نقل است که یک انگلیسی تصمیم به مهاجرت و تغییر ملیت می دهد. دوستانش از او می پرسند چرا قصد دارد چنین کاری کند. او پاسخ می دهد روزگاری در انگلستان همجنسگرایی غیرقانونی بود و مجازات سنگینی داشت، بعدها همجنسگرایی را تحمل می کردند، حالا آن را قانونی کرده اند و من می ترسم اگر زودتر از این کشور نروم آن را اجباری کنند.

این لطیفه و نظایر آن که در بسیاری از کشورهای اروپایی رایج است نشان دهنده بی ریشه بودن ادعای برخی از دول و فعالان سیاسی غربی در ارتباط با فراگیر بودن این گرایش است. در عین حال تلویحا نشان می دهد که مردم اروپا که از آنها به عنوان علاقمندترین ملت ها به موضوع همجنسگرایی یاد می شود عمیقا از فعالیت های گسترده رسانه ای و سیاسی در فراگیر جلوه دادن این گرایش نگران هستند.

با  این وجود در دهه های اخیر تلاشهای گسترده ای در جوامع غربی آغاز شده است تا تمایل به جنس موافق (هجگ) را طبیعی جلوه  دهد و قبح این عمل را در افکار عمومی جهان -که غالباً ضد آن است با سوء استفاده از علوم پزشکی و توجیه متون مذهبی بپوشاند. در این مقاله بر آنیم تا این موضوع را از دیدگاه اسلام، مسیحیت و علوم پزشکی بررسی کنیم.

در ابتدا شایان تذکر است در حدیثی از امام باقر علیه السّلام ، که در آن سرگذشت قوم لوط بیان شده، آمده است که این عمل زشت و پلید اولین بار مستقیماً توسط ابلیس به قوم لوط آموخته شد. (ثواب الاعمال ص 264و ...)

قرآن کریم به صراحت این گناهکاران را مورد سرزنش قرار می دهد. در قرآن کریم آمده است حضرت لوط علیه السّلام خطاب به قوم خود فرمودند: أَ تَأْتُونَ الذُّکْرَانَ مِنَ الْعَالَمِینَ(165)وَ تَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَکمُ‏ْ رَبُّکُم مِّنْ أَزْوَاجِکُم  بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ(166)

آیا از میان مردم جهان با مردها درمى‏آمیزید؟و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان براى شما آفریده وامى‏گذارید؟ بلکه شما مردمى تجاوزکارید. (سوره شعراء،‌آیات 165 و 166)

و فراموش نکنیم:

تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ  وَ مَن یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَرُ خَلِدِینَ فِیهَا  وَ ذَالِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ(13)
وَ مَن یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَتَعَدَّ حُدُودَهُ یُدْخِلْهُ نَارًا خَلِدًا فِیهَا وَ لَهُ عَذَابٌ مُّهِینٌ(14)
اینها احکام خداست. هر کس از خدا و پیامبرش فرمان برد، او را به بهشتهایى که در آن نهرها جارى است درآورد و همواره در آنجا خواهد بود و این کامیابى بزرگى است. (13)
و هر که از خدا و رسولش فرمان نبرد و از احکام او تجاوز کند، او را داخل در آتش کند و همواره در آنجا خواهد بود و براى اوست عذابى خوارکننده. (سوره نساء(4) 14)

در احادیث متعددی از جمله از حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمودند لعنت خدا وفرشتگان و همه مردم بر چنین مردمانی باد. (میزان الحکمه ج 8 ص 539)

معصومین علیهم السّلام از جمله امیرالمؤمنین و امام رضا علیهما السّلام صراحتاً مجازات مرگ را برای اینگونه افراد دستور داده اند.(مستدرک الوسائل ج 18 ص 82؛ فروع کافى ، کتاب الحدود، باب حد اللوا ط، حدیث 5؛ تهذیب ، کتاب الحدود، حد اللوا ط حدیث 2؛ارشاد القلوب ج 2 ص 402و ...)

یقیناً بنا بر تعالیم قرآن کریم و محمّد و آل محمّد صلی الله علیهم اجمعین این عمل حرام است و در فقه شیعه مجازات های شدیدی از جمله کشته شدن برای اینگونه افراد در نظر گرفته شده است.

