گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

گناه شناسی

سیصد و سیزده فدائی منجی انسانهایی هستند حلال زاده، با تربیتی درست، با ایمانی استوار چون کوه، دارای کسب حلال و گوش،چشم،زبان،شکم و دامن پاک

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام:
الذُّنوبُ الدّاءُ، و الدَّواءُ الاستغِفارُ، و الشِّفاءُ أن لا تَعودَ.
گناهان بیماری‎اند و دارو استغفار است و شفایش به این است که به گناه باز نگردند.
با توجه به حدیث شریف بیماری جامعه ما و افراد آن گناه است و بدترین بیماری آن است که صاحب آن از وجودش مطلع نباشد یا آنرا بیماری نداند.
سعی بنده این است که به عنوان یک طلبه علوم دینی به انجام وظیفه در جبهه جهاد جنگ نرم به معرفی مصادیق، ریشه ها و علل بروز گناهان، آثار و عواقب دنیوی و اخروی، معرفی راه های پیشگیری و درمان گناه بپردازم.
در ضمن محوریت با بحثهای گناهان شایع و مبتلی به است.
باشد که مرضی رضای پروردگار متعال و باعث خشنودی مولایمان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۵۵ مطلب با موضوع «انواع پستها :: تمثیل» ثبت شده است

محبت به دنیا و غرق شدن در امور دنیوی طبق آموزه های دینی سرچشمه همه گناهان است. جالبتر اینکه در این اینکه نوع انسانها هرچه بیشتر از دنیا بهره مند شوند حرص و طمعشان نسبت به آن افزایش پیدا کرد  حضرت باب الحوائج امام موسی بن جعفر علیه السلام ضمن تمثیلی زیبا این مطلب را بیان می دارند:

مَثَلُ الدُّنیا مَثَل مَاءِ البَحر، کُلَّما شربَ مِنهُ العَطشان أزدادَ عَطَشاً حَتّی یقتِله
دنیا چون آب دریاست، هر چه تشنه کامش بیشتر نوشد، بیشتر تشنه شود تا او را بکشد.

تحف‌العقول ، ص‌ 417

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۵ ، ۲۲:۴۱

سؤال: به فرموده قرآن یکی از راه های کنترل هوای نفس در ارتکاب گناهان و انجام مفاسد پناه بردن به نماز است اما اگر واقعا نماز، انسان را از فحشا و منکر باز مى‌‏دارد، چرا بعضى نمازگزاران باز هم مرتکب خلاف مى‌‏شوند؟

۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۵ ، ۱۹:۰۰

 

امروز یکی از دانشجوهایی که خونمون اومده بود قضیه ی جالب و در عین حال عبرت آموزی رو نقل کرد. گفت: با چند تا از رفیقام سوار تاکسی بودیم که راننده ی تاکسی برای اینکه ما رو نصیحت کنه که در این سنین جوانی مواظب خودتون باشید، گفت: بیست سی سال قبل وقتی که 18 سالم بود، توی محلمون یک زن خراب زندگی می کرد که شوهر هم داشت. یه بار وسوسه شدم که باهاش رابطه داشته باشم. خلاصه وقتی که شوهرش نبود رفتم خونش و .... که در خونشو زدند. زن فوری لباساشو پوشید و رفت دم در. شوهرش اومده بود. زن هم گفت: حاجی امروز آبگوشت داریم برو چند تا نون بخر و بیا. شوهرش رفت و من هم لباسمو پوشیدم و از خونه زدم بیرون. این بود تا چند سال قبل که بین روز با تاکسی رفتم خونه. همین که در را زدم، زنم اومد در خونه و گفت: حاجی آبگوشت داریم، برو چند تا نون بخر وبیا! چون جمله اش دقیقا شبیه جمله ی سی سال قبل اون زن خراب بود، ناگهان خاطره ی اون روز در ذهنم تداعی شد و دلم آشوب شد. فوری رفتم در تاکسی نشستم و منتظر شدم. بعد از لحظاتی دیدم جوانی از خانه ام بیرون زد. صداش زدم و گفتم: سوار شو. گفت: تو کی هستی؟ گفتم: سوار شو تا بهت بگم. وقتی سوار شد، گفتم: من شوهر همون زنی هستم که الآن باهاش مشغول بودی! از ترس شروع به لرزیدن کرد. گفتم: نترس، حقم بود و خاطره ی دوران جوونیمو واسش تعریف کردم و گفتم: تو هم منتظر چنین روزی باش! بعد از این قضیه هم زنم رو طلاق دادم. این را براتون گفتم که مراقب رفتارتون باشید و گول وسوسه های شیطون رو نخورید.

امام صادق علیه السلام :

وَ إِنْ شَرّاً فَشَرٌّ لَا تَزْنُوا فَتَزْنِیَ نِسَاؤُکُمْ وَ مَنْ وَطِئَ فِرَاشَ امْرِئٍ مُسْلِمٍ وُطِئَ فِرَاشُهُ کَمَا تَدِینُ تُدَان. ؛
اگر شر مرتکب شدی شر می بینی پس زنا نکنید تا با ناموستان زنا ندهد . و هر که به همسر مردى مسلمان خیانت کند ، به همسرش خیانت کنند . با هر دست که بدهى، از همان دست مى گیرى .
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏72، ص: 170
 

"هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی"

هــــــر که باشد نظرش در پی ناموس کسان

پــی نامــوس وی افـتد نظـــــر بوالهــوســان

مطلب مرتبط:

با هر دست که بدهى، از همان دست مى‏‎گیرى

منبع: حاصل وبگردی های من

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۳۳

حضرت امیرالمؤمنین علی ‏علیه ‏السلام:

اِسْتَعیذُوا بِاللّهِ مِنْ سَکْرَةِ الْغِنى، فَاِنَّ لَهُ سَکْرَةً بَعیدَةَ الْإفاقَةِ.

از مستىِ ثروت، به خداوند پناه ببرید، چرا که براى ثروتمندى، یک نوع سرمستى‏‎ هست که دیر به هوش مى‎‏آید.

غررالحکم، ج 2ص 662.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۲۵

سؤال: چرا قرآن، غیبتِ دیگران را به خوردن گوشت برادر مرده تشبیه کرده است؟

پاسخ: دلائل متعدّدى براى این تشبیه قرآن بیان شده است:

«أیُحِبُّ أحدکم أن یأکل لحم أخیه مَیتاً» (حجرات12)

1- مُرده، روح ندارد تا از خود دفاع کند و شخصى هم که مورد غیبت قرار مى‏‎گیرد، حضور ندارد تا از خود دفاع کند.

2- غیبت، ریختن آبرو است و آبرو که رفت، قابل جبران نیست. همان‏گونه که گوشت مرده، اگر کنده شود، قابل جبران نیست.

اگر مالى گم شود، قابل جبران است امّا آبرو که رفت، دیگر جبرانش شبیه محال است و تفاوتى هم نمى‏کند که به قصد جدّى باشد یا از روى شوخى و مزاح، زیرا در هر دو صورت، آبروى طرف مى‏‎ریزد.

3- گوشت به تدریج رشد مى‏کند ولى یکباره خورده مى‏شود، آبرو هم به تدریج پیدا مى‏شود ولى غیبت کننده یک مرتبه آن را مى‏‎‏ریزد.

انسان سالها زحمت کشیده تا وجهه و آبرویى کسب کرده است و شما با غیبت کردن، نتیجه زحمات او را نابود مى‏‎کنید.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 79

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۵۹

سؤال: پرونده عمل انسان، چه زمانى بسته مى‏‎شود؟

پاسخ: شخصى برق سالن و تالار عروسى را خاموش و فرار مى‏کند. اگر او را براى مجازات دستگیر کنند، کیفر عادلانه زمانى است که تمام حوادثِ پیش آمده را به حساب آورند. مثلًا:

به خاطر تاریکى ظرف‏هایى شکسته شد. دو نفر از پله‏ها افتادند. سر چند نفر به ستون خورد. شیرینى‏ها ریخت.

اطفالى ترسیدند و گریه کردند. براى خارج شدن از سالن تاریک، زمان زیادى تلف شد. خانواده‏‎هاى عروس و داماد از مهمان‏ها خجالت کشیدند.

آرى، تمام آثار خاموش شدن سالن، باید محاسبه و بر اساس آن، جریمه تعیین شود.

قرآن در این زمینه مى‏فرماید: «نَکتُبُ ما قَدّموا و آثارهم» (یس 12)

هم خود اعمال را مى‏نویسیم و هم آثار آنها را.

در حدیث مى‏خوانیم: هر کس کار خوبى را بنا نهد، پاداش تمام کسانى که به آن کار عمل کنند، بدون آنکه از عامل کم شود، به او داده مى‏شود. همان گونه که اگر کسى راه بدى را به روى مردم باز کند، در گناه تمام کسانى که در آن راه پا نهند شریک است.

«مَن سَنّ سُنَّة حَسنةً عُمِل بها من بَعده کان له أجره و مثل اجورهم من غیر أن ینقصّ من اجورهم شیئا و مَن سَنّ سُنَّة سَیّئة فَعُمل بها بعده کان علیه وزره و مثل أوزارهم من غیر أن یَنقصّ من أوزارهم شیئاً» (کنزالعمّال، حدیث 43079)

گاهى یک نفر دیگرى را سیگارى یا معتاد مى‏کن

د و دومّى نفر سوم را و او نفر چهارم را، نفر اول در گناه نفرات بعدى شریک است.

در حدیث مى‏خوانیم: والدین در تمام کارهاى خیر فرزندان شریکند و معلّم کلاس اول، در پاداش تحصیل دوره‏هاى بعد شریک است.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 78

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۴۶

سؤال: فلسفه تلخى‏‎ها و ناگوارى‏‎ها چیست؟

پاسخ: ناگوارى‏‎ها دو گونه است: برخى به دست خود ماست و برخى در اختیار ما نیست.

بسیارى از حوادث تلخ به خاطر عدم دقت و مدیریّت خودماست. اگر در داد و ستدها، اسناد تجارى را محکم تنظیم نکردیم و ضامن و وثیقه از طلبکار نگرفتیم و او مال ما را نداد، مقصّر خود ما هستیم.

اگر روى حوض آب نرده نگذاشتیم و کودک در آن افتاد و غرق شد، مقصّر خود ما هستیم.

اگر مراعات بهداشت، قوانین رانندگى و آداب اجتماعى را نکردیم و گرفتار امراض و تصادفات و تحقیرها شدیم، مقصّر خود ما هستیم.

و امّا دسته دوم، دلایل متعدّدى دارد:

سختى‏ها، سبب رشد و تکاپوى انسان است. پیشرفت و رشد علوم، در سایه رفع نیاز و برطرف کردن مشکلات حاصل شده است.

