گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

ناامیدی از رحمت خدا


یأس از رحمت خدا و بخشایش او، نقطه مقابل رجاء و امیدواری به پروردگار و منشأ آن در باور نادرست است. اگر کسی عقیده اش نسبت به خداوند ناقص باشد و رحمت بی پایان و قدرت بی نهایت او را نشناسد ناامید می شود. چنین نقصی در خداباوری، انسان را به کفر می کشاند و حتی می توان گفت یأس کامل فقط برای کافر قابل تصور است و هیچ مۆمنی دچار آن نمی شود.


عوامل ناامیدی

چند عامل را می توان در پدید آمدن حالت یأس مۆثر دانست:

الف: گناه و اصرار بر آن: کسی که زیاد گناه می کند و یا زیاد توبه می شکند در صورتی که ایمانی راسخ به رحمت و لطف پروردگار نداشته باشد در معرض یأس از رحمت خدا قرار می گیرد.

مطلب مرتبط: http://goo.gl/IP82qu

ب: استعجال: کسی که دعا می کند و از درگاه خداوند درخواستی دارد چون خواسته اش برآورده نمی شود و دعایش مستجاب نمی گردد، ممکن است گمان کند که نظر رحمت خداوند از او برگشته است و ناامید گردد. امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

لا یزال المۆمن بخیر و رخاء و رحمة من اللَّه، مالم یستعجل فیقنط، فیترک الدعاء قلا له: کیف یستعجل؟ قال: یقول: قد دعوت منذکذا و کذا و لا اری الاجابة؛ (1)

مۆمن پیوسته در نیکی و راحتی و مهربانی خداست تا زمانی که استعجال نکند پس چون استعجال کند نومید می شود و دعا را ترک می کند. راوی می گوید: از ایشان پرسیدم: چگونه استعجال می کند؟ فرمودند: با خود می گوید مدتی طولانی دعا کردم و اجابت نشد.

مطلب مرتبط: http://bit.ly/1n0gM1n

آثار ناامیدی

1 - ترک توبه و استغفار: کسی که از رستگاری ناامید است در فکر جبران گذشته بر نمی آید زیرا جبران آن را ناممکن می‌داند.

2 - فرو رفتن در گناه: کسی که از رحمت خدا نومید باشد و امید رستگاری نداشته باشد با خود می گوید من که آخرت بدی دارم؛ پس لااقل نباید لذات دنیا را از خود دریغ کنم. با این اندیشه نادرست ارتکاب گناه برای او آسان می شود و در دریای عصیان غرق می گردد و از هیچ گناهی ابا ندارد، چون می گوید: آب از سر من گذشت چه یک قامت  چه صد قامت.

3 - کفر یا تباهی دنیا: کسی که به دلیل اطمنیان از آخرت بد خود، به گناهان لذت آور روی می آورد بسا که از لذات دنیایی هم بهره ای نداشته باشد؛ زیرا اگر همچنان به قیامت و محاسبه آخرت معتقد باشد تصور آخرت دهشتناکش شیرینی هر لذتی را بر او تلخ می کند و یا در اثر زشت کاری به کفر و انکار خدا و قیامت مبتلا می شود.

4 - تباهی آخرت: طبیعی است که آثار سه گانه گذشته به آخرتی پر از عذاب و رنج منتهی می شود. انسان مأیوس از رحمت خدا، افزون بر کیفری که برای گناهانش می کشد، کیفری هم برای یأس خود تحمل خواهد کرد؛ زیرا یأس و قنوط از رحمت خدا گناهی کبیره محسوب می شود.

 

درمان ناامیدی

انسانی که در رسیدن به اهداف دنیوی مأیوس است از کار و تلاش باز می ماند و زندگی او دچار رکود و افسردگی می شود. نتیجه این رکود و افسردگی، رنج هایی است که خود فرد مأیوس تحمل می کند و سختی هایی که به دیگران تحمیل می نماید. درمان این درد، گاه از طریق اصلاح نگرش فرد به زندگی صورت می گیرد و گاه به وسیله دارو انجام می پذیرد. بدون شک اعتقاد فرد به خداوند از بروز یأس در امور دنیوی پیش گیری می کند. ولی آن چه بسیار مهم است یأس فرد در پی گیری اهداف اخروی و اصلاح رابطه خود و خداست. چنین یأسی از یک سو بالاترین ضرر را که هلاکت اخروی است در پی دارد و از سوی دیگر نشانه های آن به زودی آشکار نمی شود. در نتیجه ممکن است فرد بسیار دیر به فکر درمان آن بیفتد. بنابراین اندیشیدن به رحمت و مغفرت خداوند و نقص و ضعف عمل همه آدمیان در پیشگیری و درمان این بیماری بسیار مۆثر است.

دیگر روش درمان که در همان روش نخست ریشه دارد، یادآوری سخنانی است که در قرآن کریم و روایات اهل بیت وارد شده است و از یأس و نومیدی نهی نموده است. خداوند در قرآن کریم فرموده است:

قل یعبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة اللَّه ان اللَّه یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم؛ (2)بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خدا نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.

در آیه دیگری آمده است که نومیدی از رحمت خداوند ویژه گمراهان است. و من یقنط من رحمة ربه الا الضالون (3) چه کسی جز گمراهان از رحمت پروردگارش نومید می شود؟!

نومیدی خطرناک ترین راه نفوذ شیطان در دل آدمی است لذا در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) لقمان به فرزندش چنین می گوید:" خَفِ‏ اللَّهَ‏- عَزَّ وَ جَلَّ- خِیفَةً لَوْ جِئْتَهُ بِبِرِّ الثَّقَلَیْنِ‏ لَعَذَّبَکَ، وَ ارْجُ اللَّهَ رَجَاءً لَوْ جِئْتَهُ بِذُنُوبِ الثَّقَلَیْنِ لَرَحِمَکَ».(4) از خداوند آنگونه بترس  که اگر تمام عبادات نیک جن و انس را انجام داده باشی امکان دارد به سبب لغزشی تو را مجازات کند وآنقدر به رحمت خدا امیدوار باش که اگر تمام گناه جن وانس را انجام داده باشی امکان دارد تو را رحمت کند.

در روایتی از امام علی نقل شده است که ایشان خطاب به کسی که به سبب زیادی گناهان نومید شده بود فرمود: یا هذا! یأسک من رحمة الله اعظم من ذنوبک؛ (5) بدان که نومیدی تو از رحمت خداوند بزرگ تر از گناهان توست.

در روایتی نقل شده است که پیامبر فرمودند:

قسم به آن که معبودی جز او نیست به هیچ مۆمنی خیر دنیا و آخرت داده نشد مگر به سبب حسن ظن و امید او به خداوند و خوش خلق بودنش و خودداری از غیبت مۆمنان. قسم به آن که جز او معبودی نیست هیچ مۆمنی پس از توبه و استغفار عذاب نشد، مگر به سبب سوءظن او به خداوند و کوتاهی در امید بستن به خدا و بدخلقی و غیبت مۆمنان. قسم به آن که جز او معبودی نیست، گمان هیچ بنده مۆمنی به خداوند نیکو نشود مگر آن که خداوند همراه گمان بنده مۆمن خود باشد همان طور با او رفتار کند که گمان او بوده است زیرا خداوند کریم است و نیکی ها به دست اوست و حیا می کند از این که بنده مۆمنش به او گمان نیک برد و او خلاف گمان او و امید بنده با او رفتار کند. سپس فرمود: فاحسنوا باللَّه الظن و ارغبوا الیه؛ (6) پس به خدا خوش گمان باشید و به سوی او راغب شوید.

کلام آخر: همین که بدانیم نومیدی نشانه کفر و گمراهی است از ناامیدی پرهیز خواهیم کرد. هر چه سوءظن به خدا مذموم است، حسن ظن به خداوند ستوده و سازنده است. حسن ظن به خداوند محبت انسان به خداوند را متسحکم می‌کند و انسان را به عمل برای رضای خدا مشتاق می سازد.  

 

پی نوشت ها :

1- الحیاة، ج 1، ص 403.

2- زمر، 53.

3- حجر، 56.

4-الکافی،ج3،ص173.

5- محجة البیضاء، ج 7، ص 253.

6- الکافی، ج 2، ص72.

منبع: تبیان

گناه خواندن کتب ضالّه


سؤال یکی از مخاطبین :
خواندن مطالب ادیان مختلف یا فرقه های مختلف گناه است؟
چون علاقه دارم و خیلی در موردشون میخونم و از بعضی از مطالبشون هم خوشم میاد
با اینکه میدونم بهنرین و کاملترین دین شیعه است!
وقتی مطالبشونو میخونم بعدش احساس گناه میکنم.