در عهد عتیق از مجموعه کتاب مقدس-که مورد قبول یهودیان و مسیحیان است- و در عهد جدید از کتاب مقدس- که مورد قبول مسیحیان است- آشکارا ارتکاب این عمل تقبیح شده و حتی مجازات مرگ برای آن ذکرشده است به عنوان نمونه:

در عهد عتیق:

و با ذکور مثل زن جماع مکن، زیرا که این فجور است.(سفر لاویان باب 18 جمله22)

و اگرمردی با مردی مثل با زن بخوابد هر دو فجورکرده‌اند. هر دو ایشان البته کشته شوند. خون ایشان بر خود ایشان است.(سفر لاویان باب 20 جمله 13)

و داستان هلاکت قوم لوط در سفر پیدایش باب 19

در عهد جدید:

 از این سبب خدا ایشان را به هوسهای خباثت تسلیم نمود، به نوعی که زنانشان نیز عمل طبیعی را به آنچه خلاف طبیعت است تبدیل نمودند. و همچنین مردان هم استعمال طبیعی زنان را ترک کرده، از شهوات خود با یکدیگرسوختند. مرد با مرد مرتکب اعمال زشت شده، عقوبت سزاوار تقصیر خود را در خود یافتند.( رومیان باب 1 جملات 26 و 27)

و همچنین سدوم و غموره و سایربلدان نواحی آنها مثل ایشان چونکه زناکار شدند و در‌پی بشر دیگر افتادند[لوا ط]، در عقوبت آتش ابدی گرفتار شده، بجهت عبرت مقرر شدند. (رساله یهودا باب اول عبارت 7)

آیا نمی دانید که ظالمان وارث ملکوت خدا نمی شوند؟ فریب مخورید، زیرافاسقان و بت‌پرستان و زانیان و متنعمان و لوا ط  و دزدان و طمعکاران و میگساران و فحاشان وستمگران وارث ملکوت خدا نخواهند شد. (رساله به قرنتیان اول باب 6 عبارت 9 و 10)

یقیناً بنا بر تعالیم کتاب مقدس و حضرت موسی و عیسی علیهما السّلام این عمل حرام است و مجازات های شدیدی از جمله کشته شدن برای اینگونه افراد در نظر گرفته شده است.

لیکن بسیاری از پیروان کتاب مقدس(عهدین) در ظاهر این عمل را حرام دانسته اند اما خود مرتکب آن بوده اند؛ داستان های کشیش های کاتولیک که به فرمان پولس غاصب از ازدواج با زنان خودداری کرده لیکن آلوده به این عمل شنیع هستند زبان زد عام و خاص است.

انسان های تابع هوی و هوس یا در خفا آلوده به این گناه هستند یا اینکه آشکارا به توجیه این عمل می پردازند و نه تنها آن را منع نمی کنند بلکه آن را نمونه ای از عشق می دانند. برای مثال برخی مسیحیان با وجود صراحت کلام خدا بر حرام بودن چنین عملی آن را حلال کرده اند تا جایی که امروزه کلیساهای متعددی وجود دارند که هم کشیش های آن و هم جماعت آن آشکارا آلوده به این گناه هستند و نه نتها منع نمی شوند بلکه تشویق هم می شوند و به این عمل خود افتخار نیز می کنند.

یکی از ابزارهای توجیه این گناه در دنیای امروز علم پزشکی ست که در اینجا به اجمال به بررسی آن خواهیم پرداخت.

لری هوستون Larry Houston در مجموعه نوشتارهایی با عنوان " Behavior, and Not a Person"  "یک رفتار و نه یک فرد" مکتوباتی از دانشمندان مختلف گردآوری کرده و ثابت نموده است که مدعیان تمایل به جنس موافق (هجگ) افرادی هستند که با اختیار خود این رفتار ناهنجار را برمی گزینند و نه اینکه از لحاظ ژنتیک اینگونه باشند یعنی جنس دیگری متفاوت از مرد یا زن باشند. او در عبارتی چنین می گوید: زمانی به هجگ به عنوان یک گناه نگریسته می شد... سپس یک جنایت... سپس در اثر فشار گروه های مختلف به عنوان یک بیماری جلوه داده شد...و اینک یک هویت سیاسی شده است. لیکن درحالی که هم اکنون هجگ در برخی جوامع تا حدی تحمل می شود هیچ فرهنگ و جامعه ای هرگز آن را نپذیرفته است. نمونه ای از مجموعه لری هوستون به قرار زیر است:

لری هوستون از کتاب ساختار اجتماعی جنسیت The Social Organization of S  e x: S  e x u a l Practices in the United States که حاوی نتایج آمارگیری مؤسسه معتبر National Health and Social Life Survey (NHSLS) "آمارگیری سلامت ملی و زندگی اجتماعی" در امریکا است نقل کرده است که در امریکا جمعیت زنان با این رفتار ناهنجار حدود یک درصد و مردان حدود دو درصد است. در یکی از دعاوی معروف دیوان عالی کشور امریکا که بزرگترین و مشهورترین گروه های حامی چنین رفتارهای ناهنجاری در آن دخیل بودند از آمار ارائه شده در این کتاب رسمی استفاده شد. سپس لری هوستون نتیجه می گیرد : اعتراف به چنین ارقامی از طرف این گروه ها در دفاعیه دادگاهیشان در تضاد مطلق است با دروغ پردازی و افسانه بافی مشهوری که سالهاست ادعا نموده است که  ده درصد جمعیت امریکا هجگ هستند...

