گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:
الذُّنوبُ الدّاءُ، و الدَّواءُ الاستغِفارُ، و الشِّفاءُ أن لا تَعودَ.
گناهان بیماری‎اند و دارو استغفار است و شفایش به این است که به گناه باز نگردند.
با توجه به حدیث شریف بیماری جامعه ما و افراد آن گناه است و بدترین بیماری آن است که صاحب آن از وجودش مطلع نباشد یا آنرا بیماری نداند.
سعی بنده این است که به عنوان یک طلبه علوم دینی به انجام وظیفه در جبهه جهاد جنگ نرم به معرفی مصادیق، ریشه ها و علل بروز گناهان، آثار و عواقب دنیوی و اخروی، معرفی راه های پیشگیری و درمان گناه بپردازم.
در ضمن محوریت با بحثهای گناهان شایع و مبتلی به است.
باشد که مرضی رضای پروردگار متعال و باعث خشنودی مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.

جستجو با گوگل



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
ترجمه وبلاگ به سایر زبانها
كانال‌هاي ما

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها

معنا شناسی مفهوم بخل در قرآن کریم

پنجشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ۰۶:۱۲ ق.ظ
  • ۲۵۸۶ نمایش
  • بخیل - hamege.ir
     در جهانی که همه جا سخاوت حکمفرماست، بخیل بودن، ناهماهنگی با عالم هستی است. نکوهش بخل و مدح و ستایش سخاوت به طور گسترده در آیات و روایات به چشم می خورد. در قرآن کریم برای تبیین دقیق این مفهوم از واژه های بخل، شحّ، قتور و ضنین استفاده شده است. در این مقاله با استفاده از بعضی روشهای معناشناسی (Semantic) واژگان فوق مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند.
    چکیده
    مقاله حاضر کوششی است در جهت دریافت مفهوم بخل در قرآن کریم. واژگانی که در قرآن کریم برای دریافت این مفهوم به کار رفته اند، بخل، شحّ، قتور و ضنین می باشند. در قرآن کریم گر چه این واژگان همه برای این مفهوم به کار رفته اند، ولی گسترة معنایی و بار معناییشان متفاوت است. بعضی از این وازگان چون “ضنّ” گسترة معنایی محدودتری داشته و محدود به بخل در امور نفیس و معنوی هستند و برخی چون “شحّ” گسترة معنایی وسیعتری دارند. امر مسلم اینکه بخل از نظر قرآن کریم ناخوشایند بوده و مانع رستگاری انسان است- خواه در انفاق باشد یا در علم و یا در هر کار خیر و نیکی
    واژگان کلیدی
    معنا شناسی، بخل، شحّ، قتور و ضنین

    ((مقدمه))

