گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:
الذُّنوبُ الدّاءُ، و الدَّواءُ الاستغِفارُ، و الشِّفاءُ أن لا تَعودَ.
گناهان بیماری‎اند و دارو استغفار است و شفایش به این است که به گناه باز نگردند.
با توجه به حدیث شریف بیماری جامعه ما و افراد آن گناه است و بدترین بیماری آن است که صاحب آن از وجودش مطلع نباشد یا آنرا بیماری نداند.
سعی بنده این است که به عنوان یک طلبه علوم دینی به انجام وظیفه در جبهه جهاد جنگ نرم به معرفی مصادیق، ریشه ها و علل بروز گناهان، آثار و عواقب دنیوی و اخروی، معرفی راه های پیشگیری و درمان گناه بپردازم.
در ضمن محوریت با بحثهای گناهان شایع و مبتلی به است.
باشد که مرضی رضای پروردگار متعال و باعث خشنودی مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.

جستجو با گوگل



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
ترجمه وبلاگ به سایر زبانها
كانال‌هاي ما

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
  • ۵۲۸۱ نمایش
  • در عصر حکومت امام على (علیه السلام) زنى که حامله بود و نزدیک زایمانش مرتکب عمل زنا شد، به محضر امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد عرض کرد:

    من زنا کرده ‏ام، پس مرا پاکیزه کن که عذاب دنیا آسان‌تر از عذاب همیشگى آخرت است.

    حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: از چه تو را طاهر کنم؟

    زن گفت: از زنایى که کرده ‏ام.

    امام على (علیه السلام) فرمود: آیا شوهر دارى؟

    عرض کرد: بله صاحب شوهر هستم.

    حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:

    آیا آن زمانى که مرتکب زنا شدى شوهرت حاضر بود یا از تو دور بود؟

    زن گفت: بله او در دسترس بود.

    امام على (علیه السلام) فرمود:

    برو هر وقت بچّه ‏ات را به دنیا آوردى، بیا تا تو را طاهر کنم.

    وقتى زن مى‏رفت، حضرت خیلى آرام بدون آنکه کلام حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بشنود، فرمود:

    خدایا! این یک شهادت و اقرار بود

    طولى نکشید که زن مجدّداً به محضر امام على (علیه السلام) آمد و عرض کرد:

    بچه‏‌ام به دنیا آمد مرا پاک کن.

    حضرت تجاهل کرد. (مثل اینکه هیچ نمى‏داند)

    فرمود: از چه چیز تو را پاک کنم؟

    گفت: من زنا کرده ‏ام پاکم کن.

    باز حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) سؤالات گذشته را تکرار کرد.

    زن هم قبل، جواب داد.

    امام على (علیه السلام) فرمود:

    برو و بچه ‏ات را تا دو سال شیر بده‌‌ همان گونه که خدا دستور داده (۱) تا تو را پاک کنم.

    وقتى زن مى‏ رفت، حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به آرامى به طورى که زن نفهمد فرمود:

    خدایا! این شهادت و دوبار اعتراف

    راوى مى‏گوید، دوسال تمام شد، زن مجدّداً آمد و گفت:

    من دو سال بچه ‏ام را شیر دادم، پس مراطاهر کن یا امیرالمؤمنین!

    این نوبت هم امام على (علیه السلام) تجاهل کرد و زن مانند گذشته پاسخ داد.

    این بار حضرت به او فرمود:

    اى زن! برو بچه ‏ات را کفالت کن تا به حدى که عقلِ خوردن و آشامیدن را پیدا کند و بتواند خود را حفظ کند.

    از بلندى پرت نشود و در چاهى نیفتد، هر وقت فرزندت به این حد رسید بیا تا تو را طاهر کنم.

    راوى مى‏گوید:

    زن مى‏رفت و گریه مى‏کرد.

    در همین حال حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) آرام مى‏گفت:

    خدایا! این سه بار شهادت و اقرار.

