گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:
الذُّنوبُ الدّاءُ، و الدَّواءُ الاستغِفارُ، و الشِّفاءُ أن لا تَعودَ.
گناهان بیماری‎اند و دارو استغفار است و شفایش به این است که به گناه باز نگردند.
با توجه به حدیث شریف بیماری جامعه ما و افراد آن گناه است و بدترین بیماری آن است که صاحب آن از وجودش مطلع نباشد یا آنرا بیماری نداند.
سعی بنده این است که به عنوان یک طلبه علوم دینی به انجام وظیفه در جبهه جهاد جنگ نرم به معرفی مصادیق، ریشه ها و علل بروز گناهان، آثار و عواقب دنیوی و اخروی، معرفی راه های پیشگیری و درمان گناه بپردازم.
در ضمن محوریت با بحثهای گناهان شایع و مبتلی به است.
باشد که مرضی رضای پروردگار متعال و باعث خشنودی مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.

جستجو با گوگل



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
ترجمه وبلاگ به سایر زبانها
كانال‌هاي ما

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها

۸۱ مطلب با موضوع «فهرست محتوایی :: انواع و اقسام گناهان :: حق الناس :: حق الناس مالی :: حرام خواری» ثبت شده است

بزرگترین گناهان از نظر حضرت امیرالمؤمنین کدامند؟

مال یتیم خوردن بزرگتر است یا نماز نخواندن؟؟

امام جعفر صادق علیه السلام :

«گناهان کبیره در کتاب على علیه السلام هفت است:

کافر شدن به خدا، و قتل نفس و عقوق پدر و مادر، و خوردن ربا بعد از بیّنه، و خوردن مال یتیم از روى ستم، و گریختن از میان مجاهدین، و تعرب بعد از هجرت». راوى مى‏گوید که: عرض کردم:

اینها از همه گناهان، بزرگ‏تر است؟ فرمود: «آرى». عرض کردم که: خوردن یک درهم از مال یتیم از روى ستم، بزرگ‏تر و گناهش بیشتر است یا نماز نخواندن؟ فرمود: «نماز نخواندن».

عرض کردم که: ترک نماز را از جمله گناهان کبیره نشمردى؟ فرمود که: «نخستین چیزى که به تو گفتم، چه چیز بود؟» راوى مى‏گوید که: عرض کردم: کافر شدن به خدا. فرمود:

«تارک‏ الصّلوة، کافر است».
تحفة الأولیاء (ترجمه أصول کافى)، ج‏3، ص: 669

۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۵ ، ۲۲:۳۰

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله:

مَن أکَلَ الحَلالَ، قامَ عَلى رَأسِهِ مَلَکٌ یَستَغفِرُ لَهُ حَتّى یَفرُغَ مِن أکلِهِ.

هر کس از حلال بخورد، فرشته‏اى بالاى سر او مى‏ایستد و برایش آمرزش مى‏خواهد تا آن گاه که از خوردن، دست کشد.

مکارم الأخلاق: ج 1 ص 320 ح 1028.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۵ ، ۲۱:۱۷

امام علی النقى علیه السلام:

اِنَّ الحَرامَ لا ینمى وَاِن نَمى لا یبارَک لَهُ فیهِ وَما اَنفَقَهُ لَم یؤجَر عَلَیهِ وَما خَلَّـفَهُ کانَ زادَهُ اِلَى النّارِ.

به راستى که حرام، افزایش نمى‏یابد و اگر افزایش یابد ، برکتى ندارد و اگر انـفاق شود ، پاداشى ندارد و اگر بماند ، توشه‏اى به سوى آتـش خواهد بود.

[کافى، ج 5، ص 125، ح 7]

۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۵ ، ۱۹:۴۹

یکی از راههای تشخیص مال حلال و حرام، نوع مصرف آن است، برخی درآمد خود را صرف نیازهای واقعی خود می کنند؛ همچون تأمین زندگی، تفریح سالم، سفرهای زیارتی و تشکیل جلسات مذهبی، انفاق، قرض و بخشش به نیازمندان برخی هم در آمد خود را صرف عیش و نوش و شراب و قمار و فحشا و جشنهای آن چنانی و سفر به کشورهای غربی به منظور عیاشی و... می کنند.

۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۵ ، ۲۳:۲۹

امام باقر علیه السلام:

ثَلاثٌ لَم یَجعَلِ اللّهُ عَزَّ و جلَّ لأحَدٍ فیهِنَّ رُخصَةً: أداءُ الأمانَةِ إلَى البَرِّ و الفاجِرِ، و الوَفاءُ بِالعَهدِ للبَرِّ و الفاجِرِ، و بِرُّ الوالِدَینِ بَرَّینِ کانا أو فاجِرَینِ.

سه چیز است که خداوند عزّ و جلّ درباره هیچ یک از آنها اجازه مخالفت نداده است: برگرداندن امانت به صاحبش نیک باشد یا بد، وفاى به عهد با نیک و بد، و نیکى به (اطاعت از) پدر و مادر، نیک باشند یا بد.

بحار الأنوار: 74/ 56/ 15.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۵ ، ۲۲:۰۰

در ادامه داستان  جوان مسلمانی را خواهید خواند که بخاطر عشق و علاقه به دختری مسیحی مرتد شده و مسیحی می شود. اما بعد از فروکش کردن شعله های عشق پشیمان شده و به برکت گریه بر اباعبدالله الحسین (علیه السلام) همسرش هم مسلمان می شود و...

و همچنین خواهید خواند عاقبت بد جنازه مرد رباخوار را...

مرحوم حاج میرزا حسین نوری از حاج میرزا خلیل طهرانی از یکی از شاگردان مرحوم آیت الله وحید بهبهانی چنین نقل می‏کند:

روزی در صحن شریف حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) پای درس مرحوم آیت الله بهبهانی نشسته بودیم، ناگاه مرد زائر غریبی که لباس اهل آذربایجان را به تن داشت، سراغ آیت الله بهبهانی آمد و سلام کرد و دست ایشان را بوسید و سپس کیسه‏ای که در آن مقدار زیادی از زیور آلات زنانه بود به ایشان داد و گفت: به هر صورت که می‏دانید، مصرف نمایید
آیت الله وحید بهبهانی از ایشان سؤال کردند: این‏ها چیست و کجا بوده؟ آن مرد حکایت عجیبی را درباره این جواهرات برای ایشان نقل کرد آن حکایت چنین است:
من اهل شیروان (یا دربند یا، جایی نزدیک آنجا) هستم چندین سال پیش برای تجارت به بعضی از بلاد روسیه (روسیه قدیم) سفر کردم مال زیادی هم داشتم روزی به دختری زیبا برخورد کردم که دلم را برد و به خاطر او آرامشم را از دست دادم، کم کم اختیار از دستم خارج شد به سراغ خانواده آن دختر رفتم. خانواده او از سرشناسان و اشراف نصاری بودند اما، به هر حال از دختر آنها خواستگاری کردم، جواب آنها این بود که از نظر ما، تو عیبی نداری جز آنکه هم مذهب ما نیستی، اگر حاضر باشی مسیحی شوی دخترمان را به عقد تو در خواهیم آورد. ناراحت و غمزده از منزل آنها بیرون آمدم، چون برای من شرطی گذاشته بودند که نمی‏توانستم به آن عمل کنم.
هر چه می‏گذشت، عشق و محبت من به آن دختر بیشتر می‏شد به گونه‏ای که از کار و زندگی باز مانده بودم، چون دیدم کارم به آشفتگی کشیده شده و راهی جز بهم ریختگی زندگی و هلاکت ندارم، راه دو روئی و نفاق و اظهار شرک را در پیش گرفتم، تصمیم گرفتم این کار زشت را انجام دهم. به سراغ آنها رفتم و به ظاهر از اسلام اظهار برائت کردم و رسماً، مسیحی شدم آنها هم دختر خود را به عقد من در آوردند.
مدتی گذشت آتش محبت و عشق من فرو کش کرد و بر کار مذموم خود که می‏دانستم سرانجامی جز آتش جهنم ندارد، سخت پشیمان شدم دائماً خود را بر این کار ملامت می‏کردم و در اندیشه عالم پس از مرگ بودم، نه راهی برای بازگشت به وطن خود داشتم و نه اقامت در آنجا و عمل به آئین مسیحیت برایم آسان بود تکالیف دینی اسلام را کنار گذاشته‏ام بودم دائماً مصائب آن حضرت را بیاد می‏آوردم و گریه می‏کردم همسرم خیلی شگفت زده بود، چون علت گریه‏ های مرا نمی‏دانست، از علت این گریه‏ ها می‏پرسید اما، نمی‏توانستم به او جوابی بدهم‏
سرانجام روزی با توکل به خدا، تصمیم گرفتم حقیقت را برای او بیان کنم به او گفتم: من به مذهبم اسلام، همچنان پای بندم و تنها برای وصال تو، تظاهر به نصرانیت کردم و علت گریه ‏هایم را به او گفتم: وقتی همسرم نام امام حسین (علیه السلام) را شنید بر قلب او نورانیتی ظاهر شد، گویا نام شریف امام حسین (علیه السلام) شیاطین را سوزاند او بلافاصله، اسلام را پذیرفت و مسلمان شد و در گریه بر امام حسین (علیه السلام) با من همراهی می‏کرد و سیرت او هم مانند صورتش، دل آرا و باطنش مثل ظاهرش پاک گردید
روزی به او گفتم: بیا و وسائلمان را جمع کنیم و مخفیانه به کربلا برویم تا به آسانی بتوانیم به تکالیف دینی خود (اسلام) عمل کنیم و در آنجا ساکن شویم او پیشنهاد مرا پسندید، قرار شد به کربلا بیائیم، با هم به کربلا آمدیم و مجاور حرم شریف اباعبدالله (علیه السلام) شدیم اما چیزی نگذشت که همسرم به بیماری شدیدی مبتلا شد و از دنیا رفت، خانواده از مرگ فرزندشان آگاه شدند و آمدند او را بردند و به شیوه نصاری تجهیز و او را طبق آئین خود با همه زیور آلاتش در قبرستان نصاری دفن کردند.
غم فراق او خیلی مرا افسرده کرده بود تمام وجودم از غم او آغشته بود، تصمیم گرفتم جنازه او را از قبر در آورم در پاک‏ترین شهر مسلمانان دفن کنم، نیمه‏ های شب به قبرستان نصاری رفتم قبر همسرم را شکافتم اما در قبر او مردی ریش تراشیده و با شاربهای بلند دیدم خیلی برایم عجیب بود، این کیست که در قبر همسرم دفن شده؟! در فکر بودم که بدن همسرم چه شده است؟ در همان حال خواب بر چشمانم غلبه کرد در عالم رویا به من گفتند: دل پاک دار و ناراحت مباش فرشتگان خدا جسد همسرت را به کربلا بردند و در صحن شریف اباعبدالله (علیه السلام) پائین پا، نزدیک مناره بلند سبز رنگ، دفن کردند فرشتگان، زحمت انتقال جنازه او را از تو برداشتند.
خوشحال و شادمان از خواب بیدار شدم و فوراً تصمیم گرفتم به کربلا برگردم خدای متعال به من توفیق عنایت فرمود که بار دیگر به زیارت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) بیایم محل قبر را در صحن مطهر پیدا کردم و سراغ مسئولین صحن مبارک رفتم و پرسیدم چه کسی اینجا دفن شده است؟ گفتند: یکی از مأموران مالیات حکومت را در اینجا دفن کرده‏اند خواب خود را برای آنها گفتم آنها قبر را شکافتند داخل قبر شدم و همانطور که در خواب به من گفته بودند جنازه همسرم را در آنجا دیدم، زیور آلات او را از او جدا کردم و این همان زیور آلات است که به شما می‏دهم‏
آیت الله وحید بهبهانی زیور آلات را قبول کردند و آن‏ها را صرف فقرای آن بلاد نمودند.

عبرت‏ها

از بعضی از روایات چنین بر می‏ آید که یکی از نشانه‏ های مؤمنین است که با شنیدن نام امام حسین (علیه السلام) گریان می‏شوند. این ویژگی در این بانوی نصرانی در این جریان نمایان شد آیا اگر این گونه روایات را در کنار این جریان بگذاریم، نمی‏توانیم نتیجه بگیریم که همه زمینه ‏های یک ایمان قوی در درون این بانو، فراهم بوده اما چون سنت الهی این است که بدون ایمان رسمی به دین اسلام کسی به نجات نرسد حکمت الهی اقتضاء کرده که زمینه ایمان رسمی نیز برای او فراهم شود و از دنیا برود اما، نباید احتمال زمینه ‏های برعکس آن را در خود جدی بگیریم، بی‏ گمان، اگر کسی، به نام، مسلمان و شیعه باشد اما صفات درون او زمینه‏ های کفر باشند حکمت خدا اقتضاء دارد که زمینه ‏های کفر رسمی را نیز برای او فراهم کند ترس از سوء عاقبت چیزی جز جدی گرفتن این احتمالات خطرناک نیست.

