گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

عـاقّ والـدین وارد بهشت نمی شود!

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

لا یَدخُلُ‏ الجَنّةَ عاقٌّ و لا مُدْمِنُ خَمرٍ.

عاق والدین و شرابخوار وارد بهشت نمی شوند.

میزان الحکمه،ج‏2 ، 281،حدیث: 2744.

نتیجه درگیری با پدر

کشمکش با سه نفر ذلت می آورد

امام صادق علیه السلام فرمود:

ثَلاثَةٌ مَنْ عازَّهُمْ ذَلَّ: اَلْوالِدُ وَالسُّلْطانُ وَالْغَریمُ.

 هر کس با این سه نفر کشمکش کند خوار مى گردد: پدر، سلطان حق و شخص بدهکار.

بحار الانوار، ج 74، ص 71.

آیا تارک الصلاة کافر است؟

بزرگترین گناهان از نظر حضرت امیرالمؤمنین کدامند؟

مال یتیم خوردن بزرگتر است یا نماز نخواندن؟؟

امام جعفر صادق علیه السلام :

«گناهان کبیره در کتاب على علیه السلام هفت است:

کافر شدن به خدا، و قتل نفس و عقوق پدر و مادر، و خوردن ربا بعد از بیّنه، و خوردن مال یتیم از روى ستم، و گریختن از میان مجاهدین، و تعرب بعد از هجرت». راوى مى‏گوید که: عرض کردم:

اینها از همه گناهان، بزرگ‏تر است؟ فرمود: «آرى». عرض کردم که: خوردن یک درهم از مال یتیم از روى ستم، بزرگ‏تر و گناهش بیشتر است یا نماز نخواندن؟ فرمود: «نماز نخواندن».

عرض کردم که: ترک نماز را از جمله گناهان کبیره نشمردى؟ فرمود که: «نخستین چیزى که به تو گفتم، چه چیز بود؟» راوى مى‏گوید که: عرض کردم: کافر شدن به خدا. فرمود:

«تارک‏ الصّلوة، کافر است».
تحفة الأولیاء (ترجمه أصول کافى)، ج‏3، ص: 669

مجازات عـاقّ والـدین در دنیا


پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:

ثَلاثَةٌ مِنَ الذُّنُوبِ تُعْجَلُ عَقُوبَتُها وَلاتُؤَخَّرُ اِلَى الاخِرَةِ: عُقُوقُ الْوالِدَیْنِ، وَ الْبَغْىُ عَلَى النّاسِ وَکُفْرُ الاِْحْسانِ.    

کیفر سه گناه به قیامت نمى ماند (یعنى در همین دنیا مجازات مى شود.)
1 ـ عاق پدر و مادر
2 ـ ظلم و تجاوز به مردم
3 ـ ناسپاسى در مقابل احسان و نیکى.

میزان الحکمه، ج‏4، ص: 289، حدیث6857.

حق الناس از موانع پذیرش استغفار

یکی از موانع پذیرش توبه و استغفار در مورد بعضی از گناهان این است که گناهی که از آن استغفار می کند، حق الناس باشد. مثل این که به کسی بدهکار باشد یا شخص دیگری را مورد ضرب و شتم قرار داده باشد یا غیبت را کرده باشد با به شخصی تهمت زده باشد.

فقر و ذلت در نافرمانی والدین

امام نقى علیه السلام:

 اَلعُقوقُ یُعقِبُ القِلَّةَ و یُؤَدِّی إلَى الذِّلَّةِ؛ 
آزردن و نافرمانى [پدر و مادر]، ندارى مى‌آورد و به خوارى و ذلت مى‏‌کشاند. 
میزان الحکمة: ح 22691

سه واجبی که هیچ تبصره و استثنائی ندارند

امام باقر علیه السلام:

ثَلاثٌ لَم یَجعَلِ اللّهُ عَزَّ و جلَّ لأحَدٍ فیهِنَّ رُخصَةً: أداءُ الأمانَةِ إلَى البَرِّ و الفاجِرِ، و الوَفاءُ بِالعَهدِ للبَرِّ و الفاجِرِ، و بِرُّ الوالِدَینِ بَرَّینِ کانا أو فاجِرَینِ.

سه چیز است که خداوند عزّ و جلّ درباره هیچ یک از آنها اجازه مخالفت نداده است: برگرداندن امانت به صاحبش نیک باشد یا بد، وفاى به عهد با نیک و بد، و نیکى به (اطاعت از) پدر و مادر، نیک باشند یا بد.

بحار الأنوار: 74/ 56/ 15.

نفرین پدر

رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم :

از نفرین پدر خود، سخت بپرهیزید، زیرا چنین نفرینی «ابر» را هم می شکافد و بالاتر می رود، و مورد توجه خدا قرار می گیرد، تا جایی که خداوند متعال می فرماید: آن نفرین را نزد من آورید تا مستجاب گردانم.

بنابراین، از نفرین پدر علیه خود، سخت پرهیز داشته باشید، زیرا از شمشیر برنده تر است!

(نوادر راوندی)

با هر دست که به والدین بدهی با همان دست فرزندانت به تو پس خواهند داد

امام صادق علیه السلام:

بَرّوا آبائَکُم یَبَرُّکُم أبناؤُکُم

با پدرانتان خوشرفتاری کنید تا فرزندانتان با شما خوشرفتاری کنند.

الوافی ج22 ، ص866

موانع استجابت و قبولی استغفار

بعضی از صفات رذیله و انحرافات فکری و عملی، آن قدر مبغوض خداوند است که هیچ وجه قابل گذشت نیست، مگر آن که شخص، خود را از آن تهی کرده و به صفات کمالیه مقابل آن مزین سازد. وجود چنین صفات رذیله ای در شخص گنهکار، مانع از پذیرش استغفار و راه یافتن توبه کننده به دیار یار می کرد، در این گفتار برخی از صفات و نقش آنها را در جلوگیری از استغفار بررسی خواهیم کرد.

داستان واقعی عبرت آموز درباره گناه منفور زنا و خیانت به ناموس مردم

 

امروز یکی از دانشجوهایی که خونمون اومده بود قضیه ی جالب و در عین حال عبرت آموزی رو نقل کرد. گفت: با چند تا از رفیقام سوار تاکسی بودیم که راننده ی تاکسی برای اینکه ما رو نصیحت کنه که در این سنین جوانی مواظب خودتون باشید، گفت: بیست سی سال قبل وقتی که 18 سالم بود، توی محلمون یک زن خراب زندگی می کرد که شوهر هم داشت. یه بار وسوسه شدم که باهاش رابطه داشته باشم. خلاصه وقتی که شوهرش نبود رفتم خونش و .... که در خونشو زدند. زن فوری لباساشو پوشید و رفت دم در. شوهرش اومده بود. زن هم گفت: حاجی امروز آبگوشت داریم برو چند تا نون بخر و بیا. شوهرش رفت و من هم لباسمو پوشیدم و از خونه زدم بیرون. این بود تا چند سال قبل که بین روز با تاکسی رفتم خونه. همین که در را زدم، زنم اومد در خونه و گفت: حاجی آبگوشت داریم، برو چند تا نون بخر وبیا! چون جمله اش دقیقا شبیه جمله ی سی سال قبل اون زن خراب بود، ناگهان خاطره ی اون روز در ذهنم تداعی شد و دلم آشوب شد. فوری رفتم در تاکسی نشستم و منتظر شدم. بعد از لحظاتی دیدم جوانی از خانه ام بیرون زد. صداش زدم و گفتم: سوار شو. گفت: تو کی هستی؟ گفتم: سوار شو تا بهت بگم. وقتی سوار شد، گفتم: من شوهر همون زنی هستم که الآن باهاش مشغول بودی! از ترس شروع به لرزیدن کرد. گفتم: نترس، حقم بود و خاطره ی دوران جوونیمو واسش تعریف کردم و گفتم: تو هم منتظر چنین روزی باش! بعد از این قضیه هم زنم رو طلاق دادم. این را براتون گفتم که مراقب رفتارتون باشید و گول وسوسه های شیطون رو نخورید.

