گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:
الذُّنوبُ الدّاءُ، و الدَّواءُ الاستغِفارُ، و الشِّفاءُ أن لا تَعودَ.
گناهان بیماری‎اند و دارو استغفار است و شفایش به این است که به گناه باز نگردند.
با توجه به حدیث شریف بیماری جامعه ما و افراد آن گناه است و بدترین بیماری آن است که صاحب آن از وجودش مطلع نباشد یا آنرا بیماری نداند.
سعی بنده این است که به عنوان یک طلبه علوم دینی به انجام وظیفه در جبهه جهاد جنگ نرم به معرفی مصادیق، ریشه ها و علل بروز گناهان، آثار و عواقب دنیوی و اخروی، معرفی راه های پیشگیری و درمان گناه بپردازم.
در ضمن محوریت با بحثهای گناهان شایع و مبتلی به است.
باشد که مرضی رضای پروردگار متعال و باعث خشنودی مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

موانع استجابت و قبولی استغفار

يكشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۵۸ ب.ظ
  • ۱۰۰۵ نمایش
  • بعضی از صفات رذیله و انحرافات فکری و عملی، آن قدر مبغوض خداوند است که هیچ وجه قابل گذشت نیست، مگر آن که شخص، خود را از آن تهی کرده و به صفات کمالیه مقابل آن مزین سازد. وجود چنین صفات رذیله ای در شخص گنهکار، مانع از پذیرش استغفار و راه یافتن توبه کننده به دیار یار می کرد، در این گفتار برخی از صفات و نقش آنها را در جلوگیری از استغفار بررسی خواهیم کرد.

    1- نفاق و دو رویی

    یکی از بزرگترین موانع اجابت استغفار، نفاق و دو رویی است. اگر کسی دارای نفاق بوده و در باطن کافر یا مشرک باشد و به ظاهر خود را مؤمن نشان دهد و شب و روزش را به استغفار بگذراند، خدا از او نخواهد گذشت و بلکه اگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم چنین فردی استغفار کند خدا او را نخواهد بخشید. زیرا یکی از آثار نفاق و دو رویی، دروغگویی و مخالفت ظاهری با باطن است. از این روست که خداوند شهادت چنین افرادی را در مورد رسالت پیامبرش نپذیرفته است، تا آنجا که در بیان حالات و صفات آنها یک سوره بر پیامبرش نازل کرده و آنان را شدیدا مذمت فرموده است. و در آغاز سخن می فرماید:

    اذا جائک المنافقون قالوا نشهد انک لرسول الله و الله یعلم انک لرسوله، و الله یشهد ان المنافقین لکاذبون[1]

    زمانی که منافقون نزد تو آمدند و گفتند: ما گواهی می دهیم که تو فرستاده خدایی، در حالی که خدا خوب می داند که تو فرستاده او هستی (احتیاجی به گواهی آنان نیست) و خدا گواهی می دهد که منافقون دروغ گویانند.

    اینان آن چنان در لجنزاز کبر و خود خواهی و نفاق و دو رویی فرو رفته بودند که به آنان گفته می شد: بیایید تا پیامبر (صلی الله علیه وآله) برایتان استغفار کند، بلکه نجات یابید و به حقیقت ایمان دست پیرا کنید؛ از شدت نخوت و خود پسندی، سرهایشان را با حالت استهزاء و انکار تکان داده و تکبر می ورزیدند. نه حاضر بودند باطن خود را رو کنند، و کفر خود را آشکار سازند، تا مردم آنان را بشناسند و از آن فاصله بگیرند، و نه راضی می شدند که از هواهای نفسانی و افکار شیطانی خویش دست بشویند و ایمان بیاورند. از این رو خداوند هم با شدت هر چه تمام تر با آنان برخورد نموده و خباثت باطنی ایشان را آشکار ساخته و می فرمایند:

    وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُوسَهُمْ وَرَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَکْبِرُونَ  

    سَوَاء عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ[2]

    و زمانی که به آنان (منافقان) گفته می شود: بیایید تا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) برایتان از خدا، طلب آمرزش کند، سرهایشان را (از روی انکار و تمسخر) چرخانده و روی می گردانند، و آنها را می بینی که راه سعادت را بر خود و دیگران بسته اند و تکبر می ورزند. برای آنها تفاوت نمی کند که برایشان استغفار کنی یا استغفار نکنی؛ خدا آنان را نمی بخشد.