جواب:
فرقه ها و ادیان باطل محض نیستند که اگر بودند پیروی نداشتند.
داعشی ها با آیات قرآن و روایات و به نام الله سر می برند و الله اکبر سر میدهند.
مشکل اینجاست که این فرق و ادیان، آمیخته مشتی از حق با مشتی از باطل اند.
 اینجاست که تشخیص برای اغلب افراد مشکل است و اینکه خواندن کتب ضاله حرام است از این باب است.
البته مطالعه ى کتاب هاى گمراه کننده براى دانشمندانی که توان فکرى و قدرت تحقیق و بررسى دارند،(که اگر نداشته باشند ممکن است خودشان هم منحرف شوند!) اشکال ندارد چرا که آنها با مطالعه و تحقیق ، حق و باطل را از همدیگر تشخیص مى دهند.
ولى مطالعه آن کتاب ها و یا شنیدن گفتار گمراه کننده براى افراد عادی که فکر ناتوان و دانش اندک دارند، مسموم کننده و خطرناک است و نه تنها خود این کار گناه گناه بلکه ممکن است موجب عاقبت به شری و افتادن به گناهان بزرگتر  و غیر قابل جبران از جمله ارتداد شود.

با این وجود دیدن شبکه های ماهواره ای فرق و دیگر ادیان و همچنین خواندن کتب آنها بسیار خطرناک است.

مطالعه بیشتر در

http://islamquest.net/fa/archive/question/fa15170

http://porseman.org/q/show.aspx?id=134576

آیا تارک الصلاة کافر است؟

بزرگترین گناهان از نظر حضرت امیرالمؤمنین کدامند؟

مال یتیم خوردن بزرگتر است یا نماز نخواندن؟؟

امام جعفر صادق علیه السلام :

«گناهان کبیره در کتاب على علیه السلام هفت است:

کافر شدن به خدا، و قتل نفس و عقوق پدر و مادر، و خوردن ربا بعد از بیّنه، و خوردن مال یتیم از روى ستم، و گریختن از میان مجاهدین، و تعرب بعد از هجرت». راوى مى‏گوید که: عرض کردم:

اینها از همه گناهان، بزرگ‏تر است؟ فرمود: «آرى». عرض کردم که: خوردن یک درهم از مال یتیم از روى ستم، بزرگ‏تر و گناهش بیشتر است یا نماز نخواندن؟ فرمود: «نماز نخواندن».

عرض کردم که: ترک نماز را از جمله گناهان کبیره نشمردى؟ فرمود که: «نخستین چیزى که به تو گفتم، چه چیز بود؟» راوى مى‏گوید که: عرض کردم: کافر شدن به خدا. فرمود:

«تارک‏ الصّلوة، کافر است».
تحفة الأولیاء (ترجمه أصول کافى)، ج‏3، ص: 669

از نشانه‎های بدبختی

خیلی ها بدبختی را فقر و گرفتاری و نرسیدن به خواسته ها و آررزو ها معنی می کنند درحالی که بدوقتی واقعی اینها نیستند، پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرمایند:

مِن علاماتِ الشَّقاءِ : جُمودُ العَینِ ، و قَسوَةُ القلبِ ، و شِدَّةُ الحِرصِ فی طَلَبِ الرِّزقِ ، و الإصرارُ على الذَّنبِ

خشکیدگى چشم (گریان نبودن از خوف خدا)، و سنگدلى، و حرص فراوان در طلب روزى، و اصرار بر گناه از نشانه هاى شقاوت است .

الکافی: ج 2 ص 290 ح 6 عن السکونی عن الإمام الصادق علیه‏السلام، تحف العقول: ص 47؛

موانع استجابت و قبولی استغفار

بعضی از صفات رذیله و انحرافات فکری و عملی، آن قدر مبغوض خداوند است که هیچ وجه قابل گذشت نیست، مگر آن که شخص، خود را از آن تهی کرده و به صفات کمالیه مقابل آن مزین سازد. وجود چنین صفات رذیله ای در شخص گنهکار، مانع از پذیرش استغفار و راه یافتن توبه کننده به دیار یار می کرد، در این گفتار برخی از صفات و نقش آنها را در جلوگیری از استغفار بررسی خواهیم کرد.

نتیجه تکبر در دنیا


عمر بن شیبه گوید: من در مکه بین صفا و مروه بودم که مردى را مشاهده کردم که سوار بر استرى شده و اطراف وى را غلامانى گرفته اند و مردم را کنار مى زنند تا او حرکت کند.
پس از مدتى که به بغداد رفتم ، روزى بر روى پلى حرکت مى کردم چشمم به مردى افتاد که لباس هاى کهنه پوشیده و پابرهنه است .
خوب به او نگاه کردم و در چهره اش خیره شدم و به فکر فرو رفتم که این مرد را در کجا دیده ام ؟!
آن مرد گفت : چرا این گونه به من نگاه مى کنى ؟!
گفتم : تو را شبیه مردى دیدم که او را در مکه مشاهده کردم و شروع کردم صفات او را ذکر کردم .
گفت : من همان مرد هستم .
گفتم : چرا خداوند با تو این چنین کرد؟
گفت : من در جایى که همه مردم در آن (مکه ) تواضع مى کنند تکبر کردم خداوند هم مرا در جایى (جامعه ) که همه براى خود رفعت و شاءنى دارند، ذلیل کرد.

محجه البیضاء، ج 6، ص 228.

ثواب انجام مخفیانه کار نیک و اثر پنهانی گناه کردن و یا آشکارا گناه کردن

امام رضا (علیه السلام) :

الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَة، وَ الْمُذیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ.
انجام دادن حسنه و کار نیک به صورت مخفى، معادل هفتاد حسنه است; و آشکار ساختن گناه و خطا موجب خوارى و پستى مى گردد و پوشاندن و آشکار نکردن خطا و گناه موجب آمرزش آن خواهد بود.

وسائل الشّیعة: ج 16، ص 63، ح 20990.

ازدواج نکردن بخاطر ترس از مخارج !

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله:

مَنْ تَرَکَ التَّزْوِیجَ مَخَافَةَ الْعَیلَةِ فَقَدْ أَسَاءَ ظَنَّهُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یقُولُ «إِنْ یکُونُوا فُقَراءَ یغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ[1]»؛

«کسی که ازدواج را از ترس فقر و مخارج عائله مندی ترک کند، گمان بد به خدا برده است؛ چرا که خداوند متعال می‌فرماید: اگر آنها فقیر باشند، خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می‌سازد.»[2]

 مطالب بیشتر در مقاله ذیل:

کلیک کنید  مقاله: ازدواج موجب افزایش رزق و روزی!


[1] . سوره مبارکه النور آیه ۳۲

[2] . الکافی، ج 5، ص 330.

گناهی بسیار بزرگ بر روی سایر گناهان یا همان قوز بالا قوز


اگر کسی هر قدر هم معصیت کرده باشد، نباید از رحمت الهی مأیوس شود و احساس کند که خدا دیگر هرگز او را نخواهد بخشید. هرکس این حالت یأس را داشته باشد، باید بداند که علاوه بر معصیت‌هایی که انجام داده، گرفتار معصیتِ کبیرة دیگری است که «یأسِ از روح الله» نامیده می‌شود.

خدای مهربان هرگز به کسی اجازة مأیوس شدن از رحمتش را نداده است. این حیله و نیرنگِ شیطان است که انسانهای گرفتارِ گناه را، از آمرزش الهی مایوس کند، تا آنها هرگز رو به سوی توبه نیاورند. انسانِ گنهکار، به هر اندازه که بار گناه داشته باشد، درِ توبه و بازگشت به سوی خدا برای او باز است.

خدایِ مهربان بر کسی که حقیقتاً توبه می‌کند و اراده و عزم می‌کند که هرگز گناه انجام ندهد، به دیدة رحمت و آمرزش و اغماض می‌نگرد و گذشته‌های او را می‌بخشد و این اثرِ توبه است. خداوند اهل توبه را هرگز از رحمت خود مأیوس نمی‌کند.

این امرِ خدای مهربان به رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ خویش است که، ای رسول:

« قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»[1]

بگو ای بندگان من که (با انجام گناه) بر نفس خود ستم کرده‌اید، از رحمت الهی مأیوس نباشید، به یقین خدا تمامی گناهان را می‌آمرزد. بی‌تردید خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. و ادامه می‌دهد:

« وَ أَنِیبُوا إِلى رَبِّکُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ الْعَذابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ»[2]

به سوی خدا بازگردید «توبه کنید» و تسلیم او باشید قبل از اینکه عذاب بر شما بیاید. پس در آن هنگام یاری نخواهید شد.

پس اینک بجاست دست نیاز، به درگاهش برآریم و عرضه داریم:

ای دریای مهر،

ای که یأس از رحمت خود را بر بندگان حرام کردی،

ای که رحمتت بر غضبت پیشی گرفته است،

ای خطا پوش، ای توبه پذیر، ای مهربان:

«گناهانمان ببخش، خطاهامان نادیده گیر، توبه‌مان پذیرا باش.»

«ما را کمک کن که دیگر هرگز گناه نکنیم.»

«ای آنکه تمامی توفیق از توست».

--------------------

[1]. قرآن کریم، سورة زُمَر، آیة 53.

[2]. قرآن کریم، سورة زُمَر، آیة 54.

داستان عجیب مسلمان شدن بانوی مسیحی و حمل جنازه ربا خوار

در ادامه داستان  جوان مسلمانی را خواهید خواند که بخاطر عشق و علاقه به دختری مسیحی مرتد شده و مسیحی می شود. اما بعد از فروکش کردن شعله های عشق پشیمان شده و به برکت گریه بر اباعبدالله الحسین (علیه السلام) همسرش هم مسلمان می شود و...