امام صادق علیه السلام :

وَ إِنْ شَرّاً فَشَرٌّ لَا تَزْنُوا فَتَزْنِیَ نِسَاؤُکُمْ وَ مَنْ وَطِئَ فِرَاشَ امْرِئٍ مُسْلِمٍ وُطِئَ فِرَاشُهُ کَمَا تَدِینُ تُدَان. ؛
اگر شر مرتکب شدی شر می بینی پس زنا نکنید تا با ناموستان زنا ندهد . و هر که به همسر مردى مسلمان خیانت کند ، به همسرش خیانت کنند . با هر دست که بدهى، از همان دست مى گیرى .
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏72، ص: 170
 

"هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی"

هــــــر که باشد نظرش در پی ناموس کسان

پــی نامــوس وی افـتد نظـــــر بوالهــوســان

مطلب مرتبط:

با هر دست که بدهى، از همان دست مى‏‎گیرى

منبع: حاصل وبگردی های من

بزرگواری‎هاى دنیا و شرافت آخرت

حضرت امیرالمؤمنین علی ‏علیه ‏السلام:

مَنْ کانَ لَهُ مالٌ فَلْیَصِلْ بِهِ الْقَرابَةَ وَلْیُحْسِنِ الضِّیافَةَ وَلْیَفُکَّ بِهِ الْعانى وَالْأسیرَ، فَإنَّ الْفَوْزَ بِهذِهِ الخِصالِ مَکارِمُ الدُّنْیا وَشَرَفُ الآخِرَةِ.

کسى که مال و ثروتى دارد، با آن به خویشاوندانش نیکى کند و خوب مهمانى کند و بوسیله آن، گرفتار و اسیرى را آزاد سازد، همانا رسیدن به این ویژگی‎ها، بزرگواری‎هاى دنیا و شرافت آخرت است.

مستدرک نهج البلاغه، ص 174.

تا توانى به جهان خدمت محتاجان کن

به دمى، یا دِرمى، یا قلمى یا قدمى

منّت، آفتِ احسان

حضرت امیرالمؤمنین علی ‏علیه ‏السلام:

یا اَهْلَ الْمَعْرُوفِ وَالإحْسانِ! لاتَمُنُّوا بِاِحْسانِکُمْ، فَاِنَّ الْإحْسانَ وَالْمَعْرُوفَ یُبْطِلُهُ قَبیحُ الإمْتِنانِ.

اى نیکوکاران! احسان و نیکى خود را به منّت، آلوده نکنید، یقیناً منّت گذاشتن زشت و ناپسند، کار نیک و احسان را از بین مى‏‎برد.

غرر الحکم، ج 6، ص 3119.

ثروت، انباشته نمى گردد مگر با یکى از پنج خصلت ناپسند

امام رضا(علیه السلام):

 لا یُجْمَعُ الْمالُ إلاّ بِخَمْسِ خِصال: بِبُخْل شَدید، وَ أمَل طَویل، وَ حِرص غالِب، وَ قَطیعَهِ الرَّحِمِ، وَ إیثارِ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَهِ.
ثروت، انباشته نمى گردد مگر با یکى از پنج خصلت:
بخیل بودن، آرزوى طول و دراز داشتن، حریص بر دنیا بودن، قطع صله رحم کردن، آخرت را فداى دنیا کردن.

وسائل الشّیعه: ج 21، ص 561، ح 27873.

شرح حدیث:

مال، برای آن است که انسان خودش استفاده ی خوب کند و به دیگران هم فایده و خیری برساند.
برخی می پندارند که عمر، برای گردآوردن مال است!
ثروت اندوزی و خرج نکردن، «خصلت قارونی» است. قارون آن همه گنج داشت، ولی به کسی چیزی نمی داد و اهل انفاق نبود، عاقبت هم خودش و خانه و قصرش در کام زمین رفت و نابود شد(1).
انباشته شدن ثروت، نتیجه ی خصلتهای ناپسندی است که در این حدیث به پنج تا از آنها اشاره شده است.
نباید اسیر مال شد و بنده ی ثروت گشت.
بخل، که صفتی ناپسند است، مانع بذل و بخشش می شود.
آرزوهای دور و دراز، انسان را در عالم خیالات می برد.
حرص و آز، سبب می شود انسان خرج نکند.
قطع رحم و گسستن از بستگان، خیرات و کمکهای انسان را از آنان می کاهد.
دنیاطلبی، سبب می شود انسان همه چیز را در این دنیا خلاصه کند و افقهای دورتر را نبیند و از صدقه و انفاق و احسان که پاداشهای عظیم اخروی دارد، پرهیز کند و نتیجه ی همه ی اینها جمع شدن ثروت است. ولی... آیا می ارزد که انسان با این خصلتهای ناپسند، ثروتمند شود؟

پی نوشت:
1. قصص(28)، آیه 81.
منبع: حکمت های رضوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام رضا علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1391).

عاقبت دروغ گویی مسئولین حکومت

امام رضا (علیه السلام):

إذا کَذِبَ الْوُلاهُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إذا جارَالسُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَهِ، وَ إذا حُبِسَتِ الزَّکاهُ ماتَتِ الْمَواشى.
هرگاه والیان و مسئولان حکومت دروغ گویند باران نمى بارد، و اگر رئیس حکومت، ظلم و ستم نماید پایه هاى حکومتش سست و ضعیف مى گردد; و چنانچه مردم زکات ـ و خمس مالشان را ـ نپردازند چهارپایان مى میرند.

أمالى شیخ طوسى: ص 82، مستدرک الوسائل: ج 6، ص 188، ح 1

کیفر شیرفروش خائن


شیرفروشى ، آب در میان شیر مى ریخت و به عنوان شیر خالص به مردم مى فروخت ، روزى سیل آمد و همه گوسفندان او را برد و به هلاکت رساند.

شیرفروش از این پیشامد بسیار ناراحت شد و به گریه افتاد، در حالى که خودش به گناه خود اقرار کرده ، مى گفت : «این آب هاى اندک را در میان شیر ریختم و فروختم و کم کم جمع شد و به صورت سیل درآمد و گوسفندهایم را برد».

شاعر به این مناسبت گوید:

داشت شبان رمه در کوهسار   پیر و جوان گشته از او شیرخوار
شیر که از بز به سبو ریختى   آب در آن شیر بیامیختى
روزى از آن کوه به صحراى خاک   سیل بیامد رمه را برد پاک
خواجه چو با غم شد و آزار، جفت   کارشناسیش در این باب گفت
کاین همه آب تو که در شیر بود   سیل شد و آن رمه را در ربود

منبع: عاقبت و کیفر گناهکاران/سید جواد رضوى

هر کس پی عیب دیگران می افتد/ خود نیز ز چشم مردمان می افتد

امام رضا علیه السلام:

«اَلْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ»

هر که کار زشت (دیگران و خودش ) را بر ملا کند خوار می گردد و هر که آنرا بپوشاند خدایش می آمرزد.