    از این تعبیر خداوند:

    سواء علیهم استغفرت لهم ام لم تستغفر لهم لن یغفرالله لهم

    استفاده می شود که: نفاق و دو رویی، آن چنان انسان را از میدان مغفرت و رحمت خداوند دور می سازد که اگر پیامبر رحمت (صلی الله علیه وآله) نیز برای او استغفار و درخواست آمرزش کند، خدا نمی پذیرد.

    گویا مهمترین شرط سایه افکندن ابر رحمت خداوند بر سر گنهکار قبل از توبه و استغفار، هماهنگ گشتن ظاهر و باطن او با یکدیگر و رسوخ ایمان، در دل و جانش و شستن افکار، از نفاق و دو رویی و پاک ساختن اعمال، از حیله و دغل بازی است.

    وجود حالت نفاق در انسان گنهکار، آن قدر او را آمرزش خداوند غفور دور می سازد که خداوند در سوره توبه با لحن تندتری این معنا را به پیامبرش هشدار می دهد:

    استغفر لهم اولا تستغفر لهم سبعین مره فلن یغفرالله لهم[3]

    چه برای آنان استغفار کنی (به حال آنها فرقی نمی کند بلکه) اگر هفتاد مرتبه هم برای آنان از خدا آمرزش طلبی، قطعا خدا ایشان را نخواهد آمرزید.

    و سپس با صراحت علت آن را بیان می کند:

    ذلک بانهم کفروا بالله و رسوله و الله لایهدی القوم الفاسقین.[4]

    به زودی متخلفان از اعراب بادیه نشین (نزد تو آمده عذر تراشی کرده و) می گویند: حفظ اموال و خانواده، ما را به خود مشغول داشت ( و نتوانستیم در سفر حدیبیه تو را همراهی کنیم) برای ما طلب آمرزش کن. اینان به زبان خود چیزی می گویند که در دل ندارند، بگو: چه کسی می تواند در برابر خداوند از شما دفاع کند، هرگاه زیانی را برایتان بخواهد یا اگر سودی را برای شما اراده کند (چه چیز مانع آن می گردد) و خداوند به تمام اعمالی که انجام می دهید آگاه است.

    در این آیه و آیات بعد، خداوند به منافقانی که اسلام را برای حفظ منافع خود پذیرفته بودند، هشدار می دهد که اگر ایمان در دل و جان شما رسوخ نکند و در برابر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و فرامین او تسلیم نشوید، و آن حضرت را در سختی ها و مشکلات کمک و همراهی نکنید؛ عذر تراشی و تقاضای استغفار از پیامبر (صلی الله علیه وآله) سودی به حالتان ندارد، زیرا زبان شما با دل هایتان همراه نیست، و بدانید که اگر خداوند به خاطر نفاق شما اراده سوئی نسبت به شما کند کسی نمی تواند آن را از شما دور سازد و استغفار پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیز فایده ای برایتان نخواهد داشت.

    2- شرک به خداوند

    دومین مانع برای پذیرش توبه و استغفار، آلوده بودن عقیده انسان به پلیدی شرک و دوگانه پرستی است.

    در قرآن، خداوند هر گناهی به جز شرک به خودش را قابل آمرزش دانسته و می فرماید:

    إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن یَشَاء[5]

    به راستی، خداوند نمی بخشد که به او شرک ورزیده شود و کمتر از آن را برای هر کس بخواهد می بخشد.

