روایت شده است که مردى به پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) عرض کرد: اى رسول خدا! چهار کار خوشایند من است: زنا، شرابخوارى، دزدى و دروغ. اما هر کدام را که بفرمایید به خاطر شما ترک مى ‏کنم.حضرت فرمود: دروغ را رها کن. مرد رفت و تصمیم گرفت، زنا کند اما با خودش گفت: پیامبر از من مى‏پرسد [که زنا کرده‏اى یا نه؟] اگر انکار کنم، قولى را که به ایشان داده‏ام شکسته‏ام و اگر اقرار کنم، حدّ مى‏خورم. سپس تصمیم گرفت دزدى کند، بعد تصمیم گرفت شراب بخورد، اما هر بار همین فکر را با خود کرد. لذا نزد رسول خدا برگشت و عرض کرد: شما راه را بکلى بر من بستید؛ من همه این کارها را رها کردم.

رُویَ أنّ رجلًا قال للنبیّ صلى الله علیه و آله: أنا یا رسولَ اللّهِ أستَسِرُّ بِخِلالٍ أربَعٍ: الزِّنا، و شُربِ الخَمرِ، و السَّرَقِ، و الکذبِ، فأیَّتَهُنَّ شِئتَ تَرکتُها لکَ، قالَ: دَعِ الکذبَ، فلَمّا ولّى هَمَّ بالزِّنا، فقالَ: یَسألُنی، فإن جَحَدتُ نَقَضتُ ما جَعَلتُ لَهُ، و إن أقرَرتُ حُدِدتُ، ثُمّ هَمَّ بالسَّرَقِ، ثُمّ بشُربِ الخَمرِ، فَفَکَّرَ فی مِثلِ ذلکَ، فَرَجَعَ إلَیه فقالَ: قد أخَذتَ علَیَّ السَّبیلَ کُلَّهُ! فقد تَرَکتُهُنَّ أجمَعَ.

میزان الحکمه ، حدیث17526