میزان الحکمة، ج 2، ص 988

هر کس پی عیب دیگران می افتد             خود نیز ز چشم مردمان می افتد

بر دفتر پرده پوش هم پرده ی لطف             از سوی خدای مهربان می افتد

سودمندترین خویشتنداری

 امام رضا علیه السلام:

«اِعْلَمْ اَنَّهُ لاوَرَعَ اَنْفَعُ مِنْ تَجَنُّبِ مَحَارِمِ اللهِ وَ الْکَفِّ عَنْ اَذَی الْمُؤْمِنِ»

هیچ خویشتنداریی سودمندتر از دوری  از حرام و پرهیز از آزار مؤمنان نیست.

فقه الرضا علیه السلام / ص356

از کار حرام نفس را باز بدار                               بال و پر روح را به پرواز بدار

از ذهن بشوی مؤمن آزاری را                            در جامعه خویش را سرافراز بدار

مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمى شود

پس از جنگ احد، پیامبر (صلى الله علیه و آله) براى ترساندن کافران، فرمان بسیج عمومى داد، مسلمانان براى سرکوبى کافران حرکت کردند تا به «حمراء الاسله» (که در حدود دو فرسخ و نیمى مدینه قرار داشت) رسیدند، دشمن که از حمله مجدد مسلمانان اطلاع یافت به سوى مکه گریخت.

پیامبر (صلى الله علیه و آله) همراه مسلمین روز دوشنبه، سه شنبه و چهارشنبه در آنجا ماند، سپس به مدینه مراجعت نمود، هنگام مراجعت در راه به دو نفر فرارى یکى «معاویه بن مغیره» که در جنگ احد بینى حضرت حمزه (علیه السلام) را بریده بود، و دیگرى «ابو عزه جمحى» دست یافت و فرمان قتل این دو نفر را صادر کرد.

«ابو عزه جمحى» کسى بود که در جنگ بدر، به اسارت مسلمانان درآمد، او از فقر و عیالمندى خود به پیامبر (صلى الله علیه و آله) شکایت کرد، حضرت به این خاطر او را آزاد نمود به شرطى که دیگر بار به جنگ با مسلمانان نپردازد ولى او نقض عهد کرد و در جنگ احد در صف دشمن به نبرد با مسلمانان پرداخت و کافران را بر ضد مسلمین تحریک نمود.

ابو عزه قبل از اعدام، به پیامبر (صلى الله علیه و آله) عرض کرد: «بر من منت بگذار و مرا آزاد کن».

پیامبر (صلى الله علیه و آله) فرمود:

 لا یلدع المؤمن من حجر مرتین (منتهى الامال، ج 1، ص 47، سیره ابن هشام، ج 2، ص 104.)

 مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمى شود.

آنگاه فرمان به قتل او داد و این فرمان به اجرا درآمد و به این ترتیب این دو جنایتکار فرارى به دوزخ روانه شدند.
منبع: کحل البصر، ص 96.

مکافات عمل اسفندیار


اسفندیار و رستم ، پس از زال ، از شجاعان ایران قدیم هستند که همواره از آنها به عنوان دلاور مردان ایران زمین یاد مى شود.

در حکایت ها آمده : بین رستم و اسفندیار، نزاعى در گفت و چندین بار به همدیگر حمله کردند و در همه آنها رستم مغلوب مى شد و از جانب اسفندیار زخمى بر پیکر رستم وارد مى گردید.

روزى رستم با پدرش زال مشورت کرد که چه کنم هر چه به اسفندیار حمله مى کنم ، باز مغلوب او مى شوم زیرا او روئین تن و قوى پیکر است .

زال گفت : تیرى دو سر فراهم کن و چشمان اسفندیار را هدف تیر قرار بده و او را کور و نابینا کن ، آنگاه بر او پیروز خواهى شد.

رستم ، دستور پدر را اجرا کرد چشمان اسفندیار را با تیر خود کور نمود و آنگاه بر او پیروز گردید.

مى نویسند: علت اصلى کورى اسفندیار از اینجا نشاءت گرفت ؛ او در دوران جوانى با شاخه سبزى که در دست داشت ، آنقدر بر چشمان و صورت یتیمى زد که او کور گردید، سپس خود او همان شاخه را در زمینى کاشت . آن شاخه سبز گردید و پس از چند سال درختى بزرگ شد.

از قضاى روزگار، رستم از همان درخت ، شاخه را برید و با آن تیر دو سر درست کرد و با همان تیر دو سر، دو چشم اسفندیار را کور کرد.

اینجاست که شاعر مى گوید:

از مکافات عمل غافل مشو       گندم از گندم بروید، جو ز جو

منتخب التواریخ ، ص 815.

نگاه تیز به پدر و مادر نوعی از عاق شدن است

امام صادق(علیه السلام):

اگر خداوند چیزی کمتر از اف (اوه) گفتن سراغ داشت از آن نهی می کرد: و اف گفتن از کمترین مراتب عاق شدن است. نوعی از عاق شدن اینست که انسان به پدر و مادرش تیز نگاه کند. (خیره شود).

متن عربی:

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال:

لَو عَلِمَ اللّهُ شَیئا أدنى مِن «افٍّ» لَنَهى عَنهُ، و هُو مِن أدنَى العُقوقِ و مِن العُقوقِ أن یَنظُرَ الرّجُلُ إلى والِدَیهِ فیُحِدَّ النَّظَرَ إلَیهِما.

اصول کافی، ج 4، ص 50.

غمگین کردن پدر و مادر = عقوق والدین

امیرالمؤمنین(علیه السلام) :

مَن أحزَنَ والِدَیهِ فَقَد عَقَّهُما.

کسی که پدر و مادر خویش را غمگین سازد عاق والدین شده است. (حق آنها را رعایت نکرده است.)

بحار الانوار، ج 74، ص 64.

هلاکت در عقوق والدین و نجات در رضایت والدین

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

هنگام مرگ جوانی، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) کنار بستر او حضور یافتند و به جوان فرمودند: بگو لا اله الا الله، فرمود: زبانش بند آمد، چندبار تکرار کرد ولی زبان او بند شد،(ببینید گناه این جوان چقدر بزرگ است که با وجود تلقین پیغمبر خدا(صلی الله علیه و آله)  هم زبانش از گفتن کلمه توحید بند می‎آید!؟؟) پیامبر(صلی الله علیه و آله) به زنی که کنار جوان بود فرمود: آیا این جوان مادر دارد؟ زن گفت: بله، من مادر او هستم، فرمود: آیا از او ناراضی هستی؟ زن گفت: بله شش سال است با او صحبت نکرده ام، فرمود: از او راضی شو، زن گفت: یا رسول الله بخاطر رضایت تو خدا از او راضی شود. (من از او راضی شدم) سپس پیامبر(صلی الله علیه و آله) بجوان فرمود: بگو لا اله الا الله، جوان در این هنگام گفت: لا اله الا الله و پس از لحظاتی مرد.

متن عربی:

عن ابی عبد الله(علیه السلام):

ان رسول الله(صلی الله علیه و آله) حضر شابا عند وفاته فقال(صلی الله علیه و آله) له:

قل: لا اله الا الله،قال(علیه السلام): فاعتقل لسانه مرارا فقال(صلی الله علیه و آله) لامراة عند راسه: هل لهذا ام؟

قالت: نعم انا امه،قال(صلی الله علیه و آله): افساخطة انت علیه؟

قالت: نعم ما کلمته منذ ست حجج،قال(صلی الله علیه و آله) لها: ارضی عنه،قالت: رضی الله عنه برضاک یا رسول الله فقال له رسول الله(صلی الله علیه و آله): قال: لا اله الا الله قال(علیه السلام): فقالها... ثم طفی...

بحار الانوار، ج 74، ص 75.