    در جهانی که همه جا سخاوت حکمفرماست، بخیل بودن، ناهماهنگی با عالم هستی است. نکوهش بخل و مدح و ستایش سخاوت به طور گسترده در آیات و روایات به چشم می خورد. در قرآن کریم برای تبیین دقیق این مفهوم از واژه های بخل، شحّ، قتور و ضنین استفاده شده است. در این مقاله با استفاده از بعضی روشهای معناشناسی (Semantic) واژگان فوق مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند.
    واژه ی بخل
    بخل در لغت “ضد کرم” است . به معنای منع و امساک است . در واژگان دینی خودداری از خرج کردن مال در مواردی است که نباید از آن دریغ نمود.به تعبیر دیگر بخل “خودداری از ادای حقوق واجب است“.
    بخل در جامعه عرب پیش از اسلام:
    کمال مطلوب اخلاق جاهلی مروت بود و مروت فضیلتهای مختلفی چون سخاوت،شجاعت ،صبر،صداقت و امانت را شامل می شود .4 به این ترتیب بخل صفتی ضد ارزشی به شمار می آمد و سخاوت نشانه اصالت ،نجابت و شرافت بود.حاتم طایی نمونه واقعی و مثل اعلای سخاوت اعراب جاهلی و نماد دوری از بخل است. شعرای جاهلی اشعاری در مدح سخاوت و نکوهش بخل سروده اند.
    با ظهور اسلام پیامبر اکرم (ص) شدیدا مردم را از بخل منع کرد و این ممانعت با آرمان اخلاقی عرب یعنی مروت سازگاری تمام داشت .اسلام با تهذیب و تشویق سخای دوران جاهلی مفهومی را در قالب نظام اخلاقی خود مطرح نمود که در قرآن کریم از آن به انفاق تعبیر شده است.5
    *تصویر بخل در قرآن کریم
    زشتی بخل در قرآن کریم به دو صورت به تصویر کشیده شده است.
    1- در قالب بیان داستان ها
    الف:در سوره قلم(17-32) داستانی عبرت انگیز به نام اصحاب الجنه آمده است . ((مردی خیر و نیکوکار ، باغی سبز و خرم داشت و همه ساله کارش این بود که در هنگام میوه چینی فقرا و مساکین را از محصول باغ بهره مند می ساخت و سپس مصرف سالانه ی خود را برداشت می کرد .
    این عمل همچنان ادامه داشت تا جایی که فقرا و مساکین روز شماری می کردند تا این موسم فرا رسد.
    وقتی این مرد از دنیا رفت،بعضی از فرزندانش که دارای صفت زشت خست و بخل بودند بقیه ی وراث را تحریک کرده ،گفتند ما عائله مندیم و خود به محصول باغ نیازمندتریم . در نتیجه با هم تصمیم گرفتند تمام مستمندان را از محصول باغ محروم سازند. خداوند می فرماید:آنان با هم ،هم قسم شدند که صبح گاه میوه را بچینند. قرائن نشان می داد خودشان آن چنان هم نیازمند نبودند بلکه به علت بخل این کار را کردند . خداوند از این حرکت آنان خشنود نشد .شبانه که آنان خواب بودند ،بلایی بر سر باغ آمد .
    صاعقه ای همه ی آنرا سوزاند ،چیزی جز مشتی زغال و خاکستر سیاه باقی نماند. فرزندان صبح گاه طبق قرار قبل همدیگر را صدا زدند ، به سوی باغ روانه شدند در حالی که آهسته با هم سخن می گفتند تا کسی متوجه صحبت آنها نشود. وقتی وارد باغ شدند تعجب کردند و گفتند:شاید ما راه را گم کرده ایم و عوضی آمده ایم. سپس متوجه شدند بلایی باغ را از بین برده و هیچ چیز باقی نمانده است.))