    بین راه عمرو بن حریث مخزومى از اصحاب امام على (علیه السلام) دید که زنى از کنار محکمه قضاى حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى‏رود و گریه مى‏کند.

    جلو آمد و سؤال کرد:

    اى زن! چرا گریه مى‏کنى؟ من مکرّر دیدم که خدمت امیرالمؤمنین (علیه السلام) رفتى و باز آمدى.

    زن در پاسخ گفت:

    آرى! نزد امیرالمؤمنین رفتم تا مرا پاک کند، ولى به من فرمود:

    برو بچه‌ات را بزرگ کن وقتى عقل خوردن پیدا کرد بیا تا تو را پاک کنم،

    اى عمرو! مى‏ترسم مرگ من فرا رسد و پاکم نکرده باشد.

    عمرو بن حریث به خیال خود خواست به زن خدمتى کرده باشد گفت:

    ناراحت نباش من بچه تو را بزرگ مى‏کنم، برگرد تا امام حکم خدا را درباره ‏ات جارى سازد.

    زن برگشت، و پیشنهاد نگهدارى فرزندش، توسّط عمروبن حریث را به امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض کرد.

    باز امام على (علیه السلام) درباره زن تجاهل کرد و فرمود:

    براى چه عمرو کفالت فرزندت را عهده دار شده است؟

    زن گفت: زنا کرده ‏ام مرا پاکیزه کن.

    حضرت مجدّداً سؤالات را تکرار کرد که:

    آیا شوهر داشتى؟ آیا او در زمان گناه در دسترس تو بود؟

    زن هم جواب گذشته را داد.

    در اینجا چهار بار، در چهار مجلس، زن اعتراف به گناه زنا کرد.

    آنگاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) سر مبارک را به طرف آسمان بلند کرد و فرمود:

    اِنَّهُ قَدْ ثَبتَ لَکَ عَلَی‌ها أَربَعَ شَهادات...

     (خدایا، براى تو چهار بار شهادت و اقرار او ثابت شد، بار خدایا تو خود به پیامبرت خبر دادى که:

    اى محمد! هرکس حدّى از حدود مرا تعطیل کند با من جنگ و معانده کرده است و با این ترک با من طلب ضدّیت نموده است،

    اى خدا! من حدود تو را تعطیل نمى‏کنم و با تو طلب ضدّیت نخواهم کرد، احکام تو را ضایع نمى‏کنم، بلکه من مطیع تو هستم و سنّت پیامبرت را پیروى مى‏کنم.)

    عمروبن حریث که به نظر خود کار خوبى کرده بود مى‏گوید:

    نگاه کردم در صورت حضرت على (علیه السلام) مثل آنکه انارى به صورتش ریخته شده، فهمیدم که حضرت از کار من ناراحت است، لذا پیشدستى کرده و گفتم:

    یا امیرالمؤمنین! من خواستم کفالت فرزندش کنم، زیرا گمان مى‏کردم این کارم را دوست دارید، اگر مى‏دانستم از این کار ناراحت مى‏شوید، این کار را نمى‏کردم.

    حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:

    أبَعْدَ أربَعَ شَهاداتٍ بِاللَّهِ؟ لَتُکَفِّلَنَّهُ وَ أَنتَ صاغِرٌ

      آیا پس از آن که آن زن چهار دفعه بر خود اقرار نموده فرزندش را کفالت مى کنى در حالى تو کوچک هستى؟