منبع:

کتاب اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت (جلد دوم)/ میرزا حسن ابوترابی‏

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۴۱


شیرفروشى ، آب در میان شیر مى ریخت و به عنوان شیر خالص به مردم مى فروخت ، روزى سیل آمد و همه گوسفندان او را برد و به هلاکت رساند.

شیرفروش از این پیشامد بسیار ناراحت شد و به گریه افتاد، در حالى که خودش به گناه خود اقرار کرده ، مى گفت : «این آب هاى اندک را در میان شیر ریختم و فروختم و کم کم جمع شد و به صورت سیل درآمد و گوسفندهایم را برد».

شاعر به این مناسبت گوید:

داشت شبان رمه در کوهسار   پیر و جوان گشته از او شیرخوار
شیر که از بز به سبو ریختى   آب در آن شیر بیامیختى
روزى از آن کوه به صحراى خاک   سیل بیامد رمه را برد پاک
خواجه چو با غم شد و آزار، جفت   کارشناسیش در این باب گفت
کاین همه آب تو که در شیر بود   سیل شد و آن رمه را در ربود

منبع: عاقبت و کیفر گناهکاران/سید جواد رضوى

۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۰۶:۵۷

سال هفتم هجرى بود، پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله ) مسلمانان را براى آزادسازى ((خیبر)) از دست یهودیان کارشکن بسیج نمود، مسلمانان که تعدادشان هزار و ششصد نفر بود همراه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) از مدینه بیرون آمده و پس از پیمودن 32 فرسخ در جهت شمال مدینه حرکت کرده و قلعه هاى خیبر را محاصره کردند.
پس از فتح و پیروزى ، غنایم سرشارى به دست مسلمین رسید و تصمیم گرفتند به سوى مدینه بازگردند.
یکى از غلامان که ماءمور بستن کجاوه هاى شترها بود، مخفیانه عبایى را از غنایم جنگى (که جزء بیت المال مسلمین بود) برداشت پس از مدتى هنگام حرکت مسلمانان از سرزمین خیبر به سوى مدینه ، ناگهان تیرى به غلام اصابت کرد، او همان دم جان سپرد، ماءموران به تحقیقات پرداختند ولى نفهمیدند که این تیر از کجا آمد، اشتباهى بود یا عمدى ... بعدا همگى گفتند: ((بهشت بر او گوارا باد)) اما پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به مسلمین فرمود: من با شما در این گفتار هم عقیده نیستم !
پرسیدند: چرا؟
فرمود: زیرا عبایى که در تن او است از غنایم مى باشد و او آن را خیانت برداشته و در روز قیامت به صورت آتش او را احاطه خواهد کرد.
در این هنگام یکى از رزمندگان گفت : من دو بند کفش را بدون اجازه از غنایم برداشته ام .
پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود: آن دو بند کفش را به محل غنایم برگردان وگرنه در روز قیامت به صورت آتش پاى تو را مى گیرد.

اقتباس از سیره ابن هشام ، ج 3، ص 339.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۰۳


اسفندیار و رستم ، پس از زال ، از شجاعان ایران قدیم هستند که همواره از آنها به عنوان دلاور مردان ایران زمین یاد مى شود.

در حکایت ها آمده : بین رستم و اسفندیار، نزاعى در گفت و چندین بار به همدیگر حمله کردند و در همه آنها رستم مغلوب مى شد و از جانب اسفندیار زخمى بر پیکر رستم وارد مى گردید.

روزى رستم با پدرش زال مشورت کرد که چه کنم هر چه به اسفندیار حمله مى کنم ، باز مغلوب او مى شوم زیرا او روئین تن و قوى پیکر است .

زال گفت : تیرى دو سر فراهم کن و چشمان اسفندیار را هدف تیر قرار بده و او را کور و نابینا کن ، آنگاه بر او پیروز خواهى شد.

رستم ، دستور پدر را اجرا کرد چشمان اسفندیار را با تیر خود کور نمود و آنگاه بر او پیروز گردید.

مى نویسند: علت اصلى کورى اسفندیار از اینجا نشاءت گرفت ؛ او در دوران جوانى با شاخه سبزى که در دست داشت ، آنقدر بر چشمان و صورت یتیمى زد که او کور گردید، سپس خود او همان شاخه را در زمینى کاشت . آن شاخه سبز گردید و پس از چند سال درختى بزرگ شد.

از قضاى روزگار، رستم از همان درخت ، شاخه را برید و با آن تیر دو سر درست کرد و با همان تیر دو سر، دو چشم اسفندیار را کور کرد.

اینجاست که شاعر مى گوید:

از مکافات عمل غافل مشو       گندم از گندم بروید، جو ز جو

منتخب التواریخ ، ص 815.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۵ ، ۰۶:۵۱

سؤال: چرا بعضى دعاها مستجاب نمى‏شود؟

پاسخ:اگر به جاى بنزین مخصوص، گازوئیل یا آب در باک هواپیما بریزیم، پرواز صورت نمى‏گیرد، دعاى کسانى مستجاب مى‏شود که در شکم آنان لقمه حرام نباشد.

در حدیث مى‏خوانیم:

«مَن سرّه أن یُستجاب دعائه فَلیطیّب کسبه» (بحار، ج 90، ص 373)

هرکس دوست دارد دعایش مستجاب شود، درآمد و لقمه خود را پاکیزه و حلال کند.

بگذریم که دعا به‏معناى طلب خیر است و بسیارى از خواسته‏هاى ما خیر نیست و ما خیال مى‏کنیم خیر را طلب مى‏کنیم.
پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 31

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۵۴


1. قضاوت برای کسی که اهلیت آن را ندارد. «حرام»

(اهلیت قضاوت را کسانی دارا هستند که مجتهد عادل جامع الشرایط فتوی و حکم باشند).[1]

2. فضاوت برای کسی که اهلیت آن را دارد. «واجب، واجب کفائی»

3. دادخواهی نزد کسانی که جامع الشرایط قضا نیستند.