مطلب مرتبط:

موجبات ورود به بهشت و دخول به جهنم در حین مرگ

از مکارم اخلاق در دنیا و آخرت

رسول اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :

ثَلاثٌ مِنْ مَکارِمِ الاَْخْلاقِ فِى الدُّنْیا وَالآخِرَةِ اَنْ تَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَکَ وَتَصِلَ مَنْ قَطَعَکَ وَ تَحْلُمَ عَمَّنْ جَهِلَ عَلَیْکَ؛

سه چیز در دنیا و آخرت از مکارم اخلاق است: از کسى که به تو ظلم کرده درگذرى، با کسى که با تو قطع رابطه کرده، رابطه برقرار کنى و با کسى که با تو سبکسرى مى‏کند بردبارى نمایى.

 نهج الفصاحه، ح ۱۲۸۸.

علامات شیعیان واقعی

إمْتَحِنُوا شیعتَنا عِنْدَ ثَلاثٍ: عِنْدَ مَواقیتِ الصَّلاةِ کَیْفَ مُحافَظَتُهُمْ عَلَیْها، وَ عِنْدَ أسْرارِهِمْ کَیْفَ حِفْظُهُمْ لَها عِنْدَ عَدُوِّنا، وَ إلی أمْوالِهِمْ کَیْفَ مُواساتُهُمْ لِإخْوانِهِمْ فیها.

 شیعیان و دوستان ما را در سه مورد آزمایش نمائید:

1 مواقع نماز، چگونه رعایت آن را می نمایند.

2 اسرار یکدیگر را چگونه فاش و یا نگهداری می کنند.

3 نسبت به اموال و ثروتشان که چگونه به دیگران رسیدگی می کنند و حقوق خود را می پردازند.

وسائل الشیعة: ج 4 ص 112.

عاقبت برچسب زدن

امام صادق علیه السلام:

 مَنْ عابَ أخاهُ بِعَیْبٍ فَهُوَ مِنْ أهْلِ النَّارِ.

 هرکس برادر ایمانی خود را برچسبی بزند و او را متّهم کند از اهل آتش خواهد بود.

بحارالأنوار: ج 75، ص 260، ح 58.

چهار نوع بلا در پی چهار نوع گناه!

امام صادق علیه السلام

إذا فَشَتْ أرْبَعَةٌ ظَهَرَتْ أرْبَعَةٌ: إذا فَشا الزِّنا کَثُرَتِ الزَّلازِلُ، وَ إذا اُمْسِکَتِ الزَّکاةُ هَلَکَتِ الْماشِیَةُ، وَ إذا جارَ الْحُکَّامُ فِی الْقَضاءِ اُمْسِکَ الْمَطَرُ مِنَ السَّماءِ، وَ إذا ظَفَرَتِ الذِّمَةُ نُصِرُ الْمُشْرِکُونَ عَلَی الْمُسْلِمینَ.

 هنگامی که چهار چیز در جامعه شایع و رایج گردد چهار نوع بلا و گرفتاری پدید آید:

چنانچه زنا رایج گردد زلزله و مرگ ناگهانی فراوان شود.

چنانچه زکات و خمسِ اموال پرداخت نشود حیوانات اهلی نابود شود.

اگر حاکمان جامعه و قُضات ستم و بی عدالتی نمایند باران رحمت خداوند نمی بارد.

و اگر اهل ذمّه تقویت شوند مشرکین بر مسلمین پیروز آیند.

وسائل الشیعة: ج 8 ص 13.

عاقبت عیب جوئی

پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم:

مَن مَشی فی عَیبِ اَخیهِ و کَشْفِ عَورَتِهِ کانَت اوّلُ خُطوَةٍ خَطاها وَضَعَها فی‌جَهَنّم! وَ کَشَف اللهُ عَوَرَتَهُ عُلی رُؤوسِ الخَلائِقِ.

هر کس برای عیب‌جویی و فاش کردن اسرار برادر دینی‌اش قدم بردارد اولین قدم او ورود به جهنم خواهد بود! و خداوند اسرار و عیوب او را نزد همه خلایق فاش و علنی خواهد ساخت.

(لئالی‌الاخبار، ج ۵، ص ۲۴۱)

 

لزوم طلب حلالیت از کسی که، از او حقی بر گردن داریم

امام جعفرصادق(علیه‌السلام):

مَن کانَت لِأَخیهِ عندَهُ مَظلَمةٌ فی عِرضٍ او مالٍ فَلیُحلِّلْها مِنه مِن قبلِ أَن یأتِیَ یَومٌ لَیْسَ هناکَ دینارٌ و لا دِرهَمٌ!

هر کس به گردن او مظلمه و حقی از حیثیت یا مال برادر دینی خود دارد از او حلالیّت بطلبد پیش از آنکه روزی فرا رسد که دیگر نه درهمی (برای جبران آن) وجود دارد و نه دینار!

(لئالی‌الأخبار، ج ۵، ص ۲۳۳ ـ بحار، ج ۷۵، ص ۲۴۳)

برخی از واجبات و محرّمات خانوادگی

1. زن گرفتن کسیکه بواسطه نداشتن زن به حرام می‌افتد «واجب»[1]

2. ازدواج زن مسلمان با مرد کافر، (چه دائم و چه موقت) و فرق نمی‌کند که کافراصلی باشد یا مرتد (برگشته از دین اسلام) «حرام»[2]

3. ازدواج مرد مسلمان با زن کافرِ غیر اهل کتاب (کافر غیر اهل کتاب یعنی کفاریکه یهودی و نصرانی نیستند) چه دائم باشد و چه موقت «حرام»

4. ازدواج دائمِ مرد مسلمان، با زن کافرِ اهل کتاب از یهودی و نصرانی «حرام، به احتیاط واجب» (عقد موقت با آنان مانعی ندارد.)

5. ازدواج دائم یا موقت با زنی که در عدّه وفات، عدّه طلاق یا سایر عدّه‌هاست، (ازدواج قبلی زن چه دائم بوده باشد چه موقت) «حرام»[3]

6. ترک زن دائمی بطوری که نه مثل زن شوهردار باشد نه مثل زن بی‌شوهر «حرام»[4]

7. بیرون رفتن زن از منزل خود، بدون اجازه شوهر، حتی بسوی اهل خود و عیادت پدر خود «حرام»

(مگر در موارد واجب مثل حج و نیکی به پدر و مادر و صله رحم».[5]

8. نفقه همسر دائمی بر مرد (بشرط آنکه زن در مورادی که اطاعت شوهر واجب است، مطیع باشد.) «واجب»[6]

9. نفقه پدر و مادر و پدر و مادر آنها و هر چه بالاتر روند و نفقه فرزندان و نوه‌ها و هر چه پائین روند، چه صغیر باشند چه کبیر، چه مذکر باشند چه مؤنث، چه مسلمان باشند چه کافر، در صورتیکه فقیر باشند و احتیاج داشته باشند «واجب»[7]

10. نفقه آنچه را که انسان مالک است (مانند گاو و گوسفند و ...) حتی زنبور عسل و کرم ابریشم، از خوراک و آب و مکان استراحت و مانند آن «واجب».

11. مشغول شدن به کسب و کار برای تحصیل نفقه، برای کسی که نفقه خود یا کسانی را که واجب النفقه او هستند را ندارد «واجب»

12. همسرِ مرد، اگر آن مرد مرتد فطری شود، بر آن مرد «حرام»، و آن زن باید عده وفات نگهدارد.

