گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

ضایع کردن حق خدا به بهانه کار برایِ خدا و خلق خدا

با همین یک کلمه گاهی
دشمنت بهانه ات را جور میکند
برای تاخیر نماز
برای باز ماندن از اصل وظیفه
ضایِع می کنیم
حقِ خدا و خلقِ خدا را
به خیالِ
کار برایِ خدا و خلق خدا
در فضایِ مجازی

قربهََ اِلیَ الله ...

آیا تارک الصلاة کافر است؟

بزرگترین گناهان از نظر حضرت امیرالمؤمنین کدامند؟

مال یتیم خوردن بزرگتر است یا نماز نخواندن؟؟

امام جعفر صادق علیه السلام :

«گناهان کبیره در کتاب على علیه السلام هفت است:

کافر شدن به خدا، و قتل نفس و عقوق پدر و مادر، و خوردن ربا بعد از بیّنه، و خوردن مال یتیم از روى ستم، و گریختن از میان مجاهدین، و تعرب بعد از هجرت». راوى مى‏گوید که: عرض کردم:

اینها از همه گناهان، بزرگ‏تر است؟ فرمود: «آرى». عرض کردم که: خوردن یک درهم از مال یتیم از روى ستم، بزرگ‏تر و گناهش بیشتر است یا نماز نخواندن؟ فرمود: «نماز نخواندن».

عرض کردم که: ترک نماز را از جمله گناهان کبیره نشمردى؟ فرمود که: «نخستین چیزى که به تو گفتم، چه چیز بود؟» راوى مى‏گوید که: عرض کردم: کافر شدن به خدا. فرمود:

«تارک‏ الصّلوة، کافر است».
تحفة الأولیاء (ترجمه أصول کافى)، ج‏3، ص: 669

ترک نماز مرز بین ایمان و کفر

ترک نماز 

امام باقر به نقل از رسول خدا می فرماید:
مَا بَیْنَ الْمُسْلِمِ وَ بَیْنَ الْکَافِرِ إِلَّا أَنْ یَتْرُکَ الصَّلَاةَ الْفَرِیضَةَ مُتَعَمِّداً أَوْ یَتَهَاوَنَ بِهَا فَلَا یُصَلِّیَهَا
بین مسلمان و کافر فاصله‏اى نیست،مگر این که مسلمان نماز واجب را عمدا ترک کند یا آن را بى ‏اهمیت بداند و نخواند
(ثواب الأعمال و عقاب الأعمال،ص۲۳۱)

حرمت ترک نماز،از انجام بسیاری از اعمال حرام سنگین تر است.چون انسان در ارتکاب بعضی از اعمال حرام،قصد بی حرمتی به خدای متعال و دین را ندارد،بلکه جنبه حیوانی انسان بر او غلبه میکند.در حالیکه رها کردن نماز،موثر از غلبه شهوات بر انسان نیست.بلکه ناشی از ضعف ایمان و بی توجهی به دستور الهی است

به این حدیث دقت نمایید:

از حضرت امام صادق علیه السلام سؤال شد که چرا زانى کافر نیست ولى کسى که نماز نمى ‏خواند،کافر مى ‏باشد؟
امام فرمود:
چون زناکار براى‏ شهوت این کار را مى‏ کند ولى آن کس که نماز را ترک مى‏ کند،براى این است که به آن اهمیت نمى ‏دهد.زناکار براى لذت دنبال زنا را مى ‏گیرد،ولى آن کس که نماز را ترک کرده،قصدش لذت نیست بلکه فقط نظرش بى‏ اهمیت شمردن آن مى ‏باشد و هر گاه کسى نظرش استخفاف باشد،کافر مى ‏گردد
(بحار الأنوار،ج‏۶۶،ص۶۶)

یک نکته:
سهل انگاران در نماز با هم تفاوت هایی دارند؛بعضی نماز را به طور کلی ترک می کنند.بعضی نماز را در بعضی اوقات ترک می کنند و آن را سبک می شمارند؛بعضی نماز را انجام می دهند اما نسبت به شرایط آن مثل طهارت،بی اعتنا هستند.
هر کدام به میزان سهل انگاری اش در نماز،بهره ای از این قهر و غضب خواهد داشت.

گنهکاری که تا چهل شب نمازش پذیرفته نمی شود!

حضرت رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله:

مَن شَرِبَ الخَمرَ لَم یُقْبَلْ مِنهُ صَلاةٌ أربَعینَ لَیلَةً، فإنْ عادَ فأربَعینَ لَیلَةً مِن یَومِ شَرِبَها، فإنْ ماتَ فی تِلکَ الأربَعینَ مِن غَیرِ تَوبَةٍ سَقاهُ اللّهُ یَومَ القِیامَةِ مِن طِینَةِ خَبالٍ.
کسى که شراب بنوشد تا چهل شب نمازى از او پذیرفته نشود و اگر دوباره نوشید، از روزى که نوشیده تا چهل شب دیگر نمازش پذیرفته نشود و اگر در خلال آن چهل روز بمیرد و توبه نکرده باشد، خداوند در روز رستاخیز او را از زردابه بدن دوزخیان، بنوشاند.

بحار الأنوار: 79/ 131/ 20.

توجه:

دقت شود که عدم پذیرش نماز به معنی بطلان نماز یا جواز ترک نماز در این چهل روز نیست، بلکه اگر نماز ترک شود جرمی سنگین تر به جرائم این فرد افزوده خواهد شد.

البته بعید نیست که با توجه به قرینه ادامه حدیث در صورت توبه این اثر گناه (عدم پذیرش نماز) هم برداشته شود.

چرا نماز شرابخوار تا چهل روز مقبول نیست نه کمتر از آن و نه بیشتر!؟؟

برخی از مخاطبان محترم گناه شناسی محترم در مورد اینکه آیا نماز شرابخوار تا چهل روز مقبول نیست، سؤال می پرسند و یا اینکه آیا چهل روز موضوعیت دارد یا نه!؟ در روایت آمده است که: «شخصی به نام حسین بن خالد می گوید محضر مبارک حضرت رضا(علیه السلام) عرض کردم برای ما از پیامبر(صلی الله علیه و آله) روایت شده که فرموده اند: کسی که شراب بیاشامد تا چهل روز نمازش مقبول نیست، آیا این روایت صحیح است؟

تخمه پوک

سؤال: به فرموده قرآن یکی از راه های کنترل هوای نفس در ارتکاب گناهان و انجام مفاسد پناه بردن به نماز است اما اگر واقعا نماز، انسان را از فحشا و منکر باز مى‌‏دارد، چرا بعضى نمازگزاران باز هم مرتکب خلاف مى‌‏شوند؟

سنگی که بعد از ۱۳ هزار سال به پایان جهنم رسید!

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله):

روزی جبرئیل امین برای ادای وحی به نزد من آمد.

هنوز تمامش را نخوانده بود که ناگهان آوازی سخت و صدایی هولناک به گوش رسید؛ به گونه ای که چهره  فرشته وحی تغییر کرد.

پرسیدم این چه صدایی بود؟

آمرزش برخی از گناهان فقط در صحرای عرفات

 عرفات مکان انحصاری آمرزش برخی از گناهان 

 امام جعفرصادق(علیه‌السلام):

 مِنَ الذُّنوبِ ذُنوبٌ لاتُغْفَرُ اِلا بِعَرَفات.

بعضی از گناهان است که جز در صحرای عرفات (ایام حج) آمرزیده نمی‌شوند.

(جعفریات «ملحق بقرب‌الاسناد» ص 114)

خدا هدایت کنه همه آنهایی را که مؤمنین را از این نعمت و فیض محروم کردند و اگر قابل هدایت نیستند شرشان را کم کند از سر مسلمانان.

بزرگترین حسرت در روز قیامت

حضرت امیرالمؤمنین علی ‏علیه ‏السلام:

اِنَّ اَعْظَمَ الْحَسَراتِ یَوْمَ القیامَةِ حَسْرَةُ رَجُلٍ کَسَبَ مالاً فى غَیْرِ طاعَةِ اللّهِ، فَوَرِثَهُ رَجُلٌ فَاَنْفَقَهُ فى طاعَةِ اللّهِ سُبْحانَهُ فَدَخَلَ بِهِ الْجَنَّةَ وَدَخَلَ الأوَّلُ بِهِ النّارَ.