(مگر آنکه استیفای حق متوقف بر آن باشد) «حرام»

4. عدالت در حکم برای قاضی «واجب»

(حتی اگر یکی از طرفین مسلمان و دیگری غیر مسلمان باشد.)[2]

5. رعایت مساوات بین دو طرف برای قاضی در سلام و جواب سلام و نگاه و کلام و ... اگر هر دو مسلمان باشند. «واجب»

6. قاضی به یکی از طرفین، در حالی که نمی‌داند حق با اوست، چیزی را القاء کند که در غلبه کمک به او بشود. «حرام»

7. گرفتن رشوه توسط قاضی چه برای حکم حق و چه برای حکم باطل، چه بعنوان رشوه یا هبه یا هدیه یا بیع محاباتی.«حرام»[3]

8. پس دادن رشوه به صاحب آن به هر عنوان که اخذ شده باشد (به عنوان رشوه، هبه، بیع محاباتی و ...) «واجب»[4]

9. دادن رشون به قاضی به هر عنوان برای حکم باطل، و حتی برای حکم حق در صورتی که رسیدن به حق متوقف بر آن نباشد. «حرام»

10. عهده‌دار شدن منصب قضاوت از طرف حاکم جائر در حال اختیار و بدون اینکه مصلحتی در کار باشد. «حرام»[5]

11. حضور در محکمه شرع در صورتی که مدعی نزد حاکم شرع شکایت کرده و حاکم شرع طرف دیگر را احضار کرده باشد. «واجب»[6]

12. شهادت باطل «حرام»[7]

13. پنهان کردن شهادت و اظهار نکردن آن «حرام»

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۴۷


1. خمس در منفعت کسب، معدن، گنج و ... «واجب»[1]

2. پرداختن خمس مازاد مخارج سالانه خود و عیالات خود، از درآمد کارهای تجارتی، صنعتی یا کسب‌های دیگر «واجب»[2]

3. پرداختن خمس مازاد بر مخارج سالانه اگر به واسطه قناعت کردن زیاد آمده باشد «واجب»[3]

4. نپرداختن خمس ولو مقدار جزئی و کم باشد، از مصادیق ظلم بر حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ و فرزندان آن حضرت و غصب حق آنهاست و از معاصی کبیره است «حرام»[4]

5. حلال شمردن نپرداختن خمس، ولو مقدار کم و جزئی باشد، در صورت توجه به اینکه خمس از ضروریات دین است و در صورت توجه به اینکه انکار ضروری دین به انکار رسالت برمی‌گردد کفر است «حرام»

(کفر از بالاترین حرامهاست و چنین کسی محکوم به کفر است)[5]

6. ربا «حرام»[6]

7. کسب کردن برای بدهکاری که نمی‌تواند بدهکاری خود را بدهد، برای پرداخت بدهی. الف: اگر کاسب است «واجب» ب: اگر کاسب نیست، ولی می‌تواند کسب کند «احتیاط واجب»[7]

8. یاد گرفتن احکام تجارت و سایر انواع کسب‌ها و مسائل مربوط به آنها برای کسانی که به آن می‌پردازند «واجب» (برای تشخیص معاملات صحیح از فاسد و سالم ماندن از ربا)[8]

9. زکات در 9 چیز (گندم، جو، خرما، کشمش، طلا، نقره، شتر، گاو، گوسفند) «واجب»[9]

10. کم فروشی «حرام»[10]

11. غِش (تقلب) در معامله

(مانند مخلوط کردن آب با شیر و مخلوط کردن روغن نباتی با روغن حیوانی و مانند آن، بدون اعلام) «حرام»[11]

12. خرید و فروش تریاک «حرام»[12]

13. غصب مال یا حق دیگران «حرام»[13]

14. حبس حقوق دیگران بدون عذر «حرام»[14]

15. اسراف «حرام»[15]

16. اخذ اجرت برای کاری که برای او واجب عینی است «حرام»[16]

17. کم کاری برای کسانی که در مقابل کار اجرت می‌گیرند (مانند: کارمندان، کارگران و ...) «حرام»[17]

18. پرداخت بدهی به هنگام سر رسید و مطالبه بستانکار «واجب»[18]

19. تأخیر در پرداخت بدهی در صورت قدرت بر پرداخت آن «حرام».

20. نیت پرداخت بدهی در صورت قدرت برای کسی که فعلاً قدرت ندارد «واجب»

21. مطالبه بدهی از بدهکار تنگدست که در صورت پرداخت به عسرت و سختی می‌افتد «حرام»

22. مهلت دادت بدهکار تا هنگامی که دستش باز شود «واجب»

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۵ ، ۰۷:۲۸


1. مرتد شدن (خارج شدن از دین اسلام) «حرام، از برزگترین گناهان» (کسی که پدر و مادر او مسلمان باشد و پس از بلوغ اظهار اسلام کند و سپس مرتد شود اگر مرد باشد کشته می‌شود و توبه‌اش در ظاهر پذیرفته نمی‌شود و اگر زن باشد...)[1]

2. شرک به خدا «حرام، از بزرگترین گناهان»[2]

3. انکار آنچه خدا نازل فرموده «حرام، از بزرگترین گناهان».

4. سِحر یعنی نوشتن، گفتن، دود کردن، شکل کشیدن، دمیدن، گره زدن، و امثال آن که دربدن یا عقل شخص سحر شده اثر کند «حرام» (ساحر اگر مسلمان باشد حد آن قتل است)[3]

5. استخدام ملائکه، احضار جن، تسخیر ارواح، و امثال آن «حرام»

(ملحق به سِحر است و حدّ آن، قتل است).

6. خرید و فروش، و حفظ کتبی که مخالف عقاید مسلمین است، مخصوصاً کتبی که مشتمل بر شبهات و مغالطاتی است که عاجز از حل و دفع آن هستند «حرام»[4]

7. حفظ کتب ظلال (گمراه کننده)، نسخه‌داری از آنها، خواندن آنها، درس گرفتن آنها «حرام» (مگر برای غرض صحیحی مثل رد کردن و ابطال آن و مجرد اطلاع، از اغراض صحیحه نیست. و از بین بردن اینگونه کتابها واجب است).

8. کشتن کسی که ادعای پیغمبری می‌کند «واجب»[5]

9. کشتن کسی که دشنام به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه علهم السلام بدهد، بر شنونده آن در صورت نبودن ترس از جان و آبروی خود یا مؤمنی دیگر «واجب»[6]

10. هیپنوتیزم، اگر چه در کارهای خیر و مثبت انجام شود «حرام».[7]

11. کمک گرفتن از اشخاصی که محل گمشده یا دزدی را در آینه نشان می‌دهند «حرام»[8]

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۵۵

واجب بودن یادگرفتن مسائل مورد نیاز

مسائلی را که انسان غالباً به آنها احتیاج دارد، واجب است یاد بگیرد.[1]

وجوب اجتهاد یا احتیاط یا تقلید

(انسانِ مکلَّف) باید در احکام غیر ضروریِ دین[2] باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل بدست آورد، یا از مجتهد تقلید کند، یعنی به دستور او رفتار نماید، یا از راهِ احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است. مثلاً اگر عدّه‌ای از مجتهدین عملی را حرام می‌دانند و عدّة دیگر می‌گویند حرام نیست آن عمل را انجام ندهد، و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحّب می‌دانند آنرا بجا آورد. پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی‌توانند به احتیاط عمل کنند، واجب است از مجتهد تقلید نمایند.[3]

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۴۹

رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند:

مَنْ کَسَبَ مَالًا مِنْ‏ غَیْرِ حِلِّهِ‏ أَفْقَرَهُ‏ اللَّهُ‏ (عَزَّ وَ جَلَ‏)

هر که مالی را از راهِ غیر حلال به دست آرد، خداوند عزّوجل او را فقیر می‌کند.