    ب:در سوره ی قصص (76-81) داستان قارون بیان شده است.خدای تعالی از مال دنیا آنقدر به او روزی داده بود که کلید گنجینه هایش به قدری سنگین بود که مردان نیرومند را هم خسته می کرد .در اثر داشتن چنین ثروتی او خیال می کرد،خودش این ثروت را جمع آوری کرده ،چون راه جمع آوریش را می دانسته ،خوش فکر بوده و حسن تدبیر داشته است.این فکر او را مغرور نمود . از عذاب الهی ایمن و خاطر جمع شده زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح داده ، بخل ورزیدو در زمین فساد نمود . خدای تعالی او و خانه ی او را در زمین فرو برد.
    2-ارائه ی واژگان :
    الف) بخل: واژه بخل در قرآن کریم 12 بار و در 7 آیه (آل عمران/180؛ نساء/37؛ توبه/76؛ محمد/37-38؛ حدید/24؛ لیل/8) به صورتهای مصدری، فعل ماضی و فعل مضارع به کار رفته است.
    در قرآن کریم مفهوم بخل را می توان از طریق واژه متقابل آن تبیین کرد. در سوره لیل (5-8) این واژه در مقابل واژة “اعطاء” قرار گرفته است.
    فامّا من اعطی و اتّقی و صدّق بالحسنی فسنیسره للیسری و امّا من بخل و استغنی و کذّب بالحسنی فسنیسّره للعسری” عطاء و عطیّه در لغت اسم هستند برای آنچه اعطاء می شود1. در قرآن کریم این واژه در بذل و همچنین مطلق دادن چیزی به کار رفته است2. صاحب مجمع البیان نیز در توضیح آیات 5، 6 و 7 “لیل” از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: منظور این است که از هر چه خداوند داده، می بخشند3. بنابراین بخل به معنای مطلق امساک است.
    مصداق بخل در قرآن کریم با توجه به بافت آیه ها در مال است. بعضی از مفسران بخل را در همه آیات قرآن خودداری از پرداخت حقوق واجب دانسته اند1. بعضی دیگر از مفسران تنها در برخی از آیات، بخل را به این معنا گرفته اند2.
    در آیات قرآن کریم بخل به صور مختلفی نکوهش شده است و این به آن خاطر است که در جهانی که همه جا “سخاوت” حکم فرماست بخل ورزیدن ناهماهنگی با عالم هستی است.
    بنابر آیات:
    1- خدا افراد بخیل را، آنان که نسبت به مال خود بخل ورزیده و دیگران را نیز به بخل فرا می خوانند، دوست نمی دارد. (نساء/37؛ حدید/24).”…ان الله لا یحب من کان مختالا فخورا. الذین یبخلون و یامرون النّاس بالبخل و یکتمون مااتیهم الله من فضله و اعتدنا للکافرین عذابا مهینا.”(نساء/ 37)
    “…و الله لا یحبّ کل مختال فخور.الّذین یبخلون و یامرون النّاس بالبخل و من یتولّ فانّ الله هو الغنیّ الحمید.“(حدید/24)
    2- مردمی که در بخشش از نعمتهایی که خدا به آنها داده، امساک می کنند، این نعمتها در روز قیامت وبال گردنشان خواهد شد(آل عمران/180).”
    ولایحسبن الّذین یبخلون بماءاتیهم الله من فضله هو خیرا لهم بل هم شرّ لهم
    3- سیطوقّون ما بخلوا به یوم القیمه ….”
    4- بخل آنها را گرفتار نفاق می کند (توبه/76-77). “فلمّا اتیهم من فضله بخلوا به و تولّوا و هم معرضون . فاعقبتهم نفاقا فی قلوبهم الی یوم یلقونه بما اخلفوا الله ما وعدوه و بما کانو یکذبون
