گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:
الذُّنوبُ الدّاءُ، و الدَّواءُ الاستغِفارُ، و الشِّفاءُ أن لا تَعودَ.
گناهان بیماری‎اند و دارو استغفار است و شفایش به این است که به گناه باز نگردند.
با توجه به حدیث شریف بیماری جامعه ما و افراد آن گناه است و بدترین بیماری آن است که صاحب آن از وجودش مطلع نباشد یا آنرا بیماری نداند.
سعی بنده این است که به عنوان یک طلبه علوم دینی به انجام وظیفه در جبهه جهاد جنگ نرم به معرفی مصادیق، ریشه ها و علل بروز گناهان، آثار و عواقب دنیوی و اخروی، معرفی راه های پیشگیری و درمان گناه بپردازم.
در ضمن محوریت با بحثهای گناهان شایع و مبتلی به است.
باشد که مرضی رضای پروردگار متعال و باعث خشنودی مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.

جستجو با گوگل



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
ترجمه وبلاگ به سایر زبانها
كانال‌هاي ما

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها

۱۱ مطلب با موضوع «فهرست محتوایی :: انواع و اقسام گناهان :: گناهان زبان :: تهمت و قذف» ثبت شده است

امام صادق علیه السلام:

 مَنْ عابَ أخاهُ بِعَیْبٍ فَهُوَ مِنْ أهْلِ النَّارِ.

 هرکس برادر ایمانی خود را برچسبی بزند و او را متّهم کند از اهل آتش خواهد بود.

بحارالأنوار: ج 75، ص 260، ح 58.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۴۹

احصان در لغت بمعنای محکم مستحکم نگهداشتن[1] و مصدر باب افعال می‌باشد.[2]

احصان در فقه به دو معنی بکار رفته است:

 

1. در زنای محصنه

در مورد زنای محصنه بین زن و مردی که به عقد دائم بوده و امکان تمتع روز و شب از همدیگر را دارند و جماع از قُبُل صورت گرفته باشد و بالغ و عاقل و حرّ باشند محصن و محصنه گویند؛ که مصدر آنها احصان می‌باشد.

 

2. در جرم قذف

در مورد جرم قذف که احصان از اجتماع عقل، بلوغ، حرّیت، اسلام و عفّت در یک فرد حاصل می‌شود، احصان به این معنی از اصطلاحات فقهاء است و در نصوص شرعی دیده نشده است.[3]

تعریف شهید اول از احصان: «اذا زنا ببالغةٍ عاقلةٍ و الاحصان اصابة البالغ العاقل الحرّ فرجاً مملوکاً له بالعقد الدائم او الرق بحیث یغدو علیه و یروج اصابةً معلومةً»

ترجمه: احصان یعنی جماع فرد بالغ عاقل حرّ در فرجی که ملک اوست به عقد دائم یا کنیز او بطوریکه صبح و شب می‌تواند با او جماع کند.[4]

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۵ ، ۱۶:۲۸

امام صادق (علیه السلام) دوستى داشت که همراه ملازم آن حضرت بود، روزى دوست همراه امام صادق (علیه السلام) در بازار کفاش ها عبور مى کرد و پشت سرش غلامى از اهل هند مى آمد، ناگاه آن دوست به عقب نگاه کرد و غلام را ندید، تا سه بار به پشت سر نگاه کرد و غلام را ندید، بار چهارم وقتى که او را دید، به او گفت : اى زنازاده ! کجا بودى ؟
امام صادق (علیه السلام) وقتى که این بدزبانى را از دوست خود دید، بر اثر ناراحتى دست خود را بلند کرد و بر پیشانى خود زد و به دوست خود فرمود: َ سُبْحَانَ اللَّهِ تَقْذِفُ أُمَّهُ قَدْ کُنْتُ أَرَى أَنَّ لَکَ وَرَعاً فَإِذَا لَیْسَ لَکَ وَرَع‏؛ «عجبا! به مادرش ، نسبت ناروا مى دهى ؟! من خیال مى کردم تو آدم عفیف و پرهیزکار هستى ، اکنون مى بینم چنین نیستى ».
دوست امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: مادر این غلام از اهالى سند (هند) و مشرک است (بنابراین عقد اسلامى ندارند پس فرزند آنها زنازاده است ).
امام صادق (علیه السلام): آیا نمى دانى که هر امتى نزد خود داراى قانون ازدواجى است که به وسیله آن از زنا جلوگیرى کنند؟ بنابراین نمى توان به آنها زناکار گفت .
آنگاه امام صادق (علیه السلام) به دوست خود رو کرد و فرمود:ً تَنَحَّ عَنِّی از من دور شو!
روایت کننده مى گوید: دیگر آن دوست امام را ندیدم که همراه حضرت صادق (علیه السلام) راه برود، تا آن گاه که مرگ بین آنها جدایى افکند.