حوادث تلخ، کفّاره بسیارى از لغزش‏هاست.

حوادث تلخ، سبب تنظیم روحیّات مردم است.

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمودند:

اگر براى انسان سه چیز مرض، مرگ و فقر نبود، غرور انسان شکسته نمى‏‎شد و انسان در مقابل هیچ چیز سر فرو نمى‏‎آورد.

«لَوْ لَا ثَلَاثَةٌ فِی ابْنِ آدَمَ مَا طَأْطَأَ رَأْسَهُ شَیْ‏ءٌ الْمَرَضُ‏ وَ الْمَوْتُ‏ وَ الْفَقْر» (بحار، ج 6، ص118 )

حوادث تلخ، کمالات انسان را شکوفا مى‏کند. آنکه گرفتار شده، با صبر و پایدارى رشد مى‏کند و آنکه در رفاه است و براى نجات مردم تلاش مى‏کند، با ایثار و از خودگذشتگى رشد مى‏کند.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 75

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۰۳

حضرت امیرالمؤمنین علی ‏علیه ‏السلام:

اِنَّ اَمْراً لا تَعْلَمُ مَتى یَفْجَأُکَ،یَنْبَغى اَنْ تَسْتَعِدَّ لَهُ قَبْلَ اَنْ یَغْشاکَ.

چیزى را که نمى‏دانى کىْ ناگهانى سراغت مى‎‏آید (یعنى مرگ)، سزاوار است پیش از آنکه تو را فرا گیرد، براى روبه‌‏رو شدن با آن آماده شوى.

میزان الحکمه، ج 9، ص 248.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۱۱

سؤال: چگونه بعضى گناهان، تمام کارهاى خوب انسان را از بین مى‏‎برد؟

پاسخ: اگر شخصى 20 سال خدمت مفید داشته باشد ولى فرزند کارفرماى خود را بکشد، این عمل تمام خدمات او را از بین مى‏برد.

یک بمب که منفجر مى‏شود و ساختمانى فرو مى‏ریزد، تمام زحمات انسان‏ها را در یک لحظه از بین مى‏برد.

یک ناسزا، دوستى چندین ساله را به فراموشى مى‏سپارد.

خوردن یک قاشق سم، تمام مراقبت‏هاى بهداشتى چند ساله را نابود مى‏کند.

یک لحظه خواب در هنگام رانندگى، ماشین را به درّه پرتاب مى‏کند.

یک لحظه فرو کردن چاقو در چشم، سبب نابینایى سالیان دراز مى‏شود.

آرى، برخى گناهان همچون آتش، جنگل نیکى‏هاى انسان را سوزانده و به خاکستر تبدیل مى‏کند. چنانکه قرآن مى‏فرماید: «حَبِطَت اعمالهم» (بقره 217)

البتّه در برابر آیات حبط، آیاتى داریم که مى‏فرماید: به خاطر یک کار شایسته، بدى‏هاى انسان محو مى‏شود.

«مَن یؤمن باللّه و یَعمل صالحاً یُکفّر عنه سیّئاته» (تغابن 9)

مثلِ کارگرى که سالها بد کار مى‏کرده ولى یک لحظه وقتى وارد منزل کارفرما مى‏شود کودک کارفرما را مى‏بیند که به استخر افتاده و در آستانه غرق شدن است، او را نجات مى‏دهد. این عمل تمام بدرفتارى‏ها وکم‏کارى‏هاى او را جبران مى‏کند.

چنانکه قرآن مى‏فرماید: نماز به پا دارید که آن حسنه‏اى است که بدى‏ها و زشتى‏ها را از بین مى‏برد. «و أقمِ الصلوة ... انّ الحَسنات یُذهِبنَ السَّیئات» (هود114)

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 72

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۰۰

سؤال: با اینکه پیامبران و امامان معصومند، پس چرا استغفار و گریه مى‏کنند؟

پاسخ: اگر سالن بزرگى را با نور کمى روشن کردیم جز اجناس و اشیاى بزرگ را نخواهیم دید، ولى اگر همین سالن را با نور زیاد روشن کردیم حتى یک پوست تخمه و ذره کاغذ دیده خواهد شد.

نور افراد عادى کم است، لذا تنها گناهان بزرگ خود را مى‏بینند ولى پیامبران و امامان معصوم که از نور ایمان بسیار بالایى برخوردارند حتى اگر یک لحظه از عمرشان را به اعلى درجه ممکن بهره نگیرند، دست به دعا و گریه برمى‏دارند.

مثال دیگر: دراز کردن پا براى کسى که درد پا دارد، نه حرام است نه مکروه، ولى مى‏بینیم که گرفتاران به درد پا به هنگام دراز کردن پا از اطرافیان خود عذر خواهى مى‏کنند، زیرا براى آنان احترامى قائلند که حتى از کار مباح خود شرمنده هستند.

مثال دیگر: گاهى افرادى که در تلویزیون مشغول نقل اخبارند سرفه مى‏کنند و فوراً از تمام بینندگان عذرخواهى مى‏کنند، با اینکه سرفه کردن گناه ندارد ولى چون خودشان را در محضر مردم مى‏بینند، عذرخواهى مى‏کنند.

اولیاى خدا نسبت به ذات مقدّس او چنان معرفت و شناختى دارند که اگر عبادات جن و انس را نیز داشته باشند، خودشان را مقصّر مى‏دانند.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 70

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۵۱

سؤال: چرا بعضى با دیدن معجزات و کمالات انبیا، باز هم ایمان نمى‎‏آورند؟ یا با روشن بودن حق چراآن را قبول نمی کنند؟!

پاسخ: انکار آن بزرگواران و عدم پذیرش حق گاهى به خاطر تقلید نابجا از نیاکان است، گاهى به خاطر حفظ منافع شخصى است و گاهى به خاطر خودبینى‏ها و تعصّب‏هاى نابجاست.

اگر در شب لامپى روشن نباشد، ستارگان آسمان را مى‏بینیم، امّا اگر چراغ خانه خود را روشن کنیم، دیگر نور بسیارى از ستاره‏ها را نمى‏بینم. کسى هم که خود را ببیند، از دیدن کمالات دیگران عاجز مى‏شود.

شخصى سوار بر اسب به نهرى رسید که آب کمى داشت و اسب مى‏توانست به راحتى از آب عبور کند لکن اسب ایستاد. صاحب اسب هرچه افسار حیوان را کشید، اسب جلو نرفت، به پشت او کوبید باز هم اسب نرفت. مرد حکیمى که این صحنه را مشاهده مى‏کرد به او گفت: آب را گل آلود کن، اسب از نهر رد مى‏شود. او آب را گل کرد، اسب حرکت کرد و از نهر گذشت. صاحب اسب، حکمت این کار را پرسید، مرد حکیم گفت: آب که تمیز است، اسب خود را در آب مى‏بیند و حاضر نمى‏شود پا روى خود بگذارد، لذا حرکت نمى‏کند. انسان‏هایى هم که خود را ببینند (مقام خود، منافع خود، قبیله خود، حزب خود و ...) حاضر نمى‏شوند پا روى آن بگذارند، لذا حرکت و تکاملى ندارند.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 69

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۴۶

سؤال: آیا هر سخن حقّى را در هر شرایطی باید بیان کرد؟

پاسخ: کتمان حقّ، حرام است ولى گفتن حقّ نیز باید در صورت لزوم باشد. بسیارى از سخنان حق اگر بدون زمینه‏سازى قبلى گفته شود، مفاسدى را به بار مى‏آورد.

شکر، شیرین است ولى اگر این شکر را به همین صورت در دهان کودکى بریزیم خفّه مى‏شود. نباید بگوییم این شکر است و شیرین و بدن هم به مواد قندى نیاز دارد، بلکه باید ابتدا این شکر را در آب حل کنیم و به تدریج به کودک بدهیم.

بسیارى از حقایق را باید با مقدّمه مطرح کرد، زیرا همه مردم آمادگى پذیرش یک باره سخن حقّ را ندارند. مردم به حمّام مى‏روند و دوش آب را روى سر خود باز مى‏کنند ولى اگر آماده نباشند و شما بخواهید یک لیوان آب سر آنها بریزید، با عکس العمل سختى مواجه مى‏شوید.

دلیل آنکه مردم دست مراجع را مى‏بوسند و خمس و سهم امام را به آنان مى‏پردازند، ولى در پرداخت مالیات نشاط ندارند، همین است که مردم درباره خمس و زکات، آیات و روایاتى از افراد مورد وثوق خود شنیده‏اند و از نظر اعتقادى و فرهنگى آمادگى پرداخت را پیدا کرده‏اند و همچنین به زیارت امام و امام زاده‏اى که درباره او شناخت پیدا کرده‏اند و هزینه آن را به راحتى مى‏پردازند و به زیارتشان افتخار مى‏کنند، امّا اگر کسى را نشناسند در سلام کردن به او انگیزه لازم را ندارند. پس آمادگى اعتقادى و فکرى شرط لازم است.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 66

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۳۸

سؤال: آیا ایمان بدون عمل ارزش دارد؟

پاسخ: در قرآن همواره ایمان در کنار عمل صالح آمده است: «آمنوا و عملوا الصّالحات» ایمان و عمل صالح‏ مانند نخ و سوزن هستند و به شرطى کارآیى دارند که به هم متّصل باشند. با جدایى آنها از هم، چیزى دوخته نمى‏شود.

قرآن مى‏فرماید: اگر خدا را دوست دارید، از پیامبر اطاعت کنید: «ان کنتُم تُحبّون اللّه فاتّبعونى» (آل‏ عمران)

بسیارند کسانى که مى‏گویند: ایمان داریم ولى عمل نمى‏کنند، مى‏گویند: خدا را دوست داریم ولى با او حرف نمى‏زنند و نماز نمى‏خوانند، مى‏گویند: ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را به دل داریم، امّا در عمل هیچ شباهتى به آن حضرت ندارند، مى‏گویند: به امام زمان علیه السلام ایمان داریم، ولى سهم امام را که بر آنان واجب است نمى‏پردازند، اگر به دنبال این ادّعاها عمل و حرکتى نباشد، باید در صداقت خود شک کنیم.

در روزگار قدیم کسانى را که در جنگ‏ها اسیر مى‏شدند به نام برده در بازار مى‏فروختند. شخصى به بازار برده‏فروشان آمد تا برده‏اى خریدارى کند. هر برده که هنرى داشت گران‏تر بود. به سراغ برده‏اى رفت و دید قیمت آن بسیار گران است. سبب را پرسید، گفتند: او تشنه‏شناس است و مى‏فهمد چه کسى تشنه است.