الأمالی (للطوسی)، النص، ص: 182
۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۵۳


چند راهزن در یکى از مناطق غرب به راهزنى مشغول بودند. روزى به شخصى رسیدند و او را دستگیر کردند و اموال او را به سرقت گرفتند. سرانجام او را به درختى بستند و آماده کشتن او شدند.
مرد بیچاره گفت : شما که اموال مرا گرفته اید، پس کشتن من براى شما چه سودى دارد؟ بدانید که من شخصى هستم مزدور، بدون من فرزندان کوچک من در سختى ، زندگى را خواهند گذرانید؛ از همین الان من با خداى خود عهد مى کنم که مال را بر شما حلال کنم و با کسى نگویم و به راه خود بروم .
دزدان گفتند: تو تا زمانى که در بند هستى چنین مى گویى ، ما سر تو را مى بریم ، چون از قدیم گفته اند سر بریده صدا ندارد.
مرد بیچاره گفت : من با شما عهد نبستم ، من با خداى خود عهد بستم که به کسى نگویم و مال را بر شما حلال کنم .
سارقین خندیدند و گفتند: اگر ما طالب مال حلال بودیم ، دزدى را شغل خود قرار نمى دادیم .
مرد گفت : با خدا و قیامت چه مى کنید؟
دزدان گفتند: آن که از قیامت خبر آورده کیست ؟ قیامتى وجود ندارد، و بالاخره آماده کشتن او شدند. دو کبک بر سر سنگى آواز مى خواندند، مرد بیچاره فریاد برآورده که اى پرندگان شما در قیامت شاهد من باشید که اینها مرا به ستم و ظلم کشتند.

۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۵ ، ۰۱:۲۲

 

حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله:

أَرْبَعٌ لَا تَدْخُلُ بَیْتاً وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ إِلَّا خَرِبَ وَ لَمْ یُعْمَرْ بِالْبَرَکَةِ الْخِیَانَةُ وَ السَّرِقَةُ وَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ الزِّنَا.

چهار گناه هست که وارد خانه ای نمی شوند مگر اینکه آن خانه خراب می‎شود و برکت از آن می رود! خیانت، دزدی، شرابخواری و زنا.

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏72، ص: 170

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۵ ، ۱۸:۲۶

طلب حلالیت از کسی که به او خیانت ناموسی کرده ایم!

پرسش:

آیا لازم است از کسی که ناموس او را بی عفت کرده ایم طلب حلالیت کنیم!؟

پاسخ:

خیر هرگز چنین عملی جایز نیست! چون

اولا: این گناهان حق الله هستند! و در فرض فوق که همراه با حق الناس است و باید طرف را با طلب حلالیت یا پرداخت دیه راضی کند! باز هم لازم نیست که اقرار به گناه بکند یا آنرا ذکر کند و همینقدر که خسارت را به هر نحوی جبران کند کافی است!

ثانیا : این کار ممکن است به فتنه ای بسیار بزرگتر بانجامد!

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۵ ، ۱۰:۲۶

 

حضرت امام صادق (علیه‎السلام):

کَسْبُ الْحَرَامِ یَبِینُ فِی‏ الذُّرِّیَّةِ.
کسب حرام آثارخود را در ذریه انسان ظاهر می‌نماید.
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏5، ص: 125

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۵ ، ۰۳:۲۴

حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه‎السلام):

دوست من نیست کسی که مال مؤمنی را از راه حرام بخورد.

کتابچی، ریشه های قساوت قلب، ص 86

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۵ ، ۰۲:۴۸

 

حرام خواری قلب را به مرحله ای می‌رساند که حتی مواعظ در او تأثیر نمی‌کند و دلخراش ترین منازل نیز آنرا متأثر نمی‌نماید چنانچه حضرت ابا عبد الله الحسین به لشکریان پسر سعد فرمود:

پس به تحقیق شکمهایتان از حرام پر شده وبر قلوبتان مهر خورده دیگر زیر بار حق نمی‌روید وای بر شما، آیا انصاف نمی‌دهید؟ آیا گوش فرا نمی‌گیرید.

 کتابچی، ریشه های قساوت قلب، ص 74

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۵ ، ۰۲:۳۱

حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله):

إنَّ للّهِ مَلَکا یُنادی عَلى بَیتِ المَقدِسِ کُلَّ لَیلَةٍ: مَن أکَلَ حَراما لَم یَقبَلِ اللّهُ مِنهُ صَرْفا ولا عَدْلًا. وَالصَّرفُ النّافِلةُ، والعَدلُ الفَریضَةُ.

خدا، فرشته‏اى دارد که هر شب، بر فراز بیت المقدس بانگ مى‏زند: «هر کس مال حرامى بخورد، خداوند، از او نه صَرف مى‏پذیرد و نه عدل. صرف، عمل مستحبّى است و عدل، عمل واجب».

عدّة الداعی: ص 140.

۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۵ ، ۱۶:۴۷

حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله):

 مَنْ کَسَبَ مَالًا مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ أَفْقَرَهُ اللَّه‏

هر کس مالى را از غیر حلال کسب کند، خداوند او را فقیر گرداند.