و همچنین خواهید خواند عاقبت بد جنازه مرد رباخوار را...

مرحوم حاج میرزا حسین نوری از حاج میرزا خلیل طهرانی از یکی از شاگردان مرحوم آیت الله وحید بهبهانی چنین نقل می‏کند:

روزی در صحن شریف حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) پای درس مرحوم آیت الله بهبهانی نشسته بودیم، ناگاه مرد زائر غریبی که لباس اهل آذربایجان را به تن داشت، سراغ آیت الله بهبهانی آمد و سلام کرد و دست ایشان را بوسید و سپس کیسه‏ای که در آن مقدار زیادی از زیور آلات زنانه بود به ایشان داد و گفت: به هر صورت که می‏دانید، مصرف نمایید
آیت الله وحید بهبهانی از ایشان سؤال کردند: این‏ها چیست و کجا بوده؟ آن مرد حکایت عجیبی را درباره این جواهرات برای ایشان نقل کرد آن حکایت چنین است:
من اهل شیروان (یا دربند یا، جایی نزدیک آنجا) هستم چندین سال پیش برای تجارت به بعضی از بلاد روسیه (روسیه قدیم) سفر کردم مال زیادی هم داشتم روزی به دختری زیبا برخورد کردم که دلم را برد و به خاطر او آرامشم را از دست دادم، کم کم اختیار از دستم خارج شد به سراغ خانواده آن دختر رفتم. خانواده او از سرشناسان و اشراف نصاری بودند اما، به هر حال از دختر آنها خواستگاری کردم، جواب آنها این بود که از نظر ما، تو عیبی نداری جز آنکه هم مذهب ما نیستی، اگر حاضر باشی مسیحی شوی دخترمان را به عقد تو در خواهیم آورد. ناراحت و غمزده از منزل آنها بیرون آمدم، چون برای من شرطی گذاشته بودند که نمی‏توانستم به آن عمل کنم.
هر چه می‏گذشت، عشق و محبت من به آن دختر بیشتر می‏شد به گونه‏ای که از کار و زندگی باز مانده بودم، چون دیدم کارم به آشفتگی کشیده شده و راهی جز بهم ریختگی زندگی و هلاکت ندارم، راه دو روئی و نفاق و اظهار شرک را در پیش گرفتم، تصمیم گرفتم این کار زشت را انجام دهم. به سراغ آنها رفتم و به ظاهر از اسلام اظهار برائت کردم و رسماً، مسیحی شدم آنها هم دختر خود را به عقد من در آوردند.
مدتی گذشت آتش محبت و عشق من فرو کش کرد و بر کار مذموم خود که می‏دانستم سرانجامی جز آتش جهنم ندارد، سخت پشیمان شدم دائماً خود را بر این کار ملامت می‏کردم و در اندیشه عالم پس از مرگ بودم، نه راهی برای بازگشت به وطن خود داشتم و نه اقامت در آنجا و عمل به آئین مسیحیت برایم آسان بود تکالیف دینی اسلام را کنار گذاشته‏ام بودم دائماً مصائب آن حضرت را بیاد می‏آوردم و گریه می‏کردم همسرم خیلی شگفت زده بود، چون علت گریه‏ های مرا نمی‏دانست، از علت این گریه‏ ها می‏پرسید اما، نمی‏توانستم به او جوابی بدهم‏
سرانجام روزی با توکل به خدا، تصمیم گرفتم حقیقت را برای او بیان کنم به او گفتم: من به مذهبم اسلام، همچنان پای بندم و تنها برای وصال تو، تظاهر به نصرانیت کردم و علت گریه ‏هایم را به او گفتم: وقتی همسرم نام امام حسین (علیه السلام) را شنید بر قلب او نورانیتی ظاهر شد، گویا نام شریف امام حسین (علیه السلام) شیاطین را سوزاند او بلافاصله، اسلام را پذیرفت و مسلمان شد و در گریه بر امام حسین (علیه السلام) با من همراهی می‏کرد و سیرت او هم مانند صورتش، دل آرا و باطنش مثل ظاهرش پاک گردید
روزی به او گفتم: بیا و وسائلمان را جمع کنیم و مخفیانه به کربلا برویم تا به آسانی بتوانیم به تکالیف دینی خود (اسلام) عمل کنیم و در آنجا ساکن شویم او پیشنهاد مرا پسندید، قرار شد به کربلا بیائیم، با هم به کربلا آمدیم و مجاور حرم شریف اباعبدالله (علیه السلام) شدیم اما چیزی نگذشت که همسرم به بیماری شدیدی مبتلا شد و از دنیا رفت، خانواده از مرگ فرزندشان آگاه شدند و آمدند او را بردند و به شیوه نصاری تجهیز و او را طبق آئین خود با همه زیور آلاتش در قبرستان نصاری دفن کردند.
غم فراق او خیلی مرا افسرده کرده بود تمام وجودم از غم او آغشته بود، تصمیم گرفتم جنازه او را از قبر در آورم در پاک‏ترین شهر مسلمانان دفن کنم، نیمه‏ های شب به قبرستان نصاری رفتم قبر همسرم را شکافتم اما در قبر او مردی ریش تراشیده و با شاربهای بلند دیدم خیلی برایم عجیب بود، این کیست که در قبر همسرم دفن شده؟! در فکر بودم که بدن همسرم چه شده است؟ در همان حال خواب بر چشمانم غلبه کرد در عالم رویا به من گفتند: دل پاک دار و ناراحت مباش فرشتگان خدا جسد همسرت را به کربلا بردند و در صحن شریف اباعبدالله (علیه السلام) پائین پا، نزدیک مناره بلند سبز رنگ، دفن کردند فرشتگان، زحمت انتقال جنازه او را از تو برداشتند.
خوشحال و شادمان از خواب بیدار شدم و فوراً تصمیم گرفتم به کربلا برگردم خدای متعال به من توفیق عنایت فرمود که بار دیگر به زیارت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) بیایم محل قبر را در صحن مطهر پیدا کردم و سراغ مسئولین صحن مبارک رفتم و پرسیدم چه کسی اینجا دفن شده است؟ گفتند: یکی از مأموران مالیات حکومت را در اینجا دفن کرده‏اند خواب خود را برای آنها گفتم آنها قبر را شکافتند داخل قبر شدم و همانطور که در خواب به من گفته بودند جنازه همسرم را در آنجا دیدم، زیور آلات او را از او جدا کردم و این همان زیور آلات است که به شما می‏دهم‏
آیت الله وحید بهبهانی زیور آلات را قبول کردند و آن‏ها را صرف فقرای آن بلاد نمودند.

عبرت‏ها

از بعضی از روایات چنین بر می‏ آید که یکی از نشانه‏ های مؤمنین است که با شنیدن نام امام حسین (علیه السلام) گریان می‏شوند. این ویژگی در این بانوی نصرانی در این جریان نمایان شد آیا اگر این گونه روایات را در کنار این جریان بگذاریم، نمی‏توانیم نتیجه بگیریم که همه زمینه ‏های یک ایمان قوی در درون این بانو، فراهم بوده اما چون سنت الهی این است که بدون ایمان رسمی به دین اسلام کسی به نجات نرسد حکمت الهی اقتضاء کرده که زمینه ایمان رسمی نیز برای او فراهم شود و از دنیا برود اما، نباید احتمال زمینه ‏های برعکس آن را در خود جدی بگیریم، بی‏ گمان، اگر کسی، به نام، مسلمان و شیعه باشد اما صفات درون او زمینه‏ های کفر باشند حکمت خدا اقتضاء دارد که زمینه ‏های کفر رسمی را نیز برای او فراهم کند ترس از سوء عاقبت چیزی جز جدی گرفتن این احتمالات خطرناک نیست.

منبع:

کتاب اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت (جلد دوم)/ میرزا حسن ابوترابی‏

ریاء و حضور در مسجد و مراسم مذهبی

سؤال: حضور در مراسم مذهبى، نوعى مطرح کردن خود است، آیا این کار، ریا و تظاهر نیست؟

پاسخ: اولًا هر خودنمایى و تظاهرى حرام نیست. زن و مرد که خود را براى یکدیگر آرایش مى‏کنند، براى تظاهر است و همین تظاهر عبادت است.

سفارش اسلام به حضور در مسجد براى نماز، نوعى تظاهر است، امّا تظاهر براى تعظیم شعائر دینى.

عزادارى براى امام حسین علیه السلام با حضور در خیابان‏ها، تظاهرى است که در آن عبادت نهفته است.

ثانیاً شرکت بعضى افراد در مساجد و محافل، یک نوع تبلیغ و تشویق عملى براى دیگران است. اگر مسئولین به مسجد محلّه بروند، مردم عادّى نیز خواهند آمد.