خریدار علاقمند شد، او را خرید و به منزل آورد و دوستانش را دعوت و غذایى تهیّه کرد ولى سر سفره آب نگذاشت.

مهمانان چند لقمه‏اى که خوردند، یکى پس از دیگرى‏ تقاضاى آب نمودند. برده تشنه شناس نگاهى به او مى‏کرد و مى‏گفت: دروغ مى‏گوید، او تشنه نیست. کم کم به تعداد تشنه‏ها اضافه شد و هرکدام فریاد آب سردادند. امّا برده مى‏گفت: همه دروغ مى‏گویند. تا اینکه یک نفر از میان آنان برخاست تا آبى تهیّه کند. برده گفت: این شخص راست مى‏گوید، زیرا از جایش بلند شد و فقط داد و فریاد نکرد.

آرى، کسى در ادّعاى خود صادق است که حرکت و اقدامى کند. کسانى که اهل عمل نیستند، در واقع مؤمن نیستند و تنها ادّعاى ایمان دارند.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 63-64

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۵ ، ۰۸:۱۰

سؤال: چرا در دنیا همواره با مشکلات و سختى‏ها مواجه هستیم؟

پاسخ: شخصى از کنار مغازه بلور فروشى مى‏گذشت، چشمش به لیوان‏هایى افتاد که روى میز به طور وارونه چیده شده بود. همانجا ایستاد، کمى نگاه کرد و یکى از آنها را به همان حالتى که بود برداشت و شروع به اعتراض به فروشنده کرد که آقا! چرا دَرِ این لیوان بسته است و ته آن باز است؟! فروشنده خندید و گفت: اگر شما درست بنگرید و لیوان را به حالت درست بگیرید، هر دو اشکال برطرف خواهد شد.

آرى، بسیارى از اشکالات، بر اساس باورها و تصوّرات غلط ما مى‏باشد. ما خیال مى‏کنیم که دنیا براى رفاه است، لذا مى‏گوییم: چرا رفاه نیست؟ مثل کسى که در چلوکبابى نشسته و اعتراض مى‏کند چرا اینجا دوش ندارد؟! او باید باور کند که آنجا حمّام نیست. ما باید باور کنیم که دنیا خوابگاه، عشرتکده و آخور نیست، دنیا میدان رشد است و انسان باید در این میدان با سختى‏ها مبارزه کند تا خود به رشد و کمال برسد.

قرآن مى‏فرماید: «أخذناهم بالبأساء و الضَّراء لعلّهم یضّرّعون» (انعام 48) سختى و فشارها براى توجّه دادن به انسان است.

آرى، تا چوب عود را نسوزانید، بوى عطرش بلند نمى‏شود.

سختى‏ها وسیله غرور زدایى است.

همان گونه که لاستیک‏هاى ماشین را باید تنظیم باد کرد، حوادث تلخ نیز انسان را متعادل و تنظیم مى‏کند، غفلت و غرور و تکبّر را از بین مى‏برد، به علاوه تلخى‏ها انسان را به فکر و تلاش واداشته و سرچشمه انواع ابتکارات و اختراعات مى‏شود.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 62

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۵ ، ۰۷:۵۷

سؤال: در برخورد با حوادث تلخ، چه کنیم؟

پاسخ: در سر یک سفره ممکن است هم ترشى و فلفل قرار دهند و هم شیرینى و مربّا؛ کودکان از شیرینى و حلواى سفره لذّت مى‏برند، و فلفل و ترشى را بى مورد مى‏دانند، امّا بزرگ‏ترها هر دو را در سفره لازم مى‏دانند.

حوادث تلخ نیز برکاتى دارد، از جمله:

1- توجّه انسان را به خدا بیشتر مى‏کند.

2- انسان را سنجیده و استعدادهاى او را شکوفا مى‏سازد.

3- کفّاره گناهان و لغزش‏هاى او مى‏شود.

4- قدر نعمت‏ها بیشتر شناخته مى‏شود.

انسان‏ها در برابر حوادث سه گروهند: چنانکه کودک همین که لب به فلفل و پیاز و ترشى مى‏گذارد ناراحت مى‏شود، نوجوان تحمّل مى‏کند و والدین او پول مى‏دهند و فلفل و ترشى را مى‏خرند.

قرآن مى‏فرماید: گروهى همین که دچار سختى مى‏شوند، جیغ مى‏زنند، «اذا مَسّه الشَرّ جَزوعا» (معارج20) گروهى صبر مى‏کنند، «و بَشّر الصّابرین الّذین اذا أصابَتهم مُصیبة قالوا انّا لِلّه و انّا الیه راجِعون» (بقره، 154- 155) و گروهى به استقبال سختى‏ها مى‏روند. «و منهم مَن یَنتظر» (احزاب) کسانى نزد پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى‏‎آمدند تا آنان را به جهاد و جبهه جنگ اعزام کند، حضرت مى‏فرمود: اسب و شمشیر ندارم تا شما را مجهّز کنم آنان گریه مى‏کردند که چرا به جبهه نرفتند.

از سختى‏ها و حوادث تلخ مى‏توان با تدبیر و صبر و استمداد از خداوند، بهترین استفاده را برد. همان گونه که مى‏توان از لیموى ترش، شربت لیموناد ساخت.

آرى، اگر انسان آشپز ماهرى باشد، حتى از پوست پرتقال هم مربّا درست مى‏کند. امروزه حتى از زباله‏‌ها استفاده بهینه مى‏‌کنند.

حضرت زینب علیها السلام با سخنرانى خود در کاخ ستمگران، از اسارت خود در کوفه و شام آن گونه استفاده کرد که پایه‏هاى رژیم اموى را لرزاند.

در مسجد شام، امام سجاد علیه السلام بر بالاى منبر رفت و رژیم بنى امیه را به شدت استیضاح کرد. یزید براى آن که صداى امام را خاموش کند، به مؤذّن دستور داد که با صداى بلند اذان بگوید تا شاید سخنرانى امام سجاد علیه السلام قطع شود، ولى امام علیه السلام از همین صحنه نیز استفاده کرد و جملات اذان را آن گونه تفسیر کرد که بر مسجد لرزه افتاد، بخصوص پس از گفتن «أشهد أنّ محمّداً رسول اللّه‏» فرمود: اى یزید! این محمّد جّد من است یا جّد تو؟! آیا این اسرا از نسل او نیستند؟

هنگامى که امام کاظم علیه السلام را به زندان انفرادى بردند،

فرمود: چه جاى خوبى براى عبادت است؟!

بسیارى از علما، کتاب‏هاى خود را در شرایط سخت و در زندان و تبعیدگاه‏ها نوشته ‏اند.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص:60-58

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۵ ، ۰۷:۵۱

سؤال: حضور در مراسم مذهبى، نوعى مطرح کردن خود است، آیا این کار، ریا و تظاهر نیست؟

پاسخ: اولًا هر خودنمایى و تظاهرى حرام نیست. زن و مرد که خود را براى یکدیگر آرایش مى‏کنند، براى تظاهر است و همین تظاهر عبادت است.

سفارش اسلام به حضور در مسجد براى نماز، نوعى تظاهر است، امّا تظاهر براى تعظیم شعائر دینى.

عزادارى براى امام حسین علیه السلام با حضور در خیابان‏ها، تظاهرى است که در آن عبادت نهفته است.

ثانیاً شرکت بعضى افراد در مساجد و محافل، یک نوع تبلیغ و تشویق عملى براى دیگران است. اگر مسئولین به مسجد محلّه بروند، مردم عادّى نیز خواهند آمد.

تظاهر و ریا آنجا حرام است که هدف، مطرح کردن خود باشد، نه مطرح کردن کار. یعنى اگر در جایى شرکت کنیم که نشان دهیم انسان نیکوکار و خوبى هستیم، این ریا و حرام است، امّا اگر هدف ما از حضور در مراسم این باشد که به مردم بگوییم: «من آمدم، شما هم بیایید»، این تبلیغ عملى است و حتى پاداش و ثواب دارد.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 57

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۲۱

سؤال: در برابر متلک‏ها و یا سرزنش‏هایى که در راه حقّ مى‏شنویم، چه وظیفه‎‏اى داریم؟

پاسخ: شخصى از قاهره شترى را اجاره کرد تا به منطقه عبّاسیه برود. او بر شتر سوار شد و صاحب شتر افسار شتر را گرفته و مسافر را مى‏برد. در مسیر راه، شتربان زیر لب و گاهى هم بلند مسافر را مسخره مى‏کرد و چون او را مردى غریب و تنها و محتاج یافته بود، همگام با حرکت شتر به جسارت‏هاى خود ادامه مى‏داد. در مسیر راه شخصى این صحنه را دید و به مسافر گفت: آیا مى‏دانى و مى‏شنوى که شتربان چه مى‏گوید؟ گفت: بلى! پرسید: پس چرا از خود عکس العملى نشان نمى‏دهى؟ گفت: اگر او مرا به عباسیه مى‏رساند و مسیر راه درست است، این حرف‏ها مهم نیست، هرچه مى‏خواهد بگوید.

در سوره مطفّفین‏ آیه 29- 34 مى‏خوانیم که مجرمان، مؤمنان را به شکل‏هاى مختلف تحقیر مى‏کنند:

1- پیوسته به آنها مى‏خندند: «انّ الّذین أجرَموا کانوا من الّذین آمنوا یَضحکون»

2- هر گاه از کنار آنها عبور مى‏کنند، غمزه مى‏آیند و چشمک مى‏زنند: «و اذا مَرّوا بهم یَتَغامزون»

3- همین که به سوى دار و دسته خود بر مى‏گردند، پشتسر مؤمنان فکاهى و طنز مى‏گویند: «و اذا انقَلبوا الى اهلِهم انقَلبوا فَکِهین»

4- هنگامى که مؤمنان را مى‏بینند، مى‏گویند: اینها منحرفند: «و اذا راوهم قالوا انّ هؤلاء لضالّون»

امّا مؤمنان استقامت کرده و از راه خود دست بر نمى‏دارند.

قرآن در ادامه مى‏فرماید:

روزى خواهد آمد که مؤمنان، به کفار خواهند خندید.

