوانده اید. هم چنین در جای دیگر فرموده اند : آیه « رَبَّنا هَب لنا مِن ازواجِنا و ذُریّاتنا قُرَّةَ اَعیُنٍ وَ اجعلنا لِلمُتَّقینَ اماماً » را بسیار بخوانید تا ان شاء الله در زمان مقرر همسری لایق، نصیب تان گردد.
    3. آیات 75 تا 82 سوره یونس را زیاد بخوانید.
    4. در صورت امکان در موقع آمدن خواستگار، سوره الرحمن را همراه داشته باشید.
    5. دعا و توسل به اهل بیت (ع) را فراموش نکنید، به ویژه توسل به حضرت امام جواد علیه السلام را در برنامه روزانه خود قرار دهید.
    6. بعد از نماز صبح ده مرتبه این دعا را بخوانید و هر روز تکرار کنید تا خداوند گشایش عنایت فرماید:« لا حَول وَ لا قُوّةَ اِلا بِالله. تَوکَّلتُ عَلی الحَیِ الّذی لا یَموت وَ الحَمدُ لِله الَّذی لَم یَتَّخِذ وَلداً وَ لَم یَکُن لَهُ شَریکٌ فِی المُلک وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌ مِن الذُّلِّ وَ کَبِّرهُ تَکبیراً ».
    7. شب جمعه بعد از نماز عشا بگویید: « لا اِلهَ اِلا اَنت. سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظالِمین». اگر این ذکر را در سجده چهار صد مرتبه بگویید، به اجابت نزدیک تر است.
    8. نزدیک ظهر روز جمعه دو رکعت نماز بخوانید، در رکعت اوّل بعد از حمد و توحید سه آیه اوّل سوره فتح (یعنی تا نصراً عزیزاً) را بخوانید. در رکعت دوم بعد از حمد و توحید سوره الم نشرح را بخوانید؛ بعد از سلام نماز، تسبیح حضرت فاطمه سلام الله علیها را بگویید و حاجت خود را از خدا بخواهید.
    9. هر روز به ویژه بعد از طلوع آفتاب زیارت عاشورا و سوره یس و الرحمن را تلاوت کنید.
    10. همچنین شما برای رسیدن به یک ازدواج خوب می توانید در مکانهای سالم مثل مساجد و حسینیه ها در رفت و آمد باشید. در کانون های مذهبی فعالیت کنید و در مجالس مذهبی بیشتر شرکت کنید. افراد مؤمن اکثراً در این مکانها در رفت و آمد هستند. از این رو بستر مناسبی است، برای یک ازدواج مناسب ان شاءالله.
    امیدواریم با توکل به خداوند متعال و استعانت از اهل بیت علیهم السلام و عمل به راهکارهای ارائه شده همسری شایسته بیابید و زندگی بانشاط و موفقی در پیش رو داشته باشید.

    موفق و پیروز باشید.