    5- عذاب خوار کننده ای در انتظارشان خواهد بود (نساء/37).
    زمینه ها و پیش نیازهای بخل در قرآن کریم
    1- تکبّر و غرور: طبق آیات 36-37 “نساء” و 23-24 “حدید“، تکبر و غرور پیش نیاز و زمینه ساز بخل ورزیدن است. این دو صفت مذموم انسان را از گشاده بودن در مقابل انسانهای محروم منع می کند. نزد بخیل فقط سیراب شدن از زندگی و بهره مند شدن مهم است. اینان ارزشی برای زندگی دیگران قائل نیستند1. انسانی که مغرور به ثروتش یا هر امر دیگری است، فخور و متظاهر به این ثروت و متکبر بر مردم است. به خاطر حرص بر زندگی و شخصیتش نسبت به مال حریص است. ارزش در زندگیش تنها مال است. او بخیل است و مردم را نیز از انفاق نهی می کند تا مثل او گردند. (الّذین یبخلون و یأمرون النّاس بالبخل…..) گاه نیز ثروتش را کتمان کرده و از دیده دیگران حفظ می کند (ویکتمون ما اتاهم الله من فضله)
    امر به بخل لزوما لفظی یا کتبی نیست ،بلکه سیره و عمل بخیلانه کسی مانند انسان متمکن که الگوی دیگران است و به او تاسی می شود ،در حقیقت نوعی دستور به بخل است .
    2- ضعف ایمان: یکی از زمینه های بخل بی توجهی انسان به مالکیت و بی نیازی مطلق الهی است. انسان وقتی از نظر شناختی به آن اندازه نرسد که درک درستی از وضعیت و موقعیت خود در هستی داشته باشد، این امکان وجود دارد تا تفسیری نادرست از خود و خدا و نیز هستی به دست دهد که نتیجه آن در بینش و نگرش و گرایش هایش ظاهر می شود. عکس آن وقتی انسان بر این باور باشد که خداوند موجود بی نیاز است و همة زمین و هستی میراث خداوند است، در منش خویش، خوی و خصلت بخل را اظهار نمی کند و آن را در خود تقویت نمی کند، از این رو خداوند در بافت آیات 180 آل عمران و 37 و 38 سوره محمّد (ص) به مسئله بی توجهی به مالکیت و بی نیازی مطلق الهی به عنوان زمینه ای برای بخل ورزی انسان اشاره می کند1.
    درجات بخل: طبق آیات 37/ نساء و 24/ حدید بخل دارای درجاتی است. بعضی نسبت به اموال خود بخیلند (الذین یبخلون و …..) یعنی حاضر نیستند کمترین فایده ای به دیگران برسانند. بعضی از آن فراتر رفته، نسبت به اموال مردم بخیلند (………و یأمرون الناس بالبخل………..) یعنی اگر ببینند کسی به دیگری احسان قابل ملاحظه ای می کند، ناراحت می شوند.
    ب) شحّ: این واژه 5 بار در قرآن به کار رفته است. آیات قرآن “شحّ” را بخل شدید راسخ در قلب معرفی کرده اند. (واحضرت الا نفس الشّح….. نساء/128) لازمة این معنا آن است که واژه “شحّ” رساتر و گسترده تر از بخل بوده و توأم با حرص است2. این صفت وقتی در قلب ثابت شده و بر قوا غلبه یابد، نفس را از مطلق کار خیر در گفتار و کردار باز داشته، مانع امر به معروف و نهی از منکر، تعلیم و تربیت، هدایت و ارشاد و همچنین مانع انفاق، احسان و یاری رساندن به مردم به هر شکل و صورتی می شود3.