«فالیوم الّذین آمنوا من الکفار یَضحکون»

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 56

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۰۷

سؤال: آیا شخصیّت و موقعیّت افراد، در کیفر و پاداش آنها مؤثّر است؟

پاسخ: قرآن به زنان پیامبر مى‏فرماید: شما با سایرین فرق دارید و کار خلاف شما دو برابر حساب مى‏شود:

«یا نساء النّبىّ مَن یَأتِ منکُنّ بفاحشةٍ مُبیّنةٍ یُضاعف له العذابُ ضِعفَین» (احزاب30) همان گونه که پاداش عمل شایسته شما، دو برابر دیگران است. «و مَن یَقنُت مِنکنّ لِلّه و رسوله و تَعمل صالحاً نُؤتها أجرها مَرّتَین» (احزاب31)

هر کوهى قلّه‏اش بلندتر باشد، درّه‏اش عمیق‏تر است. در حدیث مى‏خوانیم: از جاهل هفتاد گناه بخشیده مى‏شود قبل از آنکه از عالم یک گناه بخشیده شود. «یغفر للجاهل سبعون ذَنباً قبل أن یُغفر للعالم ذنبٌ واحد» (کافى، ج 1، ص 59)

نردبان این جهان ما و منى است‏ عاقبت این نردبان افتادنى است‏
لاجرم هرکس که بالاتر نشست‏ استخوانش سخت‏تر خواهد شکست‏

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 53

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۴۰

سؤال: نسبت به افراد کافر و فاسق، چگونه بنگریم؟

پاسخ: در حدیث مى‏خوانیم:

«مَن ذهب انّ له على الآخر فضلًا فهو من المستکبرین» (بحار، ج 70، ص 226)

هر کس خودش را بهتر از دیگران بداند، مستکبر است.

آرى، چون عاقبت افراد را نمى‎‏دانیم، نباید قضاوت عجولانه کنیم. چه بسا افراد فاسق که مؤمن و افراد مؤمنى که بد عاقبت مى‎‏شوند.

امام صادق علیه السلام در بیان حدیث فوق فرمود: ساحرانى که در تمام عمر منحرف بودند، با دیدن معجزه موسى علیه السلام، در یک لحظه ایمان آوردند و تمام تهدیدات فرعون را ناچیز و نادیده گرفتند. شیطان با شش هزار سال عبادت منحرف شد، ولى حُرّ و زُهیر در کربلا سعادتمند شدند.

بنابراین کسانى که در راه هستند، نباید مغرور شوند، زیرا ممکن است از راه خارج شوند.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 50

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۲۲

سؤال: چرا خدا به ستمگران و گنهکاران مهلت مى‏دهد؟

پاسخ: سازمان آب و برق، به تمام منازل آب و برق مى‏رساند، این صاحبان منازلند که مى‏توانند از این آب و برق استفاده صحیح کنند یا نادرست.

خداوند انسان را آزاد و مختار آفرید و همه گونه امکان رشد را در اختیار او گذاشت، اگر انسان با علم و آگاهى راه بدى را انتخاب کرد، مقصّر خود اوست.

امّا چرا خداوند جلوى چنین انسان‏هایى را نمى‏گیرد، زیرا:

اگر همین که انسان بناى ناسزا و دروغ گفتن داشت، خداوند او را لال کند و همین که بناى سیلى زدن به مظلوم داشت، دست او فلج شود، همین که بناى نگاه بد داشت‏ چشمش کور شود و ... آیا این انسان که از روى ناچارى خلاف نکرده، قابل ستایش است؟ ارزش انسان زمانى است که با اختیار خودش، آزادانه و آگاهانه کارى را انجام دهد و یا از خلافى دست بردارد.

اگر دست انسانى را با طناب بستند و از جیب او پول درآوردند و خرج کردند، نمى‏‎توان گفت آن دست بسته، مرد سخاوتمندى است و اگر مرد نابینایى، به نامحرم نگاه نکرد، نمى‏گویند چه انسان پاکى.

آرى، خداوند مى‏خواهد انسان‏ها آزاد باشند تا خود راه خیر و خوبى یا راه شرّ و بدى را انتخاب نمایند و عمل کنند.
پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 47

۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۱۲

سؤال: چرا گناهان کوچک شمرده شده را خدا نمى‏‎بخشد؟

پاسخ: در روایات مى‏خوانیم:

«اتّقوا المُحقّرات من الذّنوب فانّها لاتغفر» (وسائل، ج 15، ص 310)

از گناهان کوچک شمرده شده پرهیز کنید که بخشیده نمى‎‏شود.

 شاید به این دلیل که در این گناهان، انسان‏ احساس شرمندگى نمى‏‎کند و لذا به فکر توبه هم نمى‏‎افتد، بلکه جسارت و جرأت او بر تکرار آن زیاد و زمینه‏اى براى بخشش فراهم نمى‏‎شود.

اگر کسى که مقدار کمى بدهى دارد، به طلبکار بگوید: تو که از من‏طلبى ندارى، مقدارى که مى‏خواهى ارزشى ندارد، او طلب خود را نمى‏بخشد، ولى اگر مبلغ بیشترى بدهکار باشد و نزد طلبکار آید و عذرخواهى کند، طلبکار یا به او مهلت مى‏دهد و یا او را مى‏بخشد. آرى، طلبکار، مقدار کم را با جسارت نمى‏بخشد، ولى مقدار زیاد را ممکن است با عذرخواهى ببخشد.
پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 44

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۰۴

سؤال: چه کنیم تا روح ما بزرگ و ظرفیّت ما زیاد شود؟

پاسخ: حضرت على علیه السلام به همام مى‏فرماید:

«عَظُمَ الخالِقُ فى أنفسِهم و صَغُر ما دون ذلک» (نهج ‏البلاغه، خطبه 193)

چون خداوند در روح آنها عظمت دارد، غیر خدا هرچه باشد کوچک جلوه مى‏کند.

تا وقتى روى زمین هستیم، یک‏هکتار زمین براى ما بزرگ است، امّا اگر سوار هواپیما شدیم هرچه هواپیما بالاتر برود، این قطعه زمین براى ما کوچک‏تر مى‏شود.

اگر توجهى به پولهاى موجود در بانک بکنیم، سرمایه خود را ناچیز خواهیم دید. اگر به تسبیح گفتن همه موجودات توجه داشته باشیم، گفتن چند «سبحان اللّه» را چیزى نمى‏دانیم. اگر به کتابخانه‏هاى بزرگ و مهم دنیا نگاه کنیم، مطالعه چند کتاب ما را مغرور نخواهد کرد.

وقتى به امام سجاد علیه السلام گفتند: چرا اینقدر عبادت مى‏کنى؟

فرمود: عبادت من کجا و عبادت علىّ‏بن ابیطالب کجا!

خداوند در قرآن به پیامبرش مى‏گوید: یادى از سختى‏هاى انبیاى گذشته کن تا سختى‏ها براى تو آسان و سبک شود. آرى، اگر به پشت سر نگاه کنیم و راه رفته را ببینیم مغرور مى‏شویم، باید به راه نرفته نظر دوخت تا به فکر رفتن بیفتیم.
پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 43

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۵ ، ۰۷:۴۵

سؤال: چرا خداوند کارهایى را که ذرّه‏اى شرک و ریا در آن باشد، نمى‏‎پذیرد؟

پاسخ: خداوند مى‏فرماید:

«أنا خیر شَریک فمَن عَمل لى ولِغیرى فهو لِمَن عَمله غیرى» (وسائل، ج 1، ص 72)

من بهترین شریک هستم، اگر کسى عملى را انجام بدهد که هدفش هم من و هم غیر من باشد، من سهم خود را به آن شریکى که براى من پنداشته واگذار مى‏‎کنم تا پاداش خود را از او بگیرد.

آرى، هرکس و هر چیز را در کنار خدا قرار دادن، توهین به مقام الهى است.

اگر کسى به شما بگوید: من شما و سنگ را دوست دارم، این توهین به شماست.

اگر بگوید: از غذایى که تهیّه کرده‏ام، هم شما بخورید هم گربه‏ام مى‏خورد، توهین است.

علاوه بر آنکه هدف خداوند از انجام دستوراتش، رشد و کمال انسان است و شرک و ریا مایه سقوط انسان است.

اگر یک موش در دیگ غذا بیفتد، تمام غذا از قابلیّت مصرف مى‏افتد.

یک روز تمام مسافران هواپیما را پیاده و بارى را که بسته شده بود تخلیه کردند و گفتند: یک موش در هواپیما دیده شده است. پرسیدیم: این همه مسافر و بار به خاطر یک موش باید پیاده شود؟ گفتند: بله، زیرا ممکن است این موش یکى از سیم‏ها را بجود و رابطه خلبان با فرودگاه قطع شود و موجب سقوط هواپیما شود.

آرى، موش شرک، سیم اخلاص را مى‏جود و رابطه بنده با خالق قطع مى‏شود.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 41

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۴۸

سؤال: چگونه با غرائز جنسى برخورد کنیم؟

پاسخ: این غرائز را خداوند در انسان آفریده و لذا سرکوب‏ آن جایز نیست، بلکه باید آن را کنترل و مهار کنیم. وجود غرائز براى حفظ و بقا و تکامل نسل بشر ضرورت دارد. اگر شکم نباشد، انسان از گرسنگى مى‏میرد، اگر غضب نباشد، انسان از خود دفاع نمى‏‎کند و اگر شهوت نباشد، نسل بشر قطع مى‏گردد. ولى براى ارضاى غرائز باید مسیر صحیح طى شود. غرائز مثل کپسول گاز هستند که اگر از طریق صحیح وارد اجاق گاز شود، نتیجه‏اش حرارت و پخت و پز است، ولى اگر بدون کنترل باشد، انفجار و خطر را در پى خواهد داشت.

خودآرایى براى زن یک غریزه است، این غریزه اگر در خانه به کار گرفته شود زندگى را شیرین و پر محبت خواهد کرد، امّا اگر این خودآرایى در خیابان انجام گرفت، سبب متزلزل کردن خانواده‏هاى دیگر خواهد شد. مردى که در خیابان صدها زن آرایش کرده مى‏بیند، وقتى به خانه برمى‏گردد نسبت به همسر خود علاقه چندانى نشان نمى‏دهد، زیرا جلوه‎‏هاى خیابانى علاقه او را نسبت به همسرش متلاشى کرده است.

به علاوه این جلوه‏ها در دل افرادى که ازدواج نکرده‎‏اند طوفانى برپا مى‏کند که یا او را مثل شمع آب مى‏کند و مى‏سوزاند و یا او را به فکر تجاوز و سوء قصد مى‏اندازد و آثار سوئى همچون فرار از خانه، تهدید، خودکشى، امراض مقاربتى و روانى و بچه‏هاى سر راهى را به دنبال دارد.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 38

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۳۵

سؤال: چگونه انسان با گفتن یک جمله «لا اله الّا اللّه‏» رستگار مى‏‎شود؟

پاسخ: گرچه در روایت آمده است:

«قولوا لا اله الّا اللّه تفلحوا» (بحار، ج 18، ص 202)

امّا مراد از آن تنها حرکت زبان نیست، بلکه عقیده به توحید است.