یقیناً بزرگترین حسرتها در روز قیامت، حسرتِ کسى است که در غیر راه خدا ثروتى به دست آورده باشد (و چون از دنیا برود) آن را براى دیگرى به ارث بگذارد و آن وارث، آن را در راه طاعت خداى سبحان خرج کند و از این راه به بهشت برود، ولى آن شخص اوّل، به وسیله همان مال به دوزخ رود.

نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت 421.

عاقبت ترک خمس و زکات

امام صادق‏ علیه‏ السلام:

اِعْلَمْ اَنَّهُ مَنْ لَمْ یُنْفِقْ فى طاعَةِ اللّهِ اُبْتُلِىَ بِاَنْ یُنْفِقَ فى مَعْصِیَةِ اللّهِ عَزّوَجَلّ، وَ مَنْ لَمْ یَمْشِ فى حاجَةِ وَلِىِّ اللّهِ اُبْتُلِىَ بِاَنْ یَمْشِىَ فى حاجَةِ عَدُوِّاللّهِ.

بدان که هر کس در راه طاعت خدا خرج نکند، به خرج کردن در راه معصیت خدا گرفتار مى‎‏شود و هرکس در راه انجام نیاز دوستِ خدا گام برندارد، به تلاش در راه تأمین نیاز دشمن خدا گرفتار مى‏‎شود.

بحار الانوار، ج 96، ص 130

عاقبت ترک امر به معروف و نهى از منکر

امام رضا(علیه السلام):

لَتَأمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ، وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ، اَوْلَیَسْتَعْمِلَنَّ عَلَیْکُمْ شِرارُکُمْ، فَیَدْعُو خِیارُکُمْ فَلا یُسْتَجابُ لَهُمْ.
باید هر یک از شماها امر به معروف و نهى از منکر نمائید، وگرنه شرورترین افراد بر شما تسلّط یافته و آنچه که خوبانِ شما، دعا و نفرین کنند مستجاب نخواهد شد.

الدّرّه الباهره: ص 38، س 3، بحار: ج 75، ص 354، ح 10.

عاقبت دروغ گویی مسئولین حکومت

امام رضا (علیه السلام):

إذا کَذِبَ الْوُلاهُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إذا جارَالسُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَهِ، وَ إذا حُبِسَتِ الزَّکاهُ ماتَتِ الْمَواشى.
هرگاه والیان و مسئولان حکومت دروغ گویند باران نمى بارد، و اگر رئیس حکومت، ظلم و ستم نماید پایه هاى حکومتش سست و ضعیف مى گردد; و چنانچه مردم زکات ـ و خمس مالشان را ـ نپردازند چهارپایان مى میرند.

أمالى شیخ طوسى: ص 82، مستدرک الوسائل: ج 6، ص 188، ح 1

اگر امر به معروف و نهى از منکر اثر نکرد تکلیف چیست؟

سؤال: آنجایى که امر به معروف و نهى از منکر اثر نمى‏‎کند، وظیفه چیست؟

پاسخ:

اولًا اگر شخص دیگرى با بیان بهترى بگوید اثر مى‏کند، از او بخواهید که این کار را انجام دهد. هنگامى که خداوند به حضرت موسى دستور داد نزد فرعون برود و او را ارشاد کند، موسى علیه السلام از خداوند خواست که برادرش هارون که بیان بهترى دارد را همراه او بفرستد. «و أخى هارون هو أفصحُ منّى لِساناً فَارسله مَعى»[1]

ثانیاً گاهى با یکبار اثر نمى‏کند، امّا با تکرار اثر مى‏کند، آن هم با بیان‏هاى گوناگون. چنانکه چوب سخت با یک ضربه تبر شکسته نمى‏شود، تکرار لازم است. قرآن مى‏فرماید: ما مطالب خود را در قالب‏هاى گوناگون بیان کردیم تا شاید اثر کند. «لقد صَرّفنا فى هذا القرآن»[2]

ثالثاً ممکن است شیوه ما صحیح نبوده که اثر نکرده است.

چون امر به معروف و نهى از منکر شرایط و اصولى دارد و با هر منکر باید به گونه‏اى متناسب برخورد کرد؛

گاهى گرد و غبار روى لباس شما مى‏نشیند و گاهى دوده.

غبار با ضربه محکمى که بر لباس مى‏زنید برطرف مى‏شود، امّا اگر همین ضربه را به دوده بزنید، هم دستتان سیاه مى‏شود و هم دوده به لباس فرو مى‏رود. برطرف‏

کردن دوده با فوت است و برطرف کردن غبار با ضربه.

پس هر منکرى را باید به گونه‏اى خاص برطرف کرد.

چنانکه قرآن مى‏فرماید: «واتوا البیوت من أبوابها»[3] یعنى هر خانه‏اى را باید از راهش وارد شد.

رابعاً براى بازداشتن مردم از فساد باید راه‏هاى حلال را به روى آنان باز کرد. حضرت لوط علیه السلام هنگامى که دید مردم به مهمانانش، سوء قصد دارند فرمود: من حاضرم دخترانم را به ازدواج شما در آوردم تا شما دست از مهمانان من بردارید. من راه حلال را براى شما باز مى‏کنم تا شما به گناه گرفتار نشوید. «هؤلاء بَناتى هُنّ أطهرلکم فاتّقوا اللّه و لا تخزونى فى ضَیفى»[4]

منبع: پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 34 و 35


[1] . سوره قصص، آیه 34

[2] . سوره اسراء، آیه 41

[3] . سوره بقره، آیه 189

[4] . سوره هود، آیه 78

قبولی نماز شرط قبولی سایر اعمال

امام باقر(علیه السلام) :

‌أَوَّلَ مَا یُحَاسَبُ العَبدُ عَلَیهِ الصَّلاةُ فَإِن قُبِلتَ قُبِلَ مَا سِوَاهَا وَإِن رُدَّت رُدَّ مَا سِوَاهَا؛

اول چیزی که از بنده مورد محاسبه و سؤال قرار می‌گیرد، نماز است؛ اگر مورد قبول قرار گیرد سایر اعمال نیز قبول می‌شوند و اگر رد شود غیر آن نیز پذیرفته نمی‌شود.

فلاح السائل: ص 127.

چرا قبولى تمام اعمال، مشروط به قبولى نماز است؟

امام باقر(علیه السلام) :

‌أَوَّلَ مَا یُحَاسَبُ العَبدُ عَلَیهِ الصَّلاةُ فَإِن قُبِلتَ قُبِلَ مَا سِوَاهَا وَإِن رُدَّت رُدَّ مَا سِوَاهَا؛

اول چیزی که از بنده مورد محاسبه و سؤال قرار می‌گیرد، نماز است؛ اگر مورد قبول قرار گیرد سایر اعمال نیز قبول می‌شوند و اگر رد شود غیر آن نیز پذیرفته نمی‌شود. (فلاح السائل: ص 127.)


سؤال: چگونه قبولى تمام اعمال، مشروط به قبولى یک عمل همچون نماز مى‏شود؟

پاسخ: پلیس راهى را در نظر بگیرید که از راننده‏اى گواهینامه رانندگى مطالبه مى‏کند. اگر راننده، گواهینامه‏ پزشکى، گذرنامه سیاسى، پروانه ساختمان، کارت بازرگانى و اجازه اجتهاد و یا هر مدرک دیگرى به او نشان دهد، پلیس از او نمى‏پذیرد و تنها اگر گواهینامه رانندگى داشت اجازه عبور مى‏دهد و گرنه مانع او مى‏شود. در قیامت نیز شرط رسیدن به مقصد، گواهینامه نماز است که اگر نباشد، هیچ عملى مورد قبول و نجات‎‏بخش نیست.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 19

مقاله: درباره قضا شدن نماز

ملعون است کسی که نماز صبحش قضا شود!

مرحوم کلینى و شیخ طوسى و طبرسى از زهرى نقل کرده‌اند که گفت: مدت طولانی در طلب حضرت مهدى(عج) بودم و در این راه اموال فراوانى در راه خدا خرج کردم، اما به هدف نرسیدم،‌ تا اینکه به خدمت محمد بن عثمان یکی از نواب خاص اربعه رسیدم و مدتى در محضر او بودم، روزى از او به التماس خواستم که مرا خدمت امام زمان(عج) ببرد. محمد بن عثمان پاسخ منفى داد، ولى در مقابل تضرع بسیار من، سرانجام لطف کرد و فرمود: فردا اول وقت بیا، فردا صبح نزد وى رفتم، دیدم جوانى که در زیبایى و خوشبویى از همه کس بهتر و لباس تجار بر تن داشت؛ با وى است و چیزى در آستین دارد.