    پس آن حضرت به منبر رفت و به قنبر فرمود: میان مردم بانگ برآور تا همه براى نماز جماعت حاضر شوند. قنبر دستور را اجرا کرد و مردم به طرف مسجد هجوم آوردند بطوریکه مسجد پر شد.
    در این موقع امام علیه السلام بپاخاست و ثناى الهى بجاى آورد سپس فرمود: اى مردم ! پیشواى شما مى خواهد براى اقامه حد بر این زن به خارج کوفه رود و شما را به همراه خود ببرد و زمانى که بیرون مى آیید باید سنگهاى خود را همراه داشته و یکدیگر را نشناسید تا به خانه هایتان برگردید و سپس ‍ از منبر فرود آمد و بامدادان خود آن حضرت به اتفاق زن بیرون شدند و مردم نیز در حالى که یکدیگر را نمى شناختند و به صورتهاى خود نقاب بسته و سنگ در آستین داشتند از خانه ها بیرون شدند تا اینکه آن حضرت با زن و تمام مردم به پشت شهر کوفه رسیدند. آنگاه به حاضران خطاب کرده و فرمود: اى مردم ! خداوند با پیامبر، پیمانى بسته و پیامبر نیز با من همان پیمان را بسته است که هر کس مستحق حدى باشد نباید به دیگرى حد زند، اکنون هر کس از شما که مستحق همین حد است حد نزند، پس تمام مردم برگشتند و تنها خود آن حضرت با حسن و حسین علیه السلام زن را سنگسار نمودند.(2)

    منبع:

    کتاب : الگوهاى رفتارى‏امام على (ع) و امور قضایى جلد 8/مرحوم محمد دشتى

    کتاب : قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه ‏السلام / آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

    پاورقی:

    1- «وَالْوالِداتُ یُرضِعنَ اَولادَهُنَّ حَولَینِ کاملَینِ» سوره بقره آیه 233، مرحوم شهید در لمعه دارد: اگر شیردهنده‏اى داشته باشد بنابر مشهور حد جارى مى‏شود اگر چه آن حد رجم باشد ولى اگر شیردهنده نباشد صبر مى‏کنند تا بچه از شیر بى نیاز شود بعد حد جارى مى‏شود.

    2 - فروع کافى، ج‏۷، ص‏۱۸۵ -و کتاب تهذیب شیخ طوسى، ج‏۱۰، ص‏۹.

    https://cafebazaar.ir/app/Ghunah.Shenasi/?l=fa

    social code

    كانال گناه شناسي در تلگرام

    توصيه مي كنم حتما در اين كانال عضو شويد!

    https://telegram.me/c313fadaii

    نظرات (۱۱)

    من جایی خوندم مولا علی فرزندانش به کنار زن سنگ زدند تا زن فرار کند و زن زنا کار به قتل نرسید درست است ؟
    پاسخ:
    ما ندیده ایم
    پس دروغه که میگن اگر توبه کنی خدا همه گناهان رو میبخشه!!؟؟عاقبت یه زن خطاکار که پشیمونه باید این باشه؟!! 
    پاسخ:
    این حده و هیچ ربطی به توبه و پشیمانی نداره.
    حد هم باعث پاک شدن از گناه میشه ولی راه بهتر همان توبه است که این زن سخت ترین راه را برای پاک شدن از گناهش انتخاب کرده بود.
    مطمینید این متن درسته من که شک دارم
    پاسخ:
    از چه نظر؟
    دوست عزیزمون راست میگه که جامعه پرمیشه ازفساداگه سنگسارنکنن درحالی که مردم نصف کشورهای اروپایی زنازدن وباخوشی وفرهنگ بالا کنارهم زندگی میکنن
    پاسخ:
    نکنه شما شیفته این زنا زادگیشون شدید؟؟؟
    به نظرم اگه از خدای خودش تقاضای عفو می کرد بهتر بود تا بره عمر خودشو بریزه به خاطر  یک گناه-در مورد سنگسار یک سوالی داشتم وان اینکه ما می توانیم به جای سنگ های بزرگ که باعث مردن می شه از ریگ استفاده کنیم-البته بنده چیزی در مورد سنگ و قطعاتش نمی دانم.
    پاسخ:
    ما هم تفصیل احکام سنگسار را مطالعه نکرده ایم
    واقعا عمل وحشیانه ایه
    بدترین چهره ای که میشه از اسلام نشون داد. کشتن یه انسان به بدترین شکل. همون کاری که داعش هم میکنه
    بعضیا چقدر با اشتیاق اندازه سنگ ها رو هم می پرسن! فکر میکنم اگه الانم این حکم اجرا بشه متقاضی برای شرکت در مراسم کم نیست. آدمهای عقده ای و روانی زیاد هستن که برای خالی کردن عقده های خودشون و پرتاب سنگ به سرو صورت یه انسان دیگه سرو دست میشکنن. گاهی از اسلام و اساسا دین متنفر میشم

