گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

انجام گناه، اطاعتِ کیست؟

  • ۵۴۹ نمایش

  • پاسخ اجمالی:

    هر معصیت و گناهی اطاعتِ غیر خداست، اطاعت شیاطین انس و جن، و اطاعت خواهش نفس، و هوای دل.

    « أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ ...» جاثیه 23.

    آیا تعجب از کار آنکس نمی‌کنی که هوای نفس خویش را «الهه» و «معبود» گرفته است؟

    « أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ» یس60.

    ای فرزندان آدم، آیا از شما پیمان نگرفتیم که شیطان را «عبادت» و «بندگی» نکنید. بی‌تردید او برای شما دشمنی آشکار است.

    پاسخ تفصیلی:

    اطاعت خدا، سیر در صراط مستقیم الهی است و نزدیک شدن به مقصود. هرگونه انحراف از طاعت الهی، اطاعت دیگرانی است که بیراهه‌ها را در مقابل انسان به جلوه در می‌آورند. آنچه دیگران به عنوانِ «راه» نشان می‌دهند، سرابی بیش نیست که انسان را از سعادت نهائی خویش و طریق آن، باز می‌دارد و او را تا دل شوره‌زارها می‌کشاند. تمام نیروها و توان انسان را تلف می‌کند و در آخر، «اوست» و «عطش» و «حرارت جانسوز» و «منظرة سراب در مقابل» و «افتادنِ از پا و حسرت و هلاکت».

    با مراجعه به تفسیر شریف المیزان روشن می‌شود که: هر معصیت و گناهی اطاعتِ غیر خداست، اطاعت شیاطین انس و جن، و خواهش نفس، و هوای دل. آنکس که خدا را عبادت نمی‌کند، در واقع به اطاعت و دنباله روی شیطان و نفس و جهالت مشغول است و اطاعت، همان عبادت است.[4] و در این تفسیر، علامه طباطبائی ـ رحمة الله علیه ـ می‌فرمایند:[5]

    پس هر کس که چیزی را اطاعت کند به تحقیق آن را «اله» گرفته و آنرا عبادت می‌کند. پس آنکه اطاعت نفس خود را کند آنرا «الله» گرفته است. و این قرآن است که اظهار تعجب از کسی دارد که:

    «هوای نفس خویش را الهه و معبود گرفته است» و اینگونه بیان می‌کند که:

    « أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ ...»[6]

    آیا تعجب از کار آنکس نمی‌کنی که هوای نفس خویش را «الهه» و «معبود» گرفته است؟

    و نیز این کلام الهی است که انسان را از «عبادت شیطان» دور می‌دارد و می‌فرماید:

    « أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ»[7]

    ای فرزندان آدم، آیا از شما پیمان نگرفتیم که شیطان را «عبادت» و «بندگی» نکنید. بی‌تردید او برای شما دشمنی آشکار است.

    البته کاملاً روشن است که کسی به زبان نمی‌گوید: هوای نفس من خدای من است، یا من شیطان را عبادت می‌کنم، بلکه همین مقدار که انسان به دنبال هوای نفس باشد و آنرا اطاعت کند، در واقع هوای نفس را «اله» گرفته و آنکه به دنبال القائات و وساوس فریبای شیطان است به «عبادت شیطان» مشغول است. در روایتی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمده است که: [8]

    «خداوند عزوجلّ نظر نکند به سوی بنده و او را پاک نسازد، هنگامی که او یکی از واجبات الهی را ترک کند، یا مرتکب کبیره‌ای از گناهان کبیره شود.»

    راوی چون این کلام را از امام می‌شنود با تعجب سؤال می‌کند: «آیا خداوند به او نظر نکند؟»

    حضرت پاسخ می‌دهند: «آری، زیرا به یقین او برای خدا شریک گرفته است.»

    راوی دوباره با تعجب می‌پرسد: «آیا شرک آورده‌؟»

    حضرتش در جواب می‌فرمایند: «آری. چون خداوند فرمان به امری داده است. پس او امر خداوند عزوجلّ را ترک کرده و فرمان ابلیس را به کار بسته است. پس او همراه با ابلیس است در هفتمین دَرَک[9] دوزخ.»

    باید آگاه بود که ممکن است شیطان با این نیرنگ و حیله در میان برخی وسوسه کند که:

    «چرا عبادتِ خدا؟ چرا بندگی؟ چرا اطاعت؟ چرا ترک آزادی؟»

    آنکه هشیار و عاقل است، می‌داند که: این فریبی بیش نیست و آن «آزادی» که آن پلید در نظر دارد، جز «عبادت و بندگیِ خودِ او» و «طاعت هوای نفس» نیست.