 محقق و دانشمند دیگری به نام کَمیل پِجیلا Camille Paigila در وساوس و بدکاران Vamps & Tramps می گوید:  آمار ده درصدی ای که بی شرمانه توسط رسانه ها مکرر تکرار می شود پروپاگاند محض است و من را- به عنوان یک دانشمند- از فعالان هجگ -به این دلیل که بی پروایانه به حقایق بی اعتنایی می کنند - متنفر می سازد. دروغ پردازی ها و افسانه بافی های آنان در مورد شواهد علمی ژنتتیک بودن هجگ همچنان ادامه دارد.

(Paigila, Vamps & Tramps, p. 74)

مرکز کنترل بیماری امریکا CDC: Center for Disease Control در 15 مارس 2013 اعلان کرد که آمار ابتلا به ویروس اچ آی وی HIV برای مردان هجگ رو به افزایش است در حالیکه دیگر ابتلاها (مثلاً از طریق سوزن آلوده...) به شدت در حال کاهش استاین مرکز اعلان کرده است : درحالیکه فقط 2 درصد جمعیت مردم امریکا مردان هجگ هستند 62 درصد ابتلا به ویروس اچ آی وی HIV مختص مردان هجگ می باشد. با توجه به این نکته که این آمار در سال 2006  56 درصد بود.

 بسیاری از دانشمندان بر این عقیده هستند که اساساً همین تعداد کم هجگ ها نیز تحت تأثیر مسائل روانی،  اجتماعی و ... به اینگونه گرایش های ناهنجار متمایل می شوند؛ گرایش هایی که برخلاف تبلیغات پرزرق و برق رسانه های غربی و تحقیق نما های گروهی از دانشمندنماهای هجگ منشأ ژنتیک یا امثال آن ندارد.

 دانشمندان بسیاری از جمله کینسی ،پامروی و مارتین Kinsey , Pomeroy & Martin  در کتابشان S e x u a l Behaivour in the Human Male صفحه 639 بر این حقیقت پافشاری می کنند که هجگ یک جنسیت متمایز نیست: در جامعه مردان دو جنس متمایز یکی هجگ ودومی نرمال(متمایل به جنس دیگر(دجگ) ) وجود ندارد.  همچنین در صفحه647 می گویند : توصیف هجگ به عنوان یک جنسیت سوم هیچ واقعیتی ندارد.

 دانشمند دیگری به نام رابرت نایت Robert Knight چنین می گوید: از اوایل دهه 1990 فعالان هجگ این ادعا را مطرح کردند که هجگ علت هورمونی یا ژنتیک داردتعداد انگشت شماری تحقیقات -که بعد از مدتی افشا شد هیچ یک از آنان هرگز تکرار علمی نشدند و همه آنها با روش های نادرست و مشتبه بودند- گرایش های جنس ی را مرتبط با بسیاری از چیزها از جمله ژن و تفاوت در بخش هایی از مغز و ... جلوه دادند.

 در این میان پروفسور روانپزشکی دانشگاه کلمبیا Columbia Universityدکتر رابرت اسپیتزر Robert Spitzer نمونه ای از تحقیقاتش را در  اکتبر 2003 در نشریه آرشیوهای رفتار جنس ی Archives of S e x u a l چاپ کرد. او گفت که افراد می توانند گرایش خود را از هجگ به دجگ تغییر دهند . او بیش از 200 نفر را که اکثر آنان اعتراف کردند که با مشاوره درمان جبرانی reparative therapy counseling گرایش آنان از هجگ به دجگ بازگشت مورد مطالعه قرار داد.

 در می 2000 مؤسسه روانپزشکی امریکا American Psychiatric Association  یک برگه اطلاعاتی را به قرار زیر صادر نمود: امروزه رغبت دوباره ای جهت یافتن اسباب بیولوژیک برای هجگ وجود دارد. اما تا کنون هیچ تحقیق علمی تکرارشده ای که سبب بیولو‍ژیک خاصی را برای هجگ پشتیبانی کند وجود ندارد.

 دکتر جفری ستِنووِر  Dr. Jeffrey Satinover دانشمند دیگری در کتابش با عنوان "هجگ و سیاست حقیقت" HS and the Politics of Truth چنین می نویسد:  ما در آینده دروغ  بودن این ادعای تکرار شده فعالان هجگ را که می گویند "هجگ تغییر ناپذیر است " در خواهیم یافت. آنان درصدد ایجاد این گمان هستند که علم مسأله هجگ را حل کرده است اما بی تردید علم چنین نکرده است. در عوض تغییر دیدگاه -چه در فرهیختگان و چه در عامه مردم- صرفاً ناشی از سیاست ، فشار و تبلیغات است.