    با سلام
    دختران مذهبی که سنشان بالا رفته و خواستگار ندارند باید چه کنند؟         
    پاسخ:
    خواهر گرامی؛ آنچه که به نظر می‌رسد در نگاه اوّل قابل بررسی باشد این است که ببینیم نیامدن خواستگار برای چنین دخترانی چه علّتی می‌تواند داشته باشد؛ زیرا گرچه شما یک وصف کلّی (مذهبی بودن) را برای همه آن‌ها برشمردید، امّا به نظر می‌رسد چنین توصیفی تنها بیانگر گوشه‌ای از اوصاف چنین دخترانی است. ممکن است خانواده دختری مذهبی، مذهبی نباشند یا دختر مورد نظر دچار نقص عضو باشد و یا اینکه در محلّه نامناسب زندگی کنند و دلایل دیگری که در ادامه بدان اشاره خواهد شد.
    مهم‌ترین نکته‌ای را که باید نسبت به این دختران یادآور شد این است که گرچه ازدواج یکی از مسائل اساسی و مهمّ زندگی است؛ ‌امّا اهمّیّت این مسأله نباید موجب نگرانی شدید آن‌ها شده و روال عادی زندگی آن‌ها را مختل سازد؛ ‌ زیرا به هر حال چنین دخترانی به عنوان یک جوان در این دوره ـ علاوه بر مسأله ازدواج ـ با مسائل مهم دیگر مانند ادامه تحصیلات، اشتغال، مسائل مذهبی و... درگیر هستند که گرچه ممکن است تمام فکر و وقتشان را به خود مشغول نماید و بسان ابری تیره بر همه ابعاد زندگی آن‌ها سایه ‏افکند و آن را تحت‏الشعاع خود قرار ‏دهد ولی هرگز نباید این را از خاطر ببرند که مسایل فوق لازمه عادی زندگی هستند که نباید صبر و استقامت خود را در برابر حل آن‌ها از دست داد.
    نیامدن خواستگار، عللی دارد که هر کسی باید با توجه به‌شناختی که از خود و شرایطش دارد زمینه رفع آن‌ها را جهت موفّقیّت در زمینه‌سازی ازدواج خود مهیّا نماید.
    برخی از دلایلی که ممکن است باعث گردد دخترانی که خود مذهبی هستند، خواستگار نداشته باشند، عبارتند از:
    ۱. قصور و یا تقصیر اعضای خانواده: مثلاً ممکن است یکی از اعضای خانواده مثل برادر، پدر و یا... خلافکار یا بداخلاق باشند که شایسته است جهت تغییر سرنوشت دختر هم که شده خود را اصلاح نمایند.
    ۲. مشکل جسمی، نقص عضو و یا نقص جدّی در زیبایی دختر که شایسته است چنین دخترانی برای جبران نواقص ذکر شده، استعدادهای خود را شناسایی و پرورش داده و به اصطلاح توانایی قابل توجّهی را در خود ایجاد نمایند که نواقص مورد نظر را بپوشاند.
    ۳. محل زندگی نامناسب نظیر محلّه بدنام و یا جرم‌خیز که شایسته است در چنین مواردی جهت تغییر در سرنوشت دختر هم که شده دست به هجرت زده و محل زندگی را تغییر داد.
    ۴. ضعف در روابط اجتماعی نظیر انزواجویی دختر: در چنین مواردی پیشنهاد می‌گردد چنین دخترانی با حفظ عفّت و رعایت ضوابط اخلاقی و شرعی در مجامع و محافل زنانه نظیر روضه‌های خانگی، مراسم‌ هیأت‌های مذهبی و... حضور یابند تا زمینه آشنایی مادران نیازمند عروس و یا واسطه‌ها با چنین دختری مهیّا گردد.
    ۵. گاهی نیز دختر در محلی زندگی می‌کند که همتایی برای ازدواج با وی نیست مثلاً دختر مورد نظر دارای تحصیلات عالیه در حد دکتراست و یا اینکه وضع مالی پدرش بسیار بالاست و.... در چنین مواردی یکی از راهکار‌ها هجرت و نقل مکان کل خانواده به محلّه و یا شهر بزرگ‌تر و یا می‌ه‌مان شدن خود دختر (در صورت نبودن مانع و با رعایت ضوابط اخلاقی و شرعی) در منزل یکی از محارم در شهری بزرگ‌تر است.
    * نکات پایانی در باب نداشتن خواستگار
    واقعیّت کنونی جامعه (بالا رفتن سن ازدواج) امری غیر قابل انکار و تقریباً‌ همگانی است؛ ‌لذا شایسته است با دیدی واقع‌بینانه به مسأله نگریسته شود.
    نداشتن خواستگار پدیده‌ای اجتماعی است که عوامل متعدی دارد به گونه‌ای که ۱. وضعیت اجتماعى ـ فرهنگى و اقتصادى جامعه، ۲. بعضى توقّعات و انتظارات خانواده‏‌ها ۳. دامن زدن به فرهنگ تشریفات و نظیر آن، ۴. مشکل بیکارى پسران و عدم توانایى آن‌ها براى تأمین نیازمندیهاى زندگى مستقل از جمله عواملى است که باعث شده سن ازدواج دختران و پسران بالا رود؛ بنابراین در چنین فضایى است که زمینه ازدواج دخترانی که بدان اشاره نمودید فراهم نمى‏شود.
    این هنر انسان است که گرچه نمى‏تواند تمام شرائط و امکانات موجود زندگی خود را بر وفق مرادش فراهم نماید ولى این توانایی را دارد که خود را با شرائط موجود به گونه‌ای مناسب و فعّال وفق داده و هماهنگ سازد که نه تنها از حالت همیشه نگران، ناراحت، غمگین و افسرده وضعیت موجود خود به درآید، بلکه با ابتکار، خلاقّیّت و بهره‏مند شدن از دیگر توانمندیهاى خود و تنها با استفاده از‌‌ همان امکانات و شرائط موجود زندگی شاد و با نشاطی را برای خود رقم زند. این موضوع را مدّ نظر داشته باشید که چون برخی دختر خانم‌ها سال‌ها مشغول تحصیل بودند، بسیاری از خانواده‌ها (به درست یا نادرست) با خود می‌گویند: دختر فلانی مشغول تحصیل است و لابد فعلاً قصد ازدواج ندارد. یکی از دلایلی که باعث می‌-گردد معمولاً دخترهای تحصیل کرده دیر‌تر ازدواج کنند، ‌ همین موضوع است. برخی از خانواده‌ها نیز به گمان اینکه دختران تحصیل کرده سطح توقّعاتشان بالاست در مورد خواستگاری کردن از آن‌ها پا پیش نمی‌گذارند و دلایل دیگری که بر شمردن همه آن‌ها محلّ بحث نیست.
    آنچه مهم می‌نماید این است که چنین دخترانی که شما بدان اشاره نمودید، تنها فردى نیستند که با این مسأله مواجه هستند؛ لذا باید آن را به عنوان یک مسأله دید نه یک معضل و مشکل لاینحل.
    بى‏تردید خداوندى که چندین سال پیش دختری را آفریده، کفو و همسر مناسب و متناسب با وی را نیز در نظر گرفته که به موقع او را روانه‏ منزلش خواهد نمود، به گونه‌ای که هیچ چیزى نخواهد توانست مانع ایجاد پیوند و ازدواج آن‌ها شود.
    زود ازدواج‏ کردن نشانه موفّقیّت در امر ازدواج و تأمین خوشبختى و سعادت همیشگى نیست. با کمى دقّت و تفحص در بین همسایگان، فامیل و دیگران، مشاهده می‌کنید که فرآیند خواستگارى و ازدواج، معمولاً یک فرآیند طولانى مدّت و نیازمند زمان و دقت کافى است. چه بسا همین به تأخیر افتادن‏‌ها، شناخت و آگاهى‏ افراد را از موضوعات و معیارهاى ازدواج بیشتر و عمیق‏‌تر کند و موفّقیّت در این امر مهم و حیاتى را چندین برابر کند که در نتیجه به صلاح چنین افرادی خواهد بود.
    از سویی ممکن است عدم ازدواج چنین افرادی تا به امروز، به مصلحت آن‌ها بوده باشد. باید به آن سوی سکّه نیز نگریست. خداوند در قرآن کریم (بقره /۲۱۶) مى‏فرماید: «عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ‏»؛ بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن باشد و بسا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنکه براى شما بد باشد. این خداوند است که خیر و شر بودن آن‌ها را مى‏داند و ما و شما نمى‏دانیم.
    پیشنهاد می‌گردد چنین دخترانی:
    ۱. از دعا و توسل با توجه به شرایط و ویژگی‌هایش مأیوس نشده و از خداوند متعال درخواست همسرى لایق، مناسب و شایسته داشته باشند.
    خواندن آیه «رَبّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیّاتِنا قُرّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتّقینَ إِمامًا» (سوره فرقان آیه ۷۴) در این زمینه مؤثر است.
    همچنین از امامان معصوم علیهم السلام نقل شده است که: درقنوت نمازتان آیه ((ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه)) بقره؛ ۲۰ را بخوانید؛ چرا که مقصود از حسنه در دنیا، همسر خوب و باایمان است.
    ۲. از قرار گرفتن در تنهایی و بیکاری پرهیز کرده و سعی کنند با دختران هم سن و سال خود در فعّالیّت‌های گروهی و دسته جمعی همچون فعّالیّت -های ورزشی، هنری و... شرکت نمایند.
    ۳. به فعالیت‌های مذهبی و عبادات گروهی اهتمام ویژه داشته باشند.
    ۴. با رعایت حلال و حرام و اجتناب از خودآرایی در مقابل نامحرم، سعی کنند به سر و وضع و آراستگی ظاهری خود بیشتر از قبل برسند.
    ۵. شایسته است که اگر خود این دختران و یا خانواده آن‌ها فردی را پسندیدند به کمک واسطه‌ای آشنا، سرنگهدار و خودی آن‌ها را به سمت خانه دختر هدایت کنند تا به طور غیرمستقیم دختر مورد نظر به فرد مقابل به عنوان فردی که آمادگی ازدواج دارد معرفی گردد. در چنین مواردی باید مراقب بود که افراد واسطه از مهارت کافی و تجربه لازم برخوردار باشند و حداقل در مراحل اولیه، طرف مقابل را از ابراز تمایل دختر و یا خانواده وی مطلع نسازند.
    من یه دختر 24 ساله هستم که یه خواهر دارم 2سال از من کوچکتر، مبتلا به بیماری وسواس بود تا اینکه رفت دکتر و روانپزشک بدون اطلاع خانواده به اون قرصهایی داد که طبق گفته خواهرم میل به خودکشی را افزایش داد، ‌در نتیجه خواهرم دست به خود کشی زد که سریع رسوندیمش بیمارستان ولی خدارو شکر اتفاق خاصی نیفتاد و شرایط به حالت عادی برگشت و خواهرم هم توبه کرد، دور از انصافه که نگم تا یه هفته بعد از توبه وقتی می دیدمش انگار زلیخایی که جوان شده بود رو می دیدم. بعد از اون اتفاق مادرو پدرم موبایلش رو گرفتند و هرجا می ره باهاش می رند(خواهرم حذف ترم کرده). مادرم خسته شده و می خواهد اونو شوهر بده که به دو هدف برسه:
    اول اینکه اون دیگه منو مونده حساب می کنه و می گه بذار حداقل خواهرت ازدواج کنه.
    دوم اینکه می خواهد تا خواهرم یه کار خطرناک دیگه نگرده، ‌شوهرش بده، خواهرم میگه میل جنسی ام بالاست،‌ باید ازدواج کنم، من موافق نیستم که دلایلشو می گم، الان مدتی است ما با مادرم داد و بیداد می کنیم و فحش می دیم اون به من می گه اگه خواهرت خودشو کشت، منم تو رو(یعنی منو) می کشه.
    حالا دلایل من:
    1. من هم نیاز به ازدواج دارم اما تا زمانی که امکان ازدواج برایم فراهم نشده، ‌تلاش می کنم غریزه جنسی را کنترل کردم مثلا نگاه به نامحرم، ‌عکسهای مبتذل یا فیلمهای ناجور نمی بینم، ‌از محیطی که توش پسره دوری می کنم ولی خواهرم حاضر نیست میلشو کنترل کنه، ‌فقط با این بهونه که من میلم زیاده که نشد حرف. مگه میشه کسی نتونه جلوی خودشو بگیره،
    2.خانواده ما خیلی سنتی اند. اگه دختری ازدواج کرده، ‌قابل احترامه در غیر این صورت از هیچ احترامی برخوردار نیست. من تو این سالها به اندازه کافی جلوی زن دایی هایم که از من کوچکترند یا هم سن هستند و بچه دارند، تحقیر شدم. دیگه تحمل ندارم. مامانم میگه راضی شو ولی من میدونم من مثل ساره(زن ابراهیم(ع)) نیستم که الان بگم آره بعدش صدام در بیاد، ‌من از الان می گم اگه این اتفاق بیفته سر به بیابون می گذارم می رم تو صحرا واسه خودم تنها می شم. مامانم حس منو درک نمی کنه چون نه خواهر داشته نه دیر شوهر کرده فقط اگه اسم هوو بیاد می میره. منم بهش گفتم به این شرط راضی می شم که بابا زن بگیره تو مجلس عروس اش برقصی بعد منم راضی می شم. می خواستم حسم رو بفهمه ولی اون بدتر کرد اون هیچی نمی فهمه هر وقت زیر بار مشکلات کم میاره، بار اونو رو دوش منو بابام می اندازه. همه اش به من می گه موندی. یعنی 1 نفر تو این دنیا نیست که به من بخوره. می خواستم برم یه بنگاه ازدواج ثبت نام کنم و لی غرورم اجازه نمی ده. چی کار کنم؟ من خواستگار دکتر و فوق لیسانس زیاد داشتم. سه تاشون نخبه بودند و نفرات اول دکتری یا فوق لیسانس ولی شرایط خانوادگی شون یا اصلا خودشون به من نمی خورده. خوب من چی کار کنم؟ گناه من چیه؟ تو رو خدا کمکم کنید. من باید راضی بشم؟ الان که این نامه رو می نویسم، ‌کسی خونه نیست و صدای گریه ام همه جا رو گرفته. دیگه دیوارها هم خسته شده اند. تو این مدت با مامانم خیلی دعوا و قهر کردم. می دونم خدا هم از دستم راضی نیست. می دونم مامانم نفرینم کرده پس خدا هم به حرفم گوش نمی ده، من چی کار کنم؟ تو رو خدا، تو رو به مقدساتتون، کمکم کنید.        
    پاسخ:
    خواهر گرامی ،حساسیت شما را نسبت به موضوعی که در نامه ارسالی خود بدان اشاره کردید درک کرده و از شما به خاطر اینکه در قالب این سوال توانستید به درستی احساس خود را منتقل سازید، ‌تشکر می نماییم. از طرفی با توجه به متن ارسالیتان چون احساس می کنیم شما آدم رکی هستید؛ لذا ما نیز سعی خواهیم کرد این ویژگی شما را مد نظر قرار داده و با شما در بیان راهکارها و مسائل مربوطه راحت و رک باشیم . در نامه خود به محورهای مختلفی اشاره نمودید که مهمترین آن عبارتند از:
    1-عدم ازدواج شما تا سن 24 سالگی و نسبت های ناشایست اطرافیان به شما .
    2-تمایل خواهر کوچکتر شما برای ازدواج در حالی که هنوز شما ازدواج نکرده اید. 3-فشار اطرافیان به شما برای اینکه متقاعد گردید تا خواهرتان قبل از شما ازدواج نماید و پرسش شما که آیا من باید راضی بشم؟
    4-مهمترین خواسته شما این است که شأن خود و خانواده شما باید در تصمیمات و عملکردهای افراد خانواده مد نظر قرار گیرد.
    نکات کلیدی
    1- همانطور که خود می دانید شما تنها فردی نیستید که از وجود چنین مسایلی در خانواده خود رنج می برید.
    2- ‌در فرآیند مشاوره مهمترین امر این است که بتوان مسأله اصلی را شناخت تاپراکندگی موضوعات و مسایلی که فرد با آن مواجه است باعث هدر رفتن انرژی روانی و عدم تمرکز ذهنی فرد نگردد تا در پی آن توان وی در مواجهه مستقیم با مسأله اصلی و حل آن از طریق راهکارهای موجود افزایش یابد. در زیر با بیان مطالبی به بررسی سوال شما می پردازیم:
    محور اول
    دانشجوی گرامی؛ دغدغه شما برای ازدواج در سنین جوانی، امری طبیعی است؛ زیرا ازدواج یکی از مسائل اساسی زندگی است که در دوره جوانی اتفاق می‏افتد اما اهمیت این مسئله نباید موجب نگرانی شدید شده و زندگی شما را مختل سازد . نگران این که چرا تا به حال موفق به ازدواج نشده اید ،نباشید چراکه:
    1. در جامعه ما سن ازدواج بالا رفته است و در حال حاضر میانگین سن ازدواج در دختران حدود 24 سال است که شما فاصله ای با میانگین ندارید و در حال حاضر امتیازات فراوانی از جمله تحصیلات دانشگاهی ، اعتقاد دینی سالم و ... دارید که بسیاری از دختران ندارند.
    2. بى‏تردید خداوندى که شما را آفریده ، کفو و همسر مناسب و متناسب با شما را نیز در نظر گرفته است و به موقع او را روانه‏ منزل شما خواهد کرد ،به گونه ای که هیچ چیزى نخواهد توانست مانع ایجاد پیوند و ازدواج شما شود.
    3. زود ازدواج‏کردن نشانه موفقیت در امر ازدواج و تأمین خوشبختى و سعادت همیشگى نیست. با کمى دقت و تفحص در بین همسایگان، فامیل و دیگران، مشاهده می کنید که فرآیند خواستگارى و ازدواج، معمولاً یک فرآیند طولانى مدت و نیازمند زمان و دقت کافى است . چه بسا همین تجربه‏ها و به تأخیر افتادن‏ها، شناخت و آگاهى‏تان را از موضوعات و معیارهاى ازدواج بیشتر و عمیق‏تر کند و موفقیت در این امر مهم و حیاتى را چندین برابر کند که در نتیجه به صلاح شما خواهد بود.
    4. چه بسا عدم ازدواجتان تا به امروز ، به مصلحت شما بوده است. به آن سوی سکه نیز بنگرید.خداوند در قرآن کریم(بقره /216)مى‏فرماید: ((عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ‏ ))، بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن باشد و بسا چیزى را دوست داشته باشید، حال آن که براى شما بد باشد. این خداوند است که خیر و شر بودن آنها را مى‏داند و ما و شما نمى‏دانیم. از خداوند متعال درخواست کنید، همسرى لایق، مناسب و شایسته را نصیب شما کند. از دعا و توسل مأیوس نشوید.
    محور دوم
    متأسفانه امروزه در بعضی مناطق طبق ایده ها و خرافه هایی وجود دارد که اگر دو خواهر مجرد در خانه باشند و خواستگار برای خواهر کوچکتر آمده باشد و بخواهند جواب مثبت به او بدهند،گویا کار خلاف شرع ،عقل و منطق صورت گرفته و یا کار ننگ و خلافی را مرتکب شده اند. دانشجوی گرامی؛ با توجه به این باور غلط چنانچه خواهر شما ازدواج کند شما تا حد زیادی شانس ازدواج را از دست می دهید؛ از اینرو لازم است از شیوه های مختلف استفاده کنید(برای متقاعد کردن او می توانید از افراد دارای نفوذ در او(مانند پدر، دایی، خاله و...) استفاده کنید و از آنان بخواهید در این مورد با او صحبت کنند و او را با دلیل و منطق راضی کنند) و مادرتان متقاعد کنید که حداقل برای مدت زمانی ازدواج خواهرتان را به تاخیر اندازد و از سوی دیگر شما هم سعی کنید چنانچه فرد مناسبی به خواستگاری شما آمد بی دلیل پیشنهاد او را برای ازدواج رد نکنید.
    محور سوم
    دانشجوی گرامی؛ سؤالی که دراین قسمت به عنوان ( چه کار کنم ؟) مطرح کرده اید (و از ما خواسته اید در برابر فشار اطرافیانتان برای متقاعد ساختن شما برای ازدواج خواهرتان راهکار ارائه دهیم) را این گونه پاسخ می دهیم که : یکی از وظایف پدر و مادر فراهم ساختن زمینه ازدواج فرزند است. بر اساس روایت معروفی از رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) که فرمود: ((از حقوق فرزند بر پدر این سه حق است :‌یکی اینکه بر او نام نیک بگذارد، ‌دوم این که او را نوشتن بیاموزد ‌و سوم این که به هنگام رشد و کمال سنّی، ‌اسباب ازدواج را برایش فراهم نماید )).(1) به هر حال هر پدر و مادری از اینکه بشنود فرزندش قصد ازدواج دارد خوشحال می گردد و با توجه به فرهنگی که در جامعه ما حاکم است از هیچ کمکی دراین زمینه چه اقتصادی ،‌احساسی و عاطفی و ... دریغ نمی نمایند. سعی کنید نسبت به والدین خود خوشبین باشید . اسلام به ما می‏آموزد که به خلق خدا، خوش‏گمان باشیم تا از تنش در روابط بین فردی جلوگیری گردد.اگر افراد در ارتباط با یکدیگر نسبت به هم خوش‏بین باشند، گفتار و رفتار همدیگر را خوب تفسیر کرده و کمتر دچار سوء تفاهمهایی می‏شوند که زمینه را برای بروز درگیری و تنش فراهم می‏نماید . در فضای بدگمانی، رفتارها و گفتارها به گونه‏ای خاص تفسیر می‏شوند: احترام گذاردن به دیگران به چاپلوسی و تملّق، سکوت به مخفی‏کاری، حرف زدن ملایم به بی‏اعتنایی و سردی، قاطعیت به استبداد، صراحت به پُررویی، صداقت به ساده‏لوحی و صمیمیت به خودشیرینی تفسیر می‏شود؛ ولی در فضای حسن ظن به دیگران همه چیز تفسیر خوب می‏یابند و روابط، انسانی و صمیمانه می‏شود. پس تا جایی که می توانید نسبت به عملکرد والدینتان نسبت به خود و خواهرتان، حسن ظن داشته باشید و هر چه بیشتر خوبی‌های آنها را ببینید تا روابط بهتری با آنها برقرار سازید. نکته پایانی ابو عبد الله الصادق علیه السلام می فرمایند: (( اگر دوست داری خداوند بر عمرت بیفزاید پدر و مادرت را احترام کن )). (2)
    در مورد برخوردها و سخنان ناپخته اطرافیان سعى کنید با احسان و خوش‏رفتارى ، صبر و تحمل برخورد کنید، به زودى مى‏فهمید که آنان به اشتباه خود پى برده و به جاى تمسخر شما به ستایش شما مى‏پردازند. پیامبر(ص) فرمود: اَلانسانُ عبیدالاحسان انسان در مقابل احسان و نیکى کرنش مى‏کند. راه مقابله با قضاوت های سطحی دیگران و یا تمسخر آنان ، برخورد منفعلانه نیست ،بلکه بی توجهی و بی اعتنایی به حرکات و حرف های جاهلانه آنان و به دست گرفتن سکان زندگی ،راه رهایی و پیشرفت شماست . نباید حرکات ،‌تمسخر ها و کوته نگری های اطرافیانتان مبنای تصمیم گیری شما و ... باشد و خدای ناکرده به اعتماد به نفس شما آسیب برساند. باید از گذشته خود درس بگیرید و با تجربیاتی که اندوخته اید آینده زیبایی رابرای خود ترسیم نمایید؛ سوال این است که آیا با چنین برخوردی که تا به امروز داشتید ، مشکل ازدواج شما و یا خواهرتان حل شده ؟آیا برخورد شما باعث نگردیده که رابطه شما و والدینتان خراب گردد تا جایی که خود نیز از چنین وضعیتی که در روابطتتان ایجاد شده ابراز نگرانی می نمایید؟
    چه باید کرد
    1. برای تعجیل در ازدواج به حضرات ائمه اطهار علیهم السلام بویژه امام جواد علیه السلام متوسل شوید.
    2. آیه «رَبّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیاتِنا قُرّةَ أَعْینٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتّقینَ إِمامًا»(سوره فرقان آیه 74) را زیادبخوانید.
    3. در مراسمات زنانه با رعایت موازین شرعی و عرفی از آرایش استفاده کنید.
    4. در مهمانی های خانوادگی و مراسمات گوناگون در میان سخنان خود به صورت غیر مستقیم نسبت به ازدواج با جوان پاک و متدینی ابراز علاقه کنید.
    5. یکی از مسایلی را که باید در نظر داشته باشید این است که نباید ایده آل‏هایتان با واقعیت زندگى فاصله بسیار داشته باشد ؛ زیرا ممکن است در این صورت در ارزیابى‏هاى خواستگاران خود دچار نوعى افراط ‏شوید و نا خواسته بر اساس تخیلات تصمیم بگیرید که در این صورت نه تنها نخواهید توانست به اهداف خود برسید بلکه با گذشت زمان دچار ناامیدى و سرخوردگى مى‏شوید؛ به گونه‏اى که حتى نمى‏توانید از حداقل امکانات خود نیز برای برون رفت از وضعیتی که بدان دچار شده اید استفاده کنید. بنابراین، در اتخاذ تصمیمات مناسب برای ازدواج خود دو نکته زیر را به یاد داشته باشید:
    الف . با توجه به این نکته که تمام ویژگی های مثبت در وجود یک فرد جمع نمی شود،در مورد خواستگارتان تحقیق نمایید و او را از لحاظ دارا بودن شرایط و معیارهای همسر مناسب ارزیابی نمایید . اگر بخواهید دنبال فردی باشید که تمام ملاکها و معیارهای شما را برای ازدواج داشته باشد خیلی مطابق با واقعیت امروز جامعه نیست ؛ لذا اگر فردی که به خواستگاری شما آمده دارای 60 و یا 70 درصد ملاکهای شماست ،به همان مقدار رضایت داده و مابقی را با استفاده از راهکارهای مناسب و برقراری روابط شایسته با طرف مقابل محقق سازید.
    ب .آثار منفی تأخیر در ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج که بر شما نیز پوشیده نیست . وضعیت کنونی به گونه ای است که معمولاً دختران از شانس ازدواج کمتری برخوردارند وممکن است با دقت ها و حساسیت های زیاد و بالا بردن انتظارات خود و دیگر مسائل خانوادگی ، اجتماعی و فرهنگی و... ازدواجشان را به تأخیر بیاندازند. بنابراین با مشورت فامیل، والدین و افراد دلسوز و باتجربه شرایط و موقعیت تان را در نظر گرفته و تصمیم بگیرید. بدون جهت ، به انگیزه ویژگی های دنیوی نه چندان ضروری و یا احتمالات بی پایه ،خواستگاران خود را رد نکنید . پیامبراکرم صلی الله و علیه و آله:((هرگاه کسی (به خواستگاری )آمد که از اخلاق و دین او راضی هستید ،به او همسر دهید ؛وگرنه فتنه و فساد بزرگی روی خواهد داد )).(3)
    پی نوشت ها:
    1- حسن بن فضل طبرسی (ره)،مکارم الاخلاق ، ص 220.
    2- وسایل الشیعه ، ج 18، ص 37.
    3- اصول کافی ،ج 5،ص 347.
    سلام
    فکر ازدواج داره منو دیوونه میکنه هرکس از دوستانم یا فامیل ازدواج میکندمن تا یک هفته حسرت میخورم اونا همون خواستگار اولی یا دومی را قبول می کنند و خوب هم هستند ولی من هرچی برام خواستگار میاد مناسب نیست یا اگر هست میرود چه کنم؟        
    پاسخ:
    خواهر گرامی! از اینکه شما هم صادقانه، و با صراحت مشکل خود را با مادر میان گذاشتید، تشکر و قدردانی می‌کنیم. امید است که پاسخ ما بتواند گره‌ای از مشکلات شما جوانان محترم و مشتاق پاکی و پاکدامنی باز کند که این بهترین پاداش به حسن اعتمادتان خواهد بود.
    یکی از مهم‌ترین ارکان مشاوره مخصوصاً در زمینه راهنمایی که باعث می‌گردد نتیجه مطلوبی از آن حاصل گردد میزان اطلاعاتی است که شما باید در اختیار مشاور قرار دهید؛ زیرا به هر حال تفاوت‌های فردی افراد در وضعیت و شرایط خانوادگی، محیطی، شخصیتی، جنسیتی، سنی و... ایجاب می‌کند که مشاوره‌ها با فرد مورد نظر و شرایط وی مطابقت داشته باشد. با این حال سعی می‌کنیم تا راهنمای خوبی برای شما باشیم.
    قبل از پرداختن به پاسخ سوال شما تذکر یک نکته را ضروری می‌دانیم و آن اینکه: تعدد خواستگار و زود به خانه بخت رفتن همیشه به معنای خوشبختی نیست. اگر به حفظ پاکی و عفت خود استمرار بخشید و در امتحان الهی موفق و سرافراز شوید، خداوند از طریقی که هیچ کسی نمی‌داند، فرد صالح و شایسته و لایقی را به سراغ شما می‌فرستد. مطمئن باشید با حفظ شؤون اخلاقی و دینی و رعایت وقار، متانت و حجاب کامل بهتر خواهید توانست خود را از دام خطا و لغزش حفظ کنید. بی‌تردید جوانان غیرتمند، اهل زندگی و وفا و عشق و متدین و هم شأن شما سراغ افرادی چون شما خواهند آمد و برای ازدواجی موفق از شانس بیش تری برخوردار خواهید بود.
    حال پاسخ شما را در دو محور تقدیمتان می‌کنم:
    ۱- نداشتن خواستگار مناسب و علل آن.
    ۲- دعاهایی جهت حفظ آرامش و مهیا شدن زمینه ازدواج.
    محور اول: نداشتن خواستگار مناسب و علل آن