    در این صورت پاسخ انسان عاقل و زیرک، به او اینست:

    چرا «عبودیت» و «بردگیِ» تو؟ چرا الهه گفتن هوای نفس؟ چرا ترک طاعت خدا؟ خدائی که مرا به سوی رهائی از اسارت تو فرا می‌خواند. او که مالک هستی است. او که زندگی و مرگ را آفریده است. او که مهربانتر از پدر و مادر است، او که مهربانی پدر و مادر نیز از اوست. او که مهربانترین است. او که طاعتش، نه برای رفع نیازی از اوست، که او بی‌نیاز مطلق است، بلکه طاعت او، راه سعادت دنیا وآخرت من است. راهی که انسانِ عاقل، خود آن را برگزیده است.

    آری، شیطان به شیوه‌های گوناگون، گناه را زینت می‌دهد و به جلوه درمی‌آورد، تا انسان را به سوی آن جلب کند و او را به پلیدیِ گناه آلوده کند. پس از آن، تلاش می‌کند که فرد آلوده به معصیت، هرگز اندیشة توبه نکند، و اگر از حال غفلت درآمد و عزم توبه کرد، سعی آن دشمنِ جانی در تأخیر این واجب است.[10]

    پس شایسته و بجاست که:

    1. در «انجامِ واجبات» و «ترکِ محرّمات» کوشا باشیم.

    2. با آرزوی «توبه در آینده» که شیطان در دلها می‌افکند، مرتکب «ترکِ واجب» و «انجامِ حرام» نشویم.


    [1] . رجوع شود به قرآن، سورة مؤمنون، آیات 99 تا 110.

    [2] . سورة زُمَر، آیة 10.

    [3] . بحارالانوار، ج 82، ص 138.

    [4] . رجوع کنید به تفسیر المیزان، ج 13، ص 83.

    [5] . جلد 18 المیزان، ص 187: فمن اطاع شیئاً فقد اتّخذه الهاً و عبده، فمن اطاع هواه فقد اتّخذ الهه هواه.

    [6] . سوره جاثیه، آیة 23.

    [7] . سوره یس، آیة 60.

    [8] . ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیح صدوق ـ رحمة الله علیه ـ ناشر: کتابخانه صدوق، ص 561.

    [9] . دَرَک: ته هر چیز.

    [10] . نهج البلاغه حضرت امیر ـ علیه السّلام ـ ، خطبة 64: «الشّیطان»...، یزین له المعصیة لیرکبها و یمنیه التوبتة لیسوفها.... ، شیطان ...، نافرمانی را برای انسان زینت می‌دهد تا آنرا انجام دهد و در مورد توبه او را به آرزو می‌افکند تا در آینده‌ها توبه کند...

    منبع: توبه کتاب زیباترین پوزش

    فرق شیطان با هوای نفس دقیقا در چی هست؟مگه نمی گن هوای نفس به بدی حکم می کنه خوب شیطان هم به بدی حکم می کنه-خوب قطعا هوای نفس و شیطان باید یک تفاوتی داشته باشن دیگه-کاری فقط به شباهت ندارم.
    هوای نفس از خود انسان است
    شیطان موجودی خارجیست
    بسم الله الرحمن الرحیم
    حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:
    الذُّنوبُ الدّاءُ، و الدَّواءُ الاستغِفارُ، و الشِّفاءُ أن لا تَعودَ.
    گناهان بیماری‎اند و دارو استغفار است و شفایش به این است که به گناه باز نگردند.
    با توجه به حدیث شریف بیماری جامعه ما و افراد آن گناه است و بدترین بیماری آن است که صاحب آن از وجودش مطلع نباشد یا آنرا بیماری نداند.
    سعی بنده این است که به عنوان یک طلبه علوم دینی به انجام وظیفه در جبهه جهاد جنگ نرم به معرفی مصادیق، ریشه ها و علل بروز گناهان، آثار و عواقب دنیوی و اخروی، معرفی راه های پیشگیری و درمان گناه بپردازم.
    در ضمن محوریت با بحثهای گناهان شایع و مبتلی به است.
    باشد که مرضی رضای پروردگار متعال و باعث خشنودی مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.
    موضوعات
    پیوندها
    Designed By Erfan Powered by Bayan