کلمه «تفلحوا» از واژه «فلاحت‏» به معناى رستن است و به کشاورز فلّاح گویند زیرا وسیله رستن دانه را فراهم مى‏کند.

براى رستن دانه از زیر خاک، سه مرحله لازم است:

1- ریشه خود را در عمق خاک فرو کند.

2- مواد غذایى لازم را جذب کند.

3- مانع بالاى سر خود را کنار بزند تا به فضاى باز برسد.

انسان نیز اگر بخواهد به فضاى باز توحید برسد باید عقاید خود را به استدلال و منطق عمیق بند کند، از تمام امکانات موجود براى رشد خود بهره گرفته و جذب کند، موانع رشد را نیز از خود دفع کند. پس رستگارى در گرو عمق بخشیدن و تلاش و حرکت در مسیر الهى است.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 37

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۲۴

سؤال: آنجایى که امر به معروف و نهى از منکر اثر نمى‏‎کند، وظیفه چیست؟

پاسخ:

اولًا اگر شخص دیگرى با بیان بهترى بگوید اثر مى‏کند، از او بخواهید که این کار را انجام دهد. هنگامى که خداوند به حضرت موسى دستور داد نزد فرعون برود و او را ارشاد کند، موسى علیه السلام از خداوند خواست که برادرش هارون که بیان بهترى دارد را همراه او بفرستد. «و أخى هارون هو أفصحُ منّى لِساناً فَارسله مَعى»[1]

ثانیاً گاهى با یکبار اثر نمى‏کند، امّا با تکرار اثر مى‏کند، آن هم با بیان‏هاى گوناگون. چنانکه چوب سخت با یک ضربه تبر شکسته نمى‏شود، تکرار لازم است. قرآن مى‏فرماید: ما مطالب خود را در قالب‏هاى گوناگون بیان کردیم تا شاید اثر کند. «لقد صَرّفنا فى هذا القرآن»[2]

ثالثاً ممکن است شیوه ما صحیح نبوده که اثر نکرده است.

چون امر به معروف و نهى از منکر شرایط و اصولى دارد و با هر منکر باید به گونه‏اى متناسب برخورد کرد؛

گاهى گرد و غبار روى لباس شما مى‏نشیند و گاهى دوده.

غبار با ضربه محکمى که بر لباس مى‏زنید برطرف مى‏شود، امّا اگر همین ضربه را به دوده بزنید، هم دستتان سیاه مى‏شود و هم دوده به لباس فرو مى‏رود. برطرف‏

کردن دوده با فوت است و برطرف کردن غبار با ضربه.

پس هر منکرى را باید به گونه‏اى خاص برطرف کرد.

چنانکه قرآن مى‏فرماید: «واتوا البیوت من أبوابها»[3] یعنى هر خانه‏اى را باید از راهش وارد شد.

رابعاً براى بازداشتن مردم از فساد باید راه‏هاى حلال را به روى آنان باز کرد. حضرت لوط علیه السلام هنگامى که دید مردم به مهمانانش، سوء قصد دارند فرمود: من حاضرم دخترانم را به ازدواج شما در آوردم تا شما دست از مهمانان من بردارید. من راه حلال را براى شما باز مى‏کنم تا شما به گناه گرفتار نشوید. «هؤلاء بَناتى هُنّ أطهرلکم فاتّقوا اللّه و لا تخزونى فى ضَیفى»[4]

منبع: پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 34 و 35


[1] . سوره قصص، آیه 34

[2] . سوره اسراء، آیه 41

[3] . سوره بقره، آیه 189

[4] . سوره هود، آیه 78

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۱۳


سؤال: خداوند در حوادث تلخ و شیرین زندگى انسان، چه مقدار نقش دارد؟

پاسخ: در قرآن مى‏خوانیم: «ما أصابک مِن حَسنةٍ فَمِن اللّه و ما أصابک مِن سَیّئة فَمِن نَفسک» (نساء، آیه 79)

 هر خوبى به تو رسد از خداوند است ولى هر بدى که به تو رسد از نفس خودت مى‏باشد.

کره زمین که به دور خود و خورشید مى‏گردد و همواره بخشى از آن روشن و بخشى دیگر تاریک است، هر کجاى آن روشن باشد از خورشید است و هر کجاى آن تاریک باشد، از خود زمین است.

خداوند انگور را آفرید، ولى بشر از آن شراب مى‏سازد که مایه بروز هزاران حادثه و بیمارى است.

خداوند به انسان قدرت داد، ولى عدّه‏اى با سوء استفاده از این قدرت، به محرومان ضربه مى‏زنند.

خداوند به انسان عقل داد، ولى عدّه‏اى از این عقل سوء استفاده کرده و به دنبال مکر و حیله براى مردم هستند.

پس آنچه از سوى خداوند است، نیکوست و بدى‏ها از خود ما سرچشمه مى‏گیرد.
پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 32

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۴۹

سؤال: چرا بعضى دعاها مستجاب نمى‏شود؟

پاسخ:اگر به جاى بنزین مخصوص، گازوئیل یا آب در باک هواپیما بریزیم، پرواز صورت نمى‏گیرد، دعاى کسانى مستجاب مى‏شود که در شکم آنان لقمه حرام نباشد.

در حدیث مى‏خوانیم:

«مَن سرّه أن یُستجاب دعائه فَلیطیّب کسبه» (بحار، ج 90، ص 373)

هرکس دوست دارد دعایش مستجاب شود، درآمد و لقمه خود را پاکیزه و حلال کند.

بگذریم که دعا به‏معناى طلب خیر است و بسیارى از خواسته‏هاى ما خیر نیست و ما خیال مى‏کنیم خیر را طلب مى‏کنیم.
پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 31

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۵۴

سؤال: چرا از مرگ مى‏‎ترسیم؟

پاسخ: راننده زمانى در جاده مى‏ترسد که یا بنزین ندارد یا قاچاق حمل کرده یا اضافه سوار کرده یا با سرعت غیر مجاز رفته یا جاده را گم کرده یا در مقصد جایى را آماده نکرده و یا همراهانش نا اهل باشند.

اگر انسان براى بعد از مرگ خود، زاد و توشه لازم را برداشته باشد، کار خلاف نکرده باشد، راه را بداند، در مقصد جایى را در نظر گرفته باشد و دوستانش افراد صالح باشند و حرکتش طبق مقررات و مجاز باشد، نگرانى نخواهد داشت. (پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 30)

شخصى از امام حسن علیه السلام پرسید چرا از مرگ مى‎ترسیم؟ امام علیه السلام فرمود:

اِنَّکـُمْ اَخـْرَبـْتـُمْ آخـِرَتـَکـُمْ وَ عـَمَّرْتـُمْ دُنـْیـاکـُمْ فـَاَنـْتـُمْ تـَکـْرَهـُونَ النَّقـْلَةَ مـِنَ الْعـُمـْرانِ اِلَى الْخَرابِ

شـمـا آخـرت خـویـش را خـراب و دنـیـایـتـان را آبـاد کـرده ایـد، بـه هـمـیـن دلیل خوش ندارید از جاى آباد به منزل ویران نقل مکان کنید. (معانی الأخبار ، النص ،ص 390)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۳۳

سؤال: آیا پاداش ده برابر، براى انجام هرکار نیک است؟

پاسخ: قرآن مى‏فرماید:

«مَن جاءَ بالحَسنَة فلهُ عَشر أمثالها» (انعام/160)

هر کس کار شایسته‏‌اى بیاورد، ده برابر پاداش دارد.

آنچه مهم است آوردن کار شایسته به قیامت است، نه انجام آن در دنیا.

رساندن جنس به مقصد ارزش دارد، ولى اگر جنسى را در وسط راه از بین بردیم، ارزشى ندارد. بسیارى از کارهاى به ظاهر نیک دچار آفاتى مى‏شود که به مقصد نمى‏‎رسد:

یا در آغاز، کار را با ریا و خودنمایى شروع مى‏کنیم و هدف الهى نداریم، یا در وسط کار گرفتار غرور و عُجب و خودخواهى مى‏شویم و یا بعد از انجام کار، گناهى مى‏کنیم و آثار آن را محو مى‏کنیم.

گرچه در این سه مورد کار شایسته انجام گرفته، ولى سالم به مقصد نرسیده است. لذا قرآن نمى‏فرماید: هرکس کار شایسته انجام دهد ده برابر پاداش دارد، بلکه مى‏فرماید:

هر کس کار شایسته خود را تا قیامت بیاورد، ده پاداش دارد. «مَن جاء بالحسنة»

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 29

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۰۹

سؤال: چرا در اسلام، ارزش عمل به نیّت آن است و قبولى عمل به قصد قربت و اخلاص وابسته است؟

پاسخ: در کارهاى دنیوى نیز ارزش کارها، به نیّت آنها بستگى دارد. به این مثال‏ها توجّه کنید:

جرّاح و چاقوکش هر دو شکم پاره مى‏کنند، امّا کار جراح، خدمت است و کار چاقوکش جنایت.

همین جرّاح مى‎‏تواند براى پول کار کند و مى‏تواند براى نجات یک انسان کار کند، هر کدام از این هدف‏ها نیز ارزش مخصوص به خود دارد.

مثالهاى دیگر:

یک لیوان آب را به سه نفر عرضه مى‏کنیم؛ یکى نمى‏خورد، چون میل ندارد، دیگرى نمى‏خورد چون قهر کرده است، سومى نمى‎‏خورد و مى‏گوید: نفر چهارم از من تشنه‏‎تر است، آب را به او بدهید! این سه نفر، در ننوشیدن آب یکسانند ولى به خاطر آن که هدف‏هاى آنها متفاوت است، ارزش کارشان نیز تفاوت دارد.

در اسکناس‏ها نخى است که نشانه اصالت اسکناس و وسیله جدایى اسکناس اصلى از قلابى است، در عبادات نیز باید ریسمانى محکم میان بنده و خدا باشد که همان‏ قصد قربت و اخلاص است. اگر آن نخ نباشد یا پاره شود، رابطه انسان با خدا قطع و عمل مقبول نیست.
پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 29

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۳۳

سؤال: چه کنیم تا در دنیا راحت زندگى کنیم؟

پاسخ: قرآن مى‏فرماید:«لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ» (حدید/23) آن گونه باشید که اگر چیزى را از دست دادید، تأسّف نخورید و اگر چیزى به شما دادند، شاد نشوید. راستى آیا مى‏شود انسان اینگونه متعادل باشد که دادن‏ها و گرفتن‏ها در او اثرى نگذارد؟

کارمند بانک، یک روز مسئول دریافت پول مردم مى‏شود و روز دیگر مسئول پرداخت پول به مردم مى‏شود. نه آن روزى که پول مى‏گیرد خوشحال است و نه آن روزى که مى‏پردازد، ناراحت. زیرا او مى‏داند هر دو روز، امانتدارى بیش نبوده است.