اصول کافى ، ج 2، ص 324، ح 5.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۵ ، ۰۶:۲۰

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام:

حَدُّ اللُّوطِیِّ مِثْلُ حَدِّ الزَّانِی إِنْ‏ کَانَ‏ مُحْصَناً رُجِمَ‏ وَ إِنْ کَانَ عَزَباً جُلِدَ مِائَةً وَ یُجْلَدُ الْحَدَّ مَنْ یَرْمِی بِهِ بَرِیئاً.
حدّ لواط کننده بسان حدّ زنا کار است؛ اگر محصن باشد (شرایط حلال اطفاء شهوت را داشته باشد) سنگسار می‌شود و اگر عزب باشد صد تازیانه می‌خورد و هر کس به شخصی نسبت لواط بدهد و نتواند ثابت کند، حدّ قذف بر وی جاری می‌شود.

وسائل الشیعة، ج‏28، ص: 157

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۵ ، ۱۱:۰۵


حضرت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم  به اصحابشان فرمودند: أَلَا أُنَبِّئُکُمْ بِشِرَارِکُمْ آیا شما را به بدترین افرادتان آگاه نکنم؟

عرض کردند: بله ای رسول خدا. فرمود: الْمَشَّاءُونَ بِالنَّمِیمَةِ الْمُفَرِّقُونَ بَیْنَ الْأَحِبَّةِ الْبَاغُونَ لِلْبُرَآءِ الْمَعَایِبَ بدترین افراد آنهایی هستند که به سخن چینی می روند و در میان دوستان جدایی می افکنند و در جستجوی عیب برای افراد صالح و پاکدامن اند.(کافی، ج2، ص369)

با این وجود خیر و صلاح در اعراض از این افراد و به دوستی نکردن با آنان است تا اینکه از شرشان در امان بمانیم.

در کتب روایی و تاریخی درباره شرارتهای این افراد حکایتها فراوان است، از جمله اینکه آورده اند که مردى طالب غلامى شد و خواست که او را از صاحبش ‍ خریدارى کند.
فروشنده گفت : این غلام هیچ عیبى ندارد، جز آنکه سخن چینى و نمام است .
خریدار گفت : اگر چنین است ، من بدان راضى هستم و سرانجام او را خرید. اما چند روزى نگذشت که غلام ، بر سر عادت معهود رفت و شروع به نمامى و فتنه انگیزى نمود.
در آغاز، به سراغ زن ارباب رفت و به او گفت : شوهرت به تو علاقه ندارد و در صورت است همسر دیگرى اختیار کند اما من مى توانم با موى سرش او را سحر کنم تا از این تصمیم منصرف شود و علاقه اش به تو پایدار بماند.
زن ساده لوح گفت : من چگونه مى توانم وسیله این کار را فراهم کنم ؟

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۵ ، ۰۱:۵۵


امام کاظم علیه السّلام فرمودند:
مَنْ ذَکَرَ رَجُلاً مِنْ خَلْفِهِ، بِما هُوَفیهِ مِمّا عَرَفَهُ النّاسُ لَمْ یَغْتَبْهُ، وَمَنْ ذَکَرَهُ مِنْ خَلْفِهِ، بِما هُوَ فیهِ مِمّا لا یَعْرِفُهُ النّاسُ اِغْتابَهُ، وَمَنْ ذَکَرَهُ بِما لَیْسَ فیهِ فَقَدْ بَهَتَهُ؛

هر کس پشت سر دیگرى، چیزى بگوید که در او هست و مردم هم آن را مى دانند، او را #غیبت نکرده است. هر کس پشت سر او چیزى بگوید که در او هست ولى مردم آن را نمى دانند، غیبتش را کرده است. و هر کس چیزى درباره کسى بگوید که در او نیست، به او #بهتان ( #تهمت )زده است.