 در اکتبر 2003 نشریه علمی تحقیق مولکولی مغز Molecular Brain Research تحقیقی را از محققان UCLA دانشگاه لوس آنجلس در کالیفرنیا منتشر کرد که ادعا ی ‍‍ژنتیک بودن هویت جنس ی را می کرد. تعدادی از رسانه ها موضوع تحقیق آنان را با آب و تاب در دستور کار خود قرار دادند تا این گمان را ایجاد کنند که این تحقیق گواه دیگری ست بر تأیید نظریه ژنتیک بودن هجگ.  اما نکته اینجاست که این تحقیق به هیچ وجه صحبت از هجگ نکرده بود . در اینجا ارزیابی پروفسور دانشگاه پرینستون Princeton دکتر جفری ستِنووِر ارائه می شود: این تحقیق یک تحقیق قابل قبول از علوم پایه است و آنچه دانشمندان ژن شناس مدتها می دانستند را تأیید می کند: محیط هورمونی که سبب تمایز بین مرد و زن می شود –چه در موش ها و چه در انسان ها-توسط ژن ها تعیین می گردد. این نتیجه اساساً چیز عجیب و جدیدی نبود. اما این تحقیق به هیچ وجه صحبتی از هجگ نکرده بود؛ هر کس که ادعا کند این تحقیق ربطی به هجگ داشته است یا درمورد علوم ژنتیک اطلاعات صحیحی ندارد یا دانسته از دانش علمی و اعتبارش در خدمت سیاست سوء استفاده می کند؛ همانگونه که ژن شناس های زمان اتحاد جماهیر شوروی مانند لسنکو Lysenko یا با این امید خام که تحریف حقیقت می تواند جامعه ای بهتر ایجاد کند یا از نگرانی به خطر افتادن آینده شغلی شان چنین می کردند. در هر صورت این افراد باید شدیداً توبیخ شوند.

دکتر سیمون لوی Dr. Simon LeVay در نشریه علوم Science تحقیقی را منتشر ساخت که اشاره به تفاوت هایی در یک ساختار مغزی به نام هیپوتالاموس داشت. وی 35  مرد -19 هجگ و 16 دجگ- را مورد مطالعه قرار داد . لوی دریافت که هیپوتالاموس دجگ ها بزرگتر از هجگ ها بوداو نتیجه گرفت که " گرایش جنس ی یک زمینه بیولوژیک دارد". رسانه ها این تحقیق را با آب و تاب در صفحات اول خود و در تلویزیون و رادیو از شرق تا غرب آمریکا منتشر ساختند علیرغم این حقیقت که خود لوی اعتراف کرد : تأکید بر این نکته مهم است که من ثابت نکردم که هجگ ژنتیک است و یک ژن هجگ در انسان نیافتم. ما نمی دانیم تغییراتی که من یافتم آیا در زمان تولد وجود داشته یا بعدها بوجود آمده است.

 علاوه بر این ، تحقیقات لوی مشکلات فراوانی داشت. برای نمونه هر 19 فرد هجگ مورد مطالعه  ی لوی در اثر عوارض ایدز از دنیا رفتند. تفاوت در هیپوتالاموس ها به احتمال زیاد در اثر واکنش های شیمیایی مغز به ایدز بوده است.

 دکتر باین Dr. Byne  در نشریه علمی امریکایی Scientific American در این مورد بحث می کند: اینکه لوی تعداد اندکی از مردان دجگ مبتلا به ایدز را در مطالعه خود قرار داده بود به خوبی این نکته را نشان نداد که : تمامی مردانی که ایدز دارند در زمان نزدیکی به مرگ سطح تستوسترون آنها در اثر ایدز یا عوارض جانبی درمان ها به صورت قابل ملاحظه ای پایین می آید. در نتیجه محتمل است که تفاوت اندازه هیپوتالاموس که لوی به گرایش جنس ی نسبت داد در واقع در اثر ناهنجاری های هورمونی مربوط به ایدز بوده باشد.

علاوه بر این، 6 نفر از دجگ ها نیز در اثر ایدز مردند. خود لوی بعدها اعتراف کرد که مطمئن نبود که واقعاً آنها دجگ بودند؛ با توجه به این نکته که تعداد اندکی مردان دجگ در سانفرانسیسکو در آن زمان مبتلا به ایدز بودند و هنوز نیز چنین است.

لوی خود یک هجگ است. او اعتراف کرد که انگیزه دیگری غیر از مطالعه علمی برای انجام این تحقیق داشت: به نظر او مردم امریکا باید متقاعد شوند هجگ بیولوژیک است[چه از لحاظ علمی ثابت شود چه نشود!]. او می گوید که باید اجتماع را تربیت کرد و در ادامه می گوید که این موضوع دیدگاه های حقوقی و مذهبی را تغییر خواهد داد.

 روانشناس دانشگاه کالیفرنیا در برکلی Berkeley مارک بریدلاو Marc Breedlove تحقیقی منتشر کرد که نشان می داد فعالیت های جنس ی در موش ها جوانب ساختاری پایه مغز -در محل اتصال به ستون فقرات- را تغییر می دهد. او می گوید: این یافته ها آنچه را ما از لحاظ تئوریک می دانستیم به ما ثابت می کند و آن این است که تجربیات جنس ی می تواند مانند ژن ها ساختار مغز را تغییر دهد. او ادامه می دهد که فقط به دلیل اینکه تفاوت ساختاری در مغز یافت می شود نمی توان فرض کرد مسبب آن ژن ها بوده اند؛ ما نمی دانیم این تغییرات از کجا بوجود آمده اند.