    خواهر گرامی قبل از بررسی عوامل تاخیر در ازدواج ذکر چند نکته زیر نیز ضروری است:
    ۱. آیا تا به حال به تفاوتهای زندگی انسان و حیوان فکر کرده‌اید؟ چه تفاوتهایی بین انسان و حیوان وجود دارد؟ لحظه‌ای تامل کنید درست حدس زدید یکی از تفاوتهای انسان و حیوان داشتن امید در زندگی است. امید، به زندگی انسان معنا، جهت، صفا، شور و حرارت می‌بخشد. بدون امید زندگی آدمی به جهنمی غیر قابل تحمل تبدیل می‌شود. پس اگر واقعا خواستار برطرف شدن مشکل خود هستید در اولین گام باید امید خود را از دست ندهید.
    ۲. این نکته را به یاد داشته باشید که شما تنها دختری نیستید که با این مساله مواجه است بلکه دختران زیادی هستند که مدت‌ها و گاهی سال‌ها با این مساله روبرو هستند و سرانجام همسر مناسب و شایسته‌ای برای خود می‌یابند، پس نگران نباشید و با صبر و امیدواری به خداوند قادر و حکیم به آینده‌ای روشن و زیبا فکر کنید.
    ۳. هر چند دختران جوان علاقه مندند تا هر چه زود‌تر ازدواج کرده، زندگی آینده‌شان را روشن کنند و به اصطلاح از بلاتکلیفی بیرون آیند و...؛ ولی چه خوب است به شرایط و موقعیت‌های اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و... جامعه و فرد توجه کافی شود. با توجه به عوامل مختلفی که در سطح کلان جامعه مطرح است، متاسفانه سن ازدواج دختران و پسران بالا رفته است. گرچه باور بر این است که سن ازدواج باید پایین‌تر از سن کنونی باشد. پس احتمالا دغدغه خاطرتان که چرا هنوز در جریان خواستگاری‌ها، توافقی حاصل نشده است چندان جایگاهی ندارد.
    ۴. نداشتن خواستگارهای متعدد و زیاد و یا به توافق نرسیدن خانواده‌ها یا دختر و پسر و به عبارت دیگر جور نشدن آن، یک امر طبیعی است و‌‌ همان طور که برای شما به عنوان یک دختر، این مشکل وجود دارد و هنوز نتوانسته‌اید با فرد مناسب و دلخواه خود ازدواج کنید، برای پسر‌ها نیز این مشکل وجود دارد. علاوه بر این، شما بین دختران تنها فردی نیستید که دچار این مشکل هستید و دختران زیاد دیگری نیز هستند که مدت‌ها و گاهی سال‌ها با این مسئله روبه رو هستند؛ امّا سرانجام همسر مناسب و متناسب با روحیات خود را پیدا می‌کنند؛ ولی با اندکی تأخیر از نظر زمانی. پس زود ازدواج کردن آن هم با اوّلین یا دومین خواستگار، نشانه موفقیت در امر ازدواج و تأمین خوشبختی و سعادت همیشگی نیست. با کمی دقت و تفحص در بین همسایگان، فامیل و دیگران، می‌توانید مشاهده کنید که فرآیند خواستگاری و ازدواج، معمولاً یک فرآیند طولانی مدت است و نیازمند زمان و دقت کافی است و چه بسا همین تجربه‌ها و به تأخیر افتادن‌ها، شناخت و آگاهیتان را از موضوعات و معیارهای ازدواج بیشتر و عمیق‌تر کند و موفقیت در این امر مهم و حیاتی را چندین برابر کند که در نتیجه به صلاح شما خواهد بود.
    ۵. در فرآیند خواستگاری،‌‌ همان طور که خانواده دختر از ویژگی‌های خانوادگی، اخلاقی و... پسر تحقیق می‌کنند تا با شناخت کامل و دقیقی کار انجام گیرد، خانواده پسر نیز در مراحل خواستگاری و پس از آن از خانواده دختر و خصوصیات اخلاقی و رفتاری دختر تحقیق و تفحص می‌کنند و این امری لازم و ضروری است و چه بسا خانواده پسری که به نظر شما مناسب بوده پس از خواستگاری، در تحقیقاتشان به زعم خود به نقطه ضعف‌هایی در وجود شما یا خانواده محترمتان رسیده‌اند و متناسب با وضعیت خانوادگی خود نیافته‌اند و در نتیجه، امر را پی گیری نکرده‌اند. شاید خواستگارانتان از نظر فرهنگی، اخلاقی، خانوادگی و یا از هر نظر دیگر شما را نپسندیده‌اند.
    اما بطور کلی نداشتن خواستگار مناسب مساله‌ای است که در آن عوامل متعددی دخیل هستند. بعضی از این عوامل از حیطه اختیارات انسان خارج هستند و برخی دیگر از آن‌ها مربوط به خود فرد و خانواده او می‌شود در اینجا برخی از این عوامل را که از اهمیت بیشتری برخودار هستند مطرح می‌کنیم و امیدواریم که با دقت و تامل در آن‌ها پاسخ خود را دریافت دارید. طبیعی است که اگر مانعی بر سر راه شما وجود دارد ابتدا باید آن را برطرف نمایید. (از آنجا که ما در مورد بسیاری از مسایل زندگی شما اطلاعی نداریم مطالب زیر را بیان می‌کنیم و این خود شما هستید که باید با دقت در این مطالب و بررسی وضعیت خود پاسخ مناسب را بیابید.)
    ۱- وضعیت اجتماعى ـ فرهنگى و اقتصادى جامعه باعث شده است سن ازدواج دختران و پسران بالا برود. بعضى توقعات و انتظارات خانواده‏‌ها و دامن زدن به فرهنگ تشریفات و نظایر آن، مشکل بیکارى پسران و عدم توانایى آن‌ها براى تأمین نیازمندیهاى زندگى مستقل، عواملى است که باعث این مشکل شده، بنابراین در چنین فضایى زمینه ازدواج دختران نیز فراهم نمى‏شود در نتیجه دخترانى نظیر شما ممکن است گمان کنند اشکال و ایراد در وجود آنهاست. پس یکى از عوامل پدید آمدن این مشکل عاملى است که از اختیار شما و هر کس دیگرى خارج است.
    ۲- گاهى انتظارات بالا و بیش از اندازه خانواده‏‌ها یا خود دختران به این مشکل دامن مى‏زند که در این صورت این موضوع باید مورد بررسى قرار گیرد و در صورت واقعیت داشتن آن، با تدابیر لازم و مناسب به تعدیل آن پرداخت تا بدین وسیله یکى از موانع خواستگارى و ازدواج برطرف شود.
    ۳- در مواردی نیز ویژگی‌هاى شخصیتى و اخلاقى خانواده‏‌ها ممکن است مانع و سد راهى براى خواستگاران باشد یعنی اگر خانواده دختر به یک ویژگی یا صفت ناپسند اجتماعی، ظاهری، اخلاقی و یا مذهبی در بین فامیل، آشنایان و همسایه‌ها شناخته شوند، در این صورت طبیعی است که دیگران تمایلی به ارتباط برقرار کردن با چنین خانواده‌ای نداشته باشند. این امر نیز باید مورد توجه خانواده‏‌ها قرار گرفته و در صورت لزوم تغییرات لازم را در نحوه برخورد و صفات اخلاقى و آداب اجتماعى خود ایجاد نمایند و زمینه ازدواج دختران خود را فراهم نمایند.
    ۴- محل زندگی نامناسب نظیر محله بدنام و یا جرم خیز نیز یکی دیگر از عواملی است که باعث کم شدن شانس ازدواج یک دختر می‌تواند قلمداد گردد. شایسته است در چنین مواردی جهت تغییر در سرنوشت دختر هم که شده خانواده وی دست به هجرت زده و محل زندگی خود را تغییر دهند.
    ۵- ضعف در روابط اجتماعی نظیر انزواجویی دختر نیز یکی از این عوامل هستند: در چنین مواردی پیشنهاد می‌گردد چنین دخترانی با حفظ عفت و رعایت ضوابط اخلاقی و شرعی در مجامع و محافل زنانه نظیر روضه‌های خانگی، مراسم هیأت‌های مذهبی و... حضور یابند تا زمینه آشنایی مادران نیازمند عروس و یا واسطه‌ها با چنین دختری مهیّا گردد.
    ۶- گاهی نیز دختر در محلی زندگی می‌کند که همتایی برای ازدواج با وی نیست مثلاً دختر مورد نظر دارای تحصیلات عالیه در حد دکتراست و یا اینکه وضع مالی پدرش بسیار بالاست و.... در چنین مواردی یکی از راهکار‌ها هجرت و نقل مکان کل خانواده به محله و یا شهر بزرگ‌تر و یا می‌ه‌مان شدن خود دختر (در صورت نبودن مانع و با رعایت ضوابط اخلاقی و شرعی) در منزل یکی از محارم در شهری بزرگ‌تر است.
    ۷- گاهى نیز ویژگیهاى ظاهرى و جسمانى خود دختران است که باعث مى‏شود دیر‌تر ازدواج کنند و خواستگار کمترى داشته باشند. وضعیت ظاهری هر فرد نشانه و ملاکی است برای تشخیص دادن آنچه که در ذهن و قلب او می‌گذرد، بنابراین اگر خانمی با ظاهری شلخته و نامنظم و نامرتب در اجتماعات حاضرشود و یا اینکه شئونات دینی و عرفی را در پوشیدن لباس و آراستگی و آرایش رعایت نکند حتما برداشت‌های غلطی از او در فکر دیگران شکل خواهد گرفت، و این نیز مانع بزرگی بر سر راه ازدواج خواهد بود.
    ۸- اما شاید مهم‌ترین عاملی که باعث می‌شود دختران کمتر خواستگار داشته باشند و سن ازدواج آن‌ها بالا رود، خصوصیات شخصیتی آن‌ها می‌باشد. برای مثال افرادی که شخصیت درون گرایی دارند، کمتر در فعالیت‌های اجتماعی شرکت می‌کنند و با دیگرن ارتباط کمتری برقرار می‌نمایند، که همین امر باعث می‌شود، آن‌ها کمتر دیده شوند و یا مورد پسند واقع نشوند. لذا توصیه می‌کنیم که اگر شما چنین شخصیتی دارید، با بالا بردن مهارت‌های ارتباطی خود و حضور در جمع، سعی در اصلاح و تعدیل آن نمایید. در این رابطه چندین راهکار خدمت شما ارائه می‌شود:
    - ضمن رعایت حجاب و مسائل و حدود شرعی، سعی کنید با اقوام و خویشان و دوستان ارتباط بیشتری داشته باشید و در جلسات خانوادگی و خویشاوندی حضوری فعال داشته باشید.
    - همیشه با لباس‌های تمیز و مناسب در جلسات و ارتباطات با دیگران شرکت کنید.
    - سعی کنید با مطالعه کتب و تمرین مهارت‌های ارتباطی، خصوصا مهارت گفتگوی موثر، مهارت‌های خود را افزایش دهید.
    - با پر کردن اوقات فراغت خود به نحوی شایسته، خصوصا با پرداختن به کارهای هنری (مثل خیاطی و گلدوزی و...) و یا ارتباط با دوستان و پیاده روی و ورزش‌های گروهی، شادابی و سرزندگی خود را حفظ نمایید.
    ۹- گاهی اوقات هم موانعی ماورائی در این مساله دخالت دارند که ما از درک و برطرف کردن آن‌ها عاجز هستیم. مثل اینکه گاهی اوقات مصلحت انسان در کاری که آن را می‌خواهد و بر آن اصرار دارد نیست، اما او متوجه نیست. خداوند در سوره بقره آیه ۲۱۶ مى‏فرماید: «... وَ عَسى اَن تُکرِهوا شَیئاً و هُوَ خَیرٌ لَکُم وَ عَسى اَن تُحِبّوا شَیئاً وَ هُوَ شَرٌ لََکُم وَاللهُ یَعلَمُ و اَنتُم لا تَعلَمون؛ چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزى را دوست داشته باشید حال آنکه شر شما در آن است و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید». بنابراین اطمینان داشته باشید، اینکه تا کنون موفق به ازدواج نشده‌اید، حتما خیر و صلاحی می‌باشد و خداوند متعال این امر را در بهترین شرایط و زمان، برای شما مهیا خواهد نمود. مطمئن باشید اگر به خداوند متعال توکل کنید و تمام امور زندگى خود را به او واگذار کنید، خداوند به بهترین وجه و شکل به آن رسیدگى خواهد کرد زیرا او خیر و صلاح بندگانش را بهتر از من و شما مى‏داند. مطمئن باشید خدایی که سال‌ها پیش شما را آفریده به فکر همسر و زوج مناسب شما هم بوده و در بهترین زمان فرد مناسب شما را به سراغتان خواهد فرستاد.
    خواهر گرامی یقیناً بعضى عوامل این مسئله در دست شما یا کس دیگرى نیست، که در این صورت نباید نگران آن باشید و ذهن خود را به آن مشغول نمایید به گونه‏اى که مانع زندگى روزمره و درسى و تحصیلات علمى و دیگر امور شود. زیرا انسان نمى‏تواند تمام شرائط و امکانات را بر وفق مراد خود فراهم نماید ولى مى‏تواند خود را با شرائط موجود وفق دهد و هماهنگ سازد در صورت اول همیشه نگران و ناراحت و غمگین و افسرده خواهد بود و در صورت دوم با ابتکار و خلاقیت و بهره‏مند شدن از دیگر توانمندیهاى خود، شاد و با نشاط زندگى خواهد کرد و فعّال و سر زنده با‌‌ همان امکانات و شرائط موجود، زندگى را بر خود سهل و آسان خواهد گرفت.
    گفتنی است که ازدواج همة زندگی نیست تا تمام فکر خود را به آن مشغول کنید. افراط در هر امری، به‌‌ همان اندازه مضر است که انسان نسبت به آن، بی‌مبالات باشد. اگر واقعاً این مسئله برایتان مهم است ـ که باید باشد ـ در این زمینه مطالعه کنید و بر آگاهی خود بیفزایید تا هنگام انتخاب، بتوانید تصمیم صحیحی بگیرید.
    لازم به ذکر است که امر مقدس ازدواج اهمیت و جایگاه ویژه‌ای در زندگی انسان دارد بنابراین دغدغه شما در رابطه با آن امری بسیار طبیعی و عادی است. به این معنی که فقط شما نیستید که نگران زمان و مساله ازدواج هستید بلکه تقریبا تمام دختران و پسران در سنین جوانی با این مساله مواجه می‌شوند. اما نکته قابل توجه و با اهمیت این است که یک ازدواج بر اساس ملاک‌ها و معیارهای درست و صحیح انجام پذیرد، چرا که نه زود ازدواج کردن عامل خوشبختی است ونه دیر ازدواج کردن سبب بدبختی خواهد شد.
    محور دوم: دعا‌ها و راهکارهایی جهت حفظ آرامش و مهیا شدن زمینه ازدواج.
    در کنار تلاش برای برطرف کردن موانع ازدواج و نداشتن خواستگار، می‌توانید برای آرامش خود ارتباط معنویتان را با خداوند متعال گسترش دهید و به کمک راهکارهای مجرب زیر زمینه ازدواج خود را فراهم نمایید:
    ۱. در هر شبانه روز، یک بار زیارت عاشورا و دعاى توسل را به نیت این حاجت قرائت کنید.
    ۲. توسل به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به ویژه حضرت امام جواد علیه السلام را در برنامه روزانه خود قرار دهید.
    ۳. دو دعا را نیز زیاد بخوانید در قنوت نماز و بعد از هر نماز، در سجده و یا هر وقت دیگر:
    یکی: «اَلّلهُمّ اَغنِنی بِحَلالِک عَن حَرامِک و بِطاعَتِک عَن مَعصِیتِک؛ خدایا مرا بی‌نیاز کن با حلالت از حرامت و با فرمانبرداریت از نافرمانیت». برخی از بزرگان توصیه کرده‌اند این دعا ۱۱۴ مرتبه در یک مکان مقدس مانند مسجد یا زیارتگاه خوانده شود.
    و دیگری: «رَبِّ اِنی لِما اَنزَلتَ اِلَیَّ مِن خَیر فَقیر؛ خدایا! بی‌تردید من به خیری که تو بر من فرو می‌فرستی نیازمند و محتاجم». (۱)
    ۴. از حضرت آیت الله بهجت (ره) نقل شده است برای برطرف شدن این مشکل؛ نماز جعفر طیار بخوانید و پس از آن دعایی که در کتاب زاد المعاد مجلسی آمده بخوانید (این دعا در کتاب شریف مفاتیح الجنان در ضمن نماز جعفر طیار ذکر شده است) و در پی آن به سجده روید و تلاش کنید که حتما گریه کنید، گرچه به مقدار کم، همین که چشمتان را اشک گرفت حاجتتان را از خدا بخواهید. این عمل را تا زمانی که حاجتتان روا شود انجام دهید و اگر نشد بدانید یا کم خوانده و یا با اعتقاد کامل نخوانده‌اید.
    هم چنین در جای دیگر فرموده‌اند: آیه «رَبَّنا هَب لنا مِن ازواجِنا و ذُریّاتنا قُرَّةَ اَعیُنٍ وَ اجعلنا لِلمُتَّقینَ اماماً» را بسیار بخوانید. (۲)
    ۵. دعا، توکل، توسل و نذر صلوات برای روح اولیاء خدا معمولا مشکل گشا بوده است.
    ۶. بسیار خوش اخلاق و خوش برخورد باشید.
    ۷. به سر و وضع و آراستگی ظاهری خود بیشتر برسید و از شلختگی اجتناب کنید. البته با رعایت حلال و حرام و اجتناب از خودآرایی در مقابل نامحرم.
    ۸. بعد از هر نماز سه بار سوره توحید بخوانید و حتما از خداوند بخواهید که این مسئله را حل نماید.
    ۹. از والدین خود بخواهید برایتان دعا کنند زیرا دعای والدین در حق فرزند مستجاب می‌شود.
    ۱۰. درگفت‌و‌گوهای خود به صورت غیرمستقیم علاقه و میل خود را برای ازدواج با فرد مومن و متدین ابراز دارید.
    ۱۱. چنانچه در رفتار و کردار خود نقاط منفی مشاهده می‌کنید سعی کنید این نکات را برطرف کنید.
    ۱۲. با توجه به آنچه به عنوان موانع ازدواج ذکر شد سعی کنید با دقت به بررسی موانع ازدواج خود بپردازید و از این موانع لیستی تهیه کنید سپس با تمام وجود سعی در برطرف کردن این موانع داشته باشید. چنانچه برطرف کردن این موانع را از توان خود خارج می‌دانید از افراد آگاه و دلسوز کمک بگیرید.
    ۱۳. برنامه زندگی خود را در طول روز به گونه‌ای تنظیم کنید که حتی لحظه‌ای بیکار نباشید. تجربه نشان می‌دهد افکار مزاحم زمانی که انسان بیکار است به ذهن او هجوم می‌آورد.
    ۱۴. با افراد شاد و اجتماعی ارتباط برقرار کنید.
    ۱۵. به یاد داشته باشید حل برخی از مشکلات نیاز به گذشت زمان دارد و پس از گذشت مدتی مشکل خود به خود حل می‌شود. البته به شرط آنکه انسان امید خود را از دست ندهد و با درایت سعی کند بر مشکل خود غلبه کند.
    ۱۶. از منفی بافی و افکار منفی باید اجتناب شود.
    ۱۷. تقوا پیشه کنید. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ مَن یَتَّقِی الله یَجعَل لَهُ مَخرَجا وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب»؛ «کسی که به واجبات عمل و از گناهان دوری نماید، خدای مهربان راه خروجی برایش قرار می‌دهد و روزیش را از جایی که حساب نمی‌کند، می‌رساند».
    با توکل به خداوند و توسل به اولیای الهی از خداوند بخواهید که هر چه زود‌تر مشکل حل شود. مطمئن باشید اگر به خداوند متعال توکل کنید و تمام امور زندگى خود را به او واگذار کنید، خداوند به بهترین وجه و شکل به آن رسیدگى خواهد کرد.
    ۱۸. استفاده از واسطه برای ازدواج نیز امر پسندیده‌ای است، از اینرو شایسته است که اگر خود این دختران و یا خانواده آن‌ها فردی را پسندیدند به کمک واسطه‌ای آشنا، سرنگهدار و خودی آن‌ها را به سمت خانه دختر هدایت کنند تا به طور غیرمستقیم دختر مورد نظر به فرد مقابل به عنوان فردی که آمادگی ازدواج دارد معرفی گردد. در چنین مواردی باید مراقب بود که افراد واسطه از مهارت کافی و تجربه لازم برخوردار باشند و حداقل در مراحل اولیه، طرف مقابل را از ابراز تمایل دختر و یا خانواده وی مطلع نسازند.
    همچنین شما برای رسیدن به یک ازدواج خوب، می‌توانید در مکانهای سالم مثل مساجد در رفت و آمد باشید، در کانون‌های مذهبی فعالیت کنید و در مجالس مذهبی بیشتر شرکت کنید. افراد مؤمن اکثراً در این مکان‌ها در رفت و آمد هستند. از این رو بستر مناسبی است، برای انشاءالله یک ازدواج مناسب.
    نکته: در صورتی که خواستگار یا خواستگارانی برای شما آمد، ضمن در نظر گرفتن معیار‌ها و ملاک‌های ازدواج موفق از وسواس و سخت گیری بیش از حد اجتناب کنید و اگر حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد شرایط را داشت، حتما به او جواب مثبت دهید، مطمئنا با هنرمندی دو طرف می‌توانید بقیه شرایط را نیز در ادامه زندگی خودتان تکمیل نمایید.
    امیدوارم ضمن رعایت راهکارهای ارائه شده همسر شایسته‌ای بیابید و زندگی پر شور و نشاطی را تجربه نمایید، انشاءالله.
    پی نوشت:
    ۱- قصص، آیه ۲۴؛
    ۲- پرسش‌های شما و پاسخ‌های آیت الله بهجت (ره)، حامد اسلام جو، انتشارات طوبای محبت، ص ۲۸.
    چند نفر به خواستگاریم آمدند ولی همه پشیمان شدند و ادامه ندادند؛ دیگه خسته شدم؛ شما بگید چرا اینجوری میشه و من باید چکار کنم؟        
    پاسخ:
    خواهر گرامی؛ از اعتماد و ارتباطتان با ما سپاسگزاریم.
    در پاسخ به آنچه به عنوان انصراف و پشیمانی خواستگارانتان مطرح کرده‌اید توجه‌تان را به مطالب زیر جلب می‌کنم به این امید که بتواند برای کاستن از دغدغه‌های فکریتان به شما کمک کند و گره‌ای از کار شما باز کند.
    ۱. اولین نکته‌ای که لازم است آن را تذکر دهیم این است که داشتن خواستگارهای متعدد و بی‌نتیجه ماندن آن‌ها باید شما را به تفکری دقیق‌تر و موشکافی موضوع وا دارد. از شما می‌خواهم برای دقایقی صادقانه با خود بیندیشید. تمام ابعاد رفتار، کردار و منش خود و خانواده‌تان را در نظر بگیرید. دقیق باشید. اگر در میان تفکرات خود به مورد یا مواردی رسیدید که حدس می‌زنید عامل پا پس کشیدن خواستگارانتان است، سعی در اصلاح آن‌ها داشته باشید تا انشاءالله در موارد بعدی خواستگاری رفع شده باشند.
    ۲. انصراف خواستگار همیشه به معنای وجود مشکل در دختر و یا خانواده وی نیست، بلکه ممکن است دلایل دیگری داشته باشد. گذشته از آن خواستگاری، یعنی همین که می‌آیند و می‌روند و در خیلی از اوقات هر گروهی به علل مختلفی پسند نمی‌کنند. امروزه بسیاری از خواستگاری‌ها برعکس گذشته‌ها جدی نیست؛ زیرا یا پسر‌ها و خانواده‌هایشان به علل مختلف از ازدواج می‌ترسند (که اکنون در مقام بیان آن‌ها نیستیم)، یا وسواس پیدا کرده و نمی‌توانند به سادگی قانع شوند یا.... لذا برخی خواستگاری‌ها با عزم جدی نیست و کار سست هم زود‌‌ رها می‌شود و پیگیری نمی‌شود.
    به دنبال پیدا کردن ریشه قضیه در جای دیگر باشید. مثل اینکه بررسی کنید آیا ممکن است مانعی وجود داشته باشد که سبب برنگشتن خواستگاران شود؟ گاهی ناراحتی والدین و نارضایتی ایشان، بزرگ‌ترین مانع در راه رسیدن ما به خواسته‌هایمان است. گاهی ترس خود انسان از آنچه در پیش رو دارد، مثل ترس از ازدواج و عاقبت چگونگی این پیوند و یا عدم توکل به خداوند، خود موانع بر راه تحقق خواسته‌هایمان است. بنابراین، قدری در این زمینه فکر کنید که آیا مانعی وجود دارد که سبب تأخیر در ازدواج شما شده باشد؟ اگر مانع وجود دارد، سعی کنید تا موانع را از میان بردارید؛ مثلاً رضایت پدر و مادر را جلب کنید و یا به آینده امیدوار باشید و از آنچه تحقق خواهد یافت، نهراسید.
    ۳. در فرآیند خواستگارى، همان‏طور که خانواده دختر از ویژگى‏هاى خانوادگى، اخلاقى و... پسر تحقیق مى‏کنند تا با شناخت کامل و دقیقى کار انجام گیرد، خانواده پسر نیز در مراحل خواستگارى و پس از آن از خانواده دختر و خصوصیات اخلاقى و رفتارى دختر تحقیق و تفحص مى‏کنند و این امرى لازم و ضرورى است و چه بسا خانواده پسر پس از خواستگارى، در تحقیقاتشان به نقطه‏ضعف‏هایى در وجود شما یا خانواده محترمتان رسیده‏اند و آن را متناسب با وضعیت خانوادگى خود نیافته‏اند و در نتیجه، امر را پى‏گیرى نکرده‏اند. بنابراین تلاش کنید این نکات و موانع را شناسایی کرده و در صدد رفع آن‌ها برآیید.
    به طور خلاصه برخی از دلایلی که ممکن است باعث تأخیر در ازدواج شوند عبارتند از:
    ۱. قصور و یا تقصیر اعضای خانواده، ۲. مشکل جسمی، نقص عضو و یا نقص جدّی در زیبایی دختر، ۳. مشکل اخلاق دختر یا خانواده‌اش، ۴. محل زندگی نامناسب نظیر محلّه بدنام و یا جرم خیز، ۵. ضعف در روابط اجتماعی نظیر انزواجویی دختر، ۶. نداشتن کفویت و تناسب، ۷. خصوصیات شخصیتی مانند درونگرایی، ۸. کمالگرایی دختر. لذا سعی کنید موانع را شناسایی و برطرف کنید.