۴ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۴ ، ۲۰:۵۷
راهی برای شناخت گناهان بزرگ

در قرآن هیجده گروه بخاطر گناهان مختلف، مورد لعن قرار گرفته اند؛ «لعن» در اصل به معنی طرد و دور ساختن از رحمت، آمیخته با خشم و غضب است، با اینکه رحمت خداوند شامل همه چیز می شود؛ «وَ رَحمَتی وَسعَت کُلّ شَیی»(اعراف / 152) «و رحمت من بر هر چیزی گسترده است. » ولی انسان بخاطر سوء انتخاب خود به جایی می رسد که همچون توپ دربسته در اقیانوس رحمت الهی قرار دارد اما ذره ای آب رحمت را به درون نمی پذیرد.
پس لعنت خداوند یعنی دور ساختن کسی از رحمت خویش و محروم ساختن او از تمام نعمت‌ها و برکات که از طرف او به بندگان می‌رسد.
لعنت شدگان در قرآن
کافران و مشرکان، یهودیان لجوج، مرتدان، قانون شکنان حیله گر، پیمان شکنان، مکذبین و کتمان کنندگان حق، مستکبرین و سردمداران کفر بخاطر فساد در زمین، منافقان چند چهره، آزار دهندگان به رسول خدا صلی الله علیه و آله، ظالمان، قاتلان، ابلیس، تهمت زنندگان به بانوان پاک دامن، مخالفان رهبران راستین، شایعه سازان دروغ پرداز،بنی امیه، ناپاک دلان و دروغ گویان.

در ذیل به آدرس 10 گروه از افراد فوق در قرآن اشاره خواهد شد:
۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۳ ، ۱۴:۲۵

♻آیا لطیفه هایی که در مورد قومیت های مختلف گفته می شود، شنیدن یا نقل آنها مشکل شرعی دارد؟

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۳ ، ۲۰:۴۳
 
سم الله الرحمن الرحیم

مقدمه کتاب
بعد از قرآن مجید که آخرین کتاب آسمانى است ، راهنماى ما سنت رسول اکرم (صلى الله علیه و اله ) و ائمه معصوم (علیهم السلام ) است و این همان دو گوهر ارزشمند است که بعد از رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) به یادگار مانده ، و با چنگ زدن به این دو هرگز گمراه نخواهیم شد. در این باره از طرف پیامبر گرامى اسلام و ائمه هدى صلوات الله علیهم جهت حفظ و نگهدارى و تعلیم و تعلم و عمل به احادیث تاکید بسیار شده و بدان تشویق نموده اند چنان که رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) در وصایاى خود به امیرالمؤ منین على (علیه السلام) مى فرمایند:

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۳ ، ۰۸:۱۰
۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۳۹

تهمت و بهتان به اندازه اى زشت و زننده است که حتى شیطان هم از انجام دهنده آن دو بیزارى مى جوید. شیطان از رفتارهاى زشت و اعمال خلاف استقبال مى کند؛ ولى برخى از رفتارهاى ناروا آن قدر زشت و پلیدند که شیطان هم آن ها را تاءیید نمى کند. یکى از این اعمال ، نابود کردن وجهه افراد در جامعه ، و ریختن آبروى آن ها به وسیله بهتان یا نعمت است .


تهمت

تهمت آثار شومى هم براى تهمت زننده و هم براى تهمت زده شده به بار مى آورد که مى توان آن ها را در دو عنوان ذیل جاى داد:


1 - پیامد تهمت بر بعد معنوى انسان

در روایتى از امام جعفر صادق (علیه السلام ) در این باره آمده است :

اذا اتهم المومن اخاه انماث الایمان من قلبه کما ینماث الملح فى الماء[1].

آن گاه که مومن به برادر مومنش تهمت زند، ایمان در دل او ذوب مى شود؛ همان گونه که نمک در آب ذوب مى شود.

همان طور که از این روایت بر مى آید، تهمت موجب از بین رفتن ایمان مومن مى شود.

۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۰۲