تظاهر و ریا آنجا حرام است که هدف، مطرح کردن خود باشد، نه مطرح کردن کار. یعنى اگر در جایى شرکت کنیم که نشان دهیم انسان نیکوکار و خوبى هستیم، این ریا و حرام است، امّا اگر هدف ما از حضور در مراسم این باشد که به مردم بگوییم: «من آمدم، شما هم بیایید»، این تبلیغ عملى است و حتى پاداش و ثواب دارد.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 57

از خدا بترسیم یا از گناه؟؟

امام رضا علیه السلام:

«لایَخَافَ عَبْدٌ اِلّا ذَنْبَهُ وَ لایَرْجُوَ اِلَّا رَبَّهُ»

بنده باید جز از گناهانش نترسد و جز به خدا امید نبندد.

عیون اخبار الرضا علیه السلام /ج 2/ ص 44

دل بر دو سه دم گرمی بازار مبند                امید به هیچ کس بجز یار مبند

از غیر گناه خود ز چیزی نهراس              دل جز به خدای حی دادار مبند

دراز کردن دست نیاز به سوی مردم، کلید فقر و تنگدستی

امام رضا علیه السلام:

«اَلْمَسْألَةُ مِفْتَاحُ الْبُؤْسِ»

دست نیاز به سوی دیگران بردن کلید فقر و تنگدستی است.

بحار الانوار/  ج 93، ص 157

بر سفره ی این و آن سخن ساز مکن          جز درگه حق نیازت ابراز مکن

کار تو اگر بسته بماند بهتر                  دروازه ی فقر را به خود باز مکن

چرا خداوند عملی را که ذره‎ّّّای در آن شرک و ریا باشد، نمى‏‎پذیرد؟

سؤال: چرا خداوند کارهایى را که ذرّه‏اى شرک و ریا در آن باشد، نمى‏‎پذیرد؟

پاسخ: خداوند مى‏فرماید:

«أنا خیر شَریک فمَن عَمل لى ولِغیرى فهو لِمَن عَمله غیرى» (وسائل، ج 1، ص 72)

من بهترین شریک هستم، اگر کسى عملى را انجام بدهد که هدفش هم من و هم غیر من باشد، من سهم خود را به آن شریکى که براى من پنداشته واگذار مى‏‎کنم تا پاداش خود را از او بگیرد.

آرى، هرکس و هر چیز را در کنار خدا قرار دادن، توهین به مقام الهى است.

اگر کسى به شما بگوید: من شما و سنگ را دوست دارم، این توهین به شماست.

اگر بگوید: از غذایى که تهیّه کرده‏ام، هم شما بخورید هم گربه‏ام مى‏خورد، توهین است.

علاوه بر آنکه هدف خداوند از انجام دستوراتش، رشد و کمال انسان است و شرک و ریا مایه سقوط انسان است.

اگر یک موش در دیگ غذا بیفتد، تمام غذا از قابلیّت مصرف مى‏افتد.

یک روز تمام مسافران هواپیما را پیاده و بارى را که بسته شده بود تخلیه کردند و گفتند: یک موش در هواپیما دیده شده است. پرسیدیم: این همه مسافر و بار به خاطر یک موش باید پیاده شود؟ گفتند: بله، زیرا ممکن است این موش یکى از سیم‏ها را بجود و رابطه خلبان با فرودگاه قطع شود و موجب سقوط هواپیما شود.

آرى، موش شرک، سیم اخلاص را مى‏جود و رابطه بنده با خالق قطع مى‏شود.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 41

گفتن جمله «لا اله الّا اللّه‏» و رستگار شدن؟!!

سؤال: چگونه انسان با گفتن یک جمله «لا اله الّا اللّه‏» رستگار مى‏‎شود؟

پاسخ: گرچه در روایت آمده است:

«قولوا لا اله الّا اللّه تفلحوا» (بحار، ج 18، ص 202)

امّا مراد از آن تنها حرکت زبان نیست، بلکه عقیده به توحید است.

کلمه «تفلحوا» از واژه «فلاحت‏» به معناى رستن است و به کشاورز فلّاح گویند زیرا وسیله رستن دانه را فراهم مى‏کند.

براى رستن دانه از زیر خاک، سه مرحله لازم است:

1- ریشه خود را در عمق خاک فرو کند.

2- مواد غذایى لازم را جذب کند.

3- مانع بالاى سر خود را کنار بزند تا به فضاى باز برسد.

انسان نیز اگر بخواهد به فضاى باز توحید برسد باید عقاید خود را به استدلال و منطق عمیق بند کند، از تمام امکانات موجود براى رشد خود بهره گرفته و جذب کند، موانع رشد را نیز از خود دفع کند. پس رستگارى در گرو عمق بخشیدن و تلاش و حرکت در مسیر الهى است.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 37

چرا در اسلام، ارزش عمل به نیّت آن عمل و درجه اخلاص وابسته است؟

سؤال: چرا در اسلام، ارزش عمل به نیّت آن است و قبولى عمل به قصد قربت و اخلاص وابسته است؟

پاسخ: در کارهاى دنیوى نیز ارزش کارها، به نیّت آنها بستگى دارد. به این مثال‏ها توجّه کنید:

جرّاح و چاقوکش هر دو شکم پاره مى‏کنند، امّا کار جراح، خدمت است و کار چاقوکش جنایت.

همین جرّاح مى‎‏تواند براى پول کار کند و مى‏تواند براى نجات یک انسان کار کند، هر کدام از این هدف‏ها نیز ارزش مخصوص به خود دارد.

مثالهاى دیگر:

یک لیوان آب را به سه نفر عرضه مى‏کنیم؛ یکى نمى‏خورد، چون میل ندارد، دیگرى نمى‏خورد چون قهر کرده است، سومى نمى‎‏خورد و مى‏گوید: نفر چهارم از من تشنه‏‎تر است، آب را به او بدهید! این سه نفر، در ننوشیدن آب یکسانند ولى به خاطر آن که هدف‏هاى آنها متفاوت است، ارزش کارشان نیز تفاوت دارد.

در اسکناس‏ها نخى است که نشانه اصالت اسکناس و وسیله جدایى اسکناس اصلى از قلابى است، در عبادات نیز باید ریسمانى محکم میان بنده و خدا باشد که همان‏ قصد قربت و اخلاص است. اگر آن نخ نباشد یا پاره شود، رابطه انسان با خدا قطع و عمل مقبول نیست.
پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 29

با چه کسی دوست باشیم و رفت و آمد کنیم؟؟

امام صادق علیه السلام:

إصْحَبْ مَنْ تَتَزَیَّنُ بِهِ، وَلاتَصْحَبْ مَنْ یَتَزَّیَنُ لَکَ.

 با کسی دوستی و رفت و آمد کن که موجب عزّت و سربلندی تو باشد و با کسی که می خواهد از تو بهره ببرد و خودنمائی می کند همدم مباش.

وسائل الشیعه: ج 11 ص 412.

صد بار اگر توبه شکستی باز آی

بی‌تردید تغییر عادتها در مدّت زمان اندک، میسّر نیست. آنکه به انواع گناهان و معاصی آلوده است مشکل است یک شبه ملکه عدالت را در خود پدید آورد. آنچه مهّم است آگاه شدن به گناهان و معاصی خویش است و درگیر شدن با نفس در ترک آنها و سعی و تلاشِ ممکن در ترک معاصی است. و البتّه طلب یاری و مدد از خداوند مهربان و توبه پذیر از ضروریات است، که توفیق توبه و توفیق ترک معصیّت از اوست.

آن که تمامی تلاش خود را در این ارتباط بکار می‌گیرد ممکن است تا مدّتها، احیاناً جسته و گریخته باز هم معصیت از او صادر شود. در این وقت ممکن است شیطان به سراغ انسان بیاید و در دل او و وسوسه کند که: «می‌بینی توبه و ترک گناه ممکن نیست؟ می‌بینی که تلاش دراین زمینه بی‌ثمر است؟» و با این وسوسه‌ها انسان را در توبه متزلزل کند تا آنجا که این فریضه و واجب الهی ترک شود.

پس از انجام توبه، اگر احیاناً معصیّت از شخص صادر شد، نباید از خود مأیوس شود. باید خود را با گذشته مقایسه کند و ببیند که اگر قبلاً در یک هفته ده گناه می‌کرده است حالا دو گناه انجام داده است. پس مقدارِ بسیاری به مقصد نزدیک شده است. از این دو گناه نیز مجدداً توبه کند و درترک گناه همانگونه که حضرت امام ـ رحمة الله علیه ـ فرموده‌اند از رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمّه هدی ـ علیه السّلام ـ و امام عصر ـ عجّ ـ مدد بخواهدو و البتّه در این صورت دستگیری و مدد خواهد شد.

برخی از واجبات و محرّمات خانوادگی

1. زن گرفتن کسیکه بواسطه نداشتن زن به حرام می‌افتد «واجب»[1]

2. ازدواج زن مسلمان با مرد کافر، (چه دائم و چه موقت) و فرق نمی‌کند که کافراصلی باشد یا مرتد (برگشته از دین اسلام) «حرام»[2]

3. ازدواج مرد مسلمان با زن کافرِ غیر اهل کتاب (کافر غیر اهل کتاب یعنی کفاریکه یهودی و نصرانی نیستند) چه دائم باشد و چه موقت «حرام»

4. ازدواج دائمِ مرد مسلمان، با زن کافرِ اهل کتاب از یهودی و نصرانی «حرام، به احتیاط واجب» (عقد موقت با آنان مانعی ندارد.)