وقتى نظرم به او افتاد، نزدیک محمد بن عثمان رفتم، ولى او به من اشاره کرد که به طرف آن جوان برگردم، من هم به‌ طرف جوان برگشتم و سؤالاتى از وى کرددم و هر چه می‌خواستم به من جواب داد، آنگاه رفت که داخل خانه شود و آن خانه، چندان مورد نظر نبود.

محمد بن عثمان به من گفت: اگر می‌خواهى چیزى بپرسى بپرس که دیگر بعد از این او را نمی‌بینى. من هم به دنبال او رفتم که سؤالاتى بپرسم، ولى او گوش نداد و داخل خانه شد و جز این دو جمله نفرمود: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَخَّرَ الْعِشَاءَ إِلَى أَنْ تَشْتَبِکَ النُّجُومُ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَخَّرَ الْغَدَاةَ إِلَى أَنْ تَنْقَضِیَ النُّجُوم»؛(1) ‏از رحمت خدا به دور است، ‏از رحمت خدا به دور است، کسى که نماز مغرب را بقدرى به تأخیر بیندازد تا ستاره‌ها نمایان شوند، ‏از رحمت خدا به دور است‏ از رحمت خدا به دور است کسی که نماز صبح را چندان به تأخیر بیندازد تا ستاره‌ها دیده نشوند.

نماز صبح نسبت به دیگر نمازهای یومیه نقش بسزایی در تقویت بعد معنوی انسان دارد. همچنین به لحاظ ارزش زمانی و تأثیرگذاری آن در استجابت دعا جایگاه ویژه‌ای دارد. شاید برخورداری از شرایط ویژه از بعد زمان فلق و صبح صادق آن را با اهمیت‌تر کرده است.

خسارت قضا شدن نماز صبح

مرحوم آیت‌الله حاج شیخ حسنعلی اصفهانی ره معروف به نخودکی در وصیت خود به فرزندش می‌گوید:

«اگر آدمی چهل روز به ریاضت و عبادت بپردازد، ولی یک بار نماز صبح از او فوت شود، نتیجه آن چهل روز عبادت بی‌ارزش و نابود خواهد شد، بدان که در تمام عمر خود، تنها یک روز، نماز صبحم قضا شد، پسر بچه ای داشتم شب آن روز از دست رفت. سحرگاه، مرا گفتند که این رنج فقدان را به علت فوت نماز صبح، مستحق شده ای. اینک اگر شبی، تهجدم ترک گردد، صبح آن شب، انتظار بلایی می کشم»

 اما نمازی که این قدر اهمیت دارد و چنین آثاری دارد چرا برخی افراد با اینکه دیگر نمازهایشان را مرتب می‌خوانند نماز صبح‌شان قضا می‌شود و نسب به قضاشدن آن نگرانی ندارند؟

برخی از عوامل سلب توفیق از نماز صبح

الف: عوامل مادی:

فقدان برنامه‌ریزی و نظم در زندگی

از مهمترین عوامل مادی که مانع از توفیق درک نماز صبح می‌ شود، فقدان برنامه‌ریزی و نظم در زندگی است، مانند فقدان برنامه‌ای منظم برای خواب و یا عدم برنامه‌ریزی جهت قضا نشدن نماز صبح و یا ایجاد مشغله‌های پراکنده و فراتر از توانایی‌های خود که نتیجه‌ای جز ایجاد خستگی مفرط ندارد.

پرخوری در شب

علتی دیگر برای خواب طولانی و سنگین پرخوری در شب است، حضرت عیسی(علیه السلام) خطاب به بنی اسرائیل فرمودند: «ای بنی اسرائیل! خوردن خود را زیاد نکنید، زیرا هر کس بر خوردن خود بیفزاید، بر خوابیدن خود هم می‌افزاید و هر کس که بر خواب خود بیفزاید، از نماز کم می‌گذارد و در نتیجه در زمره غافلان نوشته می‌شود.[1]

آیت‌الله آقا عزیز خوشوقت درباره برخی کارهای که موجب قضا شدن نماز صبح شده می‌فرمایند: آدم شب زیاد پای تلویزیون بنشیند، غذای چرب هم بخورد، شب هم کوتاه باشد، طبیعی است که دیگر بیدار نمی‌شود، از ایشان پرسیدند: حالا اگر بخواهد بیدار شود چه کار باید بکند؟ ایشان پاسخ دادند: باید مقدماتش را فراهم کند. مقدمات یکی‌اش همین است، زود بخوابد، پای این تلویزیون ننشیند، غذای چرب و چیل نخورد، درست می‌شود إن‌شاء‌الله، بنابراین واجب است بر این آدم این کارها را بکند و الّا مبتلا به گناه قضاشدن نماز صبح می‌شود.

ب: عوامل معنوی

ضعف در خداشناسی

 یکی از مهمترین عوامل معنوی که موجب می‌شود تا انسان نسبت به نماز صبح اهمیت ندهد، عدم معرفت و شناخت نسبت به خداوند متعال و الطاف وی است، فرض کنید اگر با یکی از مسئوالان که حل مشکلتان در دست اوست قراری گذاشته‌اید و یقین دارید که وی در همان ساعت مقرر منتظر شما است. آیا واقعا شب به راحتی می‌خوابید و دیر بر سر قرار حاضر شده و یا با کسلی با وی مواجه می‌شوید؟

 اگر انسان واقعاً نسبت به الطاف الهی کمترین معرفتی داشته باشد و بداند که کسی که در نماز با او صحبت می‌کند، همانی است که او را از نیستی به دنیا آورده و تمامی نعمت های خود را نیز بر او ارزانی داشته تا به نهایت کمال و درجات بالای بهشتی دست پیدا کند و او همانی است که اختیار کمی و زیادی روزی‌اش را دارد ؛ همانی است که مرگ و زندگی‌اش در ید قدرت اوست، با این حال آیا نسبت به نماز با بی‌حالی برخورد خواهد کرد و یا آنکه سر از پا نشناخته و با تمام وجود به اقامه نماز عاشقانه خواهد پرداخت.

گناه

اعمال و رفتاری که انسان در طی روز انجام می‌دهد نقش بسیار مهمی در توفیق انسان نسبت به عبادات دارد؛ یعنی هر چه در طی روز کارهای شایسته از انسان سر بزند، توفیقات انسان نیز برای اعمال خوب دیگر بیشتر فراهم می‌شود و هر چه به گناه آلوده شود توفیق اعمال خوب از وی سلب می‌‌شود، لذا باید نسبت به این مسأله بسیار حساس بود تا به واسطه گناه درک لذت سحرخیزی را از دست نداد، از آیت‌الله بهجت سؤال شد: چه کنیم تا نماز صبحمان قضا نشود؟ در پاسخ فرمودند: کسی که باقی نمازهایش را در اول وقت بخواند؛ خدا او را برای نماز صبح بیدار خواهد کرد.

بیایم با عزم و اراده جدی نسبت به نماز اول وقت بینی شیطان را به خاک بمالیم، چرا که امام زمان(عج) درباره نماز می‌فرمایند: «فَمَا أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّیْطَانِ بِشَیْ‏ءٍ أَفْضَلَ مِنَ الصَّلَاةِ فَصَلِّهَا وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّیْطَان‏»[2]؛ هیچ چیز مانند نماز، بینى شیطان را به خاک نمى‌مالد پس نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال.»



[1] . مجموعة ورام ج‏1، ص: 47

[2] . من لا یحضره الفقیه، ج‏1، ص: 498.

علامات شیعیان واقعی

إمْتَحِنُوا شیعتَنا عِنْدَ ثَلاثٍ: عِنْدَ مَواقیتِ الصَّلاةِ کَیْفَ مُحافَظَتُهُمْ عَلَیْها، وَ عِنْدَ أسْرارِهِمْ کَیْفَ حِفْظُهُمْ لَها عِنْدَ عَدُوِّنا، وَ إلی أمْوالِهِمْ کَیْفَ مُواساتُهُمْ لِإخْوانِهِمْ فیها.