    شدت مبغوضیت شرک به خداوند، در حدی است که علاوه بر این که مانع از پذیرش اعمال عبادی انسان، از جمله استغفار و توبه اش می شود؛ مانع از پذیرش استغفار رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و مؤمنان، در حق او نیز می گردد.

    خداوند، پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ایمان آورندگان به او را از این که برای مشرکین طلب آمرزش کنند، نهی کرده است و در سوره توبه می فرماید:

    ما کان للنبی و الذین آمنوا ان یستغفر و اللمشرکین و لو کانوا اولی قربی من بعد ما تبین لهم انهم اصحاب الجحیم[6]

    برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) و مؤمنان شایسته نیست که برای مشرکان (از خداوند) طلب آمرزش کنند، هر چند از نزدیکانشان باشند (آن هم) پس از آن که برای آنها روشن شد که این گروه اهل دوزخند.

    اگر کسی بگوید: با توجه به این که استغفار برای مشرک روا نیست، پس چرا حضرت ابراهیم (علیه السلام)، برای عموی خود که از مشرکین بود استغفار کرد؟

    در پاسخ این سوال، خداوند می فرماید:

    و ما کان استغفار ابراهیم لابیه الا عن موعده وعدها ایاه فلما تبین له انه عدولله تبر امنه ان ابراهیم لاواه حلیم[7]

    و استغفار ابراهیم برای پدرش (مراد عمویش آزر است) فقط به خاطر وعده ای بود که او داده بود (تا وی را به سوی ایمان جذب کند) اما هنگامی که برای او روشن شد که وی دشمن خداست، از او بیزاری جست، به یقین ابراهیم بسیار دعا و زاری کننده و بردبار است.

    3- ریا و خود نمایی

    یکی از چهره های شرک به خدا، ریا و خود نمایی است که شرک خفی نامیده می شود، و به عنوان یکی از گناهان کبیره به شمار می آید. این صفت رذیله مهمترین حجاب بین بنده و خالق، و بزرگترین مانع پس از شرک جلی، برای پذیرش اعمال بندگان خدا است. چرا که خداوند عملی را از بنده اش می پذیرد که برای خدا انجام دهد، و حقیقت هر عملی هم وابسته به نیت بنده نسبت به آن عمل است. پس اگر نیت برای خدا باشد عملی که خدا خواسته تحقق می پذیرد، و چنانچه برای غیر خدا باشد، آنچه را که خدا از او خواسته به جا نیاورده است و مقبول خداوند واقع نمی گردد.

    مراد از حدیث معروف پیامبر (صلی الله علیه وآله) که فرمودند:

    انما الاعمال بالنیات.[8]

    به راستی حقیقت اعمال وابسته به نیت ها است.

    این است که: حقیقت عمل را نیت انسان تشکیل می دهد. اگر نیت برای خدا باشد، عمل مقبول درگاه خداوند واقع می گردد و اگر نیت برای غیر خدا باشد آن عمل پذیرفته نمی شود.

    بی جهت نیست که در آیات متعددی از قرآن سفارش به اخلاص و انجام عمل فقط برای خدا شده است و از شریک گرفتن برای او در اعمال نهی گردیده است، خداوند می فرماید:

    و اعبدوا الله و لاتشرکوا به شیئا[9]

    تنها خدا را بپرستید و عبادت کنید و هیچ چیز را (در عبادت) با او شرک نسازید.

    و ادعوه مخلصین له الدین.[10]

    او در حالی بخوانید که دین را برای او خالص گردانده باشید.

    و به پیامبر خویش (صلی الله علیه وآله) چنین دستور می دهد که:

    قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین لا شریک له و بذلک امرت و انا اول المسلمین.[11]

    بگو نماز و حج من و مرگ من، برای خدایی است که پروردگار عالمیان است، هیچ گونه شریکی برای او نیست و به همین (اخلاص در عبادت و عمل) فرمان داده شدم، و من اولین کسی هستم که تسلیم فرمان حق گشته و مسلمان شده ام.