5. ازدواج دائم یا موقت با زنی که در عدّه وفات، عدّه طلاق یا سایر عدّه‌هاست، (ازدواج قبلی زن چه دائم بوده باشد چه موقت) «حرام»[3]

6. ترک زن دائمی بطوری که نه مثل زن شوهردار باشد نه مثل زن بی‌شوهر «حرام»[4]

7. بیرون رفتن زن از منزل خود، بدون اجازه شوهر، حتی بسوی اهل خود و عیادت پدر خود «حرام»

(مگر در موارد واجب مثل حج و نیکی به پدر و مادر و صله رحم».[5]

8. نفقه همسر دائمی بر مرد (بشرط آنکه زن در مورادی که اطاعت شوهر واجب است، مطیع باشد.) «واجب»[6]

9. نفقه پدر و مادر و پدر و مادر آنها و هر چه بالاتر روند و نفقه فرزندان و نوه‌ها و هر چه پائین روند، چه صغیر باشند چه کبیر، چه مذکر باشند چه مؤنث، چه مسلمان باشند چه کافر، در صورتیکه فقیر باشند و احتیاج داشته باشند «واجب»[7]

10. نفقه آنچه را که انسان مالک است (مانند گاو و گوسفند و ...) حتی زنبور عسل و کرم ابریشم، از خوراک و آب و مکان استراحت و مانند آن «واجب».

11. مشغول شدن به کسب و کار برای تحصیل نفقه، برای کسی که نفقه خود یا کسانی را که واجب النفقه او هستند را ندارد «واجب»

12. همسرِ مرد، اگر آن مرد مرتد فطری شود، بر آن مرد «حرام»، و آن زن باید عده وفات نگهدارد.

(مرتد فطری کسی است که پدر و مادر موقع انعقاد نطفه او مسلمان بوده‌اند و خود نیز پس از بالغ شدن اظهار اسلام کرده و پس از آن نعوذ بالله از دین برگردد. در اینجا مرتد شدن پس از ازدواج منظور است)[8]

13. اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتی باشند که کسی در آنجا نباشد و دیگری هم نمی‌تواند وارد شود چنانچه بترسند که به حرام بیفتند (مانند نگاهِ حرام، سخن گفتن به نحو حرام، شنیدن صدا به نحو حرام و ...) ترک آن محل «واجب»

14. پوشیدن لباس الوان و سرمه کشیدن و کارهای دیگری که زنیت حساب می‌شود برای زنی که در عده وفات است «حرام» (عده وفات 4 ماه و ده روز است، اما برای زنی که آبستن است و بچه‌اش دیرتر از 4 ماه و ده روز به دنیا بیاید تا موقع وضع حمل است.)[9]

برخی از واجبات و محرّمات اعتقادی


1. مرتد شدن (خارج شدن از دین اسلام) «حرام، از برزگترین گناهان» (کسی که پدر و مادر او مسلمان باشد و پس از بلوغ اظهار اسلام کند و سپس مرتد شود اگر مرد باشد کشته می‌شود و توبه‌اش در ظاهر پذیرفته نمی‌شود و اگر زن باشد...)[1]

2. شرک به خدا «حرام، از بزرگترین گناهان»[2]

3. انکار آنچه خدا نازل فرموده «حرام، از بزرگترین گناهان».

4. سِحر یعنی نوشتن، گفتن، دود کردن، شکل کشیدن، دمیدن، گره زدن، و امثال آن که دربدن یا عقل شخص سحر شده اثر کند «حرام» (ساحر اگر مسلمان باشد حد آن قتل است)[3]

5. استخدام ملائکه، احضار جن، تسخیر ارواح، و امثال آن «حرام»

(ملحق به سِحر است و حدّ آن، قتل است).

6. خرید و فروش، و حفظ کتبی که مخالف عقاید مسلمین است، مخصوصاً کتبی که مشتمل بر شبهات و مغالطاتی است که عاجز از حل و دفع آن هستند «حرام»[4]

7. حفظ کتب ظلال (گمراه کننده)، نسخه‌داری از آنها، خواندن آنها، درس گرفتن آنها «حرام» (مگر برای غرض صحیحی مثل رد کردن و ابطال آن و مجرد اطلاع، از اغراض صحیحه نیست. و از بین بردن اینگونه کتابها واجب است).

8. کشتن کسی که ادعای پیغمبری می‌کند «واجب»[5]

9. کشتن کسی که دشنام به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه علهم السلام بدهد، بر شنونده آن در صورت نبودن ترس از جان و آبروی خود یا مؤمنی دیگر «واجب»[6]

10. هیپنوتیزم، اگر چه در کارهای خیر و مثبت انجام شود «حرام».[7]

11. کمک گرفتن از اشخاصی که محل گمشده یا دزدی را در آینه نشان می‌دهند «حرام»[8]

چهار چیز در گناه که بدتر از خود گناه است!

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله:

أَرْبَعَةٌ فِی‏ الذَّنْبِ‏ شَرٌّ مِنَ‏ الذَّنْبِ‏ الِاسْتِحْقَارُ وَ الِافْتِخَارُ وَ الِاسْتِبْشَارُ وَ الْإِصْرَار

چهار چیز در گناه وجود دارد که از خود گناه بدتر است :

1. کوچک شمردن گناه : یعنی وقتی به نامحرم نگاه شهوت آلود میکنی به خودت  بگویی : اینکه چیز مهمی نیست ، زنا که نکردیم ، قتل که نکردیم

2.  افتخار کردن به گناه : مثلا خاطره ی خلافکاریهای خودت را با افتخار تعریف کنی که بعله زمانی که توی گمرک بودم فلان قدر اختلاس کردم هیچ کس هم نفهمید.

3. شادمانی کردن به گناه : یعنی بعداز گناه  خوشحالی کردن یعنی مثلا بگویی عجب کلاهی سرش گذاشتم ، کیف کردم.

4. اصرار برگناه : مثلا بگویی خوب کردم زدم ، بازهم میزنم ! خوب کردم رشوه گرفتم بازم میگیرم ، خوب کردم مواد فروختم بازم میفروشم تازه راه و چاهش را بلد شده ام .

مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏11، ص: 349

از مصادیق گناه کبیره امنِ از مَکرُ الله: خنده هنگام گناه

رسول خدا صلّی الله علیه و آله:

مَنْ أَذْنَبَ ذَنْباً وَ هُوَ ضَاحِکٌ دَخَلَ‏ النَّارَ وَ هُوَ بَاکٍ‏.

«هرکس گناهی کند و خندان باشد، به دوزخ وارد می‌شود در حالیکه گریان است».

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 223.

از کیفر گناه ایمن مباش

پرسش:

معنی گناه «الْأَمْنُ مِنْ مَکْرِ اللَّهِ» یا «امنِ از مَکرُ الله» چیست؟

پاسخ:

یکی از گناهان کبیره، «امنِ از مَکرُ الله» است.[1] « امنِ از مَکرُ الله» یعنی ایمن بودن از کیفر الهی. این معصیت، یک حالت درونی است و یکی از محرّمات است. انسانِ معصیت کار نباید از کیفر الهی احساس امنیّت و آرامش نماید، بلکه باید مضطرب و نگرانِ آن باشد. احساس امنیّت در این حال، خود معصیت کبیره است. آنکه مثلاً دروغ می‌گوید و دارای خیالی راحت و آسوده است و از انجام این معصیت و حرام، احساس نگرانی نمی‌کند، گرفتار معصیتی دیگر است که « امنِ از مَکرُ الله» است.

انسان همیشه باید در مقابل گناهان و معاصی حالت بیم و اضطراب داشته باشد و هرگز به آن نزدیک نشود. از انجام معاصی و محرّمات حالت خوف و هراس داشته باشد و همانگونه که به یک حیوان درنده و خطرناک و به یک مار سمی هرگز حاضر نیست نزدیک شود از گناهان نیز دوری کند و به آن نزدیک نگردد.

تمثیل:

در حدیث شریفی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ می خوانیم که تأثیر عملِ سوء و ناشایست از تأثیر کارد در گوشت سریعتر است. حال باید از خود بپرسیم که اگر تیری به جانب ما پرتاب شود، عقل چه حکم می‌کند؟ آیا حکم عقل، جز اینست که خود را از مقابل آن دور کنیم؟ یقیناً معاصی و گناهان و محرّمات، مانند تیرهایی هستند که به سمت انسان رها شده‌اند و هستی انسان را در معرض تهدید جدّی قرار می‌دهند. یا اینکه مانند سمی هستند که انسان غفلتاً خورده باشد، و در این صورت مادة سمّی لحظه به لحظه دروجود او کارگر می‌شود و او را به سوی هلاکت پیش می‌بَرَد.

سرانجام طاعت پیشگان و معصیت کاران

 

«آنانکه بر مَرکبِ طاعت می‌نشینند در بهشت فرود می‌آیند و در آن منزل می‌کنند» و «با طاعت است که بهشت نصیب اهل تقوا می‌گردد» و «در آخرت سایه خداوند سبحان بر اهل طاعت گسترده است».