    اگر کسی اطلاعات داره لطفا درباره فلسفه این حکم توضیح بده. البته توضیح نه توجیه! (مث توجیه هایی که تو مساله ار میارن خیلیا)
    پاسخ:
    به خطر افتادن کانون گرم خانواده و تولد کودکان حرام زاده جنایت نیست!؟؟ خیانت به همسر وحشانه نیست!؟  پر شدن جامعه از فساد و فحشاء وحشتناک نیست؟؟!!
    این احکام بازدارنده اند و با تنفر امثال شما خدشه ای به اسلام وارد نمیشه
    توضیحات بیشتر در این مقاله:


    پیشینه ی تاریخی حکم سنگسار چیست؟ آیا اجرای چنین حکمی در این زمان به ضرر اسلام نیست؟
    پرسش
    پیشینه ی سنگسار کردن چیست؟ و آیا فکر نمی کنید امروزه نباید این مسئله تحقق پذیرد زیرا دیدگاه دیگران نسبت به اسلام منفی خواهد شد؟
    پاسخ اجمالی

    مجازات "سنگسار" یا "رجم" در میان ملل و اقوام و ادیان قبل از اسلام رایج بوده است.

    در اسلام نیز این نوع از مجازات، به عنوان یک حد شرعی، مسلّم و قطعی است که برای پاره ای از جرم های بسیار سنگین در نظر گرفته شده که در روایات زیادی از پیامبراکرم (ص) به آن تصریح شده است.

    هدف اسلام از اجرای چنین مجازاتی، اصلاح جامعه، التیام ناهنجاری های ناشی از ارتکاب جرم، تطهیر فرد مجرم و آمرزش گناهی که در اثر ارتکاب این جرم مرتکب شده است، اجرای عدالت در اجتماع، جلو گیری از انحرافات بزرگ و بنیان شکن و مصونیت بخشیدن به جامعه است.

    از نظر اسلام مجازات زنای محصنه (زنای زن شوهردار یا مرد همسردار) با شرایط خاصی رجم است.

    اگر در جایی اجرای این حکم یا احکام دیگر موجب وهن اسلام شود ولی فقیه یا حاکم شرع می تواند با توجه به مصالح اسلام و نظام اسلامی تصرفاتی در کیفیت اجرای این حکم و یا تغییر اصل آن انجام دهد.

    پاسخ تفصیلی

    برای آگاهی از سابقه و پیشینه ی سنگسار یا "رجم" باید به متون تاریخی و کتب مقدس ادیان قبل از اسلام مراجعه کرد. در قدیمی ترین کتب ادیان گذشته که امروزه در اختیار است از رجم به عنوان یکی از عقوبت های افراد خلاف کار نام برده شده است. در تورات بارها از این عقوبت اسم برده شده و در مورد دختری که قبل از ازدواج زنا کرده باشد آمده است: «... آنگاه دختر را به در خانه ی پدرش آورده و مردمان شهر او را سنگسار نمایند تا بمیرد زیرا در بنی اسرائیل قباحت ورزیده، در خانه ی پدرش زنا کرده،‌ تا بدین منوال شرارت را از میان خود دور کن»[1]. همچنین درباره ی زنای زن شوهردار و بالعکس آمده است: «اگر مردی با زن شوهرداری یافت شود که بخوابد پس هر دوی ایشان (مردی که با آن زن خوابید و آن زن نیز) بمیرند بدین منوال شرارت را از بنی اسرائیل دور کن »[2]

    هنگامی که پیامبر (ص) به مدینه هجرت فرمودند عده ای از یهودیان برای پرسیدن حکم زنا بر پیامبر (ص) وارد شدند که آیه 41 از سوره مائده و آیات مربوط، بعد از آن نازل شد.