    *** چند نکته مهم:
    ۱. با دقت به بررسی موانع ازدواج خود بپردازید و از این موانع لیستی تهیه کنید سپس با تمام وجود سعی در برطرف کردن این موانع داشته باشید. چنانچه برطرف کردن این موانع را از توان خود خارج می‌دانید از افراد آگاه و دلسوز کمک بگیرید.
    ۲. این نکته را باور داشته باشید و همواره به خود و اطرافیانتان گوشزد نمایید که سن من برای ازدواج به هیچ عنوان دیر نشده. این نکته را به هیچ‌ عنوان خود فریبی قلمداد نکنید. به یادآوری هر روزه این نکته ملتزم باشید.
    ۳. خانه بخت را منحصر در ازدواج ندانید. همه برگه‌های زندگی را در موضوع ازدواج خرج نکنید. چه بسا زنان بسیار تأثیرگذاری در جامعه بوده‌اند که در پرتو تحصیل و اشتغال مولد به خانه بخت واقعی خود راه یافته‌اند.
    ۴. ضمن رعایت حجاب و مسائل شرعی، سعی کنید با اقوام و خویشان و دوستان ارتباط بیشتری داشته باشید و در جلسات خانوادگی و خویشاوندی حضوری فعال داشته باشید خصوصا در مجالس زنانه با ظاهری آراسته و زیبا حاضر شوید.
    ۵. به سر و وضع و آراستگی ظاهری خود بیشتر برسید و از شلختگی اجتناب کنید. البته با رعایت حلال و حرام و اجتناب از خودآرایی در مقابل نامحرم.
    ۶. اگر در میان اطرافیان خود پسری را می‌شناسید که با ملاکهای شما مطابقت دارد می‌توانید از واسطه‌ای امین و رازدار بخواهید که بدون اینکه از مطلع بودن شما از موضوع چیزی بگوید شما را به ایشان برای ازدواج پیشنهاد کند.
    ۷. صبور باشید و با توکل بر خدا و اطمینان به او، دعا کنید و از او کمک بخواهید و در این راه سستی و ناامیدی به خود راه ندهید.
    ۸. زندگیتان را شلوغ کنید. برای مشغول کردن ذهنتان و شلوغ کردن زندگیتان راه‌های دیگری پیدا کنید. درست است که هر تعلقی در زندگی جای خودش را دارد و هیچ چیز نمی‌تواند جای یک همراه خوب را برای شما پر کند اما اگر از تک بعدی بودن دست بردارید و مشغولیت‌های دیگری برای خودتان ایجاد کنید خیلی چیز‌ها تغییر می‌کند. سعی کنید کار مورد علاقه‌تان را پیدا کنید و آن را جدی بگیرید، برای زندگیتان دلیلی پیدا کنید. این دلیل می‌تواند کار، تحصیل، دوستان، خانواده یا هر چیز دیگری باشد. همانطور که گفتیم این موارد نمی‌تواند جای یک رابطه حمایت گرانه و عاطفی را پر کند اما اگر شما زندگیتان را پوچ و بی‌معنا نبینید و دلایل زیادی برای افتخار کردن به خود و زندگیتان داشته باشید، حالتان خیلی بهتر از حالا می‌شود.
    احتمالا در خانواده و در میان دوستان شما افراد زیادی هستند که قصد ازدواج دارند و روز به روز هم تعدادشان کمتر می‌شود. ممکن است با ازدواج کردن هر کدام آن‌ها از خود بپرسید که چرا شما نتوانسته‌اید یکی از گزینه‌ها باشید و چرا همیشه زنان دیگر هستند که مورد توجه قرار می‌گیرند اما به جای این فکر و خیال‌ها سعی کنید در خود معیارهایی را پرورش دهید که از نظر همه برای انتخاب یک همسر ایده آل ضروری هستند. آدم‌های اطراف شما بر اساس رفتارهایی که در همین لحظات عادی زندگیتان انجام می‌دهید روی شما قضاوت می‌کنند. بدخلقی‌ها، بهانه گیری‌ها، رفتارهایی که با خانواده‌تان دارید و بسیاری موارد دیگر می‌تواند مبنای قضاوت دیگران درباره شما باشد. پس اگر واقعاً قصد ازدواج دارید و این دنیای مجردی آزارتان می‌دهد، به همه این جزئیات توجه کنید. ظاهر سازی کافی نیست بلکه باید با دل و جان همه این‌ها را تغییر دهید.