 شیعیان و دوستان ما را در سه مورد آزمایش نمائید:

1 مواقع نماز، چگونه رعایت آن را می نمایند.

2 اسرار یکدیگر را چگونه فاش و یا نگهداری می کنند.

3 نسبت به اموال و ثروتشان که چگونه به دیگران رسیدگی می کنند و حقوق خود را می پردازند.

وسائل الشیعة: ج 4 ص 112.

چرا از نماز شب محروم شده ام!؟

امام صادق علیه السلام:

إنَّ الرَّجُلَ یَذْنِبُ الذَّنْبَ فَیَحْرُمُ صَلاةَاللَّیْلِ، إنَّ الْعَمَلَ السَّیِّی ءَ أسْرَعُ فی صاحِبِهِ مِنَ السِّکینِ فِی اللَّحْمِ.

 چه بسا شخصی به وسیله انجام گناهی از نماز شب محروم گردد، همانا تأثیر گناه در انجام دهنده آن گناه سریع تر از تأثیر چاقو در گوشت است.

اصول کافی: ج 2 ص 272.

چه کنیم تا نماز صبحمان قضا نشود؟


آیت الله بهجت ره :

کسی که باقی نمازهایش را در اول وقت بخواند خدا او را برای نماز صبح بیدار خواهد کرد.
 صدای سخن عشق؛ حکمت ها و حکایت های نماز از زبان آیت الله بهجت؛ ص 107

چهار نوع بلا در پی چهار نوع گناه!

امام صادق علیه السلام

إذا فَشَتْ أرْبَعَةٌ ظَهَرَتْ أرْبَعَةٌ: إذا فَشا الزِّنا کَثُرَتِ الزَّلازِلُ، وَ إذا اُمْسِکَتِ الزَّکاةُ هَلَکَتِ الْماشِیَةُ، وَ إذا جارَ الْحُکَّامُ فِی الْقَضاءِ اُمْسِکَ الْمَطَرُ مِنَ السَّماءِ، وَ إذا ظَفَرَتِ الذِّمَةُ نُصِرُ الْمُشْرِکُونَ عَلَی الْمُسْلِمینَ.

 هنگامی که چهار چیز در جامعه شایع و رایج گردد چهار نوع بلا و گرفتاری پدید آید:

چنانچه زنا رایج گردد زلزله و مرگ ناگهانی فراوان شود.

چنانچه زکات و خمسِ اموال پرداخت نشود حیوانات اهلی نابود شود.

اگر حاکمان جامعه و قُضات ستم و بی عدالتی نمایند باران رحمت خداوند نمی بارد.

و اگر اهل ذمّه تقویت شوند مشرکین بر مسلمین پیروز آیند.

وسائل الشیعة: ج 8 ص 13.

اولین حساب و کتاب در روز قیامت

امام صادق علیه السلام:

أَوَّلُ ما یُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُالصَّلاةُ، فَإنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ، وَ إذا رُدَّتْ، رُدَّ عَلَیْهِ سائِرُ عَمَلِهِ.

 اوّلین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند پیرامون  است، پس اگر نمازش قبول شود بقیه عبادات و اعمالش نیز پذیرفته می گردد وگرنه مردود خواهد شد.

وسائل الشیعه: ج 4 ص 34 ح 4442.

کیفر ترک نهى از منکر

شیخ طوسى (قدس سره ) به سند خود از امام صادق (علیه السلام) نقل مى کند: دو فرشته از طرف خدا ماءمور شدند تا مردم قریه اى را (به خاطر گناهانشان ) به هلاکت برسانند، وقتى این دو فرشته شبانه وارد آن قریه شدند، دیدند که مردى در دل شب برخاسته و به راز و نیاز و تضرع پرداخته و با خدا مناجات مى کند. یکى از فرشتگان به دیگرى گفت : به سوى خدا برگردیم و درباره این مرد عابد سؤ ال کنیم که آیا جزء هلاک شدگان است یا خیر؟
دیگرى گفت : من آنچه را که ماءمورم انجام مى دهم و دیگر نیاز به سؤ ال نیست .
فرشته نخست به سوى خدا مراجعه کرده و درباره آن مرد عابد سؤ ال کرد.
خداوند به آن فرشته اى که مراجعه نکرده بود وحى کرد که آن مرد عابد را نیز با سایر مردم به هلاکت برسان «زیرا او هیچگاه به خاطر خشم من به گناهکار، نسبت به گناهکاران خشم نکرد و نهى از منکر ننمود».
اما فرشته اى که مراجعه کرده بود تا در مورد آن مرد عابد سؤ ال کند، مشمول غضب الهى گردید و خداوند او را به جزیره اى انداخت و کیفر نمود.

الکنى و الالقاب محدث قمى ، ج 1، ص 316.

برخی از واجبات و محرّمات قضائی


1. قضاوت برای کسی که اهلیت آن را ندارد. «حرام»

(اهلیت قضاوت را کسانی دارا هستند که مجتهد عادل جامع الشرایط فتوی و حکم باشند).[1]

2. فضاوت برای کسی که اهلیت آن را دارد. «واجب، واجب کفائی»

3. دادخواهی نزد کسانی که جامع الشرایط قضا نیستند.

(مگر آنکه استیفای حق متوقف بر آن باشد) «حرام»

4. عدالت در حکم برای قاضی «واجب»

(حتی اگر یکی از طرفین مسلمان و دیگری غیر مسلمان باشد.)[2]

5. رعایت مساوات بین دو طرف برای قاضی در سلام و جواب سلام و نگاه و کلام و ... اگر هر دو مسلمان باشند. «واجب»

6. قاضی به یکی از طرفین، در حالی که نمی‌داند حق با اوست، چیزی را القاء کند که در غلبه کمک به او بشود. «حرام»

7. گرفتن رشوه توسط قاضی چه برای حکم حق و چه برای حکم باطل، چه بعنوان رشوه یا هبه یا هدیه یا بیع محاباتی.«حرام»[3]

8. پس دادن رشوه به صاحب آن به هر عنوان که اخذ شده باشد (به عنوان رشوه، هبه، بیع محاباتی و ...) «واجب»[4]

9. دادن رشون به قاضی به هر عنوان برای حکم باطل، و حتی برای حکم حق در صورتی که رسیدن به حق متوقف بر آن نباشد. «حرام»

10. عهده‌دار شدن منصب قضاوت از طرف حاکم جائر در حال اختیار و بدون اینکه مصلحتی در کار باشد. «حرام»[5]

11. حضور در محکمه شرع در صورتی که مدعی نزد حاکم شرع شکایت کرده و حاکم شرع طرف دیگر را احضار کرده باشد. «واجب»[6]

12. شهادت باطل «حرام»[7]

13. پنهان کردن شهادت و اظهار نکردن آن «حرام»

اگر این مرد را دیوث بنامی گناهی مرتکب نشده‌ای!

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

أیُّما رَجُلٍ رَضِیَ بِتَزَیُّنِ امرَأَتِهِ وتَخرُجُ مِن بابِ دارِها، فَهُو دَیّوثٌ، ولا یَأثَمُ مَن یُسَمّیهِ دَیّوثا. وَالمَرأَةُ إذا خَرَجَت مِن بابِ دارِها مُتَزَیِّنَةً مُتَعَطِّرَةً وَالزَّوجُ بِذاکَ راضٍ، بُنِیَ لِزَوجِها بِکُلِّ قَدَمٍ بَیتٌ فِی النّارِ.

هر مردی که زنش آرایش کند و از منزل خارج شود دیوث است و هرکس او را دیوث بنامد گناهکار نیست. و هر زنی که‏زینت کرده و خوشبو از منزل خارج شود وشوهرش بدان امر راضی باشدخدا در مقابل هر قدمی که برمیدارد برای شوهرش خانه‏ای دردوزخ بناخواهد کرد.