(مرتد فطری کسی است که پدر و مادر موقع انعقاد نطفه او مسلمان بوده‌اند و خود نیز پس از بالغ شدن اظهار اسلام کرده و پس از آن نعوذ بالله از دین برگردد. در اینجا مرتد شدن پس از ازدواج منظور است)[8]

13. اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتی باشند که کسی در آنجا نباشد و دیگری هم نمی‌تواند وارد شود چنانچه بترسند که به حرام بیفتند (مانند نگاهِ حرام، سخن گفتن به نحو حرام، شنیدن صدا به نحو حرام و ...) ترک آن محل «واجب»

14. پوشیدن لباس الوان و سرمه کشیدن و کارهای دیگری که زنیت حساب می‌شود برای زنی که در عده وفات است «حرام» (عده وفات 4 ماه و ده روز است، اما برای زنی که آبستن است و بچه‌اش دیرتر از 4 ماه و ده روز به دنیا بیاید تا موقع وضع حمل است.)[9]

شهادت کبک‎ها


چند راهزن در یکى از مناطق غرب به راهزنى مشغول بودند. روزى به شخصى رسیدند و او را دستگیر کردند و اموال او را به سرقت گرفتند. سرانجام او را به درختى بستند و آماده کشتن او شدند.
مرد بیچاره گفت : شما که اموال مرا گرفته اید، پس کشتن من براى شما چه سودى دارد؟ بدانید که من شخصى هستم مزدور، بدون من فرزندان کوچک من در سختى ، زندگى را خواهند گذرانید؛ از همین الان من با خداى خود عهد مى کنم که مال را بر شما حلال کنم و با کسى نگویم و به راه خود بروم .
دزدان گفتند: تو تا زمانى که در بند هستى چنین مى گویى ، ما سر تو را مى بریم ، چون از قدیم گفته اند سر بریده صدا ندارد.
مرد بیچاره گفت : من با شما عهد نبستم ، من با خداى خود عهد بستم که به کسى نگویم و مال را بر شما حلال کنم .
سارقین خندیدند و گفتند: اگر ما طالب مال حلال بودیم ، دزدى را شغل خود قرار نمى دادیم .
مرد گفت : با خدا و قیامت چه مى کنید؟
دزدان گفتند: آن که از قیامت خبر آورده کیست ؟ قیامتى وجود ندارد، و بالاخره آماده کشتن او شدند. دو کبک بر سر سنگى آواز مى خواندند، مرد بیچاره فریاد برآورده که اى پرندگان شما در قیامت شاهد من باشید که اینها مرا به ستم و ظلم کشتند.

زنا بزرگتر است یا قتل؟


گروهی از معتزله که یکى از فرق اسلام هستند در مجلسى که حضرت امام رضـا علیه السلام تشریف داشتند راجع به بـزرگـتـریـن گـنـاهـان در اسـلام مذاکره می‎نمودند. همگى اتـفـاق کـردند که قتل و کشتن شخص مؤمن بزرگترین گناه اسـت ، چـون خـدا مـى فـرماید:

وَمَن یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُّتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِیهَا

کسى که مؤ منى را عمدا بکشد جزاى او جهنم ابدیست.. ((النساء:93))
اما حـضـرت امام رضـا عـلیـه السـلام فـرمـود:

اعـظـم مـن القـتـل عـنـدى اثـمـا و اقـبـح مـنـه بـلاء الزنـا لان القـاتـل لم یـفـسـد بـضـرب المقتول غیره و لا بعده فسادا و الزانـى قـد اقـسـد النـسـل الى یـوم القـیـمـة و احـل المـحـارم .

آنـچـه گـنـاهـش از قـتـل نـزد مـن بـیـشـتر است و بلاى آن قبیح تر است زناست ؛ بـراى ایـنـکـه قـاتل با کشتن مقتول فسادى به غیر کشتن او انـجام نمى دهد و بعد از کشتن او دیگر فسادى بر آن نیست . و زانـى نـسـل را تـا روز قـیـامـت فـاسـد و تـبـاه مـى کـنـد و حـرامـهـایـى را حـلال مى کند.

پس فقیهى در آن مجلس نماند مگر ایـنـکـه دسـت مـبـارک آن حـضـرت را بـوسـیـد و بـه درسـتى فرمایش آن حضرت اقرار کرد.

برگرفته شده از: إرشاد القلوب / ترجمه طباطبایى، ص: 282

آیا خیانت به شوهر حق الناس محسوب می شود؟

سؤال: 

سلام؛  آیا خیانت به شوهر جزء حق الناس که در صورت توبه از آن عمل زشت باید از شوهر حلالیت بطلبی؟ خواهشمند است راهنمایی کنید. من قبلاً این عمل زشت را انجام دادم الان توبه کردم انشااله که خدا قبول کنه فقط وی خوام بدونم که باید به شوهرم بگم  یانه چون اگر بگم که زندگیم از هم می پاشه اگرهم نگم که توبه ام قبول نیست خواهش می کنم پاسخ مرا به صورت محرمانه به ایمیلم ارسال کنید

جواب: 

سلام بر شما

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید:

 اشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ عزّ و جلّ عَلَى امرأةٍ ذاتِ بَعلٍ مَلَأتْ عَینَها مِن غَیرِ زَوجِها أو غَیرِ ذِی مَحرَمٍ مِنها، فإنّها إن فَعَلَتْ ذلکَ أحبَطَ اللّهُ کُلَّ عَمَلٍ عَمِلَتهُ، فإن أوطَأتْ فِراشَهُ غَیرَهُ کانَ حَقّا عَلَى اللّهِ أن یُحرِقَها بِالنارِ بعدَ أن یُعَذِّبَها فی قَبرِها.

شدید است غضب خداوند عزّ و جلّ  بر زن شوهردارى که پر کرده باشد چشمش را از نگاه به غیر همسرش یا نامحرم ؛ زیرا که اگر چنین باشد، خداوند همه اعمال او را باطل گرداند و اگر به شوهر خود خیانت ورزد، بر خداست که او را بعد از عذاب دادن در قبر، به آتش دوزخ بسوزاند. ( بحار الأنوار: 76/ 366/ 30.)

این روایت ها را مطرح کردم تا شما و خوانندگان گرامی بدانند که ارتباط با نامحرم چه عذاب سختی به همراه دارد و چه تاریکی بزرگی بر روح و روان انسان وارد می سازد.

شما که متأهل هستید، قطعا حق همسرتان را هم ضایع کرده اید. البته به هیچ وجه نباید با همسرتان در این رابطه صحبت کنید و موضوع را با وی تر میان بگذارید. برای جبران حق شوهر، بهترین کار این است که علاوه بر توبه واقعی، بیش از پیش به او خدمت و احترام کنید و سعی نمایید که در افکارتان جز به همسر نیندیشید و فکر هیچ مرد نامحرمی را در ذهن خود پرورش ندهید. همچنین برای همسرتان دعا کنید و از خداوند بخواهید تا دل او را نسبت به شما نرم کند. (همین کار کافی است)

طلب حلالیت از کسی که به او خیانت ناموسی کرده ایم!

طلب حلالیت از کسی که به او خیانت ناموسی کرده ایم!

پرسش:

آیا لازم است از کسی که ناموس او را بی عفت کرده ایم طلب حلالیت کنیم!؟

پاسخ:

خیر هرگز چنین عملی جایز نیست! چون

اولا: این گناهان حق الله هستند! و در فرض فوق که همراه با حق الناس است و باید طرف را با طلب حلالیت یا پرداخت دیه راضی کند! باز هم لازم نیست که اقرار به گناه بکند یا آنرا ذکر کند و همینقدر که خسارت را به هر نحوی جبران کند کافی است!

ثانیا : این کار ممکن است به فتنه ای بسیار بزرگتر بانجامد!