    *** و نکته پایانی:
    خواهر گرامی؛ مشکل شما آن قدر جدی و لاینحل نیست که شما فکر کنید همه درهای امید به روی شما بسته شده و در یک بن بست جدی قرار گرفته‌اید که نه راه به پیش دارد و نه راهی برای برگشت. بزرگ جلوه دادن مشکل، منفی بافی، سوء ظن و افکار پوچ، انسان را مستأصل و مأیوس می‌کند و باعث تخریب روح و جسم انسان می‌شود و باید به طور جدّ از این وضعیت خود را نجات داد؛ بنابراین روح خود را نیازارید و خودخوری و ناراحتی را کنار بگذارید و به فضل و رحمت بی‌انتهای خداوند امیدوار باشید. چه بسا تأخیر در ازدواج حکمتی داشته و خداوند فرد مناسب‌تر و بهتری را نصیب شما خواهد کرد. به جای ناراحتی و خودخوری با دقت تمام سعی کنید موانع ازدواجتان را شناسایی کرده و با تمام توان برای رفع آن‌ها تلاش کنید. مطمئن باشید اگر به خداوند متعال توکل کنید و تمام امور زندگى خود را به او واگذار کنید، خداوند به بهترین وجه و شکل به آن رسیدگى خواهد کرد زیرا او خیر و صلاح بندگانش را بهتر از آن‌ها مى‏داند.
    ۲۷ شهریور ۹۴ ، ۱۸:۴۳ دانشجوی ارشد
    من دانشجوی ارشد هستم و 23 سال دارم. خودم فکر میکنم الان موقع ازدواج کردنمه و خودم هم این نیاز رو درک میکنم اما خواستگاری ندارم. چندتا موضوع هست که باید بگم .از لحاظ مادی خیلی قوی نیستیم و هر خواستگاری برای خواهر بزرگم اومده، دیگه ادامه نداده. مساله اینه که مردم الان زوم کردن رو مادیات. برای خواهر بزرگم متاسفانه کیس مناسبی نیومده، سختگیر نیست اما مردم بیشتر به اوضاع اقتصادی خانواده دختر نگاه میکنن تا خود دختر. در این شرایط خواستگار ندارم اما نیاز دارم، بیشتر به یه همراه از نظر جنسی. بعضی دوستامو می بینم که خواستگار دارن اما به دلایل الکی (به نظر خودم) رد میکنن و با دیدن این وضعیت اعصابم به هم میریزه. جند وقته ناامید شدم؛کارای پایانامه ام مونده، با عرض شرمندگی چت میکنم اما سکسی اصلاً نه، بیشتر گفت و گو! میدونم اشتباهه! منو راهنمایی کنید تا از این حالت در بیام.        
    پاسخ:

    خواهر گرامی؛ از اینکه  به «گناه شناسی» اعتماد نموده و آن را بسان سنگ صبوری برای مشکلات شخصی و خانوادگی خود پذیرا بودید، سپاسگزاریم.
    دغدغه ازدواج در سنین جوانی، برای دختری جوان همچون شما امری طبیعی است؛ زیرا ازدواج یکی از مسائل اساسی زندگی است که در دوره جوانی اتفاق می‏افتد. مسلّم است که علاوه بر مسئله ازدواج مسائل مهم دیگر مانند ادامه تحصیلات، اشتغال و ... تمام فکر و وقت شما را به خود مشغول کرده و بسان ابری بر همه ابعاد زندگی شما سایه افکنده و آن را تحت ‏الشعاع خود قرار داده؛ امّا به خاطر داشته باشید که به هیچ وجه اجازه ندهید اهمیت این مسئله چنان موجب نگرانی شدید شما شود که زندگی تان را مختل سازد و یا خدای ناکرده شما را نسبت به آینده ناامید سازد.