جامع الأخبار(للشعیری)، ص: 158

دیوث کیست؟ (تیتر جنجالی نشریه یالثارات)

نشریه یالثارات در شماره اخیر خود عکس هایی از هنرمندان در مراسم جشن حافظ که چند روز پیش برگزار شده بود، منتشر کرد  و در مطلبی با عنوان "دیوث کیست؟ " نوشت:

امام صادق فرمودند: «بهشت بر دیّوث (کسی که نسبت به زن و دختر و خواهرش و ... بی تفاوت است و غیرت ندارد) حرام است.» (1)

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «هر مردی که زنش خود را آرایش کند و با آن حالت از منزلش بیرون آید، آن مرد دیوث می باشد و اگر کسی چنین مردان بی تفاوت در مقابل همسر و (دختران و خواهرانشان) را دیوث بنامد گناهی نکرده است و نیز زنی که خود را رینت و خوشبو نماید و از خانه اش خارج شود و شوهرش به این کار راضی باشد برای هر قدمی که این زن بر می دارد برای شوهرش خانه ای در جهنم بنا می شود.» (2)

سه کسند که خداوند بهشت را بر آنها حرام کرده است؛ شرابخوار و آنکه پدر و مادر از او ناراضی باشند و دیوث که بی ناموسی را در خانواده خود ندیده بگیرد. (3)

پایگاه اطلاع رسانی بنیاد اسراء بعد از دیدار آیت الله جوادی آملی با عارف نماینده تهران و جمع دیگری از نمایندگان منتخب مجلس شورای اسلامی در روز یکشنبه 19 اردیبهشت سال جاری به کاربرد اصطلاح «دیاثت» از سوی آیت الله جوادی آملی پرداخت و در این رابطه نوشت: «فقیهان شیعه، در ابواب قضاء حدود و شهادت، بر اساس روایات معتبر امامان معصوم (علیهم السلام) احکام متعددی برای «دیوث» و «دیاثت» مطرح کرده اند. همانطور که در کتاب شریف مجمع البحرین آمده در اصطلاح ایشان، «دیوث» به مرد بی غیرتی گفته می شود که مردان بیگانه را بر همسرش وارد می کند.

دیاثت از گناهان کبیره است به گونه ای که در روایتی از وجود مقدس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) آمده است که دیوث بوی بهشت را استشمام نمی کند. امام صادق (علیه السلام) نیز می فرماید: «بهشت بر دیوث حرام است». از این رو شهادت دیوث نیز در محاکم شرعی پذیرفته نیست.

1. کافی: ج 5 ص 537 .

2. بحار اانوار ج 103 ص 249 - سفینه البحار ج 2 ص 586

3. مفاتیح الجنان - 1221

این هم واکنش جالب غفوریان و پیشنهاد وی برای جشن حافظ 96

به لینک ذیل هم حتما مراجعه کنید:

بررسی حکم شرعی توهین نشریه یالثارات به بازیگران و واکنش جالب غفوریان به این موضوع

برخی از واجبات و محرّمات اقتصادی


1. خمس در منفعت کسب، معدن، گنج و ... «واجب»[1]

2. پرداختن خمس مازاد مخارج سالانه خود و عیالات خود، از درآمد کارهای تجارتی، صنعتی یا کسب‌های دیگر «واجب»[2]

3. پرداختن خمس مازاد بر مخارج سالانه اگر به واسطه قناعت کردن زیاد آمده باشد «واجب»[3]

4. نپرداختن خمس ولو مقدار جزئی و کم باشد، از مصادیق ظلم بر حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ و فرزندان آن حضرت و غصب حق آنهاست و از معاصی کبیره است «حرام»[4]

5. حلال شمردن نپرداختن خمس، ولو مقدار کم و جزئی باشد، در صورت توجه به اینکه خمس از ضروریات دین است و در صورت توجه به اینکه انکار ضروری دین به انکار رسالت برمی‌گردد کفر است «حرام»

(کفر از بالاترین حرامهاست و چنین کسی محکوم به کفر است)[5]

6. ربا «حرام»[6]

7. کسب کردن برای بدهکاری که نمی‌تواند بدهکاری خود را بدهد، برای پرداخت بدهی. الف: اگر کاسب است «واجب» ب: اگر کاسب نیست، ولی می‌تواند کسب کند «احتیاط واجب»[7]

8. یاد گرفتن احکام تجارت و سایر انواع کسب‌ها و مسائل مربوط به آنها برای کسانی که به آن می‌پردازند «واجب» (برای تشخیص معاملات صحیح از فاسد و سالم ماندن از ربا)[8]

9. زکات در 9 چیز (گندم، جو، خرما، کشمش، طلا، نقره، شتر، گاو، گوسفند) «واجب»[9]

10. کم فروشی «حرام»[10]

11. غِش (تقلب) در معامله

(مانند مخلوط کردن آب با شیر و مخلوط کردن روغن نباتی با روغن حیوانی و مانند آن، بدون اعلام) «حرام»[11]

12. خرید و فروش تریاک «حرام»[12]

13. غصب مال یا حق دیگران «حرام»[13]

14. حبس حقوق دیگران بدون عذر «حرام»[14]

15. اسراف «حرام»[15]

16. اخذ اجرت برای کاری که برای او واجب عینی است «حرام»[16]

17. کم کاری برای کسانی که در مقابل کار اجرت می‌گیرند (مانند: کارمندان، کارگران و ...) «حرام»[17]

18. پرداخت بدهی به هنگام سر رسید و مطالبه بستانکار «واجب»[18]

19. تأخیر در پرداخت بدهی در صورت قدرت بر پرداخت آن «حرام».

20. نیت پرداخت بدهی در صورت قدرت برای کسی که فعلاً قدرت ندارد «واجب»

21. مطالبه بدهی از بدهکار تنگدست که در صورت پرداخت به عسرت و سختی می‌افتد «حرام»

22. مهلت دادت بدهکار تا هنگامی که دستش باز شود «واجب»

وجوب یاد گرفتن و یاد دادن واجبات و محرمات

واجب بودن یادگرفتن مسائل مورد نیاز

مسائلی را که انسان غالباً به آنها احتیاج دارد، واجب است یاد بگیرد.[1]

وجوب اجتهاد یا احتیاط یا تقلید

(انسانِ مکلَّف) باید در احکام غیر ضروریِ دین[2] باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل بدست آورد، یا از مجتهد تقلید کند، یعنی به دستور او رفتار نماید، یا از راهِ احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است. مثلاً اگر عدّه‌ای از مجتهدین عملی را حرام می‌دانند و عدّة دیگر می‌گویند حرام نیست آن عمل را انجام ندهد، و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحّب می‌دانند آنرا بجا آورد. پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی‌توانند به احتیاط عمل کنند، واجب است از مجتهد تقلید نمایند.[3]

بیان قرآن درباره عاقبت ترک واجبات و انجام محرّمات


«ترک واجبات» و «انجامِ محرَّمات» و به بیان دیگر معصیت و نافرمانی پروردگار عالم یا همان گناه دارای پیامدهای هلاک کننده و وحشتناکی است که قرآن کریم در ضمن آیات شریفش به بیان آنها می‌پردازد.

در سوره نساء سرانجام معصیت کاران اینگونه بیان می‌شود:

« وَ مَنْ یعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یتَعَدَّ حُدُودَهُ یدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِیها وَ لَهُ عَذابٌ مُهِینٌ»[1]

آنکه خدا و رسول را نافرمانی کند و از حدود الهی تجاوز کند، خداوند او را داخل در آتشی می‌کند که برای همیشه در آن خواهد بود، و برای او عذابی خوار کننده فراهم است.

و در سوره جنّ به جایگاه و منزل ابدی آنان اشاره دارد که:

« وَ مَنْ یعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فِیها أَبَداً»[2]

آنکه خدا و رسولش را نافرمانی کند، یقیناً آتش جهنم برای اوست که برای ابد در آن خواهد بود.

حکایتهای قرآن از تاریخ امتّهای نافرمان گذشته و آنچه بر سر آنان آمده است، برای عبرت گرفتن ماست.

در سوره بقره سرانجام قوم بنی‌اسرائیل که قومی معصیت کار بودند، اینگونه بیان می‌شود:

« ضُرِبَتْ عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْکنَةُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ»[3]

ذلّت و خواری و فقر و آزمندی آنها را فرو پوشاند و بخود پیچید و آنها مشمول غضبی از پروردگار شدند.

و در پایان آیه به علّت و سبب این عذاب اشاره می‌کند که: «ذالک بِما عَصَوْا وَ کانُوا یعْتَدُونَ»

این (عقوبت و عذاب) به سبب عصیان و نافرمانی آنها بود و بدان جهت بود که آنها تجاوز (از حدود و فرامین الهی) می‌کردند.