عاقبت سهل انگارى و بى توجهى نسبت به معلم بی دین فرزند

قتل والدین توسط فرزند بخاطر القائات شیطانی معلم
در یک مجله عربى آمده بود:

جوانى که پدر و مادر خود را کشته بود، در بازجویى گفت : من آموزگارى دارم که بى دین است و پیوسته به خدا و نظام آفرینش بد مى گوید و معتقد است که والدینش بزرگترین خیانت را به وى کرده اند که او را زاییده اند!
او همواره مى گوید: همه پدر و مادرها جنایتکارند و دشمن کودکان معصوم . اینها به خاطر شهوترانى پلید خود، ما را زاییده و از آن جهان آرام و بى درد و رنج به این جهان پر درد و زحمت آورده اند. هیچ پدر و مادرى فرزندشان را دوست ندارند، فقط خود و ارضاى شهوت خود را دوست دارند و اگر به فرزند خود هم اظهار دوستى مى کنند، براى این است که خودشان را دوست دارند و فرزند را وسیله رسیدن به خواسته هاى خودشان مى دانند، چنان که مثلا اتومبیلشان را هم بدین جهت دوست دارند!این گفتار و پندار معلم نه تنها در من بلکه در عده اى از شاگردان دیگر اثرى عمیق بخشید به طورى که افکار و رفتارمان را نسبت به والدین دگرگون ساخت . این بود که من مانند یک آدم کوکى - که معلم کوکش کرده باشد - تحریک شدم و پدر و مادرم را کشتم و اکنون براى هر گونه مجازاتى حاضرم . اما باید بگویم که : من هیچ گونه تقصیرى ندارم ، بلکه والدین من مقصرند و جنایتکار زیرا آنان معلم مرا به خوبى مى شناختند و حتى گاهى هم او را به منزل دعوت مى کردند. گاهى که من از عقاید ضد خدایى او انتقاد مى کردم ، پدر و مادرم مى گفتند: «ما به عقاید فاسدش کارى نداریم ، او هر چه هست ، خوب درس مى دهد و شاگردانش با معدل عالى قبول مى شوند، ما هم قبولى و پیشرفت تو را مى خواهیم ...»!

اگر والدین من خوشبختى و سعادت مرا مى خواستند، هرگز اجازه نمى دادند که شاگرد چنین معلم منحرفى باشم و به خاطر خوب نمره آوردن و قبول شدن ، اندیشه واخلاق و روحم مسموم و آلوده گردد![1]


[1] . الگوهاى تربیت اجتماعى ، ص 257.

عفو از قاتل شهید امر به معروف و نهی از منکر( روزه خواری علنی و مزاحمت برای نوامیس)

 وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ

(ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.﴿۱۶۹ آل عمران ﴾

بخشی از گفتگوی پدر شهید محبی، شهید امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با روزه خواری علنی و مزاحمت برای نوامیس مردم است که قاتل پسر خود را بخشید تا در کنار درس امر به معروف، درس بخشش هم به مردم بدهد.

پدر شهید:
دوم ماه رمضان (سال 78 محله امام حسین(ع)تهران) بود، از مسجد به خانه آمدم که پسر بزرگم تلفنی به من خبر داد که به بیمارستان بوعلی بروم. به بیمارستان که رسیدم، دیدم همه فرزندانم به جز هادی آنجا هستند، چون هادی نزدیک بیمارستان بوعلی، مغازه الکتریکی داشت. سوال که پرسیدم، پسر بزرگم گفت هادی دعوا کرده و با چاقو او را زده‌اند، گفتم هادی اهل دعوا نیست، همیشه کارهایش را با خنده و گفت‌وگو کردن پیش می‌برد. چند ساعت بعد هم خبر شهادتش را به ما دادند.
به ما گفتند که هادی را دفن نکنیم تا مسائل حل شده و فضا آرام شود. خود ما هم فردای بعد از شهادت فهمیدیم که او «شهید امر به معروف و نهی از منکر» است. گویا هادی در حال رفتن به مسجد بوده که شخصی به نام حامد را می‌بیند که در ماه رمضان در حالی که سیگار می‌کشیده، مزاحم نوامیس مردم شده است. هادی به او تذکر می‌دهد که این کار را نکند، حامد هم هادی را تهدید می‌کند که شیشه‌های مغازه‌اش را خواهد شکست. پسرم توجه نمی‌کند و به مسجد می‌رود، در بازگشت حامد و 11 نفر از دوستانش جلو هادی را می‌گیرند و 11 ضربه چاقو به او می‌زنند که آخرین آن رگ شریان دست هادی را قطع می‌کند.

(امیدوارم فرزند شهیدم) ما را شفاعت کند و با شفاعتش ما از آتش جهنم نجات یابیم.
 (عفو و گذشت از قاتل فرزندمان) برای ما خیلی سخت بود. اما تلاش کردیم با این موضوع کنار بیاییم تا جایی که همسرم قبل از چهلم هادی قاتلش را عفو کرد. من هم لحظه‌ای که هادی را به خاک می‌سپردیم به خدا گفتم این قربانی را از ما قبول کن، ما این فرزندمان را در راه شما دادیم. در نهایت هم روزی که برای اجرای حکم رفته بودیم، قاتل را عفو کردم.

مشروح گفتگو در آدرس: namehnews.ir

مادری که بجای قصاص قاتل فرزندش به یک کشیده اکتفا کرد

رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله:

مَن عَفا عِندَ قُدرَةٍ عَفا اللّهُ عَنهُ یَومَ العَثرَةِ.

هر کس هنگام قدرت [بر انتقام‏] گذشت کند، خداوند در روز لغزش از او در گذرد.
کنز العمّال: 7023.

خانم علی‌نژاد که به گفته خود او هیچ گاه قصد بخشش متهم به قتل را نداشت، اما پسرش دو بار در رویا از او خواست که این کار را بکند و دست آخر، پاسخ چاقو زدن به بدن ابوالفضل مقتول، یک سیلی به صورت بلال قاتل شد و نه طناب‌دار. بلال البته به زندان رفت تا دوران حبس خود را بگذراند ولی خانواده حسین‌زاده (علی‌نژاد) که نوجوان خود را از دست داده بودند قهرمان مردم شهر شدند؛ چراکه به جای انتقام راه بخشش را پی گرفتند.

نمونه دیگری از این حادثه وقتی بود که پدر شهید محبی، شهید امر به معروف و نهی از منکر، قاتل پسر خود را بخشید تا در کنار درس امر به معروف، درس بخشش هم به مردم بدهد.

سه امر لازم برای موفقیت در هر شغل و حرفه

امام صادق(علیه السلام)

کُلُّ ذی‌صَناعَةٍ مُضطَرًّ اِلی ثَلاثِ خِصالٍ یَحْتلِبُ بِها الْکَسْبَ: و هُوَ اَن یَکُونَ حاذِقاً بِعِلْمٍ مُؤَدّیاً لِلْاَمانَةِ فیهِ، مُسْتَمیلاً لِمَنِ اسْتَعْمَلَهُ

هر اهل فنی برای موفقیت در کسب و کار خود (که کارش بگیرد) به سه مطلب نیازمند است:

- تخصص و باهوشی در فن و حرفه مورد نظر.

- امین باشد و در کار و مال مردم، امانت و درستی را حفظ کند.

- با کارفرما و صاحب کار، خوش‌برخورد و خوش‌قلب باشد.

بحارالانوار، ج75، ح235

نمازی برای آمرزش خود و والدین در شب قدر

بعد از غسل شب قدر دو رکعت نماز که‏ در هر رکعت پس از سوره«حمد»،هفت مرتبه«توحید»خوانده،و پس از فراغت از نماز هفتاد مرتبه بگوید،استغفر اللّه و اتوب الیه.

در روایت نبوى صلی الله علیه و آله هست که:« از جاى برنخیزد تا خدا او و پدر و مادرش را بیامرزد...»