 فراموش نکنیم که چنانچه پیشتر اشاره شد علاوه بر ژن ها و  فعالیت های جنس ی، داروها و درمان ها نیز می توانند ساختار مغز و اعضای بدن و ترشحات هورمونی و ... را تغییر دهند. بنابراین دانشمندان تأکید دارند که یافتن هر تغییری الزاماً دال بر منشاً ژنتیک داشتن آن تغییر نمی باشد.

 تحقیق دیگری که رسانه ها به شدت به آن پرداختند تحقیق دکتر هیمر Hamer بود. نکته قابل توجه این است که هیمر زمانی مصاحبه با خبرنگاران را پذیرفت که آنان قبول کردند هجگ بودن او را فاش نکنند. تحقیق هیمر به گونه ای ارائه شد که یک زنجیره یکسان (Xq28)  در اکس کروموزوم برادران هجگ مورد تحقیق او وجود داشت در حالیکه در واقع آنچه او یافت زنجیره های یکسان در همه برادران مورد تحقیق او (چه هجگ چه دجگ) بود. دقت کنیم آنچه که خبرنگاران و رسانه ها بر آن تأکید کردند یکسانی زنجیره اکس کروموزوم صرفاً برادران هجگ بود در حالیکه همین یکسانی در برادران دجگ نیز وجود داشت.

دکتر باین Dr. Byne علیه این تحقیق هیمر اینگونه استدلال می کند که هیمر می بایست زنجیره اکس کروموزوم Xq28 برادر دجگ برادران هجگ را نیز در تحقیق خود مورد بررسی قرار می داد؛ کاری که هیمر نکرد. دکتر باین می گوید: اگر هیمر برادران دجگ آن هجگ ها را مورد بررسی قرار می داد نشان می داد که چیز دیگری به غیر از ژن ها مسبب گرایش جنس ی بوده است.

مؤسسه ملی سرطان  National Cancer Institute اسپانسر این تحقیق بود که چهارصد و نوزده هزار دلار از پول مالیات دهندگان امریکا را مصرف کرد. مؤسسه ملی بهداشت The National Institutes of Health دفتر بررسی صحت تحقیقات Office of Research Integrity اتهام نادیده گرفتن شواهد علمی مخالف فرضیه شخصی را درباره هیمر مورد بررسی قرار داد. اما در نهایت شگفتی NIH هرگز نتایج این بررسی را فاش ننمود.  با وجود این، رسانه ها نتایج تحقیق هیمر را که هنوز صحت آنها ثابت نشده بود در بوق و کرنا کردند.

نکته دیگری که تحقیقات هیمر هجگ را زیر سؤال می برد این است که بنا بر استانداردهای علمی که تأکید دارد هر تحقیقی باید چندین بار تکرار شود و نتیجه مشابه بدهد تا به رسمیت شناخته شود بارها دانشمندان دیگر سعی کردند تحقیق وی را تکرار کنند اما هرگز به نتایج وی دست نیافتند.

 در سال 1999 دکتر جرج رایس و دکتر نیل ریش و دکتر جرج ای برز Drs. George Rice, Neil Risch and George Ebers سعی کردند تحقیق هیمر را تکرار علمی کنند لیکن به این نتیجه رسیدند: ما نتوانستیم دلیلی برای اثبات ارتباط محل مربوط به Xq28  با هجگ بودن مردان بیابیم. آنان نتایج تحقیق خود را در نشریه علمی Science چاپ کردند. علاوه بر این آنان گفتند که وقتی که گروه دیگری از محققین (سندرز و همکاران Sanders,et al. ) تلاش کردند تا تحقیقات هیمر را تکرار علمی کنند آنان نیز نتوانستند یک سبب ژنتیک برای هجگ بودن بیابند.

آنچه ما در این نوشتار عرضه کردیم صرفاً نمونه هایی بود از تحقیقات به اصطلاح علمی ای که توسط دانشمندان دیگر زیر سؤال رفته است و  از لحاظ روش ناصحیح شناخته شده یا مشتبه جلوه داده شده است یا ... لیکن بوسیله رسانه ها و اصحاب رسانه، توسط برخی پزشکان و روانپزشکان و روانشناسان نادان یا وظیفه نشناس یا  مغرض به مردم دنیا به عنوان تحقیقات علمی و مدرک و سند عرضه شده است!...و متأسفانه این عدم مسئولیت پذیری و سوء نیت و ... نه تنها در حال نابود کردن مردم عادی در کشورهای به اصطلاح توسعه یافته است بلکه به آرامی اما بطور حتم در حال فاسد کردن برخی مردم کشورهای باصطلاح کمتر توسعه یافته نیز هست؛ خاصاً ‌آن دسته از افرادی که کورکورانه تفوق و صداقت علمی باصطلاح دانشمندان آن باصطلاح کشورهای توسعه یافته را می پندارند...!!!