یقیناً آیات خدا برای بیداری ماست که در قلبهای اهل ایمان دارای اثری بسزاست و منشأ اثر در رفتار و کردار آنهاست. اما قلبهائی که قساوت بر آنها غلبه کرده کوچکترین بهره‌ای از آن ندارند.

خدایا قلبهای ما را از قساوت و سختی برهان و در برابر هر آنچه حق است نرم گردان تا پذیرای حق باشد و از آنچه بر دیگران گذشته است عبرت گیرد.

امید آنکه آیات الهی ما را بیدار و از غفلتها برهاند.



[1] . سوره نساء، آیه 14.

[2] . سوره جنّ، آیه 23.

[3] . سوره بقره، آیه 61.

واجب چیست؟ حرام چیست؟ ارتباطشان با گناه چیست؟

واجبات آن کارهائی است که خداوند به انجامِ آنها امر فرموده است،[1] به نحوی که ترک آنها عقوبت و عذاب الهی را در پی دارد.[2] به واجبات الهی، فرائض نیز گفته می‌شود[3] و مفرد آن فریضه است.

محرّمات آن کارهائی است که خداوند ما را از انجامِ آنها نهی فرموده است،[4] و حرام عبارت است از کار ممنوع.[5] انجام محرّمات نیز مانند ترکِ واجبات موجب عقوبت الهی است.[6]

گناه به ارتکاب یا انجام فعل حرام و یا ترک یا عدم انجام واجب گفته میشود.

-----------------------------------

[1]. البتّه بعضی واجبات را عقل حکم به وجوب آن می کند. مثل شناخت خدا و معرفت نبوّت، رجوع شود به مفردات راغب، ص 512.

[2]. تعریف واجب از زبان فقهاء: «الواجبُ ما اذالم یفعله یستحقّ العقاب» واجب آن چیزی است که وقتی (مکلَّف) انجام ندهد مستحقّ عقاب و کیفر می‌گردد. مفردات راغب، ص 512.

[3]. فرض الله الاحکام علی عباده: اوجبها المنجد، ص 577.

[4]. بعضی از کارهای حرام را عقل حکم به حرمت آن می‌کند. رجوع شود به مفردات راغب، ص 114.[5]. الحرام: الممنوع منه مفردات راغب، ص 114.

[6]. فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب، در حلال آن (یعنی دنیا) حساب است و در حرام آن عقاب، نهج البلاغه، خطبة 82 (تحقیق دکتر صبحی صالح، ص 106).

از عواقب ترک فریضه امر به معروف و نهی از منکر

در وصایای حضرت امیر‌ـ علیه السّلام ـ به حضرت امام حسن ـ علیه السّلام ـ و امام حسین ـ علیه السّلام ـ پس از ضربت خوردن و در ساعات پایانی عمر شریفشان، می‌خوانیم:

 لَا تَتْرُکُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَیُوَلَّى عَلَیْکُمْ [أَشْرَارُکُمْ‏] شِرَارُکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا یُسْتَجَابُ لَکُم‏

... امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید، که در ان صورت اشرارتان بر شما تسلّط می‌یابند. پس در آن هنگام دعا می‌کنید و مستجاب نمی‌شود.

نهج البلاغه، تحقیق دکتر صبحی صالح، ص 422.

تقسیم واجبات و محرمات به عمومی و اختصاصی

همه انسانها بطور یکسان و به یک شکل در معرض معصیت نیستند،  بلکه هر کس که تکلیفی به صورت «انجامِ کاری» (واجب) یا «ترکِ کاری» (حرام) بر او متوجه است، از ناحیه آن تکلیف، در معرض نافرمانی و معصیت است.

بنابراین زمینه‌ها و ابعاد معصیت ـ یعنی: «ترکِ واجب» و «انجامِ حرام» ـ نیز برای افراد، متفاوت است.

نتیجه آنکه: دامنة فریضه «توبه» ـ «توبه از معصیت»، «توبه از ترکِ واجب و فعلِ حرام»ـ نیز برای افراد یکسان نبوده و بسیار متفاوت است.

برای شناختِ بهترِ «توبه» و «قلمرو و دامنة فریضة توبه»، باید «واجبات» و «محرّمات» را خوب بشناسیم.

برخی واجبات عمومی است ولی بسیاری از واجبات اختصاص به افرادی خاصّ دارد  و  بر حسب زمان، مکان و موقعیّت و توان افراد و وضع اجتماع و اوضاع مسلمین متفاوت است. یعنی یک فرد معین، در زمانِ خاصّی، ممکن است، دارای تکلیفی باشد، که در زمانهای دیگر آن تکلیف را ندارد. یا اینکه کسی دارای توانی است که به جهت داشتن آن توان، تکلیف بر عهدة اوست (مثل برخی متخصّصین) اما فرد دیگر که دارای آن توان نیست و بلکه زمینه برای کسب آن توان برای او فراهم نبوده است آن تکلیف را ندارد، و همینطور بسیاری از تکالیف که تابع متغیرهای مختلف است، برحسب تغییرِ آنها، متفاوت خواهد بود. و در محرَّمات نیز همینگونه است.

مثال برای واجبات عمومی

تکلیف دیگران در مقابل گناه‌کار

اگر شخص معصیت کار از گناه و معصیت خویش، یعنی: «انجام حرام یا ترک واجب» توبه کرد و این توبه بر دیگران ظاهر و آشکار شد، دیگران هیچ تکلیفی نسبت به او نخواهند داشت، امّا اگر توبه نکرد و یا توبة او بر دیگران ظاهر و آشکار نشد، بر دیگران واجب است که او را امر و وادار به توبه نمایند. حتّی اگر شکّ داشته باشند که آیا توبه کرده یانه، باز هم «امر او به توبه» بر آنها واجب است.

«امر به توبه» که توسّط دیگران انجام می‌گیرد، تکلیفی است که خداوند بر عهدة آنان نهاده است، و در صورت کوتاهی در انجام این واجب، مورد عقوبت و عذاب الهی خواهند بود. بنابراین، فرد خطاکار نباید از انجام تکالیف آنان که او را «امر به توبه» می‌کنند، دلگیر و آزرده شود. چرا که دیگران روی خصومت شخصی و برای ایراد گرفتن از او و برای آزردن او این عمل را انجام نمی‌دهند، بلکه آنان به تکلیف و واجب خویش عمل می‌کنند، که در صورت ترک آن، خود گرفتار گناه و معصیت خواهند بود، همانگونه که اگر کسی نماز واجب را ترک کند.

چهار رکعت نماز برای نجات از آتش جهنم

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله:

مَنْ صَلَّى لَیْلَةَ الْأَحَدِ أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ یَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ الْحَمْدَ مَرَّةً وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ خَمْسِینَ مَرَّةً حَرَّمَ اللَّهُ جَسَدَهُ‏ عَلَى‏ النَّارِ وَ...

هر کس در شب یکشنبه چهار رکعت نماز بخواند (دو نماز دو رکعتی) به این صورت که در هر رکعت یک حمد و پنجاه توحید،، خداوند بدن او را بر آتش جهنم حرام گرداند و... .

. جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع؛؛ ص 55

عفو از قاتل شهید امر به معروف و نهی از منکر( روزه خواری علنی و مزاحمت برای نوامیس)

 وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ

(ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.﴿۱۶۹ آل عمران ﴾

بخشی از گفتگوی پدر شهید محبی، شهید امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با روزه خواری علنی و مزاحمت برای نوامیس مردم است که قاتل پسر خود را بخشید تا در کنار درس امر به معروف، درس بخشش هم به مردم بدهد.