    در پاسخ اختصاصی به مسئله‏ اى که تحت عنوان مشکل ازدواج مطرح فرمودید، توجه به نکات زیر لازم و ضرورى است تا بخش زیادى از دغدغه ‏هاى ذهنى‏ تان کاسته گردد :
    1. گرچه واقعیّت دارد که شغل و به تبع آن وضعیّت اقتصادی خانواده دختر برای بسیاری از پسران و خانواده هایشان اهمیّت دارد، ولی اگر به دقّت بنگرید درخواهید یافت دختران بسیاری در شرایط اقتصادی بدتر از شما بوده اند که ازدواج های موفّقی نصیبشان شده است؛ لذا از تعمیم سلیقه برخی خانواده های پسر به همه افراد جامعه خودداری نمایید؛ زیرا این مسأله باعث می گردد که ارزیابی ناقصی از ماجرا برایتان حاصل گردد.
    2. واقعیّت های زندگی را بپذیرید تا انرژی روانی شما بیهوده به هدر نرفته و دلسرد نشوید. با این کار نه تنها ظرفیّت تحمّل خود را بالا خواهید برد، بلکه خود نیز نقشی فعّال در ازدواج خود بر عهده خواهید گرفت؛ زیرا خوب یا بد شرایط اقتصادی خانواده شما و شغل پدرتان که شما تأثیر زیادی برای این دو عامل برای موفقیّت خود در ازدواج قائلید، همینی هست که هست، امّا یادتان باشد خود، شخصیّت و متانت و پاکی شما نیز در این قضیّه بیشتر از همه تأثیرگذار است. در حقیقت اگر نمی توانید وضعیّت اقتصادی خانواده را ارتقاء دهید، از عهده تغییر خود و شرایط تان که می توانید برآیید!. مهم آن است که خود را پاک نگه دارید تا ازدواجی پاک نصیبتان گردد، حال چه این ازدواج امسال صورت گیرد یا چند سال آینده.
    3. لطفاً با دیدی واقع بینانه تر به مسأله بنگرید. نداشتن خواستگار پدیده ای اجتماعی است که عوامل متعدی دارد به گونه ای که وضعیت اجتماعى ـ فرهنگى و اقتصادى جامعه باعث شده است سن ازدواج دختران و پسران بالا برود، بعضى توقعات و انتظارات خانواده ‏ها و دامن زدن به فرهنگ تشریفات و نظیر آن، مشکل بیکارى پسران و عدم توانایى آنها براى تأمین نیازمندی هاى زندگى مستقل عواملى است که باعث این مشکل شده؛ بنابراین در چنین فضایى زمینه ازدواج دختران نیز فراهم نمى‏شود؛ لذا به این مسأله هم توجه کافی داشته باشید که این مسأله تقریباً همگانی است.
    4. گرچه انسان نمى‏تواند تمام شرائط و امکانات موجود را بر وفق مراد خود فراهم نماید، ولى مى‏تواند خود را با شرائط موجود به گونه ای مناسب و فعّال وفق دهد و هماهنگ سازد که نه تنها از حالت همیشه نگران، ناراحت، غمگین و افسرده وضعیت موجود خود به درآید، بلکه با ابتکار، خلاقیت و بهره‏مند شدن از دیگر توانمندی هاى خود و تنها با استفاده از همان امکانات و شرائط موجود، زندگی شاد و با نشاطی را برای خود رقم زند.
    5. این را نیز مد نظر داشته باشید، از آنجا که شما سالها مشغول تحصیل بودید، بسیاری از خانواده ها (به درست یا نادرست) با خود می گویند : دختر فلانی مشغول تحصیل است و لابد فعلاً قصد ازدواج ندارد. پس خود را نگران نسازید، زیرا معمولاً دخترهای تحصیل کرده به دلیلی که ذکر شده دیرتر ازدواج می کنند.
    6. شاید یکی از دلایلی عدم حضور خواستگار در منزلتان این باشد که گمان می کنند چون شما دختر تحصیل کرده ای هستید، لذا سطح توقعاتتان نیز بالاست.
    7. گاه ویژگیهاى شخصیتى و اخلاقى خانواده ‏ها ممکن است مانع و سدّی براى خواستگاران باشد که این امر نیز باید مورد توجه خانواده ‏ها قرار گفته و در صورت لزوم تغییرات لازم را در نحوه برخورد و صفات اخلاقى و آداب اجتماعى خود ایجاد نمایند تا زمینه ازدواج دختران خود را فراهم نمایند.
    8. گاه ویژگیهاى ظاهرى، جسمانى یا صفات اخلاقى و شخصیتى خود دختران است که باعث مى‏شود دیرتر ازدواج کنند و خواستگار کمترى داشته باشند.
    9. بى‏تردید خداوندى که چندین سال پیش شما را آفریده، کفو و همسر مناسب و متناسب با شما را نیز در نظر گرفته است و به موقع او را روانه‏ منزل شما خواهد کرد، به گونه ای که هیچ چیزى نخواهد توانست مانع ایجاد پیوند و ازدواج شما شود.
    10. چه بسا عدم ازدواجتان تا به امروز، به مصلحت شما بوده است. به آن سوی سکه نیز بنگرید. خداوند در قرآن کریم (بقره /216) مى‏فرماید: « عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ‏ », بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن باشد و بسا چیزى را دوست داشته باشید، حال آن که براى شما بد باشد. این خداوند است که خیر و شر بودن آنها را مى‏داند و ما و شما نمى‏دانیم.
    11. از خداوند متعال درخواست کنید، همسرى لایق، مناسب و شایسته را نصیب شما کند. از دعا و توسل با توجّه به شرایط آن مأیوس نشوید. به عنوان مثال هر چه زودتر ارتباط خود با نامحرم (چت و ...) را قطع نمایید؛ زیرا چنین گناهانی مانع استجابت دعاهایتان هستند. آیه «رَبّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیّاتِنا قُرّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتّقینَ إِمامًا» (سوره فرقان آیه 74) را زیاد بخوانید.
    12. زود ازدواج ‏کردن نشانه موفقیت در امر ازدواج و تأمین خوشبختى و سعادت همیشگى نیست. با کمى دقت و تفحص در بین همسایگان، فامیل و دیگران، مشاهده می کنید که فرآیند خواستگارى و ازدواج، معمولاً یک فرآیند طولانى مدت و نیازمند زمان و دقت کافى است. چه بسا همین تجربه‏ ها و به تأخیر افتادن‏ها، شناخت و آگاهى‏تان را از موضوعات و معیارهاى ازدواج بیشتر و عمیق‏تر کند و موفقیت در این امر مهم و حیاتى را چندین برابر کند که در نتیجه به صلاح شما خواهد بود.
    13. ازدواج همه زندگی نیست، بلکه تنها یک بعد از ابعاد زندگی است. پس تا زمانی که شرایط ازدواج برایتان فراهم نشده، از فرصت استفاده کنید و در سایر ابعاد مثل تحصیل، تهذیب و ... بکوشید.

    نکته نهایی :
    دانشجوی گرامی؛ نگران این که چرا تا به حال موفق به ازدواج نشده اید، نباشید. در جامعه ما سن ازدواج بالا رفته است و در حال حاضر میانگین سن ازدواج در دختران حدود 24 سال است و شما نیز در حال حاضر امتیازات فراوانی از جمله تحصیلات دانشگاهی، اعتقاد دینی سالم، نجابت و ... دارید که بسیاری از دختران ندارند.
    در یک جمع‏بندى معلوم مى‏شود که بعضى از عوامل نداشتن خواستگار در دست شما یا کس دیگرى نیست، در این صورت نباید نگران باشید و ذهن خود را طوری به آن مشغول نمایید که مانع زندگى روزمره، درسى و تحصیلات علمى و دیگر امور شما شود.

    سلام من دختری 39 ساله هستم از ابتدا پر تلاش و مصمم بودم تحصیلات عالیه خونه ماشین همه چیز برا زندگی خودم فراهم کردم ولی هیچ وقت شانس یه ازدواج خوب را نداشتم یه سوال همیشه تو ذهن من بوده وهست که چرا بعضی از دخترها ظاهر و شخصیت وشرایط خوبی ندارند ولی اینقدر تو ازدواج شانس میارند وادمهایی مثل من باید تنها و افسرده بشند؟دیگه شور وشوقی برا ادامه راه ندارم؟
    سلام  من یه دختر 39 ساله هستم از اول مصمم و پر تلاش بودم تحصیلات عالیه خونه ماشین  همه امکانات برا زندگی خودم فراهم کردم شرایط خوب داشتم ولی هیچ وقت شانس یه ازدواج خوب را نداشتم این یکی از سوالهای من بوده چرا بعضی دخترهابدون داشتن ظاهر خوب بدون داشتن شخصیت وشرایط خوب اینقدر تو ازدواج شانس میارند؟ولی ادمهایی مثل من باید تنها بمونند وافسرده بشند؟
    چه بسا ازدواج یک دختر زشت و ریاکار با یک پسر خوش سیما و بااخلاق عین عدالت باشد.خواهشا قبل از ارسال نظر فقط کمی تفکر کنید.درسته که چهره دست خود آدم نیست.ولی خوش لباس بودن مودب بودن بااخلاق بودن و خوش اندام بودن تا حدود زیادی بستگی به خود آدم داره و البته کسی که برای این موارد زحمت کشیده و به این مسائل اهمیت میده لایق همسری شایسته ی خودشه.چه زن چه مرد.
    ملکه ی زیبایی عزیز درد دل شما رو خوندم و بسیار متاثر شدم،چون دخترخانمهای باکمالات و مجرد مثل شما فراوون هستند و نگاههای دلسوزانه ی عوام بسیار آزار دهنده ست که فکر میکنن امثال اون خانم که شما مثال زدی حتما یه چیزی داشتن که چنین مردی به همسریشون دراورده.توکل به خدا عزیزم.انشاا...مشکل شما و تمام جوونهای مثل شما حل بشه.
    سلام سارمیای عزیز من از خداوند برای شما طلب صبر میکنم 
    واقعا سخته ان شاالله که خداوند به شما و دختر شما سلامتی بده و سایه شما همیشه بالای سر کوچولو باشه 
    خداوند همسر شما را ببخشه و رحمت کنه
    همسر شما قبل از ازدواج با شما با اون خانم رابطه داشته یا بعد ازدواج شما؟ 
    سلام با کلی امید و آرزو دز سن 32 سالگی با کسی که دوستش داشتم ازدواج کردم به سختی ،ممکن بود به علت جراحی بیماری واریکوسل همسرم صاحب فرزند نشیم ودر نتیجه بعد از سه ماه تصمیم گرفتیم بچه دار بشیم و چه زودبهش رسیدیم نمیدونستم خوشحال باشم یا ناراحت چون آمادگیش رونداشتم واز طرفی ممکن بود هیچ وقت بچه دارنشیم ، هنوز خستگی بدو بدو های مراسم ازدواج و راضی نگه داشتن اطرافیانم ازتنم خارج نشده بود،بالاخره باخودم کنار اومدم و شکر گزار بودم دوس ماهی گدشت و ...وای خیانت همسر،این موضوع رو کجای دلم میگداشتم،سعی کردم خیلی عاقلانه رفتار کنم خیلی منطقی ، ولی مخاطبین ظاهرا از یک دو نفر بیشتر بودند و بعضی هاشون هم کمی بی عفت صدای پیام گوشی همسرم مو رو به تنم سیخ میکرد،حالا که باید آرامش داشته باشم حالاکه نیاز به پشتی بانی بیشتر همسرم دارم چرا، تصمیم گرفت باهاش صحبت کنم و حتی واسش نامه بنویسم، اس ام اسهای عاشقانم رو بیشتر کنم ولی بی فایده بود.شبها دیروقت می خوابید و من تنها در حاله ای از غم مخفاینه گریه می کردم ،به مشاور مراجعه کردم و کم کم گریه هام آشکارا، دوستش داشتم دلم نمیخواست موضوع رو با با خانواده ها و آشناها در میون بگذارم چون عاشق زندگیم بودم حافظ آبروی همسرم، باهماهنگی مشاورم موضوع رو جدی تر باهاش در میون گداشتم وازش خواستم که به زندگی برگرده و با من و فرزندم همراه باشه کم کم وارد شش ماهگی می شدم وهمچنان شاهدمحفی کاری ها و ارتباطات به قول خودش مجازی همسرم ،روزگار تلخی بود برادرم یه تجربه تلخ طلاق اینچنین داشت و همه خانواده ناراحت و زخم خورده این موضوع و حالا من باید چکار میکردم.روزهای سختی سپری می شد و من غطه ور در غم و غصه،ناگهان ورق روزگار به گونه ای دیگر عذابی دیگر برایم در نطرگرفت،ناگهان مریض شد بی هیچ علت و من وارد ماه هفتم بارداریم می شدم ،تمام وجودم همسرم را می طلبید،برایم مهم نبود که چقدرتوان در وجودم باقیست، در هر لحظه که لازم بود یا نبود در کنارش بودم ،کار کردن برایم در این شرایط سخت،دشوار بود ولی چاره ای نبود برای حفظ شغلم ناچار بودم تمام ناملایمات زندگی رابه دوش بکشم بعد از یک هفته به بیمارستانی در تهران انتقال یافت، باز هم دوری ودر کنارش نگرانی و دلهره ،باید سیسمونی آماده می کردم ولی با کدامین دل ..........چاره ای نبود، با امید به بهبودی اوضاع در آن شرایط ست به ناچار جسته و گریخته به دنبال تهیه سیسمونی.چند فته ای گدشت و چشم انتطاری برگشت همسرم به منزل سخت آارم میداد، با هر شرایطی که داشتم خودم را به کنارش می رساندم تا دلداریش دهم و به عنوان همسر در کنارش،نمیدانم باید به او حق می دادم که درشرایط سخت بیمارستان هم صحبتی با یک فردی به غیر از همسر تسکین دهنده است ، و شاید گذر زمان ورنج بیمارستان را کمتر می کردد،متوجه ارتباطات ادامه دار ایشان در بیمارستا بودم و گاهی تصادفی شاهداس ام اس هایی بودم که شاید دیدنش یک زن را از پای در می آورد، در شرایطی نبود که بخواهم در موردش صحبت کنم، اصلا به رویش نیاوردم تا مبادا استرس باعث بدتر شدن بیماریش گردد.پزشکان در تکاپو به دنبال کشف بیماریش، پا به ماه بودم و فرزندم به خاطررفت وآمدهایم زودتر از موعد به دنیا آمدم ، په روزگار سنگ دلی چشم به انتظار همسرم در بیمارستان که به پیشواز دخترش بیاید ولی افسوس که غمی دیگر درگوشه دیگری از دلم جای گرفت، ده روز ازتولد دخترم نمی گذشت که خدای من سرطان دردیست که همسرم با آن دست و پنجه نرم میکم، رعشه بر اندامم افتاد و.........دکتر معلجش درمانی برایش نمیبیند،به کجا پناه باید برد،روزگار تلخ تر از زهر را میچشیدم،دست به دامان پروردگارم ، دست به دامان مقدساتم ،وای به محض شروع درمان تنها برای اینکه مدتی بیشتر در کنارمان باشد معجزه می شود و قرار است دوباره به آغوشمان باز گردد،خدای من ممنونم وسپاسگزارم،توانی دیگر و انرزی دیگری میخوام،می آید در کنارمان و من شاد یک مهمانی خصوصی با خانواده ها بر پا میکنم به یمن برگشتش به منزل،مدتی میگذرد و من به پرستاری او  ودخترم مشغول اظطراب و دلهره دارم چرا که برای اطمینان همچنان آزمایشها تکرار می گردد،خدا شکر که خوب بود، درد و دل دارم و اکنون باید با همسرم درد و دل کنم راجع بع آنچه که گدشت،که کاش دندان بر جگر می گذاشتم و قدری بیشتر تحمل می کردم، قول داد و قرار شد قدری به روابطمون سامان بدیم و شرایط گدشته رو چبران کنیم .ولی گویی زمانه تنها فرصتی اندک برایمان در نظر گرفته است ، دوباره مو بر اندامم راست شد و در برابر تمام ناباوری من و درست یک سال و سه ماه از ازدواجم همسرم برای همیشه ترکم کرد و مرا با باری از سختی و مسولسیت تها گداشت، 
    اینبار به سوگ فراقش نشسته ام و در حیرانی افکارم پرسه میزنم و دایم سوالم این است من در کجای زندگیم به سر میبرم 
    دوستش داشتم، بسیار دوستش داشتم .