    ماجرا از این قرار بود که زنی از زنان معروف یهودی منطقه ی خیبر با مردی از اشراف آنان زنا کرد با این که هر دو محصن بودند (همسر داشتند) ولی علماء یهود به خاطر مقام و موقعیت اجتماعی آن دو،‌ نمی خواستند آنان را سنگسار کنند. پیش پیامبر اکرم (ص) آمدند تا اگر حکم سبک تری برای این عمل داشت آنرا اجرا کنند، اما پیامبر (ص) نیز همان حکم را فرمود و فرمود این حکم در تورات هم آمده چرا به آن عمل نمی کنید؟ آنان ورود این حکم در تورات را انکار کردند. رسول گرامی اسلام (ص) یکی از علمای یهود به نام «ابن هوریا» را احضار کرده و بعد از سوگند دادن او این مطلب را از وی سؤال کرد. او هم تصریح کرد چنین حکمی در تورات وجود دارد. پیامبر اسلام(ص) آن زن و مرد را جلوی مسجد مدینه سنگسار کرد[3].

    بنا بر این حکم قتل و رجم قبل از اسلام در میان دیگر ادیان و اقوام با تفاوت هائی اجرا می شده است.

    حکم سنگسار در اسلام:

    اگرچه به حکم سنگسار برای زنای محصنه، در قرآن تصریح نشده است ولی این مسأله با سنت پیامبر(ص) اثبات شده است.

    امام علی (ع) حکم تازیانه و رجم را در مورد زنی اجرا کرده و فرمودند: او را بر طبق کتاب خداوند حد (تازیانه) زدم و بر طبق سنت رسول خدا رجم کردم.[4] از خلیفه دوم نقل شده که گفت: اگر نمی ترسیدم مردم بگویند فلانی آیه ای بر قرآن اضافه کرده است آیه رجم را می آوردم که: «پیر مرد و پیر زن اگر زنا کنند حتماً باید سنگسار شوند». (البته وجود چنین آیه ای در قرآن از طرف همه ی صحابه رد شد به طوری که دو نفر بر وجود این آیه در قرآن شهادت ندادند[5]).

    حکم رجم به عنوان مجازات زنای محصنه (زنای مرد و زن شوهردار) آمده است و مورد اتفاق همه ی علماء اسلام است[6]. و چون از حدود اسلام است، قابل مصالحه و قابل شفاعت نیست و حتی بدون شکایت طرفین یا شخص دیگر هم باید اجرا شود[7].

    از آن جا که پیامبر اکرم (ص)، پیامبر رحمت و مهربانی است همیشه از اجرای حکم رجم در باره افرادی که در محضر ایشان چهار بار به ارتکاب زنای محصنه اقرار می کردند، اظهار ناخشنودی می نمودند و می فرمودند: اگر این افراد به جای اقرار توبه می کردند بر ایشان بهتر بود (ماجرای ماعز) اما هر گاه این جرم اثبات می شد علی رغم میل باطنی خود آن را اجرا می کردند.

    ماجراهای افراد رجم شده در زمان پیامبر (ص) و امام علی (ع) و روایاتی که در این باب رسیده[8] نشان می دهد که نظر اسلام همواره بر این بوده تا با قرار دادن قیود و شرایط بسیار مشکل، امکان اثبات این گناه (زنای محصنه) به حداقل برسد و کمتر این حکم اجرا شود تا قبح آن ریخته نشود و افراد رجم نشوند.