در نظر داشته باشیم که قرآن کریم امر می فرماید:

 یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمینَ

اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، اگر فاسقى برایتان خبرى آورد تحقیق کنید، مبادا از روى نادانى به مردمى آسیب برسانید، آن گاه از کارى که کرده‏اید پشیمان شوید. (سوره حجرات (49) آیه6)

و آیه 38 سوره مدثر(74) می فرماید:

کلُ‏ُّ نَفْسِ  بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَة

هر فردی در گرو اعمال خویش است‏

 

موضوع دیگری که باید به خاطر داشت اشکال نادر معلولیت های جنس ی ست. برای مثال :" Inters ex  در انسان ها ... گونه ای ست در ویژگی های جنس ی شامل کروموزوها، غده های جنس ی یا تناسل ی که اجازه نمی دهند فرد مشخصاً مذکر یا مؤنث باشد." (مونی Money ،‌جان John ؛‌اهارث Ehrhardt ،‌انکه ای Anke A (1972)، مرد و زن پسر و دختر Man & Woman Boy & Girl. نشر دانشگاه جان هاپکینز به نقل ویکی پدیای انگلیسی)

این به این معناست که برای مثال نوزادی با اندام تناسل ی بیرونی اما با رحم و تخمدان درون متولد می شود یا نوزادی با رشد ناقص یا غیرعادی ارگان های تناسل ی متولد می شود.

چنین معلولیتی بسیار نادر است:

طبق گفته لئونارد ساکس Leonard Sax روانشناس امریکایی و پزشک خانواده inters ex باید "‌محدود به شرایطی و مواردی  باشد که در آن جنسیت کروموزومی متناقض است با جنسیت رخ مانه ای یا در مواردی که رخ مانه در گروه مذکر یا مؤنث قابل دسته بندی نیست"،‌حدود 0.018 درصد (ساکس،‌لئونارد (2002). " رواج inters ex چه میزان است؟‌پاسخی به آنه فوستو-استرلینگ" ،‌مجله تحقیقات جنسیت 39 (3) : 174-178. به نقل از ویکی پدیای انگلیسی)

اما افرادی که عنوان transg endered  یا transs exual به آنها داده شده است افرادی هستند از لحاظ فیزیکی سالم که ادعا می کنند در خصوص جنسیت خود ناآرامی و ملالت dysphoria دارندیعنی برای مثال فردی جنس مؤنث سالم است اما تمایل دارد مرد باشد. چنین فردی از لحاظ جسمی سالم است اما از لحاظ ذهنی سردرگم و پریشان است. چنین پریشانی هایی ریشه در خانواده ها، جوامع و ... دارد. البته وسوسه های شیاطین ریشه اصلی آن ست. متأسفانه علاوه بر رسانه های بین المللی برخی که با خود عناوین پزشک روانپزشک یا روانشناس را به یدک می کشند این آتش را شعله ورتر می کنند و بر سردرگمی و پریشانی چنین افرادی می افزایند. برای مثال به علائم و شرایط مبهم خاص نظیر عدم تعادل هورمونی اشاره می کنند که این عدم تعادل هورمونی در دنیای امروز با وجود هورمون های موجود در گوشت، شیر، سبزیجات، مکمل های رژیمی مصرف شده و ... در بسیاری از زنان و مردان کاملاً رایج و عادی ست!

بیایید با هم نگاهی بیاندازیم به تعریف ارائه شده توسط شورای مجمع پارلمانی اروپا Council of Europe, Parliamentary
Assembly, Report Doc. 13297, 6 September 2013
در این خصوص: " ... Transs exuality ،پدیده ای ست که فرد جنسیت روشن و آشکاری دارد اما احساس می کند متعلق به جنس مخالف است و در نتیجه آماده است تا تحت عمل مداخله ای قرار بگیرد تا جنسیت طبیعی خود را تغییر دهد."!!!
علی رغم چنین تعاریفی کشورهای باصطلاح توسعه یافته و آزاد در تلاش برای قانونی سازی چنین اعمال مداخله ای هستند. یعنی برای مثال یک مرد از لحاظ جسمانی نرمال فقط برای اینکه دوست دارد می تواند هورمون های زنانه مصرف کند تا موهایش اندک شود و...و تحت اعمال جراحی پلاستیک و دردناک قرار گیرد تا در ظاهر شبیه یک زن شود!!! توجه داشته باشیم که در چنین جراحی هایی جنسیت فرد به هیچ عنوان عوض نمی شود بلکه ارگان های جنس ی خارجی برداشته می شوند و با استفاده از بافت ها و چربی ها و پوست و ... از جای دیگری از بدن سینه ها ساخته می شوند و ... یعنی مرد تبدیل به زن نمی شود بلکه فقط  به ظاهر شبیه به زنی - معمولاً غیرجذاب - می شود.
و چون چنین افرادی از لحاظ ذهنی سردرگم و پریشان هستند بسیاری از آنها دست به خودکشی می زنند . طبق یک مطالعه جدید منتشر شده در اکتبر 2010حدود 41 درصد transg ender  ها در ایالات متحده دست به خودکشی زده اند و بسیاری از آنها پس از جراحی های دردناک و بزرگ متعدد پشیمان شده اند ...اما چه سود! فردی که ارگان های تولیدمثل و جنس ی خود را از دست داده است حداکثر می تواند چند جراحی پلاستیک دیگر انجام دهد اما  هرگز نمی تواند به جنسیت طبیعی خود بازگردد...