مثالى دیگر:

براى لاستیک تراکتور، حرکت در زمین هموار و غیر هموار یکسان است، ولى براى لاستیک دوچرخه، تفاوت دارد.

نشستن و برخاستن یک گنجشک، روى شاخه گل اثر مى‏گذارد ولى روى درخت تنومند، اثر چندانى ندارد.

آرى، انسان‏هاى بزرگ به خاطر سعه صدرى که دارند، مسایل جزئى در روح آنان اثر چندانى ندارد.

امام حسین علیه السلام ظهر عاشورا در برابر دهها تیر که به سویش رها شد و دهها داغى که دید، نمازِ با حال و خشوعى خواند، در حالى که کوچک‏ترین حرکت، ما را از نماز یا خشوع باز مى‏دارد.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 28

۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۱۸

سؤال: اینکه خداوند فقط کار افراد با تقوى را مى‎‏پذیرد، سبب دل سردى و یأس افراد عادّى یا گناهکار نمى‏شود؟

پاسخ: اولًا اینکه قرآن مى‏فرماید: «إنّما یَتقبّل اللّه من المتّقین»[1]، تقوا درجاتى دارد. به همین دلیل، کلمه (أتقى‏) یعنى با تقواتر، در قرآن آمده است: «انّ أکرمکم عند اللّه أتقاکم»[2] و اکثر افراد عادّى و خلافکار هم مرحله‏‎اى از تقوى را دارا مى‏باشند و گرنه هیچ کار خیرى‏ انجام نمى‏دادند و از هیچ گناهى دست برنمى‏داشتند.

ثانیاً اگر گفتند دولت فقط فارغ التحصیلان دانشگاه را مى‏پذیرد، مراد آن است که شرط استخدام رسمى، فارغ التحصیل دانشگاه بودن است، نه اینکه دیگران حقّ هیچ گونه کارى ندارند و یا اگر کارى انجام دهند، پاداششان ضایع مى‏شود.

ثالثاً پذیرش عمل نیز درجاتى دارد: قبول عادّى، قبول شایسته، «بقبول حسن»[3] و قبول برتر که در دعا مى‏خوانیم: «و تقبّل باحسن قبولک»[4] بنابراین، هرکس به مقدار تقوایى که دارد کارش قبول مى‏شود.

به همین دلیل پاداش‏هاى قرآن نسبت به افراد و کارها و شرایط، متفاوت است؛

بعضى کارها پاداش دو برابر دارد: «ضِعفَین»[5]

بعضى کارها پاداش چند برابر دارد: «أضعافاً»[6]

بعضى کارها پاداش ده برابر دارد: «فله عَشرُ أمثالها»[7]

بعضى کارها پاداش هفتصد برابر دارد: «کمَثل حبّة أنبَتَت سَبع سَنابِل فى کلّ سُنبلَةٍ مِأةُ حَبّة»[8]

بعضى کارها پاداشى دارد که هیچ کس، جز خدا آن را نمى‏داند: «فلا تعلم نفس ما اخفى لهم»[9]

و این تفاوت‏ها بر اساس تفاوت نیّت و نوع کار است.

منبع: پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه (تمثیلات)، ص: 25


[1]. مائده/ 27

[2]. حجرات/ 13

[3]. آل‏عمران/ 37

[4]. دعاى وداع ماه رمضان‏

[5]. بقره/ 265

[6]. بقره/ 245

[7]. انعام/ 160

[8]. بقره/ 261

[9]. سجده/ 17

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۰۴

سؤال: امر به معروف و نهى از منکر، وظیفه همه مسلمانان است یا گروهى خاص؟

پاسخ: براى ماشینى که در مسیر یک طرفه بر خلاف همه رانندگى مى‏کند، دو نوع برخورد لازم است: یکى آنکه‏: تمام رانندگان با بوق و چراغ مخالفت خود را با کار او اعلام کنند،

دوم آنکه: پلیس، راننده را جریمه کند.

قرآن نیز هم تمام مسلمانان را به امر به معروف و نهى از منکر سفارش کرده و فرموده است:

(کُنتم خَیرَ امّة اخرِجَت للنّاس تَأمرون بِالمَعروف و تَنهَون عن المنکر)(آل‏عمران/110)

 شما بهترین امّتى هستید که جلوه کرده‏اید به شرط آنکه امر به معروف و نهى از منکر کنید.

و در جاى دیگر مى‏فرماید: از میان شما مسلمین گروهى ویژه باید مسئول امر به معروف و نهى از منکر شوند.

(ولتکن منکم امّة یَدعون الى الخیر و یأمرون بالمعروف و یَنهون عن المنکر) (آل‏عمران/104)

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 24

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۰۷:۳۰

سؤال: چگونه مى‏توانیم حقایق را آن گونه که هست، ببینیم؟

پاسخ: قرآن مى‏فرماید: «اتَّقُوا اللهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ الله» (بقره/ 282)

از خداوند پروا کنید تا خداوند، حقیقت را به شما بیاموزد.

تقوى به معناى دورى از انواع بدى‏ها و زشتى‏هاست.

آرى، افراد آلوده از درک بسیارى حقایق محرومند.

کسى که تعصّب قومى، حزبى، نژادى و ... دارد، حق را آنگونه که هست نمى‏فهمد، مثل کسیکه عینک سرخ گذاشته و همه چیز را سرخ مى‏بیند و شلغم را لبو مى‏پندارد

و اگر عینک سبز بگذارد، کاه را علف مى‏بیند.

اگر آیینه را صیقل دهیم، عکس را درست نشان مى‏دهد.

آئینه دل نیز باید صیقلى باشد تا معارف را درک کند.

دل‏هاى کینه دار مثل ظرف‏هاى آلوده است که اگر آب تمیز هم در آن ریخته شود، آلوده مى‏شود.

گناه غبارى است که نمى‏گذارد انسان واقع بین باشد.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 22

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۰۷:۱۲

امام صادق علیه السلام :

کسی که ذکر الحمد لله کما هو اهله را بگوید فرشتگانی را که مامور ثبت اعمال بندگان خدایند به عجز وامی دارد زیرا از نوشتن این همه حسنه عاجزند.

(ابن بابویه، محمد بن علی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، النص، ص 13)

سؤال: چگونه پاداش بعضى اعمال انسان، از حساب و شماره مى‏گذرد؟

پاسخ: بر اساس روایات، تعداد نفرات در نماز جماعت هر چه بیشتر باشد، ثواب نماز بیشتر مى‏شود؛ تا آنکه عدد افراد حاضر در نماز جماعت، به ده نفر برسد که در این صورت پاداش آن بى‏شمار شده و کسى جز خداوند نمى‏داند.

چنانکه انسان، با یک انگشت مى‏تواند شماره تلفن بگیرد، با دو انگشت مى‏تواند سطل کوچکى را بلند کند، با سه انگشت کار بیشترى انجام مى‏دهد، تا اینکه به ده انگشت برسد که در این صورت، دیگر کار انسان محدودیّت ندارد و هرکارى بخواهد مى‏تواند با این ده انگشت انجام دهد و نوع کارهایش قابل حساب و شماره نیست.
پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 19

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۵ ، ۰۶:۳۵

امام باقر(علیه السلام) :

‌أَوَّلَ مَا یُحَاسَبُ العَبدُ عَلَیهِ الصَّلاةُ فَإِن قُبِلتَ قُبِلَ مَا سِوَاهَا وَإِن رُدَّت رُدَّ مَا سِوَاهَا؛

اول چیزی که از بنده مورد محاسبه و سؤال قرار می‌گیرد، نماز است؛ اگر مورد قبول قرار گیرد سایر اعمال نیز قبول می‌شوند و اگر رد شود غیر آن نیز پذیرفته نمی‌شود. (فلاح السائل: ص 127.)


سؤال: چگونه قبولى تمام اعمال، مشروط به قبولى یک عمل همچون نماز مى‏شود؟

پاسخ: پلیس راهى را در نظر بگیرید که از راننده‏اى گواهینامه رانندگى مطالبه مى‏کند. اگر راننده، گواهینامه‏ پزشکى، گذرنامه سیاسى، پروانه ساختمان، کارت بازرگانى و اجازه اجتهاد و یا هر مدرک دیگرى به او نشان دهد، پلیس از او نمى‏پذیرد و تنها اگر گواهینامه رانندگى داشت اجازه عبور مى‏دهد و گرنه مانع او مى‏شود. در قیامت نیز شرط رسیدن به مقصد، گواهینامه نماز است که اگر نباشد، هیچ عملى مورد قبول و نجات‎‏بخش نیست.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 19

۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۲۱

سؤال: چرا صالحان، گرفتار مشکلات هستند و مجرمان و گنهکاران، در رفاه به سر مى‏برند؟

پاسخ: از آنجا که خداوند اولیاى خود را دوست دارد، لذا اگر خلافى کنند، فوراً آنان را با قهر خود مى‏گیرد تا متذکّر شوند، چنانکه خداوند در قرآن مى‏فرماید: اگر پیامبر سخنى را که ما نگفته‏ایم به ما نسبت دهد، با قدرت او را به قهر خود مى‏گیریم: «لو تقوَّل علینا بعضَ الاقاویل لأخذنا منه بالیمین»(ابراهیم/ 8) و همچنین اگر مؤمنین خلافى کنند، چند روزى نمى‏گذرد مگر آنکه گوشمالى مى‏شوند.

امّا اگر نااهلان خلاف کنند، خداوند به آنان مهلت مى‏دهد و هرگاه مهلت سرآمد، آنان را هلاک مى‏کند: «و جعلنا لمهلکهم مَوعداً» (کهف/59) و اگر امیدى به اصلاحشان نباشد، خداوند حسابشان را تا قیامت به تأخیر مى‏اندازد و به آنان مهلت مى‏دهد تا پیمانه شان پر شود. «انّما نُملى لهم لیزدادوا اثماً» (آل عمران/ 178)

به یک مثال توجه کنید:

اگر قطره‏اى چاى روى شیشه عینک شما بریزد، فوراً آن را پاک مى‏کنید.

امّا اگر قطره‏اى چاى روى لباس سفید شما بچکد، صبر مى‏کنید تا به منزل بروید و لباس خود را عوض کنید.

و اگر قطره‏اى روى قالى زیر پاى شما بچکد، آن را رها مى‏کنید تا مثلًا شب عید به قالى شویى ببرید.