    در قانون جمهوری اسلامی که بر اساس فقه تشیع نوشته شده است نیز این شرایط مورد نظر اسلام برای اثبات زنای محصنه به چشم می خورد که به بعضی از این موارد اشاره می کنیم:

    1- ماده 74 : زنا چه موجب رجم شود یا تازیانه، با شهادت چهار مرد عادل یا سه مرد عادل و دو زن عادل ثابت می شود.[9]

    2-ماده 76: شهادت شهود باید روشن و بدون ابهام و مستند به مشاهده (رؤیت) باشد.

    3-ماده 78: بیان خصوصیات از حیث زمان و مکان نباید در کلام شهود اختلاف باشد (و الا همه ی شهود به جرم قذف (تهمت زدن) تازیانه می خورند.

    4-ماده 79: شهود باید بدون فاصله ی زمانی شهادت دهند (و الا همه ی شهود حد قذف می خورند)[10]

    حتی اگر شخص بعد از اقرار، انکار کند حد رجم از او برداشته می شود. امام صادق (ع) می فرماید: اگر شخصی به گناهی که موجب حدّ است اقرار کند و سپس انکار نماید. باید حدّ (تازیانه) بر او جاری شود مگر گناهی (زنای محصنه) که موجب رجم است که بعد از انکار رجم نمی شود.[11]

    این سخت گیری ها در راه اثبات گناهی که موجب رجم می شود آن قدر زیاد است که بعضی گفته اند[12] شاید هیچ گاه چنین چیزی ثابت نشود مگر آن که شخصی با عقل و اختیار خود به آن اعتراف کند.

    نکته ای که قابل توجه است این که هدف اسلام از تشریع چنین مجازات هایی انتقام جویی و ایجاد خشونت نبوده است بلکه همانند دیگر قوانین اسلام اهداف بلندی در تعیین و اجرای چنین مجازات هایی قرار دارد که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

    الف: اصلاح جامعه: وقتی قانون این باشد که (با تحقق شرایط) بدون هیچ گونه اغماضی مرتکبین زنای محصنه را به چنین مجازات سختی برسانند. سایر افرادی که در معرض ارتکاب چنین جرم هایی هستند با آگاهی از مجازات سختی که در پی آن است  هرگز آنرا مرتکب نخواهند شد.

    ب: التیام ناهنجاری های ناشی از ارتکاب جرم: هر جرمی که در جامعه واقع شود نوعی ناهنجاری است که نظم اجتماع را بر هم زده و جامعه را دچار مشکل و اضطراب می کند. اولین اثر اجرای مجازات، التیام آثار ناهنجار ناشی از ارتکاب جرم در اجتماع است.

    ج: تطهیر فرد مجرم و آمرزش گناهان: جرم و گناه نوعی پلیدی و آلودگی است و ارتکاب آن موجب آلودگی شخص گناه کار است. این آلودگی تنها با جبران و تنبیه و مجازات متناسب با آن پاک می گردد. از روایات استفاده می شود با اجرای عقوبت یک گناه در این دنیا، شخص گناه کار از آن گناه پاک و تطهیر می شود.‌ بسیاری از گناهان (غیر از حق الناس) با توبه ی واقعی آمرزیده می شود.

    د: حفظ و صیانت اجتماع: ارتکاب جرم و گناه در اجتماع بدون اجرای مجازات مجرم موجب جرأت افراد بزه کار در ارتکاب جرم و در نتیجه گسترش جرم و جنایت و تجاوز به مال و جان و ناموس مردم و از بین رفتن سلامت جامعه می شود در حالی که اجرای دقیق و به موقع حدود و مجازات هایی که اسلام تعیین کرده است موجب تشویق انسان های پاک و با تقوی، به رعایت اصول و ارزش های انسانی می شود همانطور که هشداری است به بزه کاران فرصت طلب تا به چشم خود ببینند که چه عاقبتی در انتظار آنان است و مرتکب چنین اعمالی نشوند. و در نهایت سطح ارتکاب جرم و گناه در جامعه پائین آمده و موجب ارتقاء امنیت اجتماعی می شود.