     

    مصادیق “شحّ” در قرآن کریم
    1- کارهای خیر
    در آیة 19/احزاب، از جمله اوصافی که برای منافقین ذکر شده، بخیل بودن ایشان در کارهای خیر است. انگیزه تمام کارشکنی هایشان این بود که آنها در همه چیز بخیل بودند؛ نه تنها در بذل جان در میدان نبرد و کمک های بدنی، بلکه حتی در کمکهای فکری نیز بخل می ورزیدند1.
    2- اداء حقوق زوجین در نظام خانواده
    خداوند در آیه 128/ نساء به دنبال ترس و بیم زن از نشوز یا اعراض همسر در زندگی مشترک، مسئله صلح را در روابط خانوادگی پیشنهاد می کند. به دنبالش مسئله بخل نفس مطرح می شود.زشت ترین بخل این است که یکی از زوجین در خشنودی همسر خود و اداءحقوق وی بخل ورزد. امری که مانع صلح و نیکی به همسر می شود. در ادامه سفارش به احسان و تقوا می کند. یعنی هنگام اداء حقوق دیگران اخلاص را افزوده و هنگام گرفتن حقوق از ایشان از خدا ترسیده و جز آنچه حق انسان است گرفته نشود2.
    و ان امراه خافت من بعلها نشوزا او اعراضا فلا جناح علیهما ان یصلحا بینهما صلحا و الصلح خیر و احضرت الا نفس الشح و ان تحسنوا و تتقوا فان الله کان بما تعملون خبیرا
    در این ایه نقطه مقابل “شح“احسان به همراه تقوا ذکر شده است. لازم است هر کدام از زوجین در این گونه موارد از هیچ نوع احسانی که موجب شادی همسر می شود کوتاهی ننموده و در کارهای نیک فقط خدا را در نظر داشته باشند.
    *راههای پیش گیری از شحّ نفس
    1- انفاق:
    در آیة 16/ تغابن، انفاق کردن به عنوان یکی از طرق جلوگیری از بخل نفس مطرح می شود. “…………و انفقوا خیراً لانفسکم و من یوق شحّ نفسه فاولئک هم المفلحون“. از امام صادق (ع) چنین روایت است که فرمود: کسی که زکات مال خود را بدهد از شحّ نفس نجات می یابد1. همچنین راوی گوید: امام صادق (ع) را دیدم که از اول شب تا صبح طواف می کرد و می گفت: “اللّهم قنی شحّ نفسی” گفتم: فدایت شوم غیر از این، دعایی از شما نشنیدم. فرمود: چه چیز از بخل نفس سخت تر است. خداوند فرمود: “و من یوق شحّ نفسه فاولئک هم المفلحون“2. بنابراین بخل از موانع مهم رستگاری است.
    2- ایثار و برگزیدن دیگران بر خود:
    در آیة 9/حشر سخن از انصاری است که در سرزمین مدینه قبل از مهاجران مسکن گزیدند. هر مسلمانی که به سوی آنها هجرت می کرد، دوست داشته و در درون سینه های خود نیازی نسبت به آنچه به مهاجران داده می شد، احساس نمی کردند. نه چشم داشتی به غنائمی که به آنها داده می شد، داشته و نه نسبت به آنها حسادت می ورزیدند. آنها مهاجران را بر خود مقدم داشتند، هر چند خود به شدت فقیر بودند. به این ترتیب محبّت، بلند نظری و ایثار سه ویژگی آنها بود. به دنبالش می فرماید: کسانی که خداوند آنها را از بخل و حرص نفس باز داشته، رستگارانند. به این ترتیب این سه ویژگی از عوامل مقابله با بخل نفس است.
    3- قتور:
    قرآن کریم در این حوزة معنایی واژة دیگری ارائه می دهد و آن واژه “قتور” است که یکبار در آیات به کار رفته است. این واژه از قتر گرفته شده و “قتر” در لغت به معنای تنگ گرفتن در عمل است، خواه در انفاق باشد، یا غیر آن. نقطه مقابل آن اسراف است. اسراف عمل متجاوز از حدّ لحاظ شده از نظر عقل یا عرف است (والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا ………فرقان/67)
    قتر” در اصل، اسم یا مصدر است. غبار و دود و باد، معانی مجازی “قتر” هستند. این ها وجوه ظاهری و مادی “قتر” هستند، اما در وجوه باطنی و روحانی آن رنج و بدی حال و شدت سختی دیده می شود. “و وجوه یومئذ علیها غبره ترهقها قتره ……..” عبس/41.
    در آیة “قل لوانتم تملکون خزائن رحمه ربّی اذاً لامسکتم خشیه الانفاق و کان الانسان قتورا“. اسراء/100. قتور، تضییق در افکار و اخلاق و اعمال انسان است و موجب متصف شدن به صفاتی همانند بخل و امساک و حسد و مقیّد شدن به محدودیتهای مادی و قیود ظاهری و شهوات نفسانی و علائق دنیوی می شود. انسان بنابر طبیعت اولیه اش قتور است، یعنی متمایل به محدودیت و تضییق نفسش در قیود مادی و تمایلات و علایق دنیوی است1.بنابراین در این آیه کسی قتور معرفی شده که امساک می کند. تنگ نظر است و این تنگ نظری در همه ی جوانب وی مشاهده می شود.
    4- ضنّ:
    ضنّ، بخل در امر گرانبها است2. در آیة 24/تکویر (و ما هو علی الغیب بضنین)، “ضنین” صفت مشبهه از ماده “ضنّ” است. می فرماید: رسول خدا (ص) نسبت به هیچ چیز از آنچه به او وحی می شود، بخل نمی ورزد و چیزی را از کسی کتمان و پنهان نمی کند و تغییر و تبدیل نمی دهد، بلکه همانطور که جبرئیل به او تعلیم داده به مردم تعلیم می دهد، آنچه را مأمور به تبلیغش شده تبلیغ می کند3.