این سخنانِ شیوا، مضامین کلام امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ است که ما را به طاعت الهی فرا می‌خواند.[1]

در روایات می‌خوانیم که: «دوستان ما آنانند که اهل طاعتند، و اهل معصیت دشمنان ما هستند، به خدا قسم که ولایت ما جز با عمل بدست نمی‌آید».[2]

دوستان و دشمنان واقعی اهل بیت علیهم السلام

امام باقر ـ علیه السّلام:

مَنْ کانَ مطیعاً فَهُوَ وَلیٌّ، وَ مَنْ کانَ عاصیاً فَهُوَ لَنا عَدُوٌّ، وَاللهِ لا تُنالُ وِلایَتُنا اِلاّ بِالْعَمَلِ.

«دوستان ما آنانند که اهل طاعتند، و اهل معصیت دشمنان ما هستند، به خدا قسم که ولایت ما جز با عمل بدست نمی‌آید»

ثواب الاعمال و عقابها، علی محمّد دخیل، (چاپ دارالمرتضی، بیروت) ص 519، عقاب من احبّ اهل البیت و لم یعمل بعملهم.

انجام گناه، اطاعتِ کیست؟


پاسخ اجمالی:

هر معصیت و گناهی اطاعتِ غیر خداست، اطاعت شیاطین انس و جن، و اطاعت خواهش نفس، و هوای دل.

« أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ ...» جاثیه 23.

آیا تعجب از کار آنکس نمی‌کنی که هوای نفس خویش را «الهه» و «معبود» گرفته است؟

« أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ» یس60.

ای فرزندان آدم، آیا از شما پیمان نگرفتیم که شیطان را «عبادت» و «بندگی» نکنید. بی‌تردید او برای شما دشمنی آشکار است.

پاسخ تفصیلی:

اطاعت خدا، سیر در صراط مستقیم الهی است و نزدیک شدن به مقصود. هرگونه انحراف از طاعت الهی، اطاعت دیگرانی است که بیراهه‌ها را در مقابل انسان به جلوه در می‌آورند. آنچه دیگران به عنوانِ «راه» نشان می‌دهند، سرابی بیش نیست که انسان را از سعادت نهائی خویش و طریق آن، باز می‌دارد و او را تا دل شوره‌زارها می‌کشاند. تمام نیروها و توان انسان را تلف می‌کند و در آخر، «اوست» و «عطش» و «حرارت جانسوز» و «منظرة سراب در مقابل» و «افتادنِ از پا و حسرت و هلاکت».

امید بدون عمل ممنوع

امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام):
لاتَکُن مِمَّن یَرجُو الآخِرَهَ بِغَیرِ عَمَلٍ، و یُرجّی التَّوبَهَ بِطُولِ الآمَلِ؛
از کسانی مباش که بدون عمل امید به آخرت دارند و با آرزوهای دور و دراز توبه را به تأخیر می اندازند.
نهج البلاغه، حکمت 142

شرح حدیث:

کسی که در پی گنج است، رنج آن را هم باید به جان بخرد.
کسی هم که به آخرت و بهشت و پاداش الهی امیدوار است، برای رسیدن به این هدف باید تلاش و عمل صالح و انجام وظیفه کند.
مگر باغبان و کشاورز بدون شخم زدن و بذر پاشیدن و آبیاری و مراقبت می تواند محصولی برداشت کند؟ و مگر بدون نماز و روزه و انجام تکالیف و ترک گناه و زندگی در مسیر بندگی خدا و پرهیز از هوای نفس و پیروی از شیطان می توان به بهشت الهی و نعمتهای آن رسید؟ عقیده به آخرت انگیزه ای برای عمل صالح است.
گناه دامی برای انسان است که او را طعمه ی عذاب می کند.

کیفر دشمنى با امیرالمؤمنین على (علیه السلام)


جابر بن عبدالله انصارى مى گوید: پیامبر (صلى الله علیه و آله ) در عرفات بود، على (علیه السلام) و من نیز در کنارش بودیم به ما اشاره کرد، نزدیک رفتیم ، به على (علیه السلام) فرمود: انگشتهایت را در میان انگشتهایم بگذار و على (علیه السلام) انگشتها و کف دستش را بر کف انگشتان پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نهاد و فرمود:
اى على ، من و تو از یک درخت آفریده شده ایم ، من ریشه درختم و تو تنه آن درخت هستى ، حسن و حسین (علیه السلام) شاخه هاى آن درختند، کسى که به شاخه اى از این شاخه ها دست یابد خداوند او را داخل بهشت مى کند،

اى على ، اگر امت من روزه بگیرند و به گونه اى که بر اثر روزه مثل کمان گردند و نماز بخوانند به گونه اى که بر اثر نماز مثل تیرکمان شوند ولى با تو دشمن باشند، خداوند آنها را با صورت به جهنم مى افکند.

مناقب ابن مغازلى شافعى ، طبع اسلامیه ، ص 297.

چنگ شیطان

نوشته ذیل مربوط است به جلسه درس اخلاق آیت‌الله روح‌الله قرهی با موضوع «ریا؛ درمان وسوسه، پناه‌بردن به پروردگار عالم است» که در مهدیه القائم المنتظر (عج) شهرک حکیمیه در سال 1391 برگزار شده است:

 

وسوسه ریا

آنچه که انبیاء عظام، اولیاء و خصّیصین حضرت حقّ، تبیین فرموده‌اند، این است که عمل انسان یک طرف امّا حفظ عمل، سنگین‌تر و سخت‌تر است.

یعنی عمل، ولو عمل صالح باشد - که طبعاً عمل صالح حتماً نکاتی را دارد و عباد صالحین پروردگار عالم، آن بندگانی هستند که در عملشان، خدشه و خدعه‌ای نیست که فرمودند: خدعه، یعنی عمل برای غیر خدا؛ یعنی ریا - امّا مهمتر از این عمل، حفظ عمل است.

در باب وسواس شیطان لعین و رجیم بیان شده است که او هر کسی را به نوعی وسوسه می‌کند؛ یک نوع از وسوسه شیطان این است که سبب می‌شود انسان، عملش را باطل کند؛ آن هم به این که یا به آن عمل فخر کند و یا این که از ترس ریا، آن عمل را رها کند.

با توبه همه گناهان بزرگ حتی شرک هم بخشیده می شود

بخشش همه گناهان با توبه حتی شرک

سؤال:

خداوند در جایی از قرآن می‎فرماید: «إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ خداوند غیر از شرک همه گناهان را می آمرزد» در جایی دیگر می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً  خدا همه گناهان را مى‎آمرزد» آیا این تناقض در آیات نیست؟؟!

جواب:

برخی با استناد به کریمه 48 سوره مبارکه نساء، گمان کرده اند که گناه شرک، به هیچ روی قابل بخشش نیست چرا که این آیه می فرماید:

إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن یَشَاء وَمَن یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا

(بى تردید، خدا این [گناه سهمگین ] را که به او شرک ورزیده شود [نمى بخشاید و] نمى آمرزد؛ و آنچه را که فروتر از آن باشد، براى هر که بخواهد[و او را شایسته بداند] مى

از مکر خدا غافل نباشیم

امام صادق علیه السلام :

کانَ أمیرُ المؤمنینَ علیه السلام یقولُ : لا تُبدِیَنَّ عن واضِحَةٍ و قد عَمِلتَ الأعمالَ الفاضِحَةَ ، و لا یَأمَنِ البَیاتَ مَن عَمِلَ السیّئاتِ

 امیر المؤمنین علیه السلام مى فرمود: تویی که کارهاى رسوا کننده کرده اى! نیشت را به خنده باز مکن و کسى که گناه کرده است ، نباید خود را از شبیخون (عذاب خدا) ایمن داند.

بحار الأنوار: 73/ 317/ 4. .

یکی از مصادیق بارز گناه کبیره‎ی ایمن دانستن خود از عذاب خدا

امام صادق علیه السلام :

 الإصرارُ أمنٌ ، و لا یَأمَنُ مَکرَ اللّه ِ إلاّ القومُ الخاسِرونَ .

 اصرار بر گناه به معناى ایمن دانستن خود از عذاب خداست و کسى جز زیانکاران ، خود را از مکر (عذاب و مهلت) خداوند ایمن نداند.

بحار الأنوار: 78/ 209/ 86.

معنی اصرار بر گناه

امام باقر علیه السلام ـ درباره آیه « لَم یُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا »« بر آنچه انجام دادند (گناه)، اصرار نمی‏ورزند ... » (آل عمران135) فرمود :

 الإصرارُ أن یُذنِبَ العَبدُ و لا یَستَغفِرَ ، و لا یُحَدِّثَ نفسَهُ بالتوبةِ فذلکَ الإصرارُ .

 اصرار بر گناه این است که بنده گناه کند و آمرزش نطلبد و در فکر توبه هم نباشد . این است اصرار [بر گناه] .

بحار الأنوار: 6/ 32/ 40.

