گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:
الذُّنوبُ الدّاءُ، و الدَّواءُ الاستغِفارُ، و الشِّفاءُ أن لا تَعودَ.
گناهان بیماری‎اند و دارو استغفار است و شفایش به این است که به گناه باز نگردند.
با توجه به حدیث شریف بیماری جامعه ما و افراد آن گناه است و بدترین بیماری آن است که صاحب آن از وجودش مطلع نباشد یا آنرا بیماری نداند.
سعی بنده این است که به عنوان یک طلبه علوم دینی به انجام وظیفه در جبهه جهاد جنگ نرم به معرفی مصادیق، ریشه ها و علل بروز گناهان، آثار و عواقب دنیوی و اخروی، معرفی راه های پیشگیری و درمان گناه بپردازم.
در ضمن محوریت با بحثهای گناهان شایع و مبتلی به است.
باشد که مرضی رضای پروردگار متعال و باعث خشنودی مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.

جستجو با گوگل



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
ترجمه وبلاگ به سایر زبانها
كانال‌هاي ما

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها

داستانی در مورد عاقبت خلوت با نامحرم و نگاه آلوده

چهارشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۳، ۰۷:۴۸ ق.ظ
  • ۳۹۰۳ نمایش
  • در روایات از زن به دام شیطان[1] تعبیر شده که به وسیله آن مردان مؤمن را گرفتار می‌کند!

    و همچنین در روایات آمده که در جایی که دو نفر نامحرم خلوت کنند نفر سومشان شیطان است و آنقدر وسوسه می‌کند تا به گناه آلوده شوند[2]

    و نیز در جایی دیگر آمده است که نگاه آلوده تیری است از تیرهای شیطان[3]!

    در ادامه داستانی واقعی را خواهید خواند که در آن شیطان موجبات خلوت مردی بسیار مؤمن و عابد را با دختری نامحرم فراهم می‌کند و او را وسوسه کرده و با نگاه آلوده ‏‏‏ عابد تیر خلاص را زده و او را گرفتار گناهان بزرگ‌تر از قبیل تجاوز و قتل کرده و در نهایت او را به کفر می‌رساند.

    شخصی به نام برصیصا از قوم بنی اسرائیل در صومعه ‏اى هفتاد سال خدا را عبادت کرد ابلیس هر چه خواست او را فریب دهد نتوانست، یکروز همه شیاطین را جمع کرد و از دست برصیصا اظهار در ماندگی کرد و از آن‌ها خواست که برای انحراف وی چاره ای بیاندیشند!!! یکى از شیاطین گفت انحراف او را به من واگذار کن!

    آن شیطان به شکل یک راهب در آمد و از کنار در صومعه برصیصا را صدا زد ولی جواب نداد عادت برصیصا آن بود که از نماز روى بر نمى‏گردانید مگر یک ساعت براى افطار! چون آن شیطان دید برصیصا جواب او را نمى‏دهد بنماز مشغول شد برصیصا از نماز که فارغ شد راهبى را مشاهده کرد بنماز مشغول است به هیئتى نیکو تأسف خورد که چرا جواب او را نداد متوجه او گردید و گفت اى بنده خدا مرا معذور بدار از آنکه جواب تو را ندادم در نماز بودم اکنون فارغ شدم بفرمائید چکار دارید شیطان باو گفت مرا آرزوست که با تو یکجا باشم و عبادت خدا بجا آوریم من سیرت تو بر گیرم و بتو اقتداء کنم و از علم تو اقتباس نمایم و بدعاى تو رغبت مى‏کنم و من نیز تو را دعا می‌کنم برصیصا گفت من تمام مؤمنین را دعا مى‏کنم اگر تو مؤمنى در آن‌ها داخل مى‏باشى گفت اى برصیصا حاجت من آنست که با تو در یکجا باشم و بسیار گریه کرد برصیصا او را اجازه داد داخل صومعه شود وارد صومعه شد چنان در عبادت و روزه افزود که برصیصا عبادت خود را حقیر شمرد و گفت عبادت و قوت این مرد بیش از عبادت و قوت من است چون یک سال گذشت به برصیصا گفت من مى‏خواهم بروم مرا رفیق دیگرى است که از تو عابدتر است برصیصا از مفارقت او بسیار اندوهناک شد چه راهبى از خود عابدتر یافته است گفت اى برصیصا تو را دعائى مى‏آموزم که بهتر از همه چیز است و آن نامهاى خداوند است بهر بیمارى بخوانى فوراً شفا یابد و دیوانگان را عقل بخشد آن دعا را باو یاد داد و برگشت نزد ابلیس گفت کار برصیصا را تمام کردم و او را بهلاکت انداختم پس از آن مردى را گرفت و گلوى او را فشرد آنگاه بصورت طبیبى در آمد و گفت این مرد دیوانه شده من او را خوب مى‏کنم راهنمائى کرد او را به نزد برصیصا بردند و التماس کردند دعا کرد و آن مرد شفا یافت خبر برصیصا در شهر منتشر شد تا یکروز دختر پادشاه را نزد او بردند برصیصا حاضر نشد دعا کند آن شیطان بصورت مردى ظاهر شد بآنها گفت دختر را در صومعه او بگذارید و به برادران دختر گفت به راهب بگوئید این دختر که خواهر ما است امانت نزد تو مى‏گذاریم و می‌رویم دختر را نزد برصیصا امانت گذاشتند و رفتند برصیصا چون از نماز فارغ شد دید آن دختر داراى حسن و جمال بی‌نظیری است شیطان او را وسوسه کرد و گفت هرگز چنین اتفاقى براى تو پیش آمد نخواهد کرد این دختر بى‏خبر است با او نزدیکى کن عاقبت برصیصا را مغرور کرد با دختر نزدیک شد مباشرت کرد آبستن شد شیطان نزد برصیصا آمد گفت این چه کارى بود.