    و این بدان خاطر است که تنها، عملی پذیرفته می شود که برای او انجام گیرد.

    رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

    کسی که به ریای مردم نماز بخواند او مشرک است؛ و کسی که به ریای مردم حج کند مشرک است؛ و کسی که به ریای مردم روزه بگیرد مشرک است؛ و کسی که به ریای مردم زکات دهد مشرک است؛ و هرکس فرموده ی خدا را برای مردم انجام دهد مشرک است؛ و خدا عمل ریا کننده را قبول نمی کند. (بحار الانوار جلد 72 صفحه 297)

    پس توبه و استغفار نیز در صورتی پذیرفته درگاه حق گردد که تنها برای خدا باشد و هیچ گونه ریا و خود نمایی در آن دیده نشود. اما اگر هدف شخص توبه گر و استغفار کننده، غیر از خدا باشد و به این امید با خدا راز و نیاز کند که مردم از توبه او باخبر شوند، نماز شب و استغفار سحرش را بشنوند و اشک ندامت او را هنگام خواندن دعای کمیل ببینند؛ نه تنها از توبه و استغفار خویش بهره ای نمی برند، بلکه عقب گرد کرده و بیشتر از میدان مغفرت و معنویت دور می شود و چنین عملی عقوبت خداوند را برای او به دنبال خواهد داشت.

     

    4- حق الناس

    مانع دیگر از پذیرش استغفار در مورد بعضی از گناهان این است که گناهی که از آن استغفار می کند، حق الناس باشد. مثل این که به کسی بدهکار باشد یا شخص دیگری را مورد ضرب و شتم قرار داده باشد یا غیبت را کرده باشد با به شخصی تهمت زده باشد.

    چنین گناهانی را نمی توان تنها با استغفار جبران کرد و به آمرزش خداوند دست یافت و از برکات استغفار بهره مند گشت. بلکه زمانی استغفار از چنین گناهانی مقبول درگاه خداوند می شود و باران مغفرت پروردگار بر قامت روح انسان می بارد، که صاحبان حق را نیز از خود راضی کند.

    اگر حق مالی است به او برگرداند، اگر حق عرضی و آبرویی است اعاده حیثیت نماید، و چنانچه دیه و قصاصی به گردن او دارد بپردازد با خود را در معرض قصاص قرار دهد، یا به هر صورت دیگری که می تواند رضایت صاحب حق را به دست آورد؛ آنگاه از خداوند طلب آمرزش کند. در این صورت، امید می رود خداوند توبه او را بپذیرد و از برکات استغفار و بهره مندش سازد.

    امیرالمومنین (علیه السلام) در سخن زیبایی، شرایط استغفار را در ضمن نکاتی یاد آور شده اند؛ از جمله می فرمایند:

    شرط سوم آن که: حق تمام مردم را ادا کنی و خدا را در حالی ملاقات کنی که هیچ حقی به گردنت نباشد.[12]

    5- اصرار بر گناه

    مانع دیگر برای پذیرش توبه و استغفار انسان، تکرار گناه و دست نکشیدن از کار زشتی است که از آن توبه می کند. همان گونه که در معنا و حقیقت استغفار گفتیم: تا حال ندامت و پشیمانی در کسی ایجاد نگردد و تصمیم بر گناه نگیرد و از کردار زشت خود دست نشوید؛ به توبه واقعی دست پیدا نمی کند و استغفارش رنگ خدایی نمی گیرد.

    کسی که مرتب گناهی را انجام می دهد و استغفار هم می کند ماند کسی است که خدا را مسخره می کند و بویی از واقعیت نبرده است.

    التائب من الذنب کمن لاذنب له، و المقیم علی ذنب و هو یستغفر کالمستهزء.[13]

    کسی که گناهی توبه می کند همانند کسی است که هیچ گناهی برای او نیست، و کسی که بر گناهی باقی می ماند و بر آن اصرار دارد و در عین حال استغفار هم می کند همانند کسی است که (خدای خویش را) مسخره می کند.