سر فراموش کردن و یا فراموش نکردن گناهان گذشته

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

إنّ اللّه َ تَبارَکَ وَ تَعالى إذا أرادَ بعَبدٍ خیراً جَعَلَ ذُنوبَهُ بَینَ عَینَیهِ مُمَثَّلَةً و الإثمَ علَیهِ ثقیلاً وَبیلاً ، و إذا أرادَ بعَبدٍ شرّاً أنساهُ ذُنوبَهُ

 هرگاه خداوند تبارک و تعالى خوبى بنده اى را بخواهد، گناهان او را در برابر چشمانش مجسّم مى کند و بار گناه را بر دوش او سنگین مى سازد و هرگاه بدى بنده اى را بخواهد، گناهانش را از یادش مى برد .

مکارم الأخلاق: 2/ 365/ 2661.

خداوند هر گنهکارى را مى آمرزد، مگر کسى را که...

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

 إنّ اللّه َ غافرُ کلِّ ذنبٍ إلاّ مَن أحدَثَ دیناً ، أوِ اغتَصَبَ أجیراً أجرَهُ ، أو رجلاً باعَ حُرّاً .

 خداوند هر گنهکارى را مى آمرزد، مگر کسى را که [از پیش خود ]دینى نو پدید آورد ، یا مزد کارگرى را ندهد ، یا شخص آزادى را بفروشد .

 بحار الأنوار: 72/ 219/ 1.

 

گفتن کار خیر به دیگران ممنوع

نگهداری عمل سخت تر از عمل!؟

امام باقر (علیه السلام) فرمود:
 الْإِبْقَاءُ عَلَى الْعَمَلِ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ قَالَ وَ مَا الْإِبْقَاءُ عَلَى الْعَمَلِ قَالَ یَصِلُ الرَّجُلُ بِصِلَةٍ وَ یُنْفِقُ نَفَقَةً لِلَّهِ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ فَکُتِبَ لَهُ سِرّاً ثُمَّ یَذْکُرُهَا وَ تُمْحَى فَتُکْتَبُ لَهُ عَلَانِیَةً ثُمَّ یَذْکُرُهَا فَتُمْحَى وَ تُکْتَبُ لَهُ رِیَاءً
نگهدارى عمل از خود عمل مشکل تر است. راوى گفت: نگهدارى عمل یعنى چه؟
امام فرمود: یعنى انسان عملى براى خداى یکتا دور از چشم مردم انجام مى دهد و در نامه عمل او همینطور ثبت مى شود؛ بعد آن عمل را بازگو مى کند؛ آن عمل از صورت یک عمل سرّى محو مى شود و به عنوان یک عمل علنى در نامه عمل او ثبت مى گردد. بار دیگر آن عمل را بازگو مى کند. در اینوقت آن عمل از دیوان حسنات محو مى شود و به عنوان یک عمل «ریائى» در دیوان سیّئات او ثبت مى گردد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 297

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در آخرت/ ساقی کوثر در روز قیامت

حوض کوثر چیست؟

حوض کوثر عبارت است از حوض پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) که در روز قیامت افراد فراوانى اطراف آن گرد می‌آیند. پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: کوثر نهرى است که خداوند به من وعده فرمود و داراى خیر کثیر است. حوضى است که امت من در روز قیامت بر آن وارد می‌شوند. ظرف‌های آن (که تشنگان را سیراب می‌کند) به عدد ستارگان آسمان است.[1]

ساقی حوض کوثر کیست؟

 پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: یا عَلىّ أَنْتَ اخى وَ وَزیرى وَصاحِبُ لِوائى فِى الدُنیا وَالاخرة، وَأَنت صاحِب حوضى، مَن أَحبَّک أَحبنَّى وَمَن أَبْغَضک أَبْغَضنى

داستان عاقبت سرکشی و جسارت ژنرال ترک به قرآن

مشاهدات افسر ترک از نزول عذاب الهى:
نشریه اردنى ((شیحان )) در تاریخ ششم دسامبر 1999 برابر با 16 آذر 1378، در بخش خبرى خود اقدام به درج بخش هایى از سخنان عبدالمنعم ابو زنط، از نمایندگان اسلام گراى اردن نمود که در مسجد مصعب بن عمیر، در استان ((مادبا)) در رابطه با علت وقوع زلزله در ترکیه ایراد کرده بود.
به نوشته نشریه ((شیحان )) عبدالمنعم در این جلسه سخنرانى به صراحت اعلام کرد که علت وقوع زلزله ترکیه ، برپایى مجلس رقصى در یک پایگاه نظامى ترکیه واقع در سواحل دریاى مدیترانه بوده که در این مجلس ‍ گروهى از ژنرال ها و بلندپایگان نظامى اسرائیلى ، آمریکایى و ترکیه اى حضور داشتند. در اثناء این مجلس رقص و پایکوبى یک نظامى عالى رتبه ترکیه اى ، قرآنى را به دست گرفته و در حال مستى شروع به پاره کردن و پرتاب آن به زیر پاى رقاصه ها نمود و با نعره اى مستانه گفت :
کجاست خدایى که قرآن را حفظ کند؟

همنشینان شیطان

همین طور که هر کس احتیاج به همنشین و هم دم دارد، شیطان هم از این قاعده و قانون خارج نیست . او همنشینانى دارد که از آنها جدا نمى شود و همواره با آنان خواهد بود.

غافلان از یاد خدا

یک عده از همنشینان شیطان کسانی هستند که از یاد خدا غفلت کنند و از خدای خود روی گردان باشند، آن قدر سرگرم دنیای پرزرق و برق شده که اصلا به فکر خدا و قیامت نباشند؛ به طوری که اگر بگویند: خدا چنین دستور داده و وظیفه اش چنین است، مانند این می ماند که برایش داستان می گویند. گوششان بدهکار این حرف ها نیست، کسب و کار و مادیاتشان به آنها اجازه نمی دهد، حتی کوچک ترین توجهی به خدا و پیامبران و قیامت کنند. چنین افرادی همیشه با شیطان هم نشین و همردیف بلکه در خدمت گزاری او حاضراند.

خداوند درباره آنها می فرماید:

وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ [1]

(هر کس از یاد خدا روی گردان شود، شیطانی را به سراغش می فرستیم که همواره هم نشین او خواهد بود).

بدیهی است، کسانی که از یاد خدا روی گردان باشند و خود را غرق در لذات دنیا نموده و به انواع گناهان آلوده شده باشند؛ نخستین اثرش این است که پرده بر قلب و چشم و گوششان می افتد. آنها را از خدا بیگانه می کند، شیاطین را بر آنان مسلط می سازد؛ به طوری که شیطان و افکار شیطانی از هر سو آنها را احاطه می کنند.

شیطان هر روز بر آنان چیره گی بیشتری خواهد داشت و هیچ چیز جز سرخوشی های زودگذر نخواهند یافت و تلاش شیطان هم افزایش می یابد تا روزی که پرده از کردار همه کنار رود و چشم حقیقت بین هر کس باز شود و ببیند بین هر کس باز شود و ببیند که به جای پیامبران و اولیای خدا، شیاطین هم نشین آنها هستند. آن گاه ایشان بی اختیار فریاد می زنند و می گویند:

از علامات منافق: ریاء در نماز

ریا کاری در نماز از ویژگیهای منافقان و نشانه‌های نفاق به شمار رفته است:

«إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَ هُوَ خَادِعُهُمْ وَ إِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ کُسَالَى یُرَآؤُونَ النَّاسَ وَ لاَ یَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلاً » (نساء/142)

«منافقان می‌خواهند خدا را فریب دهند و هنگامی که به نماز بر‌می‌خیزند، با کسالت بر می‌خیزند، و در برابر مردم ریا می‌کنند و خدا  را جز اندکی یاد نمی‌نمایند.»   

 از پیامبر اسلام (ص) پرسیدند: چگونه انسان با خداوند خدعه می‌کند فرمود:«به امر خداوند عمل می‌کند و از این عمل، غیر خدا را قصد می‌کند بنابراین از ریا و تظاهر بپرهیزید که ریا، شرک است.»

مجمع البیان، فی تفسیر القرآن ج3، ص 198.

باطل شدن صدقه با منت، اذیت و ریاء

ریاکاران و انفاق کنندگانى که منّت مى نهند، بهره و ثمره اى از کار خود به دست نمى آورند. همان گونه که یک کشاورز که بر زمین سخت و سنگى بذرافشانى مى کند، هم بذرش را از دست مى دهد و هم تلاش بى حاصل مى کند، انفاق هاى ریاکارانه و پرمنّت نیز، نه تنها ثوابى عاید انفاق کننده نمى کند، بلکه مال انفاق شده را نیز از بین مى برد.

خداوند متعال در این باره می فرمایند:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَ الأذَى کَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَ لاَ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ » (بقره/264)

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بخشش‌های خود را با منّت و آزار باطل نسازید همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می‌کند و به خدا و روز رستاخیز ایمان نمی‌آورد.»

از این رو ریا و تظاهر، عملى بى بنیان و ناپایدار است و ریاکار و متظاهر، محکوم به رسوایى است; زیرا هر رویداد و پدیده اى ممکن است، پرده هاى ریاى آنان را بدرد و حقیقت پرفریب آنان را آشکار سازد. همان گونه که در این آیه شریفه، قطره هاى باران، لایه خاک روى سنگ را مى شوید و حقیقت سختى سنگ را نمایان مى سازد.