پدر شهید:
دوم ماه رمضان (سال 78 محله امام حسین(ع)تهران) بود، از مسجد به خانه آمدم که پسر بزرگم تلفنی به من خبر داد که به بیمارستان بوعلی بروم. به بیمارستان که رسیدم، دیدم همه فرزندانم به جز هادی آنجا هستند، چون هادی نزدیک بیمارستان بوعلی، مغازه الکتریکی داشت. سوال که پرسیدم، پسر بزرگم گفت هادی دعوا کرده و با چاقو او را زده‌اند، گفتم هادی اهل دعوا نیست، همیشه کارهایش را با خنده و گفت‌وگو کردن پیش می‌برد. چند ساعت بعد هم خبر شهادتش را به ما دادند.
به ما گفتند که هادی را دفن نکنیم تا مسائل حل شده و فضا آرام شود. خود ما هم فردای بعد از شهادت فهمیدیم که او «شهید امر به معروف و نهی از منکر» است. گویا هادی در حال رفتن به مسجد بوده که شخصی به نام حامد را می‌بیند که در ماه رمضان در حالی که سیگار می‌کشیده، مزاحم نوامیس مردم شده است. هادی به او تذکر می‌دهد که این کار را نکند، حامد هم هادی را تهدید می‌کند که شیشه‌های مغازه‌اش را خواهد شکست. پسرم توجه نمی‌کند و به مسجد می‌رود، در بازگشت حامد و 11 نفر از دوستانش جلو هادی را می‌گیرند و 11 ضربه چاقو به او می‌زنند که آخرین آن رگ شریان دست هادی را قطع می‌کند.

(امیدوارم فرزند شهیدم) ما را شفاعت کند و با شفاعتش ما از آتش جهنم نجات یابیم.
 (عفو و گذشت از قاتل فرزندمان) برای ما خیلی سخت بود. اما تلاش کردیم با این موضوع کنار بیاییم تا جایی که همسرم قبل از چهلم هادی قاتلش را عفو کرد. من هم لحظه‌ای که هادی را به خاک می‌سپردیم به خدا گفتم این قربانی را از ما قبول کن، ما این فرزندمان را در راه شما دادیم. در نهایت هم روزی که برای اجرای حکم رفته بودیم، قاتل را عفو کردم.

مشروح گفتگو در آدرس: namehnews.ir

گناهانی که در دنیا و آخرت پاک نخواهند شد

امام زین العابدین علیه السلام :

 یَغفرُ اللّه ُ لِلمُؤمنِ کلَّ ذنبٍ و یُطَهِّرهُ مِنهُ فِی الدنیا و الآخرةِ ما خَلا ذَنبَینِ: تَرْکَ التقیَّةِ ، و تَضییعَ حُقوقِ الإخوانِ .

خداوند هر گناهى را از مؤمن مى بخشد و در دنیا و آخرت او را از آن گناه پاک مى سازد، مگر دو گناه : ترک تقیّه، و ضایع کردن حقوق برادران .

میزان الحکمه، ج‏4، ص:272، ح:6786

آشکارا گناه کردن موجب تعجیل کیفرها

روزه خواری نکن، اگر روزتو خوردی در خفا بخور

حضرت امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام) :

مُجاهَرَةُ اللّهِ سبحانَهُ بالمعاصِی تُعَجِّلُ النِّقَمَ.

آشکارا معصیت خدا کردن کیفرها را شتاب مى‏بخشد.

میزان الحکمه حدیث 6764.

نجاست نخور اگر خوردی در خفا بخور

یکی از کسانی که به خودش واگذار می شود

امام رضا علیه السلام :

المُذِیعُ بالسیّئةِ مَخذُولٌ ، و المُستَتِرُ بالسیّئةِ مَغفورٌ لَهُ

 کسى که گناه[خود] را آشکار کند به حال خود وا نهاده شود و کسى که گناه را پوشیده بدارد ، آمرزیده گردد .

 بحار الأنوار: 73/ 356/ 67.

گفتن گناه به دیگران ممنوع

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

کُلُّ اُمَّتِی مُعافى إلاّ المُجاهِرِینَ الذینَ یَعمَلونَ العَمَلَ باللیلِ فَیَستُرُهُ رَبُّهُ ، ثمّ یُصبِحُ فیقولُ : یا فلانُ إنّی عَمِلتُ البارِحةَ کذا و کذا ! .

همه امّت من بخشوده مى شوند، مگر پرده دران ؛ یعنى کسانى که در شب، کارى [خلاف ]انجام مى دهند و پروردگارشان آن را پرده پوشى مى کند، اما صبح که مى شود مى گویند : فلانى! من دیشب چنین و چنان کردم .

 کنز العمّال: 10338.

گناهی به نام "رضایت به گناه"

رضایت به گناهِ گنهکار و خاموشی در برابر گناه نیز از عوامل زمینه ساز اجتماعی گناه است و نقش به سزایی در پیدایش و استمرار گناه دارد.

خداوند به یهودیان زمان پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم که به پیامبر کُشی اجدادشان راضی بودند می فرماید، «شما قاتل هستید!» چنانکه این مطلب در آیه ۱۸۳ آل عمران آمده است.

امام صادق(ع) آنان را که در عصر ایشان به قتل امام حسین(ع) در کربلا خشنود بودند قاتل معرفی کرد و با استناد به آیه مذکور فرمود: رضایت به قتل، انسان را در صف قاتلین قرار می دهد.[1]

چهل حدیث همت و کار مضاعف

راویان و حدیث پژوهان مسلمان از همان سده های نخستین طلوع اسلام در حفظ و پاسداری از این میراث پر ارج سعی وافر داشته اند. از همین روی یکی از سنت های حسنه ای که از دیرباز تا کنون در میان محدثان و دانشمندان اسلامی جریان داشته سنت نیکوی چهل حدیث نگاری است.

چنین می نماید که دانشمندان اسلامی در پاسداشت این سنت دیرینه ملهم از روایت درربار نبوی بوده اند که فرمود: من حفظ من امتی اربعین حدیثا مما یحتاجون الیه من امر دینهم، بعثه الله یوم القیامه فقیها عالما. (خصال، الصدوق،319-302)

هر کس از امت من چهل حدیث از احادیث دینی مورد نیاز جامعه را حفظ کند خداوند متعال او را در روز قیامت به عنوان فقیه و دانشمند محشور خواهد کرد.»

امروز که دستاوردهای زندگی پیچیده ماشینی، مولود نافرخنده اضطراب را برای بشر جدید به بار آورده است، برای رسیدن به ساحل آرامش و ماندن در مسیر، به این سرمایه جاری و جاودان، محتاجیم بیش از همیشه.

همین بهانه، ما را برآن داشت تا در هر دیدار، چهل حدیثی راهگشا با اولویت موضوعات مبتلا به و کاربردی، به محضر عزیزتان عرضه بداریم.

 پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)

1. طَلَبُ الحَلالِ فَرِیضَةٌ عَلَی کُلِّ مُسلِمٍ و مُسلِمَةٍ

طلب مال حلال، بر هر مرد و زن مسلمان واجب است. جامع الاخبار، ص 389، حدیث 1079

اقسام روزه داران


روزه سه مرتبه و درجه داردو روزه داران هم بر این اساس به سه گروه تقسیم می شوند:

1. روزه عام:

عبارت است از امساک و خوددارى از مبطلات روزه، که در روایات به این نوع روزه اشاره شده،

امام على(علیه السلام) مى فرمایند: «کَمْ مِن صَائِم لَیْسَ لَهُ مِنَ الصِّیامِ إلاّ الظَّمَأ...; چه بسا روزه دارانى که از روزه خود جز تشنگى، بهره اى ندارند».(1)

همچنین رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرموده اند: «رُبَّ صَائِم حَظُّهُ مِن صِیامِه الجُوعُ والعَطَشُ; چه بسا روزه دارى که بهره اش از روزه گرفتن، گرسنگى و تشنگى است».(2)

این افراد چشم، گوش و زبانشان روزه نیست بلکه مشغول گناه است.

از علامات منافق: ریاء در نماز

ریا کاری در نماز از ویژگیهای منافقان و نشانه‌های نفاق به شمار رفته است:

«إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَ هُوَ خَادِعُهُمْ وَ إِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ کُسَالَى یُرَآؤُونَ النَّاسَ وَ لاَ یَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلاً » (نساء/142)

«منافقان می‌خواهند خدا را فریب دهند و هنگامی که به نماز بر‌می‌خیزند، با کسالت بر می‌خیزند، و در برابر مردم ریا می‌کنند و خدا  را جز اندکی یاد نمی‌نمایند.»   

 از پیامبر اسلام (ص) پرسیدند: چگونه انسان با خداوند خدعه می‌کند فرمود:«به امر خداوند عمل می‌کند و از این عمل، غیر خدا را قصد می‌کند بنابراین از ریا و تظاهر بپرهیزید که ریا، شرک است.»