    ه: اجرای عدالت در اجتماع: ارتکاب جرم و گناه تجاوز به حقوق دیگران و ظلم در حق آنان است. با اجرای مجازات عادلانه، عدالت بر قرار می شود یعنی اگر ظلمی اتفاق افتاده، برای جبران آن کیفری متناسب با آن قرار داده شده است. پس هر کیفر، دارای محاسنی است که رجم از آن مستثنی نمی باشد.

    شاید بتوان از سنگسار به یک حکم بسیار باز دارنده نام ببریم، حکمی که در تمام مدت حکومت پیامبر (ص) و علی (ع) تنها در مورد چند نفر و با اقرار شخصی خود آنان،‌ اجرا شد.

    بله اگر در مورد یا مواردی اجرای حدود باعث ضربه به اصل اسلام شود امام معصوم و ولی فقیه اختیار دارند برای حفظ منافع مهمتر اسلام، اجرای حدود را موقتا تعطیل کنند یا بعضی از صورت ها و اَشکال خاص دیگر را اجرا کنند.

    حضرت امام (ره) می فرماید: ... حاکم می تواند مسجد یا منزلی را که در مسیر خیابان است خراب کند و پول منزل را به صاحبش بدهد، حاکم می تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل کند،‌ می تواند هر امر چه عبادی و یا غیر عبادی که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن مادامی که چنین است جلوگیری کند. حکومت می تواند از حج، که از فرائض مهم الهی است، ‌در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی دانست موقتاً جلوگیری کند[13]. و در جای دیگر می فرماید: ... باید برای مردم این قضیه ی ساده را روشن کنند که در اسلام مصلحت نظام از مسائلی است که مقدم بر همه چیز است و همه باید تابع آن باشیم[14].

    بنا بر این باید گفت: اگر چه در راه اجرای احکام الهی نباید هیچ توجهی به اشکال تراشی های بی اساس بعضی از محافل و گروه های سیاسی و افراد شود، ولی اگر در برهه ای از زمان اجرای این حکم مخالف مصالح نظام اسلامی بود ولی فقیه اختیار دارد دستور دهد که این حکم به شکل دیگری اجرا گردد.



    [1] کتب عهد عتیق، چاپ لندن، ص 373. (سفر توریة، مثنی، فصل بیست و دوم آیه 22 و 21).

    [2] کتب عهد عتیق، چاپ لندن (سفر توریه مثنی فصل بیست و دوم آیه 23).

    [3] ترجمه ی المیزان، علامه طباطبائی، ج 5، ص 543 و 544.

    [4] نقد و تفریعات؛ ایت الله سید محمد وحیدی (ره)، ص 29.

    [5] انوار الفقاهه، ناصر مکارم شیرازی، کتاب حدود، ص 281.

    [6] جواهر الکلام، نجفی، ج 4، ص 318.المقاصد الشرعیه للعقوبات فی الاسلام، دکتر حسنی الجندی، ص 637.

    [7] تاثیر زمان و مکان بر قوانی جزائی اسلام، حمید دهقان، ص 129.

    [8] وسائل الشیعه، حر عاملی، ج 18، 347.

    [9].تحریر الوسیلة، ج‏2، ص 461، مسألة 9.

    [10] شرح قانون مجازات اسلامی، سید فتاح مرتضوی، ص 32 تا 43.

    [11] وسائل الشیعه، ج 18، ص 318 و 319.

    [12] تاثیر زمان و مکان بر قوانین جزائی اسلام، حمید دهقان.

    [13] حکومت اسلامی، امام خمینی (ره)، ص 233 و 34.

    [14] همان، ص 464.