 الأمالی للطوسی: 182/ 306.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۵ ، ۱۶:۲۳

حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله):

«العِبادَةُ مَعَ أکلِ الحَرامِ کَالبِناءِ عَلَى الرَّملِ»

عبادت کردن با حرام خواری مانند بنا کردن بر روی رمل است. [1]

[1] . عدّة الداعی: 141.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۵ ، ۰۷:۲۴

1- محروم بودن از قبولی عبادات:

حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله):

«العِبادَةُ مَعَ أکلِ الحَرامِ کَالبِناءِ عَلَى الرَّملِ»

عبادت کردن با حرام خواری مانند بنا کردن بر روی رمل است. [1]

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۵ ، ۰۷:۲۴

نتیجه تشویق به گناه
در روزگار قدیم ، مادر و پسرى بودند، پسرک هنوز کوچک بود که روزى از خانه همسایه تخم مرغى دزدید و به خانه آورد و به مادرش داد.
مادر، بدون آنکه از زشتى این کار، چیزى به پسرش بگوید، آن را گرفت . پسرک به این وضع عادت کرد. چند روز بعد، یک مرغ دزدید و بالاخره ، جوان تنومندى شد و دزدى مشهور و نترس !
در آن شهر، پادشاهى بود که شترهاى زیادى داشت و در بین شترهاى پادشاه ، شترى بود که در دنیا دومى نداشت .
روزى این جوان ، چشمش به شتر قیمتى پادشاه افتاد و از آن خوشش آمد و چون دزد نترسى بود، عزمش را جزم کرد که آن را نیز بدزدد. اما غافل از آن که شترهاى پادشاه ، نگهبانان زیادى داشتند.
و شب ، وقتى براى دزدیدن شتر رفت ، به دست ماءموران پادشاه گرفتار شد.
روز بعد، شاه دستور داد که دزد را - که مردم از دستش به تنگ آمده بودند، به دار بزنند. پاى دار از او پرسیدند:
آیا حرفى براى گفتن دارى ؟!
جوان گفت : مى خواهم در این آخرین لحظه عمرم ، مادرم را ببینم . وقتى مادرش را آوردند، به او گفت :
مادر جان ! چون تو خیلى براى من زحمت کشیده اى ، مى خواهم در این دم آخر زبان تو را ببوسم !
مادر، گریه کنان زبانش را بیرون آورد که پسرش ببوسد. اما ناگهان همه دیدند که آن جوان ، زبان مادرش را با دندان از بیخ برکند و مادر، بى هوش بر زمین افتاد!
همه مردم از کار دزد تعجب کردند. پادشاه علت این کار را از آن جوان پرسید.
جوان گفت :

«اگر روز اولى که من یک تخم مرغ دزدیدم ، مادرم به من مى گفت که کار بدى کردى و با من مهربانى نمى کرد و تشویقم نمى نمود، حالا شتر دزد نمى شدم که به دارم بزنند».

نکته:

درس دیگری که از این داستان گرفته می شود این است که معمولاً هر گناهی، زمینه ساز گناه بزرگتری است.

قرآن در این زمینه می‎فرماید: «بَلى مَنْ کَسَبَ سَیِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطیئَتُهُ»

کسی که به سراغ خلافی رود و آثار شوم آن خلاف او را احاطه کند. (بقره 81)

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۵ ، ۰۱:۴۰

در کتاب دارالسلام عراقی از سید جلیل القدر سید هاشم نجفی (یا بحرانی) که معروف به سید خارکن (حطاب) بود، (زیرا که امر معاش آن سید جلیل، غالبا به خارکنی و هیزم فروشی می گذشت) نقل می کند: (و بعضی آن جناب را سید تبری نیز می گفته اند) چون روزی در کشتی بوده است ناگاه باد مخالف می وزد. سید تبر هیزم کنی خود را به جانب هوای مخالف نموده و امر به آرامش می کند، هوای مخالف به اذن خدای متعال، موافق شد.

این سید همان کسی است که نادرشاه به او گفت شما خیلی همت کرده اید،که از دنیا گذشته اید. سید فرمود: بلکه نادر همت کرده است زیرا از آخرت و دار باقی گذشته است.

هنگامی که سید در نجف اشرف بود. کیسه پول یک زائر غریب را مرد جیب بری دزدید، زائر پریشان و حیران شکایت خود را به امیرالمؤمنین علیه السلام نمود.

۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۵ ، ۰۲:۴۵

فایل صوتی سخنرانی از حجت الاسلام والمسلمین عالی در حرم مطهر امام رضا علیه السلام پیرامون عواقب ربا خواری با ذکر یک داستان کوتاه در این موضوع

دریافت
حجم: 3.94 مگابایت

۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۵ ، ۰۶:۵۴

حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود:

ثُمَّ مَضَیْتُ فَإِذَا أَنَا بِأَقْوَامٍ یُرِیدُ أَحَدُهُمْ أَنْ یَقُومَ فَلَا یَقْدِرُ مِنْ عِظَمِ بَطْنِهِ فَقُلْتُ مَنْ هَؤُلَاءِ یَا جَبْرَئِیلُ قَالَ فَهُمُ  الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلَّا کَما یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ وَ إِنَّهُمْ لَبِسَبِیلِ آلِ فِرْعَوْنَ یُعْرَضُونَ عَلَى النَّارِ غُدُوًّا وَ عَشِیًّا یَقُولُونَ رَبَّنَا مَتَى تَقُومُ السَّاعَةُ؟؟

شبى که مرا به معراج بردند... بر عده اى گذشتم که شکمهایشان به قدرى بزرگ بود که نمى توانستند از جاى خود برخیزند! از جبرئیل پرسیدم : اینان کیانند؟
گفت : اینها ربا خواران امت تو هستند که هرگاه عزم بر خواستن مى کنند، شیطان مزاحم آنها مى شود و همواره آنان را مى آزارد. سرنوشت اینان ، همچون سرنوشت آل فرعون است که شب و روز بر آتش عرضه مى شوند و آتش را بر آنان مى نمایانند و دائما فریادشان بلند است و مى گویند: قیامت کى برپا مى شود؟

بحار، ج 6، ص 240

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۵ ، ۰۶:۱۶

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

إیّاکُم و الذُّنوبَ التی لا تُغفَرُ : الغُلُولَ فَمَن غَلَّ شیئاً یَأْتِی بهِ یومَ القیامةِ .

 از گناهانى که آمرزیده نمى شود بپرهیزید ؛ [یکى] خیانت [در غنایم است] ؛ زیرا هر که در چیزى [از غنایم]، دست خیانت بَرَد، روز قیامت آن را با خود بیاورد.

کنز العمّال: 43770.

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۵ ، ۰۵:۴۶

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

إیّاکُم و الذُّنوبَ التی لا تُغفَرُ : ... و أکْلَ الرِّبا فإنّ آکِلَ الرِّبا لا یَقومُ إلاّ کما یَقومُ الذی یَتَخَبَّطُهُ الشیطانُ مِنَ المَسِّ .

 از گناهانى که آمرزیده نمى شود بپرهیزید ؛ ... و [دیگرى ]ربا خوارى ؛ زیرا ربا خوار در روز قیامت از قبر برنمى خیزد مگر همچون کسى که بر اثر تماس با شیطان دیوانه شده است .