    نتیجه گیری: 

    در قرآن کریم برای تبیین دقیق مفهوم بخل، از واژه های بخل، شحّ، قتور و ضنین استفاده شده است. گر چه همه این واژگان برای مفهوم بخل به کار رفته اند، ولی گسترة معنایی و بار معناییشان با هم متفاوت است. واژه بخل در قرآن کریم 12 بار و در 7 آیه بکار رفته است. مفهوم و معنای بخل را در قرآن کریم می توان از واژه مقابلش اعطاء شناسایی کرد. اعطاء هم در بذل و هم در مطلق دادن چیزی به کار رفته است. بنابراین بخل به معنای مطلق امساک است. مصداق آن در قرآن کریم با توجه به بافت آیات در مال است و به شدّت نکوهش شده است. آیات قرآن “شحّ” را بخل شدید در قلب تعریف کرده اند. طبق آیات قرآن این واژه گسترده تر از بخل بوده و وقتی در قلبی ثابت شود، او را از مطلق کار خیر در همه زمینه ها باز داشته و مانع رستگاری می شود. این واژه در قرآن کریم 5 بار به صورت مفرد و جمع به کار رفته است. قتور واژه دیگری است که در این حوزه معنایی قرار دارد. این واژه از قتر گرفته شده و آن در لغت تنگ گرفتن در عمل است. بنابراین قتور، که یکبار در قرآن به کار رفته، تضییق در افکار و اخلاق و اعمال انسان است و موجب بخل و امساک می شود. واژه دیگر “ضنّ” است که در قرآن یکبار برای بخل در امور ارزشمند به کار رفته است.

    بخیل 2 - hamege.ir

     

    نویسنده  :  دکتر طیبه اکبری راد- عضو هیئت علمی دانشگاه

    منابع و مأخذ:

    1- ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، موسسه العلمی للمطبوعات.
    2- امین اصفهانی، مخزن العرفان، 1361، تهران، نهضت زنان مسلمان.
    3- ایزوتسو،توشیهیکو،مفاهیم اخلاقی-دینی در قرآن مجید،ترجمه فریدون بدره ای،1373،تهران فرزان روز.
    4- جواهری، خلیل، روزنامه کیهان، 18896.
    5- راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین، معجم مفردات الفاظ قرآن، تهران، مرتضوی.
    6- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی التفسیر القرآن، 1412 ه، بیروت، موسسه التاریخ العربی.
    7- طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه التاریخ العربی.
    8- فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، بیروت، دار التراث العربی.
    9- فضل الله، محمد حسین، من وحی القرآن، بیروت، دارالزهرا للطباعه و النشر و التوزیع.
    10- کریمی،محمود،”بخل”،دائره المعارف بزرگ اسلامی ،ج 11.
    11- مدرسی، محمد تقی، من هدی القرآن، 1406، دار الهدی، چاپ اول.
    12- مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، نمایشگاه ترجمه و نشر کتاب.
    13- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
    14- موسوی، محمد باقر، تفسیر المیزان، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی (ترجمه شده).
     

    https://cafebazaar.ir/app/Ghunah.Shenasi/?l=fa

    social code

    كانال گناه شناسي در تلگرام

    توصيه مي كنم حتما در اين كانال عضو شويد!

    https://telegram.me/c313fadaii

    نظرات (۱)

    عالی بود خدا خیرتان دهد
    پاسخ:
    ممنون دعا کنید