منبع: مثالهای زیبای قرآن جلد ۱  آیة اللّه مکارم شیرازى

مطالب بیشتر در: مقاله: ریاء و ریاکاری

معنی ریاء

معنی ریاء در لغت:

"ریا" از مادّۀ "رأی" به معنی این است که شخص کاری را به انگیزۀ جلب توجه مردم انجام دهد.

[معجم مقاییس اللغة،ج2، ص 473.]

و نیز به معنای تظاهر و نشان دادن به غیر است.

[قاموس قرآن،ج 3، ص 30.]

معنی ریاء در اصطلاح:

ریاء به معنی این است که انسان کار خوبی انجام دهد و قصدش تظاهر و نشان دادن به مردم باشد نه برای خدا، خواه این کار عبادی باشد مانند نماز و خواه غیر عبادی باشد مانند انفاق.

مطالب بیشتر در: مقاله: ریاء و ریاکاری

مقاله: ریاء و ریاکاری

معنی ریاء:

"ریا" از مادّۀ "رأی" به معنی این است که شخص کاری را به انگیزۀ جلب توجه مردم انجام دهد.[1] و نیز به معنای تظاهر و نشان دادن به غیر است.[2]و در اصطلاح به معنی این است که انسان کار خوبی انجام دهد و قصدش تظاهر و نشان دادن به مردم باشد نه برای خدا، خواه این کار عبادی باشد مانند نماز و خواه غیر عبادی باشد مانند انفاق.

آیا روزه خواری در ملأ عام گناه کبیره است؟

پرسش:

آیا روزه خواری در ملا عام گناه کبیره است؟

پاسخ:
در روایات، گناهان کبیره با تعداد متفاوتی ذکر شده اند. در بعضی روایات هفت گناه و در برخی نوزده گناه. به همین علت علمای اسلام آن را هفت و برخی ده و برخی بیست و بعضی سی و چهار و بعضی چهل و برخی بیشتر ذکر کرده اند. از مجموعة روایات و کلمات بزرگان دین می توان فهمید آن چه ذکر شده، به عنوان نمونه ها و مصادیقی از گناهان کبیره است.
امام خمینی ره گناهان زیر را به عنوان گناهان کبیره مطرح کرده است:
1ـ نومیدی از رحمت خدا 2ـ ایمنی از مکر الهی 3ـ دروغ بستن به خدا و پیامبر 4ـ قتل 5ـ عاق پدر و مادر 6ـ خوردن مال یتیم7ـ نسبت زنا دادن 8ـ فرار از جنگ و جهاد 9ـ قطع رحم 10ـ سحر و جادو 11ـ زنا 12ـ لواط 3ـ سرقت 14ـ قسم دروغ 15ـ کتمان شهادت 16ـ شهادت به ناحق دادن 17ـ عهد شکستن 18ـ بیش از ثلث وصیت کردن 19ـ شراب نوشیدن 20ـ ربا خوردن 21ـ برای کار حرام مزد گرفتن 21ـ قمار بازی 22ـ خوردن گوشت مردار و خوک و خون و میته 24ـ در وزن خیانت کردن 25ـ هجرت به جایی که انجام وظیفه دینی ممکن نیست 26ـ کمک به ظالم 27ـ اعتماد به ظالم 28ـ حبس حقوق مردم 29ـ دروغ 30ـ تکبّر 31ـ اسراف 32ـ خیانت به امانت 33ـ غیبت 34ـ سخن چینی 35ـ سرگرمی به لهو و لعب 36ـ سبک شمردن حج 37ـ ترک نماز 38ـ ندادن زکات 39ـ اصرار بر گناهان کوچک.(1)

همانطور که مشاهده کردید روزه خواری جزء گناهان کبیره شمرده نشده اما اگر جنبه اصرار بر گناه صغیره پیدا کند یقینا گناه کبیره خواهد بود.(2)

امام صادق علیه السلام می فرمایند:  «لَا صَغِیرَةَ مَعَ الْإِصْرَارِ، وَ لَاکَبِیرَةَ مَعَ الِاسْتِغْفَارِ»
با اصرار (انجام گناه صغیره و تکرار آن) صغیره معنا ندارد. (به گناه کبیره تبدیل می‌شود) و با استغفار (از انجام گناه کبیره) گناه کبیره معنا ندارد (گناه کبیره آمرزیده می شود).(3)

اصرار بر گناه از موانع پذیرش استغفار

یکی از موانع پذیرش استغفار ، تکرار گناه و دست نکشیدن از کار زشتی است که از آن توبه می کند. همان گونه که در معنا و حقیقت استغفار گفتیم: تا حال ندامت و پشیمانی در کسی ایجاد نگردد و تصمیم بر گناه نگیرد و از کردار زشت خود دست نشوید؛ به توبه واقعی دست پیدا نمی کند و استغفارش رنگ خدایی نمی گیرد.

ریاء و خودنمائی از آفات اعمال

هر محصولی آفتی دارد و از جمله محصولات، عمل انسان است چرا که دنیا مزرعه آخرت است، و یکی از آفات محصول عمل انسان در دنیا  ریا و خودنماییست!

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

کسی که به ریای مردم نماز بخواند او مشرک است؛ و کسی که به ریای مردم حج کند مشرک است؛ و کسی که به ریای مردم روزه بگیرد مشرک است؛ و کسی که به ریای مردم زکات دهد مشرک است؛ و هرکس فرموده ی خدا را برای مردم انجام دهد مشرک است؛ و خدا عمل ریا کننده را قبول نمی کند.

(بحار الانوار جلد 72 صفحه 297)

پس هر عملی که ریائی باشد بی فایده است و پذیرفته نخواهد شد حتی توبه و استغفار.

نشانه های ریاکاری

امیرمؤمنان على(علیه السلام) :

«لِلْمُرائِى اَرْبَعُ عَلامات: یَکْسِلُ اِذا کانَ وَحْدَهُ، وَ یَنْشُطُ اِذا کانَ فى النّاسِ،‌ وَ یَزیدُ فى الْعَمَلِ اِذا اُثْنِىَ عَلَیْهِ، وَ یَنْقُصُ مِنْهُ اِذا لَمُ یُثْنى عَلَیْهِ؛

ریاکار چهار علامت دارد:

اگر تنها باشد اعمال خود را با کسالت انجام مى‌دهد،

و اگر در میان مردم باشد بانشاط انجام مى‌دهد،

هرگاه او را مدح و ثنا گویند بر عملش مى‌افزاید،

و هرگاه ثنا نگویند از آن مى‌کاهد!»

شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 2، ص 180.

مطالب بیشتر در اینجا

گناهی در ردیف بت پرستی!


امیرالمؤمنین علی علیه السلام:

مُدْمِنُ الخَمرِ یَلْقى اللّهَ عزّ و جلّ حِینَ یَلْقاهُ کعابِدِ وَثَنٍ. فَقالَ حجرُ بنُ عَدِیّ: یا أمیرَ المؤمنینَ ما المُدْمِنُ؟ قالَ: الّذی إذا وَجَدَها شَرِبَها.

دائم الخمر همچون بت ‏پرست خدا را دیدار خواهد کرد. حجر بن عدی به آن حضرت عرض کرد: دائم الخمر کیست؟ فرمود: کسى که هرگاه شراب بیابد بنوشد.

الخصال: 632/ 10.

ریاء و حیاء در امر خیر ممنوع

 رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) :

لاتَعمل شیئاً من الخیر ریاءً ولا تَدَعه حیاءً.

 براى ریا و جلب توجه دیگران, هیچ عمل خیرى را انجام نده و هیچ کار خیرى را براى شرم و حیا ترک نکن.

تحف العقول، ص58.

از آثار شوم گناه

اگر جلوی خود را در ارتکاب معاصی نگیریم، حالمان به انکار و تکذیب و استهزا به آیات الهی، و یا به جایی می رسد که از رحمت خدا ناامید می شویم!

در محضر بهجت:۱/۱۹۳

۱ ۲
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:
الذُّنوبُ الدّاءُ، و الدَّواءُ الاستغِفارُ، و الشِّفاءُ أن لا تَعودَ.
گناهان بیماری‎اند و دارو استغفار است و شفایش به این است که به گناه باز نگردند.
با توجه به حدیث شریف بیماری جامعه ما و افراد آن گناه است و بدترین بیماری آن است که صاحب آن از وجودش مطلع نباشد یا آنرا بیماری نداند.
سعی بنده این است که به عنوان یک طلبه علوم دینی به انجام وظیفه در جبهه جهاد جنگ نرم به معرفی مصادیق، ریشه ها و علل بروز گناهان، آثار و عواقب دنیوی و اخروی، معرفی راه های پیشگیری و درمان گناه بپردازم.
در ضمن محوریت با بحثهای گناهان شایع و مبتلی به است.
باشد که مرضی رضای پروردگار متعال و باعث خشنودی مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.
موضوعات
پیوندها
Designed By Erfan Powered by Bayan