کنز العمّال: 43770.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۵ ، ۰۲:۱۲

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

فإنّ آکِلَ الرِّبا لا یَقومُ إلاّ کما یَقومُ الذی یَتَخَبَّطُهُ الشیطانُ مِنَ المَسِّ .

ربا خوار در روز قیامت از قبر برنمى خیزد مگر همچون کسى که بر اثر تماس با شیطان دیوانه شده است .

کنز العمّال: 43770.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۵ ، ۰۱:۴۸

حضرت سلیمان علیه السلام از معدود انبیائیست که به حکومت و پادشاهی رسید و تنها پیغمبریست که بر همه موجودات مناطق تحت امرش حتی شیاطین تسلط کامل و حکومت داشت، اما جالب اینجاست که با آن همه عزت، شوکت و قدرت ارتزاق ایشان از طریق بافت حصیر و زنبیل و فروش آنها بوده!! نه غارت بیت المال!

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۵ ، ۰۰:۴۱

تاثیر مال حلال و حرام آنقدر سریع و نافذ است که بزرگان فرموده اند بدون مال حلال نمی توان انتظار عمل صالح داشت. از طرفی نباید هم گمان کنیم این حرفها برای دزدان و مفسدان بزرگ است و مال حرام اگر مقدارش خیلی زیاد شد اثر می گذارد زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «إِنَّ اللُّقْمَةَ الْوَاحِدَةَ تُنْبِتُ اللَّحْمَ» (عدةالداعی، ص ۱۴۱) یعنی حتی یک لقمه حرام هم اثرگذار است و موجب رویاندن گوشت می شود.
از یکى از ستارگان علم و فضیلت حکایتى نقل شده که آیات و روایات و تجربه نیز، با آن مطابقت دارد:
این دانشمند اسلامى در مسجد جامع اصفهان نماز مى خواند. شبى پسرش ‍ را با خود به مسجد آورده بود. پسر از ورود به مسجد خوددارى کرد و در حیاط مسجد نشست . پس از رفتن پدر، به مشک آبى که در حیاط مسجد بود، سیخى فرو برد و با آبى که از آن مى ریخت ، بازى مى کرد!

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۶:۲۶

خداوند درباره نقش شیطان در اموال و اولاد انسانها چنین مى فرماید:

شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ [1]

((در اموال و فرزندان آنان شرکت کن )).

درباره چگونگى شرکت شیطان در اولاد انسان حدیثى از حضرت صادق علیه السلام وارد شده که فرمودند: شیطان مى آید و با زن و شوهرى در حال نزدیکى هستند شرکت مى نماید و با آن دو همکارى مى کند.

ابوبصیر عرض کرد: از چه راه شناخته مى شود - که این شخص از نطفه شیطان است یا انسان - حضرت فرمود: به دوستى و دشمنى ما اهل بیت . هر کس ما را دوست داشته باشد، نطفه او از انسان ، و هرکس ما را دشمن داشته از شیطان است .

راجع به کسانى که شیطان در نطفه آنها شرکت جسته ، روایاتى از معصومان علیهم السلام وارد شده : که به بعضى از آنها اشاره مى کنیم .

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۵ ، ۰۱:۱۵

روایت شده است که مردى به پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) عرض کرد: اى رسول خدا! چهار کار خوشایند من است: زنا، شرابخوارى، دزدى و دروغ. اما هر کدام را که بفرمایید به خاطر شما ترک مى ‏کنم.

۴ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۵ ، ۲۰:۰۸

امام صادق علیه السلام :

إذا أرادَ أَحَدُکُم أَن یُستَجابَ لَهُ فَلیُطَیِّب کَسبَهُ و َلیَخرُج مِن مَظالِمِ النّاسِ ، وَ إِنَّ اللّه‏َ لا یَرفَعُ إِلَیهِ دُعاء عَبدٍ وَفى بَطنِهِ حَرامٌ أَو عِندَهُ مَظلَمَةٌ لأِحَدٍ مِن خَلقِهِ؛

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۵ ، ۱۵:۵۱

معمولا هر شرکت یا اداره ای افرادی را به عنوان مأمور خرید برای تهیه مایحتاج خود استخدام می کند، در این پست به احکام مربوط به این افراد پرداخته می شود:

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۴ ، ۱۰:۰۶

در نهج البلاغه علی‌علیه السلام بعد از آنکه داستان برادرش عقیل را که فقیر شده بود و نزد امام‌علیه السلام آمده تا چیزی بگیرد، را نقل نموده می‌فرماید:

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۴ ، ۰۷:۲۳

سئوال: اجرت گرفتن بابت تراشیدن ریش چه حکمی دارد؟

جواب: پولی را که پیرایش گر و تراشنده ی ریش به عنوان اجرت می گیرد حرام است.

چرا که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

اذا حرم الله شیئاً حرم ثمنه.

وقتی خدا چیزی را حرام نموده اجرت آنرا نیز حرام کرده است.

۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۴ ، ۱۴:۳۰
کمتر مساله ای است که بتواند به اندازه لقمه حرام یا شبهه ناک، انسان را از درک سعادت محروم کند و در عین حال-و متاسّفانه- در این روزها، شاید کمتر مساله شرعی باشد که به این اندازه مورد غفلت واقع شده باشد.

 

به گزارش گلی از گلهای بهشت به نقل ا سرویس خانواده جام نیـوز، در تاریخ آمده است که امام حسین(علیه السلام) به لشکر عمر سعد فرمودند:

«شکم هایتان از حرام پر شده و بر دلهایتان مهر خورده است. دیگر حق را نمی پذیرید و به آن گوش نمی دهید.»(نفس المهموم، شیخ عباس قمی، قم، مکتبه بصیرتی، ص 245)

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۴ ، ۱۳:۲۶

همیشه باید حواسمان به دو چیز باشد

نطفه افراد

و لقمه ای که می خوریم....