خداوند نیز با هرکس به گونه‏اى رفتار مى‏نماید و بر اساس شفّافیّت یا تیرگى روحش، کیفر او را به تاخیر مى‏اندازد.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 18

۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۵۵

 

سؤال: نقش ایمان به خدا در زندگى انسان چیست؟

پاسخ: شما اگر وارد منزلى شدید که مى‏دانید این خانه نه صاحبى دارد و نه حسابى، نه دوربینى در کار است و نه کنترلى، هیچ دلیلى براى نظم و دقّت و انضباط در کارهاى شما نیست. در خانه رها، ما هم رها هستیم وهرچه ریخت و پاش نکنیم ونفس خود را کنترل کنیم ضرر کرده‏ایم، ولى اگر بدانیم که این خانه صاحب و حسابى دارد و تمام رفتار ما زیر نظر اوست، به گونه‎‏اى دیگر زندگى خواهیم کرد. اگر ایمان بیاوریم که این هستى، صاحبى دارد به نام خداى حکیم و حسابى در کار است به نام معاد و براى تمام افکار و رفتار و گفتار ما پاداش یا کیفرى هست، ما نیز حساب کار خود را مى‏کنیم و خواسته‏‎هاى نفس سرکش خود را مهار مى‏‎کنیم. کارهایى را که صاحب خانه نمى‏‎پسندد، انجام نمى‏‎دهیم، زیرا مى‏‎دانیم به حساب تمام کارهاى خیر یا شرّ ما رسیدگى مى‏شود و خداوند در کمین ماست.

پرسش هاى مهم، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات)، ص: 16

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۱

 

ممکن است کسی مرتکب گناه کبیره ای شده باشد و از عذاب خدا  و از عاقبت کارش ترسان باشد، این شخص امید بسیاری به آمرزشش وجود دارد نسبت به کسی که گناه صغیره ای را مرتکب شود و آن را ناچیز بشمارد چون به عنوان مثال اگر کسى سنگى به سوى ما پرتاب کند، ولى بعداً پشیمان شده و عذرخواهى کند، ممکن است او را ببخشیم ، ولى اگر سنگ ریزه اى به ما بزند، و در مقابلِ اعتراض بگوید: این که چیزى نیست ، بى خیالش . او را نمى بخشیم ، زیرا این کار، از روح استکبارى او پرده برمى دارد و بیانگر آن است که او گناهش را کوچک مى شمرد.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۱۵

فرض کنید پشت پنجره‌ای رو به آفتاب نشسته‌اید، مادامی که حائلی مثل پرده بین شما و خورشید نباشد، به وضوح نور آفتاب را می‌بینید، اگر پرده‌ای پشت پنجره نصب کنید، مقداری از شدت نور را می‌گیرد، اگر پرده دیگری نصب کنید نور کمتر می‌شود. پرده‌ها را تا جایی اضافه می‌کنید که دیگر از نور آفتاب خبری نیست و شما در ظلمت مطلق قرار خواهید گرفت؛‌ گناه هم همین‌ طور است؛‌ از آنجا که ارتکاب گناه پرده حجابی میان بنده و خداوند ایجاد می‌کند، کثرت گناه و پافشاری بر ارتکاب آن، پرده‌های حجاب میان بنده و خدا را زیاد می‌کند تا جایی که ظلمت درون گناهکار را فرا می‌گیرد و نور هدایت را دریافت نمی‌کند؛ وقتی این طور شد می‌شود همانی که حضرت زینب(سلام الله علیها) در خطاب به یزید و در بیان علت چرایی ظلم یزید در حق امام حسین (علیه السلام) فرمود: «ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساءُوا السّوأیٰ أَن کَذَّبوا بِآیاتِ اللَّهِ وَکانوا بِ‌ها یَستَهزِئونَ» (روم/10)؛ سپس سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و پیوسته آن را مسخره می‌کردند.

از این تعبیر زیبا می‌توان دریافت، فاصله قداست تا قساوت، از ارتکاب گناه است، آری! گناه و آلودگی همچون «بیماری خوره»‌ به جان انسان می‌افتد و روح ایمان را می‌خورد و از بین می‌برد و کار به جایی می‌رسد که سر از تکذیب آیات الهی در می‌آورد و از آن هم فراتر می‌رود و او را به استهزاء و سخریه پیامبران و آیات الهی وا می‌دارد و به مرحله‌ای می‌رسد که دیگر، هیچ وعظ و اندرز و اندازی مؤثر نیست و جز تازیانه عذاب دردناک الهی راهی باقی نمی‌ماند!

منبع: فارس نیوز

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۵ ، ۰۷:۵۶


«بدان که از برای توبه کامله، ارکان و شرائطی است که تا آنها محقّق نشود، توبه صحیحه، حاصل نشود.

و ما به ذکر عمده آنها که لازم است، می‌پردازیم:

یکی از آنها که رکنِ رکینِ[1] او است، ندامت و پشیمانی است از گناهان و تقصیرات گذشته و دیگر، عزمِ به برگشت ننمودن بر آن است برای همیشه. و این دو در حقیقت، محقِّق اصل حقیقتِ توبه و به منزله مقوِّماتِ ذاتیه[2] آن است.»

آنچه خواندید ارکان توبه از نظر حضرت امام ـ رحمة الله علیه ـ است که در کتاب چهل حدیث بیان فرموده‌اند.[3]

همان‌گونه که هیچ بنائی بدون پایه و رکن وجود پیدا نمی‌کند، توبه نیز دارای ارکانی است که وجود و تحقّق آن، بدون آن ارکان ممکن نیست. و نیز همان‌گونه که بدون وجود دو عنصر اکسیژن و ئیدروژن، آب وجود پیدا نمی‌کند، و همانگونه که بدون تار و پود، پارچه‌ای بافته نمی شود، توبه نیز بدون وجود این دو رکن که به عنوان مقوِّمات ذاتیه و تشکیل دهندگان اصلی آن است حاصل نمی‌شود. تحققّ توبه بدون وجود هر یک از این دو رکن یعنی «ندامت و پشیمانی از گناهان و تقصیرات گذشته» و «عزمِ برگشت ننمودن به آن، برای همیشه» غیر ممکن است.

بنابراین جاری کردن لفظ استغفرالله و امثال آن بر زبان ـ اگر پشیمانی قلبی نباشد، و یا حتّی در صورتی که پشیمانی قلبی باشد ولی عزم بر ترکِ دائمی آن معصیت نباشد ـ توبه نیست.

در نهج البلاغه می‌خوانیم که:[4]

شخصی در حضور حضرت امیر ـ علیه السّلام ـ گفت: استغفرالله.[5]

پس حضرت به او فرمود: «مادرت در عزایت گریه کند، آیا می‌دانی استغفار و طلب آمرزش چیست؟»

و پس از آن، حضرت به بیان ارکان و شرایط توبه و استغفار می‌پردازند که:

«آن (استغفار) اسمی است که واقع می‌شود بر شش معنی.

اول: آن پشیمانی برگذشته است.

دوم: عزم بر بازگشت نکردن به سوی آن است برای همیشه.

سوم: اداکنی به سوی مخلوق حق آنها را، تا هنگامی که خدا را ملاقات می‌کنی پاک باشی، و حقّی از کسی بر عهده تو نباشد.

چهارم: روی آوری به سوی هر فریضه و واجبی که بر تو است، که آنرا ضایع کرده‌ای. پس حق آن فریضه را بجای آر. پنجم: ... و ششم ...»

حضرت امام ـ رحمة الله علیه ـ در ارتباط با این روایت می‌فرمایند:[6]

این حدیث شریف مشتمل است اولاً: بر دو رکن توبه که پشیمانی و عزم بر عدمِ عود[7] است.

و پس از آن: بر دو شرطِ مهمّ قبول آن که ردِّ حقوقِ مخلوق، و ردِّ حقوقِ خالق است.

انسان به مجرّد آنکه گفت توبه کردم از او پذیرفته نمی‌شود. انسان تائب آنست که هرچه از مردم به ناحق برده، ردّ به آنها کند و اگر حقوق دیگری از آنها در عهده اوست، و ممکن است تأدیه[8]، یا صاحبش را راضی نماید، قیام به آن کند. و هر چه از فرائض الهیه ترک کرده، قضا نماید یا تأدیه نماید، و اگر تمام آنها را ممکنش نیست، قیام به مقدار امکان کند.

بداند که اینها حقوقی است که از برای آنها مُطالِبی[9] است و در نشأة دیگر[10] از او به اشقّ احوال[11] مُطالبه می‌کنند، و در آن عالم، راهی برای تأدیه آنها ندارد، جز آنکه حمل بار گناهان دیگران را کند و ردّ اعمال حسنه خود را نماید. پس در آن وقت بیچاره و بدبخت می‌شود، و راهی برای خلاص و چاره‌ای برای استخلاص ندارد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۴۲

لزوم حذر از جاهلان

آنها که به شناخت واجبات و محرّمات خویش اقدام نمی‌کنند امام و مقتدای اهل ایمان، امیر مؤمنان آنها را چون ستمکاران زمان جاهلیت می‌شمارند که در دین تفقّه نمی‌کنند و به شناخت تکالیف خویش اقدام نمی‌کنند، و حضرتشان ما را از اینکه اینگونه باشیم برحذر می‌دارند.[1]

سرزنش از عمل بدون علم

آنها که بدون شناخت احکامِ دین، عمل می‌کنند و بدون فقه عبادت می‌کنند، تصاویر بدی از آنها و نتیجه کارشان، در روایات ارائه شده است. در زیر چند روایت را که بیانگر چهرة جاهلانی است که بدون علم و شناخت، عمل می‌کنند برای نمونه می‌آوریم:

رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ :

مَنْ عَمِلَ عَلی غَیرِ عِلْمٍ کانَ ما یُفسِدُهُ اَکْثَرَ مِمّا یُصْلِح[2]

آنکه بدون شناخت عمل کند، فسادی که بار می‌آورد، بیش از صلاحی است که انجام می‌دهد.

رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ :

مَثَلُ العابِدِ الذّی لا یَتَفَقَّهُ کَمَثَلِ الذّی یُبنی بِاللَّیْلِ و یُهْدِمُ بِالنَّهار[3]

مَثَل آنکه بدون شناختِ دین، عبادت می‌کند، مانند کسی است که در شب بنا می‌کند و در روز خراب.

حضرت امیر ـ علیه السّلام ـ :

المُتَعَبِّدُ عَلی غَیْرِ فِقْهٍ کَحِمارِ الطّاحُونَةِ یَدُورُ ولا یَبْرَحُ[4]

آنکه خدا را بدون فقه (شناختِ دین) عبادت می‌کند، مانند خر آسیاست که می‌چرخد ولی همچنان در جای خویش است و قدمی جلوتر نمی‌رود.

