گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:
الذُّنوبُ الدّاءُ، و الدَّواءُ الاستغِفارُ، و الشِّفاءُ أن لا تَعودَ.
گناهان بیماری‎اند و دارو استغفار است و شفایش به این است که به گناه باز نگردند.
با توجه به حدیث شریف بیماری جامعه ما و افراد آن گناه است و بدترین بیماری آن است که صاحب آن از وجودش مطلع نباشد یا آنرا بیماری نداند.
سعی بنده این است که به عنوان یک طلبه علوم دینی به انجام وظیفه در جبهه جهاد جنگ نرم به معرفی مصادیق، ریشه ها و علل بروز گناهان، آثار و عواقب دنیوی و اخروی، معرفی راه های پیشگیری و درمان گناه بپردازم.
در ضمن محوریت با بحثهای گناهان شایع و مبتلی به است.
باشد که مرضی رضای پروردگار متعال و باعث خشنودی مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.

جستجو با گوگل



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
ترجمه وبلاگ به سایر زبانها
كانال‌هاي ما

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها

۳ مطلب با موضوع «فهرست محتوایی :: شناخت گناه و بدیها :: ریشه ها و عوامل زمینه ساز گناهان :: عوامل خارجی :: عوامل اجتماعی و تربیتی :: معلم و مراکز آموزشی» ثبت شده است

متاسفانه دیده می شود که برخی از پزشکان یا روانپزشکان برای درمان بیماران خود آنها را به خوردن چیزهای حرام از جمله شراب، گوشت حیوانات حرام گوشت و... یا انجام فعل حرام مثل استمناء و... ترغیب می کنند، در حالی که در غیر ضرورت تجویز و انجام این امور حرام است.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در این باره فرمودند: از درمان با ناپاک (نجس) بپرهیزید[1] و نیز می فرمایند: خداوند خدای متعال درد و درمان را فرو فرستاد و برای هر دردی درمانی قرار داد، پس خود را درمان کنید؛ ولی باحرام درمان نکنید.[2]

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: در هیچ حرامی شفا نیست.[3] در جای دیگر فرمودند: خداوند، در هیچ چیز از آنچه حرام کرده، نه شفایی قرار داده است و نه دوایی[4]و نیز در پاسخ کسی که پرسید: آیا می توان از شراب کشمش در دارو بهره برد؟ فرمود: برای کسی سزاوار (جایز) نیست که از حرام شفا طلبد.[5]

از حضرت صادق (علیه السلام) درباره دارویی که با شراب آغشته است پرسیده شد، آن حضرت فرمود: به خدا سوگند! دوست ندارم به آن نگاه کنم تا چه رسد به اینکه با آن مدارا کنیم، چرا که آن همانند پیه و پوشت خوک است؛ ولی (متاسفانه) برخی از مردم خود را با آن مداوا می کنند [6]
تفسیر العیاشی: از سیف بن عمیره، از پیری از شیعیان، از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که راوی گفته است نزد امام صادق (علیه السلام) بودیم که پیرمردی پرسید: دردی دارم و برای درمان آن شراب خرما می نوشم. پیر، آن گاه این شراب را برای ایشان، توصیف کرد.
امام به او فرمود: چه چیز تو را از (نوشیدن) آبی که خداوند از آن هر چیز زنده ای را آفریده است، باز می دارد؟.
گفت: با مزاجم سازگار نمی افتد.
امام (علیه السلام): پرسید: چه چیز تو را از (خوردن) عسل باز می دارد، در حالی که خداوند فرموده است: در آن برای مردم، شفایی هست؟.
گفت: آن را نمی یابم.
فرمود: پس چه چیز تو را از شیری که گوشتت از آن روییده و استخوانت از آن استواری یافته است، باز می دارد؟.
گفت: با مزاجم سازگار نمی افتد.
امام صادق (علیه السلام) در این هنگام به وی فرمود: آیا می خواهی که تو را به شراب نوشیدن امر کنم؟! نه. به خداوند سوگند، تو را به این کار امر نمی کنم. [7]



[1]. طب الائمه (ع). ص 107

[2]. الجامع الصغیر. ج 1. ص 259

[3]. الکافی. ج 8. ص 193

[4]. طب الصادق علیه السلام

[5]. الکافی. ج 6. ص 414

[6].. الکافی. ج 6. ص 414

[7]. طب الصادق علیه السلام

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۶:۴۱

قتل والدین توسط فرزند بخاطر القائات شیطانی معلم
در یک مجله عربى آمده بود:

جوانى که پدر و مادر خود را کشته بود، در بازجویى گفت : من آموزگارى دارم که بى دین است و پیوسته به خدا و نظام آفرینش بد مى گوید و معتقد است که والدینش بزرگترین خیانت را به وى کرده اند که او را زاییده اند!
او همواره مى گوید: همه پدر و مادرها جنایتکارند و دشمن کودکان معصوم . اینها به خاطر شهوترانى پلید خود، ما را زاییده و از آن جهان آرام و بى درد و رنج به این جهان پر درد و زحمت آورده اند. هیچ پدر و مادرى فرزندشان را دوست ندارند، فقط خود و ارضاى شهوت خود را دوست دارند و اگر به فرزند خود هم اظهار دوستى مى کنند، براى این است که خودشان را دوست دارند و فرزند را وسیله رسیدن به خواسته هاى خودشان مى دانند، چنان که مثلا اتومبیلشان را هم بدین جهت دوست دارند!این گفتار و پندار معلم نه تنها در من بلکه در عده اى از شاگردان دیگر اثرى عمیق بخشید به طورى که افکار و رفتارمان را نسبت به والدین دگرگون ساخت . این بود که من مانند یک آدم کوکى - که معلم کوکش کرده باشد - تحریک شدم و پدر و مادرم را کشتم و اکنون براى هر گونه مجازاتى حاضرم . اما باید بگویم که : من هیچ گونه تقصیرى ندارم ، بلکه والدین من مقصرند و جنایتکار زیرا آنان معلم مرا به خوبى مى شناختند و حتى گاهى هم او را به منزل دعوت مى کردند. گاهى که من از عقاید ضد خدایى او انتقاد مى کردم ، پدر و مادرم مى گفتند: «ما به عقاید فاسدش کارى نداریم ، او هر چه هست ، خوب درس مى دهد و شاگردانش با معدل عالى قبول مى شوند، ما هم قبولى و پیشرفت تو را مى خواهیم ...»!

اگر والدین من خوشبختى و سعادت مرا مى خواستند، هرگز اجازه نمى دادند که شاگرد چنین معلم منحرفى باشم و به خاطر خوب نمره آوردن و قبول شدن ، اندیشه واخلاق و روحم مسموم و آلوده گردد![1]


[1] . الگوهاى تربیت اجتماعى ، ص 257.

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۵ ، ۰۲:۴۲


داستان معاویة بن یزید و معلم او

 در تاریخ ملل و نحل نمونه‏ های فراوان به چشم می خورد مثلاً(معاویه دوم) را همه می ‏شناسند. پدر او یزید قاتل حضرت اباعبداللّه(علیه السلام) است که عمری را در می گساری و فساد بسر برده و مادرش از زنان بدنام چادر نشین قبیله بود که عمری در خدمت فحشاء و فساد می زیست و در رأس دودمان بنی امیه، چه جنایت ها که نکردند، مراحل گذشته تربیتی و عوامل قبل همه فاسد و خراب و آلوده بوده‏اند جدش ابوسفیان معروف است که همواره با رسول خدا و مسلمانان در جنگ بوده و پدر بزرگش معاویه، که در شرارت و قساوت و فساد زندگی همانند نداشت، اما استاد و مربی نمونه، معاویه دوم را عوض کرد، خط داد، جهت بخشید که پس از مرگ یزید در مسجد شام مرکز توطئه ‏گران تاریخ و راهزنان راه خدا به منبر رفت، و آنگاه که همه آمده بودند تا با او برای خلافت بیعت کنند، پس از حمد و ثنای خدا، به رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) و اهل بیتش درود فرستاد و سپس علی(علیه السلام) و خاندانش را به نیکی یاد کرد، آنهم در شام و در میان مردم آن جا، که آوردن نام علی(علیه السلام) جرم بود و سال ها ممنوع شده بود و همه مردم علی(علیه السلام) را به زشتی یاد می ‏کردند.

آن گاه گفت: ای مردم جدم معاویه و پدرم یزید، غاصب حق خلافت بودند و بر من سخت و ناگوار است که می دانم آن ها الآن به عذاب الهی دچارند، مردم، خلافت حق علی(علیه السلام) و فرزندان اوست بروید و امام حق را بشناسید. پس از بررسی های فروان فهمیدند که استاد او از شیعیان اهل بیت(علیه السلام) بوده، می بینید که نقش استاد تمام آن نقش‏ها و حالات روانی و اخلاقی گذشته و عامل محیط و خانواده و عامل وراثت همه را از بین برده است و نقش دیگر، و رنگی نمونه به خود زد. در این رابطه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمایند:

 «اَلسَّعیدُ قَدْ یَشْقی وَ الشَّقیُّ قَد یَسْعَدُ؛

 افراد سعادتمند گاهی بدبخت می‌شوند و افراد بدبخت گاهی سعادتمند می‌شوند.»[1]

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۵ ، ۰۲:۲۷