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۴ ، ۱۹:۴۰

پرسش1:

اگر کسی از کسی نزول گرفته باشد و میخواهد توبه کند چگونه میتواند نزول را از زندگی اش پاک کند؟

پاسخ: 

با سلام و سپاس از حسن اعتمادتان به گناه شناسی
کسی که پولش را قرض داده و زیادتر از پولش پس گرفته گناه بزرگی مرتکب شده و واجب است توبه کند و از خدای مهربان طلب بخشش کند و اگر وقعا توبه کند و تصمیم بگیرد که دیگر تکرار نکند انشاء الله خداوند توبه اش را قبول خواهد کرد.
رباخوار علاوه بر توبه مقداری را که ربا گرفته یعنی اضافه ای را که بابت ربا گرفته باید به صاحب پول برگرداند.[1]

پرسش2:

چون گرفتار نزول می باشم و طبق نص قرآن کریم اعلام جنگ با خدا نموده ام آیا نماز و روزه اینجانب صحیح می باشد و اگر صحیح است قول خداوند نسبت به اعلام جنگ چه مفهومی دارد.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۴ ، ۱۶:۱۱
آهن ربا،براده ی آهن را هرجا باشد،به سمت خود میکشد.اگر پنبه را از کنار آهن ربا عبور بدهید،آهن ربا کششی نسبت به پنبه ندارد،اما اگر براده آهن را درون پنبه بگذارید،دراین حالت پنبه به سمت آهن ربا کشیده میشود.دراینجا خود پنبه جذب نمیشود،بلکه براده های آهنی که با خودآهن ربا هم جنس هستند،به سمت آن کشیده میشوند.
معصیت ها مثل آهن ربا و نان حرام مانند آهن است،وقتی که انسان گوشتش از حرام نروییده باشد،می تواند از کنار معصیت ها
بگذرد.امّا اگر لقمه ی حرامی خورد از کنار معصیت که میگذرد،مجذوب آن میشود؛این خاصیّت درونیِ لقمه حرام است.لقمه اگر صد در صد حلال باشد و علاوه بر این اجرت طیب و طاهری در مقابل آن گرفته باشد(که البته این به ندرت پیدا میشود)از کنار عبادات که میگذرد، عبادات او را جذب میکنند،از کنار امام زاده که میگذرد به زیارت آن میل پیدا میکند.
۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۴ ، ۱۳:۵۸

درباره عبدالله بن مبارک چنین گفته‌اند که پدرش باغبان بود روزی صاحب باغ آمد و به مبارک گفت: فوری مقداری انار شیرین بیاور تا بخوریم.

مبارک چند عدد انار آورد و صاحب باغ چشید و گفت: ترش است برو انار شیرین بیاور، چند مرتبه مبارک انار اورد و صاحب باغ بعد از چشیدن می‌گفت: ترش است برو انار شیرین بیاور.

بالاخره صاحب باغ ناراحت شد و رو به مبارک کرد و گفت؛ تو هنوز بعد از مدتی که در این باغ هستی درخت انار ترش را از شیرین تمیز نمی‌دهی؟

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۴ ، ۱۵:۵۶
برای دیدن پوستر در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید
قالَ الاْمامُ الْحُسَیْن (ع): إنَّ شیعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ کُلِّ غِشٍّ وَ غِلّ وَ دَغَلٍ
(تفسیرالإمام العسکری (ع)، ص ۳۰۹، ح۱۵۴)
به درستی که شیعیان ما قلبشان از هر ناخالصی و حیله و تزویر پاک است.
۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۴ ، ۱۳:۵۶
برای دیدن در سایز اصلی روی تصویر کلیک کنید.

آری لقمه حرام دین و ایمانت را نابود کرده و جرات تعرض به امام زمان را هم میدهد.

چند مال شبهه ناک آری به کف؟ تا که باشی نرمْپوش و خوش علف
عاقبت سازد تو را از دین بری این خودآرایی و این تن پروری
لقمه کآید از طریق مشتبه خاک خور خاک و بر آن دندان منه
کان تو را در راه دین مغبون کند نور عرفان از دلت بیرون کند
لقمه نانی که باشد شبهه ناک در حریم کعبه، ابراهیم پاک
گر، به دست خود فشاندی تخم آن ور به گاو چرخ کردی شخم آن
ور مه نو در حصارش داس کرد ور به سنگ کعبه اش دستاس کرد
ور به آب زمزمش کردی عجین مریم آیین پیکری از حور عین
ور بخواندی بر خمیرش بی عدد فاتحه با قل هو اللّه احد
ور بود از شاخ طوبی آتشش ور شدی روح الامین هیزم کشش
ور تو بر خوانی هزاران بسمله بر سر آن لقمه پر ولوله
عاقبت، خاصیتش ظاهر شود نفس از آن لقمه تو را قاهر شود
در ره طاعت، تو را بی جان کند خانه دین تو را ویران کند
درد دینت گر بود ای مرد راه چاره خود کن که دینت شد تباه
۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۴ ، ۱۴:۵۲
شاید برای شما هم این سؤال پیش آمده باشد که شرایط اجرای قطع دست دزد در قانون مجازات اسلامی بر اساس فقه شیعی چیست؟
برای اینکه حد دزدی در حق سارق اجرا شود باید شرایط متعددی در سارق، نوع سرقت، مقدار مال مسروقه، محل نگهداری مال مسروقه، نحوه اثبات سرقت و مالک مال مسروقه جمع شوند که به بیش از بیست شرط می رسد.
درمورد شرایط بریدن دست دزد آمده است:
۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۴ ، ۱۱:۵۳


متأسفانه کم فرشی و کم گذاشتن در کار و خیانت به اموال و اعتماد مردم در بسیاری از مشاغل از مکانیکی و خیاطی و کارهای خدماتی گرفته تا شغل مقدس معلمی و مشاغل اداری بی داد می کند.

در ادامه به حدیثی  از امیرمؤمنان علی علیه السلام در مورد شغل خیاطی اشاره می شود که می توان توصییه های موجود در این حدیث را به تمام مشاغل تعمیم داد.

بعضى از محدّثین و مورّخین آورده اند که:
روزى امیرالمؤ منین علىّ بن ابى طالب صلوات اللّه و سلامه علیه ، در بازار شهر کوفه ، عبورش به یک مغازه خیّاطى افتاد.

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مهر ۹۴ ، ۱۰:۰۳

حضرت امیر مؤمنان علیه السلام شنید که مردى مى‏ گوید: بخیل، معذور‌تر از کسى است که حقّ دیگران را مى‏ خورَد.

پس به او فرمود: «اشتباه مى‏کنى. ظلم کننده حق‏خور، بسا که توبه کرده، طلبِ آمرزش کند و حق را به صاحبش برگردانَد، در حالى که بخیل، هر گاه بخل ورزد، از دادن زکات و صدقه، خوددارى مى‏ورزد، به خویشاوندانش کمک نمى‏کند، از میهمان، پذیرایى نمى‏کند، در راه خدا، انفاق نمى‏کند و از دیگر نیکى کردن‏ها، خوددارى مى‏ورزد. وارد شدن بخیل به بهشت، ممنوع است».

متن عربی:

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۴ ، ۱۷:۳۲