والت هیر Walt Heyer نویسنده امریکایی Paper G enders که خود تحت جراحی معکوس و پشیمانی قرار گرفته است می گوید: " من سال ها بود که پشیمانی بسیاری ابراز می کردم در حالی که هر فردی در رسانه ها می گوید پشیمانی اندک است. مرکز جراحی  The Belgrade Center for Genital Reconstructive Surgery می گوید که 1500 درخواست جراحی بازگشتی دریافت کرده اند. اگر پشیمانی تغییر جنسیت چنین نادر است چرا جراحان جراحی بازگشتی و معکوس هم ارائه می دهند؟ البته که پاسخ آشکار است: پشیمانی از تغییر جنسیت به هیچ وجه نادر نیست."


بسیاری از دانشمندان نظیر دکتر مارک دیل ورث Marc S. Dillworth, Ph.D. که در روانشناسی بالینی مدارج عالی تحصیلی کسب کرده است و عضو نظام پزشکی ایالت فلوریدای امریکا ست و بیش از سی سال است که در مطب خویش فعال است و عضو هیئت رئیسه انجمن ملی تحقیق و درمان the National
Association for Research and Treatment of Homos exuality [NARTH]
بوده است و عضو پزشکی  آن است و در حال حاضر نیز هماهنگ کننده شبکه مشاوران حرفه ای امید برای همه Hope for Wholeness است و عضو انجمن امریکایی ازدواج و خانواده درمانی American Association for Marriage and Family
Therapy
ست و عضو انجمن روانشاسی امریکا American Psychological Association ست بر روی افراد دارای homos exuality یا transg enderism ناخواسته در سراسر جهان از طریق مطب و تلفن و اسکایپ و ... کار کرده است. او با موفقیت درمان جبرانی را امتحان کرده تا به این افراد کمک کند از سردرگمی و پریشانی ذهنی شان بهبود یابند.

در حالی که لذت های طبیعی عطاشده توسط خدای متعال وجود دارد هرگونه انحراف غیرطبیعی وسوسه شیطانی ست. همواره این حدیث ژرف و گران قدر امیر المؤمنین حضرت علی علیه السّلام را در قلب و ذهن خود حفظ کنیم :

آن که عقلش بر هوسش غلبه کند ورای فرشتگان است اما آنکه هوسش بر عقلش غلبه یابد پایین تر از حیوانات است. (وسائل الشیعه ، فصل جهاد با نفس ؛ ...)

شایان تذکر است که معلولیت های جنس ی مقوله ای کاملاً متفاوت است از موضوع hom os exuality, transg enderism و ...؛ اما متأسفانه در بسیاری از موارد آن باصطلاح hom os exuals و ....- از لحاظ احساسی، جسمی و ...- از افرادی با چنین معلولیت هایی سوء استفاده می کنند. باید به خاطر داشت که چنین معلولیت هایی – مثل هر معلولیت دیگر- اغلب نتیجه عوامل متعدد و مختلفی نظیر بیماری، حادثه، ناآگاهی خود فرد یا نسل های پیشین  از بهداشت و ...و تشعشات اتمی ، آلودگی ها و ژن ها و .... است و قطعاً همه معلولیت ها موجب محدودیت های خاصی برای فرد دچار آن می شوند.

به هر حال، به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی به غیر از ارتباط طبیعی و شرعی بین زن و شوهر هیچ ارتباط دیگری جایز نیست و هیچ شرایطی موجب نمی شود این گناه بزرگ و چنین اعمال غیرطبیعی و حرام و شیطانی مجاز شمرده شود. امید است به حق محمّد و آل محمّد صلی الله علیهم اجمعین خداوند به همه بیماران صبر جمیل و اجر جزیل و به مصلحت خود اسباب گشایش عنایت فرماید.