مجمع البیان، فی تفسیر القرآن ج3، ص 198.

باطل شدن صدقه با منت، اذیت و ریاء

ریاکاران و انفاق کنندگانى که منّت مى نهند، بهره و ثمره اى از کار خود به دست نمى آورند. همان گونه که یک کشاورز که بر زمین سخت و سنگى بذرافشانى مى کند، هم بذرش را از دست مى دهد و هم تلاش بى حاصل مى کند، انفاق هاى ریاکارانه و پرمنّت نیز، نه تنها ثوابى عاید انفاق کننده نمى کند، بلکه مال انفاق شده را نیز از بین مى برد.

خداوند متعال در این باره می فرمایند:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَ الأذَى کَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَ لاَ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ » (بقره/264)

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بخشش‌های خود را با منّت و آزار باطل نسازید همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می‌کند و به خدا و روز رستاخیز ایمان نمی‌آورد.»

از این رو ریا و تظاهر، عملى بى بنیان و ناپایدار است و ریاکار و متظاهر، محکوم به رسوایى است; زیرا هر رویداد و پدیده اى ممکن است، پرده هاى ریاى آنان را بدرد و حقیقت پرفریب آنان را آشکار سازد. همان گونه که در این آیه شریفه، قطره هاى باران، لایه خاک روى سنگ را مى شوید و حقیقت سختى سنگ را نمایان مى سازد.

منبع: مثالهای زیبای قرآن جلد ۱  آیة اللّه مکارم شیرازى

مطالب بیشتر در: مقاله: ریاء و ریاکاری

روزه کفاره و اقسام آن


‏روزۀ کفّاره بر چند قسم است: 

1- کفاره جمع: روزه کفّاره اى است که با آن چیز دیگرى‏‎ ‎‏هم واجب است، و دو مورد دارد:

الف) کفّارۀ قتل عمدى است که در آن هر سه نوع کفّاره (بنده آزاد کردن،‏‎ ‎‏شصت روز روزه گرفتن و شصت فقیر اطعام کردن) واجب است.

ب)کفّارۀ باطل کردن روزه با کار حرام در ماه رمضان.‏ بنابر‏‎ ‎‏احتیاط (واجب)

2- کفاره ترتیبی:روزۀ کفّاره اى است که پس از عجز از غیر روزه واجب مى شود،

و آن‏‎ ‎‏عبارت است از

الف)کفّارۀ ظِهار

ب)کفّارۀ قتل خطایى،در این دو مورد، بعد از آن که نتواند‏‎ ‎‏بنده آزاد کند، روزه واجب مى شود.

ج)کفّارۀ افطار قضاى ماه رمضان در عصر که بعد از عجز از‏‎ ‎‏اطعام روزه واجب است.

د)کفّارۀ یمین (قسم) و آن عبارت از یک بنده آزاد کردن یا ده‏‎ ‎‏فقیر سیر نمودن یا پوشاندن است و اگر هیچ کدام را نتوانست، باید سه روز روزه بگیرد.

ذ)کفّارۀ این که زن صورت خود را در مصیبت بخراشد به طورى که خون بیرون آید و یا موى‏‎ ‎‏سر خود را در مصیبت بکَند

ر)کفّارۀ این که مرد جامۀ خود را در مصیبت زن یا فرزند خود‏‎ ‎‏بِدَرد که کفّارۀ این دو مثل کفّارۀ یمین است. ز)کفّارۀ کوچ کردن عمدى قبل از غروب از‏‎ ‎‏عرفات که بعد از آن که نتواند شترى قربانى کند، باید هجده روز روزه بگیرد.

اقسام روزه از نظر احکام تکیفی

روزه از نظر احکام تکلیفی بر چهار نوع واجب، حرام، مکروه و مستحب تقسیم می شود که عبارتند از:

روزه‌های واجب
روزه‌ی ماه مبارک رمضان.

روزه‌ی قضا.

روزه‌ی کفاره.

روزه‌ی قضای پدر و مادر بر پسر بزرگ.

روزه‌ی مستحبی که به واسطه‌ی نذر و عهد و قسم واجب شده است.

روزه های مستحب

روزه تمام روزهای سال ، غیر از روزهای حرام و مکروه که گفته شد ، مستحب است . و برای بعضی از روزها بیشتر سفارش شده است که از آن جمله است :
1 ـ پنجشنبه اول و پنجشنبه آخر هر ماه ، و چهارشنبه اولی که بعد از روز دهم ماه است ، و اگر کسی آنها را بجا نیاورد ، مستحب است قضا نماید ، و چنانچه اصلاً نتواند روزه بگیرد ، مستحب است برای هر روز یک مُد طعام یا 6/12 نخود نقره سکّه‏دار به فقیر دهد .
2 ـ سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه .
3 ـ تمام ماه رجب و شعبان و بعضی از این دو ماه اگر چه یک روز باشد .
4 ـ روز عید نوروز .
5 ـ روز چهارم تا نهم شوال .
6 ـ روز بیست و پنجم و بیست و نهم ذیقعده .
7 ـ روز اول تا روز نهم ذیحجّه (روز عرفه) ، و لی اگر بواسطه ضعف روزه نتواند دعاهای روز عرفه را بخواند ، روزه آن روز مکروه است .
8 ـ روز عید سعید غدیر (18 ذیحجّه) .
9 ـ روز مباهله (24 ذیحجّه) .
10 ـ روز اول و سوم و هفتم محرّم .
11 ـ روز میلاد مسعود پیغمبر اکرم صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله ‏و سلم (17 ربیع الأول) .
12 ـ روز پانزدهم جمادی الأولی .
13 ـ روز مبعث حضرت رسول اکرم صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله ‏و سلم (27 رجب) .

منبع: رساله عملیه آیت الله سیستانی

روزه های مکروه


روزه روز عاشورا
روزه روزی که انسان شک دارد روز عرفه است یا عید قربان
روزه مستحبی میهمان بدون اجازه میزبان
روزه مستحبی میهمان با نهی میزبان
روزه روز عرفه اگر موجب ناتوانی و ضعف شخص از دعای عرفه شود.
روزه مستحب برای کسی که به طعامی دعوت شده 
روزه استحبابی در سفر ، جز روزه سه روز در مدینه جهت برآمدن حاجت.
منبع: کتاب چگونه باید روزه گرفت؟(عبدالرحمن انصاری و ید الله مقدسی) و عروةالوثقی

روزه‌های واجب


روزه‌ی ماه مبارک رمضان.

روزه‌ی قضا.

روزه‌ی کفاره.

روزه‌ی قضای پدر و مادر بر پسر بزرگ.

روزه‌ی مستحبی که به واسطه‌ی نذر و عهد و قسم واجب شده است.

روزه‌ی روز سوم از ایام اعتکاف.

روزه‌ی استیجاری.

روزه‌ی بدل از قربانی در حج تمتع (اگر حاجی در حج، قدرت بر قربانی نداشته و نتواند قرض کند باید به‌ جای آن ده روز روزه بگیرد که سه روز آن را در سفر حج و هفت روز آن را در وطنش می‌باشد.)

منبع: کتاب چگونه باید روزه گرفت؟(عبدالرحمن انصاری و ید الله مقدسی)

۱ ۲ ۳
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:
الذُّنوبُ الدّاءُ، و الدَّواءُ الاستغِفارُ، و الشِّفاءُ أن لا تَعودَ.
گناهان بیماری‎اند و دارو استغفار است و شفایش به این است که به گناه باز نگردند.
با توجه به حدیث شریف بیماری جامعه ما و افراد آن گناه است و بدترین بیماری آن است که صاحب آن از وجودش مطلع نباشد یا آنرا بیماری نداند.
سعی بنده این است که به عنوان یک طلبه علوم دینی به انجام وظیفه در جبهه جهاد جنگ نرم به معرفی مصادیق، ریشه ها و علل بروز گناهان، آثار و عواقب دنیوی و اخروی، معرفی راه های پیشگیری و درمان گناه بپردازم.
در ضمن محوریت با بحثهای گناهان شایع و مبتلی به است.
باشد که مرضی رضای پروردگار متعال و باعث خشنودی مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.
موضوعات
پیوندها
Designed By Erfan Powered by Bayan