     کردى خود و تمام رهبانان را مفتضح نمودى بهتر آنست که دختر را بکشى و در زیر این کوه دفن کنى برصیصا در شب دختر را کشت و در آن کوه او را دفن کرد شیطان آمد گوشه جامه او را از خاک بیرون کشید برادران آمدند حال خواهر را پرسیدند برصیصا گفت دختر را دیو برد و بر من غالب شد نتوانستم او را از دستش نجات بدهم آن‌ها باور کردند و رفتند شب شیطان بخواب برادران آمد بایشان گفت برصیصا خواهر شما را کشته و در زیر کوه دفن نموده صبح برادران هر یک خواب خود را براى دیگرى بیان کرد آن برادر دیگر گفت من نیز چنین خوابى دیدم گمان مى‏کنم این خوابى است که شیطان بما وانمود کرده شب دیگر شیطان بخواب آن‌ها آمد و گفت بروید جسد خواهر شما در فلان مکان است و گوشه جامه او ظاهر است آن‌ها رفتند دیدند راست بود راهب را گرفتند بشهر آوردند تا او را بدار کشند شیطان آمد نزد برصیصا باو گفت مرا مى‏شناسى جواب داد نه گفت من راهب مصاحب تو هستم بعد از من آبروى خود و همه عابدان را بردى ولى من چیزى بتو مى‏آموزم تا از این گرفتارى نجات یابى گفت چکنم شیطان جواب داد مرا سجده کن تا بدعا چشمهاى ایشان را بگیرم و تو بگریزى وقتى گریختى توبه کن خدا توبه تو را بپذیرد برصیصا شیطان را سجده کرد و کافر شد. [4]

    داستان برصیصا به روایتی دیگر

    برصیصاى عابد در بنى اسرائیل پایگاه دار و مستجاب الدعاء بود از میان مردمان بیرون، صومعه‏اى داشت در آنجا عبادت مى‏کردى و خداوندان حاجت‌ها از جایهاى دور نزد وى آمدندى تا وى دعا کردى.

    در آن روزگار ملکى بود در بنى اسرایل وى را مرگ آمد: از وى دو پسر بماند و دخترى که در روزگار وى بجمال وى کس نبود. و آن دختر را گاه گاهى صرع افتادى که همه اطبا در آن عاجز آمدند. حکیمان گفتند این را هیچ حیلت نیست مگر آنکه این را نزد برصیصاى عابد برید تا وى دعا کند مگر بهتر شود. وى را برگرفتند و نزد برصیصا بردند. شیطان آن بدید گفت: اکنون وقت آنست که برصیصا را از راه ببرم. بیامد بر در صومعه وى بایستاد. چون کسان ملک آنجا رسیدند گفت: اکنون وقت نیست که وى را پیش برصیصا برید که وى در نماز درازست نماز بر وى نتوان شورانید صواب آنست که او را اینجا بگذارید و شما بازگردید. دختر را آنجا بگذاشتند و خود بازگشتند. (آنگه) برصیصا را گفت:

    هین هرگز توانى چنین که بدست آرى دختر بکر با چنین جمال بى‏هوش مى‏نداند که با وى چه مى‏بود، هین مراد خویش از وى برآر و کس را از آن خبر نبود.

    آن دختر در آن بیهوشى جامه از خود باز اوگند، برصیصا او را برهنه بدید هواى تن بر وى غالب گشت. ابلیس بوسوسه جد کرد تا برصیصا قصد فاحشه کرد،با آن دختر. چون بآخر رسید دختر به هوش آمد گفت: اى ناحفاظ فاحش، ببینى که چه کردى با من!!!؟؟؟ برصیصا اندوهگین و پشیمان فروماند. ابلیس وى را گفت: اکنون که چنین کردى کار یکباره کن، وى را بکش و پنهان کن. برصیصا همچنان بکرد و چون کس به طلب دختر آمد وى گفت: من هنوز در نماز دراز بودم که وى برفت.