    پاسخ:
    سلام
    خداوند غریق رحمتش گرداند و به شما صبر و جزا عنایت کند و در زندگی موفقتان بدارد.
    یا حق
    به خدا سخته که مامان و باباها فقط به خاطر تفاوت سنی زیاد نذارن ازدواج کنی. همه چیزش خوبه. عالیه. از همه لحااااظ. فقط سنش زیاده. من دوسش دارم. فقط با اونه که خوشبخت میشم. تو رو خدا واسم دعا کنید. خواهش میکنم. ممنون.
    پاسخ:
    با سلام و احترام
    شاید شما اشتباه میکنید!
    پدر و مادر همیشه مصلحت بچه هاشونو میخوان و خیلی وقتها چیزهایی رو می بینن و میدونن که حتی به ذهن بچه هاشون هم خطور نمیکنه.
    اگر سن دختر بیشتر باشه یقینا اشتباهه اما سن مرد اگر خیلی بیشتر باشه مشکلاتش کمتره ولی کمترین مشکلش اینه که باید سالهی اخر عمرشو تنها زندگی کنه!!
    بنده به شخصه زنهای زیادی رو دیدم که بیش از 30 یا چهل سال بعد از شوهرشون تنها بوده اند.
    به هر حال برایتان آرزوی خوشبختی میکنیم.
    سلام آقا هادی 
    متوجه حرف شما شدم
    توی این دوره زمونه جوانهای کمی به این مسایل توجه میکنن
      برای شما و تمام جوونایی که نیت پاکی دارن و مسیر درست زندگی رو برای خودشون مشخص کردن از خدا میخوام که بهترینارو قسمتشون کنه و خوشبخت بشن و به آرامش برسن

    سلام ف اسم میزاشتین بهتر بود.من دارم پول جمع میکنم که تو بوشهر هم خونه بخرم برام سوال بود که تو این چند سالی که طول میکشه  امکان خرید خونه فراهم بشه باید خمس پول رو بدم یانه دوست داشتم یک همسر داشته باشم که با قدرت بهم بگه بله خمس جزء واجباته.ولی خودم با یکم برام سخت بود اینکه از 20درصد پولم بگدرم.منظورم از کج گذاشتم این بود.البته مشخص راهم رو خیلی وقت انتخاب کردم. من یک مدت کوتاه تهران کار میکردم.بعد جزیره خارک الان بوشهر
    سلام آقا هادی میشه بپرسم توی متنی که نوشتید منظورتون از اینکه به راه کج بری و همسرتون شما رو به راه راست بکشونه چیه؟ 
    شما 29 سالتونه و باید مسیرتون مشخص باشه و همسر شما نمیتونه مسیر شمارو عوض کنه فقط میتونه شمارو راهنمایی کنه.
    ببخشید جسارتا شما کدوم شهر ساکنید؟
    سلام متشکر ارزو خانم،اقا فرهاد و اعظم خانم اعظم خانم گفت این سایت فقط عجز دخترا رو منتشر میکنه و اینا عجز نست درد جامعه است.من یک پسر 29ساله هستم.باور کنید انتظار زیادی از دختر ندارم جز چهره متوسط.ترجیحا بدون جهیزیه ای که پدرش خریده باشه چون میخوام همه چیز رو با همکاری هم بدست بیاریم.با ایمان و یکم مذهبی تر از خودم تا اگه کج رفتم من رو برگردونه.به پدر و مادرم احترام بزاره.خودم هم از لحاظ مالی حقوقم فکر کنم بین کارمندا متوسط رو به بالا باشه.مذهبی متوسط هستم.بخاطر کارم هم یکم دور از پدر مادرم زندگی میکنم.با وجود این نتونستم ازدواج کنم.هر روز که میام خونه انگار میام که فقط بخوابم احساس کمبود میکنم که کسی نیست حداقل وقتی خسته ام یکم باهاش حرف بزنم.اینا شرایط زندگی منه همه اینقدر درگیر زندگی خودشون شدن که کسی نیست یکی رو به من معرفی کنه درد جامعه امروز ما اینه
    سلام آقا فرهاد اگر با نظر من مخالفی میتونی بری با یه دختر خوب ولی از خانواده ای که مشکل داره ازدواج کنی عواقبشو بعدا خواهی دید 
    من آدم خودخواهی نیستم ولی هر کس باید لقمه ای که بر میداره به اندازه دهنش باشه. همچین دخترایی که از خانواده های سطح پایین هستند (منظورم مادیات نیست)بیشتر ادعا دارن کی میتونه اونارو جمع کنه چه برسه به همسرشون. من چند مورد دیدم که دارم قضاوت میکنم شنیدی که میگن درخت هر چه پر بارتر افتاده تر
    ولی تجربه نشون داده که خانواده خوب همیشه برای انتخاب به دنبال مثل خودش میگرده ولی طرز تفکر شما برام جای سوال داره من که شمارو نمیشناسم و نمیتونم در مورد طرز تفکر شما ابراز نظر کنم 
    ولی شما خیلی فداکاری چون اکثر پسرایی که سنتی ازدواج میکنن خانواده براشون حرف اول میزنه ...


    اعظم خانم شما زیادی غرور داری همه دخترا که مثل شما شاغل نیستن و مستقل باشن. خیلی هاشون دیگه روشون نمیشه باباهاشون خرجشونو بکشن. دوست دارن تشکیل خانواده بدن و خیلی نیازهای دیگه. وقتی پسرا توی سایت از نداشتن همسر ابراز ناراحتی میکنن پس دخترا هم میتونن احساسشونو بگن . به نظر من کسی که ازدواج نمیکنه توی زندگی هدف نداره هر انسانی به جنس مخالف خودش نیاز داره توی سوره نسا اومده و سنت پیامبره.نوشتن نظرات شکستن نفس نیست. قرار نیست که شما شرایططون خوبه پسرایی که بیان به 
    خواستگاریت شرایطشون خوب باشه. اونم توی این شرایط . همه آدما شش دانگ نیستن بالاخره باید از یه سری معیارهات فاکتور بگیری. برای همه جوونا آرزوی خوشبختی میکنم.💑
    واقعا متاسفم براتون که فقط بلدید ابراز عجز دختران مجرد رو تو سایت هاتون نشون بدید . برای دختران مجردی که قدر خودشونو نمی دونن و می خوان به هر قیمتی ازدواج کنن متاسفم. مجرد بودن خیلی بهتر از یک ازدواج غلطه!!! اگه بعضی دخترا هنوز ازدواج نکردن عیب از اونا نیست مشکل، نبود مردی مناسب و هم شان اوناست! قدر خودتونو بدونید و اینقدر تو سایت ها ابراز عجز از شوهر نداشتن نکنید!! من یک دختر مجرد 31 ساله هستم کارمندم و با درآمد عالی و خدا رو شکر از زندگیم راضی هستم علت اینکه  تا الان مجرد موندم نداشتن خواستگار نیست بلکه پیدا نکردن مرد ایده آلم هستش!
    پاسخ:
    سلام
    من هم با شما موافقم و فقط نظرشان را تایید میکنم
    متاسفانه همه زنها مثل شما اعتماد به نفس بالا ندارند.
    من 28 ساله و فوق لیسانس و شاغلم معیارهای من برای ازدواج اخلاق ایمان و صداقت هستش که با نظر هادی موافقم  چون مادیات تو زندگی بدست میاد دوست دارم با همسرم با عشقو علاقه زندگی کنم. اکثر خواستگارای من حرف از پول میزنن و شرایطشون به من نمیخوره یا صداقت ندارن. من خودم تا این سن با هیچ پسری دوست نبودم و از خدا میخوام که دختر و پسرای پاک رو به هم برسونه. خیلی برام پیش میاد که دانشجوهام علاقه نشون میدن ولی دوست دارم همسرم از خودم بزرگتر باشه. منم عادی برخورد میکنم و عکس العملی نشون نمیدم تا با احساسات کسی بازی نشه وجدانم بیشتر منو عذاب میده . توی این سایت پسرا و دخترایی هستن که شرایطشون به هم میخوره اگر شما با اطلاع خانواده ها اینارو به هم معرفی کنید چی میشه مگه؟؟؟؟ چون معرف کم شده مردم یا به موقعیت طرف حسادت میکنن چه برسه به این که یه دختر یا پسر خوب معرفی کنن
    من از پسرای خوب و پاک میخوام برای انتخاب همسر خانواده بعد دختر براشون مهم باشه چون این دختر با خانواده خوب میتونه برای شما همسر خوب و برای بچه شما مادر خوبی باشه. خواهش میکن ظاهربین نباشید خیلی از آدما حفظ ظاهر میکنن در صورتی که گزینه خوبی نیستن
    به امید خوشبختی برای همه جوونای خوب و پاک
    یک توصیه جدی به خانمها:نکته کلیدی ومهههههههههم این است که بایستی از دیدآقایان بنگرید.یعنی چه؟یعنی اینکه پدر،مادر،برادروخواهرتأثیرگذارند.یعنی پدر معتادوموفنگی نباشه،مادرسلیطه نباشه،داداش لات وچاقو کش نباشه وخواهر کولی نباشه و...دریک کلام ازلحاظ اخلاقی بیست باشن.حالابیایم سراغ خود دختر;
    1-اگه پاش به دانشگاه برسه ،دورشو خط میکشن ،میگن ها این دختره هم بععععععله ،بعداز چند سال واندی بدون خانواده کجا بوده معلوم نیست که...علی الخصوص شاغل هم باشه.واااااای کنارمردهای نا مرحم!!!؟(من نمیگم آخه دهن مردم و که نمیشه بست)
    2-بی حجاب وقرتی نباشه.کاملا واضحه برا چی دورشو خط میکشن
    3-خوشگل نباشه یا یه کمی بیش ازحد چاق یا لاغر باشه دور اینهم بععععععله (دلیلشم عمل بینی وازبین بردن خالها، کک ومک و...)
    4-خواستگار زیاد داشته باشه ،شاید تعجب کنین که چرا؟دلیلش روشنه ،آخه به غیرت مرد برمیخوره که چشمهای زیادی دنبال این دختر  بوده ،ازاین گذشته اگه خواستگار داشته چرا به اون قبلیها شوهر نکرده؟ لابد یک عیبی درکاره!!!!!!!
    5-دلیلها ونکات بسیار ریز ودقیق دیگری هم هست که اگه بنویسم طول میکشدو بعضی نکاتی که  دوستان نوشته اند مفید است.بانظر آقا پیام  وخانم رؤیا موافقم.به ملکه زیبایی میگویم اینگونه افکار برای ملائک مجردازماده است(البته جای تبریک دارد که شما یک فرشته اید)ولی در دنیا،خوبی وبدی،خیر وشر کنار هم هستند.وچاره ای جز ساختن وسوختن نیست.برای گشایش گره های زندگی صلوات.