مفاتیح الجنان

سخن چینی در قرآن و روایات

یکی از آفات زبان که که در اخلاق اسلامی از رذایل اخلاقی به شمار می رود سخن چینی یا نمّامی است. سخن چینی غالبا به این گفته می شود که سخن کسی را که پشت سر دیگری گفته به وی باز گوید، مثلا بگوید فلان درباره تو چنین و چنان گفت؟ یا نسبت به تو چنین و چنان کرد، و بدین سان نوع خاصی از افشاء سر و پرده دری و متضمن فساد یا بدگوئی و سعایت است.[۱]

سخن چینی در قرآن

قرآن مجید در نکوهش سخن چینی می فرماید: «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»؛ وای بر هر عیب جوی سخن چین. (سوره همزه، 1)

در مورد دیگر می فرماید: «هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَمیمٍ»؛ از کسانی که بسیار عیب جو و سخن چین هستند پیروی مکن. (سوره قلم، 11)

نتیجه بجا نیاوردن احترام پدر


در حالات حضرت یوسف علیه السلام نوشته اند:

یوسف نامه اى از مصر براى پدرش ‍ حضرت یعقوب فرستاد که من قصد زیارت شما را دارم و میل دارم که شما تشریف بیاورید، بعد از آن لباس هاى فاخر مملوکانه براى پدر اولاد و نوه ها فرستاد که همه خود را زینت کنند و با عزت و احترام وارد مصر شوند.
بعد از آن که نامه یوسف به حضرت یعقوب رسید، مهیاى سفر مصر شد و با هفتاد نفر از اولاد و نوه ها روانه راه شدند، حضرت یوسف در هر منزلى مهمان دار معین کرده بود که براى آنان پذیرایى کنند وقتى که با کمال شوکت به نزدیکى هاى مصر رسیدند، از آن طرف حضرت یوسف با چند هزار سوار و علمدار با شوکت و جلال به استقبال بیرون آمدند، همین که چشم حضرت یعقوب به حضرت یوسف افتاد بى اختیار خود را بر زمین انداخت و تکیه به یکى از فرزندان کرد و بنا کرد پیاده به جانب یوسف رفتن !
اما حضرت یوسف پیاده نشد چون به او گفته بودند نقص است براى پادشاهى که پیاده شود.
در همان حال جبرئیل آمد و گفت : اى یوسف پدر پیرت پیاده و تو سواره از ادب به دور است ، خداوند مى فرماید:
بدن هیچ پیغمبرى در قبر نمى پوسد اما بدن تو مى پوسد به واسطه این که احترام پدرت را به جا نیاوردى . سپس جبرئیل فرمود:
اى یوسف بنا بود هفتاد پیغمبر از نسل تو بیرون آید ولى چون احترام به پدر را ترک نمودى نسل پیغمبرى از تو خارج شد.

والله اعلم بعید به نظر می رسد!

منبع: ثمرات الحیاه ، ص 297.

باطل شدن صدقه با منت، اذیت و ریاء

ریاکاران و انفاق کنندگانى که منّت مى نهند، بهره و ثمره اى از کار خود به دست نمى آورند. همان گونه که یک کشاورز که بر زمین سخت و سنگى بذرافشانى مى کند، هم بذرش را از دست مى دهد و هم تلاش بى حاصل مى کند، انفاق هاى ریاکارانه و پرمنّت نیز، نه تنها ثوابى عاید انفاق کننده نمى کند، بلکه مال انفاق شده را نیز از بین مى برد.

خداوند متعال در این باره می فرمایند:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَ الأذَى کَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَ لاَ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ » (بقره/264)

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بخشش‌های خود را با منّت و آزار باطل نسازید همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می‌کند و به خدا و روز رستاخیز ایمان نمی‌آورد.»

از این رو ریا و تظاهر، عملى بى بنیان و ناپایدار است و ریاکار و متظاهر، محکوم به رسوایى است; زیرا هر رویداد و پدیده اى ممکن است، پرده هاى ریاى آنان را بدرد و حقیقت پرفریب آنان را آشکار سازد. همان گونه که در این آیه شریفه، قطره هاى باران، لایه خاک روى سنگ را مى شوید و حقیقت سختى سنگ را نمایان مى سازد.

منبع: مثالهای زیبای قرآن جلد ۱  آیة اللّه مکارم شیرازى

مطالب بیشتر در: مقاله: ریاء و ریاکاری

روزه کفاره و اقسام آن


‏روزۀ کفّاره بر چند قسم است: 

1- کفاره جمع: روزه کفّاره اى است که با آن چیز دیگرى‏‎ ‎‏هم واجب است، و دو مورد دارد:

الف) کفّارۀ قتل عمدى است که در آن هر سه نوع کفّاره (بنده آزاد کردن،‏‎ ‎‏شصت روز روزه گرفتن و شصت فقیر اطعام کردن) واجب است.

ب)کفّارۀ باطل کردن روزه با کار حرام در ماه رمضان.‏ بنابر‏‎ ‎‏احتیاط (واجب)

2- کفاره ترتیبی:روزۀ کفّاره اى است که پس از عجز از غیر روزه واجب مى شود،

و آن‏‎ ‎‏عبارت است از

الف)کفّارۀ ظِهار

ب)کفّارۀ قتل خطایى،در این دو مورد، بعد از آن که نتواند‏‎ ‎‏بنده آزاد کند، روزه واجب مى شود.

ج)کفّارۀ افطار قضاى ماه رمضان در عصر که بعد از عجز از‏‎ ‎‏اطعام روزه واجب است.

د)کفّارۀ یمین (قسم) و آن عبارت از یک بنده آزاد کردن یا ده‏‎ ‎‏فقیر سیر نمودن یا پوشاندن است و اگر هیچ کدام را نتوانست، باید سه روز روزه بگیرد.

ذ)کفّارۀ این که زن صورت خود را در مصیبت بخراشد به طورى که خون بیرون آید و یا موى‏‎ ‎‏سر خود را در مصیبت بکَند

ر)کفّارۀ این که مرد جامۀ خود را در مصیبت زن یا فرزند خود‏‎ ‎‏بِدَرد که کفّارۀ این دو مثل کفّارۀ یمین است. ز)کفّارۀ کوچ کردن عمدى قبل از غروب از‏‎ ‎‏عرفات که بعد از آن که نتواند شترى قربانى کند، باید هجده روز روزه بگیرد.

6 ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق مجازات ایجاد مزاحمت برای بانوان

مزاحمت خیابانی
گناه شناسی به نقل از خبرگزاری ایسنا:
شهاب تجری (وکیل پایه یک دادگستری) ایجاد مزاحمت برای بانوان در معابر عمومی را طبق ماده ۶۱۹ قانون مجازات اسلامی «جرم» عنوان کرد و مجازات آن را ۲ تا ۶ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق اعلام کرد.
وی افزود: ایجاد مزاحمت برای بانوان در اماکن عمومی و معابر به صورتی که با عرف و شئونات اسلامی تضادداشته باشد، جرم محسوب می شود.
تجری، مجازات تعیین شده برای این جرم را بازدارنده ندانست و افزود: علاوه بر این پیگیری این مجازات با توجه به سیستم قضایی و نظامی موجود امکان پذیر نیست، مگر در مواردی که مزاحمت خیلی حاد باشد.
وی افزود: متاسفانه در جامعه اگر برای یک خانم مزاحمت ایجاد و یا حرف توهین آمیزی به او زده شود، به علت سیستم قضایی موجود شخص حوصله و پیگیری این امر را ندارد، زیرا اثبات این جرم کار آسانی نیست.