    رسول خدا (صلی الله علیه وآله) چهل سفارش به امیرالمومنین (علیه السلام) کرده اند و فرموده اند: هر کس این سخنان را حفظ کند (بدان عمل نماید) روز قیامت با پیامبران، صدیقین، شهدا و صالحین برانگیخته می شود و اینان رفیقان نیکویی هستند.

    از جمله سفارش های آن حضرت این بود که:

    ... و ان اللهم و الی الله عزوجل من ذنوبک، فان التائب من ذنوبه کمن لادنب له، و ان لاتصر علی الذنوب مع الاستغفار فتکون کالمستهزء بالله و آیاته و رسله.[14]

    ... و این که از گناهان خویش به درگاه خدا توبه کنی. مسلما کسی که از گناهان خویش توبه می کند، همانند کسی است هیچ گناهی ندارد و همراه با استغفار نباید اصرار بر گناهان داشته باشی که در این صورت همانند کسی خواهی بود که خدا و آیات و رسولان او را مسخره می کند!.

    البته روشن است که با توجه به ادله محکم و قطعی که بر عصمت امیرالمومنین (علیه السلام) از هر خطا و لغزشی وجود دارد، معنای این سفارش ها این نیست که چنین صفاتی در امیرالمومنین (علیه السلام) وجود دارد و پیامبر (صلی الله علیه وآله) او را نهی می کند، بلکه هدف پیامبر (صلی الله علیه وآله) آن است که این سخنان حکمت آمیز، از این طریق به تمام کسانی که سخن آن حضرت را می شنوند، برسد. بی شک در میان آنان افراد زیادی یافت می شوند که دارای این صفات باشند و این سفارش ها برای هدایت آنان مفید باشد.

    پاورقی ها:


    [1] . سوره منافقون، آیه 1.

    [2] . سوره منافقون، آیه 6-5

    [3] . سوره توبه، آیه 80.

    [4] . سوره توبه، آیه 80.

    [5] . سوره نساء، آیه 48 .

    [6] . سوره توبه، آیه 113.

    [7] . سوره توبه، آیه 114

    [8] . بحار الانوار، ج 67، ص 212.

    [9] . سوره نساء، آیه 35.

    [10] . سوره اعراف، آیه 38.

    [11] . سوره انعام، آیه 163.

    [12] . المججه البیضاء، ج 7، ص 63؛ نهج البلاغه، حکمت 417.

    [13] . مستدرک سفیه، ج 7، ص 601.

    [14] . بحار الانوار، ج 2، ص 154.

    منبع: کتاب «تجربه شیرین ندامت رمز آشتی با خدا و برکات استغفار»/ محمد حسین یوسفی

    موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۲۸

    https://cafebazaar.ir/app/Ghunah.Shenasi/?l=fa

    social code

    كانال گناه شناسي در تلگرام

    توصيه مي كنم حتما در اين كانال عضو شويد!

    https://telegram.me/c313fadaii

    نظرات (۱)

    جناب یه سوالی داشتم در مورد حق الناس من به گردن یکی از همسایه ها حق دارم و با اسپری رنگ روی دیوار خونه ایشان مطلبی نوشتم.در حال حاضر شدیدا پشیمانم منتها توان حلالیت خواهی از ایشان را به خاطر انکه خوف فتنه می رود وبرایم مشکل ساز می شود ندارم ایا در قیامت امکان بخشش این حق الناس وجود دارد.البته من ضرر مالی و جانی خاصی به ایشان نزده ام فقط با اسپری رنگ یک مطلب بر خانه ایشان نوشتم که البته هیچ ضرری به ایشان نرساندم فقط مطلبی نوشتم که جنبه شوخی دارد نه بیشتر
    پاسخ:
    سلام علیکم
    براشون استغفار کنید و اگر ضرر مالی هم بهشون خورده هر طور که ممکنه برگردونید.