    پاسخ:
    با سلام
    ممنون از حضور گرمتان
    نظرتان جالب بود اما قابل نقد و تامل
    سلام من 28 سالمه فوق لیسانسه و شاغل هستم  همیشه از خدا میخوام که یه همسر پاکدامن آبرومند و باایمان و با خانواده قسمتم کنه من با نظر هادی موافقم چون خیلی کم پیش میاد که معیارشون ایمان و اخلاق باشه بیشتر پسرا ظاهر پسند شدن به تیپ و قیافه نگاه میکنن برادر من اگر قصد ازدواج داری برو اخلاق ایمان تحصیلات خانواده و آبروی طرفتو ببین خیلی دخترا هستن که حتی به چشم نا محرم نگاه نمیکنن یه همچین دختری میتونه براتون همسر خوب و برای بچتون مادر خوبی باشه به امید خوشبختی برای همه جوونامون 
    پاسخ:
    سلام
    انشاءالله عاقبتتان بخیر باشد.
    سلام این همه دختر خوب و محجبه پیام میدن که خواستگار ندارن نمیدونم چرا یکشون به پست من نمیخوره من کارمندم براحتی هم میتونم یک زندگی اداره کنم توقع بالای هم ندارم معیار هام هم غیر از اخلاق و ایمان همش انعطاف پذیره.........ولی.........
    دیگه اامیدی ب ازدواج ندارم
    مردهای اطرافم هم (پدر ،شوهر خواهر) اینقدر بد هستند که دلم هوس شوهر نکنه
    فقط نگرانیم اینه ک روزی از بی جایی و بی پولی به گدایی بیفتم
    کاش دولت یه جوری مارو حمایت میکردد
    بالاخره مملکت اسلامیه دیگه ،باید برای زنان و دختران بی پناه یه فکری بکنه
    اوه اوه چقد دخترا بی شوهرم.ندن
    عیب نذارسد روی همه نمیترشین
    پاسخ:
    ؟؟؟؟؟
    سلام برای منم خیلی دعا کنید
    سلام من یه دختر 32 ساله هستم .یه خواهر 25 ساله دارم که هردویمان مجرد هستیم .هرخواستگاری که برای من میومد میرفت ودیگه پشت سرشو نگاه نمیکرد.ازوقتی بچه بودم مادرم بین من وخواهرم تفاوت زیادی مگذاشت
    اصلا حس مادری نسبت به من نداشت حتی یه زمانی مادرم خواستگارهایم را دور ازچشم من رد میکرد.حالاخودش به من میگوید توخونه مونده .ولی به خواهرم با اینکه واقعا مارا اذیت میکند وما را عاصی کرده است هیچی نمی گوید خواهرم هرروز با من و مادر م و پدرم سرچیزهای بیخود دعوا می کند .خواهرم در جمع بسیار خوب ظاهر میشودودیگران از اوتعریف میکنند.ولی درخانه چهره دیگری دارد به حدی که من ومادرم وپدرم را کتک میزند .ماسه تایی حتی زورمان به او نمیرسد.چون هیکل وقد درشتی دارد.کارهرورزم گریه شده ازفامیلها هم کمک خواستیم ولی اعتنایی نکردنددرصورتی که پدرومادر من همه مشکلات فامیلهایمان را حل کردند.اگربگویم خواهرم چه کارها میکند خنده تان میگیردمثلا وقتی می خواهد حرف بزند میگوید بگو آره واین کلمه راباید چندبار تکرار کنیم وخیلی کارهای دیگر.حالا ما همه ازدستش خسته ایم ولی راه چاره نداریم ازشما خواهش میکنم برای خانوادم ومن دعاکنید که ازاین وضع نجات پیدا کنیم وبرای من دعاکنید که با ازدواج خوب از این خونه بروم تا دیگه مادرم تقصیرها را به من ربط ندهد .التماس دعا خواهش میکنم پاسخم را بدهید.
    پاسخ:
    سلام علیکم
    برایتان از خدای بزرگ درخواست موفقیت و عاقبت بخیری می نمایم.
    ۱۲ مرداد ۹۴ ، ۰۱:۴۸ یه بنده خدا
    سلام بنده بیست و یک سالمه.خدا رو شکر مهارت های زیادی دارم و ان شاالله که بی کار نمی مونم ولی سربازی دارم.چند وقت پیش خیلی احساس تنهایی می کردم و یه جوری غیر مستقیم به مادرم فهموندم حتی یکی از گزینه هام رو هم گفتم که کنسل شد.اما الان خیلی احساس تنهایی می کنم تا الان هم دوست دختر نداشتم .می ترسم به گناه بیفتم.کسی راهی نداره کمکم کنه.تراخدا بگین خدا خیرتون بده در ضمن خانوادم هم میگن تا کار پیدا نکنی ازدواج نباید کنی.حالا من چی کار کنم؟
    به امید ظهور اقامون ان شاالله
    پاسخ:
    سلام علیکم
    ممونون از حضور گرمتون
    اگر میتونی صبر کنی تا کار پیدا بکنی خوبه ولی اگر از به گناه افتادن میترسی با توکل به خدا  ازدواج کن و نترس که خداوند رازقی که هرگز خلف وعده نمیکنه، وعده رزق و روزی داده.
    موفق و پیروز باشید
     سلام.من دختری دانشجو ام که تقریبا دو سال از دانشگاهم میگذره..اول که تازه وارد دانشگاه شدم یعنی تقریبا از اواسط ترم یک شروع شد که به پسری علاقه پیدا کردم و بعد از مدتی به نظرم اومد که رفتار او هم نسبت به خودم عادی نیست..مثلا جاهایی که من بودم بیشتر حاضر میشد و سر کلاس بعد از کلی دنبال جا گشتن آخرش میومد و پشت سر ما می نشست..یا بعضی وقتا که در حال حرف زدن بودم و حواسم نبود وقتی برمیگشتم میدیدم در حال نگا کردن به منه..پیش خودم میگفتم شاید بلند حرف زدم که باعث جلب توجه شدم و با فک کردن به اینجور چیزا سعی میکردم اشتباه فک نکنم و چیزیو به خودم نگیرم.چون گاهی هم فک میکردم ممکنه به خاطر علاقم به او باشه که این فکر ها رو پیش خودم میکنم.ولی چند بار دیگه من این رفتارارو ازش میدیدم و حتی گاهی که در حال حرف زدن بودن وقتی من رد میشدم ساکت میشدن.این رفتارا تقریبا ترم دوم هم ادامه داشت.ولی از ترم سه به بعد احساس کردم رفتارش برعکس دو ترم قبل شده و حالا انگار میخاست یه جوری ازم دور شه..مونده بودم که این تغییر رفتارا چرا اتفاق می افته.از بعضی جاهام شنیدم که نامزد داره ولی من خودم با کسی ندیدمش تا حالا..خواستم کمکم کنید و بهم بگید که آیا اون پسر ممکنه منو دوس داشته باشه و تغییر رفتاراش به خاطر این باشه؟من دختری هستم که سعی در رعایت آداب دینی و اخلاقی دارم و سعی در حفظ حجاب و پوشش اسلامی و نگاه نکردن به نامحرم دارم.پس تا حدودی از خودم مطمئن هستم که جلب توجهی از جانب من نبوده پس چرا این پسر در ابتدا سعی برای نزدیک شدن به جایی که من بودم داشت و حالا احساس میکنم میخاد دور بشه؟خواهش میکنم شما بگید که واقعیت چی میتونه باشه و علت اینها چیست؟با تشکر
    پاسخ:
    سلام علیکم
    ممنون از حضور گرمتان در گناه شناسی
    آن چیزی در چند سال تبلیغ بدان رسیده ام این است که معمولا دخترهای شبیه به شما که علاقه پیدا می کنند یا به عبارت دیگر عاشق میشوند صدمات بسیاری می بینند.
    نگاه ها، تن صدا، لحن کلام، طرز راه رفتن، تمام حرکات و سکنات بدن حرف می زنند همانطور که زبان حرف میزند.
    دختر و پسر عفیف و با حجاب باید از تمام جهات مراقب باشند.
    شما باید بیشتر از خودتان مراقبت میکردید که علاقه به کسی پیدا نمیکردید و البته این گونه مسائل در محیط  های مختلط گریز ناپذیر است و مسئولین باید فکری به حال این مسئله بکنند.
    و اینکه چرا آن پسر میخواهد از شما دور شود!؟ از عهده ما خارج است و البته هر چیزی ممکن است باشد، مثلا اینکه ازدواج یا نامزد کرده یاشد یا اینکه به دختر دیگری علاقه پیدا کرده باشد یا اینکه...
    البته طبق روایات زن خوب ترسو است چون کاری نمی کند که آبرویش به خطر بیافتد.
    متکبر است نسبت به نامحرم!! چون هیچ اجنبی را به حریمش راه نمیدهد.
    توصیه بنده
    اولا به عنوان یک مرد آشنا به روحیه مردان
    ثانیا یک روحانی دینی
    ثالثا یک برادر دلسوز
    به دخترها و  کسانی که به غریزه خودنمایی خود لبیک می گویند تا زودتر ازدواج کنند این است که بجای کنار گذاشتن حجاب، آرایش و طنازی، تکبر خودشان را زیادتر کنند چون قریب به اتفاق مردها برای ازدواج از این گونه زنها بیشتر خوششان می آید.

    و آن مردهایی که بدنبال زنان بی حجاب هستند در حقیقت دنبال دستمال کاغذی هستند نه همسری برای ازدواج.

    نیایش خانم یه جوری میگی که انگار چه خبره بذبخت ندید بدید همین جوری میگین که ما پسرا رودار میشیم دیگه!
    سلام من دختری28ساله وشاغل هستم،البته چهرم خیلی کمتر از سنم بنظر میاد،چهره زیبایی دارم خداروشکرودختر خوبی هستم،اما کسی به خواستگاریم نمیاد،وخیلی پیش اومده که همکاران وآشنایان ازمن خواستن که یکی از دوستاموکه مثل خودم  باشه برای ازدواج بهشون معرفی کنم،که اون موقه خیلی دلم میشکنه وتو دلم میگم پس من چی؟ اما به روی خودم نمیارم وازدوستام  بهشون معرفی میکتم،هرچند بعد که میرم خونه کلی گریه میکنم،اما به این نتیجه رسیدم که کسی منو نمیبینه ،همه ازمن تعریف میکنن،ولی برای ازدواج به چشم کسی نمیام،کلی دعا کردم،امیدوارم اثرکنه،تمام دوستای صمیمیمازدواج کردن ودیگه ازتماشا کردن خسته شدم،خودم موندم مشکلم چیه که هیچ کس منو نمیبینه
    پاسخ:
    سلام براتون آرزوی موفقیت میکنم.
    انشالله ماجور هستید.
    صبر کنید و عفت پیشه نمایید، انشالله بزودی گشایش برایتان پیش خواهد آمد.
    یا حق
    سلام.من خودم مجردم ولی تقریبا هر دو هفته یه خواستگار برام میاد که البته همش لطف خداست و بس...چندتا نصیحت به دخترای مجرد دارم.اول اینکه حتما حجابتون رو رعایت کنید و اگر هم بتونید چادری بشین خیلی بهتره اگر بدحجاب باشید اون طرفی که میخواد بیاد خواستگاری نمیتونه بهتون اعتماد کنه و فکر میکنه شما قبلا دوست پسر داشتید دوم اینکه به خودتون برسید با هر قیافه ای که هستید هیکل و پوست مناسب داشته باشید  هر وقت هم بیرون میرید سعی کنید یه ته ارایش داشته باشید سوم اینکه حتما گاهی اوقات به همراه مادرتان ب مسجد و روضه بروید چون دختر رو باید ببینند تا بیان خواستگاری.هنگامی که به مسجد میروید لباس های اراسته  و تر تمیز و اتو کشیده بپوشید.ودر اخر سنگینی و وقار داشته باشید زیاد حرف زدن و زیاد خندیدن متانت یک دختر رو کم میکنه .التماس دعا
    ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۷:۵۰ به ملکه زیبایی و تنها ملکه
    عدالت یعنی هر چیزی را در جای مناسب و درست خودش گذاشتن نه اینکه حتما زیبا ها با زیبا ازدواج کنند و زشت ها با زشت ها و یا پولدارها با پولدارها و فقیر ها با فقیر ها. چه بسا عدالت و تناسب در ازدواج یک دختر زشت با یک پسر زیبا باشد. از شما که حوزه رفتید و طلبه هستید این حرفهای عوامانه بعیده.
    ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۷:۴۳ به ملکه زیبایی و تنها ملکه
    شما نباید زندگی خودتان را با دیگران مقایسه کنید چون اولین کسی که در جهان هستی قیاس کرد شیطان و ابلیس رجیم بود. در ضمن اگر خدا به ما یک نعمت چشمگیری نداد یا دیر داد به معنای اهانت و خوار کردن ما نیست بلکه همه این کم و کاستی ها امتحان خداست و حتی نعمتهای چشمگیر هم امتحان خداست. در ضمن خوب نیست انسان این قدر از خوبیهای خودش تعریف کنه چون همه این خوبی ها را خدا داده و یک روزی دیر یا زود پس می گیره حالا یا در طول زندگی پس میگیره یا در هنگام مرگ پس میگیره. ان شا الله که خودم هم به حرفام عمل کنم. ببخشید اگر ناراحت شدید. قصد بدی نداشتم.
    سلام. در پاسخ ب سوال شما  یا باید در مقابل خوانواده قرار بگیرید یا باید منتظر باشید ک پروردگار چه تصمیمی میگیرد
    سلام خداکمک همه جوانان چه لامقید وچه مقیدها توهمه زمینه ها بخصوص کار وازدواج بکنه
    پاسخ:
    سلام
    انشاءالله
    من یه پسر هستم. سی و سه سالمه. کار آزاد دارم. تا حالا دنبال هیچ دختری نرفتم. ولی الان دوس دارم ازدواج کنم.کو دختری که بخواد ساده زندگی کنه؟!
    خدمت همه سلام بخصوص ملکه زیبایی.
    دوست عزیزم مطالب شما رو خوندم. به نظرم کاملا حق با شماست. من خودم هم با این مشکل مواجه بودم و البته هستم اما به عنوان یه پسر که چهره ای اروپایی داره و غالبا بواسطه این چهره که مطمعنن از نظر یک اروپایی اصلا زیبا نیست از خیلی جهات دچار مشکل میشم. خیلی اتفاق می افتد که همجنسگرایی من رو به این زیبایی چهره که البته بازم میگم زیبایی نسبی ربط میدن. حتی بار ها شده در بحث هایی که سیاسی با دوستان داشتیم تا کم آوردن چسبیدن به اینکه نکنه اصل و نسب انگلیسی هست و تز این جور طعن ها. دانشگاه هم که میرفتم قالب دختر ها فقط واسه چشم سبز و موی بور میومدن سراغ من یکی نمی گفت بابا این چیزی حالیش هست یا نه. اینهمه مشکلات در برقراری رابطه برای کسی که دگر اندیشه. شما هم سعی کن به باطن توجه کنی زیبایی زود گذر است. از قدیم گفتن به دارایی نناز که به شبی بنده و به زیبایی که به تبی بنده.
    جالب بدونی زیبایی کاملا نسبی هست.پ در واقع تناسب بین اعضا صورت رو در بر میگیره. یک بینی زیبا لزوما در به صورت زیبایی به همراه نمی آورد. تو تبلیغات ما همیشه چشم های رنگی ننشون داده میشه اما در تبلیغات آلمانی ها یا انگلیسی ها مثلا برای ریمل اورل از چشم و مژه سیاه استفاده میشه. و در اصطلاح مرغ همسایه غاز است. خدا رو برای تناسب اندام و صورت ب