صله رحم اسیر فضای مجازی

رسول اکرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :  لَیسَ شَىْ‏ءٌ اُطیعَ اللّه‏ُ فیهِ اَعجَلَ ثَوابا مِن صِلَةِ الرَّحِمِ وَ لَیسَ شَىْ‏ءٌ اَعجَلَ عِقابا مِنَ البَغىِ وَ قَطیعَةِ الرَّحِمِ؛ هیچ طاعتى نیست که پاداشش زودتر از صله ‏رحم برسد و مجازاتى سریع‏تر از مجازات ظلم و قطع ‏رحم نیست.  نهج الفصاحه ص 661 ، ح 2398

با وجود سفارشات فراوان از جانب بزرگان دین و وجود خیر و برکت بسیار در واجب دینی صله رحم، در دنیای امروزی این امر مهم  کم کم به خاطره ها سپرده شده و یا کم رنگ تر از همیشه به حیات خود ادامه می دهد .

اگر به میهمانی های امروز خود توجه کنید خواهید دید که دیگر خبری از آن همه شادی و نشاط ، گفتگوهای درون خانوادگی و خویشاوندی، حل کردن مشکلات جوانان ، جویا شدن از احوال بزرگ تر ها و خیلی موارد دیگر ، دیگر به چشم نمی خورد، چرا که تنها  جسم ما در میهمانی ها است و روح و فکرمان در دنیای مجازی و به ویژه در شبکه های اجتماعی است که روز به روز بر ما سلطه پیدا می کنند .
یادمان رفته است که فلسفه ی نهفته در این دید و بازی ها چیست !!! در گذشته فرزندان کوچکتر خانواده لحظه شماری می کردند تا به خانه بزرگتر ها و بستگان خود بروند، اما در دنیای کنونی برای بردن فرزندان باید به آنها التماس کرد تا به خانه عمو و دایی ، خاله ، عمه و مادر بزرگ و پدر بزرگ بیایند ، چرا ؟ چون می گویند حوصله نداریم ، اما برای وقت صرف کردن در شبکه های اجتماعی وقت فراوان دارند و یا اگر هم به مهمانی بیاند ، اولین سوالی که در برخود با بستگان می پرسند این است که پسورد وای فای شما چند است !

با کمی تامل می توانیم دریابیم که اگر فلسفه وجودی این شبکه های اجتماعی بر پایه پیشرفت جوامع بشری بنا نهاده شده است ، اما با حذف خرده فرهنگ ها و یا فرهنگ های اصیل دینی و ملی و میهنی جوامع هدف باعث کم رنگ تر شدن همین باورهایی می شوند که بزرگان دین در طول تاریخ بارها و بارها بر استمرار آن تاکید کرده اند چراکه پیشرفت واقعی تنها و تنها عمل کردن صحیح و درست به این آموزه های دینی است و نه افراط و تفریط.

بررسی علمی علل ضعف و قطع ارتباطات خویشاوندى (قطع رحم) در جامعه امروزی

فهرست مطالب: (با کلیک روی عناوین ذیل به مطلب مورد نظرتان پرش کنید)

مقدمه

1. ضعف اعتقادات مذهبی

2. آگاه نبودن به حقوق و تکالیف متقابل

3. تحصیلات و تقسیم کار تخصصى

4. تحرک اجتماعى

5. تحرک جغرافیایى

6. حاکمیت عقاید و باورهاى متعارض

7. خوف از بروز حوادث ناخوش آیند

8. کثرت گروه هاى ثانوى

9. ازدواج هاى برون فامیلى

10. تکاپوى زیاد و کثرت ارتباطات برونى

11. غلبه عقلانیت ابزارى

12. از دست دادن بسیارى از کارکردها

13. کوچک شدن فضاى مسکونى

14. پر هزینه بودن برخى از ارتباطات

15. تجارب اجتماعى

16. انحراف و کجروى

نکته پایانى

پی نوشت

عوامل کم و زیاد شدن رزق و روزی از دیدگاه اهلبیت(علیهم السلام)

گسترش و تنگی روزی انسان،‌ بدست خداوند است، امّا او این‌کار را بر اساس علم و حکمت خود انجام می‌دهد چرا که فرمود:‌ «إِنَّ رَبَّکَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّهُ کانَ بِعِبادِهِ خَبیراً بَصیرا؛[اسراء/۳۰] همانا پروردگار تو رزق را براى هر که بخواهد توسعه مى‌‏دهد و براى هر که بخواهد تنگ مى‌‏گیرد، او نسبت به بندگانش، آگاه و بیناست‏»،
با این حال، اعمال انسان‌ها هم در کم یا زیاد شدن روزیشان دخالت دارد، یعنی بعضی از کارهای انسان سبب زیاد شدن روزی او؛‌ و بعضی دیگر سبب کم شدن روزی‌اش می‌شوند.
اعمالی که سبب زیاد شدن رزق انسان می‌شوند:
کارهایی هستند که در زیاد شدن روزی انسان‌ها دخالت دارند مانند:
شکر نعمت [۱]، ایمان و تقوای دسته جمعی (ایمان و تقوای دسته جمعی افراد، سبب گشوده شدن درهای برکات خداوند به روی آنها می‌شود) که قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض؛‏ [اعراف/۹۶] و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان مى‌إ‏آوردند و تقوا پیشه مى‌‏کردند، برکت‌هایی از آسمان و زمین را بر آنها مى‌‏گشودیم‏».
در روایات، هم عوامل زیادی برای زیاد شدن روزی انسان‌ها یادآوری شده است:

صدقه و صله رحم کفاره گناهان

‌حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام:
کَفِّروا ذُنوبَکُم وَ تَحَبَّبوا اِلى‏ رَبِّکُم بِالصَّدَقَةِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ؛  
با صدقه و صله رحم، گناهان خود را پاک کنید و خود را محبوب پروردگارتان گردانید.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 395 ، ح 9152

تدلیس و فریب در ازدواج

از امام حسین علیه السلام نقل شده است :

  الْخَدْعُ عِنْدَنا أَهْلَ الْبَیْتِ مُحَرَّم‏

 حیله و نیرنگ نزد ما اهل بیت حرام است      

[فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام صفحه ۴۴۶]

بعضی از والدین در هنگام خاستگاری فرزندشان عیبهای او را نمی گویند به عنوان مثال:

یکی از اسرار عدم استجابت دعا

امام صادق علیه السلام :

إذا أرادَ أَحَدُکُم أَن یُستَجابَ لَهُ فَلیُطَیِّب کَسبَهُ و َلیَخرُج مِن مَظالِمِ النّاسِ ، وَ إِنَّ اللّه‏َ لا یَرفَعُ إِلَیهِ دُعاء عَبدٍ وَفى بَطنِهِ حَرامٌ أَو عِندَهُ مَظلَمَةٌ لأِحَدٍ مِن خَلقِهِ؛

۱ ۲
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:
الذُّنوبُ الدّاءُ، و الدَّواءُ الاستغِفارُ، و الشِّفاءُ أن لا تَعودَ.
گناهان بیماری‎اند و دارو استغفار است و شفایش به این است که به گناه باز نگردند.
با توجه به حدیث شریف بیماری جامعه ما و افراد آن گناه است و بدترین بیماری آن است که صاحب آن از وجودش مطلع نباشد یا آنرا بیماری نداند.
سعی بنده این است که به عنوان یک طلبه علوم دینی به انجام وظیفه در جبهه جهاد جنگ نرم به معرفی مصادیق، ریشه ها و علل بروز گناهان، آثار و عواقب دنیوی و اخروی، معرفی راه های پیشگیری و درمان گناه بپردازم.
در ضمن محوریت با بحثهای گناهان شایع و مبتلی به است.
باشد که مرضی رضای پروردگار متعال و باعث خشنودی مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.
موضوعات
پیوندها
Designed By Erfan Powered by Bayan