    از خدایی که انقدر بزرگوار اع که تمومی گناهان رو میبخشه.چرا اینجوری شد؟؟
    من مطمعنم وقتی توبه واقعی باشه خدا میبخشه.اون زن اومده به حضرت علی گفته و توبه کرده.چرا عاقبتش باید اینجوری باشه؟
    سلام زنی که از رو فشار اقتصادی مبادرت به گناه کند آیا بازم این زن باید سنگ سار شود پس تکلیف کسانی که شرایط رو بر این زن اینقد سخت کرده اند که اینکار رو بکند چی باید باشه
    پاسخ:
    سلام بله
    مثلا اگر کسی دیگری را به قتل شخص ثالثی امر و ترغیب کند قاتل مباشر اعدام می شود نه امر کننده به قتل.
    این قسمت موضوع را بیشتر باز کنید
    هر کس مستحق حدى باشد نباید به دیگرى حد زند، اکنون هر کس از شما که مستحق همین حد است حد نزند، پس تمام مردم برگشتند و تنها خود آن حضرت با حسن و حسین علیه السلام زن را سنگسار نمودند

    آیا با وجود توبه باز هم حد به گردن کسی است یا این افراد حد به گردن داشتند و توبه نکرده بودند این موضوع که در زمان حضرت علی همه گناه کرده و هیچ کس توبه نکرده باشد قدری بعید نیست
    پاسخ:
    با سلام
    حد در صورتی واجب میشود که گناه افشا و در محکمه و نزد قاضی از طریق اقرار خود مجرم یا شهادت شهود(باشرایط خاص) ثابت شود.

    سلام.
    میخواستم بدونم که چه قوانینی برای اجرای سنگسار باید رعایت بشه؟
    آیا تمام افراد میتونن در پرتاب سنگ شرکت کنند؟
    آیا سنگها باید وزن ویا اندازه ی مشخصی داشته باشند؟
    آیا قدرتی که سنگ پرتاب میشه باید مشخص باشه؟
    آیا فردی که سنگسار میشه حتما باید بمیره؟
    متشکرم......
    پاسخ:

    با سلام و احترام
    اثبات حد سنگسار نزد قاضی خیلی مشکل و سخت است . خیلی کم اتفاق می‌افتد که مرد یا زنی به زنای محصنه محکوم گردند.
    نحوه اجرای حکم سنگسار بدین صورت است که قاضی به او دستور می دهد ابتدا غسل کند، یعنی غسل های سه گانه میت را انجام دهد، سپس او را کفن می کنند و بعد مرد را تا کمر و زن را تا سینه داخل گودالی می کنند و بعد به او سنگ می زنند (سنگ ها نباید زیاد بزرگ باشد) تا از دنیا برود. بعد بر بدنش نماز می گزارند و بعد او را در قبرستان مسلمانان دفن می کنند . تمام افراد می توانند در اجرای حکم سهیم باشند . احوط این است کسی که خودش باید حد بخورد،در سنگ زدن شرکت نکند ،مگر این که بین خود و خدای خود توبه کرده باشد.(1)
    برای اطلاع بیش تر از قوانین مربوط به اجرای این حد می توانید به اجرای احکام دادگاه مراجعه کرده و جویا شوید.

    پی‌نوشت‌:
    1. تحریر الوسیله، ج 2، کتاب الحدود فی کیفیه ایقاعه ،م 2 و 5 و 6.

    ۰۹ مهر ۹۴ ، ۰۶:۳۰ سلمان فارسی
    سلام
    حد و اندازه سنگ هائی که باید برای حد مورد استفاده قرار گیرد چه ابعادی دارد؟
    پاسخ:
    با سلام و تشکر از حضور گرمتان
    اندازه سنگ ها عرفی است یعنی ان قدری که یک انسان می تواند بدون زحمت بلند کند و پرتاب نماید -د- بعد از مردن بر انها نماز میت می خوانند و دفن شان می کنند
    ( تحریر الوسیله ج 4 ص 192 و 194 م 2 و6 )