امام صادق ـ علیه السّلام ـ : اَلْعامِلُ عَلی غَیْرِ بَصیرَةٍ کَالسّائِرِ عَلی غَیْرِ الطّریقِ ولا یَزیدُهُ سُرعَةُ السِّیْرِ مِنَ الطَّریقِ اِلاّ بُعْداً[5]

آنکه بدون شناخت و بصیرت عمل می‌کند، مانند کسی است که بیراهه می‌رود، و سرعت سیرش فقط او را از راه دور می‌کند.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۰۹

پرسش:

معنی گناه «الْأَمْنُ مِنْ مَکْرِ اللَّهِ» یا «امنِ از مَکرُ الله» چیست؟

پاسخ:

یکی از گناهان کبیره، «امنِ از مَکرُ الله» است.[1] « امنِ از مَکرُ الله» یعنی ایمن بودن از کیفر الهی. این معصیت، یک حالت درونی است و یکی از محرّمات است. انسانِ معصیت کار نباید از کیفر الهی احساس امنیّت و آرامش نماید، بلکه باید مضطرب و نگرانِ آن باشد. احساس امنیّت در این حال، خود معصیت کبیره است. آنکه مثلاً دروغ می‌گوید و دارای خیالی راحت و آسوده است و از انجام این معصیت و حرام، احساس نگرانی نمی‌کند، گرفتار معصیتی دیگر است که « امنِ از مَکرُ الله» است.

انسان همیشه باید در مقابل گناهان و معاصی حالت بیم و اضطراب داشته باشد و هرگز به آن نزدیک نشود. از انجام معاصی و محرّمات حالت خوف و هراس داشته باشد و همانگونه که به یک حیوان درنده و خطرناک و به یک مار سمی هرگز حاضر نیست نزدیک شود از گناهان نیز دوری کند و به آن نزدیک نگردد.

تمثیل:

در حدیث شریفی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ می خوانیم که تأثیر عملِ سوء و ناشایست از تأثیر کارد در گوشت سریعتر است. حال باید از خود بپرسیم که اگر تیری به جانب ما پرتاب شود، عقل چه حکم می‌کند؟ آیا حکم عقل، جز اینست که خود را از مقابل آن دور کنیم؟ یقیناً معاصی و گناهان و محرّمات، مانند تیرهایی هستند که به سمت انسان رها شده‌اند و هستی انسان را در معرض تهدید جدّی قرار می‌دهند. یا اینکه مانند سمی هستند که انسان غفلتاً خورده باشد، و در این صورت مادة سمّی لحظه به لحظه دروجود او کارگر می‌شود و او را به سوی هلاکت پیش می‌بَرَد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۳۰

کسی که در توبه اهمال ورزد و آن را از وقتی به وقتی دیگر پیش اندازد، میان دو خطر عظیم باشد که اگر به فرض از یکی از آنها جان سالم به در برد، از دیگری نتواند به در برد:

اول آن که اجل بدو مهلت ندهد و از غفلت خویش آگاه نگردد جز هنگامی که مرگش فرار رسد و فرصت تدارک از دست رود و درهای تلافی گذشته بسته شود

دوم آن که ظلمت و تیرگی گناهان بر قلبش تراکم یابد تا بر آن، شکل یابد، و زنگار شود به طوری که دیگر محو نشود، چه در اثر هر معصیتی که انسان مرتکب شود، ظلمتی بر قلب پدید می آید؛ چنانکه در آیینه به واسطه دم انسان، ظلمتی پدید می آید. پس چون ظلمت گناهان، بر روی هم انباشته شوند، به صورت زنگار، درآیند؛ چنانکه بخار نفس انسان آیینه را چنین کند. هنگامی که این زنگار بسیار شوند و مدتی طولانی باقی بمانند، در قلب انسان چنان فرو روند که دیگر به هیچ وجه صیقل نپذیرد.

برگرفته شده از: کتاب توبه/ علامه حسن حسن زاده آملی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۱۲

شناخت بیماریها، اولین گام در پیشگیری و درمان آنهاست، و مسلَّم است که نقش پیشگیری در این زمینه، بسیار مهمتر از درمان است. در این ارتباط واکسینه کردن افراد، از رایج‌ترین و ضروری‌ترین برنامه‌ها برای پیشگیری بسیاری از بیماریهاست که نقش آن کاملاً روشن است.

آنان که بیماریها و پیامدهای آنرا می‌شناسند خود را هرگز در معرض ابتلاء بدان قرار نمی‌دهند. لیکن افراد ناآگاه، با بی‌توجهّی خویش، گذشته از آنکه خود را در معرض خطر قرار می‌دهند، سلامتی اطرافیان را نیز تهدید می‌کنند.

با توجّه به این نکات، شاخت «بیماری گناه» که از تمام بیماریها هلاک کننده‌تر است، برای همه ضرورت تام دارد.

  • شناخت، برای پیشگیری از ابتلاء خود و اطرافیان و جامعه.
  • شناخت، برای تشخیص وجود آن در خود و دیگران و شناخت، برای درمان آن.

عاقبت درناک عدم پیشگیری و درمان بیماری گناه

آری یقیناً «بیماری گناه»، در مقایسه با انواع بیماریها، از تمام آنها خطرناک‌تر است. اگر سایر بیماریها تب و درد بر انسان عارض می‌کند و برخی اعضای جسم انسان را تهدید می‌کند، بیماری گناه سلامت جسم و جان، هستی اجتماعی، و سرانجامِ زندگی مادّی و معنوی ما را تباه می‌کند و سرنوشت دنیا و آخرت ما را برای همیشه تیره و تار می‌سازد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۳۷
امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام):
لاتَکُن مِمَّن یَرجُو الآخِرَهَ بِغَیرِ عَمَلٍ، و یُرجّی التَّوبَهَ بِطُولِ الآمَلِ؛
از کسانی مباش که بدون عمل امید به آخرت دارند و با آرزوهای دور و دراز توبه را به تأخیر می اندازند.
نهج البلاغه، حکمت 142

شرح حدیث:

کسی که در پی گنج است، رنج آن را هم باید به جان بخرد.
کسی هم که به آخرت و بهشت و پاداش الهی امیدوار است، برای رسیدن به این هدف باید تلاش و عمل صالح و انجام وظیفه کند.
مگر باغبان و کشاورز بدون شخم زدن و بذر پاشیدن و آبیاری و مراقبت می تواند محصولی برداشت کند؟ و مگر بدون نماز و روزه و انجام تکالیف و ترک گناه و زندگی در مسیر بندگی خدا و پرهیز از هوای نفس و پیروی از شیطان می توان به بهشت الهی و نعمتهای آن رسید؟ عقیده به آخرت انگیزه ای برای عمل صالح است.
گناه دامی برای انسان است که او را طعمه ی عذاب می کند.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۳۳

حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله):

«العِبادَةُ مَعَ أکلِ الحَرامِ کَالبِناءِ عَلَى الرَّملِ»

عبادت کردن با حرام خواری مانند بنا کردن بر روی رمل است. [1]

[1] . عدّة الداعی: 141.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۵ ، ۰۷:۲۴

امام على علیه السلام :

اجتِنابُ السیّئاتِ أولى مِنِ اکتِسابِ الحَسَناتِ .

 دورى کردن از بدیها برتر از انجام خوبیهاست .

عیون الحکم و المواعظ (للیثی)، ص: 125

امام باقر علیه السلام :

 تَوَقِّی الصَّرْعةِ خیرٌ مِن سُؤالِ الرَّجعَةِ

 پرهیز از به خاک در افتادن، بهتر است از این که خواهش کنى بلندت کنند .

 بحار الأنوار ج‏75، ص: 187

بحار الأنوار : از معصومان علیهم السلام نقل شده است :

جِدُّوا و اجتَهِدُوا، و إن لَم تَعمَلُوا فلا تَعصُوا ، فإنّ مَن یَبنِی و لا یَهدِمُ یَرتَفِعُ بِناؤهُ و إن کانَ یَسیراً ، و إنّ مَن یَبنِی و یَهدِمُ یوشِکُ أن لا یَرتَفِعَ بِناؤهُ .

 تلاش و کوشش کنید و اگر عمل نمى کنید گناه هم نکنید ؛ زیرا کسى که بنایى مى سازد و ویرانش نمى کند ، ساختمانش بالا مى رود هر چند اندک . اما کسى که مى سازد و[سپس] ویران مى کند بنایش بالا نمى رود .

 بحار الأنوارج‏67، ص: 286

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۵ ، ۰۱:۵۱

 هُوَ الَّذِى خَلَقَکُم مِن طِینٍ ثُمَّ قَضَى‏ أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسَمّىً عِندَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ   (انعام، 2)
 او کسى است که شما را از گل آفرید، پس از آن أجلى را (براى زندگى شما در دنیا) قرار داد و أجلى معیّن (که مربوط به آخرت یا غیر قابل تغبیر در دنیاست) نزد اوست. پس (با وجود این) شما شک و شبهه مى‏کنید؟

 امام باقرعلیه السلام در مورد «أجلاً و أجلٌ» فرمود: آنها دو أجل هستند: یکى محتوم و قطعى و دیگرى موقوف (یعنى مشروط و معلّق).(1)

بنابراین خداوند براى عمر انسان دو نوع زمان‏بندى قرار داده: یکى حتمى که اگر همه‏ ى مراقبت‏ها هم به عمل آید، عمر (مانند نفت چراغ) تمام مى‏ شود. و دیگرى غیر حتمى که مربوط به کردار خودمان است، مثل چراغى که نفت دارد، ولى آن را در معرض طوفان قرار دهیم.

 به نقل ابن‏ عباس، خداوند براى انسان دو أجل قرار داده: یکى از تولّد تا مرگ، دیگرى از مرگ تا قیامت. انسان با اعمال خود، گاهى از یکى مى‏کاهد وبه دیگرى مى ‏افزاید. پس پایان أجل هیچ کس قابل تغییر نیست. «ومایُعمَّر مِن مُعَمَّرٍ ولایَنقَصُ مِن عُمُرِه الاّ فى کتاب»(2)

و هیچ سالخورده ای عمر طولانی نمی کند و هیچ مقداری از عمرش کاسته نمی گردد مگر آنکه همه در کتابی مضبوط است و این کار برخدا آسان می باشد.

1) کافى، ج‏1، ص‏147.
2) فاطر، 11.

منبع: کتاب تمثیلات تفسیر نور (حجت الاسلام قرائتی)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۲۰:۰۷