 همه ما باید هوشیار باشیم که به محض اینکه مقوله ای به عنوان تحقیق علمی آن هم از دنیای به اصطلاح پیشرفته به ما عرضه می شود با چشم و گوش بسته آن را نپذیریم چرا که چنانچه مشاهده شد بسیاری ازاین تحقیقات ممکن است از جانب معاندان ، گمراهان و منحرفین و ...با انگیزه های مادی، سیاسی و ... و مهمتر از همه با انگیزه  شیطانی  پوشاندن حقیقت و در نتیجه حذف دین باشد. هرچند بسیاری از این دانشمندنماها خود را یهودی یا مسیحی و ... می نامند.

انسان ها با دور شدن از کلام الهی و تعالیم پاک و خالص انبیاء و اوصیاء علیهم السّلام دچار چنین نکبت های شیطانی ای می شوند...

در ضمن توجه به این نکته لازم است که هرچه زمان پیش می رود و دنیا هر چه بیشتر غرق در جهالت دوری از خداوند می گردد اینگونه تحقیق نماها از سوی دانشمندنماهای معاند بیشتر و بیشتر می شود و یافتن حقایق پنهان شده این تحقیق نماها هر روز سخت تر و سخت تر می گردد...

در کتب روایی چون بحارالانوار و... احادیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است با این مضمون که روزی معروف و منکر شناخته می شود لیکن به معروف امر و از منکر نهی نمی شود... و روزی امر به منکر و نهی از معروف می شود... و روزی معروف منکر و منکر معروف می شود...

 بنابراین به جد مراقب تبدیل ارزش های والا و پاک الهی به ضد ارزش های شیطانی باشیم چنانچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: زمانی می آید که منکر معروف خواهد شد...

 نکته دیگر اینست که در نتیجه سهل انگاری در اجرای حدود که انبیاء و اوصیاء علیهم السّلام  برای چنین گناهانی تعیین کردند-حتی حدودی که در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان نیز هنوز موجود است- گناهکاران بی پروا شده و گناهان خانمان سوز در جامعه بشری اشاعه پیدا می کند؛ گناهانی که امروزه سعی دارند اصلاً نام گناه را از روی آن بردارند و حتی وجهه مثبت به آن ببخشند.

 شایان تذکر است که تا لحظه ای که نفس باقی ست برای توبه دیر نشده است و راه بازگشت وجود دارد...

در کتب روایی چون ارشاد القلوب و فروع کافی و... به احادیثی اشاره شده است از جمله این نقل که مردی مرتکب این گناه شده بود و خدمت امیرالمؤمنین -حجت خدا بر روی زمین و وصی آخرین پیامبر خدا- آمد حضرت خواستند پرده پوشی کنند ولی او با احساس گناه شدیدی که داشت اصرار کرد تا حضرت حد را بر او جاری سازند. وی سختترین حد از چند حد مربوط به این گناه را برگزید تا شاید پاک شود. وقتی حضرت آماده اجرای حد شدند آن مرد گناهکار رخصت خواست تا دو رکعت نماز بجا آورد. پس از نماز سجده‏ شکر بجا آورد و شروع به گریه کردن نمود. در سجودش تسبیح می گفت و خدا را می خواند که‏ بار إلها من بنده و فرزند بنده‏ تو هستم و پسر کنیز تو می باشم گنه‏کار و خطاکار چنین و چنان گناهى را انجام دادم اکنون به در خانه‏ حجت تو و پیش خلیفه تو در بلاد تو آمده‏ام براى او پرده از روى جنایتم برداشتم. او چند مجازات و کیفر را براى من پیشنهاد کرد و من سخت ترین آن را برگزیدم. بارالها من مشکل ترین حد را انتخاب کردم پس درود بر محمّد و آلش بفرست و آن را  برای من سبب رهایی از دوزخ قرار ده.

 امیر المؤمنین علیه السّلام گریه کردند بعد توجهى به یارانشان کردند و فرمودند هر کس دوست دارد به مردى از اهل بهشت بنگرد پس به این مرد نگاه کند. بعد فرمودند: بلند شو اى مرد، خدا گناه تو را آمرزید و حدّ را از تو برداشت. یارانش عرض کردند اى امیر المؤمنین سپاسگزارى می کنى خدا را در مقابل اینکه اقامه‏ ى حدّ نشده. امام فرمودند حدّى که براى خداى سبحان بر اوست آن حدّ به عهده‏ ى امام معصوم است که اگر بخواهد حدّ می زند و گر نه او را مى‏بخشد...

 امروز یگانه حجت خدا و خلیفه او بر روی زمین حضرت مهدی علیه السّلام است که امید است با توبه به درگاه خداوند و توسل به آن حضرت گناهان همه ما آمرزیده شود...

 خداوندا ظهورش را محقق ساز؛ ظهور با شکوه گل نرگس که به دنبال آن گل مریم حضرت عیسی علیه السّلام نیز فرود خواهد آمد و حقیقت آشکار خواهد شد و به برکت آن همه ناهنجاری ها ، بیماری ها، فقر، ظلم و ستم و... از چهره زمین زدوده خواهد شد...

منبع: پدر مهربان

http://www.maseeh.ir/html/index.php