    ابلیس بر هیأت پیرى آمد و گفت: تو دروغ مى‏گوئى، بل که با وى زنا کردى، چون بترسیدى که وى بگوید وى را بکشتى و فلان جاى پنهان کردى بجستند دختر را کشته باز یافتند، در ساعت رسنى در گردن برصیصا کردند و بشهر آوردند و دارى بزدند و خلقى روى بنهاد بنظاره.

    چون وى را بردار کردند ابلیس بیامد در هوا پیش وى آمد گفت: مرا مى‏دانى، این همه من کرده‏ام که ترا در اینجا اوگنده‏ام، هم من توانم که ترا از اینجا برهانم گر یک کار بکنى. برصیصا گفت: هین چه کنم، گفت: مرا سجود کنى.

    عابد گفت: بر سردار چون سجود کنم: ابلیس گفت: همچنان که هستى سرى در من جنبان. برصیصا سر فرو آورد و ابلیس را سجود کرد و کافر شد. ابلیس گفت:

    مرا این بس «انى برى منک» آنکه بر سبیل سخریت گفت: «إِنِّی أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِینَ».

    ابلیس ناپدید گشت و عابد را بکشتند بر کفر[5].

    در قرآن کریم به داستان برصیصا این چنین اشاره شده است:

    (کَمَثَلِ الشَّیْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اکْفُرْ فَلَمَّا کَفَرَ قالَ إِنِّی بَرِی‏ءٌ مِنْکَ إِنِّی أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِینَ فَکانَ عاقِبَتَهُما أَنَّهُما فِی النَّارِ خالِدَیْنِ فی‌ها وَ ذلِکَ جَزاءُ الظَّالِمِینَ‏)[6]

     این منافقین در مثل مانند شیطان‌اند که بانسان گفت بخدا کافر شو پس از آنکه انسان باطاعت او کافر شد آنگاه باو مى‏گوید من از تو بیزارم زیرا از عقاب پروردگار جهانیان سخت می‌ترسم.

    هشدار!!!

    این تله ای که شیطان به واسطه خلوت با نامحرم و چشم چرانی برای برصیصا پهن کرده بود برای همه مردان گسترده خواهد شد! فلذا مردان مؤمن برای اینکه از عاقبت به شری و گرفتار شدن در گناهان بزرگ‌تر در امان باشند باید از این دو خلوت با نامحرم و چشم چرانی به هر شکل ممکن فرار کنند!

    این نکته را هم باید توجه داشته باشیم که شیطان آنلاین و همیشه آپدیت و بروز است فلذا تله‌های شیطان هم خطرناک‌تر از زمان برصیصا شده‌اند!!

    چون ارتباطات خیلی قویتر از زمان گذشته است فلذا ارتباط با نامحرم هم خیلی راحت تر بواسطه تماس تلفنی، پیامک، چت، ایمیل و کار کردن در کارگاه‌ها و محلهای مختلط حاصل می‌شود!

    چشم چرانی هم خیلی راحت تر شده، زنان بی حجاب و لا ابالی فراوان در کوچه و خیابان، دیدن زنان تصاویر در موبایل و ماهواره و اینترنت و...

     

    [1]. امیرالمؤمنین على علیه السلام: لیسَ لِاءبلیسَ وَهَقٌ أعظَمَ مِنَ الغَضَبِ و النِّساءِ. ابلیس، کمندى بزرگ‌تر از خشم و زنان در اختیار ندارد. (میزان الحکمه ج‏5، ص 561، حدیث:9586).

    [2]. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: لا یَخلُوَنَّ رجُلٌ بامرأةٍ إلّا کانَ ثالِثَهُما الشّیطانُ. «هیچ مردى با زنى خلوت نمى‏کند، مگر این که سومین آن‌ها شیطان است.»(میزان الحکمه ج‏10 472، حدیث:18758).

    [3]. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله‏ از قول پروردگار خود فرمود: النَّظرَةُ سَهمٌ مَسمومٌ مِن سِهامِ إبلیسَ، مَن ترک‌ها مِن مَخافَتی أبدَلتُهُ إیمانا یَجِدُ حَلاوَتَهُ فی قَلبِهِ. نگاه کردن، تیرى از تیرهاى زهرآلود ابلیس است. هر که از ترس من آن را ترک کند در عوضش ایمانى به او دهم که حلاوت آن را در دل خویش بیابد. (میزان الحکمه، ج‏12، 242، ح 20331)

    [4]. تفسیر جامع، ج‏7، ص: 113.

    [5]. ترجمه رهنما، ج‏4، ص: 297.

    [6]. سوره حشر/17.

    https://cafebazaar.ir/app/Ghunah.Shenasi/?l=fa

    social code

    كانال گناه شناسي در تلگرام

    توصيه مي كنم حتما در اين كانال عضو شويد!

    https://telegram.me/c313fadaii

    نظرات (۱)

    ۱۰ مرداد ۹۳ ، ۱۸:۴۹ من گوسفند نیستم
    التماس دعا
    پاسخ:
    سلام
    محتاجیم به دعای شما عزیزان
    یا حق